مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: نادیده گرفته شدن و بی اهمیتی دیگران

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33354
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo
    میزان امتیاز
    0

    Unhappy نادیده گرفته شدن و بی اهمیتی دیگران

    سلام
    من یکسالو نیم ک نامزد کردم.
    سجاد خیلی خوش اخلاق و مهربان بود و واقعا از خود گذشته.ما قبلا دوست بودیم باهم.هم کلاسی و هم دانشگاهی بودیم.تا بعد درس عقد کردیم و حالا سربازه.
    از وقتی ک عقد کردیم میبینم خیلی به خانوادش بها میده.بخاطر هرکسی با من بحث میکنه.چون من اصلا خانوادشونو دوست ندادم و از ارتباط داشتن باهاشون خوشم نمیاد.ولی سجاد معتقد ک باید رفتو امد کنیم.اونا اصلا برخورد خوشی ندارن.واقعا رفت و امد باهاشون برام خیلی سخته.یه خانوادهی ک خیلی خاصن با تربیت من خیلی فاصله دارن.درک نمیکنه منو ک چقد اذیت میشم از این کارش .بدون مشورت با من قولی میده و بعد بمن میگه و من مخالفت میکنم ولی اون اونکارو انجام میده.از این کارش متنفرم.سرد میشم باهاش.اصلا پشیمون میشم از ازدواح باهاش اینجور مواقع.من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از sheyda sajad بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.30
    نوشته ها
    8,048
    تشکـر
    3,938
    تشکر شده 9,227 بار در 4,539 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : نادیده گرفته شدن و بی اهمیتی دیگران

    نقل قول نوشته اصلی توسط sheyda sajad نمایش پست ها
    سلام
    من یکسالو نیم ک نامزد کردم.
    سجاد خیلی خوش اخلاق و مهربان بود و واقعا از خود گذشته.ما قبلا دوست بودیم باهم.هم کلاسی و هم دانشگاهی بودیم.تا بعد درس عقد کردیم و حالا سربازه.
    از وقتی ک عقد کردیم میبینم خیلی به خانوادش بها میده.بخاطر هرکسی با من بحث میکنه.چون من اصلا خانوادشونو دوست ندادم و از ارتباط داشتن باهاشون خوشم نمیاد.ولی سجاد معتقد ک باید رفتو امد کنیم.اونا اصلا برخورد خوشی ندارن.واقعا رفت و امد باهاشون برام خیلی سخته.یه خانوادهی ک خیلی خاصن با تربیت من خیلی فاصله دارن.درک نمیکنه منو ک چقد اذیت میشم از این کارش .بدون مشورت با من قولی میده و بعد بمن میگه و من مخالفت میکنم ولی اون اونکارو انجام میده.از این کارش متنفرم.سرد میشم باهاش.اصلا پشیمون میشم از ازدواح باهاش اینجور مواقع.من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟

    اولا دوران نامزدی رو برای همین مسایل گذاشتن که شناخت پیدا کنید و بتونید تصمیم درستی رو بگیرید

    اینکه فقط در مورد سجاد حرف میزنید نشون میده تحت تاثیر احساسات و نه عقل و منطق نامزد کردید

    در صورتی که باید از همین امروز بدونید اگر قرار به ادامه این زندگی باشه باید خانواده سجادو مثل خودش دوست داشته باشید و گرنه روی آرامش در زندگی نخواهید دید

    یعنی به نوعی باید از حالت بچگانه بیرون بیایت و قبول کنید زندگی مشترک یعنی اشتراک در همه چی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    میان پرواز تا پرتاب... تفاوت از زمین تا آسمان است. پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی! پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند، پس پرواز را بیاموز...
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    8050
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.57
    نوشته ها
    1,470
    تشکـر
    3,820
    تشکر شده 3,277 بار در 1,139 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : نادیده گرفته شدن و بی اهمیتی دیگران

    دوست عزیز شما هنوز اول راه هستید باید خیلی مراقب زندگی ات باشی و قدم اول و اشتباه نری همونطور که شما دوست داری همسرت با خانواده ات رابطه گرم و صمیمی داشته باشه خوب ایشون هم همین توقع و رو داره هیچ وقت جلو همسرت از خانوادش حرف بدی نزن و رفت و امد کن و از الان همسرتو بر علیه خودت تحریک نکن مطالب زناشویی و سیاست های رفتاری زیاد بخون هیش سعی کن با خوش رویی همسرتو داشته باشی با لج بازی غرغرکردن ودعوا مطمئن باش قدم ازقدم برنمیرداری و فقط اوقات خودتوتلخ میکنی.خوشبخ بشی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32417
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    5.54
    نوشته ها
    993
    تشکـر
    605
    تشکر شده 1,190 بار در 630 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : نادیده گرفته شدن و بی اهمیتی دیگران

    نقل قول نوشته اصلی توسط sheyda sajad نمایش پست ها
    سلام
    من یکسالو نیم ک نامزد کردم.
    سجاد خیلی خوش اخلاق و مهربان بود و واقعا از خود گذشته.ما قبلا دوست بودیم باهم.هم کلاسی و هم دانشگاهی بودیم.تا بعد درس عقد کردیم و حالا سربازه.
    از وقتی ک عقد کردیم میبینم خیلی به خانوادش بها میده.بخاطر هرکسی با من بحث میکنه.چون من اصلا خانوادشونو دوست ندادم و از ارتباط داشتن باهاشون خوشم نمیاد.ولی سجاد معتقد ک باید رفتو امد کنیم.اونا اصلا برخورد خوشی ندارن.واقعا رفت و امد باهاشون برام خیلی سخته.یه خانوادهی ک خیلی خاصن با تربیت من خیلی فاصله دارن.درک نمیکنه منو ک چقد اذیت میشم از این کارش .بدون مشورت با من قولی میده و بعد بمن میگه و من مخالفت میکنم ولی اون اونکارو انجام میده.از این کارش متنفرم.سرد میشم باهاش.اصلا پشیمون میشم از ازدواح باهاش اینجور مواقع.من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟
    سلام عزیزم شما به شوهرت بله گفتی
    این دلیل نمیشه که همسرت از خانوادش جدا کنی
    وقتی اومد خاستگاریت خانوادش رو هم دیدی و میدونستی که تا اخر عمر باید باهاشون در ارتباط باشی
    اگه انقدر تحملشون برات سخته نباید بله میگفتی
    اما حالا که گفتی حق اینو نداری شوهرت از خانوادش جدا کنی
    چون با این کارت شوهرت رو از خودت زده میکنی
    باید بهشون احترام بزاری همونطور که توقع داری شوهرت به خانوادت احترام بزاره
    نیاز نیست باهاشون دوست صمیمی بشی ولی باید حتما بهشون احترام بزاری و بهشون سر بزنی
    به هر حال همسرت که حالا اینطور عاشقانه دوستش داری و ازش تعریف میکنی بدست اون خانواده تربیت شده
    و تو باید تا اخر عمرت متشکر باشی ازون خانواده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ

    حرفی که می‌زنی می‌شه بذری که
    می‌کاری توی دل آدم‌ها
    و یه روز
    درخت می‌شه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

نادیده گرفتن,  نادیده گرفتن به انگلیسی,  نادیده رخت,  نادیده گرفتن عشق,  نادیده,  نادیده گرفته شدن,  نادیده های هولوکاست,  نادیده گرفتن خطای ورزشی,  نادیده های رسانه ها,  نادیده ها,  نادیده گرفته شدن,  احساس نادیده گرفته شدن,  مخالفات المرور,  مخالفات السير,  مخالفات المرور قطر,  مخالفات دبي,  مخالفات ابوظبي,  مخالفات السيارات,  مخالفات السرعه,  مخالفاتك,  مخالفات مرور الكويت,  مخالفة التظليل,  نامزدهای انتخابات 96,  نامزدهای اسکار 2017,  نامزدهای ریاست جمهوری 96,  نامزد مرتضي پاشايي,  نامزدهای اسکار 2014,  نامزد بازی,  نامزدهای اسکار 2015,  نامزد جدید رونالدو,  نامزد پاشایی,  نامزد مرتضی پاشایی مریم قاسمی,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید