مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از 41 به 47 از 47

موضوع: تصمیم گیری عاقلانه

  1. Top | #41



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضويت
    24073
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    سلام
    من یه دختر 27ساله هستم که با یک پسر 20 ساله دوست شدم. به طور تصادفی در ترمینال نوبنیاد. ما یک سال هست که با هم دوست هستیم. من اوایل هیچ حس و علاقه‌ای به این پسر نداشتم سعی می کردم که زیاد باهاش در ارتباط نباشم. اما او سعی می کرد دائماً به من پیام بده و ارتباطمون را بیشتر کنه که بعد از 5 ماه موفق شد و من بهش نزدیک شدم انقدر که یکسال دوستیمون طول کشید و به حدی به هم نزدیک شدیم که اگه یک روز نبینمش دیوونه میشم. الان تو تغییر رفتار داده و دائماً حرف از رفتن و تموم کردن رابطه میزنه و میگه که زندگی تو تباه میشه. اما الان که یک سال گذشته برام خیلی این حرفا و رفتارا دردآوره و واقعا نمیتونم الان این کار رو بکنم به نظرتون من باید چی کار کنم. هر شب گریه می کنم و نمی تونم غذا بخورم و دائماً تو خودمم و غصه می خورم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #42



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26507
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    77
    تشکـر
    0
    تشکر شده 21 بار در 18 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    با عرض سلام خدمت شما
    اگر به دنبال راه حلی هستید که قابل اجرا باشد باید هر دو نفر شما حرفهایتان را بزنید و مسئله عمیق تر بررسی شود شایدناگفته های بسیاری از طرف ایشان باشد و همچنین نیاز به آموزش برای برقراری روابط عاطفی درازمدت داشته باشید می توانید از روانشناسان کانون مشاوره ایران کمک بگیرید 22689558
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #43



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    11.91
    نوشته ها
    12,830
    تشکـر
    10,097
    تشکر شده 12,943 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    نقل قول نوشته اصلی توسط shahrzadsepahpour نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت شما
    اگر به دنبال راه حلی هستید که قابل اجرا باشد باید هر دو نفر شما حرفهایتان را بزنید و مسئله عمیق تر بررسی شود شایدناگفته های بسیاری از طرف ایشان باشد و همچنین نیاز به آموزش برای برقراری روابط عاطفی درازمدت داشته باشید می توانید از روانشناسان کانون مشاوره ایران کمک بگیرید 22689558
    تبلیغ خلاف قوانین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  4. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #44



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    شماره عضويت
    34497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    سلام.من تازه عضو شدم و آشنایی با انجمن ندارم نخواستم تاپیک اضافه باز کنم مشکلم رو همینجا مینویسم ممنون میشم هرنوع کمکی به ذهنتون میاد رو بهم بگید.
    من تقریبا یک سال و نیم هست که با دختری در ارتباطم مشکلی که باهاش دارم اینه که اون وقتی مرد جذابی رو میبینه خوشش میاد و تو ذهنش میمونه مثلا تا همین حالا چند نفر بودن که ذهنشو خیلی مشغول کردن حتی آدمای مجازی بخاطرشون گریه می کرد درحالی که با من بود با هیچکدومشون حتی حرف نمیزنه مثلا عاشق یه پسری تو محلشون شده بود هنوزم خیلی وقتا میره اینستاگرام چند نفر رو چک میکنه.فکر میکنم این حالت نرمال نیست و شاید یه بیماریه که اینطوریه.آدم کثیفی نیست... نمیدونم.. انگار چند شخصیتیه.خیلی تحمل کردم خیلی... پیر شدم حس میکنم مشکل اعصاب و روان پیدا کردم از دست این کاراش خیلی زجر کشیدم تاحالا پیرم کرد... من و دوسداره اما این مدلیه! سره علاقه تحمل میکردم نمیتونستم رهاش کنم... مورد بعدی اینه که خیلی مشکلات تو زندگیش داره خیلی... من براش امید بزرگی برای درست شدن آیندش هستم اما اون رفتاراش حس میکنم درست بشو نیست... هرچند قول زیاد میده اما پاش نمیمونه... تقریبا تا حالا پای یک قولشم نمونده... خیلی بی اعتمادم به حرفا و رفتاراش...دوسندارم به آدمها انگ بچسبونم اما یه حس آزاردهنده ای درونم میگه ذهنش انگار فاحشست با اینکه با هیچکس نیست اینو مطمئنم که جز من با کسی نیست اما ذهنش... تو ذهنش... و من بی نهایت در عذابم عذابی غیر قابل توصیف... خسته شدم... دلم میخواد ازش جدا بشم اما فکر اینکه خیییلی مشکلات داره و اینکه مطمئنم بدون من خیلی تنها میشه خیلی... روزاش سخت میگذره... میدونم که باکسی جز من نیست... اما خسته شدم... همیشه ازاینکه چی تو ذهنش میگذره در عذابم... خلاصه ی مطلب اینکه دلم میخواد ازش جدا بشم اما به شدت ذهنم درگیر اینه که بدون من مطمئنم بخاطر شرایطش خیلی تنها میشه خیلی... خیلی از امیدهاش ناامید میشه... خیلی شرایط سختی داره... من تاحالا خیلی کارا براش کردم مالی و غیرمالی اما انگار حالیش نیست... گاهی حس میکنم به من به چشم یه فرصت برای درست شدن آیندش نگاه میکنه... استرسه اینو دارم که حتی اگر در آینده همه چیز روبراه شه بهم خیانت کنه... میدونم اصلا قابل اعتماد نیست... میدونم این ارتباط به جایی نمیرسه و باید تموم شه تا همینجا هم بی نهایت به خودم آسیب زدم.دیگه تو دعوا ها دلم براش میسوزه انقدر که اشتباه می کنه و حرفای من بهش عذاب وجدان میده... من نمیتونم اینطوری من اعتماد میخوام ارامش میخوام... من یکی و برای زندگی میخوام خوشم نمیاد هی با این دختر با اون دختر... اما این شخص مطمئنم تا ابد زندگی رو برای من به جهنم تبدیل خواهد کرد آخرش یه یه بلایی سرش میارم یا سر خودم... میدونم باید تموم شه... فقط خیلی در عذابم که بعد من چه میکنه... کمکم کنید... دیگه درمونده شدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #45



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    شماره عضويت
    34497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    سلام.من تازه عضو شدم و آشنایی با انجمن ندارم نخواستم تاپیک اضافه باز کنم مشکلم رو همینجا مینویسم ممنون میشم هرنوع کمکی به ذهنتون میاد رو بهم بگید.
    من تقریبا یک سال و نیم هست که با دختری در ارتباطم مشکلی که باهاش دارم اینه که اون وقتی مرد جذابی رو میبینه خوشش میاد و تو ذهنش میمونه مثلا تا همین حالا چند نفر بودن که ذهنشو خیلی مشغول کردن حتی آدمای مجازی بخاطرشون گریه می کرد درحالی که با من بود با هیچکدومشون حتی حرف نمیزنه مثلا عاشق یه پسری تو محلشون شده بود هنوزم خیلی وقتا میره اینستاگرام چند نفر رو چک میکنه.فکر میکنم این حالت نرمال نیست و شاید یه بیماریه که اینطوریه.آدم کثیفی نیست... نمیدونم.. انگار چند شخصیتیه.خیلی تحمل کردم خیلی... پیر شدم حس میکنم مشکل اعصاب و روان پیدا کردم از دست این کاراش خیلی زجر کشیدم تاحالا پیرم کرد... من و دوسداره اما این مدلیه! سره علاقه تحمل میکردم نمیتونستم رهاش کنم... مورد بعدی اینه که خیلی مشکلات تو زندگیش داره خیلی... من براش امید بزرگی برای درست شدن آیندش هستم اما اون رفتاراش حس میکنم درست بشو نیست... هرچند قول زیاد میده اما پاش نمیمونه... تقریبا تا حالا پای یک قولشم نمونده... خیلی بی اعتمادم به حرفا و رفتاراش...دوسندارم به آدمها انگ بچسبونم اما یه حس آزاردهنده ای درونم میگه ذهنش انگار فاحشست با اینکه با هیچکس نیست اینو مطمئنم که جز من با کسی نیست اما ذهنش... تو ذهنش... و من بی نهایت در عذابم عذابی غیر قابل توصیف... خسته شدم... دلم میخواد ازش جدا بشم اما فکر اینکه خیییلی مشکلات داره و اینکه مطمئنم بدون من خیلی تنها میشه خیلی... روزاش سخت میگذره... میدونم که باکسی جز من نیست... اما خسته شدم... همیشه ازاینکه چی تو ذهنش میگذره در عذابم... خلاصه ی مطلب اینکه دلم میخواد ازش جدا بشم اما به شدت ذهنم درگیر اینه که بدون من مطمئنم بخاطر شرایطش خیلی تنها میشه خیلی... خیلی از امیدهاش ناامید میشه... خیلی شرایط سختی داره... من تاحالا خیلی کارا براش کردم مالی و غیرمالی اما انگار حالیش نیست... گاهی حس میکنم به من به چشم یه فرصت برای درست شدن آیندش نگاه میکنه... استرسه اینو دارم که حتی اگر در آینده همه چیز روبراه شه بهم خیانت کنه... میدونم اصلا قابل اعتماد نیست... میدونم این ارتباط به جایی نمیرسه و باید تموم شه تا همینجا هم بی نهایت به خودم آسیب زدم.دیگه تو دعوا ها دلم براش میسوزه انقدر که اشتباه می کنه و حرفای من بهش عذاب وجدان میده... من نمیتونم اینطوری من اعتماد میخوام ارامش میخوام... من یکی و برای زندگی میخوام خوشم نمیاد هی با این دختر با اون دختر... اما این شخص مطمئنم تا ابد زندگی رو برای من به جهنم تبدیل خواهد کرد آخرش یه یه بلایی سرش میارم یا سر خودم... میدونم باید تموم شه... فقط خیلی در عذابم که بعد من چه میکنه... کمکم کنید... دیگه درمونده شدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #46



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    31916
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.66
    نوشته ها
    479
    تشکـر
    379
    تشکر شده 453 بار در 282 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    سلام
    شما که می دانید کارتان درست نیست هیچوقت از سر ترحم نباید آدم ازدواج کند محترمانه ازش جدا شوید شاید یک مدت افسرده بشوید شما موردهای بهتری برای ازدواج خواهید داشت خودتان از اینکه یک عمر بدبخت شوید نجات بدهید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #47



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    25992
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.51
    نوشته ها
    870
    تشکـر
    1,595
    تشکر شده 1,282 بار در 621 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : تصمیم گیری عاقلانه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza.jj نمایش پست ها
    سلام.من تازه عضو شدم و آشنایی با انجمن ندارم نخواستم تاپیک اضافه باز کنم مشکلم رو همینجا مینویسم ممنون میشم هرنوع کمکی به ذهنتون میاد رو بهم بگید.
    من تقریبا یک سال و نیم هست که با دختری در ارتباطم مشکلی که باهاش دارم اینه که اون وقتی مرد جذابی رو میبینه خوشش میاد و تو ذهنش میمونه مثلا تا همین حالا چند نفر بودن که ذهنشو خیلی مشغول کردن حتی آدمای مجازی بخاطرشون گریه می کرد درحالی که با من بود با هیچکدومشون حتی حرف نمیزنه مثلا عاشق یه پسری تو محلشون شده بود هنوزم خیلی وقتا میره اینستاگرام چند نفر رو چک میکنه.فکر میکنم این حالت نرمال نیست و شاید یه بیماریه که اینطوریه.آدم کثیفی نیست... نمیدونم.. انگار چند شخصیتیه.خیلی تحمل کردم خیلی... پیر شدم حس میکنم مشکل اعصاب و روان پیدا کردم از دست این کاراش خیلی زجر کشیدم تاحالا پیرم کرد... من و دوسداره اما این مدلیه! سره علاقه تحمل میکردم نمیتونستم رهاش کنم... مورد بعدی اینه که خیلی مشکلات تو زندگیش داره خیلی... من براش امید بزرگی برای درست شدن آیندش هستم اما اون رفتاراش حس میکنم درست بشو نیست... هرچند قول زیاد میده اما پاش نمیمونه... تقریبا تا حالا پای یک قولشم نمونده... خیلی بی اعتمادم به حرفا و رفتاراش...دوسندارم به آدمها انگ بچسبونم اما یه حس آزاردهنده ای درونم میگه ذهنش انگار فاحشست با اینکه با هیچکس نیست اینو مطمئنم که جز من با کسی نیست اما ذهنش... تو ذهنش... و من بی نهایت در عذابم عذابی غیر قابل توصیف... خسته شدم... دلم میخواد ازش جدا بشم اما فکر اینکه خیییلی مشکلات داره و اینکه مطمئنم بدون من خیلی تنها میشه خیلی... روزاش سخت میگذره... میدونم که باکسی جز من نیست... اما خسته شدم... همیشه ازاینکه چی تو ذهنش میگذره در عذابم... خلاصه ی مطلب اینکه دلم میخواد ازش جدا بشم اما به شدت ذهنم درگیر اینه که بدون من مطمئنم بخاطر شرایطش خیلی تنها میشه خیلی... خیلی از امیدهاش ناامید میشه... خیلی شرایط سختی داره... من تاحالا خیلی کارا براش کردم مالی و غیرمالی اما انگار حالیش نیست... گاهی حس میکنم به من به چشم یه فرصت برای درست شدن آیندش نگاه میکنه... استرسه اینو دارم که حتی اگر در آینده همه چیز روبراه شه بهم خیانت کنه... میدونم اصلا قابل اعتماد نیست... میدونم این ارتباط به جایی نمیرسه و باید تموم شه تا همینجا هم بی نهایت به خودم آسیب زدم.دیگه تو دعوا ها دلم براش میسوزه انقدر که اشتباه می کنه و حرفای من بهش عذاب وجدان میده... من نمیتونم اینطوری من اعتماد میخوام ارامش میخوام... من یکی و برای زندگی میخوام خوشم نمیاد هی با این دختر با اون دختر... اما این شخص مطمئنم تا ابد زندگی رو برای من به جهنم تبدیل خواهد کرد آخرش یه یه بلایی سرش میارم یا سر خودم... میدونم باید تموم شه... فقط خیلی در عذابم که بعد من چه میکنه... کمکم کنید... دیگه درمونده شدم
    سلام .یه تاپیک جدا بزنید تا دوستان مشاور به شما راهنمایی کنند . با سپاس
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    مسافرکوچکی هستم در جستجوی ستاره ای که از آن من است

    دل سپرده ام به رنگ آبی دریا

    خاطراتم را ولی همه جا با خود خواهم برد

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 6 تصمیم غلط در ازدواج که بدبخت تان می کند
    توسط reza1 در انجمن روانشناسی ازدواج
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 06-20-2015, 11:33 AM
  2. عدم تصمیم گیری
    توسط للوش در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 10-28-2014, 03:58 PM
  3. تصميم‌گيري و كار گروهي در خانواده
    توسط farokh در انجمن آموزش مهارت های زندگی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-16-2014, 01:52 PM
  4. به جای تصمیم کبری، تصمیم صحیح بگیرید!
    توسط Artin در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-14-2014, 07:19 PM
  5. احساس حقارت میکنم
    توسط roshana در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 11-26-2013, 05:24 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

تصمیم گیری عاقلانه

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

تصمیم گیری,  تصمیم کبری,  تصمیم,  تصمیمم اینه تنهایی ارومم,  تصمیمتو بگیر علیزاده,  تصمیم گیری چند معیاره,  تصمیم گیری چیست,  تصمیم اینه تنهایی ارومم,  تصمیم گرفتن به انگلیسی,  تصمیم گیری در مدیریت,  تصمیم گیری,  تصمیم گیری چند معیاره,  تصمیم گیری چیست,  تصمیم گیری در مدیریت,  تصمیم گیری چند شاخصه,  تصمیم گیری در مدیریت pdf,  تصمیم گیری در مسائل مالی,  تصمیم گیری چند معیاره چیست,  تصمیم گیری چند هدفه,  تصمیم گیری چند معیاره ahp,  مشکلات زناشویی,  مشکلات بازی gta v,  مشکلات اینستاگرام,  مشکلات شب عروسی,  مشکلات زندگی,  مشکلات کبد,  مشکلات معده,  مشکلات وایبر,  مشکلات تلگرام,  مشکلات gta v,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید