نقل قول نوشته اصلی توسط هومن23 نمایش پست ها
ببین ممکنه وسواسم داشته باشی
تو وسواس خود شخص میدونه یه طرز دید غلط .ولی ناچارا دوباره تکرارش میکنه من دوستم وسواس تو عقاید مذهبیش داشت، یه روز بهم میگفت همش میترسه تو ذهنش به مساعلی فکر کنه که خلاف شرع بعد نا خودآگاه این کارو تکرار میکرد ازاون طرف همش میگفت استغفر الله ،الان که مشاوره میره خیلی راضی ،خودش میگه حساسیتش خیلی کم شده . این حساسیت توهم به نظرم وسواس گونس .فقط بدون خیلیا از این مشکلات دارن تو تنها نیستی من برادر کوچیکم وسواس درس خوندن داشت لغاتو تو ذهنش از ترس فراموشی تکرار میکرد اونم یه چن وقته میره مشاور الان خیلی راحت تر ازقبل
اگه دیدی زیاد اذیت میشی به نظرم بری پیش یه روان شناس خوب خیلی بتونه بهت کمک کنه راستی دوست عزیز استرس زیاد تو یک دوره ممکنه اختلال وسواس شما رو تحت تاثیر قرار بده براهمین گاهی ممکنه تو یه دوره هایه خاصی تشدید شدنشو به وضوح ببینی .وبه نظرت یه سری بازه هایه بی معنا بیاد ولی خب به اینا هم ربط داره،مخصوصا اینکه خودتون اشاره کردید پدرتونم این مشکل رو داشتن تا حدودی اختلالت استرسی .وسواس وغیره میتونه ارثی هم باشه

اتفاقا یه بار به روانشناس مراجعه کردم گفت وسواس اما اون درست متوجه حرفام نشده بود
بعد با یه روانشناس دیگه درمیون گذاشتم گفتش همونطور که حدس زدی همه اینا تلقینه(اون مثبت اندیش بود)
چون وسواس یه چیز عود کننده و ریشه ای هستش فقط تو یه مورد خودش رو نشون نمیده
و اینکه این مورد همیشه همراهم نبوده به جز یه دوره تو نوجوونی و الان
اما وسواس چیزیه که همیشه استرسش با آدم هست و خیلی بده...
الان خیلی نسبت به قبل بهترم یعنی خیلی کم هر روز نسبت به روز قبل بهتر شدم تا جایی که بهبود زیادی دیدم
ولی خودم باعث این قضیه شدم چون تلقین کردم و حساس شدم ولی کاش یه دوره ی گذرا باشه
و برای همیشه از زندگیم بره بیرون همونطور که برای پدرمم دو بار پیش اومد و رفت بیرون از زندگیش
من خیلی به این قضیه امیدوارم که دوره ای باشه و دیگه هیچوقت برام پیش نیاد اما بازم مطمئن نیستم
کاش هیچوقت تلقین نمیکردم البته بگم همین باعث شده خیلی از افکار ناخواسته رو کنترل کنم ولی یه ماه اذیتم کرد
الان اذیت نیستم مث قبل چون خودم خواستم و سعی کردم باهاش رو به رو شم و مغلوبش کنم سعی کردم تو همون شرایط
از بهترین کلمات استفاده کنم و یا نسبت بهش بیخیال شم تا مزاحمم نشه اما یه جورایی به ناخودآگاهم نفوذ کرد و همینطور که راحت وارد ذهنم شد
نتونستم به همون اندازه راحت بیرونش کنم ولی تا حد زیادی بهتر شدم و امیدوارم همین روزا کاملا خوب شم و هیچوقت برام پیش نیاد☺