مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 29

موضوع: از خانوادم متنفرم

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    هر چیزی میگذرد...به فکر اینده باش
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    21878
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    0

    از خانوادم متنفرم

    ببینید...یه راست میرم سر اصل مطلب...من دوازده سالمه ولی خیلی بیشتر از سنم میدونم و درک میکنم...
    جو خانواده ی من شدیدا متشنجه به چند دلیل...
    -مامانم واقعا روانیه...ازش متنفرم فقط ارزوی مرگش و دارم!واسه هر چیزی من و کتک میزنه...زیر ابم و میزنه...بخدا خسته شدم از دستش
    -داداشم مشکل شب ادراری داره...به بدترین نجوا شکنجش میکنه که جیش نکنه...حتی من دیشب برای اولین بار کابوس اون موقع رو دیدم که با کبریت پای برادر چهار سالم رو سوزونده بود اونم تو دستشویی!فقط چون جیش کرده بود...یا ببعضی اوقات روش اب سرد میریخت...یا اینقدر کتکش میزد که زخمی میشد...داداشم الان هفت سالشه
    من نمیدونم چیکار کنم...هیچ علاقه ای به خانوادم ندارم...هیچ کودوم از خنده هام از ته دل نیست..همه ظاهریه...بابام باز نسبت به مامانم بهتره اما اون دست بزنش بیشتره...همش مارو میزنه!و چیزی که من نمیتونم تحمل کنم بددهنیشونه!خیلی عذر میخوام که این و میگم ولی کلمه گوه از دهنشون نمیفته!باید روز پنج بار تکرار بشه...دارم تو این خونه روانی و افسرده میشم!توروخدا کمکم کنین...چیکار کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    هر چیزی میگذرد...به فکر اینده باش
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    21878
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    اینم بگم که خانواده ی پدریم ارثش و بالا کشیدن و باشون رابطه نداریم...جو خانواده ی مادریمم بدجور متشنجه!حتی از اینجا بدتر...یعنی من کاملا تنهام...به خودکشی و فرار و هر چی بگین فکر کردم!اما جرعت خودکشی ندارم....اگرم فرار کنم یا فاحشه میشم یه میرم تو کار بشور و بساب که تحمل هردو از فکرمم خارجه...چیکار کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14456
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.74
    نوشته ها
    556
    تشکـر
    1
    تشکر شده 568 بار در 297 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    خیلی برات متاسفم. باورم نمیشه یه مادر بتونه همچین کارایی رو با بچه ش بکنه.
    اگه آزارهاشون جنبه جسمانی یا شکنجه داره میتونی با شماره 123 تماس بگیری. این شماره مخصوص بچه هاییه که به هر دلیل مورد آزار خونواده هاشون قرار گرفتن.
    یه مددکار و یه مشاور براحتی میتونن مشکل شمارو حل کنن.
    پیشنهاد میکنم حتما با این مرکز تماس بگیری.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    متخصص حوزه مثبت انديشي، ياد گرفتم و لمس كردم كه براي امروز زندگي كنم.نه براي فردا يا ديروز...
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضويت
    20970
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.37
    نوشته ها
    842
    تشکـر
    828
    تشکر شده 1,754 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    از خوندن اين شرايط متاثر شدم
    وضع به نظرم كمي حادتر از اينه كه من به شما مشورت بدم
    دوستان مشاور رو دعوت كردم
    يقينا كمكتون ميكنن

    دلتون هميشه سبز
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﻮﯼ ﺗﺎ ﭘُﺮ ﮐﻨﯽ ...
    ﺗﺎ ﭘُﺮ ﮐﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ، ﺩﻟﯽ ﺭﺍ،ﭼﺸﻤﯽ ﺭﺍ،ﮔﻮﺷﯽ ﺭﺍ ....
    ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻔﺮﺕ
    ﺗﺎ ﭘُﺮ ﮐﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
    ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﭼﺸﻤﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﯿﻨﻪ
    ﺗﺎ ﭘﺮ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻤﯽ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻣﺶ
    ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ
    ﺗﺎ ﭘﺮ ﮐﻨﯽ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
    ﻭ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻨﯽ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﻮﯼ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻟﺒﺮﯾﺰﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ...
    ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﭘُﺮ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﭘُﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ



  6. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    هر چیزی میگذرد...به فکر اینده باش
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    21878
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    بخدا بارها فکر کردم برم مشاوره...حتی باورتون نمیشه الان گریم گرفته!اما میترسم بشون بگم بعد بزنن تو سرم...اخه میدونین من خودم روانپزشکی خیلی دوس دارم ولی این مامانم همش میگه کسایی که این رشته رو میخونن خودشون دیوونن همه چی رو حرف خودش حساب میکنه...یعنی اگه یه درصد بتونم راضیشون کنم که بریم مشاوره بعدش میاد میگه دیدی چرت و پرت بود؟و اصن توجه نمیکنه!توروخدا کمکم کنین من فقط دوازده سالمه!من بیشتر از خودم نگران داداشمم...نمیخوام اونم مث من بار بیاد ولی اخلاقیات سرد و ناخود اگاهی که من دارم باعث شده داداشم ازم فاصله بگیره...من پایه ی این رفتارای مادرم و خشونت پدربزرگ مادریم میدونم...چون به گفته ی خودش خیلی بی اعصاب بوده و همش سر کوچکترین چیزی کتکشون میزده...باور کنین من نمیخوام درغگو باشم ولی بخاطر محدودیتایی که برام میزارن کلا از هر حرفم صدتا دروغ درمیاد...کمکم کنین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    متخصص حوزه مثبت انديشي، ياد گرفتم و لمس كردم كه براي امروز زندگي كنم.نه براي فردا يا ديروز...
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضويت
    20970
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.37
    نوشته ها
    842
    تشکـر
    828
    تشکر شده 1,754 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط kiki نمایش پست ها
    بخدا بارها فکر کردم برم مشاوره...حتی باورتون نمیشه الان گریم گرفته!اما میترسم بشون بگم بعد بزنن تو سرم...اخه میدونین من خودم روانپزشکی خیلی دوس دارم ولی این مامانم همش میگه کسایی که این رشته رو میخونن خودشون دیوونن همه چی رو حرف خودش حساب میکنه...یعنی اگه یه درصد بتونم راضیشون کنم که بریم مشاوره بعدش میاد میگه دیدی چرت و پرت بود؟و اصن توجه نمیکنه!توروخدا کمکم کنین من فقط دوازده سالمه!من بیشتر از خودم نگران داداشمم...نمیخوام اونم مث من بار بیاد ولی اخلاقیات سرد و ناخود اگاهی که من دارم باعث شده داداشم ازم فاصله بگیره...من پایه ی این رفتارای مادرم و خشونت پدربزرگ مادریم میدونم...چون به گفته ی خودش خیلی بی اعصاب بوده و همش سر کوچکترین چیزی کتکشون میزده...باور کنین من نمیخوام درغگو باشم ولی بخاطر محدودیتایی که برام میزارن کلا از هر حرفم صدتا دروغ درمیاد...کمکم کنین

    آلام و درد هاي شما قابل دركه تا حدودي
    ولي واقعا كمي توكلتونو بخدا بالا ببريد هرچند اين موضوع درد شما رو الان كم نميكنه
    اجازه بديد مشاورين عزيز بيان و راهكار عملي بدن
    من يقينا جز همدردي كاري نميتونم بكنم
    دوستان مشاور به زودي ميان و كمكتون ميكنن

    دلتون هميشه سبز
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﻮﯼ ﺗﺎ ﭘُﺮ ﮐﻨﯽ ...
    ﺗﺎ ﭘُﺮ ﮐﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ، ﺩﻟﯽ ﺭﺍ،ﭼﺸﻤﯽ ﺭﺍ،ﮔﻮﺷﯽ ﺭﺍ ....
    ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻔﺮﺕ
    ﺗﺎ ﭘُﺮ ﮐﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
    ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﭼﺸﻤﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﯿﻨﻪ
    ﺗﺎ ﭘﺮ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻤﯽ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻣﺶ
    ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ
    ﺗﺎ ﭘﺮ ﮐﻨﯽ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
    ﻭ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻨﯽ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﻮﯼ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻟﺒﺮﯾﺰﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ...
    ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﭘُﺮ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﭘُﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ



  8. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    هر چیزی میگذرد...به فکر اینده باش
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    21878
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    ممنونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    مشکل درون توست راه حلم درون توست
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7249
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.68
    نوشته ها
    632
    تشکـر
    163
    تشکر شده 1,311 بار در 476 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    مشککل شب ادراری برادرشمابخاطر جواسترس زابودن خانه است...بااین وضع برادرشما هم به احتمال زیاددرنوجوانی پرخاشگروعصبی میشه... ممکن دردبیرستان که نوجووناکمی مستقل میشن درس رو رها کنه وبرای داشتن ارامش ودوربودن ازمحیط خونه به دوستان متاسفانه ناباب پناه ببره مادرشماروانی نیست مشکل روانی داره یعنی محسنات مثبت هم داره امامشکل بزرگی داره اونهم ازاراذیت دربچگی بوده که باعث شده روی بچه هاش تلافی کنه... دقت کنید رشد عاطفی هرکسی بستگی به رفتارعاطفی طرف مقابل داره مادرشما وقتی محبتی ندیده وقتی اموزش ندیده درخانواده که چگونه با فرزند باید رفتار ومحبت کردنباید انتظار زیادی داشت شمانمیتونید تاثیرانچنانی روی پدرومادرتون بزارین...روحیه خودتون رو حفظ کنید ازمشاورمدرسه کمک بگیرید.اگرمیتونید یک ازاشنایان خانم درفامیل یا مشاور یامعلم روبانقش پشتیبان یاراهنمای درزندگی درکنارتون داشته باشید.درزندگی هدفگذاری کنید وتحت هیچ شرایطی اونهارو کنارنگذارید وبرای برادرتون مادری کنید ونگران اینده اش باشید...درروانشناسی ماچهارنوع خانواده داریم.نوع اول خانواده اشفته دراین نوع خانواده پدرومادربچه هارو طرد میکنند ارتباط عاطفی گاهی شدید وگاهی کم اشفتگی درارتباطات هست بچه هاامنیت عاطفی ندارند..نوع دوم خانواده رها خانواده هایی که فرزندان دسترسی به والدین ندارند فقط درحداحوال پرسی ارتباط عاطفی ندارند یاارتباط سردی باهم دارند...نوع سوم خانواده های ناامن ارتباط عاطفی شدید وبیمارگونه بین فرزند ووالدین که بچه هادراینده قربانی میشوند مادردراین خانواده ها ضعف عاطفی دارد.نوع چهارم خانواده امن پدردمادر رشد عاطفی دارند احساساتشان رابیان میکنند احساسات فرزندووالدین پذیرفته میشوند به دیگران اجازه ی ابراز احساسات داده میشود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    18720
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.47
    نوشته ها
    309
    تشکـر
    113
    تشکر شده 139 بار در 93 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    دختر گلم
    همه مان دوست داریم تو خانواده مون هیچ اشتباهی رخ نده. همه چیز ایده ال باشه. ولی در واقع مشکلات هست. تحمل مشکلات بخشی از زندگیمونه.
    مامانی دوست نداره داداشی جیش کنه اونو اذیت میکنه. بابایی دوست نداره بچه ها خلاف نظرش رفتار کنن میزنه. دختره اینجور خانواده را دوست نداره میخواد فرار کنه.
    میبینی همه مقصرند.هیشکی بی عیب و بی مشکل نیست. همه خانواده ها یه جوری مشکلات دارند. فرار از مشکلات خودش بزرگترین مشکله که کار رو بدتر میکنه.
    بابا و مامان رو با همین وضع دوست داریم.اگه راه حل بلد بودیم راهکار میدیم.
    موفق باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از absh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    هر چیزی میگذرد...به فکر اینده باش
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    21878
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از خانوادم متنفرم

    من میتونم یه جوری کنار بیام اما در حال حاضر نمیدونم با بردار کوچیکم چیکار کنم...اخه اخلاقای بدی داره که از نظر من زنندس...من اصلا خواهر خوبی براش نیستم در حالی که بیشتر از همه به فکرشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. کاربران زیر از kiki بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

از خانوادم متنفرم

از خانوادم بدم میاداز خونوادم متنفرمازخانوادم بدم م ادمنم متنفرم ازخانوادماز خانوادم بدم میادشازخانوادم متنفرمدلم ازخانوادم گرفتهبدم میاد از خانوادمشوهرم برا خانوادم ادا درمیارداز خونوادم بیزارم. از خوانوادم متنفرماز خانوادم متنفرم چی کار کنممن از خانوادم متنفرم مشاوره

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

از خانوادم متنفرم,  از خانوادم بدم میاد,  از خانوادم خسته شدم,  از خانوادم دورم,  از خانوادم بیزارم,  از خانوادم متنفرم چیکار کنم,  من از خانوادم متنفرم,  شوهرم از خانوادم متنفره,  دلم از خانوادم گرفته,  خستم از خانوادم,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  من النظرة الثانية الحلقة الاخيرة,  منتدى الهلال,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل گشا,  مشکلات زندگی در کانادا,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل اتصال mtp,  مشکل زیرنویس,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکلات زناشویی,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکلات بازی gta v,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید