مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 32

موضوع: فرار از خانه

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.39
    نوشته ها
    1,915
    تشکـر
    3,900
    تشکر شده 2,696 بار در 1,309 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط just!n نمایش پست ها
    خواهرم که نمیاد
    میگه من باهاش مشکلی ندارم و کاری به کار من نداره
    میدونم مادرم و زندگی توی تهران رو دوست داره و فکر میکنم اون چیزایی رو که میدونم رو نمیدونه
    در مورد آروم حرف زدنم امیدوارم که بتونم
    چون میدونم وقتی بفهمه مدرسه نرفتم و رفتم قم خیلی عصبانی میشه و من رو هم تحریک میکنه به عصبانیت
    حق داشتی مدرسه نری. غیر این بود عجیب بود.
    اهمیت نده اشتباهی نکردی ک بخاد عصبانی شه.
    انشالله ک روال شه ...
    خبرشو بده باز اینجا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "ملکه شیشه ای"

    ملکه ها همه شبیه همند
    بی اعتنا ، قوی ، مغرور
    ولی فقط یکیشون شیشه ایه..
    اونی که شکستنو باچشمای بسته ام از بر میخونه...

  2. کاربران زیر از ملکه شیشه ای بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.71
    نوشته ها
    4,133
    تشکـر
    6,621
    تشکر شده 6,779 بار در 2,841 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط just!n نمایش پست ها
    خواهرم که نمیاد
    میگه من باهاش مشکلی ندارم و کاری به کار من نداره
    میدونم مادرم و زندگی توی تهران رو دوست داره و فکر میکنم اون چیزایی رو که میدونم رو نمیدونه
    در مورد آروم حرف زدنم امیدوارم که بتونم
    چون میدونم وقتی بفهمه مدرسه نرفتم و رفتم قم خیلی عصبانی میشه و من رو هم تحریک میکنه به عصبانیت
    خب شاید اگه بفهمه چرا مدرسه نرفتی دیگه عصبانی هم نشه!

    اصلا خودتو باهاش وارد بحث جدی و شدید نکن...فقط بهش بگو اذیت میشی و نمیخوای تو این شرایط باشی

    امیدوارم یه جوری هم بتونی خواهرت رو راضی کنی ببری...

    چون ممکنه اون آدمی که میاد خونه ی مادرت و انقدر بی شرمه واسش دردسر درست کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چقد سخته دنیای من باشیو

    بدون بهونه ازم دور شی

    ازم بگذری و ندونم چرا

    بهت دل ببندم، تو مغرور شی...

  4. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33178
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    18
    تشکـر
    17
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    حق داشتی مدرسه نری. غیر این بود عجیب بود.
    اهمیت نده اشتباهی نکردی ک بخاد عصبانی شه.
    انشالله ک روال شه ...
    خبرشو بده باز اینجا
    واقعا ممنونم
    نمیدونم شما چن سالتون هست ولی قطعا از من بزرگتر هستید و جای مادر نداشته ی من کمکم کردید !
    خواهرم میدونه این چن روز رو مدرسه نرفتم و استرس شدیدی وارد میکرد. از طرفی هم همونطور که گفتم امروز مدام از مدرسه زنگ میزدن و هر زنگ استرس منو بیشتر میکرد که نکنه مادرم باشه و فهمیده باشه. چون نمیخوام رو در رو باهاش حرف بزنم.
    همش فکر میکردم این کار اشتباهه !
    به هرحال حرف های شما استرسم رو خیلی کمتر کرد.
    امیدوارم کاری که میکنم درست باشه.
    سپاس فراوان از شما ملکه شیشه ای
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.39
    نوشته ها
    1,915
    تشکـر
    3,900
    تشکر شده 2,696 بار در 1,309 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط just!n نمایش پست ها
    واقعا ممنونم
    نمیدونم شما چن سالتون هست ولی قطعا از من بزرگتر هستید و جای مادر نداشته ی من کمکم کردید !
    خواهرم میدونه این چن روز رو مدرسه نرفتم و استرس شدیدی وارد میکرد. از طرفی هم همونطور که گفتم امروز مدام از مدرسه زنگ میزدن و هر زنگ استرس منو بیشتر میکرد که نکنه مادرم باشه و فهمیده باشه. چون نمیخوام رو در رو باهاش حرف بزنم.
    همش فکر میکردم این کار اشتباهه !
    به هرحال حرف های شما استرسم رو خیلی کمتر کرد.
    امیدوارم کاری که میکنم درست باشه.
    سپاس فراوان از شما ملکه شیشه ای
    اره یکم بزرگترم ولی نه اونقدر
    خوبه اروم شدی. اصن استرس نداشته باش. واکنشت طبیعیه. حق داشتی
    منم امیدوارم حل شه همه چی.
    موفق باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "ملکه شیشه ای"

    ملکه ها همه شبیه همند
    بی اعتنا ، قوی ، مغرور
    ولی فقط یکیشون شیشه ایه..
    اونی که شکستنو باچشمای بسته ام از بر میخونه...

  7. کاربران زیر از ملکه شیشه ای بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33178
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    18
    تشکـر
    17
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خب شاید اگه بفهمه چرا مدرسه نرفتی دیگه عصبانی هم نشه!

    اصلا خودتو باهاش وارد بحث جدی و شدید نکن...فقط بهش بگو اذیت میشی و نمیخوای تو این شرایط باشی

    امیدوارم یه جوری هم بتونی خواهرت رو راضی کنی ببری...

    چون ممکنه اون آدمی که میاد خونه ی مادرت و انقدر بی شرمه واسش دردسر درست کنه
    بله ! وقتی بهش بگم دیگه عصبانی نمیشه بلکه شرم زده میشه.
    به نظر شما بعدش میتونیم توی اون شرایط با هم زندگی کنیم؟ حتی برای یکروز ؟
    در مورد خواهرم خودم هم دوست دارم ببرمش ولی میدونم الان قبول نمیکنه.
    بعد از این که رفتم قم احتمالا روم بشه همه چی رو بهش بگم و اون موقع دیگه تصمیم با خودشه !
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.71
    نوشته ها
    4,133
    تشکـر
    6,621
    تشکر شده 6,779 بار در 2,841 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط just!n نمایش پست ها
    بله ! وقتی بهش بگم دیگه عصبانی نمیشه بلکه شرم زده میشه.
    به نظر شما بعدش میتونیم توی اون شرایط با هم زندگی کنیم؟ حتی برای یکروز ؟
    خب زندگی که میشه کرد ولی دیگه باهم راحت نیستید...مثه یه خوابگاه که هرکس سرش به کار خودشه!

    فقط بدون وقتی کسی شرمنده میشه دیگه نباید بیشتر از این به روش اورد

    تو حرفت رو بهش میزنی دیگه خودشه که میدونه چرا باعث این شرایط شده

    سعی کن حداقل به عنوان کسی که ازت بزرگتره بهش بی احترامی نکنی...فقط بگو که این شرایط رو نمیخوای و خوب وبدش هم پای خودشه

    در مورد خواهرت هم اگر تونستی بهش بگی که خوب

    دیگه خواهرت هم 17 سالشه خودش میدونه چی بهتره و نمیشه زورش کرد

    و اینو بدون هرکس مسئول اعمال خودشه و نمیشه ما بخاطر تصمیمات دیگران خودمون رو ناراحت کنیم

    تو یه پست دیگه ات خوندم که میخوای بری پیش روانشناس...

    حتما برو خیلی بهت کمک میکنه که این شرایط رو پشت سر بذاری و بتونی به روال عادی برگردی

    خدا رو شکر که پسر عاقل و فهمیده ای هستی...موفق باشی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چقد سخته دنیای من باشیو

    بدون بهونه ازم دور شی

    ازم بگذری و ندونم چرا

    بهت دل ببندم، تو مغرور شی...

  10. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33178
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    18
    تشکـر
    17
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خب زندگی که میشه کرد ولی دیگه باهم راحت نیستید...مثه یه خوابگاه که هرکس سرش به کار خودشه!

    فقط بدون وقتی کسی شرمنده میشه دیگه نباید بیشتر از این به روش اورد

    تو حرفت رو بهش میزنی دیگه خودشه که میدونه چرا باعث این شرایط شده

    سعی کن حداقل به عنوان کسی که ازت بزرگتره بهش بی احترامی نکنی...فقط بگو که این شرایط رو نمیخوای و خوب وبدش هم پای خودشه

    در مورد خواهرت هم اگر تونستی بهش بگی که خوب

    دیگه خواهرت هم 17 سالشه خودش میدونه چی بهتره و نمیشه زورش کرد

    و اینو بدون هرکس مسئول اعمال خودشه و نمیشه ما بخاطر تصمیمات دیگران خودمون رو ناراحت کنیم

    تو یه پست دیگه ات خوندم که میخوای بری پیش روانشناس...

    حتما برو خیلی بهت کمک میکنه که این شرایط رو پشت سر بذاری و بتونی به روال عادی برگردی

    خدا رو شکر که پسر عاقل و فهمیده ای هستی...موفق باشی.
    ممنون از پاسختون .
    خواهرم که خودم هم نگرانش هستم. ولی راستشو بخواید میترسم بهش بگم و اون بیشتر تحریک به موندن بشه و بخواد تجربه کنه . چون اون مرد یا نامرد چرب زبونه و میترسم تو دله خواهرم بشینه
    روانشناسو که قرار بود با مادرم برم . ولی با این شرایط که نمیشه دیگه . قم هم بخوام برم باید تنها برم چون پدرم هم تقریبا ی آدم بیخیالی هست و فک نمیکنم بیاد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    😉😉😉😉😉
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    25500
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    77
    تشکـر
    232
    تشکر شده 122 بار در 86 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    من واقعا هنگ کردم .
    فقط ب خدارو ب حق آبروی حضرت زهرا قسم میدم‌.
    هیچ بچه ای این روزارو نبینه.....
    ایشالله که ب جایی برسی و این روزارو بکنی آینه ی عبرت برای خودت .
    ازت خواهش میکنم هوای خواهرتو داشته باش ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. کاربران زیر از الهه‌ی‌عشق بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33178
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    18
    تشکـر
    17
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه‌ی‌عشق نمایش پست ها
    من واقعا هنگ کردم .
    فقط ب خدارو ب حق آبروی حضرت زهرا قسم میدم‌.
    هیچ بچه ای این روزارو نبینه.....
    ایشالله که ب جایی برسی و این روزارو بکنی آینه ی عبرت برای خودت .
    ازت خواهش میکنم هوای خواهرتو داشته باش ...
    انشاالله
    راستش رو بخواید تا قبل از اینکه راه حل رفتن به قم رو پیدا کنم کلی بد و بیراه به خدا میگفتم و کلا از کمکش نا امید بودم . هر روز گریه در حد اینکه زیر چشام بدجور گود شده بود .میگفتم مگه میشه آدم هم توی اجتماع تنها باشه هم توی خانواده
    اما الان فک میکنم خدا این راه حلو تو دلم انداخت و امیدوارم تا آخرش که تموم بشه کمکم کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.71
    نوشته ها
    4,133
    تشکـر
    6,621
    تشکر شده 6,779 بار در 2,841 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : منه فرار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط just!n نمایش پست ها
    ممنون از پاسختون .
    خواهرم که خودم هم نگرانش هستم. ولی راستشو بخواید میترسم بهش بگم و اون بیشتر تحریک به موندن بشه و بخواد تجربه کنه . چون اون مرد یا نامرد چرب زبونه و میترسم تو دله خواهرم بشینه
    روانشناسو که قرار بود با مادرم برم . ولی با این شرایط که نمیشه دیگه . قم هم بخوام برم باید تنها برم چون پدرم هم تقریبا ی آدم بیخیالی هست و فک نمیکنم بیاد.
    خب تنهایی برو بازم بهتر از اینکه نری

    شاید خواهرت هم فهمیده ولی روش نشده به تو بگه

    حالا ممکنه تو بری قم دیگه پدرت هم اجازه نده که خواهرت بمونه پیش مادرت و اونو هم بیاره پیش خودتون

    فعلا باید صبر کنی ببینی شرایط خودت چجوری میشه وقتی مطمئن شدی بعد خواهرت رو هم ببری یا حداقل آگاهش کنی

    امیدوارم شرایط به خوبی پیش بره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چقد سخته دنیای من باشیو

    بدون بهونه ازم دور شی

    ازم بگذری و ندونم چرا

    بهت دل ببندم، تو مغرور شی...

  16. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

فرارو,  فرار از زندان 2,  فرار مغزها,  فراری در ایران,  فراري سيارات,  فرار از زندان,  فراري العاب سيارات,  فراری در تهران,  فراری انزو,  عالم فيراري,  فرار از زندان,  فرار از زندان 2,  فرار از زندان قسمت 94,  فرار از زندان قسمت 92,  فرار از زندان قسمت 70,  فرار از زندان قسمت 60,  فرار از زندان قسمت 95,  فرار از زندان قسمت 79,  فرار از زندان فصل پنجم,  فرار از زندان فصل 2,  فکر,  فکرخانە,  فکر آخرت,  فکرونی ام کلثوم,  فکري پوهنه,  فکرشم نکن محمد علیزاده,  فکر را پر بدهید,  فکر بکر,  فکر مثبت,  فکر نو,  لباس,  لباس من خمس حروف,  لباس الحجاج,  لباس مغربي,  لباس مكون من 5,  لباس المحجبات,  لباس على الراس,  لباس شرعي,  لباس من 5,  لباس المرأة المسلمة,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید