مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 37 از 37

موضوع: مشکل تنهایی

  1. Top | #31



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    34127
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.32
    نوشته ها
    10
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    من از گفته هاتون دو سوال برام ایجاد شد:
    اول اگه برای رفع این تنهایی میخواید ازدواج کنید خب چرا با شماره دادن و پیشنهاد دادن تو خیابون!؟
    به خونواده تون بگید دختر خوب و هم کفو با خودتون رو براتون پیدا کنن
    یا اگه خودتون کسی رو در نظر دارید خب به خونواده بگید و مقدمات رو فراهم کنید
    دوم اگه منظورتون از تنهایی این هست که با دختری دوست بشید و یه رابطه ی دوستی داشته باشید که خب فرق میکنه
    به قول خودتون از شماره دادن تا حرف زدن تو خیابون یا پارک یا دانشگاه، محل کار و جاهای دیگه هم میشه با هم صحبت شدن یا سر بحث رو باز کردن با کسی دوست شد
    یه هرحال هدفتون رو اول مشخص کنید و بعد از راه درست دنبالش باشید که بهش برسید.

    با توجه به نظرات دوستان
    من اگه بخوام نظر خودم رو بگم به نظرم ازدواج یه امر هدفمند و با مسئولیتی هست که باید از راه درست به دنبالش بود
    به نظر من پیشنهاد دادن تو بیرون به هر نحوی که باشه کار درستی نیست و من به شخصه هیچکدوم از پیشنهادها رو قبول نکردم و نمی کنم
    مگه اینکه با واسطه باشه یا یکی از اعضای خونواده مثلا مادر همراه دختر باشن
    مثلا پیش اومده من با مادرم جایی رفتیم و خانومی من رو از مادرم خواستگاری کرده خب من ترجیح دادم سکوت کنم
    مثلا یه بار من با مادرم بیرونقدم میزدیم بعد خسته شدیم رو یه صندلی نشسته بودیم
    یه خانومی اومد و کنارمون نشست و از صحبت درباره ی آب و هوا سر صحبت رو باز کرد
    تا چند دقیقه بعد نظر مادرم رو در مورد خواستگاری از من پرسید
    حالا بعدش هم برادر بزرگم نحوه ی آشناییمون رو متوجه شد بهش برخورد و گفت تو خیابون مگه جای خواستگاریه!؟
    من توضیح دادم که با مادرم بودم و ایشون منظور بدی نداشته و چون آدرس و شناختی از ما نداشته و اولین بار همو دیده بودیم سوالاتی پرسید...

    ولی به نظرم محترمانه نیست که پسری بیرون به دختری پیشنهاد ازدواج بده و بعد بره خواستگاریش
    حالا شرایط و موقعیت پسر هر چی هم باشه دلیلی نمیشه راه درست رو بذاره کنار
    مواردی که برای من بوده پیشنهاد خانوما رو هم قبول نکردم که پسرشونم باهاشون نبوده چون دختر حرمت داره و باید اونو از خونواده اش خواستگاری کرد نه از خودش
    برای یه دختر قشنگ نیست بیرون شماره ی کسی رو حتی مادر پسره رو هم بگیره و بعد آدم اصلا روش نمیشه به خونواده توضیح بده قضیه رو
    خب خونواده هم نمیگن صاحاب نداشتی بیرون از خودت خواستگاری کردن یا شماره خواستن و صورت خوشی هم نداره...
    البته باز هم عرض می کنم این نظر بنده هست و بعضی ها ممکنه مخالف باشن و روش های دیگه رو ترجیح بدن که گاها بعضیا هم به من میگن تو باید بری زن بگیری با این اخلاقت!
    ولی خب هر کسی دید و نظری داره و نظر همه هم محترم هست
    چون معتقدم اگه کسی دختری رو بخواد به هرحال آدرس خونه اش رو میتونه پیدا کنه و بره از خونواده اش رسمی خواستگاری کنه و این خیلی با ارزش تر هست
    و بعد یه زمانی بذارن برای شناخت از هم و زیر نظر خونواده ها
    مثلا هستن مواردی که خود پسرا از یه دختر خوششون میاد و بعد به خواهر یا مادر و خونواده شون میگن و اون ها پیگیری میکنن مثلا برادر من میخواست ازدواج کنه دوستش یه دختری رو بهش پیشنهاد داده بود که هم دانشگاهی من بود و بعد از من خواست که برم با دختره حرف بزنم و ببینم شرایط و اخلاقش چطوری هست
    یا برادر دیگه ام چند سال از یکی از دخترای فامیل خوشش اومده بود و یه بار هم به داداش دختره گفته بود بعد به ما گفت و براش خواستگاری رفتیم
    خب این ها چه ایرادی داره خیلی هم از شماره دادن و این کارا که شخصیت و شان آدم رو زیر سوال میبره به نظرم بهتر هست
    حالا نمیدونم کیا با این نظر من موافقن و کیا مخالف
    ولی اگه مایل بودین نظراتتون رو بفرمایید.
    میدونید مشکل من انتخاب نشدن و پسند نشدن از طرف خانوماس که دلیلشو هم نمیدونم . بهرحال دخترایی که اگه یه روز قرار باشه برم خواستگاریشون مثل همون همکلاسیا و همکارا و دخترای تو پارک و خیابون و غیره هستن دیگه !
    وقتی همشون رد میکنن خب تو خواستگاری هم ردم میکنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #32



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    34127
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.32
    نوشته ها
    10
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2020 نمایش پست ها
    درود
    یکی از آن پست های جذاب جنجالی
    1-زن میخواهید چکار ؟ اصلا هدفتان از ازدواج چیست؟
    2-میدانید هرچه بیشتر زور بزنید بدتر میشود؟ پس زور نزنید
    3-کجا همه کس خوش بود؟ نمونه اش من...
    4-از طریق خانواده اقدام به ازدواج کنید
    5-به گمانم فعلا پیله را باز نکنید قدری بیشنر درش بمانید...میدانید چرا؟ چون گمانم این حس شما بیشتر شبیه حسادت است چون فرمودید "همه دارند من ندارم" آدم یاد کودک های خردسال میوفتد که پا میکوبند زمین میگویند :"مووووووووووخام" بعد هم که برایشان خریدند بعد از دو روز می اندازنش دور...
    چیزی فراتر از حسادته . یه جور نفرت شدید ! از دخترایی که میبینم متنفرم چون منو قبول نکردن و از پسرا متنفرم چون کسایی که واقعا دوسشون داشتم الان با اونا خوشن!

    من که چیز زیادی نمیخوام . فقط یه نفرو میخوام که کنارش ارامش روحی و جسمی داشته باشم چیز زیادیه ؟ اگه خدا میخواست تا اخر تنها باشم و بدبختی بکشم چرا اصلا نیاز عاطفی و جسمی گذاشته واسه من
    خب از اول نمیذاشت که اینقدر زجر نمیکشیدم
    حتی وقتی یه پسر به نامزدش میگه مثلا موهاتو بپوشون روانی میشم . چرا من نباید همچین کسی رو داشته باشم که مواظبش باشم و بهش محبت کنم؟ مگه چه گناهی کرده بودم که کل عمر تنها باشم
    ویرایش توسط ali99 : 03-01-2017 در ساعت 12:12 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #33



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7488
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.39
    نوشته ها
    346
    تشکـر
    935
    تشکر شده 1,084 بار در 567 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali99 نمایش پست ها
    بله ولی آمادگی مالی ازدواج رو ندارم همینطور آمادگی روحیشو
    هنوز نمیدونم چرا دخترا پسم میزنن . اگه برم خواستگاری هم بهرحال بازم جواب رد میشنوم و ایندفعه پیش خونوادم هم تحقیر میشم
    اگر آمادگی ازدواج رو ندارید بهتره دنبال دوست دختر هم نباشید، چون جز دردسر واعصاب خوردی چیزی نداره. بعدشم به فرض دوست دختری پیدا کردید مطمئن باش دختره بعد از چند ماه بهت میگه چرا نمیای خواستگاری؟ بعدشم که بهش بگید آمادگی ازدواجو ندارم باید چند سالی صبر کنی، دختره فکر میکنه به بازیش دادی ولت میکنه و میره. بعد میای اینجا پست شکست عشقی میزاری.

    درضمن هیچ دختری با یک بار پیشنهاد به غریبه جواب مثبت نمیده. خودتون بهتر میدونید که باید چند باری ناز دختر رو بکشید تا جوابتون بده. مگر اینکه دختره شما رو بشناسه. بقول دوستان اول باید یه رابطه معمولی مثل رابطه دو تا همکار باشه که دختر یه شناختی از شما داشته باشه بعد شما پیشنهاد دوستی بدید.

    قضیه خواستگاری با شماره دادن به دخترا از زمین تا آسمون فرق داره. توی خواستگاری خونواده ها در جریان هستن. هم دختر و هم پسر دوس دارن با صداقت حرف بزنن تا شناخت درستی بدست بیاد و قصد مخ زنی و زبون بازی و این چیزا رو ندارن.

    دخترا معمولا به کسی که از طریق خانواده و کاملا رسمی میان جلو بیشتر توجه میکنن تا کسی که فقط قصد مخ زدن اونا رو داره یا میخواد یه مدت بخاطر تنهاییش به بازیش بده.
    ویرایش توسط رنگو : 03-01-2017 در ساعت 01:29 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #34



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها مرگ است که راست میگوید
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.97
    نوشته ها
    571
    تشکـر
    14
    تشکر شده 177 بار در 142 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali99 نمایش پست ها
    چیزی فراتر از حسادته . یه جور نفرت شدید ! از دخترایی که میبینم متنفرم چون منو قبول نکردن و از پسرا متنفرم چون کسایی که واقعا دوسشون داشتم الان با اونا خوشن!

    من که چیز زیادی نمیخوام . فقط یه نفرو میخوام که کنارش ارامش روحی و جسمی داشته باشم چیز زیادیه ؟ اگه خدا میخواست تا اخر تنها باشم و بدبختی بکشم چرا اصلا نیاز عاطفی و جسمی گذاشته واسه من
    خب از اول نمیذاشت که اینقدر زجر نمیکشیدم
    حتی وقتی یه پسر به نامزدش میگه مثلا موهاتو بپوشون روانی میشم . چرا من نباید همچین کسی رو داشته باشم که مواظبش باشم و بهش محبت کنم؟ مگه چه گناهی کرده بودم که کل عمر تنها باشم
    درود خیلی ها هم مثل شما چیز زیادی نمیخوان...
    یک راه هست از آن پسرهایی که حرفه ایی هستند بروید باهاشان دوست شوید ازشان یاد بگیرید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می‌خورد؟ حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم میجنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.

  5. Top | #35



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.94
    نوشته ها
    789
    تشکـر
    876
    تشکر شده 565 بار در 384 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali99 نمایش پست ها
    میدونید مشکل من انتخاب نشدن و پسند نشدن از طرف خانوماس که دلیلشو هم نمیدونم . بهرحال دخترایی که اگه یه روز قرار باشه برم خواستگاریشون مثل همون همکلاسیا و همکارا و دخترای تو پارک و خیابون و غیره هستن دیگه !
    وقتی همشون رد میکنن خب تو خواستگاری هم ردم میکنن
    من واقعا تعجب می کنم با توجه به چیزایی که در مورد خودتون گفتین که خب وضعیت خوبی دارین نسبت به سن و شرایط
    ولی باید توجه کنین که دوست شدن یه دختر پسر 17-18 ساله با دختر پسرای بالای بیست سال فرق میکنه
    پسرها تا قبل از 24-25 سالگی بیشتر تابع احساس هستن و برای رفع تنهایی میرن با دخترا دوست میشن از اون طرف هم میبینن که دختره یا به قول بعضی دوستان روشن فکر پیشرفته و امروزی هست و کلا براش مهم نیست با دختر دوست باشه یا پسر یا چیزایی از این دست
    یا اینکه توخونه کمبود توجه و عاطفه داره و یا نیازهای عاطفی مقتضی سنش باعث میشه بره یا یه پسر دوست بشه
    حالا این بین درصد کمی هستن که به ازدواج میرسن و میتونن زندگی خوشبختی داشته باشن
    خیلی از پسرا و دخترا هستن که دوستی با جنس مخالف نداشتن و ازدواجشون سنتی بوده و خوشبخت هستن بستگی به دید و جهان بینی هر کسی داره
    شما به نظرم دارید اشتباه میکنید
    خودتونو جای یه دختر بذارید الان چند تا دختر تو رنج سنی شما میرن تو خیابون یا پارک بار اول با کسی دوست میشن
    خب با افزایش سن این روابط هدفمندتر میشه
    حداقل میدونن برای چی با هم دوست میشن و بیشترشون هم حالا برای آشنایی ازدواج هست و این اساس که اول خودشون همو بپسندن بعد به خونواده ها بگن
    این رو بدونید که پسری که خارج از خونواده و خواستگاری رسمی میره به دختری پیشنهاد دوستی یا ازدواج میده خیلی خیلی فرق میکنه با حالتی که با خونواده اش بره خواستگاری
    حالا شما چند تا خواستگاری رفتین که دخترا قبول نکردن؟
    یه مقدار خوش بین تر به موضوع نگاه کنید
    اگه هم گیریم کسی جواب رد بده حداقل میدونید چرا قبول نکرده نه که آدم سردرگم باشه که مشکلش چی میتونه باشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #36



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27944
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.22
    نوشته ها
    1,381
    تشکـر
    2,296
    تشکر شده 1,043 بار در 653 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali99 نمایش پست ها
    چیزی فراتر از حسادته . یه جور نفرت شدید ! از دخترایی که میبینم متنفرم چون منو قبول نکردن و از پسرا متنفرم چون کسایی که واقعا دوسشون داشتم الان با اونا خوشن!

    من که چیز زیادی نمیخوام . فقط یه نفرو میخوام که کنارش ارامش روحی و جسمی داشته باشم چیز زیادیه ؟ اگه خدا میخواست تا اخر تنها باشم و بدبختی بکشم چرا اصلا نیاز عاطفی و جسمی گذاشته واسه من
    خب از اول نمیذاشت که اینقدر زجر نمیکشیدم
    حتی وقتی یه پسر به نامزدش میگه مثلا موهاتو بپوشون روانی میشم . چرا من نباید همچین کسی رو داشته باشم که مواظبش باشم و بهش محبت کنم؟ مگه چه گناهی کرده بودم که کل عمر تنها باشم
    میگم حالا با خانواده چند جا برو خواستگاری خدا رو چی دیدی شاید یکی قبول کرد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #37



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    انکه میگفت منم بهر تو غمخوارترین..چه دل ازارترین شد چه دل ازارترین
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30434
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    215
    تشکـر
    91
    تشکر شده 203 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مشکل تنهایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ali99 نمایش پست ها
    سلام . من یه پسر 26 ساله و شاغل هستم . از زمانی که یادمه تنها بودم و هیچ دختری حاضر نشد باهام باشه
    به دخترای زیادی پیشنهاد دادم .. همشون یا دوست پسر داشتن یا شوهر داشتن یا کلا جوابشون منفی بود . دارم روانی میشم دیگه
    ظاهرمم بد نیس . قدم بلنده ورزشکارم و قیافمم همه میگن معمولی ای . هر چقد خودمو تو اینه نگاه میکنم نقص خاصی نمیبینم
    نمیدونم مشکل از کجاس دیگه . بد هم حرف نمیزنم باهاشون . با احترام و ادب صحبت میکنم . نمیدونم شاید چون مخ زنی بلد نیستم ! این اواخر دیگه یه جورایی حس جنون پیدا کردم که فکر کردم بهتره بیام مشاوره . از همه دخترها و پسرهای اطرافم متنفر شدم . چون نمیتونم مثل اونا خوش باشم . تو خیالم از کشتن و شکنجه کردنشون واقعا لذت میبرم . دلم میخواد یه اتفاقی بیفته زجر بکشن . دلم میخواد تکه تکه بشن البته تو خیال!
    دارم روانی میشم دیگه نمیدونم چیکار کنم. کاش حداقل میدونستم مشکل کجاست که برطرفش میکردم . الان سردرگمم اصلا .
    خواهشا نگید رو کارت تمرکز کن و نمیدونم وقتتو پر کن چون همه شو قبلا انجام دادم و هیچکدوم نتیجه نداده

    سلام
    شاید سریع سره اصل مطلب میرید مثلا همون روزاول که این خانوم و دیدین بهشون پیشنهاد میدین

    و این عجله شمابراشون سوتعبیرمیشه و فکرمیکنن هدفتون از این رابطه صرفا رابطه ی جنسی هست

    (تو ایجاد ارتباط باخانما هیچوقت عجله نکنین )

    چندروزی غیرمستقیم با فرد موردنظرتون درارتباط باشین (که این مورد بستگی به مکانی داره که با هم هستین میتونه دانشگاه..سرکاروغیره باشه)

    و توجه ش رو جلب کنین رفتاراشو بسنجید و اگه همونی بود که میخواین

    بهش مستقیما پیشنهاد اشنایی بدین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم

    که مبادا کسی آ ن را بدزدد و عاشقمان کند....

    غافل از اینکه برای عاشق کردنمان..عقلمان را میدزدند

    و ما می مانیم با قلبی که اندیشیدن بلد نیست"

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-27-2015, 03:05 PM
  2. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 09:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مشکل,  مشکل گیتی,  مشکل وقت کی دعا,  مشکلات زندگی در کانادا,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل اتصال mtp,  مشکلات زناشویی,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکل وایبر,  مشکل گشا,  مشکل تنهایی,  مشکل تنهایی و نداشتن دوست,  مشکل تنهایی کودکان,  حل مشکل تنهایی,  فکر,  فکرخانە,  فکر آخرت,  فکرونی ام کلثوم,  فکری پوهنه,  فکري پوهنه,  فکرشم نکن محمد علیزاده,  فکر را پر بدهید,  فکر بکر,  فکر مثبت,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید