مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 38 از 38

موضوع: بی حوصلگی

  1. Top | #31



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خوشبختی یعنی آرامش و آسایش فکر و هارمونی مغز
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5704
    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    ميانگين پست در روز
    0.59
    نوشته ها
    645
    تشکـر
    75
    تشکر شده 415 بار در 244 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط الینا نمایش پست ها
    آقا فرشاد باورت نمیشه خونواده ما نمونه بود! مامانم خیلی قشنگ همیشه همه چیزو مدیریت میکرد تا پارسال به این فکر میکردم که چرا همش دخترای همسنو سال من میگن ما با مادر پدرامون مشکل داریم و حرف همو نمیفهمیم و ... چون تا اون موقع هیچ مشکلی با خانوادم نداشتم, هر مسئله ای پیش میومد همه دور هم جمع میشدن تا حلش کنن.البته همن موقع هام خواهر کوچیکم اصلا قاطی ما نمیشد معمولا یا در حال آهنگ گوش کردن بود یا بازی کامپیوتری و... همیشه با رفتاراش بقیه ناراحت میکرد.
    بگزریم دلم برا اون موقع ها تنگ شده واقعا حس میکنم یه ساله آرامش از خونمون رفته! یه بار که برای مشاوره رفته بودم پیش یکی از همکارای آقای مامانم بهش گفتم باورش نمیشد مامانم درگیر همچین تنشی شده باشه, آخه کاملا در جریان اوضاع خونه ما بود خودش همیشه از مامانم مشورت میگرفت.بهم گفت همه اینا به خاطر کوچیک بودن خواهرم و شوهرشه.به هر حال من دنبال ریشه یابی این مشکل نبود خیلی دلم میخواست وضعیت خونه از این بحران نجات بدم ولی خوب وقتی نمیشه دیگه چاره ای ندارم جز اینکه خودمو بکشم کنار تا اوضاع اروم بشه.
    هنوز هم با یکی از مشاوره ها در ارتباطم و چند وقت یه بار میرم پیشش.
    من بازم جملاتم نگاه کردم, نمیدونم شاید از نظر شما اینطوری بوده اگه اینا رو میشنیدید شاید اینجور برداشت نمیشد نمیدونم,آخه خوب تو نوشتنم لحن کلام منتقل نمیشه! من هر چی نوشتم عین واقعیت بودشاید نظر کارشناسی شما اینطور برداشت کرده!
    من اصلا تو حوضه روانشناسی سر رشته ندارم کتابای مامانم چندبار خاستم بخونم سرم گیچ رفت من بیشتر تو حوضه ریاضی و شیمی و فیزیک سیر میکنم.
    بازم از توجهت ممنونم.
    سلام

    ببین عزیز ممنون از پاسخت ولی این حرفها با هم نمیخونه گلم!!!!! این مثل این میمونه که من به شما بگم اینجا شبه ولی خوب خورشید تو آسمونه و به زیبایی داره میدرخشه !!!!!
    من اصلا هدفم با شما جر و بحث و چلنج کردن نیست چون شما بیمار من نیستی, و چون به عنوان یک هم وطن و کسی که تا حدودی به مسائل انسان و روان او آشناست میخوام بگم که چند مورد در رابطه با شما و خانواده محترم شما مطرحه که بهتره با کمک کارشناس حلش کنید والا در آینده بیشتر گریبانگیر و درگیر خواهید بود:
    1- شما نمیخواهید با حقیقت رو برو شوید
    2- مشکلات فامیلی و ژنتیکی
    3- مشکلات روانی خواهر که یا میتونه ناشی از آسیبهای مغزی و زمان زایمان و تعلیم تربیت بوده که با توجه به تخصص مادر برام سوال برانگیزه!؟

    در هر صورت هدف فقط به چالش کشیدن شخص شما بود برای خود شما . آرزوی به روزی و سلامتی رو براتون دارم. موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #32



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    در لحظه زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6176
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    98
    تشکر شده 76 بار در 44 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    ممنون.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از الینا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #33



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12538
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    3
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    با سلام
    دوستان لطفا اگه کسی میتونه کمکم کنه بخدا دارم دیوونه میشم
    من یه دختر 18.19 ساله ام که حدوده 1 ساله متاهل شدم و تو عقدیم
    ی فکرایی همش تو سرم میاد بطوری که دوس دارم بمیرمو نباشم
    مثلا قبل از اینکه ازدواج کنم همش میگفتم من به 18 سالگی نمیرسمو تو همون سن میمیرم (چون چن تا دختر بودن تو همون سن خبر مرگشونو شنیدم با خودم میگفتم منم اینطوری میشم)
    بعدش باز اینکه تموم شد با خودم میگفتم مامانم الکی داره جهیزیه درست میکنه من زنده نمیمونم که ازشون استفاده کنم
    جدیدا هم این فکر افتاده تو سرم که اگه فلانی میومد خواستگاری با فلانی ازدواج میکردی زندگیت اینجوریو اونجوری میشد
    ازونجا که من شوهرمو خیلی دوس دارم حتی بیشتر از پدرو مادرم همش با ذهنم درگیرم که جوابه فکرامو بدم ولی بیشتر سر درد میشمو بی حوصله به طوری که میخوام دیوونه بشم
    تو رو خدا اگه کاری از دستتون بر میاد کمکم کنین
    ممنون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #34



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    11.90
    نوشته ها
    12,830
    تشکـر
    10,097
    تشکر شده 12,943 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط یا علی نمایش پست ها
    با سلام
    دوستان لطفا اگه کسی میتونه کمکم کنه بخدا دارم دیوونه میشم
    من یه دختر 18.19 ساله ام که حدوده 1 ساله متاهل شدم و تو عقدیم
    ی فکرایی همش تو سرم میاد بطوری که دوس دارم بمیرمو نباشم
    مثلا قبل از اینکه ازدواج کنم همش میگفتم من به 18 سالگی نمیرسمو تو همون سن میمیرم (چون چن تا دختر بودن تو همون سن خبر مرگشونو شنیدم با خودم میگفتم منم اینطوری میشم)
    بعدش باز اینکه تموم شد با خودم میگفتم مامانم الکی داره جهیزیه درست میکنه من زنده نمیمونم که ازشون استفاده کنم
    جدیدا هم این فکر افتاده تو سرم که اگه فلانی میومد خواستگاری با فلانی ازدواج میکردی زندگیت اینجوریو اونجوری میشد
    ازونجا که من شوهرمو خیلی دوس دارم حتی بیشتر از پدرو مادرم همش با ذهنم درگیرم که جوابه فکرامو بدم ولی بیشتر سر درد میشمو بی حوصله به طوری که میخوام دیوونه بشم
    تو رو خدا اگه کاری از دستتون بر میاد کمکم کنین
    ممنون
    عزیزم منم. همسن توام منم اگه زیاد چیزی بدونم واقعا فکرش درگیرمه ولی هیچ وقت هم برام اتفاق نیافتده ..مثلا خودت وقتی یه خبر اینطوری هست گوش نده ..اگه توجمعی هستی که راجب مردن دختر18 ساله حرف میزنن پاشو از جمع برو خودتو درگیر نکن
    اینا همش فکر هستش خودتو درگیر همسرت کن ازش بخواه که کمکت کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  6. Top | #35



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12538
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    3
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    اون طفلکم دیوونه کردم
    مثلا برام سخت بود بهش بگم بعضی موقعا فکر یک پسر دیگه میاد تو ذهنم ولی هرطور بود بهش گفتم
    الان فکره مردن یجورایی کمتر میاد سراغم نه که نیاد میاد ولی کمتر ولی این فکر کردن به کس دیگه درصورتیکه شوهرتو خیلی دوس داری آدمو عذاب میده
    ممنون از جوابتون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #36



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12615
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    135
    تشکـر
    60
    تشکر شده 81 بار در 48 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : بی حوصلگی

    ببخشید ولی نامزد شما هرشب میاد خونتون؟!!! شب هم میمونه؟
    بعد نامزد خواهرتون هم همش اونجاست؟!
    این اصلا منطقی نیست! شنیدیم دختر میره خونه نامزدش میمونه اما پسر زمان نامزدی کمتر پیش میاد رووش بشه همش خونه پدرزنش باشه!
    خواهر شما هم با این اوضاع احتمال زیاد بعد از ازدواج کارش به طلاق میکشه چون آقا داماد خیلی زیادی سرباره!!!
    شما سعی کن توو خونه نشینی.برو خونه مادرشوهرت بمون تا نامزدت شب بیاد خونه خودش!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #37



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضويت
    12615
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    135
    تشکـر
    60
    تشکر شده 81 بار در 48 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دوستان راهنمایی کنند...!

    دوست عزیز منم دقیقا هم سن شما که بودم خیلی زیادی حساس بودم و شنیدن خبر بد رووم تاثیر بدی میذاشت و حتی وقتی از 22سالگی با نامزدم آشنا شدم همش پیش خودم فکر میکردم نکنه دارم اشتباه میکنم؟! یعنی واقعا این اون کسی هست که میخواستم؟!!
    اما الان که 29سالمه و 7ساله با هم هستیم و نامزد کردیم اصلا یک درصد هم بابت انتخابم شک ندارم و عاشقانه می پرستیم همدیگه رو
    شما هم نگران نباش این دوران سردرگمی زود میگذره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #38



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    18436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : بی حوصلگی

    ناشکری نکن هم کار داری هم شوهر داری،اون موقع من باید چی بگم نه کار دارم نه شوهر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازدواج دختر شهری با پسر روستایی
    توسط star111 در انجمن سایر موارد ازدواجی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 09-08-2014, 08:37 PM
  2. مشکل خواهر کوچیکم لطفا دوستان راهنمایی کنند
    توسط مهندس مبین در انجمن تربیت کودک
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 09-07-2014, 12:04 PM
  3. تأثیرگذارترین مواد غذایی بر سرطان پروستات
    توسط Artin در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-22-2014, 11:31 PM
  4. عدم توانایی صحبت کردن در جمع و دوستان
    توسط mahkameh در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 02-01-2014, 12:34 PM
  5. غذایی که دوستدار لثه های شماست!
    توسط R e z a در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-31-2013, 01:06 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

تو خونه نامزدم روم نمیشه بریم اتاق

روم نمیشه با شوهرم برم حموم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

بی بی سی,  بی بی سی فارسی ایران,  بیرصدا,  بیمارستان میلاد,  بیمه تامین اجتماعی,  بیت الله عباسپور,  بیا تو موزیک,  بیمه سلامت,  بیمه کوثر,  بیژن پاکزاد,  بی حوصلگی,  بی حوصلگی در بارداری,  بی حوصلگی در درس خواندن,  بی حوصلگی به انگلیسی,  بی حوصلگی در کودکان,  بی حوصلگی و خستگی,  بی حوصلگی چیست,  بی حوصلگی نشانه چیست,  بی حوصلگی مردان,  بی حوصلگی در دوران قاعدگی,  مشکل خانوادگی,  مشکل خانوادگی احسان علیخانی,  مشکل خانوادگی زهرا نعمتی,  مشکل خانوادگی فرهاد ظریف,  مشکل خانوادگی رونالدو,  مشکل خانوادگی ظریف,  مشکل خانوادگی رامبد جوان,  مشکل خانوادگی آرمین تشکری,  مشکل خانوادگی نیمار,  مشکل خانوادگی احسان حدادی,  افسردگی,  افسردگی چیست,  افسردگی شدید,  افسردگی بعد از زایمان,  افسردگی دو قطبی,  افسردگی در بارداری,  افسردگی درمان,  افسردگی در نوجوانان,  افسردگی مزمن,  افسردگی حاد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید