مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 21 به 36 از 36

موضوع: بدترین بلا

  1. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    سلام ، الی عزیز
    من چه طور جلوش درام در صورتی که این گیر میده تو چ قد بدی، چرا بهش دست نمیدی، چرا سلام احوالپرسی نمیکنی، چرا فلان چرا بهمان،

    این در صورتیکه من حتی حاضر نیستم دستم و تا ساعد ببینه بدم میاد، تا حالا داداشم گیر بده بگه چرا جلو مرحمت رفتی این قد خودتو پیچوندی ،مامانم کینه ب دل بگیره که تو بیا فامیلای من بدی ،شما نمیشناسینش اونوقت تا 20روز هر بار جلو چشمش ظاهر شم بهم اخم میکنه و الکی بهم گیر میده،
    خواهر خدا بیامرزم ی بار جلو یکی از داداشم نمیدونم کدومش بود گفت این دیوس(اسمشو گفت) حتی الان ک 30 سالم بوده تو انباری ی بار بهم چشم داشته،
    از اون طرف این قد خودشو غیرتی نشون داده همه حتی دختر داییام یا همه کلن اینطوری میشناسن،
    دوستان ب نظرتو ن خدا عادل نیس ک داره تو قرآنش حکم قتل رو داده، چرا ضعیف باشم دارم راجع ب زندگی و قاتل روح (ب قول فیلم هیس و عین واقعیت) ی دختر خردسالی حرف میزنم که زندگیش میتونست ی جور دیگه باشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    من کلی هدف برا خودم گذاشتم دارم زندگی میکنم فکر میکنم عین بقیه ولی وقتی این میاد تو ذهنم که چه فایده این دنیا یا حتی اون دینام ک باشی بازم ی ت...... تموم دنیایی ک برا خودم ساخته بودم دود میشه میزه رو هوا، ولی من هی پامیشم تا الان که اینطوری دوون آوردم، ولی امشب با شبای دیگه فرق کرد داداشم می گفت اینم عین خواهرش داره روانی میشه
    منم داد زدم تو چ میدونی اون چ سختیایی کشیده اون ی سری چیزا پیش من گفته ک فقط اگه چون داشتم زندگی اونو خراب میکنم ،
    بعد احساس کردم هر چی چند ساعت پیش با داداشم دردل کرده بودم راجع ب مادرم ک بهش بگه موقعی درس می خونم این قد سرو صدا نکنه، همه شون دود شد رفت هوا
    دیگه هر چی گریه میکردم مثل دفعه های پیش خالی نمسشدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    ترسیدم همه چی از دهنم دربیام، ک اومدم پیش شما،
    فقط همینا ک نیس ک من نکشمش،
    آقایون خانما با عذر پوزش ؛بچه هزار درد و مرض ممکنه بگیره، هزار نوع عفونت ممکنه بگیره ،تو اینترنت سرچ زدم ی سری چیزا نوشته بود، من خودم پیش هیچ دکتری جرات نکردم بگم این مسأله رو هم داشتم اگه تو درمان کمکتون میکنه در نظر بگیریم ،قبل اینکه وارد اتاق دکتر بشم بارها حرفم و مرور کردم ولی نتونستم بگم،
    این بچه میخواد مادر بشه میخواد پدر بشه، شاید ی طوری بشه خوب رشد نکنه، ازجمله من الان کوتاهترین فرد تو خونواده شدم قدم حتی ب 150 هم نرسید درصورتی ک منم عین این الحیم رشد طبیعی میتونستم بکنم الان منم 155 بودم، عین کسی میشه ک زود ازدواج کرده،
    منم میتونستم مثل این ابجیم ک دوسال از خودم بزرگتره وقتی میخوام برام خونه مامان بزرگ منم بال در بیارم، یا حتی همین الان ک دارم این مطلب و می نویسم صدای خواب داداشم از اون اتاق میاد و من یاد صدای اون دیوس(بازم ببخشید) میافتم، یا وقتی یکی خیلی ملچ ملوچ میکنه، میدونم اسمش وسواس فکریه، ولی ی گذشته آیه ک مثل بند ناف جدا نمیشه، زندگیمو تحت الشعاع قرار داده چیکار کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.32
    نوشته ها
    289
    تشکـر
    529
    تشکر شده 195 بار در 125 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : بدترین بلا

    واقعا متاسف ميشم بخاطر اين جريان هايي ك اتفاق ميوفته ...ب اميد روزي ك همه حد خودشونو بشناسن و جلوتر از اون نرن...


    Sent from my iPhone using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    من دیدم هر کی ی ذره فکرشو مشغول باشه میره پیش روانشناس از همون جلسه اول شروع میکنن قرص دادن ،
    انگار یارو ایدز داره همین الان باید قرص بخوره، دیگه نمی گن آقا این بیشتر. چند تا راهکار یا تکنیک میخواد خودشو با خداش خلوت کنن ،اینو یاد بگیره، من ک اصلا خدا رو نمیفهمم چیکار میکنه اگه خدا رو میدرکیدم همه مشکلات حل میشد، چ جوریه سیستمی چ طوریه، دوستان آیا روحی که این همه خراش خورده این همه مشکل روحی داره تو اون دنیا هم میدونه بهش ن.... شده؟ اینطوری شد دیدم مشکل بزرگتر از این حرفای این لکه از بین نمی ره ،با مرگم از بین نمی ره فقط با نابودی از بین میزه ، حالا کو نابودی خدایا دستم ب دامنت مگه نابودی هم هست،
    این فکر تمام اعتماد به نفسم هی میگیره
    شاید باورتون نشه تا همین 1و5 سال دعا میکردم ای خدای من،منو برگردون گذشته فقط جمعا چند مین ندارم این اتفاقا برام نیافته، تا این که سر کلاس اندیشه استادمون سؤال کرد مگه خدا ب انجام هر کاری قادره حالا شما بگین خدا میتونه ی سنگ خیلی بزرگی رو خلق کنه که خودشم میتونه بلندش کنه، مگه نمیگویم خدا قداره،؟؟؟
    خدا خیرش بده فهمیدم این همه مدت صفرا زدم و عین گیج ها دعا کردم، جوابشو این بود دو تا محال داریم 1محال ممکن 2محال غیر ممکن، این پرسش جز دسته ی دونه، خدا میتونه 2ضربدر 2 رو بکنه 5 نه چون این چیزی نیست ک ما آدما ساخته باشیم ،قوانین خدای که با استفاده از عقل کشفش کردیم چون قوانین خدا بر اساس عقله ،حکیمانه اس، یا اینکه 24 ساعته بودن شبانه روزی ما نساختیم کشف کردیم، البته اگه دقیقا مطالب ایشون رو تضمین کرده باشم :-) :- خاستم اینو بگم روانشناس، حقیقتا از قرصاشون میترسم ،یکی از دخترهای هم کلاسیک اینجا ی کمی تو خونه عصبی میشده هی میبرند روان شناس هی بهش قرص میده حتی یکی از آشناییمون پرستارشون تو بیمارستان بوده میگفت حالشو خوب بوده نیومده صورت این کریدور اصلاح میکرده قرصا این قد وضعیت وخیم و بدتر میکنن هی دوزو میبرم بالاتر،
    از طرف دیگه قرصا خواب آلود میکنن من خیلی درسا برام سنگینه، وقت نمیشه
    با توجه به همه اینا و همه ناگفته ها قضیه کشتن محفوظ هست ،، فقط دوستان بعدا بزم پیش روان پزشک؟ و اینکه قبول میکنه ضمن اینکه می خوام انتقاممو بگیرم،درمان میکنه؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    من دیدم هر کی ی ذره فکرش مشغول باشه میره پیش روانشناس از همون جلسه اول شروع میکنن قرص دادن ،
    انگار یارو ایدز داره همین الان باید قرص بخوره، دیگه نمی گن آقا این بیشتر. چند تا راهکار یا تکنیک میخواد خودشو با خداش خلوت کنن ،اینو یاد بگیره، من ک اصلا خدا رو نمیفهمم چیکار میکنه اگه خدا رو میدرکیدم همه مشکلات حل میشد، چ جوریه سیستمی چ طوریه، دوستان آیا روحی که این همه خراش خورده این همه مشکل روحی داره تو اون دنیا هم میدونه بهش ت.... شده؟ اینطوری شد دیدم مشکل بزرگتر از این حرفای این لکه از بین نمی ره ،با مرگم از بین نمی ره فقط با نابودی از بین میره ، حالا کو نابودی خدایا دستم ب دامنت مگه نابودی هم هست،
    این فکر تمام اعتماد به نفسم هی میگیره
    شاید باورتون نشه تا همین 1و5 سال دعا میکردم ای خدای من،منو برگردون گذشته فقط جمعا چند مین نذارم این اتفاقا برامون بیافته، تا این که سر کلاس اندیشه استادمون سؤال کرد مگه خدا ب انجام هر کاری قادره حالا شما بگین خدا میتونه ی سنگ خیلی بزرگی رو خلق کنه که خودشم میتونه بلندش کنه، مگه نمیگویم خدا قداره،؟؟؟
    خدا خیرش بده فهمیدم این همه مدت صفرا زدم و عین گیج ها دعا کردم، جوابشون این بود دو تا محال داریم 1محال ممکن 2محال غیر ممکن، این پرسش جز دسته ی دونه، خدا میتونه 2ضربدر 2 رو بکنه 5 نه چون این چیزی نیست ک ما آدما ساخته باشیم ،قوانین خدای که با استفاده از عقل کشفش کردیم چون قوانین خدا بر اساس عقله ،حکیمانه اس، یا اینکه 24 ساعته بودن شبانه روزی ما نساختیم کشف کردیم، البته اگه دقیقا مطالب ایشون رو تضمین کرده باشم :-) :-)
    خاستم اینو بگم روانشناس، حقیقتا از قرصاشون میترسم ،یکی از دخترهای هم کلاسیک اینجا ی کمی تو خونه عصبی میشده هی میبرند روان شناس هی بهش قرص میده حتی یکی از آشناییمون پرستارشون تو بیمارستان بوده میگفت حالشو خوب بوده نیومده صورت این کریدور اصلاح میکرده قرصا این قد وضعیت وخیم و بدتر میکنن هی دوزو میبرم بالاتر،هر چی هم بگید فکری مثل قدیمی‌های از قرص بدن میاد
    از طرف دیگه قرصا خواب آلود میکنن من خیلی درسا برام سنگینه، وقت نمیشه
    با توجه به همه اینا و همه ناگفته ها قضیه کشتن محفوظ هست ،، فقط دوستان بعدا بزم پیش روان پزشک؟ و اینکه قبول میکنه ضمن اینکه می خوام انتقاممو بگیرم،درمان میکنه؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    از اونجایی ک شما گفتین تک تک جملاتتونو خوندم و توی این جامعه ایران (بقیه جاها نرفتم نمیدونم) ب جنس پسر خانواده ،چه بگن روشنفکران چ نگن، خیلی اهمیت میدن ، ی ماشین چیه که فقط دست پسر میدن دست دخترا نمیدن ،( از مربی آموزشگاه های رانندگی آمار بگیرین،) همه چی یادشون میدن، پسر چهل بار ببره ماشینو خراب کنه، هر کار اشتباهی بکنه بهش میگن عیب نداره ،
    ولی دختر یه اشتباه ک کرد ب صورت خودکار هیچ کی نمی گه عیب نداره فقط اونو تو ذهنش بزرگ میکنن، پسره هم از اون ور مسخره اش میکنه،
    حالا تو این جامعه همه انتظار دارن دختر خودش ب صورت خودکار بدونه ک دختره از همون اول خودش حواسش ب خودش باشه، خوب بزرگ شه، خانم بزرگ شه، صورتش لاغر نشه، خلاصه تو ظاهر عین گل ظریف بمونه ولی در باطن عینهو ی کککککوه وایسه،
    توی همچین جامعه ای جملاتمو خوندین، از خدا میخوام خیلی اطلاعاتتان کمکتون کنه و جواب تک تک سوالاتون رو می گم و ممنون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    البته با پسرها کاری ندارم، میگم خانواده ها باید با هر دو خوب باشن ن یکی با پسر یکی با دختر، باید با هر دو خوب باشن ب مقدار زیاد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    27
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    ن، کلی خواهر و برادرن، قابل توجه تو خانوادشون ی ذره انحرافات دیگه هم هست، مثلا همین خاله ی کوچیکم خیلی اخلاقش نسبت ب مادرم دوس دارم، خوش اخلاقه، ولی فقط تو این فکره ک پسرها رو بچاپه ،هی سوار این ماشین و اون ماشین کلا کرایه زیاد نمیده b-) ولی من ب خاطر اخلاقش دوسش دارم، فکر کنم فقط یکی از داداشای مامانم و مامانم توشون حس میکنم آدمهای راحت و بدون انحراف از این نظر باشن، اون یکی داداشش ک البته گناه نشه منم شنیدم، ی پیرزن رو بدنام کرده بود آخر سر مجبور شده بود اونم بگیره، سنش زیاد نمی زنه ازش سه تا بچه داره، در واقع الان دو زنش، حالا این قد زورم داره مامانم سر ی سری مسایل ک با فامیل کردیم بد شدیم، میگه فامیلای شما فلان و.... منم فقط جوشان و کیک میگیرم حداقل اعصابم خورد نشه، دیگه خانوادم فعلا چسبیدن ب فامیل مادر، ی چیز دیگه همین دوس دختر عمه مو هم از راه ب در کرد، حالا داداشم هیچی نمیدونن فقط هی میگن اینو ما می شناسیم پیشش نشینیم و.... فقط من و ابجیم از اصل ماجرا خب داریم، این دختر عمم خیلی آدم اجتماعی و راحتیه ، ی خورده قبلا شوهرش تریاک میکشیده اینم خیلی اذیت میشه(الان خوبه) بعد همین دیوس از بس می شینه تو بحث زن ها ،دختر عمم هم فک میکنه عین بقیه اس، خلاصه باهاش خوب برخورد میکنه و اینم حتما ی دردو دل کرده، خود دختر عمم الان بعد چند سال ب خواهر دومیم گفته، اون چند سال پیش ک من فرار کردم همین دیوس براش ک تعریف کردم گفته اشکال نداره فرار کن میام دنبالت، بیا پیش خودم فعلا، خلاصه من بچه بودم یادم نیس ، شوهر دختر عمم کلی عصبانی شده بود، همین دیوس معلوم نیس کجا بردش، دیگه بعد کل میانجی گری مادرم و بقیه اینو برگردوندن، دیگه چ بلایی سرش آورده خدا میدونه، ولی مطمئنم دختر عمم راستشو میگه، بعد ب ابجیم گفته بود فقط ب خاطر جون شوهرم هیچی نگفتم، ترسیدم این دیوس رو بکشه و خودشم بویژه، الان نه خاله هام قضیه رو میدونم ن مامانم ن هیچ کی ،فقط تو عزاداری ابجیم اصل ماجرا رو گفته، معلوم نیس کجا برده ،چون اون موقع کل فامیل پدر و مادر میدونستن، اگه مامان بزرگم میتونست ک ب ما می گفت یا الان میگفت، ب خاطر حفظ زندگی دختر عمم مجبوریم سکوت کنیم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.16
    نوشته ها
    157
    تشکـر
    7
    تشکر شده 61 بار در 51 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard

    پاسخ : بدترین بلا

    باید ساخت با سختی خوب و بد روزگار
    باید توی هر حالت شرایط رو تغیر داد به امید روزی بهتر
    برو توی شهر خودت سازمان فنی حرفه ای رو پیدا کن اموزش فنی رایگان میده یه تخصص رو یاد بگیر و به امید فردایی بهتر تلاش کن
    خونه بمونی فکر خستت میکنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    سلام unbroken دوست داشتنی عزیز،
    اگه الان دوباره اومدم ب خاطر شما بود، منی ک از دیروز ظهر تا امروز صب ساعت 6 هیچی نخوردم ی ذره شیر الحیم داد خوردم ،و خابم برد و تا الان هیچی نخوردم دیشبم تا جایی گریه کردم ک دیگه اشک نداشتم واقعا، تنها جایی ک داشتم همین گوشی بود ک این خواهر گرامی داشتن ب حرفای گوش میدادن، اومدم آخرین نظرمو بدم دیدم نوشته شما مجاز نیستین ،دلیل: نااااامشخص، رفتم قوانین و خوندم دیدم من هیچی نگفتم فقط راجع ب جامعه گفتم ک حواسشون بیشتر باشه، بده آیا؟؟؟؟
    این چیزارو ک دیگه ی فیلم طنز ایرانی هم نگا کنی میگن، نمیدونم براتون چی بوده و هست ولی از جامعه فرار نکن، اجازه بده پدر و مادر ای الان یا آینده آگاه شن، ی نظر ی خانم داده بودن اینجا ی خانم دیگه اومده بودن نوشته بودن باور ندارم حرفاتونو!!!!! آب از سر من یکی ک گذشته حداقل اجازه ندیم بچه های شما ،بچه های دیگه این جامعه اشتباه بزرگ نشن، خوبه منم بگم ب درک بذار سر هر کی میاد ،بیاد، ب من چه ،مگه یکی زمان کودکی حواسش ب من بوده؟ من الان حرص بچه های مردمو بخورم، دوست عزیزی ک منو اجازه ندادین پاسخ بدم اگه شما بی خیالیم من نمیتونم من زمانی ک معصومیت کودکی خودم میاد تو ذهنم و اون جیغی ک تو انباری این خراب شده رو زدم و اون جیغ دختررو تو فیلم هیس دیدم از جلو چشمم نمی ره، بچه ها از نظرم این قد نحیفن ک هر حرفی میخوام ب بچه ها فامیلمون بزنم مزمزه اش میکنم مبادا توشون تأثیر بدی داشته باشه،
    برین فیلم هیس نقدشو بخونین اونجا هم ، اونجا هم کلی نظر وجود داره ک مگه ممکنه، خودشون و ی عده ای خاستم گول بزنم، فیلم های هر جامعه ای واقعیت اون جامعه رو نشون میدن سعی کنیم درس رفتار کنیم شاید از همین بچه هایی ک الان دارن ب دنیا میان، ی زمانی شدی موکل یکی شون، شاید شدن معلم بچه،یا نوه ات، شاید ی روز حساس زندگیت راننده ات باشه هزارتا شاید دیگه، اجازه بده حداقل این بچه ها ی حامی داشته باشن،اجازه بده در و مادرت سرشونو بکنن زیر برف ب جز دیشب ک حالم بد بود و صرفا روحمو از دست داده بودم، بقیه ی مواردی ک تو ساینا نظر دادم این هدفم ک مادر پدرارو هم آگاه کنم همواره پشتش بوده و (اگه کسایی مثل شما اجازه بدن) هست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    بقیه ی سوالاتون،
    خیلی دلم میخواد الان بگم بچه کجام، خودم شب تا صب بهشون فش میدم میگم از هر چی ... بدم میاد ،هر چی هم تو خوابگاه می گفتن فلانیا چ طوریه، همینجا اعلام میکنم با اکثر حرفاشون موافقم،چون من زندگیمو بینشون باختم، اگه حضوری بود ب خودتون می گفتم ، دلم میخواد اگه ی زمانی کار کردم اینجا نباشم، خیرم بهشون نرسه، خوب اشاره ای کردین همین طرفا، میخوام نسل هر کی اینطوریه و هر چی ژنتیک اینطوریه حذف شن،

    ن ب خدا ،کمک کجا بود مادر من این قد ساده اس ، بعد از فوت ابجیم اکثر حرفاشو میفهمم ، ینی همه خواهر برادرانش اخلاقشو میدونن و ب نفع خودشون استفاده میکنن، الان مثلا ی ذره میخواد بفهمم و نمیفهم، پدرم ک سر کار بوده دست همه رو می گرفته ،همین ک فوت کرد، من 7سالم بود دیگه کسی زیاد نیومد، هر وقتم میومدن فکر این بودن از مادرم بکنن دیگه نمیگفتن یتیم گردنشه سرپرسته الان، ب خدا همین خواهر دومیم میگه موقعی بابام وسیله هایی ک کارخونه ب پدر بچه زرنگ میداده مادرم نذاشته ما رنگ این مدادرنگی این چیزا ک اون موقع واسمون جذاب بوده رو حتی ببینیم یه جا همه رو می‌فرستادند براشون، یا میگه خالم فرستاده واسه دامن، دامن پامو درآورده فرستاده براش اونوقت من جلو پسرعمویم اینا هیکلی هم تپل بوده روم نمیشده دامن پام نباشه(اون موقع ها عادت داشتن دامن بپوشن) ،چند جا ک کمک خاستیم قبلا هیچ خیر ندیدیم، این قد دلم پره هی میام بیجواب بدم همینطوری هی میگم :-(


    دقیقا آفرین خیالاتی خوب منظورمو متوجه شدیم، باهاش دعوا میکرد میگفت منو ک داغون کردی ب فکر اینا باش، همینه ک ب فکر نبود ک الان حتی ی خونه تمیز نداریم ، همش ب فکر این و اون ، ب این چی بدم ب اون چی ندم، هنوز ک هنوزه بعد فوت ابجیم حالا الان مثلا داداشم داره میگه یکی از عموهای ک میکرد صد سال ما رو با وجود اینکه بچه بودیم ،می نشوندی می گفتی، حق ندارید نگا تلویزیونم کنید ،زیاد نمی تونستیم بخندیم چون تو رومولو اخم میکردی ک حالا عموی من ی ساله ک مرده شما چرا دارین قهقهه میزنین، در صورتی دختر پسرها این عموت(یا هر کی دیگه از فامیلاش) داشتن عروسی میکردن، تو روحیه ما رو از همون بچگی سر هیچ و پوچ خراب کردی، خوب داداشم الان زرنگ شده از این حرفا میزنه ولی اونموقع ک ابجیم ب مامانم میگفت این سری اخلاقاتم بذار کنار ازش طرفداری ک نکردن هیچ بهش روانی هم میگفتن،


    خواهرم مریض شد، خیلی واسه این زندگی متأسفم ،من الان باید بگم مادرم ن خواهرم چون هر وقت اسم مادر میاد اسم خواهرم بیشتر از این نامادری میاد تو ذهنم، هر موقع کاری داشتم، درسته ک مادرم سرپرست بود ولی چ طور هر وقت فامیلاش میومد دو سه روز زندگی رو تعطیل فقط با اینا برده ای نور اون ور کارشون را بندازه، هر وقت کاری داشتم من یا بقیه، تو مدرسه اینور اون ور، نوازشش وقت مریضیام واسم شفا بود، دستاش حس مادرانه ی فوق العاده ی توش بود، با این حال ک هیچ وقت بچه دار نشد، یعنی اصلا شوهر نکرد، خیلی خواستگار داشته جوری ک من حساب کردم از همین همسایه ها خودمون تک تک خواستگاری کردن، ولی بعد از کنکور با فوت پدرم داغون میشه و نمی ره دانشگاه میگه ب این بچه ها ی کم سر و سامون بدم، ی کم از آب و گل دربیان، حتما رفتار مادرم و دیده، بعدشم ب مدت 7یا 8 سال مریض شد، ب تدریج مریضیش اوت کرده ،


    جوری ک خواهرم آخرین بار گفت نگفت این بلا رو سر اونم آورده یا نه فقط میگفت چون من پاک بودم نداشتم، خاستم داد بزنم تو خوب بوده تشخیص دادی دلم می خاست بگم همون موقع و با همدستی خواهرم نسل این دیوس ورداریم و چهره واقعی شو نشون مادرم بدین، جالبه وقتی ابجیم داشت اینارو میگفت مامانم هم تو آشپزخونه بود میگفت این حرف کیه مال خیلی وقت پیشه الان مهمه ک چ جور باشی، اینجا بود ک اون سوالم ک همیشه می گفتم آیا مادر اونروز ک بهش گفتم چ بالایی داره سرم میاد و شنیده یا نه؟....


    پدرم تصادف کردن، این زمینا مال مادرم خودش بوده تک فرزند از ی پدر، بقیه از ی پدر دیگه، اموال پدر خودشه، در زمانی ک ما کلی مشکل داشتیم ب خاطر هزینه دانشگاه و غیره میتونست حداقل ی مقداری شو بگیره و نگرفت میگه بخشیدم، مثلا بخشیدم ب چی.... من زیاد راجع ب این نمیتونم بگم هر طور خودش میدونه، همش خودش میدونه ک بچه هاش تو اولویت های دو سوم زندگیشن دیگه، صد سال باهاش حرف بزنی آخر سر تو میشی دختر بده،

    ترم پایینی مون :-)

    لیسانس عمران برا چیه، این همه اشباع شده، ایشالله اون چیزی ک براتون بهتره پیش میاد،
    هر موقع این دیوس اینجا باشه، از خواب می پرم، وگرنه در حالت عادی کمبود خواب دارم ولم کنن هی میخوابم،
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    اگه اجازه دارم بگم خواهر یا دوست گرامی ب تمام کسایی ک نظر دادن،چون معمولا حس میکنم دوس بقیه دوس ندارن ی ت..... بهشون بگه دوست یا خواهر،
    از همه اونجایی ک جواب دادن متشکرم، سپاس انبروکن، ک باهام حرفیدین، ب قول ی کتاب روانشناس نوشته بود ک وقتی کسی اعصابش خرابه و ب مراکز مشاوره یا دوست مراجعه می کنه ،مشاور حرفه ای و دوست همون حرفای خود طرف رو با بیان دیگری عنوان میکنه، و شما دیشب این کار رو کرده بودین، نمیدونم چند سالتونه هنوز دانشگاه نرفته باشین از درون روانشناسی;-)

    فقط دوستان جواب ی سوالم مونده و اینکه چ طوریه ک موقع اسیدپاشی همه میگن بپاش بگیر ولی وقتی موقع قاتل می رسه ،وقتی این بلا اومد قاتل هم سرم رو هم سر خودم رو هم سر روح و روانمو،دوتاشو با هم برید،
    انبروکن ول کن بذار بگن میدونم اینی ک میگین میگه درس نمیخونید و این حرفا ممکنه یه جا مکان و زمانی ک نباید هم بگه، ولی ولش کن ...
    جواب سؤالم ک الان بزم روانشناس ب نفع درس خوندنم هست یا نه؟
    با تشکر از همه، کوماووووو ;-) :-).
    فعلا Buy unbroken, Buy
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #34

    دلنوشته کاربر
    Bygone are Tolerance and Presence of Grace
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.16
    نوشته ها
    56
    تشکـر
    17
    تشکر شده 18 بار در 14 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    جسارتا متوجه نشدم حس انتقام دارید یا تصمیم به انتقام ؟ ! هرچند عمل انتقام چیزی فراتر از حس و فانتزی میخواد . . . . . .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    Beg for your life, you won't escape the knife
    Your fate was sealed today
    Disease has spread you pray for death
    Evisceration plague

  15. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : بدترین بلا

    سلام دوست عزیز

    من اکثرا پستهاتون رو خوندم

    واقعا متاثر شدم و اگرچه تاسف من کاری نمیکنه اما متاسفم بابت اتفاقاتی که برات رخ داده

    کاملا مشخصه دختر با استعدادی هستی که تونستی با این شرایط روحی دانشگاه بری و درس بخونی

    خیلی خلاصه بهت بگم که روانشناس اصلا اجازه نداره دارو بده

    پس اون کسی که دوستت رو بردن پیشش روانپزشک بوده نه روانشناس!

    روانشناس بالینی شما رو پذیرش میکنه و در مورد مشکلتون با ایشون صحبت میکنین

    راهکارها و فنون رو بهتون میدن و با مشاوره سعی در بهبود روحیه ی شما دارن

    و اگر در طول روان درمانی نیاز دیدن شما رو به روانپزشک هم معرفی میکنن تا برای بهتر شدن حالتون دارو مصرف کنید

    شما وقتی سرما میخورید استامینفون و دیفن هیدرامین و ... نمیخورید؟؟

    این داروها هم اگر درست مصرف بشن عوارض حاد و آنچنانی ندارن

    نمونش خود من به خاطر استرسی که داشتم یه مدت قرص کلرودیازپام مصرف میکردم و وقتی حالم بهتر شد دیگه نخوردم الان خوبم

    مطمئن باشید پزشک چیزی نمیده که حال شما رو بدتر کنه

    درد شما هم بیشتر روحی هست و فک نمیکنم نیازی به دارو داشته باشید

    همین که تخلیه روحی بشید حالتون رو بهتر میکنه

    پس در اسرع وقت به روانشناس بالینی خانم با تجربه (نه روانپزشک !! ) مراجعه کنید

    انتقام رو هم فعلا منتفی کنید چون اول باید شرایط روحیتون رو مساعد کنید

    وقتی حالتون بهتر شد میفهمید همچین آدم کثیفی لیاقت اینو نداره که دست شما به خونش آلوده بشه

    براتون آرزوی آرامش دارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  16. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : بدترین بلا

    سلام لطفا مشاور بهم معرفی کنیدبرای طرح سوال
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
بدترین نوع اعدام,  بدترین جنایات داعش,  بدترین نوع سرطان,  بدترین کشور دنیا,  بدترین شکنجه ها,  بدترین فحش های فارسی,  بدترین غذاهای دنیا,  بدترین فحش های ایرانی,  بدترین گناه,  برترین ها,  بدترین بلایای طبیعی,  بدترین بلای طبیعی,  بدترین بلاهای طبیعی,  بدترین بلا,  بدترین بلاها,  فریاد,  فریاد زیر آب,  فریاد مورچه ها,  فریاد زیر آب داریوش,  فریاد سکوت,  فریاد بی صدا,  فریاد شجریان,  فریاد ظریف,  فریاد بلند,  فریاد چت,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید