مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 16 از 16

موضوع: احساس بدبختی

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : احساس بدبختی

    سلام دوست عزیز
    واقعا ناراحت شدم از خوندن حرفاتون
    تا حدودی درکتون می کنم چون من هم مشکلاتی شبیه شما داشتم ولی خونواده ام به شکل های دیگه در حقم اشتباه میکردن
    تا سال اول دبیرستان که تصمیم بزرگی مثل انتخاب رشته اینا نداشتم همه چیز خوب و عالی بود و همیشه جزو بهترین های کلاس و مدرسه مون بودم
    بعد اینکه انتخاب رشته کردم و خیلیا شدن مشاور ارشد رئیس جمهور برای من با دادن مشاوره های اشتباهشون باعث شدن کل زندگیم تحت شعاع قرار بگیره و خیلی آسیب ببینم
    حالا بعدها و الان که فکر می کنم تا حدود زیادی برمیگرده به سخت گرفتن های خودم تو زندگی و انتخاب هام و کمالگراییم که باعث میشد همیشه توقع داشته باشم هر چیزی سرجاش و به موقع باشه و اگه غیر این باشه واویلا میشه سر همین هم خدا میدونه چه بلاهایی سرم اومد و بهترین روزهای جونیمو با گریه و سختی بگذرونم.... حالا شما با دوستاتون هم ارتباط نداشتین زیاد و خواهرتون ولی من با بودن در کنار خونواده و دوستام احساس تنهایی میکردم واقعا خیلی سخته و اینکه نتونی با کسی درددل کنی و از ته دل آرامش داشته باشی
    من همه ی دردامو میریختم توی دلم و فقط خدا میدونست چی میکشم و با وجود مشکلات دیگه هم...خلاصه شما تنها نبودین که از این دست مشکلات داشتین
    یه نکته رو خواهرانه و دوستانه بهتون میگم تجربه ی سال ها زندگیمه
    سعی کنین با گذشته کنار بیاین و از این به بعد هر کاری و هر تصمیمی که از نظر خودتون درسته و بهش علاقه دارین که انجامش بدین رو با اعتماد به نفس و محکم شروعش کنین
    خدا مگه به همه ی آدم ها حق انتخاب نداده ؟ چرا خونواده ها باید با دلسوزی ها و اشتباهاتشون باعث این همه آسیب بشن؟
    سعی کنین با خونواده تون جدی حرف بزنین حتی شده ببرینشون پیش روانشناس که به این دیدگاه برسن هر کسی حق داره هر طور که دلش میخواد انتخاب کنه و اون ها فقط نقش هدایت و حمایت رو در جای خودش داشته باشن نه این همه فشار و تحمیل و سرکوفت و...
    واقعا یه پدر و مادر و خونواده چجوری دلشون میاد به خاطر دیدگاه های اجباری و تحمیلیشون آینده ی یه جوون رو به خطر بندازن تا حدی که نتیجه که نمیده هیچ سلامتی جسم و روح رو هم میزنن خراب میکنن!
    خدا هدایت کنه خونواده تون رو و البته همه ی خونواده های از این دست رو.
    سعی کنین فکر خودکشی رو از ذهنتون بیرون کنین و برای زندگیتون تلاش کنین
    زندگی با همه سختی هاش قشنگه اگه آدم درست تصمیم گیری کنه و بقیه هم خراب نکنن
    آرامش یه چیز درونیه این انصاف نیست به خاطر اشتباهات خونواده تون برین خودکشی کنین
    از خدا کمک بخواین و همه تلاشتون رو برای بهبود حال و زندگیتون انجام بدین و بعد هم به هدفای زندگیتون فکر کنین و ادامه تحصیل و سرکار و ازدواج و ...
    اگه هم صلاح میدونین مشاوره حضوری برین که بهتر و زودتر حالتون بهبود پیدا کنه و به خونواده تون هم حتما بگین که به خاطر اشتباهاتشون شما رو تا مرز خودکشی رسوندن!
    هر کاری که خوشحالتون میکنه انجام بدین که اول روحیه تون رو بدست بیارین از موسیقی و مطالعه و خوندن قرآن و آواز خوندن و بزن و برقص گرفته تا ورزش و کلاسای آموزشی و هر چیز دیگه که خوشحالتون میکنه شادی حق همه ی آدماست.
    براتون بهترین ها رو آرزو میکنم و امیدوارم هر چی زودترررررررر حالتون بهتر بشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33431
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.88
    نوشته ها
    189
    تشکـر
    176
    تشکر شده 96 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : احساس بدبختی

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    واقعا ناراحت شدم از خوندن حرفاتون
    تا حدودی درکتون می کنم چون من هم مشکلاتی شبیه شما داشتم ولی خونواده ام به شکل های دیگه در حقم اشتباه میکردن
    تا سال اول دبیرستان که تصمیم بزرگی مثل انتخاب رشته اینا نداشتم همه چیز خوب و عالی بود و همیشه جزو بهترین های کلاس و مدرسه مون بودم
    بعد اینکه انتخاب رشته کردم و خیلیا شدن مشاور ارشد رئیس جمهور برای من با دادن مشاوره های اشتباهشون باعث شدن کل زندگیم تحت شعاع قرار بگیره و خیلی آسیب ببینم
    حالا بعدها و الان که فکر می کنم تا حدود زیادی برمیگرده به سخت گرفتن های خودم تو زندگی و انتخاب هام و کمالگراییم که باعث میشد همیشه توقع داشته باشم هر چیزی سرجاش و به موقع باشه و اگه غیر این باشه واویلا میشه سر همین هم خدا میدونه چه بلاهایی سرم اومد و بهترین روزهای جونیمو با گریه و سختی بگذرونم.... حالا شما با دوستاتون هم ارتباط نداشتین زیاد و خواهرتون ولی من با بودن در کنار خونواده و دوستام احساس تنهایی میکردم واقعا خیلی سخته و اینکه نتونی با کسی درددل کنی و از ته دل آرامش داشته باشی
    من همه ی دردامو میریختم توی دلم و فقط خدا میدونست چی میکشم و با وجود مشکلات دیگه هم...خلاصه شما تنها نبودین که از این دست مشکلات داشتین
    یه نکته رو خواهرانه و دوستانه بهتون میگم تجربه ی سال ها زندگیمه
    سعی کنین با گذشته کنار بیاین و از این به بعد هر کاری و هر تصمیمی که از نظر خودتون درسته و بهش علاقه دارین که انجامش بدین رو با اعتماد به نفس و محکم شروعش کنین
    خدا مگه به همه ی آدم ها حق انتخاب نداده ؟ چرا خونواده ها باید با دلسوزی ها و اشتباهاتشون باعث این همه آسیب بشن؟
    سعی کنین با خونواده تون جدی حرف بزنین حتی شده ببرینشون پیش روانشناس که به این دیدگاه برسن هر کسی حق داره هر طور که دلش میخواد انتخاب کنه و اون ها فقط نقش هدایت و حمایت رو در جای خودش داشته باشن نه این همه فشار و تحمیل و سرکوفت و...
    واقعا یه پدر و مادر و خونواده چجوری دلشون میاد به خاطر دیدگاه های اجباری و تحمیلیشون آینده ی یه جوون رو به خطر بندازن تا حدی که نتیجه که نمیده هیچ سلامتی جسم و روح رو هم میزنن خراب میکنن!
    خدا هدایت کنه خونواده تون رو و البته همه ی خونواده های از این دست رو.
    سعی کنین فکر خودکشی رو از ذهنتون بیرون کنین و برای زندگیتون تلاش کنین
    زندگی با همه سختی هاش قشنگه اگه آدم درست تصمیم گیری کنه و بقیه هم خراب نکنن
    آرامش یه چیز درونیه این انصاف نیست به خاطر اشتباهات خونواده تون برین خودکشی کنین
    از خدا کمک بخواین و همه تلاشتون رو برای بهبود حال و زندگیتون انجام بدین و بعد هم به هدفای زندگیتون فکر کنین و ادامه تحصیل و سرکار و ازدواج و ...
    اگه هم صلاح میدونین مشاوره حضوری برین که بهتر و زودتر حالتون بهبود پیدا کنه و به خونواده تون هم حتما بگین که به خاطر اشتباهاتشون شما رو تا مرز خودکشی رسوندن!
    هر کاری که خوشحالتون میکنه انجام بدین که اول روحیه تون رو بدست بیارین از موسیقی و مطالعه و خوندن قرآن و آواز خوندن و بزن و برقص گرفته تا ورزش و کلاسای آموزشی و هر چیز دیگه که خوشحالتون میکنه شادی حق همه ی آدماست.
    براتون بهترین ها رو آرزو میکنم و امیدوارم هر چی زودترررررررر حالتون بهتر بشه.
    سپاس دوست خوبم با حرفاتون بهم روحیه دادین احساس میکنم هزارتا در بدون کلید روبه رومه که باید از همش عبور کنم هر روز احساس پیری میکنم اما بازم به خودم امید میدم امیدوارم مشکله همه جوونا حل بشه التماس دعا .

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : احساس بدبختی

    نقل قول نوشته اصلی توسط zeinab1990 نمایش پست ها
    سپاس دوست خوبم با حرفاتون بهم روحیه دادین احساس میکنم هزارتا در بدون کلید روبه رومه که باید از همش عبور کنم هر روز احساس پیری میکنم اما بازم به خودم امید میدم امیدوارم مشکله همه جوونا حل بشه التماس دعا .

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    خواهش می کنم عزیزم
    میدونم شرایط سختیه ولی توکل و امیدتون به خدا باشه و سعی کنین در مقابل سختی ها و مشکلات زندگی محکم باشین
    زیاد هم سخت نگیرین به خدا این دنیا و خیلی از چیزایی که ماها انقدر به خاطر بدست آوردنشون کلی به خودمون آسیب میزنیم و حتی به فکر خودکشی میفتیم ارزشش رو ندارن
    به هرحال درسته باید همه تلاشمون رو به کار بگیریم ولی نه اینکه یه چیزی رو بدست نیاوردیم دنیا به آخر رسیده
    به قول شاعر تا شقایق هست زندگی باید کرد
    بیشتر از هر کسی خودتون به خودتون کمک کنین و سعی کنین یه آرامش درونی برای خودتون تثبیت کنین که عوامل خارجی نتونن ازتون بگیرنش
    خونواده هم در جای خود محترم و مهمن ولی نه وقتی که با رفتارهای اشتباهشون به آدم آسیب بزنن
    خداوند هم فرموده تا جایی که دستورات پدرمادر رو گوش کنین که خلاف فرمان های من نباشن
    مطمئنا خدا راضی نیست بنده اش انقدر آسیب ببینه در حالیکه با مدیریت و فکر بهتر میشه خیلی سالم تر و بهتر و قشنگ تر زندگی کرد.
    شما میتونین
    توکل به خدا و اراده قدم اول هست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : احساس بدبختی

    یه موضوع دیگه هم یادم رفت بهتون بگم
    اگه به خاطر مسئله ای ناراحت هستین زیاد تو بیرون و پیش دوستاتون به روی خودتون نیارین به نظرم بهتر باشه
    البته اینکه آدم یه شخص مطمئن و صاحب نظر رو برای درددل داشته باشه خیلی خوبه که به نظر من اول خونواده بعد مشاور
    من به شخصه خدا میدونه چه روزهایی بوده که حالم اصلا خوب نبوده و شب قبلش رو با گریه خوابیدم اما
    وقتی کلاس و پیش دوستام می رفتم به روی خودم نیاوردم و شاید خیلی مواقع از اون ها که مشکلاتی مثل من نداشتن خیلی شادتر بودم
    طوری که هر موقع میرفتم تو جمع هم کلاسیا بعضی دوستام می گفتن وقتی تو میای ما انرژی میگیرم و باعث شادی میشی تو جمع
    هرچند خیلی برای خودم سخت بود و گاها فکر می کردم دو تا آدم هستم با دو جور شخصیت متفاوت از درون و بیرون
    البته بعدها با کمک مشاوران و دوستان عزیز اینجا تونستم سکوت چندین ساله ام رو بشکنم و با مادرم درددل کنم
    چون نمی خواستم غرورم پیش دوستام و فامیل و بقیه آسیب ببینه
    گاهی وقتا هست فقط باید خودت باشی و خدا که مسیر زندگی رو طی کنی
    از اون روزا بود که ایمان به خدا قوی تر شد و از ته دلم صداش کردم و جوابم رو داد
    اون ترمی که من حال روحی خوبی نداشتم و البته حال جسمی ام هم که روز به روز بدتر میشد از معده درد گرفته تا دندون قروچه ی شبانه و قلب درد و افتادن دریچه ی میترال...
    با اینکه خیلی خیلی کم درس میخوندم یعنی واقعا اصلا نتونستم هم بخونم ولی با اون وجود فقط خدا بود که دقیقه ی نود به دادم رسید و پیش دوستام و استادام غرورم خورد نشد و تونستم همه ی واحدام رو پاس کنم طوری که خونواده ام خیلی تعجب کردن و می گفتن ما فکر میکردیم یه درس هم پاس نمیشی!
    جالب تر از همه این بود اون ترم بالاترین معدل رو داشتم برای خودمم خیلی جالب بود
    مثبت فکر کردن و امید داشتن تو سخت ترین شرایط میتونه بهترین نتیجه رو رقم بزنه این رو من واقعا تجربه کردم.
    علاوه بر این ها شرایطم طوری بود که خونواده ام خودشون می گفتن بریم پیش روانپزشک اما من حس میکردم اگه اینجوری باشه یعنی حتما من یه مشکل جدی و شاید غیر قابل حل داشته باشم اون موقع ها یه دید سنتی داشتم نسبت به این مسائل
    و هر موقع حرفش میشد تو خونه سیل اشکای من به راه بود
    منم همه رو به خدا سپردم و خداروشکر واقعا کمکم کرد و تنهام نذاشت
    ای کاش بتونم بنده ی خوبی براش باشم همیشه...
    و خودش هم میگه مرا بخوانید تا استجابت کنم و با یاد خداست که دل ها آرام میگیرد.
    لحظه هاتون سرشار از آرامش.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33431
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.88
    نوشته ها
    189
    تشکـر
    176
    تشکر شده 96 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : احساس بدبختی

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    یه موضوع دیگه هم یادم رفت بهتون بگم
    اگه به خاطر مسئله ای ناراحت هستین زیاد تو بیرون و پیش دوستاتون به روی خودتون نیارین به نظرم بهتر باشه
    البته اینکه آدم یه شخص مطمئن و صاحب نظر رو برای درددل داشته باشه خیلی خوبه که به نظر من اول خونواده بعد مشاور
    من به شخصه خدا میدونه چه روزهایی بوده که حالم اصلا خوب نبوده و شب قبلش رو با گریه خوابیدم اما
    وقتی کلاس و پیش دوستام می رفتم به روی خودم نیاوردم و شاید خیلی مواقع از اون ها که مشکلاتی مثل من نداشتن خیلی شادتر بودم
    طوری که هر موقع میرفتم تو جمع هم کلاسیا بعضی دوستام می گفتن وقتی تو میای ما انرژی میگیرم و باعث شادی میشی تو جمع
    هرچند خیلی برای خودم سخت بود و گاها فکر می کردم دو تا آدم هستم با دو جور شخصیت متفاوت از درون و بیرون
    البته بعدها با کمک مشاوران و دوستان عزیز اینجا تونستم سکوت چندین ساله ام رو بشکنم و با مادرم درددل کنم
    چون نمی خواستم غرورم پیش دوستام و فامیل و بقیه آسیب ببینه
    گاهی وقتا هست فقط باید خودت باشی و خدا که مسیر زندگی رو طی کنی
    از اون روزا بود که ایمان به خدا قوی تر شد و از ته دلم صداش کردم و جوابم رو داد
    اون ترمی که من حال روحی خوبی نداشتم و البته حال جسمی ام هم که روز به روز بدتر میشد از معده درد گرفته تا دندون قروچه ی شبانه و قلب درد و افتادن دریچه ی میترال...
    با اینکه خیلی خیلی کم درس میخوندم یعنی واقعا اصلا نتونستم هم بخونم ولی با اون وجود فقط خدا بود که دقیقه ی نود به دادم رسید و پیش دوستام و استادام غرورم خورد نشد و تونستم همه ی واحدام رو پاس کنم طوری که خونواده ام خیلی تعجب کردن و می گفتن ما فکر میکردیم یه درس هم پاس نمیشی!
    جالب تر از همه این بود اون ترم بالاترین معدل رو داشتم برای خودمم خیلی جالب بود
    مثبت فکر کردن و امید داشتن تو سخت ترین شرایط میتونه بهترین نتیجه رو رقم بزنه این رو من واقعا تجربه کردم.
    علاوه بر این ها شرایطم طوری بود که خونواده ام خودشون می گفتن بریم پیش روانپزشک اما من حس میکردم اگه اینجوری باشه یعنی حتما من یه مشکل جدی و شاید غیر قابل حل داشته باشم اون موقع ها یه دید سنتی داشتم نسبت به این مسائل
    و هر موقع حرفش میشد تو خونه سیل اشکای من به راه بود
    منم همه رو به خدا سپردم و خداروشکر واقعا کمکم کرد و تنهام نذاشت
    ای کاش بتونم بنده ی خوبی براش باشم همیشه...
    و خودش هم میگه مرا بخوانید تا استجابت کنم و با یاد خداست که دل ها آرام میگیرد.
    لحظه هاتون سرشار از آرامش.
    دقیقا از وقتی با دوستام درد و دل میکردم همشون منو تنها گذاشتن خونواده هم تا باهاشون درد و دل میکنم حالمو بدتر میکنن دیگه تنهای تنها شدم کسی رو ندارم پیش مشاور حرفامو میزنم اما هیچکس جای من نیست که منو درک کنه من احمق خدا رو فراموش کرده بودم دیگه حالا خدا هم خالقمه هم همه زندگیمه اگه نفس میکشم به عشق اونه دارم بهش نزدیک میشم دوستایی که من همیشه سنگ صبورشون بودم الان بهم محل نمیزارن این روزا حال خوبی ندارم خیلی داغونم اما فقط به عشق خدا دارم ادامه میدم بازم ازت ممنونم دوست خوبم

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از zeinab1990 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : احساس بدبختی

    نقل قول نوشته اصلی توسط zeinab1990 نمایش پست ها
    دقیقا از وقتی با دوستام درد و دل میکردم همشون منو تنها گذاشتن خونواده هم تا باهاشون درد و دل میکنم حالمو بدتر میکنن دیگه تنهای تنها شدم کسی رو ندارم پیش مشاور حرفامو میزنم اما هیچکس جای من نیست که منو درک کنه من احمق خدا رو فراموش کرده بودم دیگه حالا خدا هم خالقمه هم همه زندگیمه اگه نفس میکشم به عشق اونه دارم بهش نزدیک میشم دوستایی که من همیشه سنگ صبورشون بودم الان بهم محل نمیزارن این روزا حال خوبی ندارم خیلی داغونم اما فقط به عشق خدا دارم ادامه میدم بازم ازت ممنونم دوست خوبم

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk

    پس خودتون درک میکنین که با هر کسی نباید درددل کرد
    حضرت علی یه سخن قشنگی داره که معمولا هممون شنیدیم
    میگم که همه چیزت رو نثار دوستت کن اما به طور مطلق به او اطمینان نکن شاید اون کسی که امروز باهاش دوستی دو روز دیگه سر یه مسئله با هم بشید دشمن و اونوقت هست که اون شخص میتونه از اعتماد شما سوع استفاده کنه
    من به شخصه بوده سال ها یه مسئله ای رو تو دلم پنهان می کردم و حتی به خونواده ام هم نگفتم فقط خدا و خودم میدونستیم
    درسته خیلی سخت بوده برام چون آدم وقتی مشکلی داره با کسی در میون میذاره اگه نتونه کمکش کنه حداقل خودش سبک میشه
    ولی چون نمیخواستم مطرح کنم الان هم پشیمون نیستم البته بعضیاشون رو بعد سال ها به مادرم گفتم خیلی تعجب کرد و ناراحت شد
    انقدر بروز نمیدادم هیچ کسی نفهمیده بود درون من چی میگذره
    حتی بعد ها هم که به خاطر یه سری مسائل مشاوره رفتم نتونستم به ایشونم بگم
    احساس می کنم غرورم له میشه و خیلی خجالت می کشم...
    این رو هم باید بدونیم تنها کسی که هیچ لحظه ای آدم ها رو تنها نمیذاره فقط خداوند هست
    گاهی ممکنه ما از خونواده و دوستان و بقیه انتظاراتی داشته باشیم که اون ها نتونن برآورده اش کنن
    ولی خداوند خودش میگه که وقتی با من باشی همه ی دنیا هم علیه ات باشن من تنهات نمیذارم و تو پیروز میشی
    بهترین رفیقی که بعد از مادرم تو زندگیم پیدا کردم خداوند هست فقط ای کاش میشد مثل یه دوست کنارت بشینه و بتونی درداتو بهش بگی و اونم باهات حرف بزنه...
    زیاد به خودتون سخت نگیرین از جوونیتون لذت ببرین و شاد باشین حتی تو سختی ها.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حیواناتی که به این راحتی ها نمی میرند! /تصاویر
    توسط ASSASSIN در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-13-2015, 01:37 AM
  2. پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 01-19-2014, 11:59 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

احساسنا بصورة,  احساس,  احساس غريب,  احساس جديد,  احساسنا بغنية,  احساس مجنون,  احساس فظيع,  احساسي,  احساس الحب,  احساسي بصورة,  احساس بدبختی میکنم,  احساس بدبختی دارم,  چرا احساس بدبختی میکنم,  من احساس بدبختی میکنم,  چگونه احساس بدبختی نکنیم,  عکس احساس بدبختی,  درمان احساس بدبختی,  علل احساس بدبختی,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید