مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 51 به 60 از 67

موضوع: افسردگی شدید

  1. Top | #51



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    انسان بودنم آرزوست......
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6460
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sarbezir
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید و تردید شدید در حد مرگ (خطر خودکشی)

    سلام دوستان.هادی هستم امیدوارم که حاتتون خوب باشه اگرهم کسی کسالتی داره براش دعامیکنیم که مسیرخودشو پیدا کنه.شاید اصلی ترین موضوعی که باعث حرکت من شد باورها واعتقادات روحانی من بود تصویرجدیدی ازخدا درذهنم نقش بست..(البته این یک نظر شخصیه ضمن اینکه نظر هرکس دیگه قابل احترامه)اینکه خدا موجود ظالمی نیست ومنتظرنیست تا ما گناهی کنیم وبه شدت مجازاتمون کنه.(البته این مجوزی برای انجام کاری مخالف اصول انسانی یا گناه کردن یا.... نمیباشد).خداوند با عدل خود مارو محاکمه نمیکنه بلکه با فضل ورحمت خود....اینجا بود که رفته رفته احساس گناه وخجالت که مدتها درکوله بارخود جمع کرده بودم زمین گذاشتم.وتونستم ارتباط بهتری با خدا وزیباییهایی که تاحالا بهش دقت نمیکردم برقرار کنم.جالبه که طبق تحقیقات برروی نوزادتازه متولدشده مشخص شده اگر مدت کوتاهی نوزاد از تماس جسمی مادرش دور باشه احتمال مرگش خیلی زیاده.پس در قدم اول ماانسانها نیاز به تکیه گاهی محکم داریم.من این تکیه گاه رو خالقی که مسلما زورش ازمن وبیماریم بیشتره پیدا کردم.اینجا نقطه شروع بود
    ویرایش توسط هادی جباریان : 09-22-2014 در ساعت 12:07 AM دلیل: حذف نام خانوادگی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #52



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12252
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید و تردید شدید در حد مرگ (خطر خودکشی)

    اتفاقا برعکس خودتون من اصلا فکر نمیکنم که توانایی تصمیم گیری ندارید .
    من افراد خیلی قوی ای رو دیدم ( چه از نظر اجتماعی چه از نظر فردی ) که سال هاست تلاش میکنن برای ترک خود ارضایی و نا توانند.
    اینکه شما تونستید همچین مشکلی رو حل کنید در رابطه با خودتون نشون دهنده قدرت اراده و تصمیم گیری فوق العاده شماست.

    در مورد بازی کامپیوتری هم حرفتون رو رو حساب شوخی میذارم چون با توجه به امکانات امروزی تقریبا همه آدمها از همه سنین بازی کامپیوتری میکنن و کم هم نیست مقدارش
    اصلا پسر 23- 4 ساله ای که بازی کامپیوتری نکنه عجیبه ...

    به نظر من تنها چیزی که نیاز دارید اینا که باور کنید خیلی قوی تر از اون چیزی هستین که حتی فکرشم بکنین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #53



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12615
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    135
    تشکـر
    60
    تشکر شده 81 بار در 48 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : افسردگی شدید و تردید شدید در حد مرگ (خطر خودکشی)

    من یه دخترم و از نظر ظاهری هیچ مشکلی ندارم اما وقتی پست شما رو خوندم حس کردم چقدر شبیه شما هستم!
    یه آدم غمگین و افسرده که از همون دوران نوجوونی این افسردگی همیشه همراهش بوده. همیشه تنها بوده. با سختی با کسی دوست میشده و یک درصد هم اعتماد به نفس نداشتم و هنوز هم ندارم!
    من هم وقتی بقیه رو میبینم بهشون حسودیم میشه با اینکه همه میگن تو هیچی از بقیه کم نداری و حتی ازونا بهتری!
    تنها شانسم توو زندگی که کمی حال و هوامو عوض کرد آشنا شدن با عشقم بود.7ساله زندگی منو تا حدودی تغییر داده و من خودم سعی کردم کمی اخلاقم و روحیه مو بهتر کنم و تقریبا 2سالی میشه که تونستم راحتتر با بقیه ارتباط برقرار کنم و باهاشون حرف بزنم.
    گوشه گیری،تنهایی،نداشتن اعتماد به نفس،گریه های تنهایی،نداشتن همدم!
    باز خدا رو شکر میکنم یه وقتا میتونم با بعضی دوستام (در اصل دوستای نامزدم) درد دل کنم اما درد اصلیمو کی درک میکنه کی میفهمه که چی میکشم؟!!
    انقدر حرف توو دلمه که به هیچکس نمیتونم بگم
    اصلا هم رووی رفتن پیش روانشناس هم ندارم چون وقتی ازم بخواد از مشکلاتم بگم لال میشم!! واقعا سخته نمیدونم از کجا شروع کنم!
    من توو حرف زدن یکم مشکل دارم. یه وقتا تپق میزنم و بعضی وقتا بعضی کلمه ها رو یادم میره!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #54



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16010
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    48
    تشکـر
    4
    تشکر شده 29 بار در 19 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید

    سلام دوست خوبم من هم مشکل شمارو داشتم افسردگی داشتم اون هم از دوران کودکی ولی الان خوبم چون به یک روانژزشک خوب مراجعه کردم ودارو خوردم وخوب شدم به روانشناس نیازی نیست مراجعه کنی چون تو کشور ما روانشناس خوب کمه ولی به یک روانپزشک یعنی پزشک متخصص اعصاب وروان حتما مراجعه کن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #55



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16290
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید

    سلام...من نمیدونم اسم اینو میشه گذاش افسردگی یا نه...احمقانس یا نه...در هر صورت داره نابودم میکنه...ی لحظه خوبم بعد یهویی بدون اینکه بدونم چیه منفجر میشم...من از مرزش گدشتم..من ی بار خودکشی کردم بعد از اون اتفاق زندگیم از جهنمم بدتره جوری ک اصن از جهنم اونور نمیترسم...ی ماه بیخیال بودم...بعد حساس شدم..بعد ترسیدم دوباره از افکار احمقانه..بعد سعی کردم فراموش کنم...5 ماهه ولی فراموش نشده ک هیچی..الان دیگه قطعن میخوام خودکشی کنم...روزی ک دویاره برگشتم ب زندگیمو یادم نمیره..همون روزی ک زندگی رو ازم گرف...یکساله با خانوادم حرف نزدم با اینک باهاشون زندگی میکنم میدونم فقط فقط 16 سالمه ولی مگه من آدم نیسم؟دارم دیوونه میشم معنیش این نیس ک من حق ندارم ها؟مشکلمم این عشق مشق الکیو مزخرف نبوده...راسش یادم نمیاد چرا خودکشی کردم..این اواخر ی دعوای بد داشتم با مامانم(ازین ک مامان صداش کنم حالم بد میشه)منو واسه خودکشیم سرزنش کرد حرفاییی بهم زد ک فکرشم نمیکردم...الان تباه شدم منفجر...نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد...نمیدونم چمه...ولی میدونم اگه جلوشو نگیرم...مث دفه قبل میشه اما این دفه سر از قبرستون درمیارم نه بیمارستان نمیدونم چیکار کنم...واقعن نمیتونم جلو گریه هاو جیغامو بگیرم خودمم نمیدونم چمه ...دیگه نمیتونم ادامه بدمسلام...من نمیدونم اسم اینو میشه گذاش افسردگی یا نه...احمقانس یا نه...در هر صورت داره نابودم میکنه...ی لحظه خوبم بعد یهویی بدون اینکه بدونم چیه منفجر میشم...من از مرزش گدشتم..من ی بار خودکشی کردم بعد از اون اتفاق زندگیم از جهنمم بدتره جوری ک اصن از جهنم اونور نمیترسم...ی ماه بیخیال بودم...بعد حساس شدم..بعد ترسیدم دوباره از افکار احمقانه..بعد سعی کردم فراموش کنم...5 ماهه ولی فراموش نشده ک هیچی..الان دیگه قطعن میخوام خودکشی کنم...روزی ک دویاره برگشتم ب زندگیمو یادم نمیره..همون روزی ک زندگی رو ازم گرف...یکساله با خانوادم حرف نزدم با اینک باهاشون زندگی میکنم میدونم فقط فقط 16 سالمه ولی مگه من آدم نیسم؟دارم دیوونه میشم معنیش این نیس ک من حق ندارم ها؟مشکلمم این عشق مشق الکیو مزخرف نبوده...راسش یادم نمیاد چرا خودکشی کردم..این اواخر ی دعوای بد داشتم با مامانم(ازین ک مامان صداش کنم حالم بد میشه)منو واسه خودکشیم سرزنش کرد حرفاییی بهم زد ک فکرشم نمیکردم...الان تباه شدم منفجر...نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد...نمیدونم چمه...ولی میدونم اگه جلوشو نگیرم...مث دفه قبل میشه اما این دفه سر از قبرستون درمیارم نه بیمارستان نمیدونم چیکار کنم...واقعن نمیتونم جلو گریه هاو جیغامو بگیرم خودمم نمیدونم چمه ...دیگه نمیتونم ادامه بدمسلام...من نمیدونم اسم اینو میشه گذاش افسردگی یا نه...احمقانس یا نه...در هر صورت داره نابودم میکنه...ی لحظه خوبم بعد یهویی بدون اینکه بدونم چیه منفجر میشم...من از مرزش گدشتم..من ی بار خودکشی کردم بعد از اون اتفاق زندگیم از جهنمم بدتره جوری ک اصن از جهنم اونور نمیترسم...ی ماه بیخیال بودم...بعد حساس شدم..بعد ترسیدم دوباره از افکار احمقانه..بعد سعی کردم فراموش کنم...5 ماهه ولی فراموش نشده ک هیچی..الان دیگه قطعن میخوام خودکشی کنم...روزی ک دویاره برگشتم ب زندگیمو یادم نمیره..همون روزی ک زندگی رو ازم گرف...یکساله با خانوادم حرف نزدم با اینک باهاشون زندگی میکنم میدونم فقط فقط 16 سالمه ولی مگه من آدم نیسم؟دارم دیوونه میشم معنیش این نیس ک من حق ندارم ها؟مشکلمم این عشق مشق الکیو مزخرف نبوده...راسش یادم نمیاد چرا خودکشی کردم..این اواخر ی دعوای بد داشتم با مامانم(ازین ک مامان صداش کنم حالم بد میشه)منو واسه خودکشیم سرزنش کرد حرفاییی بهم زد ک فکرشم نمیکردم...الان تباه شدم منفجر...نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد...نمیدونم چمه...ولی میدونم اگه جلوشو نگیرم...مث دفه قبل میشه اما این دفه سر از قبرستون درمیارم نه بیمارستان نمیدونم چیکار کنم...واقعن نمیتونم جلو گریه هاو جیغامو بگیرم خودمم نمیدونم چمه ...دیگه نمیتونم ادامه بدمسلام...من نمیدونم اسم اینو میشه گذاش افسردگی یا نه...احمقانس یا نه...در هر صورت داره نابودم میکنه...ی لحظه خوبم بعد یهویی بدون اینکه بدونم چیه منفجر میشم...من از مرزش گدشتم..من ی بار خودکشی کردم بعد از اون اتفاق زندگیم از جهنمم بدتره جوری ک اصن از جهنم اونور نمیترسم...ی ماه بیخیال بودم...بعد حساس شدم..بعد ترسیدم دوباره از افکار احمقانه..بعد سعی کردم فراموش کنم...5 ماهه ولی فراموش نشده ک هیچی..الان دیگه قطعن میخوام خودکشی کنم...روزی ک دویاره برگشتم ب زندگیمو یادم نمیره..همون روزی ک زندگی رو ازم گرف...یکساله با خانوادم حرف نزدم با اینک باهاشون زندگی میکنم میدونم فقط فقط 16 سالمه ولی مگه من آدم نیسم؟دارم دیوونه میشم معنیش این نیس ک من حق ندارم ها؟مشکلمم این عشق مشق الکیو مزخرف نبوده...راسش یادم نمیاد چرا خودکشی کردم..این اواخر ی دعوای بد داشتم با مامانم(ازین ک مامان صداش کنم حالم بد میشه)منو واسه خودکشیم سرزنش کرد حرفاییی بهم زد ک فکرشم نمیکردم...الان تباه شدم منفجر...نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد...نمیدونم چمه...ولی میدونم اگه جلوشو نگیرم...مث دفه قبل میشه اما این دفه سر از قبرستون درمیارم نه بیمارستان نمیدونم چیکار کنم...واقعن نمیتونم جلو گریه هاو جیغامو بگیرم خودمم نمیدونم چمه ...دیگه نمیتونم ادامه بدمسلام...من نمیدونم اسم اینو میشه گذاش افسردگی یا نه...احمقانس یا نه...در هر صورت داره نابودم میکنه...ی لحظه خوبم بعد یهویی بدون اینکه بدونم چیه منفجر میشم...من از مرزش گدشتم..من ی بار خودکشی کردم بعد از اون اتفاق زندگیم از جهنمم بدتره جوری ک اصن از جهنم اونور نمیترسم...ی ماه بیخیال بودم...بعد حساس شدم..بعد ترسیدم دوباره از افکار احمقانه..بعد سعی کردم فراموش کنم...5 ماهه ولی فراموش نشده ک هیچی..الان دیگه قطعن میخوام خودکشی کنم...روزی ک دویاره برگشتم ب زندگیمو یادم نمیره..همون روزی ک زندگی رو ازم گرف...یکساله با خانوادم حرف نزدم با اینک باهاشون زندگی میکنم میدونم فقط فقط 16 سالمه ولی مگه من آدم نیسم؟دارم دیوونه میشم معنیش این نیس ک من حق ندارم ها؟مشکلمم این عشق مشق الکیو مزخرف نبوده...راسش یادم نمیاد چرا خودکشی کردم..این اواخر ی دعوای بد داشتم با مامانم(ازین ک مامان صداش کنم حالم بد میشه)منو واسه خودکشیم سرزنش کرد حرفاییی بهم زد ک فکرشم نمیکردم...الان تباه شدم منفجر...نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد...نمیدونم چمه...ولی میدونم اگه جلوشو نگیرم...مث دفه قبل میشه اما این دفه سر از قبرستون درمیارم نه بیمارستان نمیدونم چیکار کنم...واقعن نمیتونم جلو گریه هاو جیغامو بگیرم خودمم نمیدونم چمه ...دیگه نمیتونم ادامه بدمسلام...من نمیدونم اسم اینو میشه گذاش افسردگی یا نه...احمقانس یا نه...در هر صورت داره نابودم میکنه...ی لحظه خوبم بعد یهویی بدون اینکه بدونم چیه منفجر میشم...من از مرزش گدشتم..من ی بار خودکشی کردم بعد از اون اتفاق زندگیم از جهنمم بدتره جوری ک اصن از جهنم اونور نمیترسم...ی ماه بیخیال بودم...بعد حساس شدم..بعد ترسیدم دوباره از افکار احمقانه..بعد سعی کردم فراموش کنم...5 ماهه ولی فراموش نشده ک هیچی..الان دیگه قطعن میخوام خودکشی کنم...روزی ک دویاره برگشتم ب زندگیمو یادم نمیره..همون روزی ک زندگی رو ازم گرف...یکساله با خانوادم حرف نزدم با اینک باهاشون زندگی میکنم میدونم فقط فقط 16 سالمه ولی مگه من آدم نیسم؟دارم دیوونه میشم معنیش این نیس ک من حق ندارم ها؟مشکلمم این عشق مشق الکیو مزخرف نبوده...راسش یادم نمیاد چرا خودکشی کردم..این اواخر ی دعوای بد داشتم با مامانم(ازین ک مامان صداش کنم حالم بد میشه)منو واسه خودکشیم سرزنش کرد حرفاییی بهم زد ک فکرشم نمیکردم...الان تباه شدم منفجر...نمیدونم چه بلایی داره سرم میاد...نمیدونم چمه...ولی میدونم اگه جلوشو نگیرم...مث دفه قبل میشه اما این دفه سر از قبرستون درمیارم نه بیمارستان نمیدونم چیکار کنم...واقعن نمیتونم جلو گریه هاو جیغامو بگیرم خودمم نمیدونم چمه ...دیگه نمیتونم ادامه بدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #56



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    18578
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید

    سلام دختری 22 ساله هستم که با یک پسر در سطح خودم اشنا شدم و فقط قصد ازدواج داشتیم.همه چیز جور بوده تا اینکه پسر ازمایش داد و متوجه شد که پوکی استخوان داره و حدود 20تا 22 روز این اتفاق افتاده از روزی ک جواب رو گرفت به من گفت که باید برم و پاسوزش نشم.چون فک میکنه ک همه تواناییاشو از دست داده و هیچ کاری نمیتونه انجام بده.تقریبا تعدادی از خانواده من و خانواده اون از ارتباط ما خبر داشتن.و من از اون روز تا الان بهش میگم که نمیرم چون با چندتا دکتر ک حرف زدم گفتن ک درمان داره.و این بعد از شنیدن جواب ازمایش ب شدت افسرده شد .و حتی جواب منم نمیدادو نمیده.تو عمرش عصبی نمیشد ولی تا کسی باهاش حرف بزنه سریع عصبی میشه.و حتی اگه بهش بگی برو دکتر میگه من دلسوزی کسی رو نمیخوام.تا 12 روز پیش نت داشت و من میتونستم انلاین بودنشو ببینم و حتی بهش پیام میدادم و ب زور ج میداد.و همش میگفت ک برو.حتی ب من گفت برو و هیچ علاقه ای بهت ندارم.تا اینکه 12روز پیش بخاطر عصبانیت زیاد و اینکه یکی از اشناهاشون ماجرای ما رو متوجه شده بود و بهش گفته بود ک تو خوب میشی و حق نداری ب دختره بگی برو.اونم عصبی شد و گوشی همراهشو خورد کرد.و الان ی گوشی دیگه ای دستشه طبق گفته دوستش .من فقط بهش پیام میدم و از اون رووز هیچ جوابی ب من نداده.فقط میبینم ک پیاما تحوبل داده میشن.واقعا نگرانشم..هیچ خبری از ندارم.نمیخوام از طریق خانوادش اقدام کنم.چون اولا بهشون دسرسی ندارم دوم اینکه اون بشدت مستقل بود و اگه از طریق خانوادش اقدام کنم مطمئنم ک واقعا عصبی میشه و گوشیش رو خاموش میکنه.من واقعا نگرانشم.میخوام کنارش باشم. حال روحیم اصلن خوب نیست ولی بخطر اون میتونم خودمو کنترل کنم.همه امیدم خداس.میخواستم بدونم من چطور میتونم باهاش ی طوری رفتار کنم ک بفهمه ک من واقعا میخوامش و این ترحم نیست.و چطور باهاش حرف بزنم ک جواب بده پیامای منو..
    ممنون..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #57



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    18630
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید و تردید شدید در حد مرگ (خطر خودکشی)

    سلام و خسته نباشید
    من برای یکی از دوستانم که از نظر روحی هم مشکلات زیادی داره اقدام به مشاوره کردم.چون خودش تمایلی به رفتن به مشاوره نداره من میخواهم بهشون کمک کنم راهنایی کنید چطور میتونم این کارو انجام بدم
    با تشکر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #58



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    18783
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    19
    تشکـر
    23
    تشکر شده 16 بار در 8 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید

    سلام.

    مگه روانشناس یاروانپزشک لولو خورخوره است؟

    چرا فکر میکنی فقط خودت بدبختی؟

    من از خوندن تایپکت کلی انرژی مثبت گرفتم امیر علی!!! دوست دارم زودتر بری پیش دکتر تا حالت بهتر بشه. میدونم خوب میشی.

    راستی مگه رئیس جمهوری آبروت بره؟؟ طرف اصلا نمیدونه تو کی هستی!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #59



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    22644
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید

    به نظر من داره فیلم بازی میکنه.فقط میخواد با تو رابطشو قطع کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #60



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    22644
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی شدید

    دلم گرفته من افسردگی مزمن دارم بدون هیچ دلیلی حالم بده لطفاا کمکم کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

دپرس شدیدچیست.

افسردگی و مرگ

من افسردگی شدید دارم

افسردگی در حد خوذکشی

تردید شدید در خدا

با خودکشی آبروت میره

افسردگی شدیدmdd

افسردگی داشتم

دلنوشته در حد خودکشی

چیکارکنم بعد اززایمان افسردگی نگیرم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

افسردگی,  افسردگی چیست,  افسردگی شدید,  افسردگی بعد از زایمان,  افسردگی در نوجوانان,  افسردگی دو قطبی,  افسردگی در بارداری,  افسردگی مزمن,  افسردگی درمان,  افسردگی فصلی,  افسردگی شدید,  افسردگی شدید دارم,  افسردگی شدید درمان,  افسردگی شدید در نوجوانان,  افسردگی شدید چیست؟,  افسردگی شدید بعد از زایمان,  افسردگی شدید بعد زایمان,  افسردگی شدید دارم چیکار کنم,  افسردگی شدید در بارداری,  افسردگی شدید معافیت سربازی,  مرگ رفسنجانی,  مرگ جان سینا,  مرگ فرزاد حسنی,  مرگ حمیرا,  مرگ پادشاه عربستان,  مرگ ملک عبدالله,  مرگ مهرداد اولادی,  مرگ میرحسین موسوی,  مرگ شعر,  مرگ مادر,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل گشا,  مشکلات زندگی در کانادا,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل اتصال mtp,  مشکل زیرنویس,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکلات زناشویی,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکلات بازی gta v,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید