مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 21

موضوع: مشکل با همسر

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27925
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.96
    نوشته ها
    1,395
    تشکـر
    2,201
    تشکر شده 2,189 بار در 1,096 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسمین بانو نمایش پست ها
    سکوت بجاش خیلی مناسبه ولی بلد باشی بعدش چطوری انتقاد کنی برو تایپیک زن بودن بخون
    اینجوری قد علم کنی جلو شوهر ایندت همچی خراب میشه فکر نکن حاضر جوابی کردن شوهرتو عاشق خودت میکنی خیلی اطلاعاتت کمه راجب مردها
    من نه گفتم طرف قد علم کنه جلو شوهرش نه قصدم اینه به خاطر اینکه شوهرم از من خوشش بیاد شخصیتم رو تغییر بدم.من گفتم سکوت نکنه چون کم کم از اعتیاد شروع میشه و به خیانت ختم میشه من خوب اتفاقا اطلاع دارم از زندگی کسایی که اول همسرشون رفیق بازی بعد اعتیاد بعد خیانت و حتی کم کم به خاطر زیاده روی کار به قتل هم کشیده شده و من نگفتم شوهرشو کتک بزنه فقط گفتم سکوت نکنه که وضعیت بدتر نشه. دوست ندارم اینو بگم ولی اکثر خانم ها دائم به فکر اینن که چکار کنن تا مردا اونا رو قبول کنن ولی من اعتقادم یه چیز دیگه هست . قابل توجه شمام بگم متاسفانه زن ها همش در تلاشن که از خودشون فاصله بگیرن تا مرها را جذب کنن چه فایده ادم چند رو باشه و همش عذاب بکشه تا رفتارش مطابق میل مردا باشه نه خودش!!چرا فک میکنید فقط مردا حق دارن ناراحتی شون رو بروز بدن تا ارامش بگیرن و زن ها فقط باید همه چیو تو خودشون بریزن و از درون داغون بشن؟!!این خانم با سکوتش از درون داغون میشه چون شوهرش براش وقت نمیذاره همچنین با سکوتش ممکنه به همسرش بیشتر میدون بده و کم کم همسرش تو این مسائل پیشرفت کنه.
    ویرایش توسط saba95 : 08-20-2016 در ساعت 05:40 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 2 کاربران زیر از saba95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    دیوانه بمانید اما عاقلانه رفتار کنید خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید...
    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضويت
    27442
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    2,158
    تشکر شده 2,205 بار در 1,055 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Konjkav
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    من نه گفتم طرف قد علم کنه جلو شوهرش نه قصدم اینه به خاطر اینکه شوهرم از من خوشش بیاد شخصیتم رو تغییر بدم.من گفتم سکوت نکنه چون کم کم از اعتیاد شروع میشه و به خیانت ختم میشه من خوب اتفاقا اطلاع دارم از زندگی کسایی که اول همسرشون رفیق بازی بعد اعتیاد بعد خیانت و حتی کم کم به خاطر زیاده روی کار به قتل هم کشیده شده و من نگفتم شوهرشو کتک بزنه فقط گفتم سکوت نکنه که وضعیت بدتر نشه. دوست ندارم اینو بگم ولی اکثر خانم ها دائم به فکر اینن که چکار کنن تا مردا اونا رو قبول کنن ولی من اعتقادم یه چیز دیگه هست . قابل توجه شمام بگم متاسفانه زن ها همش در تلاشن که از خودشون فاصله بگیرن تا مرها را جذب کنن چه فایده ادم چند رو باشه و همش عذاب بکشه تا رفتارش مطابق میل مردا باشه نه خودش!!چرا فک میکنید فقط مردا حق دارن ناراحتی شون رو بروز بدن تا ارامش بگیرن و زن ها فقط باید همه چیو تو خودشون بریزن و از درون داغون بشن؟!!این خانم با سکوتش از درون داغون میشه چون شوهرش براش وقت نمیذاره همچنین با سکوتش ممکنه به همسرش بیشتر میدون بده و کم کم همسرش تو این مسائل پیشرفت کنه.
    دقیقا صبا جان کاملا با نظرت موافقم
    زندگی مشترک یعنی باید توی همه چیز مشترک باشند و هر دو خودشون باشند و برای همدیگه و زندگیشون تلاش کنند نه اینکه فقط یه نفر توی این زندگی همش صبر و تحمل کنه متاسفانه توی جامعه ی ما هم این طور جا افتاده :
    زن باید صبر کنه
    زن باید بسوزه و بسازه
    زن باید فلان کار و کنه تا به چشم شوهرش بیاد و در مقابل حرکات و رفتارات بد شوهرش انتقاد نکنه و تو سری خور باشه
    و
    و
    و
    ..
    متاسفانه این فرهنگ حاکم بر جامعه است که به سختی میشه و حتی میتونم بگم اصلا نمیشه عوضش کرد چون خیلیا حتی هم جنسای خودمون برخلاف این فکر میکنند و مبنای زندگی مشترک رو بر تحمل و گذشت یک طرفه میدونند
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    Don't GIVE UP
    if you wait for the perfect time you will never get anything done

  4. 2 کاربران زیر از miss eli vrn بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضويت
    20630
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.40
    نوشته ها
    294
    تشکـر
    281
    تشکر شده 214 بار در 129 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    من نه گفتم طرف قد علم کنه جلو شوهرش نه قصدم اینه به خاطر اینکه شوهرم از من خوشش بیاد شخصیتم رو تغییر بدم.من گفتم سکوت نکنه چون کم کم از اعتیاد شروع میشه و به خیانت ختم میشه من خوب اتفاقا اطلاع دارم از زندگی کسایی که اول همسرشون رفیق بازی بعد اعتیاد بعد خیانت و حتی کم کم به خاطر زیاده روی کار به قتل هم کشیده شده و من نگفتم شوهرشو کتک بزنه فقط گفتم سکوت نکنه که وضعیت بدتر نشه. دوست ندارم اینو بگم ولی اکثر خانم ها دائم به فکر اینن که چکار کنن تا مردا اونا رو قبول کنن ولی من اعتقادم یه چیز دیگه هست . قابل توجه شمام بگم متاسفانه زن ها همش در تلاشن که از خودشون فاصله بگیرن تا مرها را جذب کنن چه فایده ادم چند رو باشه و همش عذاب بکشه تا رفتارش مطابق میل مردا باشه نه خودش!!چرا فک میکنید فقط مردا حق دارن ناراحتی شون رو بروز بدن تا ارامش بگیرن و زن ها فقط باید همه چیو تو خودشون بریزن و از درون داغون بشن؟!!این خانم با سکوتش از درون داغون میشه چون شوهرش براش وقت نمیذاره همچنین با سکوتش ممکنه به همسرش بیشتر میدون بده و کم کم همسرش تو این مسائل پیشرفت کنه.

    مردا اساسشون خشمه اما زنا مظهر صبرو زبون نرمن

    مرد اگه خشانت بخرج میده زن نباید جواب مردو بده به همون خشانت
    چون این در شان یه زن نیست زن باید تو موقع خشم مردش سکوت کنه و وقتی اوضاع اروم شد انتقاد خودش رو با زبون نرمش بیان کنه


    این درستشه نه سکوت کردن و منفعل بودن درسته نه مقابل به مثل و حاضرجوابی حالا ازدواج کردی میفهمی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. 2 کاربران زیر از ژوان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30544
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.89
    نوشته ها
    676
    تشکـر
    497
    تشکر شده 459 بار در 265 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط Fatemeh.b نمایش پست ها
    سلام.من حدود یک سال و چهار ماه که عقد کردم و چهار ماه هم هست که ازدواج کردم..مشکل من با شوهرم اینه که اون بیشتر از اینکه به من اهمیت بده به خانواده و دوستاش اهمیت میدهند..توی دوران عقد فکر میکردم بعد ازدواج خوب میشه اما نشد..بعضی شب ها من رو تا دو سه شب تنها میزاره و با رفیقاش وقت میگذرونه.دوستای شوهرم قلیونی وسیگاری ان.
    و وقتی من از این موضوع ناراحت میشم شوهرم اخلاقش خیلی بد میشه..کلا من حق اعتراض کردن هم ندارم.همیشه اوقات خوشی و شادی برای دوستاشه.پیش من که هست با موبایل بازی می کنه یا تلویزیون نگاه می کنه یا میخوابه..من از این زندگی خسته شدم.بار ها باهاش حرف زدم اما اون قبول نمی کنه..همیشه فکر میکنم خودش درست میگه و من همیشه اشتباه فکر میکنم.اگه یک اعتراض کوچیک کنم اونو به یک دعوای بزرگ تبدیل می کنه..مثلا توی بازار بهش گفتم میشه رفتیم خونه به پسر خالت زنگ بزنی نه الان که توی بازاریم...سریع توی خیابان دادو بیداد کرد و یک دعوا راه انداخت..من فکر میکنم توی این زندگی هیچ حقی ندارم..خیلی وقت ها تصمیمی میگره و قبلش میره به خانواده میگه.....لطفا منو راهنمایی کنید
    علاوه بر این که نظر مردم رو در این انجمن می شنوید حتما به یه مشاور خانواده خوب و مجرب مراجعه کنید.

    این موضوع رو با همسرتون در میون بذارید و اینکه بهش حق اعتراض نمی دید اما با لحنی آرام.

    از بزرگتر ها نیز کمک بخواهید.

    شغل و سن همسرتون؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    15760
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    125
    تشکـر
    792
    تشکر شده 132 بار در 88 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیراه نمایش پست ها
    سلام

    عزیزم دوران عقد دوران شناخته چی باعث شده که فکر کنی عوض میشه ؟

    متاسفانه ما خانومها فکر میکنیم همسرمو بعد ازدواج تغییر میکنه بلکه اینجوری نیست.

    اخخلاق شوهرت از اول همین بوده یجورایی باید بپذیری اما یکاره دیگه ام میتونی بکنی

    ترغیبش کنی برای خونه اومدن

    غر نزن گله نکن و مدام نگو که پیشم نیستی و ازین حرفها

    اما محیط خونه رو براش جوری کن که لحظه شماری کنه برای اومدن به خونه

    به خودت حسابی برس براش ارایش قشنگ کن موهاتو درست کن لباسهای جدید و دلبری بخر براش بپوش

    وقتی رسیدن غر زدن و ممنوع کن عوضش شادو شنگول باش ( میگم شادوشنگول نه اینکه اگر باز دیدید رفت تو گوشی بغ کنی نه باید صبرو

    تحمل داشته باشی )

    چی دوست داره ؟ بازی؟ فیلم ؟ چه چیزی مورد علاقشه که تو خونه میشه انجام داد براش تدارک ببین

    ببین با دوستاش چکار میکنن یا درمورد چه چیزهایی صحبت میکنن مثلا شوهر من خیلی علاقه داره به تکنولوژی من همیشه اطلاعاتم در این

    ضمینه بالا میبرم که باهاش هم صحبت شم

    یا مثلا منو شوهرم تو خونه ps4 بازی میکنیم باهم کل کل میکنیم حتی شرط بندی میکنیم هرکی باخت مثلا ظرفها بشوره

    میشه بعضی وقتا توام رفیق شوهرت باشی

    بجا بغ کردن پاشو دست بکار شو ببین چیا دوست داره براش انجام بده

    ازش ناراحت نشو همیشه اینجوری بوده اگه می خوای عوضش کنی پس دست به کار شو
    سمیراه جان همه اینهایی که میگی درسته ولی
    همه مردها مثل هم نیستن
    مرد متاهلی که ترجیح میده شب رو با دوستاش بگذرونه به نظرت قابل تغییره
    تازه این عزیز اوایل ازدواجشونه یه چهار پنج سال بگذره چی میشه
    فکر میکنم این زنه که به توجه بیشتر نیاز داره نه مرد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    19153
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.15
    نوشته ها
    2,415
    تشکـر
    1,661
    تشکر شده 5,542 بار در 1,781 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط مروارید30 نمایش پست ها
    سمیراه جان همه اینهایی که میگی درسته ولی
    همه مردها مثل هم نیستن
    مرد متاهلی که ترجیح میده شب رو با دوستاش بگذرونه به نظرت قابل تغییره
    تازه این عزیز اوایل ازدواجشونه یه چهار پنج سال بگذره چی میشه
    فکر میکنم این زنه که به توجه بیشتر نیاز داره نه مرد
    من نگفتم همه مردها مثل همن مروارید عزیزم

    من اولش گفتم که نمیشه مردهارو وادار به تغییر کرد گفتم اخلاقش همینه باید یجورایی بپذیری

    اما میتونی تلاش خودت رو بکنی

    بدترین موجود زمین هم که باشه هرچقدر رفیق باز اگه چیز خوبی توی منزل داشته باشه مطمنن به شوق میاد خونه

    نمیگم یهو معجزه میشه اما میشه وضعیت رو تا حدی بهتر کرد

    اینجا واسه مشاوره و دادن راه حله منم خواستم استارتر سعی کنه برای زندگیش همین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


  10. 3 کاربران زیر از سمیراه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    26207
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.25
    نوشته ها
    712
    تشکـر
    1,293
    تشکر شده 662 بار در 414 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با همسر

    من با نظر سمیرا خانم موافقم . کلا مردهایی که دنبال دوستاشون هستند خیلی کم پیش میاد که تغییر کنن . چون از با دوستاشون بودن خیلی لذت می برن و خب آدم از چیزی که لذت می بره که عوضش نمی کنه. اما به قول سمیرا خانم می شه که یه چیزایی جایگزینش کرد، که کم کم تغییر کنه.
    همسر منهم همینطوری بود ، اما من مثل خانم فاطمه زیاد حساس نبودم رو این قضیه . قبلنها شاید هفته ای سه یا چهار شب پیش دوستاش می رفت ، اما الان خیلی کم شده شاید هر دو ، سه هفته یه بار بره خب هم کارش بیشتر شده هم ترجیح می ده کنار من و پسرم باشه تا بره پیش اونا.
    من می دونم واسه خیلی از خانمها تحمل این وضعیت سخته ولی من با همسر دوستهای شوهرم اهم که صحبت کردم دیدم زیاد حساس نشدن رو این مساله و سر خودشون رو گرم می کنن با چیزای دیگه اونا رو نمی شه عوض کرد ولی می شه ناراحت نشد و احساس تنهایی ، مورد توجه قرار نگرفتن نکرد.
    به هر حال دوست عزیزم من برات آرزوی صبر و آرامش می کنم تا بتونی بهتر تصمیم بگیری.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. 2 کاربران زیر از merina بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    15760
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    125
    تشکـر
    792
    تشکر شده 132 بار در 88 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیراه نمایش پست ها
    من نگفتم همه مردها مثل همن مروارید عزیزم

    من اولش گفتم که نمیشه مردهارو وادار به تغییر کرد گفتم اخلاقش همینه باید یجورایی بپذیری

    اما میتونی تلاش خودت رو بکنی

    بدترین موجود زمین هم که باشه هرچقدر رفیق باز اگه چیز خوبی توی منزل داشته باشه مطمنن به شوق میاد خونه

    نمیگم یهو معجزه میشه اما میشه وضعیت رو تا حدی بهتر کرد

    اینجا واسه مشاوره و دادن راه حله منم خواستم استارتر سعی کنه برای زندگیش همین
    انشالله که وضعیت بهتر بشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 2 کاربران زیر از مروارید30 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30655
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    5
    تشکر شده 2 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل با همسر

    سلام.شش ماهه ازدواج کردیم.بعد از عقد فهمیدم خانم مشکل ذهنی داره.به این صورته که همه کارا مثل آشپزی ، مرتب کردن خونه ، شست شو ....رو خوب انجام میده.اما از نظر درک ریاضی مشکل داره.بیشتر از هشت نمیتونه بشمره.خوندن و نوشتن نمیدونه.همچنین خوندن ساعت رو بلد نیست.موقه خاستگاری بهمون گفتن دخترمون بی سواده.منم گفتم عیبی نداره ، خودم یادش میدمو ازدواج کردیم.اما بعد عقد فهمیدم اصلن ذهن به خاطر سپردن مطلب جدید رو نداره.ینی هیچ چیزیو نمیتونه یاد بگیره.

    بی اندازه وابسته فامیلهاشه.ینی اگه فامیلاش بهش بگن بمیر میمیره.از من حرف شنوی نداره و اگه موضوعی رو بهش بگم گوش نمیده اما اگه همون موضوع رو یکی از اعضای خونوادش بهش بگه بی چونو چرا انجامش میده.

    یه رفتار عجیبی داره.مثلن وقتی یه چیزیو میشکنه بعدش به من میگه...هی...چرا شکستیش !
    روزایی که باهام مهربونه میفهمم میخاد بره پیش خونوادش و این مهربونی به این خاطره که من ببرمش.باقی وقتا مدام بهانه میگیره.اگه بگه فلان چیز رو برام بگیر و اگه نگیرم...زمین و زمان رو زیرو رو میکنه.
    همش از خاستگارهاش جلو من میگه .اونم با آب و تاب.

    حالا از خودم بگم...

    مردی 39 ساله هستم و تا حالا دو ازدواج نا موف داشتم.مبتلا به سرطان پوست هستم اما این بیماری آنچنان شدید روی ظاهرم تاثیر نذاشته.از اشعه یووی مثل ۀفتاب و لامپهای کم مصرف و مهتابی اجتناب میکنم.هر چند ماه یکبار توده سرطانی روی صورتم بیرون میزنه که با داروی خانگی یا جراحی اونو در میارم.دلیلش تحریک پوست هست.به توصیه پزشکان باید از حرص خوردن و جوش زدن اجتناب کنم اما با وجود همسرم این امر امکان پذیر نیست.بعد از طلاق همسر دوم و غبل از ازدواج با این خانم هر چند ماه یک توده روی پوستم رشد میکرد اما طی این چند ماه چهار توده داشتم.ینی بیماریم وخیم تر شده .به دلیل مشکلم قادر به کار کردن در بیرون از منزل نیستم و از پدرم ماهیانه دریافت میکنم. اینا رو شب خاستگاری به خونوادش و خودش گفتم ، بدون هیچ کم و کاستی....و اونا هم قبول کردن.حالا به من میگه به من نگفتی...اما جلسه خاستگاری ، وقتی دوتامونو تنها گذاشتم همه رو بهش گفتم.اما حین صحبت من همش ذول میزدو لبخند میزد.هرچی گفتم از خودت بگو....هی ذول میزدو میخندید.

    با وجود این مشکلات و با اینکه موقه خاستگاری همه رو گفتم اما همسرم مدام گیر میده میگه ...بورو کا کن...میگم نمیتونم پوستم.....میگه بقیه مردها پس چرا کار میکنن....منظورم اینه اصلن من و شرایطمو درک نمیکنه.

    حالا با اینکه میدونم بعد از این دختر فرصت دیگه ای واسه تشکیل خونواده ندارم ، اما تصمیم گرفتم ازش جدا بشم.حالا از دوستان و متخصصین امر میخام خصوصی یا عمومی راهنماییم کنین ...با تشکر از همه دوستان و مدیر این وبسایت زیبا و مفید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    19153
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.15
    نوشته ها
    2,415
    تشکـر
    1,661
    تشکر شده 5,542 بار در 1,781 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : مشکل با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط مردتنها نمایش پست ها
    سلام.شش ماهه ازدواج کردیم.بعد از عقد فهمیدم خانم مشکل ذهنی داره.به این صورته که همه کارا مثل آشپزی ، مرتب کردن خونه ، شست شو ....رو خوب انجام میده.اما از نظر درک ریاضی مشکل داره.بیشتر از هشت نمیتونه بشمره.خوندن و نوشتن نمیدونه.همچنین خوندن ساعت رو بلد نیست.موقه خاستگاری بهمون گفتن دخترمون بی سواده.منم گفتم عیبی نداره ، خودم یادش میدمو ازدواج کردیم.اما بعد عقد فهمیدم اصلن ذهن به خاطر سپردن مطلب جدید رو نداره.ینی هیچ چیزیو نمیتونه یاد بگیره.

    بی اندازه وابسته فامیلهاشه.ینی اگه فامیلاش بهش بگن بمیر میمیره.از من حرف شنوی نداره و اگه موضوعی رو بهش بگم گوش نمیده اما اگه همون موضوع رو یکی از اعضای خونوادش بهش بگه بی چونو چرا انجامش میده.

    یه رفتار عجیبی داره.مثلن وقتی یه چیزیو میشکنه بعدش به من میگه...هی...چرا شکستیش !
    روزایی که باهام مهربونه میفهمم میخاد بره پیش خونوادش و این مهربونی به این خاطره که من ببرمش.باقی وقتا مدام بهانه میگیره.اگه بگه فلان چیز رو برام بگیر و اگه نگیرم...زمین و زمان رو زیرو رو میکنه.
    همش از خاستگارهاش جلو من میگه .اونم با آب و تاب.

    حالا از خودم بگم...

    مردی 39 ساله هستم و تا حالا دو ازدواج نا موف داشتم.مبتلا به سرطان پوست هستم اما این بیماری آنچنان شدید روی ظاهرم تاثیر نذاشته.از اشعه یووی مثل ۀفتاب و لامپهای کم مصرف و مهتابی اجتناب میکنم.هر چند ماه یکبار توده سرطانی روی صورتم بیرون میزنه که با داروی خانگی یا جراحی اونو در میارم.دلیلش تحریک پوست هست.به توصیه پزشکان باید از حرص خوردن و جوش زدن اجتناب کنم اما با وجود همسرم این امر امکان پذیر نیست.بعد از طلاق همسر دوم و غبل از ازدواج با این خانم هر چند ماه یک توده روی پوستم رشد میکرد اما طی این چند ماه چهار توده داشتم.ینی بیماریم وخیم تر شده .به دلیل مشکلم قادر به کار کردن در بیرون از منزل نیستم و از پدرم ماهیانه دریافت میکنم. اینا رو شب خاستگاری به خونوادش و خودش گفتم ، بدون هیچ کم و کاستی....و اونا هم قبول کردن.حالا به من میگه به من نگفتی...اما جلسه خاستگاری ، وقتی دوتامونو تنها گذاشتم همه رو بهش گفتم.اما حین صحبت من همش ذول میزدو لبخند میزد.هرچی گفتم از خودت بگو....هی ذول میزدو میخندید.

    با وجود این مشکلات و با اینکه موقه خاستگاری همه رو گفتم اما همسرم مدام گیر میده میگه ...بورو کا کن...میگم نمیتونم پوستم.....میگه بقیه مردها پس چرا کار میکنن....منظورم اینه اصلن من و شرایطمو درک نمیکنه.

    حالا با اینکه میدونم بعد از این دختر فرصت دیگه ای واسه تشکیل خونواده ندارم ، اما تصمیم گرفتم ازش جدا بشم.حالا از دوستان و متخصصین امر میخام خصوصی یا عمومی راهنماییم کنین ...با تشکر از همه دوستان و مدیر این وبسایت زیبا و مفید.
    سلام دوست عزیز اینجا تایپیک شخص دیگه ای لطفا تایپیک جدید بزنید

    وارد لینک زیر بشید

    اخلاق و رفتار همسر

    ارسال موضوع جدید رو بزنید اونجا میتونید موضوع جدیدی ایجاد کنید تا دوستان راهنمایی کنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مشکل گیتی,  مشکل,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکله قطر,  مشکل گیتی فیلم کامل,  مشکل اتصال mtp,  مشکلات زناشویی,  مشکل بالا نیامدن ویندوز,  مشکل باز نشدن کلش اف کلنز,  مشکل بازی کلش اف کلن,  مشکل باز نشدن اینستاگرام,  مشکل بالا نیامدن ویندوز 7,  مشکل باز نشدن عکس در تلگرام,  مشکل بالا نیامدن ویندوز 8,  مشکل باز نشدن گوگل پلی,  مشکل بازی watch dogs,  مشکل باز شدن صفحات تبلیغاتی,  فکر,  فکرخانە,  فکر چیست,  فکر برتر,  فکرشم نکن,  فکر را پر بدهید,  فکرشم نکن علیزاده,  فکر و خیال خلسه,  فکرشم نکن محمد علیزاده متن,  تفکر مثبت,  من ما كنتي تكوني,  من سكت سلم,  من و تو,  من فضلك,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید