مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

  1. Top | #1

    دلنوشته کاربر
    این روزا خیلی دلم‌ گرفته....خدایا کمکم کن....
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.25
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    118
    تشکر شده 14 بار در 11 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

    سلام بعضی از دوستان در جریان مشکلات من هستن اول عقد پدرم باهمسرم خوب بودن حدودا۳ماه بعدش رودرروی هم قرارگرفتن باز آشتی کردن باز قهرکردن هروقتم قهرمیکردن بابام نمیذاشت من شوهرم و ببینم خیلی جوش میزدم غصه میخوردم بابام یه اخلاق بدیم که داره هیچوقت اشتباهشو قبول نمیکنه یه شب گفت بابام میری شب نمیخوابی شام میای خونه منم بخاطر اینکه دلم تنگ شده بود وایسادم روزش صبح زود اومدم خونه انقد کتکم زد منم گفتم کار بدی نکردم شوهرم بوده خلاصه خیلی گیرمیداد نرو دوروز در هفته برو خیلی اون موقع کنکور داشتم گند دادم باوجود مدرسه نمونه دولتی بودم بعد امسال بعد آشتی کردن آبان ماه که بابام میخواست طلاقمو بزور بگیره ومن زیربار نرفتم آبن آشتی کردن. خوب بودن ولی نه خیلی اینم بگم که ۳بار بابام شوهرمو انداخت بیرون از خونمون .بعدش بابام باز گیرمیداد ب رفت وآمدم خسته شده بودم فکر خودکشی فکر مرگ به معنای واقعی خسته شده بودم اول بهمن بود که فهمیدم توعقد حامله شدم اونم باوجود جلوگیری زیاد نمیدونم کار خدا بود چه حکمتی داشت بعد از بابام میترسیدم اگه بفهمه بزنتم و بچم بیوفته راهی نداشتم اسفند با شوهرم فرار کردیم رفتیم خونه یکی از آشناهامون بابام گفت بیا اما من جرات و پای رفتن نداشتم خلاصه اخراسفند لوازم بزرگامونو گرفتیم خرده ریزه هم برای خودمون ۱۸ میلیون قرض و یه ۱۰ تومن خودمونم گذاشتیم رفتیم سر زندگیمون بدون عروسی و جهیزیه الان باهم خیلی خوبیم تنها مشکل اینه قسط واممون که مادرم ضامنشه عقب مونده بابامم که دنبال بهانه اس که شکایت کنه مامانم میگه بیا همه چی حل میشه بابام طلاهامو نمیده بفروشم حداقل . دوماه دیگه بچه ام بدنیا میاد شوهرم میگه برو درستو بخون بشین براکنکور ۹۸ تلاش کن تو ذهنشو داری منم حمایتت میکنم خودمم دیگه میخوام بخونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    دلنوشته کاربر
    این روزا خیلی دلم‌ گرفته....خدایا کمکم کن....
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.25
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    118
    تشکر شده 14 بار در 11 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

    الان موندم چیکارکنم کمکم کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3

    دلنوشته کاربر
    تنها :)
    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.63
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    267
    تشکر شده 252 بار در 165 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط الینا پارسا نمایش پست ها
    الان موندم چیکارکنم کمکم کنید
    سلام دوست گرامی
    هرچند در ظاهر یک اتفاقه، اما همین بارداری ناخواسته و سریع و در زمان نه چندان مناسب، خودش نشون میده رفتار و رابطه شما چندان حساب شده و عاقلانه نبوده.
    همچنین رویارویی همسر گرامیتون با پدرتون خودش نشون از ضعف ایشون در رفتار مناسبه.
    در شرایط فعلی به زندگیتون و خوشبختی در کنار هم بها بدین و مشکلات مالی رو هم با صبوری پشت سر بگذارید.
    بهتره مدتی حساسیت ایجاد نکنید عوضش از طریق بزرگ فامیل یا کسی که پدرتون ازش حرف شنویی داره وارد بشین. همسرتون رو هم توجیه کنید مقداری از خودش گذشت نشون بده و اگه فرضا پدرتون چیزی گفت ایشون چیزی نگن.


    در نهایت اگه راه به جایی نبردین، از خوشبختی در کنار همسرتون لذت ببرید و به مشکل پدرتون بها ندین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از nima01371 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    این روزا خیلی دلم‌ گرفته....خدایا کمکم کن....
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.25
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    118
    تشکر شده 14 بار در 11 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط nima01371 نمایش پست ها
    سلام دوست گرامیهرچند در ظاهر یک اتفاقه، اما همین بارداری ناخواسته و سریع و در زمان نه چندان مناسب، خودش نشون میده رفتار و رابطه شما چندان حساب شده و عاقلانه نبوده.همچنین رویارویی همسر گرامیتون با پدرتون خودش نشون از ضعف ایشون در رفتار مناسبه. در شرایط فعلی به زندگیتون و خوشبختی در کنار هم بها بدین و مشکلات مالی رو هم با صبوری پشت سر بگذارید.بهتره مدتی حساسیت ایجاد نکنید عوضش از طریق بزرگ فامیل یا کسی که پدرتون ازش حرف شنویی داره وارد بشین. همسرتون رو هم توجیه کنید مقداری از خودش گذشت نشون بده و اگه فرضا پدرتون چیزی گفت ایشون چیزی نگن.در نهایت اگه راه به جایی نبردین، از خوشبختی در کنار همسرتون لذت ببرید و به مشکل پدرتون بها ندین.
    مشکل اینجاست پدرم از کسی حرف شنوی نداره و من دو ماه دیگه پسرم بدنیا میاد و به شوهرم گفتم از خانواده اش کسی نیاد منو جمع کنه که بعدا منتی سرم نباشه و اطلاعاتی در مورد اون زمان ندارم چجوری یاد بگیرم؟؟البته زمانی که درد زایمان منو گرفت ب پدرم زنگ میزنم میگم بیان بیمارستان که اگر بیان..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.93
    نوشته ها
    1,215
    تشکـر
    1,584
    تشکر شده 1,243 بار در 720 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط الینا پارسا نمایش پست ها
    مشکل اینجاست پدرم از کسی حرف شنوی نداره و من دو ماه دیگه پسرم بدنیا میاد و به شوهرم گفتم از خانواده اش کسی نیاد منو جمع کنه که بعدا منتی سرم نباشه و اطلاعاتی در مورد اون زمان ندارم چجوری یاد بگیرم؟؟البته زمانی که درد زایمان منو گرفت ب پدرم زنگ میزنم میگم بیان بیمارستان که اگر بیان..
    سلام
    الینا خانم اول مادر شدنتان را به شما تبریک میگویم ضمنا مدیر سایت و چندتا از خانمهای متاهل را دعوت کردم که پاسخ مناسب را به شما دوست عزیز بدهند آرام باشید فعلا به اختلافها فکر نکنید تمرکزتان را فعلا روی سلامتی خودتان و فرزند نازنینتان بگذارید با خوشبینی به آینده نگاه کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    تا میتوانی دلی به دست آور
    دل شکستن هنر نمی باشد

  7. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #6

    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.11
    نوشته ها
    3,549
    تشکـر
    3,439
    تشکر شده 6,649 بار در 2,643 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : رفتن من وهمسرم بخاطر پدرم.

    مادر شدن شما اگر چه زود به وقوع پیوسته ولی موهبتیه که خیلی از زوج های جوان سال هاست با وجود درمان های متعدد بهش دست نیافتند.

    شاید حساسیت پدر شما هم در مورد روابط شما در دوران عقد ترس از همین بارداری ناخواسته بود و نگران این روزها بودند
    بدون برگزاری مراسم و شروع زندگی با بدهی و بارداری شما رو پدرتون حتما پیش بینی میکردند که روی روابط شما حساس بودند
    به هر حال شما تمام این مراحل رو پشت سر گذاشتید
    ورود زودهنگام کوچولوی شما به این زندگی نشون دهنده اینه که الهی شکر با همسرتون مشکلی ندارید ‌
    نگران بدهی و وضعیت اقتصادی خانواده نوپاتون نباشید
    این وضعیت گریبانگیر اکثرا خانواده های ایرانی به خصوص زوج های جوان
    شده
    تا الان هم دوران بارداری پر استرسی داشتید
    این دو ماه باقی مانده رو سعی کنید در آرامش کامل سپری کنید
    مسائل مالی رو هم به همسرتون بسپارید .
    در مورد زایمانتون اگر طبق نظر پزشک سزارین باشه که با پایان هفته ۳۸ براتون
    روز عمل رو مشخص میکنند .
    شما در ماه های آخر ممکنه انقباضات و دردهای خفیفی در ناحیه شکم داشته باشید این انقباضات گهگاه و به صورت نامنظم صورت میگیره
    درد زایمان و انقباضات ناشی از اون به صورت منظم صورت میگیره
    یعنی هر ساعت یکبار که با گذشت زمان فاصله انقباضات منظم ترو کم تر میشه
    شما سنتون کم و اولین زایمانتونه از شروع درد تا زایمان چند ساعت طول میکشه پس نگران نباشید
    در این فاصله میتونید به خانواده ها اطلاع بدید .
    به نظر من بهتره خانواده همسرتون هم در تمام مراحل (قبل و بعد از زایمان )
    در کنارتون باشند
    اولا با توجه به وضعیت مالی شما و هزینه بالای بیمارستان یک مقدار از هزینه ها رو به عهده بگیرند هیچ منتی هم نیست
    به هر حال نوه پسریشونه و وظیفه است
    ثانیا با توجه به مشکلاتی که همسرتون و پدر شما داشتند بهتره خیلی رو کمک خانواده خودتون حساب نکنید ( به خاطر برخوردهای احتمالی )
    البته بهشون اطلاع بدید که دارید میرید بیمارستان
    به هر حال هر دختری دوست داره در این مواقع مادر در کنارش باشه
    ولی اومدن و نیومدن رو به عهده خودشون بگذارید .
    ان شالله با ورود گل پسرتون به جمع خانوادگی تمام کدورت ها برطرف میشه
    این که پدرتون طلاهای شما رو نمیده
    حتما اون ها رو براتون امانت نگه داشته
    شاید فکر میکنه شما در اولین فرصت طلاها رو میفروشید
    مطمئن باشید رفتار پدر شما از روی لجبازی و ...‌ نیست
    پدر و مادرها خوش بختی بچه ها مد نظرشونه شاید شیوه کمک و راهنماییشون
    درست نباشه ولی هدفشون آرامش شماست .
    بهتره فعلا تا دو سال به ادامه تحصیل فکر نکنید
    اولا هیچ کس در دوسال اول مثل مادر نمیتونه از فرزند نگهداری کنه
    ثانیا درس خوندن شما هزینه هایی در پی خواهد داشت که شما رو بیشتر تحت فشار قرار خواهد داد
    مطالعه دروس رو فراموش نکنید .ان شالله کنکور ۹۹ میتونید شرکت کنید .
    با توجه به این که دبیرستان نمونه بودید
    حتما قبول میشید .
    امیدوارم از توصیه های مادرانه من ناراحت نشده باشید .
    اگر سوالی در مورد زایمان و ... داشتی میتونی با پیام خصوصی بپرسی
    موفق باشی ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  9. کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
رفتن,  رفتن به ایمیل,  رفتن که بهانه نمیخواهد,  رفتن عشق,  رفتن به جیمیل,  رفتن شعر,  رفتن آب در گوش,  رفتن به تنظیمات مودم,  زفتنا,  رافتنج,  رفتن من,  رفتن منصوریان از استقلال,  رفتن من شايد يه امتحانه,  رفتن من ترک تو نیست,  رفتن من شاید یه امتحانه,  ميروم از رفتن من,  لحظه رفتن من شد,  موقع رفتن منه,  میروم ازرفتن من شادباش,  بالا رفتن منوی استارت,  فکر,  فکرە,  فکر انت فی الخرطوم,  فکر برتر,  فکرتک شرکت,  فکر آخرت,  فکرونی ام کلثوم,  فکري پوهنه,  فکرشم نکن محمد علیزاده,  فکر را پر بدهید,  فکر مرگ,  فکر مرگ عزیزان,  فکر زیاد به مرگ,  فکر زیاد مرگ,  رهایی از فکر مرگ,  روانشناسی فکر مرگ,  افسردگی و فکر مرگ,  افسردگی فکر مرگ,  تو فکر مرگم,  همش به مرگ فکر میکنم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید