مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 13

موضوع: عدم اعتماد به نفس

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11629
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    عدم اعتماد به نفس

    با عرض سلام خدمت شما.
    من یک پسر 22 ساله هستم . چند سال پیش مه از خود تصویر بدی داشتم فکر میکردم که صورتم به مثل ادم های اوباش است مگر مردم به مه احترام داشتن بعد شروع به خواندن روانشاسی کردم تا که این فکر ها ره ازبین ببرم هپنوتیزم مدیتیشن صوت درمانی به پیش خود انجام دادم مگر فشار زندگی به سرم زیاد شد افسردگی پیدا کردم شدید تر و شدید تر شد از ادامه تحصیل سال سوم ماندم و همچنان مشکلاتی دیگری که به من اتفاق افتادن حالامردم تصویری که چند سال پیش از خود داشتم منو می بینن تمام مردم دوستا و عقارب به دیده بد منو می بینن روز به روز از اجتماع دور شدم فعلا تنها در هفته و یا ماهی یک بار از خانه بیرون می شم در خانه با کوچکترین کاری خشمگین و عصبانی می شم در خانه و بیرون با هیچ کسی نمیشینم کسی هم نیست از این گفته هاره با هاش مطرح کنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.22
    نوشته ها
    2,179
    تشکـر
    4,153
    تشکر شده 2,891 بار در 1,435 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : تصویر بد از خود

    سلام
    اونادارن ازروی ظاهرت قضاوتت میکنن کارشون اشتباست اینوخودت میدونی پس بهتره کمتربه کج فهمیای دوروبریات اهمیت بدی کاراشتباه اونامیتونه باعث شه اعتمادبه نفستوازدست بدی نبایداین اجازروبهشون بدی
    خیلیاتوزندگیشون تنهامیمونن خودشون یه طرف وایمیسن اون طرفم همه ی ادمای دیگه....کم نیار سعی کن بدون وجوداوناخوشبخت وراضی باشی وقتی زندگیتوبسازی ادمای ظاهربین اطرافتم خودشون میان سمتت
    درضمن قیافه ی ارازل اگه منظورت قیافه ی تخس وخشنه که خیلی دخترکشه مطمئنی بهت حسودی نمیکنن؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.87
    نوشته ها
    8,422
    تشکـر
    4,044
    تشکر شده 9,538 بار در 4,703 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    نقل قول نوشته اصلی توسط khalid نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت شما.
    من یک پسر 22 ساله هستم . چند سال پیش مه از خود تصویر بدی داشتم فکر میکردم که صورتم به مثل ادم های اوباش است مگر مردم به مه احترام داشتن بعد شروع به خواندن روانشاسی کردم تا که این فکر ها ره ازبین ببرم هپنوتیزم مدیتیشن صوت درمانی به پیش خود انجام دادم مگر فشار زندگی به سرم زیاد شد افسردگی پیدا کردم شدید تر و شدید تر شد از ادامه تحصیل سال سوم ماندم و همچنان مشکلاتی دیگری که به من اتفاق افتادن حالامردم تصویری که چند سال پیش از خود داشتم منو می بینن تمام مردم دوستا و عقارب به دیده بد منو می بینن روز به روز از اجتماع دور شدم فعلا تنها در هفته و یا ماهی یک بار از خانه بیرون می شم در خانه با کوچکترین کاری خشمگین و عصبانی می شم در خانه و بیرون با هیچ کسی نمیشینم کسی هم نیست از این گفته هاره با هاش مطرح کنم.
    خب تصورات بد شما بصورت تلقیناتی درومده و مثل بند به دست و پای شما پیچیده شده

    در مواقع ناراحتی بنویسید تا بتونید از آشفتگی ذهنی فرار کنید

    در ضمن دور بودن شما از جمع باعث سردی و خاموشی شما شده و این حالات کاملا" طبیعیه

    شما یک تیکه ذغال رو وقتی از جمع دور میکنید بعد از مدتی سرد و خاموش میشه پس شما هم این حالت رو دارید

    بهتره رابطه اجتماعی خودتون رو افزایش بدید تا در این رابطه متوجه بشید که دیگران چه مشکلات بزرگتری نسبت به شما دارند

    ورزش کنید و هنری رو یاد بگیرید تا بتونید در سایه اون خودتون رو ارام کنید ....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11629
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    تشکر بسیار زیاد از وب سایت خوبتون و از شما که به مشکل بنده جواب دادین
    مردم تو دانشگاه از من می ترسیدن نه بخاطریکه زور دارم از صدام از طرز رفتارم از صحبت کردن مشکلی تو دانشگاه بیش اومد به بیش هر کس که می رفتم میگفت به من چه تو می فهمی و مشکلت. تو کلاس داخل شدم 300-500 نیم کت را چپه کردم هر کس که از من سوال می کرد بهش می گفتم به شما چه مربوط است بگزار که مسعول دانشکده . دانشگاه بیاید. این کار را بخاطری کردم که حق با من بود و من می خواستم کسی بیاید و مشکلم را برایش بگویم مگر اونها از من می ترسیدن. که اگر ما کدام پولیس و یا هم کدام بزرگ دانشگاه را بخواهیم حق با این پسر است و ما را از دانشگاه اخراج کنن به همین علت به هیچ کس خبر داده نشد هیچ کس به گفته من گوش نکند و از دانشگاه اخراج شدم فامیلم تمام گناه ها را تا هنوز به گردن مه می اندازن مه هم تنها با فامیل و همچنان با تمام مردم به جنگ استم نه دوستی پیدا کرده می توانم بخاطریکه فعلا ترس در دلم دارم و همچنان با این مشکلاتی که بنده متن بالا عرض کردم مردم هم با من دوستی نمی کنن و غیبت منو میکنن بدون اینکه مه بفهمم که کی گفته هیچ کس هم به من چیزی نمی گه از خود دفاع نمی تونم جنگ هم نمی تونم رو برو نمیگن . مگر به دو روش با مردم دوست شده می تونم 1- با انها جنگ کنم تا فعلا با هرکسی که جنگ کردیم با من دوست شدن 2- با انها دوست شوم که این طریقه را یاد ندارم هر دفعه که با کسی دوست شدیم فکر میکند که مه به خاطر کدام هدفی دوست شدم . طریقه اول تا همین الان هم توی دلم جربزه زیادی دارم و همچنان تمرینات بکس کردیم سر خود توی جنگ اعتماد دارم مگر باز هم بیش از جنگ می ترسم و جربزه اییکه در دلم دارم بیرون نشان داده نمیتوانم. چطور میتونم که توی جنگ داخل شوم تنها شروع جنگه یاد ندارم شروع. تنها وتنها شروع جنگ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,438
    تشکـر
    70
    تشکر شده 1,132 بار در 633 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    نقل قول نوشته اصلی توسط khalid نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت شما.
    من یک پسر 22 ساله هستم . چند سال پیش مه از خود تصویر بدی داشتم فکر میکردم که صورتم به مثل ادم های اوباش است مگر مردم به مه احترام داشتن بعد شروع به خواندن روانشاسی کردم تا که این فکر ها ره ازبین ببرم هپنوتیزم مدیتیشن صوت درمانی به پیش خود انجام دادم مگر فشار زندگی به سرم زیاد شد افسردگی پیدا کردم شدید تر و شدید تر شد از ادامه تحصیل سال سوم ماندم و همچنان مشکلاتی دیگری که به من اتفاق افتادن حالامردم تصویری که چند سال پیش از خود داشتم منو می بینن تمام مردم دوستا و عقارب به دیده بد منو می بینن روز به روز از اجتماع دور شدم فعلا تنها در هفته و یا ماهی یک بار از خانه بیرون می شم در خانه با کوچکترین کاری خشمگین و عصبانی می شم در خانه و بیرون با هیچ کسی نمیشینم کسی هم نیست از این گفته هاره با هاش مطرح کنم.
    سلام

    عزیز شما از نوع ترکیب بندی کلمات و توضیحاتی که دادی. مشخصه که به شدت آسیب دیدی(ژنتیک+تعلیم و تربیت)!!!

    خودشناسی هم خوبه ولی برای افراد عادی که میخواهند سالمتر زیست کنند.

    شما گلم حتما نیاز به مشاور و دارو داری.

    حالا محبتی کن با کمی دقت بگو که از سابقه بیماری و اختلال روانی در خانواده چه میدانی؟

    نقل قول لطفا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  6. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11629
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    با عرض سلام.
    گاهی شده کدام کار قانونی رو براتون غیر قانونی کنن؟ کدام وقت که از هر کس کمکی بخواهی بهت کمک نکنه ؟ کدام وقت شده بخاطر کار قانونی که حق مسلم خودت باشه باید 2000 دالر امریکایی بدی؟ اگه ندی هم از دانشگاه اخراج می شی؟ کدام وقت شده 4 صبح از خواب بیدار شوی 6 صبح حرکت کنی تا 8 شب بگردی او هم نه برای یک روز برای یک و نیم الی دو ماه و وقتی که به خونه بیایی مارهای بسیار بزرگ و زیاد (زبان) تو رو نیش بزنن؟ کدام وقت شده به مردم خوبی بکنی و بکنی و بکنی مگرهیچ و حتی به کسی که کمک کردی به مخالفت ایستاده شود؟ بخاطر مشکلاتی که داشتم به هر طرف رفتم کتاب ها ی زیادی خوندم مخصوصا کتاب های روانشناسی (زیگموند فروید. ایوان پاولف . دیل کارنگی . بریان ترسی . اسپنسر جانسون. مجموعه های دکتر ارند اشتین مجله های ویستا صفحات انترنتی . زبان بدن . قران کریم هم که هر روزه می خونم) و جنگ رو هم بدون دلیل نکردم دفاع از خود .وقتی زبان درازی تو رو نیش میزنه و شما به شخص مقابل رو نتونی بفهمونی که این کار اشتباهه به ارامی . به زبان سخت . مجبور هستی که به جنگ بفهمونی. این خوبه این زبان دراز منو نیش بزنه و یا اینکه به جنگ به شخص مقابل بگویم که این کار خوبی نیست. بد ترین نحس ترین نجس ترین کثیف ترین ادمی رو که دیدین کی است؟
    فکر کنین مردم این فکر رو راجع به من می کنن . و من هم که این طور ادم نیستم . به مردم نمی تونم که قناعت بدم اونا هم روبه روی من هم نمیگن از این خاطر که دوستای من نیستن .پشت سر من غیبت می کنن و این غیبت هم که زیاد تر و زیادتر هم که میشه مه هم از اونا ترس دارم که مبادا منو نیش بزنن . من همیشه یک کارو برای یک روز انجام نمیدم برای یک سال برای یک ماه کم از کم برای یک هفته انجام می دم. بادی بلدینگ که هم زیاد رفتم اکثریت حسرت می خوردن. نقاشی گراف بلدم کاریکاتور کم کار کردم خطاطی خط مقبول نستعلیق رو هم تمرین می کنم کتاب های روانشناسی هم که هر روزه می خونم صوت درمانی رو هم که هر روزه کار می گیرم قران کریم رو هم هر روزه می خونم مگر زیبایی اندام رو دیگه نمیرم بکس رو هم توی خونه کم تمرین می کنم مدیتیشن رو هیچ نمیکنم . من به جنگ بخاطرعلاقه دارم که اگر جنگ کردی اگر زدن خوردی و یا هم زدی باز مردم غیبت رو نمیکنن تورو با غیرت باعزت با وقار با اعتماد به نفس و ادمی باشخصیت میگن.
    هر چقدر من از جنگ دور برم جنگ به سراغم میاید از هر چیز که فرار کردم به سراغم امده . مثال خوب: من از سگ می ترسیدم هر وقت که فرار می کردم به طرفم می دوید هر وقت استاده می شدم استاده می شد و هر وقت که من به طرف سگ می دویدم سگ فرار می کرد (امتحان کنید)
    من حالا می خوام انقدر جنگ کنم که کسی تو اینده با من جنگ نکنه.
    من بسیار خوشحال شدم که شما این قدر منو دوست دارین که به من جواب دادین من هم از شما بسیار زیاد ممنونم.
    مردم بسیار زیاد غیبت منو میکنن و به من هم کسی چیزی نمی گه من چطور می تونم از شرافتم از عزتم از شخصیتم دفاع کنم؟
    انقدر این مردم منو تحت فشار قرار دادن که (بدون اینکه من ادمی بدی باشم) فکر می کنم نجس ترین ادم من هستم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11629
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    بخشین پاسخ و نقل قول اشتباه گرفتم.
    اختلال دو قطبی شیدایی یا افسردگی
    بعضی وقت ها بسیار خوشحال پر انرژی و با اعتماد به نفس می شدم و بعضی وقت ها افسرده پر از استرس علت اینکه چرا خوشحال و یا چرا غمگین می شدم معلوم نبود. وقتی صحبت می کردم کسی بغیر از خودم صحبتم رو نمی فهمید. به همین خاطر با کسی که صحبت می کردم و صحبتمو نمی فهمیدن. نمی فهمیدن که من صحبت کردن بدی شخص رو گفتم و یا خوبی. و وقتی که خنده هم که می کردم شخص مقابل فکر می کرد که من اونو پوزخند کردم. به همین دلیل دوستی ندارم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,438
    تشکـر
    70
    تشکر شده 1,132 بار در 633 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    نقل قول نوشته اصلی توسط khalid نمایش پست ها
    بخشین پاسخ و نقل قول اشتباه گرفتم.
    اختلال دو قطبی شیدایی یا افسردگی
    بعضی وقت ها بسیار خوشحال پر انرژی و با اعتماد به نفس می شدم و بعضی وقت ها افسرده پر از استرس علت اینکه چرا خوشحال و یا چرا غمگین می شدم معلوم نبود. وقتی صحبت می کردم کسی بغیر از خودم صحبتم رو نمی فهمید. به همین خاطر با کسی که صحبت می کردم و صحبتمو نمی فهمیدن. نمی فهمیدن که من صحبت کردن بدی شخص رو گفتم و یا خوبی. و وقتی که خنده هم که می کردم شخص مقابل فکر می کرد که من اونو پوزخند کردم. به همین دلیل دوستی ندارم.
    عزیز

    مشکلت جدیه ,اگر هم دوقطبی باشی خیلی شدیده متاسفم ولی هم دارو لازم داری و هم مشاور. موفق باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  9. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11629
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگو نمایش پست ها
    اگه واقعا دوس داری مشکلت حل بشه برو پیش یک متخضص روانپزشک. شما باید دارودرمانی بشید. با اینترنتی مشکلتو گفتن هیچ کس نمیتونه واسه شما تشخیص بزاره. باید حضوری به یک روانپزشک مراجعه کنید.
    روح و روان آدما بعضی وقتا تحت تاثیر محیط آسیب میبینه و باید درمان بشه. اینکه شما بقیه مردم رو به شکل مار یا سگ تصور میکنی اینکه فکر میکنی همه دشمنت هستن و میخوان به تو نیش بزنن یه نوع بدبینی هست که منجر به پرخاشگری و افسردگی و گوشه گیری میشه. سابقه اختلالات روانپزشکی رو هم توی خونوادتون دارید. پس تا دیر نشده و بیماریتون پیشرفت نکرده به یک روانپزشک اعتماد کنید و مشکلتون رو حل کنید. وگرنه ممکنه چند وقت دیگه دچار اسکیزوفرنی هم بشید.
    سلام.
    به پیش دکتر اعصاب رفتم مشکلاتمو گفتم اون به من دارو داد برای 15 روز گفت باز بیا بعد از 15روز باز رفمتن باز هم همون دارو رو نوشته کرد مولتی ویتامین رو اضافه کرد . تا یک مدت خوردم بعد به پیش یک دکتر دیگه رفتم باهاش صحبت کردم دارو رو نشانش دادم دکتر گفت بیماری صرع داری گفتم نه گفت این دارو صرع است گفت از دارو ها دیگه نخوری به گفته اقای دکتر کردم داروهای که داده بود چند روزی مصرف کردم یک دوستم به من گفت که دارو های اعصاب اعتیاد اور هستنم باز دارو ها رو نخوردم سرم فشار زیادی بود مگر تحمل کردم تا هنوز داروها رو باز نخوردم. همچنان دکتر خوبو هم نمیشناسم . من با دیگران نمیتونم ارتباط بگیرم همیشه وقتی صحبت میکنم توجه ام به لبم خودم ویا دیگران است فکر می کنم لبم یک ایرادی داره بخاطر همین به لبهای کسی دیگه می بینم با او خوب میگن یا نه. اون نفر هم یا از من می ترسه ویا هم راجع به من فکر بد میکنن . من که بعضی وقت افسرده می شم فکر میکنم که اینایکه راجع به من فکر بد دارن حتما من ادمی بدی استم. دیگر مشکلی که داشتم نمی فهمم باکسی صحبت می کردم چی بگم. تمرکز هم ندارم بسیار زود موضوعی رو میگم که با این موضوع هیج ربطی نداشته باشه.
    وقتی باکسی صحبت میکنم حرفام بی ربط استن با کسی که صحبت می کنم ادم نمی فهمه که من چی میگم بدی این ادمه میگم و یا هم خوبیشو ازم میترسن . منتظر میمونن که من چی میگم وقت کوچک ترین بدی شخصه بگم ادم دشمن من میشه و همچنان اگر کوچک ترین خوبیشو بگم ادم فکر می کنه که من چاپلوس هستم و به من هیچ اهمیتی نمیدن.
    چه طور میتوان قناعت داد؟ چطور میتوانم تمرکز کرد ؟ وقتی صحبت می کنم چطور فکرم تو جای خودش باشه؟ و همین طور چطور میتونم با اجتماع کنار بیام؟ با این مریضی که من دارم چطور کنار بیام؟
    اگر زحمتی نمیشه را حل رو به صورت صحبت هایی که تو هپنوتیزم میشن در بیارین و من هم این گفته های شما رو صوتی میکنم و خومو هپنوتیزم میکنم به خودم تلقین میکنم تا که از این بیماری نجات پیدا کنم .
    مثلا:
    تو روز به روز باهوش تر و باهوشتر میشی.


    با احترام
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از khalid بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11629
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم اعتماد به نفس

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگو نمایش پست ها
    ببینید شما بی ربط گویی و پرش افکار هم دارید. شک نداشته باش که بیماری اعصاب و روان داری و حتما باید به یک روانپزشک مراجعه کنی. درمان بیماری شما هیپنوتیزم نیست. لطفا حرف منو گوش کنید و سریعا به یک متخصص روانپزشکی مراجعه کنید. بهتون گفتم اینترنتی و با مشاوره مشکلت حل نمیشه. نیاز به دارو داری.
    خیلی از داروهای روانپزشکی با داروهای اعصاب مشترک هست. همه داروها اعتیاد آور هستند حتی استامینوفن. که اون هم مشکل خاصی نیست و پس از درمان با کم کم قطع کردنش این عارضه هم برطرف میشه. الان فواید درمانی که داروها دارن ارزش بیشتری از عوارضشون داره. پس حتما برو و درمان شو. به حرف دوستان و همسایه ها هم داروهاتو قطع نکن. به پزشک خودت اعتماد داشته باش و فقط به همون مراجعه کن.
    تشکر برادر گرامی.
    داروهایی که دکتر اولی بهم داد دکتر دیگه او نو تایید نکرد و گفت نخور .
    من به حرف کدومشون گوش کنم . اولی ویا دومی اشتباه کرده . من خوب بیماری صرع که نداشتم چرا دکترم به من دوای صرع داد.
    من هم خوب نمی فهمیدم که داروی چیه. من هم ادم ساده سر هرکس باور میکردم تشحیص این دکتر هم که اشتباه بود .
    باز هم صحبت های شما رو رد نمیکنم و قبول میکنم.
    کوشش نهایی خودم رو میکنم که به یک روانپزشک برم.


    تشکر از شما.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به فال اعتقاد دارید؟
    توسط maraka در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 11-05-2016, 02:07 AM
  2. اعتماد بنفس عجیب قریب!
    توسط jackgonjishke در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 06-04-2014, 10:53 AM
  3. از نظر اعتقادی مشکل دارم
    توسط ali s در انجمن مشاوره فقهی و دینی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 05-30-2014, 07:29 PM
  4. عدم اعتماد به نامزد
    توسط یاسمن در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 05-24-2014, 12:31 PM
  5. اعتماد
    توسط نگار68 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 05-14-2014, 09:08 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

عدم اعتماد بنفس,  عدم اعتماد به شوهر,  عدم اعتماد به نفس در نوجوانان,  عدم اعتماد به نفس دانش آموزان,  عدم اعتماد به نفس در ازدواج,  عدم اعتماد به نفس چیست,  عدم اعتماد در رابطه,  عدم اعتماد در زندگی مشترک,  عدم اعتماد به نفس در کار,  عدم اعتماد شهادة الثانوية العامة,  عدم اعتماد مرد به زن,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید