مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 190 از 231 نخستنخست ... 90140180181182183184185186187188189190191192193194195196197198199200 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 3,781 به 3,800 از 4601

موضوع: هرچه میخواهی بگو.........

  1. Top | #3781

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.20
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,178
    تشکر شده 1,156 بار در 625 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    [QUOTE=یلدا 25;242808]
    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    چند روز پیش مهمانی داشتیم که آقا و بازنشسته بودن٬
    میگفتن کارم شده ظرف شستن و سبزی پاک کردن و اینا؛
    منم گفتم چه سعادتی بالاتر از اینکه فرصت بیشتری دارین تا کنار همسرتون باشین٬ این همه سال وقتشو نداشتین الان دیگه تمام وقت کنار هم هستین!
    با تعجب و چشمای گرد شده ازم پرسید یعنی شما حاضری از اینکارا به همسرت بدی ؟؟؟

    شاید در مورد شما دید متفاوتی داشتن و یا زود قضاوت کردن!
    بعضی خانوم ها هستن که زیاد مایل نیستن همسرشون تو کارای خونه بهشون کمک کنن
    زن داداش من اینطوری هست
    یه بار خونه شون بودیم و رفته بودیم بیرون ، داداشم از سرکار برگشته بود خونه و چند تا استکان چای رو که روی سینک بوده رو شسته بود
    وقتی اومدیم زن داداشم گفت چرا شستی!؟
    میگه این کارای خونه وظیفه ی زن هست و من دوست ندارم همسرم کارای زنونه رو انجام بده!
    حالا باردار هست گاهی چیزای سنگین بلند میکنه من میگم خطرناکه اینکارو نکن میگه خب پس تنهایی مجبورم
    منم گفتم خب به داداشم بگو کمکت کنه گفت میگم ولی کمک نمیکنه و سهل انگاری میکنه!
    منم به داداشم گفتم به همسرت تو کارای سنگین کمک کن، خوب نیست واسه اش..
    دیدم قشنگ برگشت گفت راستش خوشم نمیاد تو خونه کاری انجام بدم!
    گفتم خب لااقل الان استثناس همسرت وضعیتش حساسه و نباید کارای سنگین انجام بده چه ایرادی داره گاهی کمکش کنی
    یا وقتایی که مهمون تو خونه باشه و نیاز به کمک باشه چه ایرادی داره همسر یا پسر خونواده تو کارای پذیرایی و آشپزخونه کمک کنن!؟
    میگن کمک از بهشت اومده
    من گاهی که مهمون زیاد بیاد و نیاز به کمک داشته باشم از برادرم کمک میگیرم.
    در عوض برادرم هم گاهی کاری داره من کمکش میکنم

    من معتقدم این کمک کردن یه مرد تو کارای خونه وقتی که نیاز داره، چیزی از شان و جایگاه مردونه ی مردها کم نمیکنه، بلکه ریشه ی محبت و رافت رو بینشون محکمتر میکنه
    چون دو نفر که در کنار هم هستن باید وقتایی که نیاز هست به همدیگه کمک کنن.
    به نظرم تو یه خونواده باید ارتباط متقابل بین اعضا برقرار باشه ، حالا چه همسر باشه چه خواهر برادر..نه مثل همخونه قوانین رو سفت و محکم وضع کنن.
    موافقم با نظرت

    به نظر من کمک کردن زن و شوهر به همدیگه صمیمیت بیشتری به وجود میاره؛
    دلیلشم میتونه این باشه با انجام دادن کارای همدیگه متوجه میشن که چه مسئولیت سختی به عهده همسرشون هست و بیشتر همدیگه رو درک میکنن٬
    هم اینکه تایم با هم بودنشون بیشتر میشه ٬
    همچنین انجام کارهای دو نفره باعث ایجاد لحظات مشترک متنوعی میشه که حس و حال خوبی هم ایجاد میکنه.

    من هیچوقت از همسرم نمیخوام که توی کارای خونه کمکم کنه اما ایشون گاهی با میل و علاقه دوس داره کمک کنه ٬
    منم وقتی میبینم واقعا دوس دارن مانع نمیشم و مشترکا کاری رو انجام میدیم و اتفاقا خیلی حال و هوای خوبی واسمون ایجاد میکنه!

    اما جدا معتقدم که هیچ وقت نباید اصرار داشته باشیم بهمون کمک بشه یا از سر تنبلی کارامونو محول کنیم به همسرمون!
    زن و مرد باید به درستی به وظایف خودشون آگاه باشن و توقع نداشته باشن همسرشون کارشونو انجام بده؛
    فقط زمانهایی که شدیدا به کمک نیاز دارن درخواست کمک کنن و کمک رو زمانهایی بپذیرن که با میل قلبی طرف مقابل باشه!
    اینجوری جایگاه و احترام طرف مقابلم حفظ میشه و همه چی با یک لبخند دلچسب و رضایتی که توی چهره هر دو مشخصه به پایان میرسه!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #3782

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.20
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,178
    تشکر شده 1,156 بار در 625 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    [QUOTE=یلدا 25;242808]
    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    چند روز پیش مهمانی داشتیم که آقا و بازنشسته بودن٬
    میگفتن کارم شده ظرف شستن و سبزی پاک کردن و اینا؛
    منم گفتم چه سعادتی بالاتر از اینکه فرصت بیشتری دارین تا کنار همسرتون باشین٬ این همه سال وقتشو نداشتین الان دیگه تمام وقت کنار هم هستین!
    با تعجب و چشمای گرد شده ازم پرسید یعنی شما حاضری از اینکارا به همسرت بدی ؟؟؟

    شاید در مورد شما دید متفاوتی داشتن و یا زود قضاوت کردن!
    بعضی خانوم ها هستن که زیاد مایل نیستن همسرشون تو کارای خونه بهشون کمک کنن
    زن داداش من اینطوری هست
    یه بار خونه شون بودیم و رفته بودیم بیرون ، داداشم از سرکار برگشته بود خونه و چند تا استکان چای رو که روی سینک بوده رو شسته بود
    وقتی اومدیم زن داداشم گفت چرا شستی!؟
    میگه این کارای خونه وظیفه ی زن هست و من دوست ندارم همسرم کارای زنونه رو انجام بده!
    حالا باردار هست گاهی چیزای سنگین بلند میکنه من میگم خطرناکه اینکارو نکن میگه خب پس تنهایی مجبورم
    منم گفتم خب به داداشم بگو کمکت کنه گفت میگم ولی کمک نمیکنه و سهل انگاری میکنه!
    منم به داداشم گفتم به همسرت تو کارای سنگین کمک کن، خوب نیست واسه اش..
    دیدم قشنگ برگشت گفت راستش خوشم نمیاد تو خونه کاری انجام بدم!
    گفتم خب لااقل الان استثناس همسرت وضعیتش حساسه و نباید کارای سنگین انجام بده چه ایرادی داره گاهی کمکش کنی
    یا وقتایی که مهمون تو خونه باشه و نیاز به کمک باشه چه ایرادی داره همسر یا پسر خونواده تو کارای پذیرایی و آشپزخونه کمک کنن!؟
    میگن کمک از بهشت اومده
    من گاهی که مهمون زیاد بیاد و نیاز به کمک داشته باشم از برادرم کمک میگیرم.
    در عوض برادرم هم گاهی کاری داره من کمکش میکنم

    من معتقدم این کمک کردن یه مرد تو کارای خونه وقتی که نیاز داره، چیزی از شان و جایگاه مردونه ی مردها کم نمیکنه، بلکه ریشه ی محبت و رافت رو بینشون محکمتر میکنه
    چون دو نفر که در کنار هم هستن باید وقتایی که نیاز هست به همدیگه کمک کنن.
    به نظرم تو یه خونواده باید ارتباط متقابل بین اعضا برقرار باشه ، حالا چه همسر باشه چه خواهر برادر..نه مثل همخونه قوانین رو سفت و محکم وضع کنن.
    موافقم با نظرت

    به نظر من کمک کردن زن و شوهر به همدیگه صمیمیت بیشتری به وجود میاره؛
    دلیلشم میتونه این باشه با انجام دادن کارای همدیگه متوجه میشن که چه مسئولیت سختی به عهده همسرشون هست و بیشتر همدیگه رو درک میکنن٬
    هم اینکه تایم با هم بودنشون بیشتر میشه ٬
    همچنین انجام کارهای دو نفره باعث ایجاد لحظات مشترک متنوعی میشه که حس و حال خوبی هم ایجاد میکنه.

    من هیچوقت از همسرم نمیخوام که توی کارای خونه کمکم کنه اما ایشون گاهی با میل و علاقه دوس داره کمک کنه ٬
    منم وقتی میبینم واقعا دوس دارن مانع نمیشم و مشترکا کاری رو انجام میدیم و اتفاقا خیلی حال و هوای خوبی واسمون ایجاد میکنه!

    اما جدا معتقدم که هیچ وقت نباید اصرار داشته باشیم بهمون کمک بشه یا از سر تنبلی کارامونو محول کنیم به همسرمون!
    زن و مرد باید به درستی به وظایف خودشون آگاه باشن و توقع نداشته باشن همسرشون کارشونو انجام بده؛
    فقط زمانهایی که شدیدا به کمک نیاز دارن درخواست کمک کنن و کمک رو زمانهایی بپذیرن که با میل قلبی طرف مقابل باشه!
    اینجوری جایگاه و احترام طرف مقابلم حفظ میشه و همه چی با یک لبخند دلچسب و رضایتی که توی چهره هر دو مشخصه به پایان میرسه!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3783

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    [QUOTE=رامونا;242824][QUOTE=یلدا 25;242808]

    موافقم با نظرت

    به نظر من کمک کردن زن و شوهر به همدیگه صمیمیت بیشتری به وجود میاره؛
    دلیلشم میتونه این باشه با انجام دادن کارای همدیگه متوجه میشن که چه مسئولیت سختی به عهده همسرشون هست و بیشتر همدیگه رو درک میکنن٬
    هم اینکه تایم با هم بودنشون بیشتر میشه ٬
    همچنین انجام کارهای دو نفره باعث ایجاد لحظات مشترک متنوعی میشه که حس و حال خوبی هم ایجاد میکنه.

    من هیچوقت از همسرم نمیخوام که توی کارای خونه کمکم کنه اما ایشون گاهی با میل و علاقه دوس داره کمک کنه ٬
    منم وقتی میبینم واقعا دوس دارن مانع نمیشم و مشترکا کاری رو انجام میدیم و اتفاقا خیلی حال و هوای خوبی واسمون ایجاد میکنه!


    متشکر رامونا جان
    بله دقیقا حرفاتون متین و درسته
    گاها بعضی خانوم ها هستن که وقتی مسئولیت هاشون توی خونه به دلایلی مثل مهمون داشتن یا نظافت کردن و ... زیاد میشه شروع میکنن به غر زدن
    که خیلی این حالت زننده است
    احترام در کنار محبت واجب و لازم هست
    وقتی کسی مسئولیتی رو قبول میکنه به نظرم همون اول باید همه ی فکراشو کرده باشه نه اینکه تا کمی بهش فشار بیاد غرولند کنه
    و خب مجبوری هم نیست کسی که آستانه ی تحملش پایینه یا سختشه میتونه مجردی زندگی کنه
    یکی از دوستای من از وقتی که ازدواج کرده هر بار که حرف میزنیم میگه زندگی متاهلی سخته چون مسئولیتاش زیاده، البته فکر نکنم پیش همسرش بگه
    ولی خب جدی جدی مسئولیت زندگی متاهلی قبول کردن کار سختیه به نظرم و باید تلاش کرد که به بهترین نحو انجام بشه
    یکی از دلایل من برای مجرد بودن این مسئولیتشه که فعلا میخوام مجرد بمونم..
    ان شاالله همه ی زوج های جوون این هنرهای ارتباطی رو یاد بگیرن و به بهترین شکل تو زندگیاشون به کار ببرن و خوشبخت باش.

    راستی شما شرایطتتون بهتر شده؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #3784

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.78
    نوشته ها
    727
    تشکـر
    713
    تشکر شده 704 بار در 425 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    سلام
    خدایا بگو چه کنم من را از این سردرگمی که درش هستم بیرون بیار اگر راه نشان بدهی من با تمام قوتم در آن راه قدم برمیدارم بعضی از معادلات زندگی خیلی بغرنج هست لطفا کمکم کن تا راه درست را پیدا کنم از سردرگمی و بلاتکلیفی مرا نجات بده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #3785

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    شهادت قربانیان حادثه ی تروریستی دیروز تهران رو به همه ی ملت ایران و به خصوص خونواده های داغدار تسلیت میگم
    خداوند روحشون رو قرین رحمت کنه و به خونواده ها و بازماندگان صبر عنایت کنه

    به امید اینکه دیگه شاهد همچین حوادث تلخی توی ایران عزیزمون نباشیم.
    مردم ایران تنها چیزی که کامل از داشتنش برخوردار هستن همین امنیت هست خدا کنه حداقل این رو بتونیم حفظ کنیم
    امیدوارم عاملین این خرابکاری ها که تو همه جای دنیا باعث سلب امنیت و آسایش از مردم میشن ریشه کن بشن و به سزای اعمال پلیدشون برسن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #3786

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    خدایا بگو چه کنم من را از این سردرگمی که درش هستم بیرون بیار اگر راه نشان بدهی من با تمام قوتم در آن راه قدم برمیدارم بعضی از معادلات زندگی خیلی بغرنج هست لطفا کمکم کن تا راه درست را پیدا کنم از سردرگمی و بلاتکلیفی مرا نجات بده
    سلام آقا سعید
    حق با شماست، گاهی معادلات زندگی این دنیای رنگارنگ پیچیده و سخت میشه
    و ما باید با تلاش بیشتر و امید و کمک خواستن از خالقمون سعی کنیم بهترین تصمیم ها رو بگیریم.
    امیدوارم مسائل براتون زودتر حل بشه و به نتیجه ی مطلوب برسین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #3787

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.22
    نوشته ها
    1,061
    تشکـر
    842
    تشکر شده 525 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    بُز را بکش تا تغییر کنی !

    روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند واز شیر تنها بزی که داشت خوردند.

    مرید فکر کرد کاش قادر بود به او کمک کند، وقتی این را به مرشد خود گفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد.

    و بزشان را بکش!".

    مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کشت ...

    سال ها گذشت و روزی مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند و سراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خدم و حشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، زن گفت سال ها پیش من تنها یک بز داشتم ویک روز صبح دیدیم که مرده.

    مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم. فرزند بزرگم یک زمین زراعی در آن نزدیکی یافت.

    فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا و دیگری با قبایل اطراف داد و ستد کرد... مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشد و تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات بهتر آن را قربانی کرد.(m) solat, [۰۸.۰۶.۱۷ ۱۸:۴۱]
    بُز را بکش تا تغییر کنی !

    روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند واز شیر تنها بزی که داشت خوردند.

    مرید فکر کرد کاش قادر بود به او کمک کند، وقتی این را به مرشد خود گفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد.

    و بزشان را بکش!".

    مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کشت ...

    سال ها گذشت و روزی مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند و سراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خدم و حشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، زن گفت سال ها پیش من تنها یک بز داشتم ویک روز صبح دیدیم که مرده.

    مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم. فرزند بزرگم یک زمین زراعی در آن نزدیکی یافت.

    فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا و دیگری با قبایل اطراف داد و ستد کرد... مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشد و تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات بهتر آن را قربانی کرد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  11. کاربران زیر از آرش67 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #3788

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.20
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,178
    تشکر شده 1,156 بار در 625 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    [QUOTE=یلدا 25;242832][QUOTE=رامونا;242824]
    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها

    متشکر رامونا جان
    بله دقیقا حرفاتون متین و درسته
    گاها بعضی خانوم ها هستن که وقتی مسئولیت هاشون توی خونه به دلایلی مثل مهمون داشتن یا نظافت کردن و ... زیاد میشه شروع میکنن به غر زدن
    که خیلی این حالت زننده است
    احترام در کنار محبت واجب و لازم هست
    وقتی کسی مسئولیتی رو قبول میکنه به نظرم همون اول باید همه ی فکراشو کرده باشه نه اینکه تا کمی بهش فشار بیاد غرولند کنه
    و خب مجبوری هم نیست کسی که آستانه ی تحملش پایینه یا سختشه میتونه مجردی زندگی کنه
    یکی از دوستای من از وقتی که ازدواج کرده هر بار که حرف میزنیم میگه زندگی متاهلی سخته چون مسئولیتاش زیاده، البته فکر نکنم پیش همسرش بگه
    ولی خب جدی جدی مسئولیت زندگی متاهلی قبول کردن کار سختیه به نظرم و باید تلاش کرد که به بهترین نحو انجام بشه
    یکی از دلایل من برای مجرد بودن این مسئولیتشه که فعلا میخوام مجرد بمونم..
    ان شاالله همه ی زوج های جوون این هنرهای ارتباطی رو یاد بگیرن و به بهترین شکل تو زندگیاشون به کار ببرن و خوشبخت باش.

    راستی شما شرایطتتون بهتر شده؟
    درسته زندگی متأهلی پر از مسئولیت و پستی بلندیه!

    اما اگه انتخابت درست باشه ٬تعامل سالم و درستی هم برقرار باشه ؛
    شک نکن آنچنان پُر میشی از آرامش و احساسات خوب که هیچ زمان و هیچ جای دیگه نمیتونی تجربه ش کنی!

    دیگه وقتشه که نیمه پر لیوانو ببینی عزیزم

    آره خدا رو شکر همه چی خیلی بهتره؛
    مادرشوهرم خدا رو شکر حالش بهتره و فعلا جراحی رو به خاطر ریسک بالایی که داره به تعویق انداختن تا ببینیم اوضاع چطور پیش میره!
    خودمم حالم خیلی بهتره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. 2 کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #3789

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,518 بار در 870 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    چرا این بچه ها کمی پدرها رو درک نمیکنند به پسرم اجازه ندادم توی این شرایط تئاتر شهر بره از دیشب ناراحته
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  15. Top | #3790

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    چرا این بچه ها کمی پدرها رو درک نمیکنند به پسرم اجازه ندادم توی این شرایط تئاتر شهر بره از دیشب ناراحته
    چه جالب! بابای منم گفته با این اوضاع دیگه نمیخواد بری دانشگاه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  16. Top | #3791

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,518 بار در 870 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    چه جالب! بابای منم گفته با این اوضاع دیگه نمیخواد بری دانشگاه
    حق دارند با ابن اوضاعی که در دانشگاهها درست شده و.... من هم فکر نکنم دیگه اجازه بدهم پسرم از مهر اینجا دانشگاه بره توی این فکرم راهیش کنم اون طرف
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  17. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #3792

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    [quote=رامونا;242859][quote=یلدا 25;242832]
    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها

    درسته زندگی متأهلی پر از مسئولیت و پستی بلندیه!

    اما اگه انتخابت درست باشه ٬تعامل سالم و درستی هم برقرار باشه ؛
    شک نکن آنچنان پُر میشی از آرامش و احساسات خوب که هیچ زمان و هیچ جای دیگه نمیتونی تجربه ش کنی!

    دیگه وقتشه که نیمه پر لیوانو ببینی عزیزم

    آره خدا رو شکر همه چی خیلی بهتره؛
    مادرشوهرم خدا رو شکر حالش بهتره و فعلا جراحی رو به خاطر ریسک بالایی که داره به تعویق انداختن تا ببینیم اوضاع چطور پیش میره!
    خودمم حالم خیلی بهتره

    متشکرم رامونا جان
    خیلی خوشحالم که شرایطتتون بهتر شده
    ان شاالله همیشه تندرست باشین و لبخند بر لباتون باشه

    ممنون از حرفاتون
    حق با شماست ولی اگه شرایط فردی برای ازدواج رو اوکی در نظر بگیریم پیدا کردن همچین کسی شاید کار آسونی نباشه و اینکه آیا همچین کسی هست تو این دنیا!؟
    منظورم اینه که خیلی کم هستن این افراد شاید
    از طرف دیگه هم من به شخصه برای ازدواج احترام و ارزش قائلم و قبول دارم که ازدواج درست میتونه انسان رو به کمال برسونه
    ولی خب گاهی که به زندگی و آینده ام فکر می کنم احساس می کنم تاهل و به تبع اون قبول کردن یه سری مسئولیت ها برای یک عمر کار آسونی نیست
    یه دختر وقتی مجرده و خونه ی پدرشه تقریبا همه ی وقتش برای خودشه و میتونه کارایی که دوست داره رو انجام بده
    ولی وقتی متاهل میشه یعنی وجودش با یه نفر دیگه آمیخته میشه و برای تصمیمتات و برنامه هاش اون فرد باید رضایت بده و راضی هم باشه
    بعلاوه کار یه مقدار سنگین تر میشه ، نمیخوام بگم پسرها با ازدواج مسئولیتشون زیاد نمیشه ولی این مسئولیت ها با دختر فرق میکنه
    یه پسر وقتی سرکار میره بعد ازدواجش هم میره میتونه هم ادامه تحصیل بده و یا به ورزش مورد علاقه اش و برنامه های دیگش برسه
    اما یه دختر باید هر روز یه مقدار از وقتش رو برای خونه و شوهرش بذاره به خصوص وقتی بچه هم بیاد تو زندگی
    به نظرم یه جورایی میشه اسمش رو گذاشت فداکاری البته در مورد هر دو جنس
    یا مثلا بعد ازدواج آدم بخواد ادامه تحصیل بده هر شهری نمیتونه بره و یه سری محدودیتا براش پیش میاد
    بعضی از دوستام بودن بعد ازدواج گفتن ما دیگه هر شهری نمیتونیم بریم چه کاری بود رفتیم ازدواج کردیم خودمونو محدود کردیم!
    یا الان من بعضی کلاسارو میرم خانومایی که متاهلن میگن شب قبلش باید ناهار رو درست کنیم و وقتی خسته میرن خونه باید آماده ی پذیرایی از همسرشون باشن و خستگی هاشو بخرن
    میدونم این ها زیباست و سرشار از احساسات خیلی خوبی میتونه باشه
    اما خب یه مقدار سخت هست
    البته هر چی که درک همسر و اخلاقش خوب باشه به نظرم این سختی آسون تر میشه
    چون ازدواج یعنی همراهی همدلی یعنی در هر شرایطی کنار هم بودن و در عین حال احترام به خواسته ها و اهداف شخصی
    نمیدونم گاهی که به این موضوع فکر میکنم میگم شاید مجردی بهتر باشه
    شاید لازم باشه در موردش یه تاپیک بزنم و آگاهی های بیشتری در این باره کسب کنم.
    ببخشید پر حرفی های من رو رامونای عزیزم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #3793

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    چرا این بچه ها کمی پدرها رو درک نمیکنند به پسرم اجازه ندادم توی این شرایط تئاتر شهر بره از دیشب ناراحته
    آقا سیاوش در اینکه شما از روی دلسوزی و محبت پدرانه این حرف رو بیان کردید شکی نیست
    ولی بهتره طوری بیانش کنید که پسرتون فکر نکنن بچه هستن و شما باید مراقبشون باشین
    ولی وقتی پسرتون نیت شما رو بهتر درک کنن خیلی کمتر میشه ناراحتیشون و نظر ایشونم هم با شما همسو میشه به نظرم.
    خودتونم یه زمانی این سن بودید به قول معروف جوونن دیگه کمی باید والدین هم بیشتر درک کنن که ان شاالله تعامل درستی برقرار باشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #3794

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    چه جالب! بابای منم گفته با این اوضاع دیگه نمیخواد بری دانشگاه
    مریم از بس میترسی لابد پدرت اینو گفتن
    چند بار باید بگم نترس دختر
    شجاع باش
    مزاح میکنم ولی یعنی قضیه انقدر جدیه که پدرت این رو گفتن؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. Top | #3795

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    1,556
    تشکـر
    2,344
    تشکر شده 2,321 بار در 1,177 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    امروز سر امتحان دیر رسیدم از قیافه بچه ها فهمیدم استاد حسابی مایه گذاشتن و زخمت کشیدن.واقعا هم سخت بود ولی خدا رو شکر دلم اروم بود واسترس نداشتم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. کاربران زیر از saba95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #3796

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    امروز سر امتحان دیر رسیدم از قیافه بچه ها فهمیدم استاد حسابی مایه گذاشتن و زخمت کشیدن.واقعا هم سخت بود ولی خدا رو شکر دلم اروم بود واسترس نداشتم.
    میخواستم ازت بپرسم امتحانت چطور بوده یادم رفت
    خوشحالم که خوب بوده.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. Top | #3797

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    مریم از بس میترسی لابد پدرت اینو گفتن
    چند بار باید بگم نترس دختر
    شجاع باش
    مزاح میکنم ولی یعنی قضیه انقدر جدیه که پدرت این رو گفتن؟
    نه بابا تا اخبار نشون داد بابام خودش اینو گفت

    خب دیگه پدره نگران میشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  28. Top | #3798

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.65
    نوشته ها
    1,556
    تشکـر
    2,344
    تشکر شده 2,321 بار در 1,177 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    میخواستم ازت بپرسم امتحانت چطور بوده یادم رفت
    خوشحالم که خوب بوده.
    ممنون یلداجان
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. Top | #3799

    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    دوستان من با این سایت تازه آشنا شدم . مشاور های خوبی داره. حتما یه سر بزنید:
    https://goo.gl/sg7oQt





    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  30. Top | #3800

    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    دوستان من با این سایت تازه آشنا شدم . هر سوالی داشته باشین مشاور ها سریع جوابتون رو میدن. من که خیلی راضی بودم. حتما یه سر بزنید:
    https://goo.gl/sg7oQt




    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 2 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

عکس نوشته سکوتعکس دلنوشتهhttp:forum.moshaver.cof123هرچه-میخواهی-بگو-7329-newنوشته سکوتعكسنوشته سرزنش خودعکس نوشته خدایامشاورهپروفایل درموردسکوتتصویر نوشته سکوتهر چه میخواهی بگودلی که توتنهاخداشیعکسنوشته سکوت....عکسنوشته چ روزایی گ دلت جلو چشماش میشکست هرچه تبر زدی مراعکس نوشته درموردسکوتعکس نوشته مواظبم نبودیعکس نوشته سکوت میکنمعکسنوشته سکوت میکنمعکس دلنوشته دلی ک توتنهاخداشی تحمل نداره نباشیعکس نوشته خدایا توروخداکمک کندلتنگ که عکسودلنوشته خدایا کمکم کندل نوشته عاشقانهعکس نوشته سکوتی میکنمسادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرمعکس دل نوشتهمی نوشم برای اینکه خدا هم نجاتمان ندادامشب چه میفرماییمشاورهرچه می خواهی بگوعکس نوشته شکست عشقی برا دختر جدید 96.97عکس نوشته بچه های طلاقمشاوره روانشناسیعکس نوشته عصبانیت فریباعکس جالب خنده دار جدید

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
هرچه باداباد,  هرچه آید به سرم,  هرچه تبر زدی مرا,  هرچه بگندد نمکش میزنند,  هرچه بجز خیال او,  هرچه برای خود میپسندی,  هرچه که بیند دیده,  هرچه خدا بخواهد,  هرچه کویت دورتر,  هرچه بادا بادا,  هرچه میخواهی ببر,  هرچه میخواهی بگو,  هرچه میخواهی ببار ای آسمان,  هرچه میخواهی ببر اما,  هرچه میخواهی از خدا بخواه,  هرچه میخواهی دل تنگت بگو,  هرچه میخواهی دل تنگم بگو,  هرچه میخواهی بنویس,  هرچه میخواهی طلب کن,  هرچه میخواهیم باشیم,  پست بانک,  پست پیشتاز,  پست dhl,  پست پيشتاز,  پست های خنده دار,  پست های عاشقانه,  پست غمگین,  پست یافته,  پست های باحال,  پست عاشقانه,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید