مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 31 به 40 از 59

موضوع: دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

  1. Top | #31



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    530
    تشکـر
    9
    تشکر شده 166 بار در 133 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    از اینکه این تصمیم رو گرفتین و دارین برای حل مسائلتون تلاش می کنین خوشحالم
    سوال خوبی پرسیدین
    ما به جنبه دینی و شرعیش کاری نداریم
    هر آدمی میتونه خودکشی کنه پس سوال اینجاست چرا آدما به جای دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی سراغ خودکشی نمیرن و خودشون رو راحت نمی کنن؟
    فرض کنید شما رو دعوت کردن به یه مبارزه و یا یک مسابقه که بهتون یه فرصت میدن که بتونید خودتون رو محک بزنید
    شما این شانس رو دارید که بتونید برنده بشید و یا میتونید بازنده باشید
    اینجا قوه عقل میگه که شما با شرکت تو این بازی چیزی رو از دست نمیدید اما در عوض اگه بتونید پیروز بشید برنده محسوب میشید
    زندگی تو این دنیا هم تقریبا اینجوری هست اما با سازماندهی بیشتر و خیلی دقیق تر
    به هر کسی یه سری امکانات داده شده برای محک زدن
    برای اینکه بتونه خودش رو ثابت کنه که برنده باشه یا بازنده
    خب عقل میگه این فرصت رو از دست نده چون با زندگی و تلاش چیزی رو از دست نمیدی
    اما اگه رینگ رو رها کنی یه بازنده محسوب میشی
    پس بهتره که جایگاهتو بشناسی و بعد مقصدت رو و سپس با توجه به اهدافت واسه رسیدن بهشون تو مسیر پر پیچ و خم زندگی تلاش کنی
    حداقلش اینه که شانستو برای رسیدن به خواسته هات امتحان می کنی
    حتی اگه به همه خواسته هات هم نرسی بهتره از جا زدن و ترسیدن و خودکشی

    پس نتیجه میگیریم زندگی یه فرصته برای انتخاب اینکه بتونی برنده باشی یا بازنده
    جدا از این ها شما بین میلیاردها سلول زنده این شانس رو بدست آوردین( منظورم عمل لقاح هست)
    پس این فرصت نصیب شما شده این بین
    اما از اونجا به بعدش دیگه انتخاب با شماست
    میتونید جا بزنید و تسلیم بشید و بترسید
    یا اینکه میتونید همه تلاشتون رو به کار ببنیدید که خودتون رو ثابت کنید به خودتون به بقیه
    خب کدوم بهتره به نظرتون؟
    عالی بود.
    زندگی یک فرصت است, بله, چه فرصتی؟ , فرصت یعنی به من اختیار داده شده دیگر درسته؟ اختیاری که خودم مختارم...
    در اینکه چرا اونقدر انسان این کارا نمیکنند دلیل نمیشود من هم نکنم , فرض کنید مردم دیاری سنتی ابلهانه دارند هر صبح بلند میشوند بیست بار با پتک به سر خود میکوبند آیا چون آنها چنین میکند کارشان درست است؟ چون زیاد هستند و در اکثریتند؟ آیا کثرت گرایی صحیح است؟؟
    و اما بحث شیرین مبارزه, بله فرار کردن از رینگ کاری بس بزدلانه اس قبول دارم, اما مسابقه 24 ساعته در 7 روز هفته در 30 روز ماه و در 365 روز سال کاری چندان شجاعانه (بخوانید عقلانی) به نظر نمی آید (می آید؟)
    مسابقه یک لحظه هست زندگی یک بازه هست مقایسه لحظه و بازه کمی غیرممکن است.
    دیگر اینکه مسابقه نتیجه دارد برنده امید به دریافت چیزی دارد و بخاطر آن میجنگد اما زندگی چه؟؟ شما به امید دریافت چه زنده هستید؟! آیا زنده هستید چون باید باشید؟ یا زنده هستید چون گفته اند باید زنده باشید؟ آیا شما هم مانند مردم آن دیار فک میکنید چون همه زنده اند پس باید زنده بود؟ دقیقا فسلفه زندگی چیست آیا میدانید؟
    عجالتا اینهایی که سال ها زنده بودند حالا 120 110 100 آیا جامی مدالی چیزی گرفتند؟
    پس قیاس شما غلط است.
    و اما درمورد شانس, چطور است به شانس زندگی باور دارید اما به شانس مرگ نه؟ اگر به شانس است شاید اینهایی که خود را میکشند در آن دنیا شانسشان بیشتر باشد کسی چه میداند نه کسی دیده و نه رفته
    ویرایش توسط Aamir2020 : 11-22-2016 در ساعت 12:36 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

  2. کاربران زیر از Aamir2020 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #32



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    530
    تشکـر
    9
    تشکر شده 166 بار در 133 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reepaa نمایش پست ها
    سلام من از پست قبلی هدایت شدم به اینجا (البته بگم ها خوشحال شدم وقتی آخر پست گفتی میخوای مشکلاتتو ریشه یابی کنی )
    خیلی ها موقع مشاوره انقدر گیج میزنن ک بدتر سرگیجشوئن بیشتر میشه
    اما راجب مشکلت
    شنیدی میگن محاسبات فیزیک و ریاضی جواب یکسانی داره ؟
    روانشناسیم همینه
    جواب های یکسانی داره معادله هاش
    یعنی میخوام بدونی کسی که زندگیش رو تحت تاثیر دیگران میسازه اختیار زندگیش رو داده دست اونا
    (که شاید فکر کنی من دارم قضاوتت میکنم آخه مگه میشه ما تحت تاثیردیگران نباشیم ؟ فرض کن پسری ک توی خانواده مرفه ب دنیا میاد و تحت تاثیر احساسات عشق و علاقه روافزون خانواده است مگه میشه مغرور و پاستورریزه و در بیشتر مواد جز مفاسد هم سن خودش نباشه ؟معلومه ک نمیشه درواقع وقتی روح و روانت پر میشه از کارای دیگران خودتم میشی بازتابی از دیگران ...همون پسری ک مثال زدم و شرایطش تقیبا برعکس تو بود حالا اگر تحت تاثیر خودش قرار نده چه اتفاقی میوفته ؟
    یعنی با ی دید منطقی ی آدم مذهبی باشه علارغم تمام ثرووتش متواضع و فروتن باشه از قدرت بجای ایجاد فحشا و فساد به دیگران کمک کنه ...
    این میشه مقاومت در برابر تاثیردیگران
    یعنی مخالف دریا شنا کردن
    یعنی قدرت اراده
    و اینکه ارزشمنده
    شماهم توی شرایط خاص خودت بودی
    حالا به این فکر کن توی شرایط تو بهترین کار چی بود ؟
    چی هست ؟
    چی باید باشه ؟

    من نمیتونم بهت بگم چیکار بکن ؟چیکار نکن ؟(علارغم اینکه دوستان بهت پیشنهادهایی میدادن ک بابهانه هایی ثابت کردی باانجام دادنش جوابی نگرفتی )
    چون اولا خودت بهتر از هرکسی شرایط خودتو میدونی
    ثانیا قرار تو اون کارو بکنی پس باید با اراده و تصمیم خودت گرفته بشه
    ثالثا باید خودت قلبا بهش ایمان داشته باشه


    تنها حرفی ک ه دوست دارم همیشه بهش فکر کنی اینکه :مسیری که تهش دره اس و سقوط آزاد رو نباید شنا کرد و دل و به دریا زد بلکه برعکس جریان آب باید حرکت کرد ....
    بهش فکرکنی منظورمو میفهمی ...
    درود گرامی
    بله من دنبال مشکل یابی هستم اما از آنجا که خودکشی بدجور ذهن مرا درگیر کرده اول با زدن این پست خواستم قدری از آتشش کم کنم و سپس به بررسی دقیقتر مشکلم در گذشته ها بپردازم.
    بهترین کار در شرایط من امممم خوب از نظر خودم خودکشی , از نظر دیگران زنده ماندن, خوب پس وقتی دیگران میگویند زنده بمان پس باید راهکارش رو هم بدهند نه فقط بگویند زنده بمان و بقیه اش با خودت!!
    من شهر زندگی را نمیشناسم آدرس بدهید! انتظار نداشته باشید منی که از این شهر متنفر و منزجر هستم با اشتایق واردش بشوم و تازه درش تلاش هم بکنم!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

  4. Top | #33



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    530
    تشکـر
    9
    تشکر شده 166 بار در 133 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    یک راند دیگر مبارزه کن
    وقتی پاهایت چنان خسته اند که به زور راه میروی
    وقتی که سر و رویت زخمی شده
    یک راند دیگر مبارزه کن
    و به یاد داشته باش
    مردی که همواره یک راند دیگر مبارزه میکند
    هرگز شکست نمیخورد...
    یک راند هم بخاطر شما....یک باخت دیگر....خوب بعدش؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

  5. کاربران زیر از Aamir2020 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #34



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    530
    تشکـر
    9
    تشکر شده 166 بار در 133 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(حال)

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    شما هر چقدر هم انرژی منفی بدی من بازم تصحيحش مى كنم
    مشکلی ندارد.آزاد باشید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

  7. Top | #35



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.73
    نوشته ها
    4,124
    تشکـر
    6,610
    تشکر شده 6,760 بار در 2,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(حال)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2020 نمایش پست ها
    درود گرامی عالی بود.
    اما نگاه بکنید چون تحصیل رو مثال زدید :
    .
    صراحت کلامتان عالی بود ممنونم قابل دونستید.
    من که گفتم اینا صرف مقایسه نیست یا اینکه درست باشن این مثال ها!!! عین جمله من بود!

    اما خب شما رفتید مقایسه کردید و مثال ها رو به چالش کشیدید در حالیکه اصل مطلب چیز دیگری بود

    راستش من پست هاتون رو خوندم در تاپیک های قبلی هم

    به نظرم شما دنبال این هستید که حرفتون رو به کرسی بشونید

    و مدام آیه یاس بخونید و بگید که بله دنیا همونقدر که من میگم سیاه و منفی و به درد نخور هست

    حتی اگه تمام دنیا هم جمع بشن نمیتونن شما رو توجیه کنن

    چون شما از قبل موضعت رو انتخاب کردی و الان فقط داری دفاع میکنی از موضع انتخابیت

    در اینصورت من دیگه لزومی به ادامه بحث نمیبینم چون شما دنبال تغییر نیستید فقط برای اثبات دیدگاهتون بحث میکنید!

    و هرچیزی که گفته بشه شما فقط از همون زاویه خودتون و دیدگاه خودتون به چالش میکشیدش

    در حالیکه غرض چیز دیگریست..

    وقتتون بخیر دوست گرامی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چقد سخته دنیای من باشیو

    بدون بهونه ازم دور شی

    ازم بگذری و ندونم چرا

    بهت دل ببندم، تو مغرور شی...

  8. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #36



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.69
    نوشته ها
    719
    تشکـر
    619
    تشکر شده 859 بار در 472 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    امیر جان یک سری تکنیک ها و روش ها برای پیشبرد نظم و موفقیت هستش اگر دوست داشتی واستون مینویسم تا بتوانی سریعتر زندگیت رو اون شکلی که میخوای درست و روبراه کنی.اون لایه هایی که گفتی رو من سر درنمیارم آدم نمیتونه عمرو وقت و ذهنش رو هدر بده چون میخواد به لایه های زیرین دست پیدا کنه.
    یه موقعی اون لایه ها و وقتی که میگذاری راه به موفقیت و تغییرات داره و خوب هست ولی یک موقع وقت صرف کردن بیهوده وتکرار حرفها و مکرراته.به همین دلیل عرض کردم
    نوع تایپیک باید مناسب با شرح حال و راهی که در پیش میگیری باشه.
    ویرایش توسط siavash_en : 11-22-2016 در ساعت 03:23 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #37



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.69
    نوشته ها
    719
    تشکـر
    619
    تشکر شده 859 بار در 472 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    امیر جان یک سری تکنیک ها و روش ها برای پیشبرد نظم و موفقیت هستش اگر دوست داشتی واستون مینویسم تا بتوانی سریعتر زندگیت رو اون شکلی که میخوای درست و روبراه کنی.اون لایه هایی که گفتی رو من سر درنمیارم آدم نمیتونه عمرو وقت و ذهنش رو هدر بده چون میخواد به لایه های زیرین دست پیدا کنه.
    یه موقعی اون لایه ها و وقتی که میگذاری راه به موفقیت و تغییرات داره و خوب هست ولی یک موقع وقت صرف کردن بیهوده وتکرار حرفها و مکرراته.به همین دلیل عرض کردم نوع تایپیک باید مناسب با شرح حال و راهی که در پیش میگیری باشه.
    ویرایش توسط siavash_en : 11-22-2016 در ساعت 03:24 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #38



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.73
    نوشته ها
    4,124
    تشکـر
    6,610
    تشکر شده 6,760 بار در 2,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط unbroken نمایش پست ها
    سلام دوست قدیمی...
    شما منو یاد این حرف مارک تواین میندارین:
    هیچ وقت نمیشه با کسی که با خودش قسم خورده نفهمد بحث کرد...امیدوارم بهت بر نخوره...اصن منظور بدی نداشتم...ولی یه چنین چیزی از پستاتون برداشت کردم...در ضمن یه چیز دیگه با این حرفا فقط یه انرژی مثبت میگیرید...اتفاق دیگه ای نمیوفته....تو باید خودت بری تو رینگ و بجنگی.....
    از این قسمت حرفات خیلی خوشم اومد

    دقیقا منم همین رو در پست قبلیم گفتم

    ایشون بیشتر باید با خودش و افکارش بحث کنه و ببینه چی میخواد

    در مورد خواهرت هم واقعا متاسفم...حتما که آمرزیده هست و الان روحش سالم و در آسایشه.
    ویرایش توسط رزمریم : 11-22-2016 در ساعت 04:11 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چقد سخته دنیای من باشیو

    بدون بهونه ازم دور شی

    ازم بگذری و ندونم چرا

    بهت دل ببندم، تو مغرور شی...

  12. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #39



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    530
    تشکـر
    9
    تشکر شده 166 بار در 133 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط unbroken نمایش پست ها
    سلام دوست قدیمی...
    شما منو یاد این حرف مارک تواین میندارین:
    هیچ وقت نمیشه با کسی که با خودش قسم خورده نفهمد بحث کرد...امیدوارم بهت بر نخوره...اصن منظور بدی نداشتم...ولی یه چنین چیزی از پستاتون برداشت کردم...در ضمن یه چیز دیگه با این حرفا فقط یه انرژی مثبت میگیرید...اتفاق دیگه ای نمیوفته....تو باید خودت بری تو رینگ و بجنگی...در ضمن تو نمیتونی خودکشی کنی...نه به خاطر بهشت و جهنم و اینجور چیزا...من اصن به بهشت و جهنم اعتقاد ندارم و آدم دینی نیستم و کلا آدم بی دین و ایمونی هستم!!!ولی یادمه وقتی15سالم بود یه آجی خدا بهم داد که مبتلا به سندرم داون و همینطور هزار جور مریضی دیگه...دکترا جوابش کردن و اونو بعد از 30روز بهنون دادن و گفتن یه چند روز دیگه میمیره ببریدش خونه تا وقتی بمیره....اونم 10روز تو خونمون بود و بعد از 10روز فوت کردتوی غروب توی روز ولنتاین بارونم میبارید...مامان و بابام خیلی گریه کردن و افسرده شدن و مردم خیلی سرزنشون کردن منم خیلی گریه کردم..با اینکه حتی باهاش زندگی هم نکرده بودیم...من خودم مشکل ibsگرفتم و افسردگی و درسمم افت کرد...کلا هنوزم صدا گریشو حس میکنم...تو فرض کن ماملن و بابات و آجیات که تو باهاشون 22سال زندگی کردن و غذا خوردن و عیدا و تعطیلات و اینا پیششون بودی اونا میخوان چیکار کنن...موضوع خودکشی فقط نجات تو نیست موضوع این که خودکشی روی 4نفر یا 3نفر از اعضای خونوادت تاثیر میذاره و زندگی اونا رو خراب میکنه....
    آفرین آفرین!
    بالاخره یک نفر گفت.
    خوب این تاپیک رو جمع میکنم و تاپیک بعد رو با ادامه این بحث شروع میکنم البته نه با درون مایه مرگ و یا خودکشی بلکه با درون مایه پرداختن به گذشته.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

  14. 2 کاربران زیر از Aamir2020 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #40



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    530
    تشکـر
    9
    تشکر شده 166 بار در 133 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دقیقا مشکلم از کجا بود؟(ادامه 2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط unbroken نمایش پست ها
    چی؟؟؟چی گفتم؟؟؟؟؟ولی ممنون....
    پرداختن به گذشته....
    من وقتی اولین پستا رو تو این سایت نوشتم مث همین مال شما بود ..عنوان یکیش هم خود کشی با دار زدن در حمام بود.....
    من حس میکنم شما یه شکست عشقی و یا عاطفی و یا تحصیلی خوردین...
    چون من خودم اینطور بودم و دقیقن همینطوری هم حرف میزدم....
    چرا میخوای تاپیک رو جمع کنی؟؟؟؟؟
    یا شاید هم همشون
    جمع نه یعنی تاپیک دیگری بزنم و اونجا راهکار بخوام و مشکلات و اتفاقات ساده که نهایت منجر شده به حال امروزم رو بگم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

دقیقا ساعت چند است,  دقیقا چند سالته,  دقیقا انگلیسی,  دقیقا به لاتین,  دقیقا به زبان انگلیسی,  دقیقا الان ساعت چنده,  دقیقا به انگلیسی چی میشه,  دقیقا فازش چیه,  دقیقا دهخدا,  moshaverfa,  moshaverinia,  moshaverin,  moshaver,  moshavere ezdevaj,  moshaverparsiteb,  moshavere,  moshaveran,  moshaver amlak,  moshaver41,  قبلی و بعدی,  قبلیه هواداران احسان علیخانی,  قبلیه منتظر,  قبلی پلو,  قبلیه پرویز و پونه,  نفر قبلی,  زندگی قبلی,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید