مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 21

موضوع: عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    درود
    بنده کمی مشکلم پیچیده است بنابراین سعی میکنم به صورت کلی مسائل رو شرح بدم و زیاد طولش ندم . ممنون میشم از اینکه زمان خود را بذارین و بخونید و راهنماییم کنیم چه کنم ؟
    من خانومم و 24 سال دارم . 5 سال پیش با فردی اشنا شدم که اکنون زن و شوهر می باشیم. قبل از این 5 سال با فردی دیگر اشنا شده بودن که مرد بودن و متاهل بنابراین به محض فهمیدن اینکه ایشون متاهل هستند سعی کردم جدا شم و طول کشید و خسته و افسردگی ( از بچگی افسردگی های گاه گاه دارم که میاد سراغم به دلایل متفاوتی ) شدید گرفتم و اما بالاخره موفق شدم . ایشون همکارم بودن و به شدت علاقه به کارشون داشتند به نحوی که بنده هم به شدت به کارم و تحصیلم علاقه مند شده بودم و در تحصیل درجه 1 بودم . عضو ده درصد اول دانشجویان ممتاز ایران بودم . تمامی کنکور ها رو اعم از کارشناسی و ارشد بدون کنکور در دانشگاه خوب قبول شدم . ولی ایشون متاهل بودند و من .. خلاصه تموم شد . اولین دوستی ام هم بود و رابطه مون هم بیشتر به صورت شوخی کردن و قلقلک دادن و بغل اینا بود نهایتش بوس بود ! نمیخام بازش کنم یک کلی گفتم فقط. پس از 5 6 ماه در یک انجمن حمایت از حیوانات که فعالیت میکردم با پسری آشنا شدم که گاهی با هم دردو دل میکردیم . اینطوری دوستی منو همسرم اغاز شد . ایشون خیلی مرد خوبی اند . دو سال از خودم کوچکترن و مشغول به کارن رو مستقل از خانواده شون هستن . من کلن محترمانه برخورد میکنم چه با خانواده ام چه با دوستان و چه با همسرم . الان یک شیش ماهی هست کمی بی احترامی میکنیم به هم . که ازین قضیه ناراحت هستم اما دست خودم نیست . ایشون به من حسودی میکنن بنده به ایشون حسودی میکنم . نگران هم میشیم و غیره .
    اینو میدونم که همو دوست داریم و رابطه مون دو طرفه است . البته یک خورده مشکلات اقتصادی داریم که کم تاثیر نیست در دعوا ها و بحث هامون . اهان اینم بگم که اصولن دعوا میشه اون لحظه سکوت میکنیم و یک زمانی رو مختص این میذاریم که دربارش حرف بزنیم و بحث میکنیم و آخرش یک نتیجه گیری میکنیم . که متاسفانه در این شی ماهه اخیر که کمی بی احترامی میکنیم به هم ، این نتیجه گیری هایی که میکنیم دیگه دائمی نمیمونه و دوباره یک دعوای تکراری میکنیم .
    از نظر من زندگی ادما یک طول داره ( که شامل منطق میشه درس و تحصیل و کار و هدف اینا ) یک عرض داره که شامل احساسات میشه ( هیجانات ، سرگرمی ، لذت ها و ... ) .
    من دانشجوی ارشد هستم و به نحوی دارم درسو تموم میکنم . هر ترم هم معدلم بالای 18 می بود . تا اینکه این ترم گذشته رو مشروط شدم !
    دلیلش را خودم فکر کردم خب دلیل های متنوعی داره اما بیشترین دلیلی که هست اینه که الان کسی که کل ذهن منو درگیر خودش کرده یعنی همسرم و با ایشون زندگی میکنم به نحوی نیمی از من شده اند .. ترک تحصیل کردند و صرفن مشغول به کار شدند و از دانشگاه بیزارند. و دیپلمه هستن . به نظرم این باعث میشه که من هم به تدریج سرعت طول زندگیم کاهش پیدا کنه و اینو هم به صورت مطمئن میگم من تا قبل از ایشون عرض زندگی نداشتم اصلن ! و یا شاید خیلی کم بود . اما طول زندگیم خیلی سرعت بالایی داشت . از زمانی که با ایشون آشنا شدم و وارد رابطه شدم عرض زندگی به شدت افزایش یافته اما طول زندگیم داره متوقف میشه که این موضوع کاملن با هدف من از زندگی تناقض داره . نگران هستم که باید چیکار کنم؟ از ایشون جدا بشم؟ دارن باعث افت در زندگی و سقوطم میشن . سعی کردم که به تحصیل دعوتشون کنم اما فایده ای نداره حتا سربازیشم داره غیبت میخوره اوضاع اقتصادی هم طوریست که سربازی بروند هم خودشان تلف میشوند هم بنده ! و معافیت هم نمیدن .
    البته یک سری مشکلات خلقی هم دارن ایشون که هم مشاور میریم هم دارو میخورن که در حالت تعادل قرار دارد . قبل از اینکه با بنده اشنا بشن هم یک مدت خیلی کوتاه زیر یک ماه حشیش میکشیدن !
    شخصیت بسیار خوبی دارن اما خلق شون بالا پایین داره که موجب شده خلق منم بالا پایین دار باشه . نوعی سرایت کرده به خاطر علاقه ی عاطفی بین مون . مدتی هست از افسردگی رنج میبریم هر دومون و من بیشتر چون من دارو نمیخورم که مانیک ام کنه.

    خیلی ممنون ازینکه وقت گذاشتین و این مشکل رو خوندین . ممنون میشم راهنماییم کنین چیکار کنم؟ همو دوست داریم اما منطقی نیست . داریم باعث آزار هم میشیم . و من دارم افت شدیدی میکنم . چه در روابط ام چه در تحصیل ام چه در رابطه با خانواده ام .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6140
    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    ميانگين پست در روز
    0.26
    نوشته ها
    244
    تشکـر
    159
    تشکر شده 386 بار در 165 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    شما چقدر ادعا کردین !!!!

    من فکر میکنم تو زندگی زناشویی هم این معدل 18_19 و روابط اجتماعیو .... میزنین تو سر شوهرتون که بنده خدا افسرده شده......

    چقدر واسش وقت گذاشتین تا مشکلاتشو حل کنه ؟با این شرایط که از شما کوچکتر هم هستش ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    وقت زیاد گذاشتم . اتفاقن اصلن تاکنون تو سرش نزدم بابت تحصیلش .
    مثلن برای اینکه بره دانشگاه بهش گفتم : ببین داره سربازیت غیبت میخوره بعدن کارت سخت تر میشه بیا و برو یک دانشگاه علمی کاربردی فقط یک رشته هر چی که دوست داری اسم بنویس ، اصلن نرو سرکلاس دوست نداری . موقع امتحانات هم من بهت درس میدم یک شب بخون برو امتحان بده . فقط برای این میگم که غیبت نخوری از وظیفه ات زمان بگیری . تا وقتی یک خورده وضعمون بهتر بشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    همه بهم میگن جدا شو واسه همین افتاده تو ذهنم نکنه دارم اشتباه میکنم که زندگی میکنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    یک چیزی که هست در مورد معدل بالا بودن یک نفر ، همه برداشت دارن که اون شخص خیلی خودخواهه . درسته خودخواهم ولی من تو مدرسه مشروط بودم ! تو مدرسه معدلم 13 12 به زور بود . چند بار نزدیک بوده اخراج شم . چیزی رو که دوست داشته باشم رو فقط مایه میذارم براش .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11620
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    35
    تشکـر
    22
    تشکر شده 33 بار در 19 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    مرد وزن در سختیها باید پیش هم باشن به همدیگه کمک کنن
    تو 5سال باهاش بودی وزندگی خوبی داشتی حالا شش ماهو تحمل نکردی
    بنظرم خودت خیلی مشکلو بزرگ کردی اگر واقعا عاشقش بودی بخاطر این چیزا زود به فکرجدایی نیفتادید (در قران چند بار خداوند از کلمه صبر گفته)درضمن گذشته ها گذشتست خیلی زوووم نکن به گذشته.دلیل نمیشه تحصیلاتشون کم باشه ادم خوبی وموفقی نیس بیا دکترا ومهندسای مملکتو ببین صد رحمت به یه بی سواد(البته نه همه به بعضیا برنخوره).گفتید که ایشون خیلی مرد خوبی اند به این زووووووووووم کن که کم پیدا میشه عزیزم کمممممممممم
    به زندگیت مثبت نگاه کن حتما خیلی چیزها داری که بقیه حسرتشو میخورن ولی ما حس نمیکنیم قدرشو نمیدونیم تا از دست بدیم
    این چیزهایی که گفتم نظر شخصی بندست امیدوارم که ناراحت نشی دوست عزیزموفق وموید باشی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    نقل قول نوشته اصلی توسط amonh نمایش پست ها
    مرد وزن در سختیها باید پیش هم باشن به همدیگه کمک کنن
    تو 5سال باهاش بودی وزندگی خوبی داشتی حالا شش ماهو تحمل نکردی
    بنظرم خودت خیلی مشکلو بزرگ کردی اگر واقعا عاشقش بودی بخاطر این چیزا زود به فکرجدایی نیفتادید (در قران چند بار خداوند از کلمه صبر گفته)درضمن گذشته ها گذشتست خیلی زوووم نکن به گذشته.دلیل نمیشه تحصیلاتشون کم باشه ادم خوبی وموفقی نیس بیا دکترا ومهندسای مملکتو ببین صد رحمت به یه بی سواد(البته نه همه به بعضیا برنخوره).گفتید که ایشون خیلی مرد خوبی اند به این زووووووووووم کن که کم پیدا میشه عزیزم کمممممممممم
    به زندگیت مثبت نگاه کن حتما خیلی چیزها داری که بقیه حسرتشو میخورن ولی ما حس نمیکنیم قدرشو نمیدونیم تا از دست بدیم
    این چیزهایی که گفتم نظر شخصی بندست امیدوارم که ناراحت نشی دوست عزیزموفق وموید باشی.
    ممنون دوست عزیز بابت حرفاتون ، راستش ما 5 ساله از اول اشناییمون . زندگی با هم دیگه مون تازه شروع شده از شهریور ماه امسال . و خب از نظر صبر به نظرم خیلی مشکلات داشتیم تاکنون . خانواده ام میگن تا الان که هنوز زندگیتون شروع نشده این همه مشکل داشتین . چه انتظاری از بقیه زندگیت داری؟ کاش لااقل مشکل اقتصادی نداشتیم پیش دکتران خوب میرفتیم هر دومون .
    من نگران حال ایشونم هستم ، یک مدتی ایشون در بیمارستان روانی بستری بودن . یک مدت اعتیاد داشتن . یک مدت هر لحظه ممکن بود خودکشی کنن . مثلن پارسال من هر روز صبح از خواب بیدار میشدم باید مسیج میزدم ببینم زنده است یا خیر ؟!!! همیشه دلهره بود تو وجودم . خیلی حرف زدیم که دیگه خیلی ازینا رفع شده . اما .. نمیدونم دلهره است .

    و اینکه الان درسمو خراب کردم و از کارم اخراج شدم . کمی خانواده ام تحت فشارم گذاشتن .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.49
    نوشته ها
    1,283
    تشکـر
    64
    تشکر شده 1,011 بار در 564 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    نقل قول نوشته اصلی توسط MIMO نمایش پست ها
    درود
    بنده کمی مشکلم پیچیده است بنابراین سعی میکنم به صورت کلی مسائل رو شرح بدم و زیاد طولش ندم . ممنون میشم از اینکه زمان خود را بذارین و بخونید و راهنماییم کنیم چه کنم ؟
    من خانومم و 24 سال دارم . 5 سال پیش با فردی اشنا شدم که اکنون زن و شوهر می باشیم. قبل از این 5 سال با فردی دیگر اشنا شده بودن که مرد بودن و متاهل بنابراین به محض فهمیدن اینکه ایشون متاهل هستند سعی کردم جدا شم و طول کشید و خسته و افسردگی ( از بچگی افسردگی های گاه گاه دارم که میاد سراغم به دلایل متفاوتی ) شدید گرفتم و اما بالاخره موفق شدم . ایشون همکارم بودن و به شدت علاقه به کارشون داشتند به نحوی که بنده هم به شدت به کارم و تحصیلم علاقه مند شده بودم و در تحصیل درجه 1 بودم . عضو ده درصد اول دانشجویان ممتاز ایران بودم . تمامی کنکور ها رو اعم از کارشناسی و ارشد بدون کنکور در دانشگاه خوب قبول شدم . ولی ایشون متاهل بودند و من .. خلاصه تموم شد . اولین دوستی ام هم بود و رابطه مون هم بیشتر به صورت شوخی کردن و قلقلک دادن و بغل اینا بود نهایتش بوس بود ! نمیخام بازش کنم یک کلی گفتم فقط. پس از 5 6 ماه در یک انجمن حمایت از حیوانات که فعالیت میکردم با پسری آشنا شدم که گاهی با هم دردو دل میکردیم . اینطوری دوستی منو همسرم اغاز شد . ایشون خیلی مرد خوبی اند . دو سال از خودم کوچکترن و مشغول به کارن رو مستقل از خانواده شون هستن . من کلن محترمانه برخورد میکنم چه با خانواده ام چه با دوستان و چه با همسرم . الان یک شیش ماهی هست کمی بی احترامی میکنیم به هم . که ازین قضیه ناراحت هستم اما دست خودم نیست . ایشون به من حسودی میکنن بنده به ایشون حسودی میکنم . نگران هم میشیم و غیره .
    اینو میدونم که همو دوست داریم و رابطه مون دو طرفه است . البته یک خورده مشکلات اقتصادی داریم که کم تاثیر نیست در دعوا ها و بحث هامون . اهان اینم بگم که اصولن دعوا میشه اون لحظه سکوت میکنیم و یک زمانی رو مختص این میذاریم که دربارش حرف بزنیم و بحث میکنیم و آخرش یک نتیجه گیری میکنیم . که متاسفانه در این شی ماهه اخیر که کمی بی احترامی میکنیم به هم ، این نتیجه گیری هایی که میکنیم دیگه دائمی نمیمونه و دوباره یک دعوای تکراری میکنیم .
    از نظر من زندگی ادما یک طول داره ( که شامل منطق میشه درس و تحصیل و کار و هدف اینا ) یک عرض داره که شامل احساسات میشه ( هیجانات ، سرگرمی ، لذت ها و ... ) .
    من دانشجوی ارشد هستم و به نحوی دارم درسو تموم میکنم . هر ترم هم معدلم بالای 18 می بود . تا اینکه این ترم گذشته رو مشروط شدم !
    دلیلش را خودم فکر کردم خب دلیل های متنوعی داره اما بیشترین دلیلی که هست اینه که الان کسی که کل ذهن منو درگیر خودش کرده یعنی همسرم و با ایشون زندگی میکنم به نحوی نیمی از من شده اند .. ترک تحصیل کردند و صرفن مشغول به کار شدند و از دانشگاه بیزارند. و دیپلمه هستن . به نظرم این باعث میشه که من هم به تدریج سرعت طول زندگیم کاهش پیدا کنه و اینو هم به صورت مطمئن میگم من تا قبل از ایشون عرض زندگی نداشتم اصلن ! و یا شاید خیلی کم بود . اما طول زندگیم خیلی سرعت بالایی داشت . از زمانی که با ایشون آشنا شدم و وارد رابطه شدم عرض زندگی به شدت افزایش یافته اما طول زندگیم داره متوقف میشه که این موضوع کاملن با هدف من از زندگی تناقض داره . نگران هستم که باید چیکار کنم؟ از ایشون جدا بشم؟ دارن باعث افت در زندگی و سقوطم میشن . سعی کردم که به تحصیل دعوتشون کنم اما فایده ای نداره حتا سربازیشم داره غیبت میخوره اوضاع اقتصادی هم طوریست که سربازی بروند هم خودشان تلف میشوند هم بنده ! و معافیت هم نمیدن .
    البته یک سری مشکلات خلقی هم دارن ایشون که هم مشاور میریم هم دارو میخورن که در حالت تعادل قرار دارد . قبل از اینکه با بنده اشنا بشن هم یک مدت خیلی کوتاه زیر یک ماه حشیش میکشیدن !
    شخصیت بسیار خوبی دارن اما خلق شون بالا پایین داره که موجب شده خلق منم بالا پایین دار باشه . نوعی سرایت کرده به خاطر علاقه ی عاطفی بین مون . مدتی هست از افسردگی رنج میبریم هر دومون و من بیشتر چون من دارو نمیخورم که مانیک ام کنه.

    خیلی ممنون ازینکه وقت گذاشتین و این مشکل رو خوندین . ممنون میشم راهنماییم کنین چیکار کنم؟ همو دوست داریم اما منطقی نیست . داریم باعث آزار هم میشیم . و من دارم افت شدیدی میکنم . چه در روابط ام چه در تحصیل ام چه در رابطه با خانواده ام .
    سلام

    متاسفم از آنچه که خواندم ولی خوب عزیز رابطه و علاقه شما و بعد ازدواجتان حتما غلط بوده به چندین دلیل:

    سن پایین هر دو

    بیماری و اختلالات روانی هر دو که احتمالا سابقه فامیلی هم دارین

    شما بیشتر تو فاز افسردگی هستین و ایشون نیز منیک بنابراین شما سرعت ایشون رو میگیرید و ایشون شما رو کمی سرعت میدن بنابراین از هم خوشتون آمده ولی عزیزم این عشق نیست حتی اختلاف

    مکمل هم نیست.

    نمیگم جدا شید چون به نظر من هیچ کدام تا تشخیص و درمان یا کنترل درست به درد ازدواج با هیچ کس نمیخورید! ولی لطفا و حتما بچه دار نشید تا اینکه دقیقا نوع اختلال مشخص شه و درصد به ارث رسیدن و

    انتقال آن

    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  9. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    شهرام2014
    من واقعن کمی به فکر فرو رفتم .
    به نظر شما ما بدون داشتن وضعیت مالی نه چندان جالبی .. امکان داره خوب بشیم؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اعتماد سخت است اما زیباست ..
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12454
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    67
    تشکـر
    4
    تشکر شده 32 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عاشقش هستم اما منطقی نیست ..

    بنده وسواس فکری دارم و ایشون بای پولار ( اختلال شخصیت دو قطبی )
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازدواج با فردی که ایران نیست
    توسط ترنم بهاری در انجمن مرکز مشاوره ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-06-2015, 04:40 PM
  2. دلتنگ کسی هستم که به فکرم نیست
    توسط غزل.م در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 06-11-2014, 04:31 PM
  3. از خواستگارم خبری نیست
    توسط پری64 در انجمن خواستگاری
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-29-2013, 07:17 PM
  4. از خواستگارم خبری نیست
    توسط پری64 در انجمن مشاوره ازدواج
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-29-2013, 07:17 PM
  5. کدام دسته از زنان دچار کیست تخمدان می شوند؟
    توسط R e z a در انجمن بیماریهای جسمی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-17-2013, 09:40 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

uhara,  عاشقش هستم,  خدایا عاشقش هستم,  خدایا عاشقش هستم مهستی,  من عاشقش هستم,  داستان من عاشقش هستم,  چگونه بگویم عاشقش هستم,  موضوع,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع تعبير,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع تعبير عن العلم,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع عن القراءة,  موضوع تعبير عن العمل,  موضوع عن الام,  موضوع تعبير عن نهر النيل,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید