مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 24

موضوع: غیرتی شدن برادر...

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    غیرتی شدن برادر...

    سلام دوستان

    من باز به مسئله ی دیگه ای برخوردم که برای حلش اومدم از شما کمک بگیرم

    قضیه از این قرار بود که من دوسه ماه پیش تو یه دوره ی آموزشی شرکت کردم
    کلاسش مختلط بود و مدرس هم همون جلسه های اول یعنی اولین جلسه ای که من رفتم یه گروه تو تلگرام درست کردبرای انتقال فایل ها و اطلاع رسانی ها
    شب همون روز که بهمون یه تکلیف داده بود برای جلسه ی بعدی ببریم من تو تلگرام آنلاین بودم که یکی از بچه های کلاس تو خصوصی بهم پیام داد و درباره ی تکلیف سوال کرد
    من هم جواب دادم بعد گفت وقتی انجام دادی واسه من هم عکسش رو بفرست چون بلد نیستم
    و چند دقیقه بعد هم یکی دیگه شون این دومی بعد اینکه جواب سوالش رو دادم میخواست وارد بحثای غیر درسی و این چیزا بشه منم گفتم باید برم و بعد دوسه بار دیگه پیام نداد

    از روی آی دی یکیشون مشخص بود که پسر هست و شناختمش
    اون یکی اسمش واضح نبود روی آی دی منم روم نشد بگم خودشو معرفی کنه
    خلاصه من هم فکر کردم چون اون موقع من آنلاین بودم میخواسته از من بپرسه
    بعدش عکس گرفتم و براش فرستادم
    بعد پرسید که رشته ات چیه و از این حرفا
    کمی که حرف زدیم دیدم هم رشته هستیم
    و وقتی تو گروه حرف زد و بچه های دیگه صداش کردن و از روی عکس آی دی اش شناختمش
    یه پسره بیست ساله با تیپ امروزی و با اخلاق و مودب


    من هم رسمی باهاش چت می کردم بعد دیدم یهویی شروع کرد به درد و دل
    منم تعجب کردم تو اولین بار و بدون شناخت از من چرا با من دردل میکرد!
    من هم روم نمیشد میخوام برم یا خداحافظی کنم
    وضع روحیش مناسب نبود و سر کلاس هم معمولا تا کسی ازش چیزی نمیپرسید تو بحثا شرکت نمیکرد
    اما من تو همه ی بحثا معمولا شرکت میکردم و نظر میدادم


    بعد که روزای دیگه بعد کلاس میومدیم تلگرام بازم تو خصوصی بهم پیام میداد و مثلا میگفت آفرین امروز فلان حرفو زدی خیلی خوب بوده و چیزای دیگه

    خلاصه بعد چند روز هر بار که من آنلاین میشدم ایشون هم بود معمولا حرف میزدیم
    حرفامون در چارچوب بود و بحث کلاس و درس و رشته و زندگی ایشون
    تا اینکه یه شب وقتی داشتیم در مورد یه سوال درسی حرف میزدیم بحث پیش اومد
    و دیدم باباش میشه دوست یکی از دایی های من

    بعد که اسم داییم رو گفتم شناخت و گفت خیلی با هم بیرون رفتیم با بابام
    اون چند باری که حرف میزدیم و سر کلاس از سکوت و منزوی بودنش معلوم بود یه مشکلی داره
    اون شب کل ماجرای زندگیش و مشکلات خونوادگیش رو برای من توضیح داد
    خیلی سختی ها رو پشت سر گذاشته بود و منم دلم واسش سوخت و خواستم بهش امید بدم
    البته تو کلاس فقط در حد سلام و احوالپرسی حرف میزدیم و چند وقت که گذشت گفت من و ایشون با هم فامیل هستیم!

    بعد چند روز دیدم هر موقع من آنلاین میشم ایشون هم پیام میده
    البته یه جورایی خودمم بهش عادت کرده بودم
    با اینکه هیچوقت نه تو دانشگاه نه محیط های دیگه هیچ رابطه ی صمیمی و اون مدلی با هیچ پسری نداشتم
    با اینکه چند سال از من سنش کمتر بود منم دید بدی پیدا نکرده بودم
    ولی بعد از چند بار که حرف زدیم دیدم رابطه مون داره از رسمی بودن یه مقدار خارج میشه
    البته نه اینکه حرف بی ربطی بزنه ها ولی مثلا قسم میخورد میگفت من فقط با تو درددل میکنم و دختر عمه هام
    من هم سعی کردم همون رسمی حرف زدنم رو حفظ کنم به هرحال ایشون پسر بود

    یه بار که حرف میزدیم می گفت مدرس سرکلاس گفته بعضیاتون رو میبینم تا نیمه شب با هم چت میکنین و آنلاین هستین منم گفتم خب راس گفته بعضی از بچه ها تا دیروقت تو گروه چت میکنن دیدم گفت نه منظورش من و تو هستیم!

    منم خیلی بهم برخورد و عصبانی شدم
    گفتم آقای فلانی اگه من با شما حرف میزنم بهتون اعتماد دارم و شما از داداش کوچیکه ی من هم سنتون کمتره
    و مثل داداشم هستین واسم همین

    بعد دیدم گفت شما هم جای خواهر بزرگتر من

    کمی خیالم راحت شد ولی بازم عذاب وجدان داشتم احساس کردم زیاد از حد حرف میزنیم
    خود من هم به پیام دادناش عادت کرده بودم و گاهی که سوالی که داشتم بهش پیام میدادم من واقعا مثل داداشم میخواستم کمکش کنم
    ازم آدرس روانشناس میخواست و من بهش گفتم
    بعدش دیدم گفت از یکی از دخترای کلاس خوشم اومده و میخوام واسم خواهری کنی و ببینی چند سالشه
    منم پرسیدم بهش گفتم خلاصه از دختره خواستگاری کرد و چون ازش سنش کمتر بود جواب منفی بهش داد

    من سرکلاس مثل همیشه با همه ی پسرای دیگه رسمی بودم و وقتی این پسر رو میدیدم از خودم خجالتم میومد
    یه بار هم بهم گفت چرا تو کلاس منو میبینی هزار تا رنگ عوض میکنی
    من هم به روی خودم نیاوردم گفتم من یه مقدار خجالتی هستم همین
    البته راست میگفت گاهی وقتی نگاهامون بهم میفتاد ازش خجالت میکشیدم و رنگم سرخ میشد!
    هر موقع میرفتم تلگرام و میدیدم آنلاین هست تلگرامم رو میبستم
    بعد چند روز دیدم خیلی معذب میشم و حس خوبی ندارم احساس کردم خدا ازم بدش میاد نمیدونم احساس گناه میکردم حس خیانت به خونواده ام!
    خلاصه چند روز گذشت دیگه حرف زدنای خصوصی ما کم و کمتر شد
    و فقط تو گروه با بقیه حرف میزدیم
    ایشون هم قراره چند روز دیگه برن سربازی و همه ی بچه ها سرکلاس بهش میگفتن داداش کوچیکه

    تا چند روز پیش من سر یه موضوعی با برادر کوچیکم حرف میزدم و میخواست به جای من کاری رو انجام بده
    منم گفتم خودم باید یاد بگیرم از حق خودم دفاع کنم چون تو این سن اگه نتونم دیگه تو نمیتونی کمکم کنی
    بعد که حرف زدیم
    گفتم من قدرت نه گفتنم پایین هست و این بعضی وقت ها برام ایجاد مشکل میکنه
    و بعد این ماجرا یه جورایی رو دلم مونده بود بهش جریان رو گفتم
    همینطوری که حرف میزدم گفتم چه دلیلی داشته اون پسر به تو پیام خصوصی بده و خارج از کلاس باهات حرف بزنه
    منم گفتم اون بهم آبجی میگفته فکر بد نکن
    بعدشم من میدونستم که نیت بدی نداره اصلا و هیچ حرف نامربوطی هم این مدت نزده خیلی پسر خوب و مودبیه و سنش هم 5 سال از من کمتره
    ولی دیدم عصبانیتش رو پنهان کرد و گفت چرا بهش نگفتی دلت نیمخواد باهاش حرف بزنی یا بلاکش میکردی!
    منم گفتم خب اون حرف بدی نزده اصلا ولی من معذب بودم همین
    خلاصه همه رو بهش گفتم که متوجه بشه پسر بدی نیست
    و گفتم من تو حرف زدن رودربایسی دارم و بعضی وقت ها نتونستم بهش بگم باید برم یا دوست ندارم زیاد حرف بزنیم و از این چیزا

    بعدش رفته بود به مادرم گفته بود که میخوام آدرس خونه ی اون پسره رو از دایی بگیرم و برم ببینمش که به چه حقی به خواهر من پیام خصوصی غیر درسی داده و از این حرفا

    بعدش هم مادرم بهم گفت نباید اینارو بهش میگفتی داداشت هنوز بچه است و غیرتی میشه
    منم گفتم من بهش اعتماد کردم و فقط یه درددل خواهرانه بود که اینجوری بزرگش کرده و میخواد آبروی منو ببره
    بعد دوسه روز بهش گفتم اون جریان رو که برات تعریف کردم برام حل شده و هیچ مشکلی نیست الان
    چون حرف زدن خصوصی ما دیگه تموم شد و اگه هم بود استنثنا بود واسه کارای درسی
    بعدش هم به مادرم گفتم چت های ما تو تلگراممه و من بهش نشون میدم که خیالش راحت بشه
    ولی میترسم بره به این پسر چیزی بگه و آبروی من به خطر بیفته
    بعد هم پسره نسبت به من بدبین بشه

    علاوه بر این ها داداش دومی من دوسه بار اون پسر رو دیده چون یکی دوبار من جزوه نیاز داشتم و تو کلاس مطرح کردم ایشون گفت من واسه ات میارم
    منم گفتم بیار محل کار داداشم اونجا ازت میگیرم

    داداش بزرگم هم وقتی با گروه اردو رفته بودیم عکسارو دید و گفتم این پسر خوبیه و همه ی بچه ها بهش داداش میگن
    اونم خندید گفت پس رفیقین با همدیگه البته شوخی میکرد

    اون دو تا داداشم متاهل هستن و هیچ مشکلی نداشتن چون خدایی چیزی نبود
    ولی این کوچیکه پسر حساسیه نمیدونستم اینجوری میکنه وگرنه نمیگفتم بهش

    الان هم استرس دارم که نکنه یه کاری دستم بده به نظرتون باید چیکار کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربـه 1 نمایش پست ها
    ببین ابجی
    این دوره زمونه اکثر صحبتا و درد و دلا از رو شهوته
    انقد دختر و پسر هستن که فقط دنبال یه لحظه هستن برای سو استفاده از طرف
    مراقب خودت باش زیادی رو میدی به بعضی پسرا
    من دختر احساسی و مهربونیم همیشه سعی میکنم وقتی کسی مشکلی داره و ازم کمکی میخواد واسش انجام بدم

    اما تا حدی از حرف زدن حاشیه و خصوصی با پسرا خوشم نمیاد و معذب میشم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33431
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.88
    نوشته ها
    189
    تشکـر
    176
    تشکر شده 96 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    نباید به داداشت میگفتی حالا هم که گفتی نگران نباش اگه داداشت بره باهاش حرف بزنه اونم که میگی پسر خوبیه مطمین باش با حرف زدن حلش میکنه و کار به بحث و دعوا و آبرو ریزی نمیرسه فقط دیگه بهش پیام نده من از این حس غیرتی پسرا خوشم میاد

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از zeinab1990 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    [QUOTE=zeinab1990;229793]نباید به داداشت میگفتی حالا هم که گفتی نگران نباش اگه داداشت بره باهاش حرف بزنه اونم که میگی پسر خوبیه مطمین باش با حرف زدن حلش میکنه و کار به بحث و دعوا و آبرو ریزی نمیرسه فقط دیگه بهش پیام نده من از این حس غیرتی پسرا خوشم میاد

    ممنون عزیزم

    من دیگه بهش اصلا پیام ندادم ولی تو کلاس یا گروه میریم حرف میزنیم اما خصوصی نه

    آخه همش گیر میداد من هم گفتم من بزرگ شدم باید خودم مسائلم رو حل کنم دیگه این رو گفتم بدونه گاهی وقتا باید آدم یه چیزایی رو بلد باشه
    غیرتی شدن خوب هست اما به جاش
    دیگه هر چیزی باشه هیچوقت بهش نمیگم با اینکه خیلی رو خودش حساب میکنه ولی به نظرم هنوز بچه است
    اگه چیزی بود که من بهش نمیگفتم
    بارها بوده کسی بیرون حرفی زده یا میخواسته مزاحم بشه من هیچوقت بهشون نگفتم که شر نشه.

    ولی میترسم چیزی بگه

    چند روزه گیر داده میگه منو تو گروه کلاسیتون اد کن میخوام ببینم چجوریه حرف زدناتون!
    منم اجازه گرفتم از مدرس ادش کردم !
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33431
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.88
    نوشته ها
    189
    تشکـر
    176
    تشکر شده 96 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    [quote=یلدا 25;229795]
    نقل قول نوشته اصلی توسط zeinab1990 نمایش پست ها
    نباید به داداشت میگفتی حالا هم که گفتی نگران نباش اگه داداشت بره باهاش حرف بزنه اونم که میگی پسر خوبیه مطمین باش با حرف زدن حلش میکنه و کار به بحث و دعوا و آبرو ریزی نمیرسه فقط دیگه بهش پیام نده من از این حس غیرتی پسرا خوشم میاد

    ممنون عزیزم

    من دیگه بهش اصلا پیام ندادم ولی تو کلاس یا گروه میریم حرف میزنیم اما خصوصی نه

    آخه همش گیر میداد من هم گفتم من بزرگ شدم باید خودم مسائلم رو حل کنم دیگه این رو گفتم بدونه گاهی وقتا باید آدم یه چیزایی رو بلد باشه
    غیرتی شدن خوب هست اما به جاش
    دیگه هر چیزی باشه هیچوقت بهش نمیگم با اینکه خیلی رو خودش حساب میکنه ولی به نظرم هنوز بچه است
    اگه چیزی بود که من بهش نمیگفتم
    بارها بوده کسی بیرون حرفی زده یا میخواسته مزاحم بشه من هیچوقت بهشون نگفتم که شر نشه.

    ولی میترسم چیزی بگه

    چند روزه گیر داده میگه منو تو گروه کلاسیتون اد کن میخوام ببینم چجوریه حرف زدناتون!
    منم اجازه گرفتم از مدرس ادش کردم !
    کار خوبی کردی ادش کردی دیگه خیالش راحت میشه که اونجا فقط بحث درسی هست نگران چیزی نباش داداش منم همینطوره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از zeinab1990 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    [QUOTE=zeinab1990;229796]
    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    کار خوبی کردی ادش کردی دیگه خیالش راحت میشه که اونجا فقط بحث درسی هست نگران چیزی نباش داداش منم همینطوره
    ممنونم عزیزم
    خدا میدونه چیزی نبود اصلا ولی چون من از حرف زدن و چت کردنای خصوصیمون معذب میشدم و نمیتونستم چیزی بگم واسه همین مطرح کردم
    اون پسر طفلی هم پسر پاک و مودبیه من ازش بی احترامی ندیدم اصلا همیشه هم میگه مثل خواهر بزرگم هستی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33431
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.88
    نوشته ها
    189
    تشکـر
    176
    تشکر شده 96 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    تو دختر پاک و با شخصیتی هستی ولی یه چیزی بهت میگم خواهرانه به بعضی از این پسرای به ظاهر مودب اصلا نمیشه اعتماد کرد حتی اینکه اون سنش از شما کوچکتر باشه دلیل نمیشه که بگی قصد بدی نداشته باشه نگرانی داداش شما هم سر همینه که جنس خودشو بهتر میشناسه

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. کاربران زیر از zeinab1990 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.12
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 753 بار در 531 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    نقل قول نوشته اصلی توسط zeinab1990 نمایش پست ها
    تو دختر پاک و با شخصیتی هستی ولی یه چیزی بهت میگم خواهرانه به بعضی از این پسرای به ظاهر مودب اصلا نمیشه اعتماد کرد حتی اینکه اون سنش از شما کوچکتر باشه دلیل نمیشه که بگی قصد بدی نداشته باشه نگرانی داداش شما هم سر همینه که جنس خودشو بهتر میشناسه

    فرستاده شده از GT-I9505ِ من با Tapatalk
    لطف دارید عزیزم خوبی از خودتونه

    من زیادی احساسی هستم و دلسوز
    وقتی حرفاشو شنیدم و دیدم خیلی سختی کشیده خواستم کمکش کنم حال روحیش بهتر بشه گفتم خدارو خوش میاد
    ولی بعد ها هم ازش پرسیدم که اتفافی به من پیام داده که انلاین بودم گفت نه از روی اسمت شناختم
    همیشه هم ازم تعریف میکرد من چون سنش ازم کمتر بود گفتم مثل داداشم میمونه!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    31215
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.28
    نوشته ها
    743
    تشکـر
    978
    تشکر شده 928 بار در 487 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    عزیزم معمولا اینجوریه که پسرای مجرد زیر ۳۰ نسبت به خواهر مجردشون تعصب زیادی دارن و این حرفا رو نباید بهشون گفت.
    هر چقدم کم سن تر باشن غیرتی تر هستن!

    بعدشم واسه من عجیبه چرا انقد واست مهمه و نگرانی که داداشت بره باهاش حرف بزنه !

    اگه نگرانی دعواشون بشه و اتفاق بدی بیفته ؛ به نظرم چون داداشت میدونه هیچ چیزی این وسط نبوده و

    همه چیز در حد یک مکالمه معمولی بوده و اون آقا هم که میگی مودب و با اخلاقه جای نگرانی نیست؛

    فوقش شاید فقط یه کم تند حرف بزنن نه بیشتر!

    اگرم اینجوری نگرانیت رفع نمیشه از مادرت بخواه باهاش حرف بزنه و آرومش کنه.

    اما اگه نگران آبروریزیش هستی بازم من درک نمیکنم و به نظرم دلیلی برای نگرانی وجود نداره چون شما و اون آقا که هیچ صنمی با هم ندارین نگران این باشی رابطتون به هم بخوره!

    همسایه و فامیلم نیستین که بعدا چشم تو چشم بشین خجالت بکشین!
    فقط باباش دوست دایی شماس که حتی اگه یک درصدم داییتون متوجه بشه قطعا طرف شماست و نمیره این موضوعو همه جا جار بزنه که آبروتون بره!

    این موضوعم که برادر یک دختری بره سراغ پسری که فکر میکنه مزاحم خواهرش شده توی مملکت ما یک چیز طبیعیه و قطعا اون آقا اینو متوجه میشه!

    پس کلا دلیلی برای نگرانی شما وجود نداره به نظر من!

    اما در رابطه با خودت میخوام یه چیزی رو خیلی رک بهت بگم؛

    عزیز من اگه بخوای واسه هر بنی بشر مذکری که از راه میرسه الکی دلسوزی کنی و بشینی پای درد دلش

    و بشی سنگ صبورش هر چندم به قصد کمک٬

    اونم به کسی که هیچ وظیفه و تعهدی در قبالش نداری و حتی از نیتشم خبر نداری؛

    کلاهت پس معرکه س!!!

    خیییلیا همین راهو رفتن و آخرش خودشون موندن و یک دل شکسته و روح زخمی که هیچکسم پاسخگوی حال و روزشون نیست چون فقط خودشون مقصر بودن و اجازه دادن از سادگی و مهربونیشون سوء استفاده بشه!
    ویرایش توسط رامونا : 01-30-2017 در ساعت 07:53 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14030
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    5.26
    نوشته ها
    4,596
    تشکـر
    447
    تشکر شده 2,640 بار در 1,444 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : غیرتی شدن برادر...

    این داداش کوچیکیه چند سالشه؟؟

    به نظرم 2 تا اشتباه کردی :

    1 : نتونستی رابطت را کنترل کنی و یکم جاده خاکی رفتی به نظرم همون رسمی را ادامه بده و دایه عزیز تر از مادر نشو واسه پسری چون هم واسه خودت هم اون پسر وابستگی ایجاد میکنی که نرمال نیست


    2 : واسه داداشت رقیب تراشی کردی یعنی چی مثل داداشمه؟؟؟ به نظرم عکس العملش نرمال هستش حس رقابت و حسادتش را شعله ور کردی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. 2 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۲۱ عکس که شاید شما رو ترغیب به ایرانگردی بکنه
    توسط ستیلا در انجمن ایرانگردی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 04-18-2016, 02:00 AM
  2. دوست پسر غیرتی
    توسط کتایون در انجمن اخلاق و رفتار
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: 10-24-2015, 12:28 AM
  3. راه های ترک غیبت و سخن چینی
    توسط pari@ در انجمن مشاوره فقهی و دینی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-28-2015, 05:49 PM
  4. هنر برخورد با آدم‌های غیرمنطقی
    توسط mahastey در انجمن آموزش مهارت های زندگی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-23-2015, 01:20 AM
  5. دوست پسر غیرتی
    توسط کتایون در انجمن مشاوره ازدواج
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 01-03-2014, 03:40 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

داداش غیرتی من

برادر غیرتی منرمان داداش غیرتیداستان غیرتی شدن برادرداداش یعنی غخاطره ای از غیرتی شدن داداش کتکروان شناسی غیرت رو خواهرداداشم غخاطرات داداش غیرتیداستان برادرغیرتیداستان داداش کوچیکه و آبجی بزرگهداداشم غیرتی شدغیرتی شدنداداش غیرتیداداشم غیرتی بودرمان برادر غیرتیغیرتی شدن داداشمداداش غیرتی وشکاکغیرتی شدن عمرداستان داداش کوچیکه غیرتیبرادر غيرتيداداش غیرتی مشکوکغیرت برادر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

غیرتی,  غیرتی شدن پسرا,  غیرتی شدن,  غیرتی شدن لی مین هو,  غیرتی به انگلیسی,  غیرتی شدن شهاب حسینی,  غیرتیم,  غیرتی شدن مردان,  غیرتی ام,  غیرتی ترین شخصیت رمان,  غیرتی شدن پسرا,  غیرتی شدن,  غیرتی شدن لی مین هو,  غیرتی شدن شهاب حسینی,  غیرتی شدن مردان,  غیرتی شدن عمر برای دفنه,  غیرتی شدن جواد عزتی,  غیرتی شدن مورات,  غیرتی شدن پسران,  غیرتی شدن کمال,  فکر بد,  فکر بد گناه است,  فکر بد در نماز,  فکر بدنکن,  فکر بدنامی مکن,  فکر بد در مورد دیگران,  فکر بد بینی,  فکر بد گناه,  چگونه فکر بد نکنیم,  دعا برای فکر بد,  قدرات,  قدرة قادر,  قدرت في الداخل,  قدرتنا,  قدرت سونماز,  قدرة الله,  قدرت تبعد,  قدرتى تفرطى فى واحد,  قدرت انساك,  قدرت كاراي,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید