مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 38

موضوع: بی حوصلگی

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    در لحظه زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6176
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    98
    تشکر شده 76 بار در 44 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط babak نمایش پست ها
    خب الینا خانوم (اگه اسمتون باشه البته )در واقع شما با شوهرت مشکلی نداری که هیچ خیلی هم با هم خوبید طبق گفته های خودتون ، شما از جای دیگه ای تحت فشار هستید و چون در محل زندگیتون کسی نیست که تسکین دهنده شما باشه ناخود آگاه شما حریم امن خودتون رو بودن با همسرتون قرار دادید و اینقدر این موضوع برای شما مهم شده که حتی پنج دقیقه هم دیر اومدنش برای شما سخته ولی چند نکته رو به یاد داشته باشید اول اینکه شوهر شما هم از لحاظ کاری با مدت فوق العاده زیاد خودش به نحوی زیر بار فشار کار هست و هر چقدر هم که شما رو درک کنه ولی باز اون هم تا حدودی به یه آرامش نسبی نیاز داره و ممکنه مشکل خواهرتون روی زندگی شما نه در حال بلکه در آینده هم تاثیر بذاره ..نکته دوم که نکته مثبت ماجراست این وضعیت یه روز شمار داره دی ماه که هر روز داره به اون زمان نزدیک تر میشه و خودش آرامش بخشه شما تصور کن اگه با یه شرایط مشابه مث شما قرار بود مثل من چهار سال عقد کرده باشید چی میشد ؟؟نکته سوم شما بین خجالت و فشار روانی شدید به نظر من خجالت رو کمی کنار بذارید و بیشتر به خونه همسرتون برید بهتره البته با رعایت همه جوانب که خودتون گفتید حداقل فشار کمتری رو تحمل میکنید ..درباره مادرتون هم باید بگم بحث مادر شما نیست همه مادرها از آشفتگی و از هم پاشیدگی زندگی دخترانشون به شدت میترسن مثلا من شخصی رو از نزدیکانم دیدم که دخترشون صاحب فرزند دوم ناخواسته شده و داماد راضی نبوده به بچه دوم دختر هم راضی نبوده ولی مادرزنه برای اینکه نکنه زندگیشون خراب بشه(که نمیشد) بچه اول رو رسما آورد خونشون بزرگ کرد با وجود مخالفت تمام اعضای خانواده درسته که فرق گذاشتن مادر برای فرزند به صورت ذاتی ناخوشاینده و حرف شما قابل قبول ولی شما باید این نکته رو هم در نظر بگیری که باید دید مادرتون در شرایط مشابه چه عکس العملی داره در حالی که شما شرایطتون اصلا مشابه نیست یه جورائی مادرتون از جانب شما دغدغه فکری نداره تمام تمرکزش رو هر چند به اشتباه روی درست کردن زندگی خواهرتون از راه اشتباهی گذاشته در ضمن در همچین خانواده ای پدر میتونه نقش بسزائی داشته باشه در کنترل شرایط که احتمالا اون هم هم تحت تاثیر خراب نشدن زندگی خواهرتون و هم تحت فشار مادرتون علی الحساب عکس العملی از خودش نشون نمیده ..اما در نهایت با توصیف کامل شما از شرایط ،شما باید تا جائی که میشه شرایط رو برای خودت راحت کنی همون کمتر برخورد کردن خوبه که کمتر رفتارهاشونو ببینی ، رفتارهای مادرتون رو تبعییض ندونی عکس العملهای هر چند نا عاقلانه مادرانه بدونی ، دیگه با این همه فشار واسه چند دقیقه این ور اون ور شوهرتون که خودش به اندازه کافی خسته از امورات روزمره است ناراحت نکنی ،به روزهای آینده که در حال اومدنه و دیر نیست و همیشه امید آرامش بخشه فکر کنی ..در ضمن یه بار بعنوان کسی که از بیرون به ماجرا نگاه میکنه باش مث من که الان دارم به موردت نگاه میکنم من به هیچ عنوان راضی نبودم جای خواهرت با این همه حمایت مادرت باشم و صد البته ترجیح میدادم اگه قرار از بین تو و خواهرت جای یکی از شما دوتا بودم جای شما باشم موفق باشی
    وای چهار سال عقد!!!!!!!!!!!!!! من دق میکنم.دوران عقد بستگی دوران خوبی نیست آدم همش معلقه. واقعا چه صبر و حوصله ای شما و خانومتون داشتید!شما دقیقا وضعیت منو متوجه شدید فکر نمیکردم کسی از رو نوشته هام بتونه وضعیت منو درک کنه. این مثالی که زدید واقعا آرومم کرد. شما نمیدونید من قبل از ازدواج خواهرم حتی کوچیکترین بحثی با مامانم نداشتم ولی الان تو خونه همش دغدغه خواهرمه.مادرم تو این یه سال اندازه 5 سال پیر شد از دست این خواهر لوس من.خودم میدونم بیشتر این مشکلات زیر سر اونه بس که لوسه میگه زمین و زمان کارشون ول کنن و فقط به من توجه کنن انقدم از خود راضیه که نگو تا حالا ندیدم تو خونه یه لیوان از رو زمین برداره یا یه بشقاب بشوره همیشه ام شکایت داره و ناراضیه! خیلی دوسش دارم خواهرمه ولی باورتون نمیشه دارم لحظه شماری میکنم عروسی کنه بره بلکه روزی دو ساعت کمتر ببینمش وقتی این دو تا تو خونه نباشن یه آرامشی بر پاس که نگو.طفلی بابام هر سری به مامانم اعتراض کنه تا دو هفته شام و ناهار تعطیل هیچی باید بره رو کاناپه بخوابه!خوب من تو این چهار ماه خیلی افسرده میشم دنبال یه راهکار میگردم وقتمو پر کنم.خیلی ممنون که انقد با توجه پستام خوندید و جواب دادید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    12.16
    نوشته ها
    12,830
    تشکـر
    10,097
    تشکر شده 12,943 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    سلام عزیزم

    الینا زیادی حساسی خب مرد هستش موقعیت کاریش اینجوری نمیتونه. که ساعتشو تغیر بده.


    شما. خودتو به کارای دیگه مشغول کن این همه کلاس ورزش یا با دوستاتون قرار بزارید عصرا. پیاده روی کنید. همین خودش. سرگرم. کنندست که وقت. بگذره.

    خلی چیز ها هست که وقتا بگذره

    زن. ارامش و امنیت یه خونه هستش
    شوهرت گناه. داره بیچاره ساعت 11میاد خسته هستش شوما باهاش دعوا میکنید. عصبانی تر میشه. به جای دعوا بهش ارامش بدید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  3. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    12.16
    نوشته ها
    12,830
    تشکـر
    10,097
    تشکر شده 12,943 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    سلام عزیزم

    الینا زیادی حساسی خب مرد هستش موقعیت کاریش اینجوری نمیتونه. که ساعتشو تغیر بده.


    شما. خودتو به کارای دیگه مشغول کن این همه کلاس ورزش یا با دوستاتون قرار بزارید عصرا. پیاده روی کنید. همین خودش. سرگرم. کنندست که وقت. بگذره.

    خلی چیز ها هست که وقتا بگذره

    زن. ارامش و امنیت یه خونه هستش
    شوهرت گناه. داره بیچاره ساعت 11میاد خسته هستش شوما باهاش دعوا میکنید. عصبانی تر میشه. به جای دعوا بهش ارامش بدید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  4. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    12.16
    نوشته ها
    12,830
    تشکـر
    10,097
    تشکر شده 12,943 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    دوست عزیز فک نمیکنی 4سال خلییییی مدت زیادی واسه عقد؟؟؟؟؟

    اصلا این روزا بیندعقد و عروسی فاصله بیافته بدون شک اختلافاتی به دنبال داره. و خلیییییی ها به طلاق کشیده میشه.

    من خودم به شخصه میگم. عقد کردم یه هفته حدددداقل بعدش عروسی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  5. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    چشمم اگر خطا کند دل که خطا نمیکند
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6064
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    190
    تشکـر
    32
    تشکر شده 196 بار در 82 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    دوست عزیز فک نمیکنی 4سال خلییییی مدت زیادی واسه عقد؟؟؟؟؟

    اصلا این روزا بیندعقد و عروسی فاصله بیافته بدون شک اختلافاتی به دنبال داره. و خلیییییی ها به طلاق کشیده میشه.

    من خودم به شخصه میگم. عقد کردم یه هفته حدددداقل بعدش عروسی

    البته این دوستمون چهار سال عقد نبودن من بودم ..خب ببین پریماه خانوم گاهی شرایطی پیش میاد که آدمها رو مجبور میکنه ..مثلا برای روشن شدن هم ذهن شما هم الینا این رو میگم ..من دختر همسایمون رو هشت سال میخواستم ولی به خاطر روابط شدید خانوادگی و شرایط اعتقادی و مذهبی حرفی نزدم در ضمن هم سن هم بودیم ..تا اینکه بزرگ شدیم و آروم آروم شروع شد به خواستگار اومدن براش که یکیشون شرایط خوب و قدری داشت ..دیگه ما دل رو زدیم به دریا و برای پدرم همه چیزو گفتم ..اون هم استقبال کرد و ما به خواستگاری رفتیم من دانشجو بودم ، سربازی هم نرفته بودم و شغل هم نداشتم ..ولی خب نمیشد دیگه دست دست هم کرد تنها نکته مثبتی که من نسبت به سایر خواستگارهاش داشتم این بود که من رو تقریبا بزرگ کرده بودن و کاملا روی من و سلامت اخلاق و رفتار من آگاهی داشتند (که البته تو شرایط امروزی زندگی فوق العاده مهمه ) پدر من خواست که اونها دخترشون رو نگه دارن تا من بعد از درسم برم سربازی که البته اونها هم حرف منطقی زدن ..گفتن پسر شما درسش تموم شد و رفت سربازی و برگشت گفت دختر شما رو نمیخوام ما هم روی دخترمون اسم گذاشتیم هم از سن ازدواجش گذشته هم پسر شما نمیخوادش ..اصلا اینجوری نه پسر شما درسش تموم شد رفت سربازی اومد دختر ما گفت من اینو نمیخوام اون موقع باید چه کار کرد ؟؟بهتره که عقد کنن و در نهایت اینجوری منتظر هم باشن ..این شد که ما یه دوره عقد چهارساله فوق العاده سخت رو گذروندیم ولی الان هم هشت ساله که ازدواج کریم و این دوازه ده سال رو گذروندیم البته سخت بوده خیلی ..ولی هر سختی ناراحت کننده نیست مثلا سختیهایی که شما در راه پزشک شدن میکشی نتیجه کار مهمه ..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی خدا کاری برات انجام میده تو به توانائی های خدا اطمینان داری و هنگامی که کاری برات انجام نمیده خدا به توانائی های تو اطمینان داره ....
    .................................................. ...............
    1- برای تشکر از پست مورد نظرتون از کلید تشکر استفاده کنید (سپاس نشانه قدرشناسی شماست )
    2- برای متوجه شدن کاربر از ادامه داشتن بحث پست مورد نظر رو نقل قول بگیرید
    3- جداً از دادن جوابهای طنز و مسخره کردن کاربر و یا دادن جوابهای بدون تفکر حاوی مطالبی همراه با شدت عمل پرهیز کنید ..

  6. 2 کاربران زیر از babak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    دشمنان خود را دوست بدارید ، زیرا بهترین جنبه های شما را به نمایش میگذارند. فردریش نیچه
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6226
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    59
    تشکـر
    13
    تشکر شده 37 بار در 27 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    سلام به الینای دوست داشتنی
    دوست خوب من چرا بخاطر فشار روحی که خواهر و شوهر خواهرت بهت تحمیل میکنن زندگی نامزدتو که خودت هم یاداوری کردی که خیلی ادم خوبیه رو خراب میکنی؟
    ببین عزیزم بذار باهات راحت باشم اعصاب خوردیایی که از اون دوتا داری و به بهونه دیر کردن سر همسرت خالی میکنی میتونه زندگی قشنگتو از هم بپاشه
    ما خانوما ساده دلخور میشیم و ساده از دلمون درمیاد
    ولی اگر مردی کینه بدل بگیره پاک کردن این کینه از ذهنش میتونه خیلی گرون تموم شه
    یه قرار بذار با همسرت یجای دنج یه فکر اروم ترجیحا چند ساعت مرخصی بگیر واسه عشقتون
    بگو بهش که دلت میخواد بیشتر باهم باشین حتی 5مین
    بگو بهش که دوسش داری
    و هرچی که میتونه اونو مصمم تر کنه که حتی5 مین هم ازت دور نباشه
    شرایط خواهرت رو نگو ولی بگو که کمی اعصاب خوردی داری
    تا خدایی نکرده دل چرکین نشه ازت خانومی
    زندگیت شاد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.14
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط الینا نمایش پست ها
    منم همه اینارو به مامان توضیح دادم قبول که نمیکنه هیچی انقد ضعف اعصاب گرفته سریع میزنه زیر گریه که تو نمیزاری من کارمو بکنم, من یه چیزی میفهمم تو نمیفهمی, دعواها تقصیر خواهر تو من برای اینکه اینا از هم جدا نشن این کارا رو میکنم و ...
    تصور کن من با این اعصاب داغون چند وقت یه بار باید شاهد این صحنه باشم.البته خیلی اززندگیم راضیم خیلی خوشحالم تا وقتی که این دو تا عامل فساد رو نبینم! فقط رو اعصاب آدم پیاده روی میکنن.
    نامزدم اتاق مجزا هم داره ولی خوب من روم نمیشه برم خونشون ماهی یه بار شاید پیش بیاد بریم تو اتاقش تنها باشیم.خونه مادرشوهرم که هفته ای یه شب شام میرم سر میزنم بهشون.
    به عقیده من یه سری چیزا باید رعایت بشه به همین خاطر زیاد خونشون نمیرم.
    عزيزم خب بايد براي شما هم رعايت بشه به نظر من اصلا درست نيست تو دوران نامزدي خونه طرفين بريد مخصوصا اينكه دوماداتون خونه شما ميمونن خب بايد اينم رعايت بشه ديگه .خب الان جدا شن بهتر اينه كه فردا كه ميرن زير يه سقف جداشن . البته ميگن زنو شوهر دعوا كنن ......مادرت سخت داره اشتباه فكر ميكنه چون فكر ميكنه ميتونه نجات بده زندگي خواهرتو ولي من خودم دختر عمم هم همينطور بود انقدر رو دادن كه الان دوماده ميگه سهم ارث ميخاد رو رو مي بيني؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    در لحظه زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6176
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    98
    تشکر شده 76 بار در 44 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدزاده نمایش پست ها
    عزيزم خب بايد براي شما هم رعايت بشه به نظر من اصلا درست نيست تو دوران نامزدي خونه طرفين بريد مخصوصا اينكه دوماداتون خونه شما ميمونن خب بايد اينم رعايت بشه ديگه .خب الان جدا شن بهتر اينه كه فردا كه ميرن زير يه سقف جداشن . البته ميگن زنو شوهر دعوا كنن ......مادرت سخت داره اشتباه فكر ميكنه چون فكر ميكنه ميتونه نجات بده زندگي خواهرتو ولي من خودم دختر عمم هم همينطور بود انقدر رو دادن كه الان دوماده ميگه سهم ارث ميخاد رو رو مي بيني؟
    اگه دوماد ما فردا این حرکتو انجام بده من اصلا تعجب نمیکنم.چون ازش بر میاد.
    خوب محمد زاده جان من با این شرایط چیکار کنم بهتره؟واقعا از رفتاراشون اذیت میشم.کاریشم نمیشه کرد فقط بعد از اینکه رفتم سر خونه زندگیم راحت میشم از دستشون ولی خوب بازم تاثیرشون تو زندگی دارن دیگه.
    من دنبال راه چاره ام برا این چهار ماه.باور کن بعضی وقتا که صداشون میشنوم حالت عصبی بهم دست میده بایه فن بزنم بکشمشون.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.14
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط الینا نمایش پست ها
    اگه دوماد ما فردا این حرکتو انجام بده من اصلا تعجب نمیکنم.چون ازش بر میاد.
    خوب محمد زاده جان من با این شرایط چیکار کنم بهتره؟واقعا از رفتاراشون اذیت میشم.کاریشم نمیشه کرد فقط بعد از اینکه رفتم سر خونه زندگیم راحت میشم از دستشون ولی خوب بازم تاثیرشون تو زندگی دارن دیگه.
    من دنبال راه چاره ام برا این چهار ماه.باور کن بعضی وقتا که صداشون میشنوم حالت عصبی بهم دست میده بایه فن بزنم بکشمشون.
    عزيزم شما چيزي بخاي بگي آدم بده ميشي پيش خانوادت اصلا سعي نكن به همسرت نشوون بدي اين چيزها رو يا بگي مامانم ال كرد واسه خواهرم بل كرد الا هيچي از خونه نبايد بگي چون بعدا ناخود آگاه اونم توقعش زياد ميشه ها!شما سعي كن تحمل كني چون كاريش نميشه كرد ديگه تا وقتي كه برن سر كارو زندگيشونشما هم سعي كن فرار كني و تو جمعشون قرار نگيري ديگه با يه چيزي مشغول كن خودتو ديگه چهار ماه بيشتر نيست برو بيرون واسه خريد عروسي و آرايشگاه و اين جور كارا شبم به كارات برس و به همسرت به ايندت فكر كن سعي نكن زندگي رو واسه حخودت و همسرت تلخ بگيري شما خيلي خانم فهميده اي هستي واقعا آفرين به شما
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خوشبختی یعنی آرامش و آسایش فکر و هارمونی مغز
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5704
    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    ميانگين پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    645
    تشکـر
    75
    تشکر شده 415 بار در 244 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط الینا نمایش پست ها
    سلام.من تقریبا یه ساله که نامزدم, شاغل هستم و 7 تا 14 شرکتم. از ساعت 3که میرسم خونه تا ساعت 11 شب که شوهرم بیاد کاری ندارم انجام بدم.کارای خونه رو انجام میدم و... بازم تا شب که شوهرم بیاد کاری ندارم و همش فقط نگام به ساعته که بیادخونه و همین انتظار باعث میشه که اگه 11 و 5دیقه برسه خونه کلی عصبانی بشم که چرا دیر کردی و ... و چند وقت یک بار یک بحث مفصل و قهر!
    دوستان راهکار ارائه بدید.
    سلام

    عزیز من بقیه کامنتاتون هم خوندم, شما متاسفانه برعکس آنچه که فکر میکنید در خانواده پر از تنشی به دنیا آمدید! نحوه خشم و برخورد با نامزدتان که گاهی نامزد و گاهی شوهر از ایشان نام میبرید نیز بنا بر پرورشی است که داشته اید .نحوه نگارشتان نشان دهنده کامل این موضوع است.

    نسبت به خواهرتان نیز وجه حسادت و رقابت کاملا مشهوده لطفا نگید که نامزدش از نامزد من کمتره و..... پس چه حسادتی,! نه چون دلایل حسادت و رقابت در هر دوی شما مربوط به آسیبهای کودکیست چون توی خانواده شما نشانه ای از همیاری و همکاری با توجه به گزارش شما نبوده. اگر شرایطش رو دارید همگی به یک مشاور خوب مراجعه کنید و گرنه برای شما بهتره که قبل از هر تصمیمی به یک مشاور خوب خانم مراجعه کنید. موفق باشید

    اگر سوالی داشتید لطف به صورت نقل قول بپرسید که در جریان قرار گیرم.با تشکر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازدواج دختر شهری با پسر روستایی
    توسط star111 در انجمن سایر موارد ازدواجی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 09-08-2014, 08:37 PM
  2. مشکل خواهر کوچیکم لطفا دوستان راهنمایی کنند
    توسط مهندس مبین در انجمن تربیت کودک
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 09-07-2014, 12:04 PM
  3. تأثیرگذارترین مواد غذایی بر سرطان پروستات
    توسط Artin در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-22-2014, 11:31 PM
  4. عدم توانایی صحبت کردن در جمع و دوستان
    توسط mahkameh در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 02-01-2014, 12:34 PM
  5. غذایی که دوستدار لثه های شماست!
    توسط R e z a در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-31-2013, 01:06 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

تو خونه نامزدم روم نمیشه بریم اتاق

روم نمیشه با شوهرم برم حموم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

بی بی سی,  بی بی سی فارسی ایران,  بیرصدا,  بیمارستان میلاد,  بیمه تامین اجتماعی,  بیت الله عباسپور,  بیا تو موزیک,  بیمه سلامت,  بیمه کوثر,  بیژن پاکزاد,  بی حوصلگی,  بی حوصلگی در بارداری,  بی حوصلگی در درس خواندن,  بی حوصلگی به انگلیسی,  بی حوصلگی مردان,  بی حوصلگی چیست,  بی حوصلگی نشانه چیست,  بی حوصلگی در مطالعه,  بی حوصلگی در دوران پریود,  بی حوصلگی نوزاد,  مشکل خانوادگی,  مشکل خانوادگی احسان علیخانی,  مشکل خانوادگی زهرا نعمتی,  مشکل خانوادگی فرهاد ظریف,  مشکل خانوادگی رونالدو,  مشکل خانوادگی ظریف,  مشکل خانوادگی رامبد جوان,  مشکل خانوادگی آرمین تشکری,  مشکل خانوادگی نیمار,  مشکل خانوادگی احسان حدادی,  افسردگی,  افسردگی چیست,  افسردگی شدید,  افسردگی بعد از زایمان,  افسردگی دو قطبی,  افسردگی در نوجوانان,  افسردگی در بارداری,  افسردگی درمان,  افسردگی مزمن,  افسردگی حاد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید