مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 38

موضوع: استرس زیاد

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27983
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    10
    تشکر شده 9 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    استرس زیاد

    سلام

    با عرض خسته نباشید خدمت اعضای فرهیخته.

    از شما طلب راهنمایی و کمک دارم. این درخواست یه درخواست حیاتیه. ازتون خواهش میکنم کمکم کنید. باور کنید الآن که دارم این متنو مینویسم، پر از بغضم.

    من 5 ساله که با همسرم ازدواج کردم(خلاصه میگم ولی هر سوالی در جهت کمک به بنده دارید، بپرسید من همه رو جواب میدم تا درمان بشم).

    حدود یشش ماهه که مدام همسرم بهم میگه تو انسان بددل و بدبینی هستی. یعنی جدیدا این اتفاق افتاده. در چهار سال و نیم گذشته من هیچوقت جز محبت از همسرم چیز دیگه نشنیدم و انصافا هم دوستش دارم.

    من اولش سعی در این داشتم که به مرور زمان رفتارها و صحبتهای خودمو به صورت خلاصه یادداشت کنم تا متوجه بشم چطوری میتونم خودمو درمان کنم ولی متوجه نمیشم اشکال کار من کجاست و چرا منطقا نمیتونم خودمو آروم کنم. نمیتونم خوددرمانی کنم چون نمیدونم چمه.

    همسرم هم تا ازش توضیح میخوام یا ازش میخوام که بشینیم و با هم گفتگو کنیم درباره این موضوع، کلا فقط داد و بیداد میشه توی خونه و آخرش هم با داد میگه اصلا من آدم خراب و تو خوب. خداشاهده من تا حالا بهش توهین نکردم، گاهی خودش به خودش حرفایی میزنه که اصلا این نیست.

    به جون خودم به جون عزیزترین افراد زندگیم، من اصلا آدم دعوایی ای نیستم و این محیط برای من شدیدا استرس میاره، اصلا داد زدن نمیدونم(همین باعث میشه گاهی فکر کنه که من توی دعوا هیچ حرفی برای گفتن ندارم، در حالی که اگه آروم بهم بگه من برای عملکردام تاجایی که عقلم میکشه دلیل دارم).

    این استرس طوریه که اصلا به کارام نمیرسم و همش احساس خواب آلودگی و خستگی دارم.

    اصلا این شرایطو دوست ندارم. جدیدا باور کنید از ترسم تمام حرفای توی دلمو فیلتر میکنم که یه وقت بددلی به حساب نیاد. اینطوری منی که کوچکترین حرفای قلبمو به همسرم میگفتم دیگه اینطوری نیستم و این داره زجرم میده. حالا یک ماهه بهم میگه تو همیشه ناراحتی. میگه تو همیشه افسرده ای. ولی باور کنید فقط چند روزه اینطوری ام.

    به خدا میترسم از دستش بدم. من خیلی دوستش دارم. من ناراحت نیستم نمیدونم چرا اینطوری احساسم ابراز شده براش. سعی میکنم حرفام کنترل شده باشه این زجرم میده. با خانواده خودم یا خانواده خودش هم نمیتونم حرف بزنم آخه احساس میکنم بقیه از خداشونه یه حرف بد از همسرم یا از شرایط خوب خانواده ما بشنون.

    هی با خودم میگم همه همینطورن همه همینطورن همه همینطورن و درست میشه ولی این احساس که از همسرم دور شدم و اینکه نمیدونم چه حرفی بزنم یا نزنم داره همه زندگیو برام پر از درد میکنه. بعضی وقتا فقط میخوام معاشرتی کنم. اصلا قصدم گیر دادن نیست. ولی گیر تلقی میشه. بعدشم میگم معاشرت بود ، این اصلا موضوع مهمی نیست. میگه پس من برای تو مهم نیستم.

    خواهش میکنم یه روانشناس بهم معرفی کنید. من نمیخوام آدم بددل، بدبین یا ناراحت باشم. نگرانم با این حرفا از دستش بدم.

    من همه چیزم همسرمه. دوستم رفیقم همه چیم.

    شاید باید یه کم برای خودم رفیق صمیمی جمع میکردم که اینطوری نشه. نمیدونم چیکار کنم.

    اصلا همه آمال و رویاهام همسرمه. از وقتی همه حرفامو نمیزنم همش احساس میکنم دارم نقش بازی میکنم. همش احساس میکنم دارم خیانت میکنم و من آدم خائنی هستم. اصلا هیچ انگیزه ای ندارم توی زندگی. باهام کم حرف میزنه.

    نمونه ش دیروز.

    همسرم شاغله. من ساعت چهار رسیدم خونه، همسرم ساعت هشت اومد. ساعت سه کارش تموم میشه. ترسیدم مطرح کنم که کاش بخاطر خودت بخاطر سلامتی خودت کاراتو کمتر کنی. به خدا معده درد داره، بردمش یه عالمه دکتر، همه میگن اینا دردهای عصبیه و باید کاراش تعدیل شده باشه، ولی حرفی نزدم . چون ترسیدم دعوا بشه.

    قبلا یه همچین چیزی اتفاق افتاده بود و تهش گفت بیا باز گیردادنات شروع شد.

    من آدم بد ولی باور کنید منِ بد بهش نیاز دارم.

    فقط یکی مطمئنم کنه من همسرمو از دست نمیدم با این وضعیت بیماریم . همین . دلم خیلی گرفته . اصلا بعضی وقتا بی اراده گریه میکنم . سر کلاس دانشگاه وسط کلاس بغضم گرفت اومدم بیرون. به خدا اینجوری نبودم. نمیدونم چمه.

    من خیلی دوسش دارم.

    حالم خیلی بده

    خواهش میکنم بگید من باید چیکار کنم که بددل و بدبین و ناراحت نباشم .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27983
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    10
    تشکر شده 9 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    در ضمن ببخشید

    من اینجا رو از سرچ گوگل پیدا کردم

    اگه نیازی هست برای درمان بیام جایی ، حتما آدرس مطبتون رو درج کنید ، خدمت میرسم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26338
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.05
    نوشته ها
    1,285
    تشکـر
    2,425
    تشکر شده 2,122 بار در 1,068 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    این حق تو هست که بدونی همسرت از ساعت 3 تا 8 کجا بوده همونطور که همسرت حق داره در مورد تو بدونه ولی ببین خودت بهتر میدونی اگر بیش از حد مواخذه گری میکنی شاید آدم بدبینی هستی قبل از مشاوره حضوری یه فضای عاشقانه و صمیمی براش فراهم کن توی خونه یا مثلا یه رستوران شیک و بعد از غذا بهش بگو عزیزم میخوام از من انتقاد کنی هر چی دوست داری بگو. تو هیچی نگو و فقط بنویس بعد اگر فکر میکنی در یه مورد خاص حرفاش سوتفاهم بوده سعی کن براش توضیح بدی با آرامش کامل و منطقی اگر دیدی عصبانی شد بگو عزیزم دوست دارم اگه مشکلی دارم حلش کنم و تو باید به من کمک کنی اگر دیدی فضای حرف زدن وجود نداره براش نامه بنویس و در هر صورت قربون صدقه را چاشنی رفتارت کن. اگر دیدی فایده نداره حتما دوتاتون با هم برید مشاوره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. 6 کاربران زیر از Mohammad313 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11132
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.10
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,078 بار در 2,137 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    سلام

    دوست عزیز الان خانمتون از این شاکیه که شما آدم شکاک و بددلی هستید ؟

    به نظر خودتون هستید ؟ چون بعضیا قبول دارن که شکاکن ناراحتن از این قضیه ولی میگن دست خودمون نیست .

    یا اینکه گیر میدید به وضع ظاهرش و لباس پوشیدنش؟

    تا حدودی از دو طرف باید کنترل رو رفتارها و رفت و آمدها باید باشه ولی یه سریا نمیتونن تحمل کنن این کنترل گری رو و واکنش نشون میدنو بدتر باعث دور شدنشون از هم میشه .

    برای صحبت کردن ، هیچوست نزارید حرفی تو دلتون بمونه ، هیچوقت حرف ناگفته ای نداشته باشید ، چون اینا ذره ذره جمع میشن و بهتون آسیب میزنن .

    سعی کنید در فضایی مناسب با خانمت حرف بزنی اگه گفت هم این شرو کرد یا باز گیر داد سعی کن خودت آروم باشی و اونم آروم کنی تا بتونی حرفتو بزنی و خواستتو بگی .

    آقا محمد هم گفتن ، اگر نمیتونید رو در رو حرفاتونو بزنید نامه بنویسید .

    پیش مشاور هم حتما دوتایی برید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. 2 کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    4.00
    نوشته ها
    3,474
    تشکـر
    3,335
    تشکر شده 6,555 بار در 2,599 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    دوستان من با گوشیم سخت کپی میشه .

    یکی شماره های کانون مشاورین رو برای اقای علی رضا ارسال کنه .

    همسرتون حتما باید مشاوره حضوری داشته باشند ولی شما بگو وقت گرفتم با هم بریم .

    شما بگو چرا از من ناراحتی تا مشاورین به من راه حل بدن .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  8. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11132
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.10
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,078 بار در 2,137 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    متاسفانه من نمیدونم شماره هاشون کدومان .

    منتظر باشید حتما تو تاپیکتون شماره هارو میزارن .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,485
    تشکـر
    71
    تشکر شده 1,163 بار در 655 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    سلام
    عزیز مطلب شما رو خواندم و باید بگم موضوع شما و همسرتون اصلا مسئله غامض و پیچیده ای نبست پس خونسردی خودتون رو حفظ کنید
    که اساسا خود اضطراب دلهره و اضطراب مشکل افرینه!!!؟؟
    شما پیش فرضی رو در نظر گرفتید که چون همسر شما فرمودند این و آن ... پس مشکل از شماست ولی ممکنه اصلا چنین نباشه و مشکل از خود همسر شما باشه!!؟
    البته از نوع گفتار و صحبتهایی که فرمودید اختلالاتی در شما دیده میشه ولی قابل درمانه و مشکل حادی نیست
    من شخصا کس خاصی رو به شما معرفی نمیکنم ولی به هر جا که رجوع کردید لازمه که هر دو با هم رجوع کنید نه به تنهایی یکی از شماها

    موفق باشید
    سپاس
    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  10. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.78
    نوشته ها
    8,493
    تشکـر
    4,055
    تشکر شده 9,621 بار در 4,740 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : تقاضای کمک و راهنمایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط AAlireza نمایش پست ها
    در ضمن ببخشید

    من اینجا رو از سرچ گوگل پیدا کردم

    اگه نیازی هست برای درمان بیام جایی ، حتما آدرس مطبتون رو درج کنید ، خدمت میرسم


    در این مورد حتما " با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر قیطریه:
    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    دفتر شریعتی:
    ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  12. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27970
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    20
    تشکـر
    7
    تشکر شده 17 بار در 9 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : استرس زیاد

    نقل قول نوشته اصلی توسط AAlireza نمایش پست ها
    سلام

    با عرض خسته نباشید خدمت اعضای فرهیخته.

    از شما طلب راهنمایی و کمک دارم. این درخواست یه درخواست حیاتیه. ازتون خواهش میکنم کمکم کنید. باور کنید الآن که دارم این متنو مینویسم، پر از بغضم.

    من 5 ساله که با همسرم ازدواج کردم(خلاصه میگم ولی هر سوالی در جهت کمک به بنده دارید، بپرسید من همه رو جواب میدم تا درمان بشم).

    حدود یشش ماهه که مدام همسرم بهم میگه تو انسان بددل و بدبینی هستی. یعنی جدیدا این اتفاق افتاده. در چهار سال و نیم گذشته من هیچوقت جز محبت از همسرم چیز دیگه نشنیدم و انصافا هم دوستش دارم.

    من اولش سعی در این داشتم که به مرور زمان رفتارها و صحبتهای خودمو به صورت خلاصه یادداشت کنم تا متوجه بشم چطوری میتونم خودمو درمان کنم ولی متوجه نمیشم اشکال کار من کجاست و چرا منطقا نمیتونم خودمو آروم کنم. نمیتونم خوددرمانی کنم چون نمیدونم چمه.

    همسرم هم تا ازش توضیح میخوام یا ازش میخوام که بشینیم و با هم گفتگو کنیم درباره این موضوع، کلا فقط داد و بیداد میشه توی خونه و آخرش هم با داد میگه اصلا من آدم خراب و تو خوب. خداشاهده من تا حالا بهش توهین نکردم، گاهی خودش به خودش حرفایی میزنه که اصلا این نیست.

    به جون خودم به جون عزیزترین افراد زندگیم، من اصلا آدم دعوایی ای نیستم و این محیط برای من شدیدا استرس میاره، اصلا داد زدن نمیدونم(همین باعث میشه گاهی فکر کنه که من توی دعوا هیچ حرفی برای گفتن ندارم، در حالی که اگه آروم بهم بگه من برای عملکردام تاجایی که عقلم میکشه دلیل دارم).

    این استرس طوریه که اصلا به کارام نمیرسم و همش احساس خواب آلودگی و خستگی دارم.

    اصلا این شرایطو دوست ندارم. جدیدا باور کنید از ترسم تمام حرفای توی دلمو فیلتر میکنم که یه وقت بددلی به حساب نیاد. اینطوری منی که کوچکترین حرفای قلبمو به همسرم میگفتم دیگه اینطوری نیستم و این داره زجرم میده. حالا یک ماهه بهم میگه تو همیشه ناراحتی. میگه تو همیشه افسرده ای. ولی باور کنید فقط چند روزه اینطوری ام.

    به خدا میترسم از دستش بدم. من خیلی دوستش دارم. من ناراحت نیستم نمیدونم چرا اینطوری احساسم ابراز شده براش. سعی میکنم حرفام کنترل شده باشه این زجرم میده. با خانواده خودم یا خانواده خودش هم نمیتونم حرف بزنم آخه احساس میکنم بقیه از خداشونه یه حرف بد از همسرم یا از شرایط خوب خانواده ما بشنون.

    هی با خودم میگم همه همینطورن همه همینطورن همه همینطورن و درست میشه ولی این احساس که از همسرم دور شدم و اینکه نمیدونم چه حرفی بزنم یا نزنم داره همه زندگیو برام پر از درد میکنه. بعضی وقتا فقط میخوام معاشرتی کنم. اصلا قصدم گیر دادن نیست. ولی گیر تلقی میشه. بعدشم میگم معاشرت بود ، این اصلا موضوع مهمی نیست. میگه پس من برای تو مهم نیستم.

    خواهش میکنم یه روانشناس بهم معرفی کنید. من نمیخوام آدم بددل، بدبین یا ناراحت باشم. نگرانم با این حرفا از دستش بدم.

    من همه چیزم همسرمه. دوستم رفیقم همه چیم.

    شاید باید یه کم برای خودم رفیق صمیمی جمع میکردم که اینطوری نشه. نمیدونم چیکار کنم.

    اصلا همه آمال و رویاهام همسرمه. از وقتی همه حرفامو نمیزنم همش احساس میکنم دارم نقش بازی میکنم. همش احساس میکنم دارم خیانت میکنم و من آدم خائنی هستم. اصلا هیچ انگیزه ای ندارم توی زندگی. باهام کم حرف میزنه.

    نمونه ش دیروز.

    همسرم شاغله. من ساعت چهار رسیدم خونه، همسرم ساعت هشت اومد. ساعت سه کارش تموم میشه. ترسیدم مطرح کنم که کاش بخاطر خودت بخاطر سلامتی خودت کاراتو کمتر کنی. به خدا معده درد داره، بردمش یه عالمه دکتر، همه میگن اینا دردهای عصبیه و باید کاراش تعدیل شده باشه، ولی حرفی نزدم . چون ترسیدم دعوا بشه.

    قبلا یه همچین چیزی اتفاق افتاده بود و تهش گفت بیا باز گیردادنات شروع شد.

    من آدم بد ولی باور کنید منِ بد بهش نیاز دارم.

    فقط یکی مطمئنم کنه من همسرمو از دست نمیدم با این وضعیت بیماریم . همین . دلم خیلی گرفته . اصلا بعضی وقتا بی اراده گریه میکنم . سر کلاس دانشگاه وسط کلاس بغضم گرفت اومدم بیرون. به خدا اینجوری نبودم. نمیدونم چمه.

    من خیلی دوسش دارم.

    حالم خیلی بده

    خواهش میکنم بگید من باید چیکار کنم که بددل و بدبین و ناراحت نباشم .

    با سلام
    دوست عزيزم من نوشته هاي شما را با دقت خواندم و حال شما رو درك ميكنم . شما سوالات و مشكلاتي در ذهن داريد كه مايليد جواب انها را بيابيد . اين مشكلات در نظر شما منطقي هستند و برخي از نگراني هايتان را به جا ميدانيد و من اين را ميدانم كه حق داريد نگران باشيد و هيچ پناهگاهي جز شوهر خود پيدا نميكنيد . ميدانم كه اين استرس هاي زندگي عادي شما را مختل كرده است و شما در ارزوي داشتن يك روز خوب و خالي از افكار اين چنيني هستيد . شما هميشه سعي ميكنيد با صحبت كردن با افراد و دلجويي گرفتن از افراد به ارامش برسي و ميدانم كه راه ديگري سراغ نداريد .
    دوست خوبم گاهي بايد پشت شيشه ي افكار يك ورق بچسباني و روي ان بنويس تعطيل است ! در دلت بخندي به تمام افكاري كه پشت شيشه در انتظار تواند و انگاه بگويي بگزار منتظر بمانند .
    همسر شما ديدش نسبت با شما تغيير كرده ولي به اين معنا نيست كه احساسش هم عوض شده و اين به خاطر اين هست كه ديد خود شما عوض شده ...يكم دقت كنيد خواهيد ديد كه تمامي اتفاقات و رفتار هايي را كه از همسر خود ميبينيد را در انتظارش هستيد ! شما ميدانيد كه هنگامي كه او
    به خانه مي ايد همسرش را ميبيند كه افسرده و ناراحت هست و اين چيزي است كه شما به ان فكر نكرديد . بدترين طرز تفكر شما اين هست كه فكر ميكنيد مشاور نميتواند به شما كمك كند و اين را ننوشته ايد اما ميدانم كه احساس كرده ايد .
    پيشنهادي براي شما دارم
    كتاب راز هايي درباره ي زنان اثر باربا دي انجلس را بخوانيد و انرا در زندگي به كار ببريد و معجزه ي تغيير را در زندگي ببنيد
    البته مشاوره با متخصص هميشه از بهنرين راه حل ها است .
    شاد ، پيروز و موثر باشد
    ویرایش توسط Hamid4815 : 05-09-2016 در ساعت 01:03 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    23059
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    71
    تشکـر
    5
    تشکر شده 42 بار در 30 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : استرس زیاد

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamid4815 نمایش پست ها
    با سلام
    دوست عزيزم من نوشته هاي شما را با دقت خواندم و حال شما رو درك ميكنم . شما سوالات و مشكلاتي در ذهن داريد كه مايليد جواب انها را بيابيد . اين مشكلات در نظر شما منطقي هستند و برخي از نگراني هايتان را به جا ميدانيد و من اين را ميدانم كه حق داريد نگران باشيد و هيچ پناهگاهي جز شوهر خود پيدا نميكنيد . ميدانم كه اين استرس هاي زندگي عادي شما را مختل كرده است و شما در ارزوي داشتن يك روز خوب و خالي از افكار اين چنيني هستيد . شما هميشه سعي ميكنيد با صحبت كردن با افراد و دلجويي گرفتن از افراد به ارامش برسي و ميدانم كه راه ديگري سراغ نداريد .
    دوست خوبم گاهي بايد پشت شيشه ي افكار يك ورق بچسباني و روي ان بنويس تعطيل است ! در دلت بخندي به تمام افكاري كه پشت شيشه در انتظار تواند و انگاه بگويي بگزار منتظر بمانند .
    همسر شما ديدش نسبت با شما تغيير كرده ولي به اين معنا نيست كه احساسش هم عوض شده و اين به خاطر اين هست كه ديد خود شما عوض شده ...يكم دقت كنيد خواهيد ديد كه تمامي اتفاقات و رفتار هايي را كه از همسر خود ميبينيد را در انتظارش هستيد ! شما ميدانيد كه هنگامي كه او
    به خانه مي ايد همسرش را ميبيند كه افسرده و ناراحت هست و اين چيزي است كه شما به ان فكر نكرديد . بدترين طرز تفكر شما اين هست كه فكر ميكنيد مشاور نميتواند به شما كمك كند و اين را ننوشته ايد اما ميدانم كه احساس كرده ايد .
    پيشنهادي براي شما دارم
    كتاب راز هايي درباره ي زنان اثر باربا دي انجلس را بخوانيد و انرا در زندگي به كار ببريد و معجزه ي تغيير را در زندگي ببنيد
    البته مشاوره با متخصص هميشه از بهنرين راه حل ها است .
    شاد ، پيروز و موثر باشد
    دوست عزیز حالا این چیزهایی که من خوندم شما به نظرم بددل نیستی اما من واقعا بددلم و واقعا یه وقتایی توهم میشه شبیه اسکیزوفرنی دکتر رفتم و 2تا قرص داده روزی یه نصفه خیلییییییی از همه لحاظ بهترم پیشنهاد میکنم دست دست نکنید اگر حس میکنید نیاز دارید حتما دکتر برید,نمیگم زندگیتونو نجات بدید نمیگم همسرتونو نجات بدید,خودتونو نجات بدید ,همه ما حق ارامش داریم یکی ذاتا داره یکی نداره یکی داره و از دست میده یکی... من نمیگم قرص بخورید,من حالم خیلی بد بود که قرص میخورم شما مشاور برید تنها یا با همسر ,ماهانه کلی هزینه میکنیم همگی ,چرا برای مهم ترین چیز یعنی روحمون ارزش قائل نباشیم؟ پس فردا دیره فردا برید چیزی که من خوندم اصلا و ابدا مشکلی نیست که حل نشه ,موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-27-2015, 04:05 PM
  2. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 10:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

استرس,  استرسال,  استرسن يوك,  استرسل,  استرس للملابس,  استرسانگ,  استريو,  ستراس,  سترس تابس,  ستريت,  استرس زیاد,  استرس زیاد دارم,  استرس زیاد نشانه چیست,  استرس زیاد باعث چی میشود,  استرس زیاد در بارداری,  استرس زیاد باعث چه میشود,  استرس زیاد و حالت تهوع,  استرس زیادی,  استرس زیاد چه عوارضی دارد,  استرس زیاد باعث چه بیماری می شود,  محبتش,  محبتنيش,  محبت,  محبتين,  محبت شاعری,  محبتك,  محبتي,  محبتي لك,  محبتك جنون,  محبتكم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید