مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: چرا نام حضرت علی علیه‌السلام در قرآن کریم نیامده است؟

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3901
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    49
    تشکـر
    1
    تشکر شده 38 بار در 20 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    چرا نام حضرت علی علیه‌السلام در قرآن کریم نیامده است؟

    با توجه به اهمیت سؤال، لازم است به نکات ذیل با دقت و درایت کامل توجه گردد:
    الف – اولین پاسخ در قبال سؤال‌هایی از این قبیل که چرا در قرآن کریم این یا آن موضوع نیامده است؟ این است که قرآن کریم از منبع علم و حکمت لایزال الهی صادر و نازل شده است و او برای چگونگی آن با کسی مشورت ننموده و بر اساس ذوق شخصی افراد یا گروه‌ها آیه‌ای نازل ننموده است.
    ب- دقت شود که وهابیت سعی دارد بدون این که «اسمش» مطرح شود، «رسمش» را در میان جوامع اسلامی و به ویژه جهان تشیع تبلیغ نموده و گسترش دهد. اندیشه‌ی «حسبنا کتاب الله» - کتاب خدا برای ما کافی است! یک اندیشه‌ی وهابی‌گری است. آنها می‌خواهند به صورت مستتر (پنهان) و ناخودآگاه این معنا را به اذهان القا نمایند که اگر مطلب یا موضوعی در (ظاهر) قرآن نبود، سندیت و مشروعیت ندارد (؟!) ولی ما از آنها سؤال می‌کنیم که در کجای قرآن رکعات نماز یا دفعات طواف یا سایر جزئیات احکام آمده است؟! و کدام کتابی بدون معلم قابل یادگیری است، چه رسد به تبعیت و اطاعت. چرا به قرآن کریم که می‌رسید همه عالم به اسرار الهی نیز می‌شوید؟!
    ج – آنان که می‌خواهند فقط به قرآن و آن هم با واژه‌هایی که خود تعیین می‌کنند استناد کنند، دقت کنند که خداوند می‌فرماید، من قرآن کریم را به تنهایی نفرستادم. بلکه به همراهش «رسول» و نیز «میزان» را نازل کردم:
    «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» (الحدید – 25)
    ترجمه: ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) را نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
    پس برای فهم قرآن کریم و هدایت، بسنده نمودن به ظاهر آیات قرآن کریم مکفی نمی‌باشد و حتماً باید ظاهر، باطن، تفسیر، تأویل، محکم و متشابه آن را از حضرت رسول اکرم (ص) فرا گرفت و ایشان نیز مکرر و مستمر (به سند شیعه و سنی) به آیاتی که در شأن حضرت علی علیه‌السلام می‌باشد تأکید نموده‌اند. و در نهایت نیز فرمودند من از این مثلث نازل شده خارج می‌شوم و دو ضلع دیگر (قرآن و اهل بیت ع) را برای شما باقی می‌گذارم. (حدیث غدیر خم)
    د – و اما راجع به «اسم» لازم است حتماً به معارف ذیل دقت شود:
    د/1- اسم، یعنی نشانه. اسمای خداوند، نشانه‌های خداوند هستند و نه خود او. و این نشانه‌های هر چه کامل‌تر باشند، بزرگ‌تر و به تعبیر دیگر اسم اعظم خداوند متعال می‌باشند.
    د/2 – خداوند متعال در مورد اسماء یا نشانه‌هایش خویش می‌فرماید:
    «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في‏ أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (الأعراف -180)
    ترجمه: و براى خدا، نام‌هاى نيك است خدا را به آن (نام‌ها) بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مى‏كنند، رها سازيد! آنها به زودى جزاى اعمالى را كه انجام مى‏دادند، مى‏بينند!
    و امام صادق علیه‌السلام فرمودند: به والله مائیم آن اسمای حسنای الهی. (اصول کافی – ج1)
    و به همین دلیل در زیارت حضرت امیر (ع) می‌خوانیم: «السلام علی اسم الله الرضی» - سلام بر اسم رضی خدا. و نیز می‌خوانیم «السلام علیک یا دین الله القویم و صراطه المستقیم». و ایشان خود می‌فرمایند: منم مثانی (سوره‌ حمد)، منم طه – منم یاسین (یس) – منم زلزال – منم آن نوری که خاموش نمی‌شود و ... . لذا امام صادق (ع) می‌فرمایند:
    «اگر قرآن آن‏گونه که خدا خواسته و نازل کرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانه‏های ارائه شده‏اش خواهید یافت.» (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 13)
    ﻫ – حال که دانستیم خداوند را نشانه‌هایی (اسم‌هایی) است که با آنها شناخته می‌شود و با آنها خوانده می‌شود و این نشانه‌ها هر چه کامل‌تر باشند برترند و اسم اعظم همان نشانه‌ی برتر خداوند، یعنی انسان کامل، یعنی وجود مقدس معصومین علیهم‌السلام هستند و در قرآن کریم مکرر به «اسم‌های خدا» اشاره و تأکید شده است، به تاریخ بر می‌گردیم تا ببینیم که مردم جاهل و متعصب و منافق، با خود وجود و مصداق «اسم» خدا چه کردند که با لفظ‌اش کنند؟ آیا آنان که صاحب اسم، روح اسم، مصداق اسم را تحمل نیاورده و آن چنان امیرالمؤمنین (ع) و سایر ائمه را ترور و خاندان آنها را در طول تاریخ قتل عام کردند، به لفظ و واژه‌ی «اسم» احترام می‌گذاشتند؟! آیا اگر «اسم» علی علیه‌السلام یا دیگر ائمه در قرآن کریم به صورت مستقیم می‌آمد، مسلمان‌نماهایی که شخص آنها را کنار گذاشته و به نام اسلام کشتند، قرآن را تحریف نمی‌کردند؟! پس باید که این اسم‌ها در حفاظ مطرح می‌شد که شد.
    و – قرآن کریم، لفظ و کلام است و به همین جهت «کلام الله» نام دارد و بدیهی است که لفظ و کلام برای هدایت کافی نیست و قدرت هدایت انسان را ندارد. بلکه روح قرآن که همان «انسان کامل –معصوم» است هدایت‌گر است. و سرتاسر قرآن به این معنا تصریح و تأکید می‌نماید و آیات مربوط به اطاعت از حضرت رسول اکرم (ص) و اولی‌الامر مؤید آن است. چنان چه می‌فرماید (لطفاً بسیار با تعمق به آیه‌ی ذیل دقت شود):
    «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (الأعراف - 157)
    ترجمه: (مؤمنین و اصحاب حضرت رسول اکرم ص)،‌ همان‌هایی كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مى‏كنند پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‏يابند آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منكر باز ميدارد، اشياء پاكيزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاكي‌ها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.
    حال سؤال می‌کنیم: این میزان و نوری که به همراه رسول اکرم (ص) نازل شده است چیست یا کیست؟ برخی از اهل سنت مدعی می‌شوند که منظور قرآن کریم است!‌ اما به آنها می‌گوییم که چنین نیست، چون در «الحدید – 25» آن دو را تفکیک نمود و فرمود که به همراه رسول، کتاب و میزان فرستادم.
    ز – مضاف بر همه‌ی مطالب فوق، دقت شود که سنت خداوند در قرآن کریم بیشتر بر تبیین «رسم»ها است تا تصریح «اسم»ها. تا موضوع و خط برای همیشه و همگان روشن و محفوظ باشد. لذا حتی اسم شخص «حضرت محمد صلوات الله علیه و آله» نیز بیش از 5 مرتبه (احمد یک مرتبه و محمد چهار مرتبه) در قرآن کریم نیامده است، اما همه‌ی قرآن ما را به اطاعت او ملزم می‌دارد. چرا که او و سایر معصومین (ع)، روح قرآن کریم و تجسم و اصل آن می‌باشند و قرآن کلامی توصیف انسان کامل (آنها) به کلام و بیان می‌باشد. چنان چه شاهدیم وقتی در جنگ صفین اصحاب معاویه برای خدعه قرآن را بر سر نیزه و بالای سر می‌گیرند، حضرت (ع) به یاران خود بدین مضمون می‌فرماید: قرآن منم و آن کاغذی بیش نیست، با آنها بجنگید و فریب این ظاهر را نخورید.
    ح – دقت شود که «اسم»ها نزد خداوند متعال حتماً آن واژگانی نیستند که نزد ما رایج است. چنان چه در حدیث داریم که اسم مبارک حضرت رسول اکرم (ص) در آسمان‌ها و میان ملائک و در زمین متفاوت است و او «احمد – محمود و محمد» است. ایشان درباره‌ی اسمای خود که در قرآن کریم نیز آمده است، می‌فرماید:
    «لی أسْماءٌ؛ أنَا مُحمّدٌ و أنَا أحمَدُ وَ أَنا الماحی الّذی یَمحُوا اللّه بِیَ الکُفرَ وَ أَنَا الْحاشِرُ الّذی یُحشَرُ النّاسُ عَلی قَدَمی و أَنَا الْعاقِبُ».
    ترجمه: منم محمد و احمد و ماحی که کفر به من محو شد و منم حاشر که مردمان را بر قدم من حشر کنند، و منم عاقب (آخرین).
    و در قرآن کریم نیز اسامی دیگری چون: نبی – رسول – بشیر – نذیر – خاتم الانبیاء – امی و ... برای ایشان آمده است. برای اهل بیت (ع) نیز همین‌گونه است. چنان چه حضرت امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «انا الحوامیم» - یعنی «حاء میم»‌ (حم)های قرآن کریم من هستم.
    ط – در خاتمه من باب تبرک، تأمل و تفکر بیشتر، اسمی از اسمای قرآن کریم در علم مخزون الهی و نزد او که با «حم» نیز آغاز شده است ذیلاً تقدیم می‌گردد:
    «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ - حم * وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فىِ أُمّ‏ِ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلىِ‏ٌّ حَكِيمٌ». (الزخرف – 1 تا 4)
    ترجمه: به «اسم» الله رحمان رحیم – حم * سوگند به كتاب مبين (و روشنگر)، * كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم، باشد که شما تعقل كنيد! (3) و آن در «أمّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد ما «علی حکیم» است!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.08
    نوشته ها
    8,255
    تشکـر
    4,007
    تشکر شده 9,391 بار در 4,624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : چرا نام حضرت علی علیه‌السلام در قرآن کریم نیامده است؟

    2، نام ائمه چرا مستقيما در قران نيامده (اشاره غير مستقيم آنرا تا حدودي ميدانم)
    پاسخ :

    ما از اين سؤال چند جواب داريم :
    جواب اول :

    در قرآن كريم كليات احكام و معارف آمده است ؛ ولي تفصيل و تشريح آن را به عهدۀ نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم گذاشته شده است ؛ چنانچه خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد :
    وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ . النحل / 44 .
    و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم ، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى ، و اميد كه آنان بينديشند .
    وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ . النحل /64 .
    و ما [اين ] كتاب را بر تو نازل نكرديم ، مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده اند ، براى آنان توضيح دهى .
    و با آيات فراواني اطاعت از آن حضرت را براي همۀ مردم واجب كرده است ‌؛ از جمله :
    وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . الحشر / 7 .
    و آنچه را فرستاده [ او ] به شما داد ، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت ، بازايستيد
    و ده‌ها آيۀ ديگري كه به جهت اختصار به همين يك آيه اكتفا مي‌شود .
    مثلاً در قرآن كريم آمده است كه «اقيموا الصلاة » ؛ ولي نيامده است كه روزي چند وعده نماز بخوانيد ، در هر وعده چند ركعت بخوانيد ، چگونه بخوانيد ، چه سوره‌هايي را بخوانيد و ... تمام اين موارد به عهدۀ رسول گرامي اسلام صلي الله گذاشته شده است و آن حضرت فرمودند :
    صلوا كما رأيتموني اصلي .
    كتاب المسند ، الإمام الشافعي ، ص 55 و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 2 ، ص 345 و صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 155 و ج 7 ، ص 77 و ج 8 ، ص 133 .
    نماز بخوانيد ، همان طوري كه من نماز مي‌خوانم .
    كليات امامت نيز در قرآن در آيات فراواني آمده است ؛ مثلاً در بارۀ حضرت ابراهيم مي‌فرمايد :
    إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . البقره / 124 .
    [ خدا به او ] فرمود : «من تو را پيشواى مردم قرار دادم .» [ ابراهيم ] پرسيد : « از دودمانم [ چطور ] ؟» فرمود : «پيمان من به بيدادگران نمى رسد » .
    وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا . الأنبياء / 73 .
    و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى كردند .
    168
    يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . المائده / 67 .
    اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ؛ و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى . و خدا تو را از [ گزند ] مردم نگاه مى دارد .
    الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا . المائدة / 3 .
    امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم ، و اسلام را براى شما [به عنوان ] آيين برگزيدم .
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . النساء / 59 .
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [ نيز ] اطاعت كنيد .
    و ده‌ها آيۀ ديگري كه كليات قضيه را كاملاً روشن كرده است . پيغمبر اكرم از همان آغاز رسالت در سال سوم بعثت كه مبعوث مي‌شود به انذار قومش :
    وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ . الشعراء / 214 .
    و خويشان نزديكت را هشدار ده .
    روايات صحيح به شهادت بزرگان اهل سنت وارد شده است كه در همان جلسه دست حضرت امير عليه السلام را گرفت و فرمود :
    وهذا اخي ووصيي وخليفتي من بعدي .
    اين خليفۀ من ، برادر من ، و وصي من بعد از من است
    و بعد از او در فرصت‌هاي مناسب اين قضايا را حضرت مطرح كرده است . در آخرين سال عمرشان در غدير خم در يك مجمع بزرگ بيش از صد هزار نفره مطرح كرده است . بيش از اين چطور بخواهد پيامبر اكرم مطرح كند ؟
    جواب دوم :

    درست است كه ائمه در قرآن اسم‌شان نيامده است ؛ ولي خداوند بوصفه از آن‌ها ياد كرده‌اند . خداوند در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام فرموده است :
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ . المائدة / 55 .
    ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .
    بنابر تصريح بسياري از علماي اهل سنت ، اين آيه در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام نازل شده است . قاضي عضد الدين ايجي ، متوفاي 756 در اين باره مي‌فرمايد :
    وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .
    المواقف في علم الكلام ، ص 405 .
    پيشوايان و بزرگان در تفسير قرآن ، اتفاق و اجماع دارند كه مراد علي ( عليه السلام ) است .
    و سعد الدين تفتازاني نيز تصريح مي‌كند :
    نزلت باتّفاق المفسّرين في علي بن أبي طالب ، رضي اللّه عنه ، حين أعطى خاتمه وهو راكع في صلاته .
    شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 5 ، ص270 .
    اين آيه به اتفاق مفسران قرآن ، در شأن علي ( عليه السلام ) نازل شده است ؛ آنگاه كه انگشترش را در نماز و در حال ركوع به فقير نيازمند داد .
    و نيز علاء الدين علي بن محمد حنفي ، معروف به قوشجي در اين باره مي‌گويد :
    إنّها نزلت باتفاق المفسّرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته .
    شرح تجريد الاعتقاد ، ص 368 .
    اين آيه به اتفاق همه مفسران در حق علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ، هنگامي كه انگشترش را در حال ركوع و در نماز به سائل داد ، نازل شده است .
    و آلوسي نيز مي‌گويد :
    غالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في علي كرّم اللّه وجهه .
    روح المعاني ، ج 6 ، ص168 .
    بيشتر اخباري‌ها مي‌گويند : اين آيه در شأن و مقام علي ( عليه السلام ) نازل شده است .
    آيا اين آيه براي اهل حق كفايت نمي‌كند ؟ آيا لازم بود كه خداوند اسم ائمه را تك تك در قرآن مي‌آوردند ؟
    جواب سوم :

    آيا اگر خداوند در قرآن نام ائمه را نيز ‌آورده بود ،‌ پيراوان سقيفه حاضر بودند كه بپذيرند ؟ آيا همان‌هايي كه به پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم نسبت هذيان دادند و گفتند :
    ان الرجل ليهجر .
    اگر نام حضرت علي در قرآن هم آمده بود ، نمي‌گفتند :
    ان جبرئيل قد هجر ؟
    يا نستجير بالله نمي‌گفتند كه خدا هم اجتهاد فرموده و ما هم مجتهد هستيم و اين سخن را قبول نداريم ؟
    ما معتقد هستيم كه حتي اگر نام امام علي عليه السلام هم در قرآن مي‌آمد ، پيروان سقيفه حاضر نبودند كه بپذيرند ؛ چنانچه در بارۀ بسياري از احكام ديگر نپذيرفتند ؛ همانند متعه . مگر در بارۀ متعه در قرآن آيۀ صريح نداريم كه فرمودند :
    فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً . النساء / 24 .
    و زنانى را كه متعه كرده ايد ، مَهرشان را به عنوان فريضه اى به آنان بدهيد ، و بر شما گناهى نيست كه پس از [ تعيين مبلغ ] مقرر ، با يكديگر توافق كنيد [ كه مدت عقد يا مَهر را كم يا زياد كنيد ] .
    قرطبي مي‌گويد :
    وقال الجمهور المراد نكاح المتعة الذي كان في صدر الإسلام .
    تفسير قرطبي ، ج5 ، ص120 و فتح القدير ، ج1 ، ص449 و تفسير طبري ، ج5 ، ص18
    مراد از اين « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ » نكاح متعه است كه در صدر اسلام رايج بوده .
    و ده‌ها روايت در صحيح بخاري ، از جابر و ديگران آورده‌اند كه ما در زمان پيامبر متعه مي‌كرديم ؛ حتي به يك مشت گندم .
    محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش نقل مي‌كند كه :
    حدثنا مسدد حدثنا يحيى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصين رضى الله تعالى عنه قال نزلت آية المتعة في كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينزل قرآن يحرمه ولم ينه عنها حتى مات قال رجل برأيه ما شاء قال محمد يقال إنه عمر .
    صحيح البخاري ، ج 5 ، ص 158 .
    آيۀ متعه در زمان رسول خدا نازل شد و ما در زمان رسول خدا به آن عمل مي‌كرديم و آيۀ هم بر حرمت‌ آن نازل نگرديد و رسول خدا هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد ، مردي با رأي و ميل خودش هر چه كه دلش خواست گفت . و اين شخص عمر بن الخطاب بود .
    همچنين مسلم نيشابوري در صحيحش نقل مي‌كند كه :
    قال عطاء قدم جابر بن عبد الله معتمرا فجئناه في منزله فسأله القوم عن أشياء ثم ذكروا المتعة فقال نعم استمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبى بكر وعمر .
    صحيح مسلم ، ج4 ، ص131 .
    عطاء گويد : جابر بن عبد الله انصاري براي عمره به مكه آمد . به منزل او رفتم ، مردمان از او مسأله مي‌پرسيدند تا صحبت رسيد به متعه . جابر بن عبد الله گفت : بلي ما در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و هم در زمان ابوبكر و عمر متعه مي‌كرديم .
    و باز در جايي ديگر نقل مي‌كند :
    عن أبي نضرة قال كنت عند جابر بن عبد الله فاتاه آت فقال إن ابن عباس وابن الزبير اختلفا في المتعتين فقال جابر فعلناهما مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما .
    صحيح مسلم ، ج4 ، ص59 .
    من در نزد جابر بن عبد الله بودم ، گفتند عبد الله بن عباس و عبد الله بن زبير در موضوع دو متعه [متعۀ نساء و متعۀ حج ] اختلاف نظر دارند . جابر بن عبد الله گفت : ما در زمان رسول خدا هر دو را به جا مي‌آورديم ؛ پس عمر آن دو را نهي كرد و ما هم ديگر پس از آن بجا نياورديم .
    اهل سنت مي‌گويند كه جناب عمر صلاح ديد كه متعه را حرام كند .
    متعتان كانتا على عهد رسول الله ، صلى الله عليه وآله – أنا أنهى عنهما ، وأعاقب عليهما ، متعة النساء ومتعة الحج .
    دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود كه من آن را حرام مي‌كنم و هر كس انجام دهد ، او را مجازات مي‌كنم : يكي متعه حج و ديگري متعه زنان .
    الإيضاح ، الفضل بن شاذان الأزدي ، ص 443 و مسند احمد ، الإمام احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 52 و ج 3 ، ص 325 و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 7 ، ص 206 و معرفة السنن والآثار ، البيهقي ، ج 5 ، ص 345 و الاستذكار ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 95 و أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 1 ، ص 338 و أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 2 ، ص 191 و تفسير الرازي ، الرازي ، ج 5 ، ص 167 و تذكرة الحفاظ ، الذهبي ، ج 1 ، ص 366 و ميزان الاعتدال ، الذهبي ، ج 3 ، ص 552 و
    جالب اين است كه آقاي سرخسي حنفي و ابن قدامه حنبلي از شخصيت‌هاي برجستۀ اهل سنت وقتي به اين مي‌رسند مي‌گويند :
    وقد صح أن عمر رضي الله عنه نهي الناس عن المتعة .
    اين كه عمر از متعه نهي كرده است ، صحت دارد .
    متعه اين قدر در قرآن به صراحت آمده است و آن‌ها زير بار نرفتند . اگر نام امام علي عليه السلام هم در قرآن آمده بود ، مي‌گفتند :
    ان الله تبارك و تعالي قد عين علياً للإمامة ولكن عمر عزله .
    پس حتي اگر اسم ائمه در قرآن هم مي‌آمد ، هيچ ضمانتي وجود نداشت كه اهل سنت آن را بپذيرند .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شغلهای مربوط به هر گروه خونی کدام است؟
    توسط Artin در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 02-02-2016, 09:13 AM
  2. چرا ورزش در هواي آلوده خطر ناك است؟
    توسط m@ede در انجمن پزشکی ورزشی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-24-2014, 11:07 PM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-02-2014, 11:28 PM
  4. آیا عاشق شدن در محیط کار صحیح است؟
    توسط Artin در انجمن روانشناسی ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-23-2013, 12:15 AM
  5. نمره خشونت در شما چند است؟
    توسط R e z a در انجمن سایر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-09-2013, 12:02 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

چرا اسم حضرت رسول در آسمانها احمد و در زمین محمد است

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

چرا,  چرا رفتی,  چراغ,  چراغ قوه,  چرا نەوشیروان,  چراغ شاعری,  چرا روزه میگیریم,  چرا سگ نجس است,  چرا رفتي,  چرا رفتی متن,  چرا نام اوباما حسین است,  چرا نام قران نور است,  چرا نامداری طلاق گرفت,  چرا نامزدم دوستم ندارد,  چرا نام تخت جمشید,  چرا نامزدم بهم زنگ نمیزنه,  چرا نام امامان درقران نیامده,  چرا نام امامان درقرآن نیامده,  چرا نامزدم سرد شده,  چرا نام ایران ایران شد,  قدرات,  قدرة قادر,  قدرت في الداخل,  قدرة الله,  قدرتنا,  قدرت كاراي,  قدرت ازاى,  قدرت تبعد,  قدرت خلاص,  قدرت نیوز,  موضوع,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع تعبير عن العمل,  موضوع تعبير عن الام,  موضوع تعبير عن العلم,  موضوع تعبير عن النظافة,  موضوع تعبير عن الرياضة,  موضوع تعبير عن نهر النيل,  موضوع عن الصداقة,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید