مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 40 از 40

موضوع: حس شکست

  1. Top | #31



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.96
    نوشته ها
    783
    تشکـر
    865
    تشکر شده 563 بار در 382 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حس شکست


    سلام دوست عزیز
    وقتی تاپیک و پست هاتون رو خوندم یاد خودم افتادم یاد گذشته هام، شکست هام و شرایط سختی که پشت سر گذروندم واسه همین تا حدودی موقیعتتونو درک می کنم
    دوستان به نکات مهمی اشاره کردن
    من گاهی که به زندگی فکر می کنم میگم شاید نشه کسی رو پیدا کرد که تو زندگیش هیچوقت شکست رو تجربه نکرده
    پس این خیلی چیز عجیبی نیست ولی ماها گاهی وقتی شکست میخوریم حس میکنیم دنیا به آخر رسیده و هیچ راهی برامون نیست اما این برداشت عاقلانه و درستی نیست

    بچه ای که تازه میخواد راه رفتن رو یاد بگیره
    بارهای اول با تردید قدم برمیداره
    گاهی زمین میخوره
    ولی بازم بلند میشه
    باز میخواد یاد بگیره
    باز میخواد بتونه
    این دقیقا مصداق زندگی آدم تو بزرگسالی هست
    اونجا موفقیت تو راه رفتن هست
    اینجا موفقیت تو شرایط دیگه ای
    درس خوندن یا کار یا روابط احتماعی و چیزایی از این دست
    اگه یاد بگیریم که با شکست روحیه امون رو نبازیم
    اگه بلد باشیم وقتی تو شرایط سختی هستیم عاقلانه تصمیم بگیریم
    اگه بلد باشیم مدیریت درست رو اعمال کنیم و به دور از احساسات افراطی نا امیدی و ناراحتی به زندگیمون ادامه بدیم
    اگه شناختمون از خودمون و تواناییامون رو بیشتر کنیم و آگاهی و اطلاعاتمون رو افزایش بدیم
    اگه بتونیم احساساتمونو کنترل کنیم و ذهنمون رو درست مدیریت کنیم
    خیلی از مسائل برامون حل میشه

    میگن همیشه تو زندگی اون شرایطی که برات پیش میاد ده درصد قضیه است
    ولی نحوه ی برخوردت با اون موضوع و شرایط نود درصد قضیه رو شامل میشه
    میدونم فراموش کردن گذشته و اشتباهات آدم و اطرافیان که باعث بوجود اومدن شکست ها شده کار زیاد آسونی نیست
    اما باید به خودمون زمان بدیم
    باید بتونیم انرژیمون رو تو زمان حال متمرکز کنیم
    باید اول خودمون و بقیه رو ببخشیم که بتونیم رو به جلوتر بریم
    شما چند سال پیش خواسته هایی داشتین که به علت هایی نتونستین بهشون برسین و خب طبیعیه که الان روحیه تون خسته باشه و انگیزه تون کم بشه ولی نباید اجازه بدید این وضعیت پایدار بشه واسه تون

    گاهی وقت ها تو زندگی لازم میشه آدم ساعت هایی با خودش خلوت کنه ببینه کجاست و از زندگی چی میخواد هدفش چیه و میخواد به کجا برسه
    پس شما هم یه مدت با خودتون خلوت کنید
    ببینین چی میخواستین و الان کجا هستین
    ببینین رضایتتون از زندگی چقدر بوده و هست
    همه ی شرایط رو بسنجین
    موفقیت ها و شکست ها رودقیق تر بشناسید و بعد علت هاشون رو پیدا کنید
    و ببینین چقدر با اون چیزی که تو نوجوونی یا مثلا سن 18 سالگی میخواستین فاصله دارین
    بعد که این ها رو پیدا کردین و همه رو نوشتین
    سعی کنین خودتونو خالی کنین از افکار گذشته از همه چیز که بتونید به آرامش بیشتری برسید و در سایه ی اون تصمیمات جدید و زندگی جدیدی رو شروع کنید
    ذهن خیلی تاثیرش زیاده
    آدم ها بر اساس تفکرشون تو زندگی جایگاه هاشون رو پیدا میکنن
    برای از اینجا به بعد هدف انتخاب کنید
    بر اساس عقل ، ضرورت، علاقه و استعداد و موقعیت
    همه رو سبک سنگین کنین
    و بعد برای رسیدن بهشون برنامه ی دقیق بذارید
    و دقیق هم بهش عمل کنید
    علاوه بر این موفقیت رو فقط تو نتیجه نبینین
    همین که آدم بخواد به یه چیزی برسه براش با همه ی وجودش تلاش کنه این خودش لذت بخشه
    و احساسات رو اغنا میکنه و آرامش بخشه.

    بزرگی میگه تو حق داری خسته بشی ولی حق نداری تسلیم بشی.

    پس تا خداوند بهمون فرصت داده باید خودمون هم فرصت تلاش برای موفقیت های جدید رو به خودمون بدیم
    چون ما شاهکار خلقت هستیم و لیاقت رسیدن به آرامش و موفقیت ها رو داریم.

    در مورد خونواده تون متاسفانه از این دست خونواده ها خیلی زیادن
    که فکر میکنن بچه ها وسیله ای هستن که باید در دست اونها باشن و برای رسیدن به خواسته های اون ها و اینطوری همه چیز خوب پیش میره
    اما این اصلا درست نیست
    خب در مقابل این خونواده باید چیکار کرد
    باید سعی کنید خودتونو قوی کنید
    و همه ی تلاشتو بکنید که یه راه نفوذ پیدا کنین
    با ادب و احترام بهشون بگید خداوند وقتی وجود شما رو خلق کرده
    حق انتخاب رو هم به خودتون داده
    بگید که تلاش و رسیدن به خواسته هایی که شما دارین باعث آرامش و پیشرفت و موفقیتتون میشه
    نه رسیدن به اون چیزایی که اون ها میخوان

    از حال و وضعیت و کنونیتون بهشون بگید
    بگید که به خاطر دخالت های نادرست اون ها باعث شده بهتون سخت بگذره
    همه ی تلاشتونو کنید که متقاعدشون کنین.
    کمی زمان میخواد و فن بیان
    اگه صد در صد نشه مطمئن باشین تا درصدی قابل توجهی نظرشون عوض میشه
    خونواده ی من هم قبلنا اینطوری بودن
    خیلی به خاطر مشاوره دادن غلطشون به من سخت گذشت
    اما بعدش یاد گرفتم من حق دارم خودم انتخاب کنم که چیکار کنم و اون ها هم در جای خود نقش مشاور میتونن داشته باشن
    بعد که تصمیم گرفتم و باهاشون حرف زدم
    گفتم چقدر باعث شدید زندگی من خراب من بشه و از این چیزا
    دیگه خودشون پذیرفتن اول گفتن ما میخواستیم تو بهترین انتخاب ها رو داشته باشی فکر میکردیم نظر ما درسته
    من هم تصمیم گرفتم از این به بعد برای دل خودم و با انتخاب های خودم زندگی کنم
    این حقیه که خداوند به ما داده خودش هم گفته تا زمانی به والدینتون گوش بدید که خلاف گفته های من حرفی نزنن
    پس شما هم میتونید.
    چند وقت پیش که قسمتی از کتاب بی شعوری رو میخوندم فهمیدم آدم های تحصیلکرده هم میتونن خیلی اشتباه کنن
    نمیدونم کتابش رو خوندید یا نه
    نویسنده اش خاویر کرمنت هست که بیست سال متخصص مقعد شناسی بوده
    بعد از سال ها که بحث انتخاب رشته ی پسرش میشه و اون میخواد پسرش به خواسته ش گوش کنه
    اما بر خلاف انتظارش پسرش مخالفت میکنه
    بعدش که یه مدت با خودش تنها میشه به کمک یه روانشناس متوجه میشه که خیلی از سال های زندگیش رو اشتباه کرده
    و بعد قبول میکنه که اشتباه کرده.
    پس خونواده گاهی اشتباه میکنن
    این ما هستیم که باید رو خواسته و علاقه مون پافشاری کنیم و همه ی موانع رو کنار بزنیم که بهش برسیم
    البته خواسته ای که آگاهانه و عاقلانه باورش داریم.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 02-15-2017 در ساعت 02:38 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #32



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30309
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    235
    تشکـر
    40
    تشکر شده 70 بار در 61 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها

    سلام دوست عزیز
    وقتی تاپیک و پست هاتون رو خوندم یاد خودم افتادم یاد گذشته هام، شکست هام و شرایط سختی که پشت سر گذروندم واسه همین تا حدودی موقیعتتونو درک می کنم
    دوستان به نکات مهمی اشاره کردن
    من گاهی که به زندگی فکر می کنم میگم شاید نشه کسی رو پیدا کرد که تو زندگیش هیچوقت شکست رو تجربه نکرده
    پس این خیلی چیز عجیبی نیست ولی ماها گاهی وقتی شکست میخوریم حس میکنیم دنیا به آخر رسیده و هیچ راهی برامون نیست اما این برداشت عاقلانه و درستی نیست

    بچه ای که تازه میخواد راه رفتن رو یاد بگیره
    بارهای اول با تردید قدم برمیداره
    گاهی زمین میخوره
    ولی بازم بلند میشه
    باز میخواد یاد بگیره
    باز میخواد بتونه
    این دقیقا مصداق زندگی آدم تو بزرگسالی هست
    اونجا موفقیت تو راه رفتن هست
    اینجا موفقیت تو شرایط دیگه ای
    درس خوندن یا کار یا روابط احتماعی و چیزایی از این دست
    اگه یاد بگیریم که با شکست روحیه امون رو نبازیم
    اگه بلد باشیم وقتی تو شرایط سختی هستیم عاقلانه تصمیم بگیریم
    اگه بلد باشیم مدیریت درست رو اعمال کنیم و به دور از احساسات افراطی نا امیدی و ناراحتی به زندگیمون ادامه بدیم
    اگه شناختمون از خودمون و تواناییامون رو بیشتر کنیم و آگاهی و اطلاعاتمون رو افزایش بدیم
    اگه بتونیم احساساتمونو کنترل کنیم و ذهنمون رو درست مدیریت کنیم
    خیلی از مسائل برامون حل میشه

    میگن همیشه تو زندگی اون شرایطی که برات پیش میاد ده درصد قضیه است
    ولی نحوه ی برخوردت با اون موضوع و شرایط نود درصد قضیه رو شامل میشه
    میدونم فراموش کردن گذشته و اشتباهات آدم و اطرافیان که باعث بوجود اومدن شکست ها شده کار زیاد آسونی نیست
    اما باید به خودمون زمان بدیم
    باید بتونیم انرژیمون رو تو زمان حال متمرکز کنیم
    باید اول خودمون و بقیه رو ببخشیم که بتونیم رو به جلوتر بریم
    شما چند سال پیش خواسته هایی داشتین که به علت هایی نتونستین بهشون برسین و خب طبیعیه که الان روحیه تون خسته باشه و انگیزه تون کم بشه ولی نباید اجازه بدید این وضعیت پایدار بشه واسه تون

    گاهی وقت ها تو زندگی لازم میشه آدم ساعت هایی با خودش خلوت کنه ببینه کجاست و از زندگی چی میخواد هدفش چیه و میخواد به کجا برسه
    پس شما هم یه مدت با خودتون خلوت کنید
    ببینین چی میخواستین و الان کجا هستین
    ببینین رضایتتون از زندگی چقدر بوده و هست
    همه ی شرایط رو بسنجین
    موفقیت ها و شکست ها رودقیق تر بشناسید و بعد علت هاشون رو پیدا کنید
    و ببینین چقدر با اون چیزی که تو نوجوونی یا مثلا سن 18 سالگی میخواستین فاصله دارین
    بعد که این ها رو پیدا کردین و همه رو نوشتین
    سعی کنین خودتونو خالی کنین از افکار گذشته از همه چیز که بتونید به آرامش بیشتری برسید و در سایه ی اون تصمیمات جدید و زندگی جدیدی رو شروع کنید
    برای از اینجا به بعد هدف انتخاب کنید
    بر اساس عقل ، ضرورت، علاقه و استعداد و موقعیت
    همه رو سبک سنگین کنین
    و بعد برای رسیدن بهشون برنامه ی دقیق بذارید
    و دقیق هم بهش عمل کنید
    علاوه بر این موفقیت رو فقط تو نتیجه نبینین
    همین که آدم بخواد به یه چیزی برسه براش با همه ی وجودش تلاش کنه این خودش لذت بخشه
    و احساسات رو اغنا میکنه و آرامش بخشه.

    بزرگی میگه تو حق داری خسته بشی ولی حق نداری تسلیم بشی.

    پس تا خداوند بهمون فرصت داده باید خودمون هم فرصت تلاش برای موفقیت های جدید رو به خودمون بدیم
    چون ما شاهکار خلقت هستیم و لیاقت رسیدن آرامش و موفقیت ها رو داریم.

    در مورد خونواده تون متاسفانه از این دست خونواده ها خیلی زیادن
    که فکر میکنن بچه ها وسیله ای هستن که باید در دست اونها باشن و برای رسیدن به خواسته های اون ها و اینطوری همه چیز خوب پیش میره
    اما این اصلا درست نیست
    خب در مقابل این خونواده باید چیکار کرد
    باید سعی کنید خودتونو قوی کنید
    و همه ی تلاشتو بکنید که یه راه نفوذ پیدا کنین
    با ادب و احترام بهشون بگید خداوند وقتی وجود شما رو خلق کرده
    حق انتخاب رو هم به خودتون داده
    بگید که تلاش و رسیدن به خواسته هایی که شما دارین باعث آرامش و پیشرفت و موفقیتتون میشه
    نه رسیدن به اون چیزایی که اون ها میخوان

    از حال و وضعیت و کنونیتون بهشون بگید
    بگید که به خاطر دخالت های نادرست اون ها باعث شده بهتون سخت بگذره
    همه ی تلاشتونو کنید که متقاعدشون کنین.
    کمی زمان میخواد و فن بیان.


    سلام. مرسی یلداجان بابت راهنمایی هاتون. با حرفاتون موافقم ولی متاسفانه الان فقط احساساتمه که بر منطق و عقلم مسلطه... این حس شکستم بیشتر برای اینه که نمیتونم با گذشته ای که گفتم کناربیامو حس میکنم الانم رو هم تحت تاثیر قرار داده... خیلی دوس دارم بتونم خودمو اطرافیانمو ببخشم ولی نمیشه... تا حالا که نشده... اسم درس و دانشگاه میاد گریم میگیره... در مورد خانوادم هم، الان که میبینن حالم خیلی بده، میگن برو همون رشته و اون دانشگاهی که میخواستی بری، برو موسیقی که میخواستی بری، ولی الان دیگه نوش دارو بعد از مرگ سهرابه... یه زمانی آدم میخواد یه کاریو انجام بده خیلیم هیجان داره ولی وقتی همش نیش و کنایه و مخالفت... دیگه حسی نمیمونه جز حسرت و خشم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #33



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.96
    نوشته ها
    783
    تشکـر
    865
    تشکر شده 563 بار در 382 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط mina22 نمایش پست ها
    سلام. مرسی یلداجان بابت راهنمایی هاتون. با حرفاتون موافقم ولی متاسفانه الان فقط احساساتمه که بر منطق و عقلم مسلطه... این حس شکستم بیشتر برای اینه که نمیتونم با گذشته ای که گفتم کناربیامو حس میکنم الانم رو هم تحت تاثیر قرار داده... خیلی دوس دارم بتونم خودمو اطرافیانمو ببخشم ولی نمیشه... تا حالا که نشده... اسم درس و دانشگاه میاد گریم میگیره... در مورد خانوادم هم، الان که میبینن حالم خیلی بده، میگن برو همون رشته و اون دانشگاهی که میخواستی بری، برو موسیقی که میخواستی بری، ولی الان دیگه نوش دارو بعد از مرگ سهرابه... یه زمانی آدم میخواد یه کاریو انجام بده خیلیم هیجان داره ولی وقتی همش نیش و کنایه و مخالفت... دیگه حسی نمیمونه جز حسرت و خشم...

    سلام گلم
    درک میکنم واقعا سخته اما خیلی بهتره که اجازه بدید عقل و منطق بر احساسات غلبه کنن
    باید چشم باز کنید و واقعیت رو ببینید
    هر چند هم سخت و تلخ
    الان شما دو راه دارید به نظرم
    نمیدونم چند وقته تو این شرایط هستید
    ولی راه اول اینه که شرایط اکنون رو قبول کنید ذهنتون رو یه نظم و سامانی بدین
    بستر هر کاری یه ذهن آروم هست
    بعدش دنبال یه زندگی جدید باشید
    حالا یا با اهداف گذشته که میخواستید و بهشون نرسیدید
    یا شایدم معیاراتون عوض شده و اهداف جدیدی رو بخواید
    ولی سر انجام این مسیر میشه اینکه شما علاقه تون رو دارید دنبال میکنید
    و این به معنی آرامش و موفقیت هست
    راه دوم اینه که هنوزم به خودتون سخت بگیرید
    بگید نمیشه، نمیتونم، نمیخوام و ...
    خب منطق و عقل اگه انتخابگر باشن مطمئنن راه اول رو انتخاب میکنن
    حیفه که این روزای قشنگ و پر از شور و انرژی جوونی رو به خاطر اشتباهات و گذشته خراب کرد
    خب نتیجه ی دوم چیز قشنگی نمیشه
    باز هم حسرت ها بیشتر میشن
    ولی یه جایی باید روی ترمز بزنی
    باید وایسی و مسیر رو عوض کنی
    باید زندگی کنی
    درسته الان شرابط روحی شما زیاد مساعد نیست
    هر کسی هم جای شما باشه این حق رو داره
    ولی دیگه این درست نیست اجازه بدید این حالت رو زندگیتون سایه بندازه و حق داشتن یه زندگی آروم و با شوق و اشتیاق رو ازتون بگیره
    به خودتون فرصت بدید
    تنفس بدید
    مدتی رو با خودتون تنها باشین
    هر کاری که فکر میکنین تو این شرایط میتونه بهبودی رو براتون بیاره انجام بدید
    از مطالعه و موسیقی گوش دادن تا بیرون رفتن
    بودن با دوستان
    خونواده
    فیلم دیدن
    قدم زدن و خلوت کردن
    نماز و قرآن خوندن
    ورزش کردن
    یه صبح زود بیدار شدن و زل زدن به خورشید که داره بیرون میاد و زندگی کردن رو شروع دوباره به ماها یاد میده
    شما میتونین از پسش بر بیاین
    اگه بتونید دوباره به خودتون فرصت انتخاب و زندگی جدید رو بدین اون موقع هست که حس میکنین دارین زندگی میکنین
    گذشته رو خونواده تون با انتخاب هاشون رقم زدن الان و آینده رو شما بسازید.
    سخته شایدم خیلی سخت به خصوص اوایل
    اما شدنیه و هر چقدر جلوتر بری برات خوشایند تر و لذت بخش تر خواهد بود.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 02-15-2017 در ساعت 03:30 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #34



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    31916
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.39
    نوشته ها
    197
    تشکـر
    98
    تشکر شده 137 بار در 94 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : حس شکست

    در زیر داستان واقعی یکی از دانشمندان ایرانی را نقل میکنم تا به کسانی که می گویند دیگر از سن ما گذشته است از هر وقت شروع به تلاش کنید در نهایت به موفقیت می رسید ماهی هر وقت از آب بگیری تازه است

    سراج الدین سکاکی از علمای اسلام بوده و در عصر خوارزمشاهیان می زیسته و از مردم خوارزم بوده است.


    سکاکی نخست مردی آهنگر بود. روزی صندوقچه ای بسیار کوچک و ظریف از آهن ساخت که در ساختن آن رنج بسیار کشید. آن را به رسم تحفه برای سلطان وقت آهن ساخت که در ساختن آن رنج بسیار کشید آن را به رسم تحفه برای سلطان وقت برد. سلطان و اطرافیان به دقت به صندوقچه تماشا کردند و او را تحسین نمودند.
    در آن وقت که منتظر نتیجه بود مرد دانشمندی وارد شد و همه او را تعظیم کردند و دو زانو پیش روی وی نشستند. سکاکی تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: او کیست؟ گفتند: او یکی از علما است.
    از کار خود متأسف شد و پی تحصیل علم شتافت. سی سال از عمرش گذشته بود، که به مدرسه رفت و به مدرس گفت: می خواهم تحصیل علم کنم. مدرس گفت: با این سن و سال فکر نمی کنم به جایی برسی،
    بیهوده عمرت را تلف مکن.
    ولی او با اصرار مشغول تحصیل شد. اما به قدری حافظه و استعدادش ‍ضعیف بود که استاد به او گفت: این مساله فقهی را حفظ کن:
    «پوست سگ با دباغی پاک می شود»
    وی بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنین گفت: «سگ گفت: پوست استاد با دباغی پاک می شود»
    استاد و شاگردان همه خندیدند و او را به باد مسخره گرفتند.
    اما تا ده سال تحصیل علم نتیجه ای برایش نداشت و دلتنگ شد و رو به کوه و صحرا نهاد به جایی رسید که قطره های آب از بلندی بروی تخته سنگی می چکید و بر اثر ریزش مداوم خود، سوراخی در دل سنگ پدید آورده بود.
    مدتی با دقت نگاه کرد، سپس با خود گفت: دل تو از این سنگ، سخت تر نیست، اگر استقامت داشته باشی سرانجام موفق خواهی شد. این بگفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگی با جدیت و حوصله و صبر مشغول تحصیل شد تا به جایی رسید که دانشمندان عصر وی در علوم عربی و فنون ادبی با دیده اعجاب به او می نگریستند.
    او بعدها کتابی به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربی نوشت که از شاهکارهای بزرگ علمی و ادبی به شمار می رود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. 3 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #35



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30309
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    235
    تشکـر
    40
    تشکر شده 70 بار در 61 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام گلم
    درک میکنم واقعا سخته اما خیلی بهتره که اجازه بدید عقل و منطق بر احساسات غلبه کنن
    باید چشم باز کنید و واقعیت رو ببینید
    هر چند هم سخت و تلخ
    الان شما دو راه دارید به نظرم
    نمیدونم چند وقته تو این شرایط هستید
    ولی راه اول اینه که شرایط اکنون رو قبول کنید ذهنتون رو یه نظم و سامانی بدین
    بستر هر کاری یه ذهن آروم هست
    بعدش دنبال یه زندگی جدید باشید
    حالا یا با اهداف گذشته که میخواستید و بهشون نرسیدید
    یا شایدم معیاراتون عوض شده و اهداف جدیدی رو بخواید
    ولی سر انجام این مسیر میشه اینکه شما علاقه تون رو دارید دنبال میکنید
    و این به معنی آرامش و موفقیت هست
    راه دوم اینه که هنوزم به خودتون سخت بگیرید
    بگید نمیشه، نمیتونم، نمیخوام و ...
    خب منطق و عقل اگه انتخابگر باشن مطمئنن راه اول رو انتخاب میکنن
    حیفه که این روزای قشنگ و پر از شور و انرژی جوونی رو به خاطر اشتباهات و گذشته خراب کرد
    خب نتیجه ی دوم چیز قشنگی نمیشه
    باز هم حسرت ها بیشتر میشن
    ولی یه جایی باید روی ترمز بزنی
    باید وایسی و مسیر رو عوض کنی
    باید زندگی کنی
    درسته الان شرابط روحی شما زیاد مساعد نیست
    هر کسی هم جای شما باشه این حق رو داره
    ولی دیگه این درست نیست اجازه بدید این حالت رو زندگیتون سایه بندازه و حق داشتن یه زندگی آروم و با شوق و اشتیاق رو ازتون بگیره
    به خودتون فرصت بدید
    تنفس بدید
    مدتی رو با خودتون تنها باشین
    هر کاری که فکر میکنین تو این شرایط میتونه بهبودی رو براتون بیاره انجام بدید
    از مطالعه و موسیقی گوش دادن تا بیرون رفتن
    بودن با دوستان
    خونواده
    فیلم دیدن
    قدم زدن و خلوت کردن
    نماز و قرآن خوندن
    ورزش کردن
    یه صبح زود بیدار شدن و زل زدن به خورشید که داره بیرون میاد و زندگی کردن رو شروع دوباره به ماها یاد میده
    شما میتونین از پسش بر بیاین
    اگه بتونید دوباره به خودتون فرصت انتخاب و زندگی جدید رو بدین اون موقع هست که حس میکنین دارین زندگی میکنین
    گذشته رو خونواده تون با انتخاب هاشون رقم زدن الان و آینده رو شما بسازید.
    سخته شایدم خیلی سخت به خصوص اوایل
    اما شدنیه و هر چقدر جلوتر بری برات خوشایند تر و لذت بخش تر خواهد بود.
    مرسی یلداجان، امیدوارم بتونم، ممنون بابت حرفاتون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از mina22 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #36



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.96
    نوشته ها
    783
    تشکـر
    865
    تشکر شده 563 بار در 382 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط mina22 نمایش پست ها
    مرسی یلداجان، امیدوارم بتونم، ممنون بابت حرفاتون
    خواهش می کنم عزیزم
    امیدوارم موفق باشین
    ان شاالله که میتونین
    خودتونو باور کنین و به تواناییاتون توجه کنین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #37



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30309
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    235
    تشکـر
    40
    تشکر شده 70 بار در 61 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    خواهش می کنم عزیزم
    امیدوارم موفق باشین
    ان شاالله که میتونین
    خودتونو باور کنین و به تواناییاتون توجه کنین.
    مرسی یلداجان
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #38



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.96
    نوشته ها
    783
    تشکـر
    865
    تشکر شده 563 بار در 382 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط mina22 نمایش پست ها
    مرسی یلداجان

    خواهش می کنم عزیزم
    با آرزوی سلامتی و آرامش و سربلندی براتون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #39



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.96
    نوشته ها
    783
    تشکـر
    865
    تشکر شده 563 بار در 382 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    در زیر داستان واقعی یکی از دانشمندان ایرانی را نقل میکنم تا به کسانی که می گویند دیگر از سن ما گذشته است از هر وقت شروع به تلاش کنید در نهایت به موفقیت می رسید ماهی هر وقت از آب بگیری تازه است

    سراج الدین سکاکی از علمای اسلام بوده و در عصر خوارزمشاهیان می زیسته و از مردم خوارزم بوده است.


    سکاکی نخست مردی آهنگر بود. روزی صندوقچه ای بسیار کوچک و ظریف از آهن ساخت که در ساختن آن رنج بسیار کشید. آن را به رسم تحفه برای سلطان وقت آهن ساخت که در ساختن آن رنج بسیار کشید آن را به رسم تحفه برای سلطان وقت برد. سلطان و اطرافیان به دقت به صندوقچه تماشا کردند و او را تحسین نمودند.
    در آن وقت که منتظر نتیجه بود مرد دانشمندی وارد شد و همه او را تعظیم کردند و دو زانو پیش روی وی نشستند. سکاکی تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: او کیست؟ گفتند: او یکی از علما است.
    از کار خود متأسف شد و پی تحصیل علم شتافت. سی سال از عمرش گذشته بود، که به مدرسه رفت و به مدرس گفت: می خواهم تحصیل علم کنم. مدرس گفت: با این سن و سال فکر نمی کنم به جایی برسی،
    بیهوده عمرت را تلف مکن.
    ولی او با اصرار مشغول تحصیل شد. اما به قدری حافظه و استعدادش ‍ضعیف بود که استاد به او گفت: این مساله فقهی را حفظ کن:
    «پوست سگ با دباغی پاک می شود»
    وی بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنین گفت: «سگ گفت: پوست استاد با دباغی پاک می شود»
    استاد و شاگردان همه خندیدند و او را به باد مسخره گرفتند.
    اما تا ده سال تحصیل علم نتیجه ای برایش نداشت و دلتنگ شد و رو به کوه و صحرا نهاد به جایی رسید که قطره های آب از بلندی بروی تخته سنگی می چکید و بر اثر ریزش مداوم خود، سوراخی در دل سنگ پدید آورده بود.
    مدتی با دقت نگاه کرد، سپس با خود گفت: دل تو از این سنگ، سخت تر نیست، اگر استقامت داشته باشی سرانجام موفق خواهی شد. این بگفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگی با جدیت و حوصله و صبر مشغول تحصیل شد تا به جایی رسید که دانشمندان عصر وی در علوم عربی و فنون ادبی با دیده اعجاب به او می نگریستند.
    او بعدها کتابی به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربی نوشت که از شاهکارهای بزرگ علمی و ادبی به شمار می رود
    خیلی زیبا و خواندنی بود
    متشکر.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #40



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30309
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    235
    تشکـر
    40
    تشکر شده 70 بار در 61 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : حس شکست

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    خواهش می کنم عزیزم
    با آرزوی سلامتی و آرامش و سربلندی براتون
    مرسی عزیزم، به همچنین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از mina22 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مقایسه هاست لینوکس با هاست ویندوز
    توسط bety10 در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-11-2015, 12:08 PM
  2. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
    توسط prv در انجمن گپ خودمانی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 05-13-2015, 11:44 PM
  3. یک آزمایش روانشاسی/ تا اطلاع ثانوی ماست سیاه است!
    توسط farokh در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-03-2014, 08:41 AM
  4. چگونگی حمایت از کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست
    توسط R e z a در انجمن روانشناسی کودک و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-30-2013, 12:43 AM
  5. شکست پُلی است برای پیروزی؟
    توسط R e z a در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-20-2013, 05:25 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

حس شکست,  حس شکستن,  حس شکسته,  من اونقدر شکستم حس میکنم,  گذشته,  گذشته ها گذشته,  گذشته استمراری,  گذشته ساده,  گذشته در جدول,  گذشته کامل,  گذشته افعال انگلیسی,  گذشته read,  گذشته کامل استمراری,  گذشته teach,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید