مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 18 از 18

موضوع: دروغ و خیانت

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31377
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دروغ و خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط merina نمایش پست ها
    سلام
    ببینید به نظر من الان یه مسائله ای اینجا هست به اسم اختلاف فرهنگی. شما ایشون رو از کاری منع می کنی که اصلا برای خودش و خانوادش هیچ معنایی نداره ......
    این دروغه ایشون رو توجیح نمیکنه . اگه دوسم داشت میتونست نره چون مجبور نبوده بره و این کار هارو انجام بده چون حتی پدرش هم به عروسی نرفته بوده و فقط با مادرش رفتن . و عروسی آشنا یا فامیل هم نبوده عروسی یه خانواده ای بوده که میدونست ازشون من متنفرممممم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از Amir Moh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31377
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دروغ و خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خب پس تکلیف روشنه!
    ممنون از شما . ایشالا همیشه موفق باشین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.71
    نوشته ها
    4,136
    تشکـر
    6,621
    تشکر شده 6,781 بار در 2,843 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : دروغ و خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir Moh نمایش پست ها
    ممنون از شما . ایشالا همیشه موفق باشین
    خواهش میکنم

    درد داره اما تموم میشه

    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چقد سخته دنیای من باشیو

    بدون بهونه ازم دور شی

    ازم بگذری و ندونم چرا

    بهت دل ببندم، تو مغرور شی...

  5. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    26207
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.69
    نوشته ها
    718
    تشکـر
    1,295
    تشکر شده 664 بار در 416 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : دروغ و خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir Moh نمایش پست ها
    این دروغه ایشون رو توجیح نمیکنه . اگه دوسم داشت میتونست نره چون مجبور نبوده بره و این کار هارو انجام بده چون حتی پدرش هم به عروسی نرفته بوده و فقط با مادرش رفتن . و عروسی آشنا یا فامیل هم نبوده عروسی یه خانواده ای بوده که میدونست ازشون من متنفرممممم
    خب منم همین رو می گم ، می گم ایشون خودش خوشش میاد از این جور جمع ها ، درسته که ممکنه این حقیقت باشه که شما رو دوست داره اما از اون طرف هم از اون نوع زندگی هم خوشش میاد، پس مطمئنا شما نمی تونید با این آدم زندگی خوبی داشته باشید، چون اون نمی تونه از اون زندگی که داره و به نظر شما بده دست بکشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از merina بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    13.54
    نوشته ها
    12,678
    تشکـر
    9,897
    تشکر شده 12,716 بار در 6,454 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : دروغ و خیانت

    دوست عزیز شما از نظر عقیده و فرهنگی کاملا متفاوت هستید

    این دومعیار های اصلی هر دختر و پسر که باید باهم همخوانی داشته باشن

    من نمیگم کدوم غلط کدوم درست چون عقیده و فرهنگ هرکسی قابل احترام
    ولی شما باید
    همه ملاک ها باید جفت و جور باشه. فقط دوست داشتن معیار کافی نیست

    دنیایی زندگی مشترک کاملا فرق داره با دنیایی الان
    شاید تا چند ماه اول بتونید کنار بییاد بعدش اختلاف های عقیده فرهنگی بالا میگیره

    عاقلانه. انتخاب کنید و تصمیم بگیرید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    🌱
    گاندی میگوید : بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم؛


    بهترین آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود، بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند.

    و بدترین آنها کسانی بودند که؛ میخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرند.
    چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها ! تظاهر و ریا !!!
    خشونت و‌توحش در بین آنها موج میزد.





  8. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضويت
    32543
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دروغ و خیانت

    سلام و خسته نباشید به مشاورین محترم، بزارین از اول بگم من الان دوساله درگیر تلگرامم اوایل که تلگرام بودم خیلی دنبال دوست دختر میگشتم ولی هیچ فایده ای نداشت تا این که قلق کار دستم اومد چنتا دوست دختر پیدا کردم الان ۳ تا دوست دختر دارم که اونا فقط به فکر ازدواج کردن هستن با من ولی من شرایتم جوری نیست که بخوام ازدواج کنم و خونوادم مخالفن که زوده برام من سنم ۱۹ هستش، یکی از دوست دخترام و ابجی مجازیم بهم معرفی کرد که باهام دوست بشه اول قبول نکردم و جواب رد دادم ولی ابجیه مجازیم گفت دختر خوبیه تنهاست منم قبول کردم یه چند هفته باهاش بودم که خواهر مجازیم بهم گفت که نامزد داره طرف و باهاش بهم بزن و باورم نشد قسم خدارو خورد قبول کردم با دختره بهم زدم گفت دلیلشو بگو گفتم تو که نامزد داری چرا اومدی باهام دوست شدی اونم قسم خورد که به خدا نامزد نداره و از این حرفا به خواهر مجازیم گفتم اون گفت باور نکن هردوتاشون جلوم قسم میخورن نمیدونم حرف کدومو باور کنم اخر سر دلو زدم به دریا بهش گفتم من نمیخوامتو از این حرفا اونم گفتم دوستم داره عاشقمه و از دستش که با تیغ زده بود داشت خون میومد عکس گرفت فرستاد برام ترسیدم گفتم تا بلا سر خووش نیوورده باهاش اشتی کنم گذشت چند روز اومد بهم گفت برام خواستگار اومده و میگه بیا باهم فرار کنیم گفت که خودش هزینه فرارو جور میکنه وو که باهم فرار کنیم، دوختره همون اوایل باهم ************ تل میکردیم البته خودش گفت و مام هر شب بهش زنگ میزدیم تا خود صبح یه شب بهم گفت حاضره باهم ************ کنیمو خودش رازیه نظر منو پرسید منم قبول نکردم حالا میکه بیا فرار کنیم نمیدونم چی کار کنم منم دوست ندارم ابرو خونوادمو ببرم ولی میترسم ولش کنم بازم دست به خود کشی بزنه اخه قبلا هم صابقیه خودکشی داشته چون وقتی ۱۴ یا ۱۵ سالش بود با کسی که ۶ سال بزرگتر بود از خودش رفیق بود و اونو میبرد خونشون حالا چی کار میکردنشو من نمیدونم ولی الان موندم چیکار کنم باهاش لطفا راهنماییم کنین چجوری کاری کنم که هم ولم کنه هم بلایی سر خودش نیاره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    13.54
    نوشته ها
    12,678
    تشکـر
    9,897
    تشکر شده 12,716 بار در 6,454 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : دروغ و خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط son_of_king نمایش پست ها
    سلام و خسته نباشید به مشاورین محترم، بزارین از اول بگم من الان دوساله درگیر تلگرامم اوایل که تلگرام بودم خیلی دنبال دوست دختر میگشتم ولی هیچ فایده ای نداشت تا این که قلق کار دستم اومد چنتا دوست دختر پیدا کردم الان ۳ تا دوست دختر دارم که اونا فقط به فکر ازدواج کردن هستن با من ولی من شرایتم جوری نیست که بخوام ازدواج کنم و خونوادم مخالفن که زوده برام من سنم ۱۹ هستش، یکی از دوست دخترام و ابجی مجازیم بهم معرفی کرد که باهام دوست بشه اول قبول نکردم و جواب رد دادم ولی ابجیه مجازیم گفت دختر خوبیه تنهاست منم قبول کردم یه چند هفته باهاش بودم که خواهر مجازیم بهم گفت که نامزد داره طرف و باهاش بهم بزن و باورم نشد قسم خدارو خورد قبول کردم با دختره بهم زدم گفت دلیلشو بگو گفتم تو که نامزد داری چرا اومدی باهام دوست شدی اونم قسم خورد که به خدا نامزد نداره و از این حرفا به خواهر مجازیم گفتم اون گفت باور نکن هردوتاشون جلوم قسم میخورن نمیدونم حرف کدومو باور کنم اخر سر دلو زدم به دریا بهش گفتم من نمیخوامتو از این حرفا اونم گفتم دوستم داره عاشقمه و از دستش که با تیغ زده بود داشت خون میومد عکس گرفت فرستاد برام ترسیدم گفتم تا بلا سر خووش نیوورده باهاش اشتی کنم گذشت چند روز اومد بهم گفت برام خواستگار اومده و میگه بیا باهم فرار کنیم گفت که خودش هزینه فرارو جور میکنه وو که باهم فرار کنیم، دوختره همون اوایل باهم ************ تل میکردیم البته خودش گفت و مام هر شب بهش زنگ میزدیم تا خود صبح یه شب بهم گفت حاضره باهم ************ کنیمو خودش رازیه نظر منو پرسید منم قبول نکردم حالا میکه بیا فرار کنیم نمیدونم چی کار کنم منم دوست ندارم ابرو خونوادمو ببرم ولی میترسم ولش کنم بازم دست به خود کشی بزنه اخه قبلا هم صابقیه خودکشی داشته چون وقتی ۱۴ یا ۱۵ سالش بود با کسی که ۶ سال بزرگتر بود از خودش رفیق بود و اونو میبرد خونشون حالا چی کار میکردنشو من نمیدونم ولی الان موندم چیکار کنم باهاش لطفا راهنماییم کنین چجوری کاری کنم که هم ولم کنه هم بلایی سر خودش نیاره
    سلام دوست عزیز تایپک جدید ایجاد کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    🌱
    گاندی میگوید : بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم؛


    بهترین آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود، بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند.

    و بدترین آنها کسانی بودند که؛ میخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرند.
    چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها ! تظاهر و ریا !!!
    خشونت و‌توحش در بین آنها موج میزد.





  11. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31685
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    2
    تشکر شده 5 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دروغ و خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir Moh نمایش پست ها
    سلام . من 21 سالم است و حدود 4 سال است که با دختری دوست هستم و این رابطه برای ازدواج است . من در تهران زندگی میکنم و او در شهرستان . من پسری مذهبی هستم و بر روی حجاب و .. تاکید دارم . ولی خانوادی اون به این چیزا اهمت نمیدن ولی خودش قول داده بود که تغییر کنه . نمیدونم بهم قبلا دروغ گفته یا نه ولی تا اونجا که میدونم نه چون مثلا با این که میدونست من عصبانی میشم یا باهاش یه مدت حرف نمیزنم بازم اتفاقات اطرافشو میگفت . مثلا این که پسر عموش که 15سالش بود یهو بغلش کرده و بوسش کرده بود واسه تبریکه عید . این واسه 2سال پیشه که دیگه گفت آخرین اشتباهم بود و …… . تو این 4سال ما همدیگرو سالی چند بار میدیدم یا من میرفتم شهرستان یا اونا میومدن تهران چون اینجا هم خونه دارن بیشتر اونا میومدن . من به شدتتت دوسششش دارمم و دیونشممم . اون به من اون اوایل گفته بود که پدرش یه دوست خانوادگی داره که پسرش همسن ماست و پسره خیلی دونبالش بوده که باهاش دوس بشه ولی این بدش میومده و بهش رو نمیداده حتی نذاشته بدونه حجابم ببینتش وقتی خانواده پسره واسه گردش میرفتن شهرستان خونشون . این مضوع رو من 4سال پیش فهمیدم و قسم خورد که اگه اونا اومدن بره خونه بابا بزگش یا اگه اینا خواستن برن این اصلا سمته اون شهر نره. ازش خواستم به مادرشم بگه و گفت که اون پسره دنباله این چیزاست . تا این که 3هفته پیش اومدن برای عروسی تهران . و من رفتم که ببینمش خواهره اون پسره هم باهاش بود .من عصبانی شدم که این اینجا چی کار میکنه گفت مامانش اومده برای کمک به مامانم برا عروسی آماده شه و راستم میگفت . تا این که گفت عروسی دختر عمه ی مامانش تو کرج ه یعنی همون جایی که اون پسره هست . منم راضی نبودم ولی با کولی قسم که اونجا که میریم خونه ی دختر عمه ی مامانمه و محیط کاملا زنونست و خونه ی اینا با اونا چند کیلومتر فاصله داره و عروسی مختلط نیست راضی شدم . بعد دختری هم هست که هیچوقت ارایش نمیکنه به هیچ وجه . تا این که روزه عروسی بدون اجازه ی من ناخون کاشت و ارایش کرد و لنز گذاشت . کاری که حتی واسه منم هیچوقت نکرده بود . بعد اون شب هروقت اس میدادم میگفت دارم میرقصم بعدن اس میدم یعنی حدود 4ساعت داشت میرقصید . شب اومد و گفت بزا عکس بفرستم ببین چی شدمم . عکس ها رو دیدیم یکی از عکسارو کات کرده بود ولی دسته دختری که رو شونش بود برام آشنا اومد . رفتم اینستاگرام خواهره پسررو پیدا کردم و دیدم عکس پروفایلش محیطش با اون عکس یکه و تصمیم گرفتم اینستاشو هک کنم . بعده این کار چیزیو دیدم که کمرمو شکستت . آره ! اون داشت بینه دخترا و پسرا تو عروسیه مختلط میرقصیدو داد میزدو مخندید . و تمامه این مدت تو خونه ی اونا بودن یعنی دقیقا 7 روز . من الان 12 روزه این رو فهمیدم و خودش میگه نمیدونم چرا این کارو کردم . و همش خواهشو التماس میکنه یه فرصت دیگه بدم . نمیدونم واقعا چی کار کنم . من نابود شدمم . شدم یه مرده متحرک . اون همه ی زندگیم بود و تنها دختری که باهاش تو عمرم بودم و حرف زدم . تویه 2راهی گیر کردم . لطفا کمکم کنید . دیگه هیچ انگیزه ای واسه زنده موندن ندارم . از یه طرف دوسش دارم از طرفه دیگه این خیانتش داره میکوشتم و نمیتونم فراموش کنم 7 روزه کامل دروغ هاشو و این دروغ هارو وقتی بهم میگفت که همدیگرو بده 1سال دیده بودیم و تو چشام زول میزدو میگفت اینارو . احساس میکردم مثله قبل نبود هیچی انگار یه چیز مشکل داشت ولی فکرشم نمیکردم همچین کاری باهام بکنه . ممنون میشم کمکم کنید که چیکار کنم . البته خودش هی میگه دست کسی نزاشتم بهم بخوره . ولی فرقی نداره دیگه همه دیدنش چه خودشو چه رقصشو . نمیدونم واقعا چی کار کنم . لطفا با دلیل
    سلام

    از 17 سالگی با هم بودین؟؟!!!!!

    به درد هم نمیخورید جدا بشین. انتخابتون هیجانیه و وابستگی و دوس داشتنتونم فقط احساسات مربوط به سنتونه.

    خدایی اصلا شرایط ازدواجو دارین؟یا فقط رابطتون یه دوستیه؟

    هیچکدوم واسه ازدواج آماده نیستین هرچند بعید میدونم دو طرف شرایطشو داشته باشن.پس هرچه زودتر تمومش کنید.

    انتخابتون غلط بوده و در زمان نامناسب تفاوت فرهنگیتونم خیلیی زیاده مطمئنا این رابطه به ازدواج نمیرسه اگرم برسه پر از مشکل خواهد بود.

    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روانشناسی کودک:من دروغ میگم تو دروغ نگو
    توسط CÆSAR در انجمن دنیای روانشناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-17-2015, 02:55 PM
  2. معناي عشق از ديدگاه فروغ فرخزاد
    توسط خليلي در انجمن آموزش مهارت های زندگی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 06-10-2015, 07:59 PM
  3. دروغ به خانواده
    توسط alon hossein در انجمن مشاوره فقهی و دینی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 02-13-2015, 10:48 AM
  4. دروغ
    توسط mahvash در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-14-2014, 10:59 PM
  5. دروغ
    توسط fereshte_m7 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 06-26-2014, 11:50 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

دروغ و غیبت,  دروغ و حقیقت,  دروغ و ریا,  دروغ و عواقب آن,  دروغ و آثار آن,  دروغ ویکی پدیا,  دروغ و دروغگو,  دروغ ودروغگویی,  دروغ و نامردی,  دروغ و فریب,  فراموشی,  فراموش,  فراموشم نکن,  فراموشی رمز جیمیل,  فراموش كردن رمز apple id,  فراموش كردن عشق,  فراموشم نكن معين,  فراموش كردن پسورد اپل ايدي,  فراموش کردم بابک جهانبخش,  فراموشی عشق,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید