مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 24

موضوع: برخورد درست با پدر بداخلاق

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    برخورد درست با پدر بداخلاق

    سلام و عرض ادب خدمت همه ی اعضای محترم
    از دیشب یه مسئله ای برام پیش اومده خیلی بهم ریختم و نمیتونم رو کارام تمرکز کنم برای همین اومدم اینجا کمک بگیرم
    دیشب تو جمع خونوادگی بودیم و همسر داداش بزرگمم خونمون بود
    داداش کوچیکم خسته بود و بهم گفت برامون ذرت بو داده درست کن منم گفتم چون دیشب قرار بود واسم درست کنی و نکردی منم درست نمیکنم
    اونم گفت من رفتم حموم و دیر اومدم و تو هم نبودی کلا یادم رفته
    بعدش از مادرم خواست و منم گفتم مامان هم درست نمیکنه!
    از اینکه شب قبلش واسم درست نکرد ازش دلخور بودم ولی خواستم کمی اذیتش کنم و سر به سرش بذارم ، لحن حرفام یه جورایی جدی و شوخی بود
    دیدم بابام برگشت گفت میمردی تلافی دیشب رو نمیکردی!!!
    تو همه ی 26 سالی که عمر کردم هیچوقت هیچ کسی این حرف رو بهم نزده بود اونم بابام!
    احساس کردم از هفت تا آسمون پرت شدم روی زمین!
    ولی جلوی بقیه خودمو کنترل کردم و با بغض گفتم چرا بمیرم!؟
    گفت خب ازت یه کاری خواست واسش انجام بدی چیزیت نمیشه که
    منم داشتم آتیش می گرفتم از ناراحتی و عصبانیت گفتم من داشتم باهاش شوخی میکردم اگه تو دخالت نمیکردی نمیشد!؟
    بعد هم رفتم
    خیلی قلبم شکست خیلی...
    از وضع ظاهری ام بقیه متوجه عمق ناراحتیم شدن
    بعدش مادرم و داداشم اومدن کلی دلداریم دادن ولی آروم نشدم
    بعدشم که داداشم ذرتارو آماده کرد کلی اصرار کرد برم بخورم منم گفتم بدم میاد میل ندارم
    خلاصه به خاطر بقیه چندتایی برداشتم
    بعدش داداشم به بابام گفت از دست تو قهر کرده که نمیخوره
    منم نخواستم ادامه پیدا کنه چون به زور جلوی اشکامو گرفته بودم
    گفتم از کسی ناراحت نیستم از ذرت بدم میاد همین
    بعدشم اومدم توی اتاق گفتم درس دارم باید به کارام برسم
    اونقدر حالم بد بود همینجوری اشکام بی اختیار میریختن پایین
    بعدش که بابام تازه متوجه شده بود که چقدر دلمو شکسته
    اومد کلی بغل و بوس کرد ولی نتونستم حرفشو فراموش کنم
    مثلا اومده بود از دلم در بیاره میگه من پدرتم تورو از همه ی پسرا بیشتر دوست دارم اگه بهت سیلی هم بزنم نباید به دل بگیری
    حرفش آره درست بود خیلی منو دوست داره ولی چون جلوی زن داداشم اون حرفو بهم زد حس کردم خورد شدم
    میدونه من خیلی حساسم رو این چیزا و رابطه ی زیاد صمیمی هم با زن داداشم ندارم این منو خیلی بیشتر اذیت کرد
    دیشب بعد اینکه بقیه خوابیدن بازم کلی گریه کردم و تا صب نخوابیدم
    حس کردم واقعا مردم! به مادرم هم گفتم اگه به خطر شرمم از خدا نبود مردنمو به بابا نشون میدادم که با چشماش ببینه...
    از دیشب دیدم به پدرم خیلی بد شده ره بار باهام حرف میزنه دلم نمیخوادش
    دیشب قلبم درد گرفت و واقعا حس می کنم آسیب فیزیکی دیده
    من پدرم رو خیلی دوست دارم و همیشه بهش احترام میذارم
    ولی کلا اخلاقش با همه تنده و خیلی رک هست
    وقتی هم بهش میگی چرا اینجوری هستی میگه من سواد ندارم و عصبانیت و بد اخلاقیم دست خودم نیست یه چیزی میگم به کسی بعدش کلی پشیمون میشم
    سوادش در حد ابتدایی هست ولی خب سنی ازش گذشته آدم ازش انتظار داره
    نمیدونم چرا هرکاری می کنم حرفش از ذهنم نمیره
    هر بار یادم میفته بغض می کنم و بهم میریزم

    من دلم نازکه چیکار کنم که اینجوری آسیب پذیر نباشم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.18
    نوشته ها
    1,419
    تشکـر
    1,104
    تشکر شده 1,703 بار در 952 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    سلام
    رفتار پدر محترم شما باعث شده ناراحت بشید این درسته اما با توجه به جریاناتی که نوشتید از نظر من بیشترین تقصیر متوجه شما هست به چند علت
    با اجازتون قسمتی از پست شما رو نقل قول میکنم


    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها

    دیشب تو جمع خونوادگی بودیم و همسر داداش بزرگمم خونمون بود
    داداش کوچیکم خسته بود و بهم گفت برامون ذرت بو داده درست کن منم گفتم چون دیشب قرار بود واسم درست کنی و نکردی منم درست نمیکنم
    اونم گفت من رفتم حموم و دیر اومدم و تو هم نبودی کلا یادم رفته
    بعدش از مادرم خواست و منم گفتم مامان هم درست نمیکنه!
    از اینکه شب قبلش واسم درست نکرد ازش دلخور بودم ولی خواستم کمی اذیتش کنم و سر به سرش بذارم ، لحن حرفام یه جورایی جدی و شوخی بود
    دیدم بابام برگشت گفت میمردی تلافی دیشب رو نمیکردی!!!
    تو همه ی 26 سالی که عمر کردم هیچوقت هیچ کسی این حرف رو بهم نزده بود اونم بابام!
    احساس کردم از هفت تا آسمون پرت شدم روی زمین!
    ولی جلوی بقیه خودمو کنترل کردم و با بغض گفتم چرا بمیرم!؟


    من دلم نازکه چیکار کنم که اینجوری آسیب پذیر نباشم؟

    شما بهتر بود با برادرتون واسه درست کردن ذرت یکی به دو نمیکردید اگر هم این کار رو انجام دادید نباید موضوع رو کش میدادید. اگر مایل نبودید انجام بدید فقط گفتن نمیتونم و.. کافی بود و گفتن چون تو اون کار رو نکردی و من هم .... اصلا" قشنگ نیست و حالت لج و لجبازی پیدا میکنه
    وقتی برادر شما از مادرتون درخواستند کردند باز شما نباید دخالت میکردید اگر مادر شما هستند مادر برادر شما هم هستند و این موضوع که اگر ایشون میخواستند برای برادر شما کاری انجام بدن به شما ارتباطی پیدا نمیکرد.

    موضوع دیگه شما با برادرتون به حالت جدی و شوخی که احتمالا" حالت جدی رفتارتون بیشتر بوده بحث کردبد آن هم پیش همسر برادرتون و این باعث کوچیک شدن برادر و خود شما و خانوادنون پبش همسر برادر شما خواهد شد.
    من اگر جای برادر شما بودم و خواهرم با من در جمع و آن هم پیش کسی دیگه به این شکل برخورد میکرد اصلا" نه تنها دلداری نمیدادم بلکه میگقتم رفتارش چقدر نادرست نبوده.
    به احتمال زیاد پدر شما هم از این موضوع ناراحت شدند.
    ممکن هست بفرمایید من شوخی کردم و... پس حرفهای پدرتون رو هم به حالت شوخی بگیرید
    اگر توان شنیدن جواب شوخی رو ندارید شوخی نکنید که ناراحتی برای شما بوجود بیاره

    پرسیدید چکار کنید دل نازک نباشید؟ فکر میکنم دنبال حرفها و مسائل رو زیاد میگیرید و این باعث میشه بحث با اطرافیان زیاده از حد برای شما بوجود بیاد.
    کمی در رفتارتون نرمش داشته باشید و سطح توقعتون رو از اطرافیان پایین بیارید آنوقت متوجه میشید همه چیز و همه کس به این شکلی که شما فکر میکنید بد نیست.
    درباره اینکه پدر شما گفتند من پدر هستم و نباید از من ناراحت بشی و... درست گفتند احترام پدر و مادر رو باید در هر شرایطی نگه داشت .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  3. 3 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    سلام
    متشکرم از راهنماییاتون
    اما من واقعا ته دلم میخواستم با داداشم شوخی کنم و همیشه با همدیگه از این مدل شوخیا داریم و پیش همسرای داداشای دیگه ام هم البته
    با اینکه داداشم از من سنش کمتره ولی گاهی زیاد شوخی می کنه و من ازش ناراحت نمیشم خب متقابلا اونم نباید ناراحت بشه
    یه نکته دیگه هم اینکه ایشون پسره و بابام هم مرد هستن قوی تر هستن
    اما من دخترم با یه حرف زودی دلم میشکنه
    من یه عادت بدی هم دارم وقتی از چیزی ناراحت بشم برام سخته که زود فراموشش کنم و باهاش کنار بیام
    بابام دیشب بعد چند ساعت وقتی دید هنوز ناراحتم گفت تو نباید کینه ای باشی حالا یه چیزی گفتم اشتباه کردم
    اگه بابام فقط چند لحظه سکوت می کرد و مداخله نمی کرد بالاخره ما یا درست می کردیم یا نمیکردیم
    این صحبتی هم که فرمودین باید انتظاراتم از بقیه کمتر باشه متین هست و خودم خیلی بهش فکر می کنم
    حالا قبلنا انتظاراتم خیلی بیشتر بود دیدم خیلی اذیت میشم و آسیب میبینم دیگه خودم کمترش کردم و به وضوح دیدم آرامشم چقدر بیشتر میشه
    به نظرم درصد زیادی از این ویژگی های اخلاقی من برمیگرده به کمالگرایی من که گاها باعث آسیب زیادی بهم میشه که جدیدا متوجه شدم نود درصد مشکلاتی که چند سال از زندگیم داشتم به همین خاطر بوده و دنبال حل کردنش هستم...
    درسته شاید بهتر بود جلوی بقیه اینجوری شوخی نمیکردم که انقدر هم اذیت نشم
    اما بهتر نیست بقیه یاد بگیرن تو مسائل دو نفر دیگه مداخله نکنن؟
    اونم با این بیان؟
    آخه میمردی شد حرف....
    انقدر قلبم از حرفش شکسته برای همیشه از ذرت متنفر شدم...
    نمیدونم چجوری دلش اومد جلوی جمع اون حرفو به تک دخترش بزنه
    من اگه فقط خونواده ی خودم بودن انقدر ناراحت نمیشدم
    همیشه هم میگم جلوی بقیه تذکر ندین و نصحیت نکنین و بداخلاقی نکنین
    اما کو گوش شنوا...
    البته من باید انعطاف پذیریم رو بیشتر کنم و بتونم راحت تر با مسائل کنار بیام اما از دیشب
    حس می کنم غرورم خورد شد ، دلم میخواد فقط تنها باشم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.22
    نوشته ها
    9,315
    تشکـر
    4,189
    تشکر شده 10,005 بار در 4,986 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    در بیان عظمت و جایگاه رفیع والدین، سخن بسیار است. ولی همین قدر اشاره کنیم که خداوند متعال به قدری برای پدر و مادر ارزش و مقام قرار داده که اطاعت از آنها را در کنار اطاعت از خویش بیان فرموده است: و لا تعبدوا الا الله و بالوالدین احساناً.

    نپرستید مگر خداوند را و به والدین نیکی کنید. و امیرالمومنین علی ـ علیه السلام ـ نیز می فرمایند: «برالوالدین اکبر فریضه». نیکی و احترام به والدین، بزرگترین واجب و اطاعت است.

    1- احترام به والدين واجب است و ما به عنوان فرزند وظيفه داريم كه به والدين خود احترام بگذاريم حال اگر پدر يا مادر خودشان حرمت خود را مي شكنند و باعث تخريب شخصيت خود مي شوند حرف ديگري است ولي در عين حال دليل بر اين نمي شود كه ما مجاز هستيم به آنها اهانت كنيم. به قول ابن سينا اشتباه را با اشتباه نمي توان پاسخ داد. زيرا اگر شما 100 پاسخ اشتباه به يك اشتباه بدهيد حاصل آن مي شود 101 اشتباه. فرض كنيد پدر شما در رفتارش كاملا در اشتباه است. آيا برخورد متناسب با اشتباهات او اين است كه مقابله به مثل شود يعني رفتار نامناسبي با او شود؟!
    2- به نظر مي آيد راه حل اساسي اين است كه رفتارهاي او را ريشه يابي كنيد، عوامل گوناگوني ممكن است باعث بروز اين رفتارها باشد كه ما به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
    1- تربيت ناصحيح خانواگي؛ يعني در يك خانواده متخلق به اخلاق انساني و اسلامي رشد نكرده، طبيعي است نبايد از او انتظار داشت كه انساني با شخصيت و رفتارهاي سنجيده باشد .
    2- معاشرت با دوستان و همكاران بد؛ كه در اين صورت بايد به نحوي ارتباط او را با آنها كاهش داد و دوستان مناسب و همكاران خوب جايگزين آنها كرد. 3
    - گاهي اوقات بيماري هاي جسماني يا رواني موجب اختلالات رفتاري مي شود كه در اين صورت بايد با يك روان شناس يا روان پزشك مسأله را به صورت حضوري در ميان گذاشت و با مشاوره از راه دور و از طريق پرسش و پاسخ نمي تواند مسأله را حل كرد.
    4- گاهي اوقات رفتارهاي نامناسب ديگران باعث بروز اين رفتارها مي شود.
    5- گاهي اوقات مشكلات اقتصادي و فشار گراني در بروز چنين رفتارهايي نقش دارد.
    6- بعضي از اوقات نيز برخوردهاي نسنجيده، لج بازي ها و بگو مگوهاي در خانه با او باعث چنين پرخاشگري ها مي شود. در هر حال حل مشكل وقتي ميسر است كه اول مشكل ريشه يابي شود و سپس دنبال راه كارهاي عملي براي حل آن بود.
    7-در پايان باز هم توصيه مي كنيم اگر پدر شما حريم خود را يا حريم خانواده را مي شكنند شما به خودتان حق ندهيد كه به او بي احترامي كنيد زيرا نه تنها مشكلي حل نخواهد شد بلكه حرمت شكني ها عموميت پيدا مي كند و ديگر هيچ حريمي براي خانواده باقي نخواهد ماند. در حالي كه اگر شما با صبر و تحمل اين حريم را حفظ كرديد حداقل يك پناهگاه و يك ديوار از چهارديواري حريم خانه محفوظ مانده و به همان ميزان آسيب پذيري اهل خانواده كمتر خواهد شد.
    8- بنا بر اين نفرين كردن پدر كار درستي نيست و آثار بد و نامطلوبي براي شما در پي دارد . بهتر است به جاي نفرين هدايت و عاقبت بخيري او را از خداوند طلب نماييد .
    9- نا گفته نماند كه هيچ كارو عمل خيري بي پاداش نيست و تحمل اذيت و بد زباني پدرتان موجب ترفيع درجه شما و رشد معنوي و روحي شما مي شود و اين موضوع عاملي براي تربيت روحي و معنوي شما است .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  7. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.18
    نوشته ها
    1,419
    تشکـر
    1,104
    تشکر شده 1,703 بار در 952 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    متشکرم از راهنماییاتون
    اما من واقعا ته دلم میخواستم با داداشم شوخی کنم و همیشه با همدیگه از این مدل شوخیا داریم و پیش همسرای داداشای دیگه ام هم البته
    با اینکه داداشم از من سنش کمتره ولی گاهی زیاد شوخی می کنه و من ازش ناراحت نمیشم خب متقابلا اونم نباید ناراحت بشه
    یه نکته دیگه هم اینکه ایشون پسره و بابام هم مرد هستن قوی تر هستن
    اما من دخترم با یه حرف زودی دلم میشکنه
    من یه عادت بدی هم دارم وقتی از چیزی ناراحت بشم برام سخته که زود فراموشش کنم و باهاش کنار بیام
    بابام دیشب بعد چند ساعت وقتی دید هنوز ناراحتم گفت تو نباید کینه ای باشی حالا یه چیزی گفتم اشتباه کردم
    اگه بابام فقط چند لحظه سکوت می کرد و مداخله نمی کرد بالاخره ما یا درست می کردیم یا نمیکردیم
    این صحبتی هم که فرمودین باید انتظاراتم از بقیه کمتر باشه متین هست و خودم خیلی بهش فکر می کنم
    حالا قبلنا انتظاراتم خیلی بیشتر بود دیدم خیلی اذیت میشم و آسیب میبینم دیگه خودم کمترش کردم و به وضوح دیدم آرامشم چقدر بیشتر میشه
    به نظرم درصد زیادی از این ویژگی های اخلاقی من برمیگرده به کمالگرایی من که گاها باعث آسیب زیادی بهم میشه که جدیدا متوجه شدم نود درصد مشکلاتی که چند سال از زندگیم داشتم به همین خاطر بوده و دنبال حل کردنش هستم...
    درسته شاید بهتر بود جلوی بقیه اینجوری شوخی نمیکردم که انقدر هم اذیت نشم
    اما بهتر نیست بقیه یاد بگیرن تو مسائل دو نفر دیگه مداخله نکنن؟
    اونم با این بیان؟
    آخه میمردی شد حرف....
    انقدر قلبم از حرفش شکسته برای همیشه از ذرت متنفر شدم...
    نمیدونم چجوری دلش اومد جلوی جمع اون حرفو به تک دخترش بزنه
    من اگه فقط خونواده ی خودم بودن انقدر ناراحت نمیشدم
    همیشه هم میگم جلوی بقیه تذکر ندین و نصحیت نکنین و بداخلاقی نکنین
    اما کو گوش شنوا...
    البته من باید انعطاف پذیریم رو بیشتر کنم و بتونم راحت تر با مسائل کنار بیام اما از دیشب
    حس می کنم غرورم خورد شد ، دلم میخواد فقط تنها باشم.



    حرفهای شما متین...همه حرفهای شما درست و پدرتون نباید دخالت میکردند یا چنین حرفی رو میگفتند
    ولی شما قبول دارید پدر شما حتما" سنی از ایشون گذشته و مطمئنا" اون ظرفیت و تحملی که وقتی شما یه دختر 5 ساله بودید رو با الان ندارتد.مسلما" برخوردشون فرق میکنه و اینکه جو رو آرام نگه دارید بیشتر به عهده شماست.

    من تا همین سه چهارسال پیش اگر با پدرم سر موضوعی اختلاف نظر داشتم باید حتما" حرفم رو به کرسی می نشوندم و باعث ناراحتی میشد ولی چند ساله دیگه این کار رو انجام نمیدم هر چی میگن من میگم بله درسته شما درست میگید چشم. هیچ چیزی هم از من کم نمیشه فقط چون میدونم پدرم دیگه مثل قبل جوان نیست و حوصله بحث کردن نداره وظیفه خودم میدونم مراعات کنم.
    مطمئن باشبد پدر شما دوست ندارند بچه هایشان با هم بحث کنند و این هم باز میتونه علت برخورد ایشون بوده باشه و با حتی از جایی ناراحت بودند و این شکلی واکنش نشان دادند و همانطور که شما نوشتید خواستن از دل شما دربیارن.

    شما اگر نمیخواهید پیش بقیه به شما تذکر بدن شما حد رو نگه دارید. دیگران رو نمیتونید تغییر بدید ولی وقتی خود شما تغییر کنید دیگران هم رفتار متفاوتی با شما دارند.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  9. 3 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.24
    نوشته ها
    137
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب خدمت همه ی اعضای محترم
    از دیشب یه مسئله ای برام پیش اومده خیلی بهم ریختم و نمیتونم رو کارام تمرکز کنم برای همین اومدم اینجا کمک بگیرم
    دیشب تو جمع خونوادگی بودیم و همسر داداش بزرگمم خونمون بود
    داداش کوچیکم خسته بود و بهم گفت برامون ذرت بو داده درست کن منم گفتم چون دیشب قرار بود واسم درست کنی و نکردی منم درست نمیکنم
    اونم گفت من رفتم حموم و دیر اومدم و تو هم نبودی کلا یادم رفته
    بعدش از مادرم خواست و منم گفتم مامان هم درست نمیکنه!
    از اینکه شب قبلش واسم درست نکرد ازش دلخور بودم ولی خواستم کمی اذیتش کنم و سر به سرش بذارم ، لحن حرفام یه جورایی جدی و شوخی بود
    دیدم بابام برگشت گفت میمردی تلافی دیشب رو نمیکردی!!!
    تو همه ی 26 سالی که عمر کردم هیچوقت هیچ کسی این حرف رو بهم نزده بود اونم بابام!
    احساس کردم از هفت تا آسمون پرت شدم روی زمین!
    ولی جلوی بقیه خودمو کنترل کردم و با بغض گفتم چرا بمیرم!؟
    گفت خب ازت یه کاری خواست واسش انجام بدی چیزیت نمیشه که
    منم داشتم آتیش می گرفتم از ناراحتی و عصبانیت گفتم من داشتم باهاش شوخی میکردم اگه تو دخالت نمیکردی نمیشد!؟
    بعد هم رفتم
    خیلی قلبم شکست خیلی...
    از وضع ظاهری ام بقیه متوجه عمق ناراحتیم شدن
    بعدش مادرم و داداشم اومدن کلی دلداریم دادن ولی آروم نشدم
    بعدشم که داداشم ذرتارو آماده کرد کلی اصرار کرد برم بخورم منم گفتم بدم میاد میل ندارم
    خلاصه به خاطر بقیه چندتایی برداشتم
    بعدش داداشم به بابام گفت از دست تو قهر کرده که نمیخوره
    منم نخواستم ادامه پیدا کنه چون به زور جلوی اشکامو گرفته بودم
    گفتم از کسی ناراحت نیستم از ذرت بدم میاد همین
    بعدشم اومدم توی اتاق گفتم درس دارم باید به کارام برسم
    اونقدر حالم بد بود همینجوری اشکام بی اختیار میریختن پایین
    بعدش که بابام تازه متوجه شده بود که چقدر دلمو شکسته
    اومد کلی بغل و بوس کرد ولی نتونستم حرفشو فراموش کنم
    مثلا اومده بود از دلم در بیاره میگه من پدرتم تورو از همه ی پسرا بیشتر دوست دارم اگه بهت سیلی هم بزنم نباید به دل بگیری
    حرفش آره درست بود خیلی منو دوست داره ولی چون جلوی زن داداشم اون حرفو بهم زد حس کردم خورد شدم
    میدونه من خیلی حساسم رو این چیزا و رابطه ی زیاد صمیمی هم با زن داداشم ندارم این منو خیلی بیشتر اذیت کرد
    دیشب بعد اینکه بقیه خوابیدن بازم کلی گریه کردم و تا صب نخوابیدم
    حس کردم واقعا مردم! به مادرم هم گفتم اگه به خطر شرمم از خدا نبود مردنمو به بابا نشون میدادم که با چشماش ببینه...
    از دیشب دیدم به پدرم خیلی بد شده ره بار باهام حرف میزنه دلم نمیخوادش
    دیشب قلبم درد گرفت و واقعا حس می کنم آسیب فیزیکی دیده
    من پدرم رو خیلی دوست دارم و همیشه بهش احترام میذارم
    ولی کلا اخلاقش با همه تنده و خیلی رک هست
    وقتی هم بهش میگی چرا اینجوری هستی میگه من سواد ندارم و عصبانیت و بد اخلاقیم دست خودم نیست یه چیزی میگم به کسی بعدش کلی پشیمون میشم
    سوادش در حد ابتدایی هست ولی خب سنی ازش گذشته آدم ازش انتظار داره
    نمیدونم چرا هرکاری می کنم حرفش از ذهنم نمیره
    هر بار یادم میفته بغض می کنم و بهم میریزم

    من دلم نازکه چیکار کنم که اینجوری آسیب پذیر نباشم؟
    از اوناس که دلش نازکه ولی ظاهرش خشن...

    تو فک می کنی فقط خودت داری غصه میخوری؟

    فک می کنی پدرست غصه نمی خوره؟

    شاید اون از همه بیشتر غصه بخوره به خاطر موضوعات مختلف از بچگی تا آینده...

    و همین باعث بشه که حواسش نباشه که چی میگه در لحظه و بعدا پشیمون میشه...

    منم بعضی موقع اینطوری ام و از حرفام پشیمون میشم خیلی...

    شاید تو تا صبح نخوابیدی...

    پدرت خوابیده باشه اما با کابوس

    تو که میدونی پدرت منظوری نداشته... از تو که دلخور نبوده... شاید اعصابش از جای دیگه خرد بوده یا خسته بوده...

    مثلا معلم ما تعریف می کرد خیلی سخته آدم خسته میره خونه بعد بچه ادم نقاشی میکشه میخواد به آدم نشون بده با کلی ذوق و ... اش اما خستگی نمیذاره... شاید در اون لحظه حرف ناخوشایندی هم که بزنه تو ذوق بچه بهش بزنه و ...

    میمردی به معنی مردن که نیست... یه کنایه است...

    مثلا میگن خاک تو سر فلانی... به معنی خاک تو سر که نیست...

    پدرت هم به معنی کنایه استفاده کرده...

    اگه تو بمیری پدرت هم می میره... مطمئن باش اون از تو بیشتر اراحته

    و ...

    بهت پیشنهاد می کنم آهنگ شاه مقصود محسن چاوشی رو گوش کن... تو همین انجمن گذاشته بودم... یه سرچ کن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. 2 کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    حرفهای شما متین...همه حرفهای شما درست و پدرتون نباید دخالت میکردند یا چنین حرفی رو میگفتند
    ولی شما قبول دارید پدر شما حتما" سنی از ایشون گذشته و مطمئنا" اون ظرفیت و تحملی که وقتی شما یه دختر 5 ساله بودید رو با الان ندارتد.مسلما" برخوردشون فرق میکنه و اینکه جو رو آرام نگه دارید بیشتر به عهده شماست.

    من تا همین سه چهارسال پیش اگر با پدرم سر موضوعی اختلاف نظر داشتم باید حتما" حرفم رو به کرسی می نشوندم و باعث ناراحتی میشد ولی چند ساله دیگه این کار رو انجام نمیدم هر چی میگن من میگم بله درسته شما درست میگید چشم. هیچ چیزی هم از من کم نمیشه فقط چون میدونم پدرم دیگه مثل قبل جوان نیست و حوصله بحث کردن نداره وظیفه خودم میدونم مراعات کنم.
    مطمئن باشبد پدر شما دوست ندارند بچه هایشان با هم بحث کنند و این هم باز میتونه علت برخورد ایشون بوده باشه و با حتی از جایی ناراحت بودند و این شکلی واکنش نشان دادند و همانطور که شما نوشتید خواستن از دل شما دربیارن.

    شما اگر نمیخواهید پیش بقیه به شما تذکر بدن شما حد رو نگه دارید. دیگران رو نمیتونید تغییر بدید ولی وقتی خود شما تغییر کنید دیگران هم رفتار متفاوتی با شما دارند.

    بله خیلی متشکر
    من بارها دیدم پدرم با مادرم یا داداشام بداخلاقی کردن و بیشتر تقصیر هم به گردن ایشون بوده
    اما من همیشه وقتی زندگی و شرایط پدرم رو بررسی می کنم میگم بیشتر بد اخلاقی هاش به خاطر شرایطش هست
    پدرم وقتی کودک بودن پدرش رو از دست داده
    و مادرش هم زیاد روی تربیت بچه ها کار نکرده
    جایی میخواستن استخدام شن یا سربازی برن هم نذاشته
    پدرم هم نمیخواسته دلش مادرش رو بشکنه و به همه ی حرفاش گوش کرده
    یعنی در این حد بوده که مادربزرگم نمیذاشته بابام بره مدرسه و گفته لازم نیست
    بابام هم تا چیزی میشه میگه من آموزش ندیدم مثل شماها مدرسه و دانشگاه نرفتم که همه چی رو درست و حسابی یاد بگیرم..!
    من تا حدودی بهش حق میدم از دست دادن پدر تو بچگی، نداشتن یه تکیه گاه امن، شرایط سخت زندگی و ...
    همه ی این ها باعث شده بابام خیلی از وقتا فقط حرف خودش رو میزنه و گاهی بداخلاقی میکنه
    حالا من بهش خورده نمیگیرم و همیشه پیش مادرم و داداشام میگم درکش کنین شاید هر کدوم از ماها هم شرایطش رو داشتیم اینجوری بودیم
    اما دیشب اصلا ازش انتظار نداشتم اون حرفو بهم بزنه
    یه نکته ی دیگه هم هست مادر من یه خانوم خیلی مهربونه دقیقا برعکس بابام!
    مثلا وقتی مادرم به بچه ها ابراز محبت میکنه بابام میگه این لوس بازیا چیه بچه رو باید از قلب دوسش داشت نباید ابراز کرد که لوس بشه..!
    بابام خودشم همیشه میگه من نسبت به برادرام آرومتر هستم و هیچوقت اهل بی احترامی نبودم
    همیشه میگم سیلی هم بزنه بهم نگاهش نمیکنم اما نه جلوی کسی دیگه
    من هم ایرادتی دارم با همه مهربونم و به همه احترام میذارم در مقابل هم همین رو انتظار دارم
    اما از دیشب هر موقع بابام رو میبینم اون کلمه ی لعنتی تو ذهنم تداعی میشه و بغض می کنم و از بابام خیلی ناراحت میشم
    دیشب هم بعد اون حرف میخواست آشتی کنیم گفت دخترم لباسامو میاره برم حموم؟ منم با عصبانیت گفتم نه دخترت مگه نمرده!
    اصلا دست خودم نبود اصلا...
    ویرایش توسط یلدا 25 : 01-27-2017 در ساعت 11:03 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    از اوناس که دلش نازکه ولی ظاهرش خشن...

    تو فک می کنی فقط خودت داری غصه میخوری؟

    فک می کنی پدرست غصه نمی خوره؟

    شاید اون از همه بیشتر غصه بخوره به خاطر موضوعات مختلف از بچگی تا آینده...

    و همین باعث بشه که حواسش نباشه که چی میگه در لحظه و بعدا پشیمون میشه...

    منم بعضی موقع اینطوری ام و از حرفام پشیمون میشم خیلی...

    شاید تو تا صبح نخوابیدی...

    پدرت خوابیده باشه اما با کابوس

    تو که میدونی پدرت منظوری نداشته... از تو که دلخور نبوده... شاید اعصابش از جای دیگه خرد بوده یا خسته بوده...

    مثلا معلم ما تعریف می کرد خیلی سخته آدم خسته میره خونه بعد بچه ادم نقاشی میکشه میخواد به آدم نشون بده با کلی ذوق و ... اش اما خستگی نمیذاره... شاید در اون لحظه حرف ناخوشایندی هم که بزنه تو ذوق بچه بهش بزنه و ...

    میمردی به معنی مردن که نیست... یه کنایه است...

    مثلا میگن خاک تو سر فلانی... به معنی خاک تو سر که نیست...

    پدرت هم به معنی کنایه استفاده کرده...

    اگه تو بمیری پدرت هم می میره... مطمئن باش اون از تو بیشتر اراحته

    و ...

    بهت پیشنهاد می کنم آهنگ شاه مقصود محسن چاوشی رو گوش کن... تو همین انجمن گذاشته بودم... یه سرچ کن.

    متشکرم از راهنماییاتون
    حرفاتون متینه
    اما خب داداشم از من سنش کمتره درسته اون پسره و من دختر
    نه اون دست خودش بوده پسر بشه و نه من برای دختر بودنم
    با اینکه من سه تا داداش دارم و یه دختر هستم پدرم پسر پرسته
    دیشب حس کردم به خاطر اینکه داداشم پسره اون حرفو به من زد!
    اما همیشه قسم میخوره میگه تورو از اونا بیشتر دوست دارم
    ولی نمیدونم چرا این حرفش اونقدر ناراحتم کرده انگاری هیچ خوبی ای در حقم نکرده!
    با نوشتن در باره اش هم اشکم در میاد...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.18
    نوشته ها
    1,419
    تشکـر
    1,104
    تشکر شده 1,703 بار در 952 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    بله خیلی متشکر
    من بارها دیدم پدرم با مادرم یا داداشام بداخلاقی کردن و بیشتر تقصیر هم به گردن ایشون بوده
    اما من همیشه وقتی زندگی و شرایط پدرم رو بررسی می کنم میگم بیشتر بد اخلاقی هاش به خاطر شرایطش هست
    پدرم وقتی کودک بودن پدرش رو از دست داده
    و مادرش هم زیاد روی تربیت بچه ها کار نکرده
    جایی میخواستن استخدام شن یا سربازی برن هم نذاشته
    پدرم هم نمیخواسته دلش مادرش رو بشکنه و به همه ی حرفاش گوش کرده
    یعنی در این حد بوده که مادربزرگم نمیذاشته بابام بره مدرسه و گفته لازم نیست
    بابام هم تا چیزی میشه میگه من آموزش ندیدم مثل شماها مدرسه و دانشگاه نرفتم که همه چی رو درست و حسابی یاد بگیرم..!
    من تا حدودی بهش حق میدم از دست دادن پدر تو بچگی، نداشتن یه تکیه گاه امن، شرایط سخت زندگی و ...
    همه ی این ها باعث شده بابام خیلی از وقتا فقط حرف خودش رو میزنه و گاهی بداخلاقی میکنه
    حالا من بهش خورده نمیگیرم و همیشه پیش مادرم و داداشام میگم درکش کنین شاید هر کدوم از ماها هم شرایطش رو داشتیم اینجوری بودیم
    اما دیشب اصلا ازش انتظار نداشتم اون حرفو بهم بزنه
    یه نکته ی دیگه هم هست مادر من یه خانوم خیلی مهربونه دقیقا برعکس بابام!
    مثلا وقتی مادرم به بچه ها ابراز محبت میکنه بابام میگه این لوس بازیا چیه بچه رو باید از قلب دوسش داشت نباید ابراز کرد که لوس بشه..!
    بابام خودشم همیشه میگه من نسبت به برادرام آرومتر هستم و هیچوقت اهل بی احترامی نبودم
    همیشه میگم سیلی هم بزنه بهم نگاهش نمیکنم اما نه جلوی کسی دیگه
    من هم ایرادتی دارم با همه مهربونم و به همه احترام میذارم در مقابل هم همین رو انتظار دارم
    اما از دیشب هر موقع بابام رو میبینم اون کلمه ی لعنتی تو ذهنم تداعی میشه و بغض می کنم و از بابام خیلی ناراحت میشم
    دیشب هم بعد اون حرف میخواست آشتی کنیم گفت دخترم لباسامو میاره برم حموم؟ منم با عصبانیت گفتم نه دخترت مگه نمرده!
    اصلا دست خودم نبود ا


    خواهش میکنم
    ما از پدر و مادرهایمان انتظار داریم همیشه کامل باشند هیچوقت خسته نشن همیشه شاد باشن بیمار نشن سرحال باشن از ما ناراحت نشن هیچوقت عصبانی نشن و .... ولی آنها هم انسان هستند مثل ما و با شرایطی سخت تر از ما.
    این موضوع رو درک نمیکنیم تا وقتی که خود ما بچه داربشیم .اون موقع هم باز درست درک نمیکنیم آرام آرام که بچه های ما بزرگ میشن تازه متوجه میشیم چه خبره و پدر و مادر یعنی چی.
    خودم پدر هستم ممکنه با بچه ام اوقات تلخی کنم با هر چیزی ولی حاضرم هزار بار بمیرم و زنده بشم اما خم به ابروی یچه ام نیاد
    شک نکنید پدر شما هم به این اندازه به شما علاقه دارند و علاقه و اخلاق و رفتار و... کاری به سواد و بی سوادی نداره
    علاقه به بچه به خانواده به زندگی سواد عاطفی میخواد که پدر شما دارند و بابتش خدا رو شکر کنید
    ویرایش توسط siavash_en : 01-27-2017 در ساعت 10:44 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  16. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    189
    تشکـر
    176
    تشکر شده 96 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    عزیزم پدر و مادر فرشته های خدا روی زمینن آدمایی که پدر و مادرشون رو از دست میدن میگن کاش نمیرفتی کاش بودی اخلاق بدتو تحمل میکردم ولی کاش نمیرفتی شاکر خدا باش که سایه این فرشته ها بالا سرته اگه دلتو شکستن به روشون نیار که شرمنده بشن خودت با خدا خلوت کن همیشه بهشون لبخند بزن اینجوری محبت توی خونه زیاد میشه ما جوونای امروزی خیلی حساس و زودرنج شدیم ناراحت نباش گلم برو پدرتو ببوس و باهاش آشتی کن .

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. کاربران زیر از zeinab1990 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    خواهش میکنم
    ما از پدر و مادرهایمان انتظار داریم همیشه کامل باشند هیچوقت خسته نشن همیشه شاد باشن بیمار نشن سرحال باشن از ما ناراحت نشن هیچوقت عصبانی نشن و .... ولی آنها هم انسان هستند مثل ما و با شرایطی سخت تر از ما.
    این موضوع رو درک نمیکنیم تا وقتی که خود ما بچه داربشیم .اون موقع هم باز درست درک نمیکنیم آرام آرام که بچه های ما بزرگ میشن تازه متوجه میشیم چه خبره و پدر و مادر یعنی چی.
    خودم پدر هستم ممکنه با بچه ام اوقات تلخی کنم با هر چیزی ولی حاضرم هزار بار بمیرم و زنده بشم اما خم به ابروی یچه ام نیاد
    شک نکنید پدر شما هم به این اندازه به شما علاقه دارند و علاقه و اخلاق و رفتار و... کاری به سواد و بی سوادی نداره
    علاقه به بچه به خانواده به زندگی سواد عاطفی میخواد که پدر شما دارند و بابتش خدا رو شکر کنید

    متشکرم بابت حرفاتون
    من هم میدونم و بارها به پدرم دلداری میدم دلم میخواد براش بهترین باشم
    دوس دارم خار تو چشمم بره ولی تو تو پای پدرمادرم نره
    همیشه میگم از خدا میخوام از عمر من کم کنه به عمر پدرمادرم اضافه کنه
    اما خب به خاطر بعضی وقتا که ازشون انتظار درک بیشتر داشتم و برآورده نکردن این موقع ها که دلم میشکنه همه ی اون ها تو ذهنم میاد
    من دوست دارم همیشه محکم باشم ولی نمیدونم چرا زود بهم میریزم و دیر آروم میشم
    حتی از پدرم
    البته این رو هم عرض کنم
    همیشه همه ی تلاشم این بوده که بهشون احترام بذارم دلشونو نشکنم واسشون بهترین باشم
    همیشه هم میگم بعد از خدا بهترین پشتوانه ی آدم خونواده اش هست و با هیچ دوستی اهل درددل نبودم و نیستم
    واسه همینه که انتظارام از خونواده ام زیاده.
    افراد کمالگرا این ویژگی ها رو دارن که همیشه انتظار دارن همه چیز بهترین و کامل و اوکی باشه
    خودم هم خیلی آسیب میبینم به خاطر این چیزا
    حرف شما کاملا متین هست خیلی وقته دارم خودم رو تغییر میدم
    اگه اون واژه رو به اون صراحت نمیگفت اونقدر من ناراحت نمیشدم
    یا اگه هم مهمون نبود باز یه چیزی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط zeinab1990 نمایش پست ها
    عزیزم پدر و مادر فرشته های خدا روی زمینن آدمایی که پدر و مادرشون رو از دست میدن میگن کاش نمیرفتی کاش بودی اخلاق بدتو تحمل میکردم ولی کاش نمیرفتی شاکر خدا باش که سایه این فرشته ها بالا سرته اگه دلتو شکستن به روشون نیار که شرمنده بشن خودت با خدا خلوت کن همیشه بهشون لبخند بزن اینجوری محبت توی خونه زیاد میشه ما جوونای امروزی خیلی حساس و زودرنج شدیم ناراحت نباش گلم برو پدرتو ببوس و باهاش آشتی کن .

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk

    بله دوست عزیزم همینطوره
    اما خب ماها هم حساسیم کمی باید اونا کوتاه بیان و یه مقدار هم ما
    من از نصیحت کردن ، انتقاد کردن تند، و عصبانیت جلوی مهمون و بقیه خیلی ناراحت میشم و خونواده ام هم میدونن البته همه ناراحت میشن نه فقط من
    واسه همینه که انتظار این حرف رو نداشتم.
    یه مقدار هم حس می کنم من کمی لجباز هستم و مسائل رو زیاد سخت میگیرم و دیر فراموش می کنم اشتباهات بقیه رو...
    راستش دلم میخواد ولی من روم نمیشه برم بوسش کنم... البته همیشه دوس دارم دستاشو بوس کنم اما این خجالت نمیذاره نمیدونم چیکار کنم..!
    خودش دیشب اومد باهام آشتی کرد دستامو بوس کرد و بغلم کرد و بوس کرد ولی من بوسش نکردم خیلی ناراحت بودم
    امشب هم صدام کرد نگفتم بله گفتم جانم
    موقع شام هم واسش غذا کشیدم داداشم گفت پدر و دختر با هم چه خوبن...
    من به اندازه ی جونم پدرمادرمو دوس دارم ولی خب اخلاقم حساسه باید اون ها هم منو درک کنن.
    بارها بهشون میگم وقتی خودمون هستیم هر چی دلتون میخواد بگین ولی جلوی مهمون و تو جمع حرفی نزنین که حرمت ها آسیب نبینه و غرور آدم له نشه.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 01-27-2017 در ساعت 11:22 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.24
    نوشته ها
    137
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    متشکرم از راهنماییاتون
    حرفاتون متینه
    اما خب داداشم از من سنش کمتره درسته اون پسره و من دختر
    نه اون دست خودش بوده پسر بشه و نه من برای دختر بودنم
    با اینکه من سه تا داداش دارم و یه دختر هستم پدرم پسر پرسته
    دیشب حس کردم به خاطر اینکه داداشم پسره اون حرفو به من زد!
    اما همیشه قسم میخوره میگه تورو از اونا بیشتر دوست دارم
    ولی نمیدونم چرا این حرفش اونقدر ناراحتم کرده انگاری هیچ خوبی ای در حقم نکرده!
    با نوشتن در باره اش هم اشکم در میاد...

    همونطور که جناب سیاوش گفتن از شما انتظار بیشتری داشته حتما و اون لحظه هم عصبی بوده و... تازه داداشتون سنش کمتر بوده... ولی بنظرم خسته بوده یه چیزی گفته و الآن هم خیلی خیلی پشیمونه...

    اگه یه مرد پسر پرست هم باشه وقتی دخترش بزرگ شد پسرش هم بزرگ شد... میفهمه باید دختر پرست باشه... وقتی پدرت میگه تو رو از اونا بیشتر دوست دارم داره راست میگه...
    ویرایش توسط کاربر انجمن : 01-27-2017 در ساعت 11:41 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. 3 کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    همونطور که جناب سیاوش گفتن از شما انتظار بیشتری داشته حتما و اون لحظه هم عصبی بوده و... تازه داداشتون سنش کمتر بوده... ولی بنظرم خسته بوده یه چیزی گفته و الآن هم خیلی خیلی پشیمونه...

    اگه یه مرد پسر پرست هم باشه وقتی دخترش بزرگ شد پسرش هم بزرگ شد... میفهمه باید دختر پرست باشه... وقتی پدرت میگه تو رو از اونا بیشتر دوست دارم داره راست میگه...
    متشکرم
    اما خب من هم احساس دارم اون موقع زیاد به این فکر نبودم بر اساس عقلم تصمیم بگیرم یا احساسم
    بعدشم دل که این چیزا حالیش نیست
    دیشب دو تا درس یاد گرفتم
    یکی اینکه یه حرف خیلی قدرتمنده و میتونه یه قلب رو بشکنه البته قبلا هم دیده بودم
    و دیگه اینکه سکوت گاهی خیلی خیلی خوبه و میتونه جلوی طوفانی از غم و شکستن یه دل رو بگیره.

    به قول مرحوم حسین پناهی دست بشکنه...پا بشکنه اما دل نشکنه.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 01-27-2017 در ساعت 11:56 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  25. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.12
    نوشته ها
    5,270
    تشکـر
    6,024
    تشکر شده 6,168 بار در 2,945 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    سلام
    یلداجان حرفات را میخونم حس میکنم خودم نوشتم چون دقیقا همچیت مثله خودمه تقریبا.
    خواهری من بابا منم عاشق منه
    تا مجرد بودم بااینکه عاشقش بودم بخاطره همین حرکتهایی ک خودت گفتی و خیلی برام پیش اومد زود بهم برمیخورد و زود گریه میکردم و تا ی ماه با بابام حرف نمیزدم چقدر نازم میکشید اما دلم ازش میشکست.
    عزیزدلم وقتی ازدواج کنی میفهمی واقعا عشق بابات تکه.هیچکس تو دنیا بیشتر از بابات عاشقت نیست و بیشتر از اون از غم تو کمرش نمیشکنه.
    عزیزم ما تک دخترها برای باباهامون ی معجزه هستیم من اینو با عمق وجودم درک کردم و دیدم.
    باباها دختری هستن.
    به بابات بگو دوست ندارم پیش زن داداشام باهام اینجوری شوخی کنی چون دلم میشکنه.مطمین باش دیگه نمیکنه
    میدونی اون لحظه چی میگه؟!!
    میگه غلط میکنه اونی ک بخواد با دخترم اینجوری حرف بزنه.باهات شوخی کردم دختربابا...

    یا علی مدد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  27. کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.36
    نوشته ها
    5,167
    تشکـر
    580
    تشکر شده 2,950 بار در 1,642 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    راهنمایی را دوستان میکنن

    ولی اینو یادت نره خیلی ها هستن هم سن و سال تو که دوست دارن کل عمرشون را بدن

    ولی همین بابا بداخلاقه را داشته باشن ولو فقط واسه یه روز
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    سلام
    یلداجان حرفات را میخونم حس میکنم خودم نوشتم چون دقیقا همچیت مثله خودمه تقریبا.
    خواهری من بابا منم عاشق منه
    تا مجرد بودم بااینکه عاشقش بودم بخاطره همین حرکتهایی ک خودت گفتی و خیلی برام پیش اومد زود بهم برمیخورد و زود گریه میکردم و تا ی ماه با بابام حرف نمیزدم چقدر نازم میکشید اما دلم ازش میشکست.
    عزیزدلم وقتی ازدواج کنی میفهمی واقعا عشق بابات تکه.هیچکس تو دنیا بیشتر از بابات عاشقت نیست و بیشتر از اون از غم تو کمرش نمیشکنه.
    عزیزم ما تک دخترها برای باباهامون ی معجزه هستیم من اینو با عمق وجودم درک کردم و دیدم.
    باباها دختری هستن.
    به بابات بگو دوست ندارم پیش زن داداشام باهام اینجوری شوخی کنی چون دلم میشکنه.مطمین باش دیگه نمیکنه
    میدونی اون لحظه چی میگه؟!!
    میگه غلط میکنه اونی ک بخواد با دخترم اینجوری حرف بزنه.باهات شوخی کردم دختربابا...

    یا علی مدد

    سلام عزیزم
    جالبه ، زنده باشین
    حرفاتون متینه گلم ولی خب راستش خودت میدونی که وقتی دل بشکنه چقدر سخته
    اگه زن داداشم نبود خیلی کمتر اذیت میشدم
    باور کن عزیزم من بهشم قبلا گفتم وقتی جمع خونوادگی خودمون هست هر چیزی میگی اشکالی نداره ولی وقتی بقیه هستن خب مراعات کن
    چند وقت پیش هم رفته بودیم بیرون ازم عصبانی شد جلوی زن داداشام
    اونم از دیشب
    از خودم هم تعجب می کنم این همه ناراحت شدم
    وقتایی بوده که بهش نیاز داشتم تنهام نذاشته
    چند سال پیش من یه مدت حالم خوب نبود
    یه شب خیلی کلافه بودم و خوابم نمیبرد
    دلم گرفته بود و زدم زیر گریه
    بعد بابام پرسید که چی شده منم گفتم خوابم نمیبره
    گفت بیا پیش خودم بخواب خوابت میبره
    اولش روم نشد ولی چون حالم خوب نبود رفتم
    عین بچگیام بغلم کرد و سعی کرد آرومم کنه
    از بوی تنش و آغوشش لذت میبردم و آروم شدم
    اون شب رو همیشه یادمه
    اما امان از دل شکستن...
    متشکرم عزیزم بابت حرفای خوبتون.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  31. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    2,190
    تشکـر
    2,197
    تشکر شده 1,276 بار در 933 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    راهنمایی را دوستان میکنن

    ولی اینو یادت نره خیلی ها هستن هم سن و سال تو که دوست دارن کل عمرشون را بدن

    ولی همین بابا بداخلاقه را داشته باشن ولو فقط واسه یه روز

    متشکرم
    بله حرفتون متینه
    خودم هم خیلی بهش فکر کردم میدونم پدرمادر خیلی پیش خدا عزیزن
    به خدا من حاضرم براشون جونمو بدم ولی خب گاهی دلم میشکنه و کمی زمان میبره که درست بشه
    من همیشه میگم دنیا ارزش دل شکستن نداره
    تا وقتی کنار همدیگه هستیم باید قدر همو بدونیم.
    پدرم قبلا یه دختر دیگه داشته که از دستش داده و خیلی اذیت شده
    به این خاطر خیلی منو دوست داره منم چون ازش انتظار این حرف رو نداشتم انقدر ناراحت شدم
    یه جمله هست میگه همیشه بیشترین آسیب رو از کسی که بهت نزدیکترین هست میخوری به نظرم درست گفتن...

    عمر آدم ها دست خداست اما باید درک کنیم دنیا محل گذره
    یه حرف میتونه زندگی کسی رو نابود کنه و یا برعکس یه حرف خوب میتونه به کسی امید و زندگی دوباره بده
    حرف ها خیلی قدرتمندن باید بدونیم چجوری ازشون استفاده کنیم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  33. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.18
    نوشته ها
    1,419
    تشکـر
    1,104
    تشکر شده 1,703 بار در 952 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    بلدا خانم سخت نگیرید پدر هستند.نمیدونم شاید هم برای یه دختر هضم این موضوع سخت تر باشه
    چند سال قبل فرم اهدای عضو رو پر کرده بودم یک روز رفتم خانه پدرم و بین صحبت ها به پدرم گفتم راستی فرم اهدای عضو پر کردم
    بماند که اون روز رو ناهار نخوردند و فردایش مادرم به من تلفن زدند که به پدرت چی گفتی همه دیروز رو غذا نخورده و شب تا صبح بیدار بوده و گفته نکنه اتفاقی واسش پیش بیاد یعنی چی میخواد بشه که همچین کاری کرده.
    مجبور شدم برم و با حرف توضیح بدم چیزی نمیشه و خیلی ها انجام میدن و... ایشون روی حرفشون مصر و عصبانی .... چرا الان؟ میذاشتی می مردی بعد فرم پر میکردی حالا همه مسائلت حل شده این یکی مونده؟
    خوب منم باید ناراحت بشم از پدرم؟ خندم گرفت صورتشون رو بوسیدم. همچین پدری رو که شب تا صبح بخاطر یه حرف من این شکلی بی تابی میکنه رو والا توی گوشم بزنه چیزی نمیگم.
    سعی کنید بر روی حرفهای ناخوشایند عزیزانتون زیاد تمرکز نکنید و بگذرید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  34. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  35. Top | #20

    دلنوشته کاربر
    حال دلم مثله هوای پاییز ناپایداره
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    59
    تشکـر
    18
    تشکر شده 39 بار در 23 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : برخورد درست با پدر بداخلاق

    بنظرم حرفشون انقدی بزرگ نیست که شما بزرگش میکنی
    مشکله اغلب ما اینه همیشه از چیزای کوچیک هم مشکلات بزرگ میسازیم و این باعث میشه همیشه مورد ناراحتی و دل شکستگی و آزرده خاطر شیم.دوست عزیزم اصلا تعبیری درستی از پدر بد اخلاق نداری، پدر بد اخلاق کسیه که بدن دخترش یه جای سالم رو بدنش نداشته باشه،پدر بداخلاق کسیه که صدای خنده تو خونش نپیچه،پدر بداخلاق کسیه که روی خوش زندگیو از بچاش دریغ کنه و...
    رک و تند ب.دن باباتو بذار پای شخصیت جدی که داره نه اخلاق بدش، رک بودن خصوصیتیه که از قدیم داشته و عوض شدنی نیس، تند بودنشم بذار پای اینکه دیگه سن و سالی ازشون گذشته کمتر حوصله جرو بحثای بچگونه شماهارو دارن، والا من از این بدترشو بابام وقتی جوش میاره بهم میگه، منم میشکنه دلم و گریه میکنم،ممکنه چندروز غذا نخورم و بابام بیاد ازم معذرت خواهی کنه و بغلم کنه ببره سرسفره غذا بذاره دهنم، ولی اینا هیچوقت باعث نمیشه من بگم بابام بداخلاقه چجوری باهاش کنار بیام، یا ازش دلخور باشم، شمام وقتی میبینین باباتون پا به کهولت سن گذاشتن سعی کنین رفتاری در خور سنتون جلوشون انجام بدین نه درخور یه دختربچه5ساله لجباز.قدر پدرو مادرتونو بدونین، اینم بگم احترام به والدین واجبه حتی اگه خدای نکرده بد باشن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ما بــــــــــــــــــــــــ ـــاید

    بسازیم دنیامونو

    یــــــــــــــــــــــــ ه نــــــــفـــــــــــــره

  36. کاربران زیر از fazi0315 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مقایسه هاست لینوکس با هاست ویندوز
    توسط bety10 در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-11-2015, 12:08 PM
  2. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
    توسط prv در انجمن گپ خودمانی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 05-13-2015, 11:44 PM
  3. یک آزمایش روانشاسی/ تا اطلاع ثانوی ماست سیاه است!
    توسط farokh در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-03-2014, 08:41 AM
  4. چگونگی حمایت از کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست
    توسط R e z a در انجمن روانشناسی کودک و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-30-2013, 12:43 AM
  5. شکست پُلی است برای پیروزی؟
    توسط R e z a در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-20-2013, 05:25 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
برخورد گشت ارشاد,  برخورد با همسر,  برخورد قطار,  برخورد نزدیک ازنوع سوم,  برخورد با خیانت شوهر,  برخورد با تمسخر دیگران,  برخورد با زن عصبی,  برخورد با خواهر شوهر حسود,  برخورد قطار تهران مشهد,  برخورد قطار در سمنان,  برخورد درست با همسر,  برخورد درست با دیگران,  برخورد درست با مردان,  برخورد درست با کودک لجباز,  برخورد درست با نوجوان,  برخورد درست با مردها,  برخورد درست با شوهر,  برخورد درست با دوست پسر,  برخورد درست با خیانت شوهر,  برخورد درست,  فراموش,  فراموش كردن رمز اپل ايدي,  فراموش كردن پسورد اينستاگرام,  فراموشم نکن,  فراموش كردن پسورد اپل ايدي,  فراموش كردن عشق يك طرفه,  فراموش كردن رمز اينستاگرام,  فراموش كردن پسورد جيميل,  فراموش كردن رمز گوشي سامسونگ گلکسی,  فراموش كردن پسورد مودم tp-link,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید