مشاور
تبلیغات مشاور
ناخوش احوالم    ناخوش احوالم
ناخوش احوالم    ناخوش احوالم

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: ناخوش احوالم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    ناخوش احوالم

    با عرض درود و احترام فراوان خدمت تمام مشاوران و کاربران گرامی
    با عرض تشکر از ادمین گرامی سایت بابت ایجاد کردن همچین فضایی
    بنده یک پسر 19 ساله هستم
    برخلاف هم سن و سالام و همکلاسی هام ، نه دوست دختر دارم و نه خوشم میاد که داشته باشم
    کلا نمیدونم چرا با جنس مخالف نمیتونم ارتباط برقرار کنم
    یعنی حتی الان که توی یه مغازه موبایل فروشی کار میکنم ، مشتری خانم که میاد ، دست خودم نیست ولی حتی سرم رو هم نمیتونم بالا بگیرم
    کلا حس بدی نسبت بهشون دارم
    مخصوصا وقتی میبینم با عشوه اومدن و لَوَندی ، به چیزی که میخوان میرسن یا حتی میبینم بعضی مرد ها با اینکه زن دارن ، ولی باز چشمشون دنبال ایناس
    مشکل دیگه ای که دارم ، اینه که نمیتونم از حق خودم دفاع کنم
    یعنی مثلا چند دفعه تا الان شده که من مقصر کاری نبودم ولی به خاطر رفاقت گردن گرفتم و بعدا هم نتونستم بی گناه بودنم رو ثابت کنم
    به شدت هم ترسو هستم
    صدام رو به هیچ وجه نمیتونم بالا ببرم حتی وقتی عصبی میشم ، جز سکوت کار دیگه ای ازم بر نمیاد
    خودم میدونم که بیمارم ولی نمیدونم دقیقا چه بیماری ای دارم
    دیگه حتی تعطیلات عید و دورهمی ها و فامیل ها و بازی و کردن و فیلم دیدن که جز مورد علاقه ترین کارام بوده ، من رو خوشحال نمیکنه
    قبلنا وقتی سرم رو روی بالش میزاشتم ، از خستگی کلا یادم میرفت که کِی خوابم برد ولی الان وقتی دراز میکشم فقط فکر و خیال میاد سراغم و شبا هم تو خواب 3-5 بار از خواب میپرم و پامیشم روی تراس هوا میخورم
    به خودکشی و دنیای بعد از مرگ زیاد فکر میکنم ولی جرئت این که دست به همچین کاری بزنم رو ندارم
    عذر خواهی میکنم که طولانی شد
    تشکر میکنم از عزیزانی که به بنده ی حقیر مشاوره میدن
    یا حق
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.68
    نوشته ها
    2,548
    تشکـر
    3,074
    تشکر شده 1,518 بار در 1,004 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ناخوش احوالم

    نقل قول نوشته اصلی توسط maxpaybe نمایش پست ها
    با عرض درود و احترام فراوان خدمت تمام مشاوران و کاربران گرامی
    با عرض تشکر از ادمین گرامی سایت بابت ایجاد کردن همچین فضایی
    بنده یک پسر 19 ساله هستم
    برخلاف هم سن و سالام و همکلاسی هام ، نه دوست دختر دارم و نه خوشم میاد که داشته باشم
    کلا نمیدونم چرا با جنس مخالف نمیتونم ارتباط برقرار کنم
    یعنی حتی الان که توی یه مغازه موبایل فروشی کار میکنم ، مشتری خانم که میاد ، دست خودم نیست ولی حتی سرم رو هم نمیتونم بالا بگیرم
    کلا حس بدی نسبت بهشون دارم
    مخصوصا وقتی میبینم با عشوه اومدن و لَوَندی ، به چیزی که میخوان میرسن یا حتی میبینم بعضی مرد ها با اینکه زن دارن ، ولی باز چشمشون دنبال ایناس
    مشکل دیگه ای که دارم ، اینه که نمیتونم از حق خودم دفاع کنم
    یعنی مثلا چند دفعه تا الان شده که من مقصر کاری نبودم ولی به خاطر رفاقت گردن گرفتم و بعدا هم نتونستم بی گناه بودنم رو ثابت کنم
    به شدت هم ترسو هستم
    صدام رو به هیچ وجه نمیتونم بالا ببرم حتی وقتی عصبی میشم ، جز سکوت کار دیگه ای ازم بر نمیاد
    خودم میدونم که بیمارم ولی نمیدونم دقیقا چه بیماری ای دارم
    دیگه حتی تعطیلات عید و دورهمی ها و فامیل ها و بازی و کردن و فیلم دیدن که جز مورد علاقه ترین کارام بوده ، من رو خوشحال نمیکنه
    قبلنا وقتی سرم رو روی بالش میزاشتم ، از خستگی کلا یادم میرفت که کِی خوابم برد ولی الان وقتی دراز میکشم فقط فکر و خیال میاد سراغم و شبا هم تو خواب 3-5 بار از خواب میپرم و پامیشم روی تراس هوا میخورم
    به خودکشی و دنیای بعد از مرگ زیاد فکر میکنم ولی جرئت این که دست به همچین کاری بزنم رو ندارم
    عذر خواهی میکنم که طولانی شد
    تشکر میکنم از عزیزانی که به بنده ی حقیر مشاوره میدن
    یا حق
    سلام

    شما غلبه سردی( بلغم ) پیدا کرده اید.

    برای از بین بردن بلغم خوردن سویق و روغن زیتون و آب جوشیده ولرم و عسل و انگور و در کل غذاها و میوه های گرم مزاج توصیه میشه و از غذاها و میوه های سرد مزاج باید پرهیز کنید.

    بهتره برای نتیجه گرفتن بهتر به یه پزشک طب سنتی ماهر مراجعه کنید.

    این لینک رو هم بخونید
    ویرایش توسط Experience : 11-25-2018 در ساعت 08:44 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ناخوش احوالم

    تشکر از شما دوست عزیز بابت مشاوره تون
    راستش همه اش به این ختم نمیشه
    کلا هیچ وقت نمیخوام هم رنگ جماعت باشم
    دلم میخواد جدا و تنها از بقیه باشم
    مثلا تو انتخاب فیلم و سریال که ساده ترین مثالش هست ، فیلمی رو که دیگران توصیه کنند رو اصلا به سمتش نمیرم
    میرم سراغ فیلم های گمنام و شاید حتی مزخرفی که کسی سراغش نمیره
    اصلا طرز فکرم مثل هم دوره ای هام نیست
    اونا به ماشین پول دوست دختر و ... فکر میکنن ولی من آرزو هام بیشتر حُول موبایل و کامپیوتر و پلی استیشن میگرده
    گرچه که دیگه اونا هم برام جذابیتی نداره
    کلی فیلم و سریال دارم ولی حوصله ی تماشا کردن رو ندارم
    جدیدترین بازی ها رو دارم ولی همه رو نصفه نیمه ول میکنم و ادامه نمیدم
    به حیوانات و گل و گیاه خیلی علاقه دارم و تو اتاقم چندتا گلدون دارم ولی افکار روی اونا هم تاثیر گذاشته و احساس میکنم از غم منه که همشون پژمرده شدن
    یه مدت فکر سربازی رفتن به سرم افتاده بود ، با اینکه شرایط برای امریه و کار دفتری مهیا هست ، ولی دلم میخواست لب مرز بیفتم
    تنها و دور از همه چیز و همه کس
    همونطور که خدمتتون عرض کردم توی یک موبایل فروشی کار میکنم
    وقتی یک آشنا یا دوست یا فامیل رو تو محل کارم میبینم ، دلم میخواد زمین دهن باز کنه و من رو بخوره
    دانشگاه که میرفتم ، کلا سرم رو پایین مینداختم در صورتی که بقیه همه در حال لاس زدن و اینکارا بودن ، من فقط میرفتم و میومدم
    از مظلومیت و سادگیم ، یکی از مشتری ها سوءاستفاده کرد
    با اینکه من هیچ تقصیری در پاک شدن اطلاعات گوشیش نداشتم ، اما صاحب کارم تقصیر من انداخت
    منم چون انسان ضعیف النفسی هستم ، از اون مغازه اومدم بیرون
    حالا باز جدیدا آدرس محل کار جدیدم رو پیدا کرده و همیشه اونجا اُطراق میکنه و این مسئله من رو آزار میده
    کاری هم از دستم بر نمیاد اونم هرشب میاد اونجا تهدیدم میکنه
    ناراحتیم از اینه که اون زن هستش و میاد من رو جلوی صاحب کارم و همکارام خورد میکنه
    منم خجالت میکشم
    هیچ جوره هم حرف حالیش نمیشه
    اینا همه دست به دست هم دادن که من اون روزنه امیدی هم که به زندگی و آدماش داشتم رو از دست بدم
    برای مثال همین صاحب کار قبلیم به قدری با من صمیمی بود که به من میگفت داداش
    منم خیلی خوشحال بودم چون تا اون زمان نه دوست و رفیقی به اون صورت داشتم و نه کسی انقدر من رو نزدیک به خودش میدونست اما بعد از یه مدت قشنگ احساس کردم که یه خنجری تو پشتم فرو کرده ، علتش رو هم نمیدونم فقط از کاراش مشخص بود که میخواد من رو دَک کنه و دیگه نه تنها من رو رفیق نمیدونست ، که اجازه نمیداد حتی تو مغازش کار کنم
    ولی بزرگترین ترس زندگیم اینه که من یه برادر دارم که 5 سال از من کوچیکتره و متاسفانه از رفتار و کردارش متوجه شدم که الگوش من بودم و خیلی داره شبیه خودم میشه
    واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
    به خودکشی زیاد فکر میکنم ولی جرئت عملی کردنش رو ندارم
    ولی همچین که یه بیماری میگیرم یا یه درد خفیف ، هی به خودم دوست دارم تلقین کنم که دیگه کارم تمومه
    الان چند وقته قلبم درد میکنه ولی نه خوب میشه و نه اتفاقی میفته
    میدونم هم شما و هم دیگر مشاوران و کاربرانی که این حرف ها رو میخونن ، خودشون کم گرفتاری و مشکل ندارن و حالا با شنیدن درد دلای من شاید اونا هم خاطرشون مُکَدر بشه اما عذر خواهم واقعا از همتون
    ویرایش توسط maxpaybe : 11-25-2018 در ساعت 08:34 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از maxpaybe بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.68
    نوشته ها
    2,548
    تشکـر
    3,074
    تشکر شده 1,518 بار در 1,004 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ناخوش احوالم

    نقل قول نوشته اصلی توسط maxpaybe نمایش پست ها
    تشکر از شما دوست عزیز بابت مشاوره تون
    راستش همه اش به این ختم نمیشه
    کلا هیچ وقت نمیخوام هم رنگ جماعت باشم
    دلم میخواد جدا و تنها از بقیه باشم
    مثلا تو انتخاب فیلم و سریال که ساده ترین مثالش هست ، فیلمی رو که دیگران توصیه کنند رو اصلا به سمتش نمیرم
    میرم سراغ فیلم های گمنام و شاید حتی مزخرفی که کسی سراغش نمیره
    اصلا طرز فکرم مثل هم دوره ای هام نیست
    اونا به ماشین پول دوست دختر و ... فکر میکنن ولی من آرزو هام بیشتر حُول موبایل و کامپیوتر و پلی استیشن میگرده
    گرچه که دیگه اونا هم برام جذابیتی نداره
    کلی فیلم و سریال دارم ولی حوصله ی تماشا کردن رو ندارم
    جدیدترین بازی ها رو دارم ولی همه رو نصفه نیمه ول میکنم و ادامه نمیدم
    به حیوانات و گل و گیاه خیلی علاقه دارم و تو اتاقم چندتا گلدون دارم ولی افکار روی اونا هم تاثیر گذاشته و احساس میکنم از غم منه که همشون پژمرده شدن
    یه مدت فکر سربازی رفتن به سرم افتاده بود ، با اینکه شرایط برای امریه و کار دفتری مهیا هست ، ولی دلم میخواست لب مرز بیفتم
    تنها و دور از همه چیز و همه کس
    همونطور که خدمتتون عرض کردم توی یک موبایل فروشی کار میکنم
    وقتی یک آشنا یا دوست یا فامیل رو تو محل کارم میبینم ، دلم میخواد زمین دهن باز کنه و من رو بخوره
    دانشگاه که میرفتم ، کلا سرم رو پایین مینداختم در صورتی که بقیه همه در حال لاس زدن و اینکارا بودن ، من فقط میرفتم و میومدم
    از مظلومیت و سادگیم ، یکی از مشتری ها سوءاستفاده کرد
    با اینکه من هیچ تقصیری در پاک شدن اطلاعات گوشیش نداشتم ، اما صاحب کارم تقصیر من انداخت
    منم چون انسان ضعیف النفسی هستم ، از اون مغازه اومدم بیرون
    حالا باز جدیدا آدرس محل کار جدیدم رو پیدا کرده و همیشه اونجا اُطراق میکنه و این مسئله من رو آزار میده
    کاری هم از دستم بر نمیاد اونم هرشب میاد اونجا تهدیدم میکنه
    ناراحتیم از اینه که اون زن هستش و میاد من رو جلوی صاحب کارم و همکارام خورد میکنه
    منم خجالت میکشم
    هیچ جوره هم حرف حالیش نمیشه
    اینا همه دست به دست هم دادن که من اون روزنه امیدی هم که به زندگی و آدماش داشتم رو از دست بدم
    برای مثال همین صاحب کار قبلیم به قدری با من صمیمی بود که به من میگفت داداش
    منم خیلی خوشحال بودم چون تا اون زمان نه دوست و رفیقی به اون صورت داشتم و نه کسی انقدر من رو نزدیک به خودش میدونست اما بعد از یه مدت قشنگ احساس کردم که یه خنجری تو پشتم فرو کرده ، علتش رو هم نمیدونم فقط از کاراش مشخص بود که میخواد من رو دَک کنه و دیگه نه تنها من رو رفیق نمیدونست ، که اجازه نمیداد حتی تو مغازش کار کنم
    ولی بزرگترین ترس زندگیم اینه که من یه برادر دارم که 5 سال از من کوچیکتره و متاسفانه از رفتار و کردارش متوجه شدم که الگوش من بودم و خیلی داره شبیه خودم میشه
    واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
    به خودکشی زیاد فکر میکنم ولی جرئت عملی کردنش رو ندارم
    ولی همچین که یه بیماری میگیرم یا یه درد خفیف ، هی به خودم دوست دارم تلقین کنم که دیگه کارم تمومه
    الان چند وقته قلبم درد میکنه ولی نه خوب میشه و نه اتفاقی میفته
    میدونم هم شما و هم دیگر مشاوران و کاربرانی که این حرف ها رو میخونن ، خودشون کم گرفتاری و مشکل ندارن و حالا با شنیدن درد دلای من شاید اونا هم خاطرشون مُکَدر بشه اما عذر خواهم واقعا از همتون
    این چیزایی که میگید اونقدرا هم مشکل سخت و پیچیده ای نیستن فقط با تلقین به خودتون و ضعیف دونستن خودتون گُندش کردین.

    توی یکی از سخنرانیها دکتر خیراندیش گفته بودن شخص بلغمی تمایل به مرگ داره اما جرات خودکشی نداره.

    همه این چیزایی که میگید دلیلش نبود اعتماد بنفس و نامتعادل بودن مزاج( غلبه مزاج بلغم ) و نداشتن تغذیه درست هست، اینا مشکلات پیچیده ای نیستن کافیه تصمیم بگیرید و شروع کنید به حل کردنشون.

    مشکلات وجود دارن که انسان با حل کردنشون پیشرفت کنه و قوی شه.
    ویرایش توسط Experience : 11-25-2018 در ساعت 10:25 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
ناخوشترين شت,  ناخوش,  ناخوشه,  ناخوشة,  ناخوشي ژيان,  ناخوشایند در جدول,  ناخوشایند بودن در جدول,  ناخوشی در حل جدول,  ناخوشی در جدول,  نخوشم,  ناخوش احوالم,  دانلود اهنگ ناخوش احوالم,  اهنگ ناخوش احوالم,  اهنگ ناخوش احوالمو,  آهنگ کردی ناخوش احوالم,  طبیبی ناخوش احوالم,  فیلم هزارپا,  فیلم ایرانی,  فیلم هندی,  فیلم لاتاری,  فیلم ترسناک,  فیلم به وقت شام,  فیلم عاشقانه,  فیلم خنده دار,  فیلم جدید,  فیلم سینمایی جدید,  فکرە,  فکر,  فکر برتر,  فکری سیاسی,  فکر آخرت,  فکرشم نکن,  فکرآموز,  فکر چیست,  فکرونی ام کلثوم,  فکر تو پیرم کرد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید