مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 198 از 230 نخستنخست ... 98148188189190191192193194195196197198199200201202203204205206207208 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 3,941 به 3,960 از 4597

موضوع: هرچه میخواهی بگو.........

  1. Top | #3941

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط صابیر نمایش پست ها
    اتفاقا دست ما نیست خاطره ها که تو فکرمون نباشن،کاش دست ما بود
    بدیش اینه نمیشه پاکشون کرد
    اگه جسم بود که میکشتمش تموم بشه بره
    خب منم میگم جسم نیستن که زور داشته باشن و بخوان به زور تو فکرمون راه پیدا کنن

    خودت باید تصمیم بگیری به چی فک کنی و چی اولویت ذهنت باشه

    باید ذهنت رو مدیریت کنی....درسته سخته...اما شدنیه

    به ذهنت یاد بده که به چی فکر کنه!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  2. Top | #3942

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    نماز شب خیلی ارامش میده .اگر حس میکنی استرس داریو حالت اشوبه خیلی خوبه من خودم امتحان کردم.
    ممنون صبا جان
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  3. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3943

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    411
    تشکر شده 494 بار در 287 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خب منم میگم جسم نیستن که زور داشته باشن و بخوان به زور تو فکرمون راه پیدا کنن

    خودت باید تصمیم بگیری به چی فک کنی و چی اولویت ذهنت باشه

    باید ذهنت رو مدیریت کنی....درسته سخته...اما شدنیه

    به ذهنت یاد بده که به چی فکر کنه!
    نمیششششه خواهر خودت میتونی اینکارو انجام بدی؟؟؟؟!! شاید بتونی استپش کنی ولی باز یهو میان تو ذهنت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    کسانی که در خود احساس حقارت می کنند
    به دیگران رحم می کنند
    اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند!
    یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.
    کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.

    فریدریش نیچه

  5. Top | #3944

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط صابیر نمایش پست ها
    نمیششششه خواهر خودت میتونی اینکارو انجام بدی؟؟؟؟!! شاید بتونی استپش کنی ولی باز یهو میان تو ذهنت
    مییییییششششه برادر میییییشششه

    اگه بدونی من چه فکرایی رو از ذهنم بیرون میکنم خودت هم میای کمکم

    ببین همونجوری که انتخاب میکنی چه غذایی بخوری و کدوم غذا برای سلامتیت بهتره

    همونجور هم باید بدونی کدوم فکر برای روحت بهتره...و به اون خوبا فکر کنی

    من نمیگم میشه نیاد تو ذهنت...چون ذهن آزاده...

    من میگم میشه مدیریتش کنی و تصمیم بگیری که به کدوم بال و پر بدی و بیشتر بهش بها بدی

    وقتی به فکر بد میاد تو ذهنت به خودت بگو...نه دیگه اجازه نمیدم بخوای این فکرا رو بکنی!

    یا سریع با یه کسی حرف بزن که حواستو پرت کنه

    یا حتی بگو خب حالا که دیگه گذشته من باید یاد بگیرم دیگه تکرارش نکنم

    اینم بدون هرچی بخوای از یه فکر فرار کنی بیشتر میاد سراغت

    تنها راهش اینکه مدیریتش کنی و زمان بدی بهش که چقدر تو فکرت باشه

    میتونی بهش اجازه بدی تا ساعت ها ذهنت رو به کار بگیره و آخرشم از لحاظ روحی خسته ات کنه

    یا اینکه همون اول کار ناک اوتش کنی و با ذهنیت مثبت بری استقبالش و بگی خب من بیشتر از این برای شما وقت ندارم !!!

    شاید حرفام به نظرت خنده دار باشه

    ولی امتحانش کن

    من خودم هروقت فکر منفی میاد تو سرم..با خودم میگم خب حالا میگی چیکار کنم؟؟؟ بشینم به شماها فکر کنم تا وقت الانم از دست بره؟ نه من انقد بیکار نیستم ..پس لطفا مزاحمم نشید!

    میدونی گاهی لازمه با درونت حرف بزنی و آرومش کنی

    بخصوص اگه این افکار مربوط به گذشته باشه فقط باید بشینی ازش نکته دربیاری که اشتباهات گذشته رو تکرار نکنی! همین

    وگرنه افسوس گذشته رو خوردن هیچ کاری رو درست نمیکنه فقط زمان حالت رو هم خراب میکنه

    تازه من خوندم یکی از عوارض فکر کردن به گذشته دیابت هست

    نمیدونم چقدر صحت داره ولی حداقل در مورد مامان صحت داره..چون مامان منم همیشه به گذشته فکر میکنه و هرچی من بهش میگم میگه باشه ولی بازم اعصابش به خاطر گذشته خورد میشه

    که خب جدیدا آزمایش داد و متوجه شدیم دیابتش به شدت عود کرده

    حالا میخوای خودت رو مریض کنی و با افکار گذشته حالتو بد کنی دیگه دست خودته
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  6. Top | #3945

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,176
    تشکر شده 1,155 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    مییییییششششه برادر میییییشششه

    اگه بدونی من چه فکرایی رو از ذهنم بیرون میکنم خودت هم میای کمکم

    ببین همونجوری که انتخاب میکنی چه غذایی بخوری و کدوم غذا برای سلامتیت بهتره

    همونجور هم باید بدونی کدوم فکر برای روحت بهتره...و به اون خوبا فکر کنی

    من نمیگم میشه نیاد تو ذهنت...چون ذهن آزاده...

    من میگم میشه مدیریتش کنی و تصمیم بگیری که به کدوم بال و پر بدی و بیشتر بهش بها بدی

    وقتی به فکر بد میاد تو ذهنت به خودت بگو...نه دیگه اجازه نمیدم بخوای این فکرا رو بکنی!

    یا سریع با یه کسی حرف بزن که حواستو پرت کنه

    یا حتی بگو خب حالا که دیگه گذشته من باید یاد بگیرم دیگه تکرارش نکنم

    اینم بدون هرچی بخوای از یه فکر فرار کنی بیشتر میاد سراغت

    تنها راهش اینکه مدیریتش کنی و زمان بدی بهش که چقدر تو فکرت باشه

    میتونی بهش اجازه بدی تا ساعت ها ذهنت رو به کار بگیره و آخرشم از لحاظ روحی خسته ات کنه

    یا اینکه همون اول کار ناک اوتش کنی و با ذهنیت مثبت بری استقبالش و بگی خب من بیشتر از این برای شما وقت ندارم !!!

    شاید حرفام به نظرت خنده دار باشه

    ولی امتحانش کن

    من خودم هروقت فکر منفی میاد تو سرم..با خودم میگم خب حالا میگی چیکار کنم؟؟؟ بشینم به شماها فکر کنم تا وقت الانم از دست بره؟ نه من انقد بیکار نیستم ..پس لطفا مزاحمم نشید!

    میدونی گاهی لازمه با درونت حرف بزنی و آرومش کنی

    بخصوص اگه این افکار مربوط به گذشته باشه فقط باید بشینی ازش نکته دربیاری که اشتباهات گذشته رو تکرار نکنی! همین

    وگرنه افسوس گذشته رو خوردن هیچ کاری رو درست نمیکنه فقط زمان حالت رو هم خراب میکنه

    تازه من خوندم یکی از عوارض فکر کردن به گذشته دیابت هست

    نمیدونم چقدر صحت داره ولی حداقل در مورد مامان صحت داره..چون مامان منم همیشه به گذشته فکر میکنه و هرچی من بهش میگم میگه باشه ولی بازم اعصابش به خاطر گذشته خورد میشه

    که خب جدیدا آزمایش داد و متوجه شدیم دیابتش به شدت عود کرده

    حالا میخوای خودت رو مریض کنی و با افکار گذشته حالتو بد کنی دیگه دست خودته
    دیابت؟؟!!!!؟؟

    اینو نمیدونستم!!

    واااای مریم منم دارم این مشکلو

    خیلی میرم تو فکر گذشته های ناراحت کنندم
    البته تو فکر آینده ای هم که ممکنه بد باشه میرما

    وایییی خیلی بده خودمم میدونم خیلی خیلی بده اما واقعا دست خودم نیست؛

    خیلی دربارش خوندم و میدونم که چقد این افکار بده و میتونه تأثیر منفی بزاره و حتی در آینده اتفاق بیفته.

    خیلی وقتا سعی میکنم حواسمو پرت کنم و همونطوری که گفتی مدیریتشون کنم ٬موفقم میشم معمولا اما کلا دست از سرم برنمیدارن

    واقعا نمیدونم چرا همیشه افکار منفی تو سرم میچرخن!!
    فقطم راجع به گذشته نیست؛

    گاهی گذشته ناراحتم میکنه٬ گاهیم از آینده و اتفاقات بدش میترسم!

    شاید باورت نشه با اینکه خیلی دلم میخواد مادر بشم اما میترسم ؛
    میترسم از اینکه نتونم درست تربیتش کنم٬ میترسم بیماری ناجوری بگیره٬ میترسم آدم موفقی نشه و زندگی خوبی نداشته باشه٬میترسم اتفاق بدی براش بیفته و...
    بعدش یه وقتایی میگم اصن بچه نمیخوام

    یا مثلا یه وقتایی میترسم شوهرم بیماری بدی بگیره و یا اتفاقی براش بیفته یا یه بلایی بیفته وسط زندگیمون خوشبختیمون از بین بره؛

    یا در مورد خونوادمم این نگرانیا رو دارم همش!

    فک کنم باید یه تاپیک واسه این مشکلم بزنم!
    ویرایش توسط رامونا : 07-04-2017 در ساعت 02:57 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #3946

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    دیابت؟؟!!!!؟؟

    اینو نمیدونستم!!

    واااای مریم منم دارم این مشکلو

    خیلی میرم تو فکر گذشته های ناراحت کنندم
    البته تو فکر آینده ای هم که ممکنه بد باشه میرما

    وایییی خیلی بده خودمم میدونم خیلی خیلی بده اما واقعا دست خودم نیست؛

    خیلی دربارش خوندم و میدونم که چقد این افکار بده و میتونه تأثیر منفی بزاره و حتی در آینده اتفاق بیفته.

    خیلی وقتا سعی میکنم حواسمو پرت کنم و همونطوری که گفتی مدیریتشون کنم ٬موفقم میشم معمولا اما کلا دست از سرم برنمیدارن

    واقعا نمیدونم چرا همیشه افکار منفی تو سرم میچرخن!!
    فقطم راجع به گذشته نیست؛

    گاهی گذشته ناراحتم میکنه٬ گاهیم از آینده و اتفاقات بدش میترسم!

    شاید باورت نشه با اینکه خیلی دلم میخواد مادر بشم اما میترسم ؛
    میترسم از اینکه نتونم درست تربیتش کنم٬ میترسم بیماری ناجوری بگیره٬ میترسم آدم موفقی نشه و زندگی خوبی نداشته باشه٬میترسم اتفاق بدی براش بیفته و...
    بعدش یه وقتایی میگم اصن بچه نمیخوام

    یا مثلا یه وقتایی میترسم شوهرم بیماری بدی بگیره و یا اتفاقی براش بیفته یا یه بلایی بیفته وسط زندگیمون خوشبختیمون از بین بره؛

    یا در مورد خونوادمم این نگرانیا رو دارم همش!

    فک کنم باید یه تاپیک واسه این مشکلم بزنم!
    خب عزیز من این افکار کم کم باعث میشه افسردگی بگیره

    بله دیابت رو من خوندم که ناشی از افسوس گذشته هس

    یا حتی گواتر بخاطر بغض شکسته نشده

    یا ام اس بخاطر استرس های مهار نشده

    فکر ما میتونه خیلی تاثیر گذارتر از اون چیزی باشه که فک میکنیم

    الان دقیقا حضور ذهن ندارم که از چه شخصیتی ولی یکی از بزرگای روانشناسی میگه اضطراب ناشی از ترس آینده اس که حال آدم رو هم خراب میکنه!

    منم نگرانی های تو رو دارم بخصوص در مورد بچه...چن وقت پیشم با بچهای همینجا حرف میزدیم گفتم من نمیخوام بچه داشته باشم

    ولی خب اصل زندگی خیلی پیچیده تر از اینهاس

    نمیتونیم جلوی اتفاقی که نیافتاده رو بگیرم!!!! با فکر کردن بهش حتی ممکنه زمینه های ایجادش رو هم فراهم کنیم!!

    بهتره رها کنی و حال و زمان اکنونت رو به بهترین شکل بگذرونی اونوقت آیندت هم خوب پیش میره

    ولی اگه بترسی و مدام بخوای نگران باشی اون اتفاق بدی که منتظرشی رخ میده

    ان شاءالله که همیشه زندگیت خوب و شاد باشه و خوش باشی

    اما میخوام یه مثالی بزنم که بیشتر متوجه منظورم بشی...مثالی شبیه به همین نگرانی هایی که داری

    مثلا فک کن یه خانمی مثل خودت با همین نگرانی هایی که داری وجود داشته باشه ( که البته حتما وجود داره)

    این خانم بچه دار نمیشه چون میترسه بچش خوب تربیت نشه از طرفی شوهرش هم خیلی بچه دوس داره و مدام اصرار میکنه برای بچه

    در ضمن این خانم همیشه نگران شوهرشه و میخواد همیشه حالش خوبه بنابراین همیشه چکش میکنه که کجاست و چی میخوره ، آیا غذای سالم میخوره؟ آیا کمربند ایمنیش رو بسته؟ آیا شارژ موبایلش پره که بتونه باهاش در تماس باشه؟

    و اون طرف ماجرا شوهرش دوس داره کمی آزاد باشه و یه شیطنت هایی هم داشته باشه و از این رفتارای خانمش کلافه میشه به شدت

    حالا یه نگرانی دیگه ی این خانم پدر و مادرش هستن که میخواد همه جوره مواظبشون باشه..آیا پدرش برای چکاپ قلبش رفته؟ آیا مادرش قرص هاشو سر وقت میخوره؟ شبها باید بره بهشون سر بزنه و مطمئن بشه مشکلی توی خونشون نیست و حتما خوب میخوابن و غذای کم کالری میخورن و نوبت دکترهاشون رو حتما میرن!!!

    و حالا بازهم شوهرش دوست داره خانمش کمی سرش خلوت تر باشه به خودش بیشتر برسه و کمتر نگران دیگران باشه و به جای والدینش کمی هم وقت برای شوهرش بذاره!!!

    یا یه نگرانی دیگه ی اکثر خانما....اینکه مبادا شوهرم رهام کنه!!! سعی میکنه مدام شوهرش رو چک کنه، به کی پیام میده، با کی حرف میزنه، در مورد چی حرف میزنه، چرا تو مهمانی به فلان خانم فلان گفت ، چرا به من نگفت که از فلان خانم بهترم؟؟؟ اصلا نکنه من زشت شدم که همسرم بهم توجه نمیکنه و هجوم میبره به انواع مواد آرایشی برای جذب کردن شوهرش

    در حالیکه میدونیم اکثر مردها دنبال سادگی و آرامش و زیبایی طبیعی خانما هستن و اونچیزی که یه مرد رو بیشتر جذب میکنه آرامش و وقار درونی زن هست!!!

    خب فک میکنی نتیجه ی زندگی این زن چی میشه؟؟؟؟

    یه زنی که فکرش خسته اس از این همه نگرانی و البته کارهایی که نمیرسه همشون رو انجام بده

    و...و همسری که از دست این زن خسته شده!!!! چون تمام انرژی رو برای نگرانی هاش میذاره!! و کمتر آسوده اس!!

    این زن با خودش فک میکنه که چرا؟ من که این همه حواسم هست به همه چی؟ چرا شوهرم اینو درک نمیکنه!!!

    و بووووومممم از اون چیزی که میترسه سرش میاد...سردی و جدایی و اتفاقات بد جور واجور!!!

    نه بلای آسمونی بوده نه یه حادثه ی غیر قابل پیش بینی...فقط این خانم به خاطر افکار خودش این رفتارا رو داشته که شاید بتونه جلوی اتفاقات رو بگیره

    اما فقط باعث شده از لحظات زندگیش هیچ لذتی نبره و بخاطر فکر آینده زمان حالش رو هم خراب کرده باشه...

    تقصیر زمان و زمین و خدا و فلک و روزگار هم نیست! فقط کافی بود کمی رهاتر و آزاد تر زندگیش رو مدیریت کنه!! همین

    این یه مثال بود از درونیات خود من...وقتی بهشون فک میکنم میبینم چقدر اشتباه داشتم تو زندگیم

    من هرشب باید مامانمو چک کنم که ببینم تنفسش منظمه...جوری که گاهی مامانمم از دستم کلافه میشه!

    یا بابامو چک کنم که قرص اشتباهی نخوره و بابام شاکی بشه که مگه من بچه ام!!؟

    یا اشتباهاتی که تو رابطه ی عاطفیم داشتم!! یا حتی با دوستام!!

    نتیجه ی من این شد که بخوام تو همون لحظه ایی که هستم زندگی کنم...و اگر والدینم به کمکم احتیاج داشتن خودشون حتما بهم میگن و بهتره انقد به پرو پاشون نپیچم چون خدا روشکر خودشون میدونن که باید چیکار کنن و لازم نیست من انقدر نگران باشم

    آزاد کن فکرتو...گذشته برنمیگرده..آینده رو هم رفتار الانت میسازه...پس بهتره آروم و شاد بگذرونی تا همه چیز هم با شادی آرامش بیاد سراغت

    واسه اتفاقاتی که قابل کنترل نیستن نباید نگران باشی...چون حتی ابر بشر هم که باشی بازم نمیتونی کنترلشون کنی اما میتونی انتخاب کنی که چه تاثیری رو زندگیت بذاره

    اگه نمیخوای به یه زن افسرده و مضطرب تبدیل بشی از همین الان آرامش رو تمرین کن و یاد بگیر که باید از آن و لحظه لذت ببری

    ببخشید پرحرفی کردم ولی دلم نیومد که ننویسم..امیدوارم به دردت خورده باشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  9. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #3947

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,176
    تشکر شده 1,155 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خب عزیز من این افکار کم کم باعث میشه افسردگی بگیره

    بله دیابت رو من خوندم که ناشی از افسوس گذشته هس

    یا حتی گواتر بخاطر بغض شکسته نشده

    یا ام اس بخاطر استرس های مهار نشده

    فکر ما میتونه خیلی تاثیر گذارتر از اون چیزی باشه که فک میکنیم

    الان دقیقا حضور ذهن ندارم که از چه شخصیتی ولی یکی از بزرگای روانشناسی میگه اضطراب ناشی از ترس آینده اس که حال آدم رو هم خراب میکنه!

    منم نگرانی های تو رو دارم بخصوص در مورد بچه...چن وقت پیشم با بچهای همینجا حرف میزدیم گفتم من نمیخوام بچه داشته باشم

    ولی خب اصل زندگی خیلی پیچیده تر از اینهاس

    نمیتونیم جلوی اتفاقی که نیافتاده رو بگیرم!!!! با فکر کردن بهش حتی ممکنه زمینه های ایجادش رو هم فراهم کنیم!!

    بهتره رها کنی و حال و زمان اکنونت رو به بهترین شکل بگذرونی اونوقت آیندت هم خوب پیش میره

    ولی اگه بترسی و مدام بخوای نگران باشی اون اتفاق بدی که منتظرشی رخ میده

    ان شاءالله که همیشه زندگیت خوب و شاد باشه و خوش باشی

    اما میخوام یه مثالی بزنم که بیشتر متوجه منظورم بشی...مثالی شبیه به همین نگرانی هایی که داری

    مثلا فک کن یه خانمی مثل خودت با همین نگرانی هایی که داری وجود داشته باشه ( که البته حتما وجود داره)

    این خانم بچه دار نمیشه چون میترسه بچش خوب تربیت نشه از طرفی شوهرش هم خیلی بچه دوس داره و مدام اصرار میکنه برای بچه

    در ضمن این خانم همیشه نگران شوهرشه و میخواد همیشه حالش خوبه بنابراین همیشه چکش میکنه که کجاست و چی میخوره ، آیا غذای سالم میخوره؟ آیا کمربند ایمنیش رو بسته؟ آیا شارژ موبایلش پره که بتونه باهاش در تماس باشه؟

    و اون طرف ماجرا شوهرش دوس داره کمی آزاد باشه و یه شیطنت هایی هم داشته باشه و از این رفتارای خانمش کلافه میشه به شدت

    حالا یه نگرانی دیگه ی این خانم پدر و مادرش هستن که میخواد همه جوره مواظبشون باشه..آیا پدرش برای چکاپ قلبش رفته؟ آیا مادرش قرص هاشو سر وقت میخوره؟ شبها باید بره بهشون سر بزنه و مطمئن بشه مشکلی توی خونشون نیست و حتما خوب میخوابن و غذای کم کالری میخورن و نوبت دکترهاشون رو حتما میرن!!!

    و حالا بازهم شوهرش دوست داره خانمش کمی سرش خلوت تر باشه به خودش بیشتر برسه و کمتر نگران دیگران باشه و به جای والدینش کمی هم وقت برای شوهرش بذاره!!!

    یا یه نگرانی دیگه ی اکثر خانما....اینکه مبادا شوهرم رهام کنه!!! سعی میکنه مدام شوهرش رو چک کنه، به کی پیام میده، با کی حرف میزنه، در مورد چی حرف میزنه، چرا تو مهمانی به فلان خانم فلان گفت ، چرا به من نگفت که از فلان خانم بهترم؟؟؟ اصلا نکنه من زشت شدم که همسرم بهم توجه نمیکنه و هجوم میبره به انواع مواد آرایشی برای جذب کردن شوهرش

    در حالیکه میدونیم اکثر مردها دنبال سادگی و آرامش و زیبایی طبیعی خانما هستن و اونچیزی که یه مرد رو بیشتر جذب میکنه آرامش و وقار درونی زن هست!!!

    خب فک میکنی نتیجه ی زندگی این زن چی میشه؟؟؟؟

    یه زنی که فکرش خسته اس از این همه نگرانی و البته کارهایی که نمیرسه همشون رو انجام بده

    و...و همسری که از دست این زن خسته شده!!!! چون تمام انرژی رو برای نگرانی هاش میذاره!! و کمتر آسوده اس!!

    این زن با خودش فک میکنه که چرا؟ من که این همه حواسم هست به همه چی؟ چرا شوهرم اینو درک نمیکنه!!!

    و بووووومممم از اون چیزی که میترسه سرش میاد...سردی و جدایی و اتفاقات بد جور واجور!!!

    نه بلای آسمونی بوده نه یه حادثه ی غیر قابل پیش بینی...فقط این خانم به خاطر افکار خودش این رفتارا رو داشته که شاید بتونه جلوی اتفاقات رو بگیره

    اما فقط باعث شده از لحظات زندگیش هیچ لذتی نبره و بخاطر فکر آینده زمان حالش رو هم خراب کرده باشه...

    تقصیر زمان و زمین و خدا و فلک و روزگار هم نیست! فقط کافی بود کمی رهاتر و آزاد تر زندگیش رو مدیریت کنه!! همین

    این یه مثال بود از درونیات خود من...وقتی بهشون فک میکنم میبینم چقدر اشتباه داشتم تو زندگیم

    من هرشب باید مامانمو چک کنم که ببینم تنفسش منظمه...جوری که گاهی مامانمم از دستم کلافه میشه!

    یا بابامو چک کنم که قرص اشتباهی نخوره و بابام شاکی بشه که مگه من بچه ام!!؟

    یا اشتباهاتی که تو رابطه ی عاطفیم داشتم!! یا حتی با دوستام!!

    نتیجه ی من این شد که بخوام تو همون لحظه ایی که هستم زندگی کنم...و اگر والدینم به کمکم احتیاج داشتن خودشون حتما بهم میگن و بهتره انقد به پرو پاشون نپیچم چون خدا روشکر خودشون میدونن که باید چیکار کنن و لازم نیست من انقدر نگران باشم

    آزاد کن فکرتو...گذشته برنمیگرده..آینده رو هم رفتار الانت میسازه...پس بهتره آروم و شاد بگذرونی تا همه چیز هم با شادی آرامش بیاد سراغت

    واسه اتفاقاتی که قابل کنترل نیستن نباید نگران باشی...چون حتی ابر بشر هم که باشی بازم نمیتونی کنترلشون کنی اما میتونی انتخاب کنی که چه تاثیری رو زندگیت بذاره

    اگه نمیخوای به یه زن افسرده و مضطرب تبدیل بشی از همین الان آرامش رو تمرین کن و یاد بگیر که باید از آن و لحظه لذت ببری

    ببخشید پرحرفی کردم ولی دلم نیومد که ننویسم..امیدوارم به دردت خورده باشه

    مریم تو فوق العاده ای دختر!!

    چقد قدرت درک و تحلیلت بالاس!

    واقعا چقدر خوب درک کردی حس و حالمو

    بی تعارف میگم جزء بهترینای این سایتی٬کاملا حرفاتو قبول دارم و واقعا ممنونم که این همه وقت گذاشتی و واسم نوشتی
    اتفاقا اینو که گفتی این نگرانیها باعث میشه نتونم رفتار درستی داشته باشمو همین اواخر بود که خودمم احساسش کردم.

    درسته واقعا یه وقتایی انقدر درگیر افکارمون میشیم که اصن حواسمون نیست با رفتارامون چقد اطرافیانمونو آزار میدیم.

    میدونی من کلا آدم درونگراییم و نگرانیهامو زیاد به زبون نمیارم٬
    به خصوص در برابر همسرم سعی میکنم عادی باشم و نمیخوام از اینکه مثلا من دائم نگران آینده یا خانوادمم خسته و کلافش کنم!

    حتی نگرانیهام در مورد خودشم همیشه سعی کردم تا جایی که میتونم جلوه مشخصی نداشته باشه و عادی و سرحال باشم و هیچوقتم به این دلیل مشکل قابل توجهی نبوده و خدا رو شکر همه چی بینمون خوب بوده!

    قبول دارم یه وقتایی از دستم در میرفت و زیادی یه چیزایی رو بهش یادآوری و اصرار میکردم جوری که دو سه باری صداش دراومد٬ که البته زیاد تکرار نشد و جدی هم نبود و خدا رو شکر قبل از اینکه جدی بشه جلوشو گرفتم!

    اما...
    نکته خیلی مهم این وسط این بود که این فرو خوردن نگرانیها و ترسهام واقعا انرژیمو گرفته بود؛

    شدیدا احساس خستگی و درموندگی داشتم.

    یه وقتایی انقدر این افکار بهم غلبه میکرد و ازم انرژی میگرفت که حتی لبخندهامم زورکی بود!

    کم کم به خودم اومدم و دیدم همه زندگیم داره به فکر کردن به مشکلات دیگران و نگرانیهایی میگذره که هیچ کاری واسشون نمیتونم انجام بدم و فقط افکارمو آشفته کرده!

    نتیجه ش این شد که خیلی بهتر شدم نسبت به سابق و آرامش بهتری پیدا کردم اما هنوزم دارمشون!

    قبلا باید هر روز به همه خونوادم زنگ میزدم و بهشون میگفتم چیکار کنن ؛
    از اشتباهاتشون حرص میخوردم و از مشکلاتشون اعصابم به هم میریخت!

    الان دیگه مدام زنگ نمیزنم و اگرم زنگ بزنم دیگه سعی میکنم وارد مسائل دیگه نشم و فقط خوش و بش میکنیم!

    سعی کردم به خودم بقبولونم که هر کسی مسئول زندگی ومشکلات خودشه٬
    حتی اگه از سر دلسوزی و نگرانی هم باشه باید باور کنیم هر کسی دغدغه های خودشو داره و باید خودش از پسشون بربیاد و ما فقط میتونیم در صورت لزوم کمک کنیم فقط همین نه بیشتر !حتی برای عزیزترین کسانمون؛

    خوب البته یه کمی اولش سخته ولی با تغییر دیدگاه و جلوگیری از واکنشهامون نسبت به اطرافیان کم کم میشه عادت کرد!

    سعی کردم با ورزش و موزیک و فعالیتهای شاد طی روز افکارمو کمتر ببرم به سمت نگرانیهای بی مورد و اتفاقات بدی که هنوز رخ ندادن و سعی کنم از الانم لذت ببرم و موفقم بودم تا حدی.
    کلا روزا حالم بهتره.

    اما هنوزم شبا قبل خواب این افکار میان سراغم و رنج میکشم از رنجهایی که در گذشته دیدم و بازم میترسم از اتفاقات بد آینده!

    وقتی واسه زندگی و داشته هام خدا رو شکر میکنم و بعد همسرمو میبینم که آروم خوابیده بغضم میگیره از اینکه یه روز خواب آرومشو نبینم!

    انگار اینکه قبل خواب درگیر باشم با فکرای مسموم واسم شده عادت!

    یا اینکه کوچکترین حرف یا رفتار ناراحت کننده ای که از کسی ببینم دوباره بهانه ای میشه واسه اینکه منو ببره به سمت اون دنیای منفی!

    تا حد زیادی تونستم این افکارو مدیریت کنم و البته اینم بگم که این سایت خیلی کمکم کرده و واسم مفید بوده برای تغییر نگاهم به زندگی٬ اما هنوز باید بیشتر روی خودم کار کنم!
    ویرایش توسط رامونا : 07-04-2017 در ساعت 05:02 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #3948

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    مریم تو فوق العاده ای دختر!!

    چقد قدرت درک و تحلیلت بالاس!

    واقعا چقدر خوب درک کردی حس و حالمو

    بی تعارف میگم جزء بهترینای این سایتی٬کاملا حرفاتو قبول دارم و واقعا ممنونم که این همه وقت گذاشتی و واسم نوشتی
    ممنون رامونای عزیزم

    شرمنده میکنی...خودت که خییلی بهتر از منی

    من خودمم نگرانی های تو رو دارم...واسه همین خوب درکت کردم!

    البته ازدواج نکردم ولی خب فک کنم بدونم یه خانم متاهل چه دغدغه هایی داره

    خب خدا رو شکر که داری تمرین میکنی و خوب پیش میری

    همینجوری بهتر و بشتر کار کن که بتونی کنترلش کنی...وگرنه این افکارت تو رو کنترل میکنن!

    دقیقا هرکسی مسئول رفتار خودشه...هرکسی میتونه با درایت و تفکر تشخیص بده چی خوبه چی بده

    ما نمیتونم به جای همه فکر کنیم و تصمیم بگیریم...واقعا شدنی نیست

    فقط میتونیم راهنمایی کنیم اونم در صورتی که ازمون کمک خواسته بشه وگرنه میشه دخالت و مزاحمت برای دیگران

    ان شاءالله همیشه بهتر از دیروز باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  13. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #3949

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.88
    نوشته ها
    1,323
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,518 بار در 870 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........


    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  15. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #3950

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    411
    تشکر شده 494 بار در 287 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    خدایا گاهی نگاهی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    کسانی که در خود احساس حقارت می کنند
    به دیگران رحم می کنند
    اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند!
    یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.
    کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.

    فریدریش نیچه

  17. کاربران زیر از صابیر بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #3951

    دلنوشته کاربر
    if you are going to try, Go all the way
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    564
    تشکـر
    257
    تشکر شده 572 بار در 309 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    خدا منو فراموش كرده!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    if you are going to try , Go all the way

  19. Top | #3952

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.78
    نوشته ها
    722
    تشکـر
    708
    تشکر شده 701 بار در 424 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasamanH نمایش پست ها
    خدا منو فراموش كرده!
    سلام
    آدم بعضی وقتها این احساسها به سراغش میآید ولی درست نیست بعضی وقتها خدا میخواهد بنده اش را امتحان کند او را به سختیها و مشکلات مبتلا میکند دوست دارد که آیا در سختیها هم یاد او را میکنید یا نه. هر وقت در موقعیت دشواری قرار گرفتی از خودش بخواه کمکت کند خدا همیشه دوست دارد که بندگانش او را بخوانند ادعونی استجب لکم. تا به درخواستشان جواب دهد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #3953

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasamanH نمایش پست ها
    خدا منو فراموش كرده!
    خدا کسی رو فراموش نمیکنه یاسمن جان

    اجازه نده نا امیدی بهت رو کنه

    خدا خودش گفته منو به یاد بیارید تا شما رو یاد کنم

    پس به جای اینکه ناامید شی خودت برو سمتش...دو رکعت نماز بخون

    باهاش درد دل کن...هیچی هم که نشه دلت سبک میشه!

    خدا کسی رو فراموش نمیکنه...

    فقط ممکنه بندگانش رو که خیلی عاصی میشن به حال خودشون بذاره و دیگه هیچ تلنگری بهشون نزنه ولی بازم حواسش بهشون هست

    تو که بنده ی خوبه خدا هستی...پس هیچوقت فراموشت نمیکنه

    این بار تو بهش زنگ بزن! گاهی آنتن میپره باید انقد تلاش کنی تا دوباره ارتباط برقرار شه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  22. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #3954

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.57
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,407
    تشکر شده 9,678 بار در 3,335 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    چرا خدا از مردم ایران رو برگزدانده؟
    خدا از هیچ کودوم از بنده هاش رو برنگردونده ، اتفاقا نور رحمت خدا همیشه به ما در حال تابیدنه ، ما هستیم که نمیبینیم .

    این ما هستیم که از زیر نورش بعضی وقتا میریم تو سایه ، نه نور . ( اتفاقاً مردم ایران الان خیلی بیشتر از هر جای مورد لطف داره قرار میگیره )

    آدما از هر دین و نژادی همیشه مورد لطف و رحمت خدا هستن .

    ولی خب واقع بینانه نگاه کنیم الان ایران در بدترین عصر هم نیست ، سختی هی زیاد میشه اما بدترین زمانه اش نیست .

    این که چرا شرایط کشور سخت تر شده و میشه ، دلیلش اینه که این قوم خواستار حکومت الهی شده ، پس باید امتحاناتی را پس بده که ببینه آیا آمادگیش را داره یا نه ! ( توضیح امتحانات هم تو قرآن اومده ، قوم حضرت موسی )
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    یا قائم آل محمد

  24. 2 کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #3955

    دلنوشته کاربر
    if you are going to try, Go all the way
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    564
    تشکـر
    257
    تشکر شده 572 بار در 309 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    درست ميگين آقا سعيد و مريم جان
    ولي من ااز ته دلم ازش يه چيزي رو خواستم خيلي گريه كردم دعا كردم
    به اندازه ي چند صدم تا پيروزي فاصله داشتم و شكست خوردم
    درحالي كه اختلافم با بقيه فقط رو دهم نمره بود اين باعث شد دلم بگيره ازش😔
    ویرایش توسط yasamanH : 07-05-2017 در ساعت 07:25 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    if you are going to try , Go all the way

  26. Top | #3956

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.59
    نوشته ها
    5,209
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasamanH نمایش پست ها
    درست ميگين آقا سعيد و مريم جان
    ولي من ااز ته دلم ازش يه چيزي رو خواستم خيلي گريه كردم دعا كردم
    به اندازه ي چند صدم تا پيروزي فاصله داشتم و شكست خوردم
    درحالي كه اختلافم با بقيه فقط رو دهم نمره بود اين باعث شد دلم بگيره ازش������


    با همه قبلت بهش اعتقاد داشته باش
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  27. 3 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #3957

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.57
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,407
    تشکر شده 9,678 بار در 3,335 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    یا قائم آل محمد

  29. کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #3958

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.57
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,407
    تشکر شده 9,678 بار در 3,335 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........



    مائده آیه 5:

    الْيَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ حِلٌّ لَکُمْ وَ طَعامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَکْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ

    امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده و ( همچنین ) طعام اهل کتاب ، برای شما حلال است و طعام شما برای آنها حلال و ( نیز ) آنان پاکدامن از مسلمانان ، و آنان پاکدامن از اهل کتاب ، حلالند هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید نه زناکار ، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد ، اعمال او تباه می گردد و در سرای دیگر ، از زیانکاران خواهد بود.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    یا قائم آل محمد

  31. کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. Top | #3959

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    اونقدر اعصابم خورده با اینکه شدید خوابم میاد ولی نمیتونم بخوابم!
    خدایا چرا بعضی بنده هات شعورشون در حد اپسیلونه اخه!؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  33. Top | #3960

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.78
    نوشته ها
    722
    تشکـر
    708
    تشکر شده 701 بار در 424 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    اونقدر اعصابم خورده با اینکه شدید خوابم میاد ولی نمیتونم بخوابم!
    خدایا چرا بعضی بنده هات شعورشون در حد اپسیلونه اخه!؟
    سلام
    منم در گذشته خیلی از رفتار بعضی آدمها عصبانی میشدم ولی بعدها فهمیدم اگر آنها با من رفتار بدی کردند چرا خودم را عصبانی کنم هم به روح و هم به جسمم این عصبانیت صدمه میزند بعد با خودم گفتم اگر تمام دنیا با من نامهربان باشند من لااقل با خودم مهربان باشم هیچ وقت نگذارم هیچ کسی آرامشم را بهم بزند چون خودم را دوست دارم شادی و آرامش حق من است که با فکر کردن به اعمال دیگران خودم را آزار نمی دهم تصمیم گرفتم به جای فکر کردن به اعمال زننده آنها، که موجب سلب آرامش من میشود آنها را به خدا واگذارم و فکر و انرژی خودم را با افکار مثبت و سازنده پر کنم آرامش و شادی حق من هست پس من نباید اجازه بدهم اعمال و گفته های نادرست دیگران فکر و ذهن و روح مرا مشوش کند اگر آنها بد هستند من هرگز آرامشم به خاطر فکر به بدی دیگران بهم نمیزنم و با این کار کمترین اثر را از رفتار بد آنها می بینم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

عکس نوشته سکوتعکس دلنوشتهhttp:forum.moshaver.cof123هرچه-میخواهی-بگو-7329-newنوشته سکوتعكسنوشته سرزنش خودعکس نوشته خدایامشاورهپروفایل درموردسکوتتصویر نوشته سکوتهر چه میخواهی بگودلی که توتنهاخداشیعکسنوشته سکوت....عکسنوشته چ روزایی گ دلت جلو چشماش میشکست هرچه تبر زدی مراعکس نوشته درموردسکوتعکس نوشته مواظبم نبودیعکس نوشته سکوت میکنمعکسنوشته سکوت میکنمعکس دلنوشته دلی ک توتنهاخداشی تحمل نداره نباشیعکس نوشته خدایا توروخداکمک کندلتنگ که عکسودلنوشته خدایا کمکم کندل نوشته عاشقانهعکس نوشته سکوتی میکنمسادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرمعکس دل نوشتهمی نوشم برای اینکه خدا هم نجاتمان ندادامشب چه میفرماییمشاورهرچه می خواهی بگوعکس نوشته شکست عشقی برا دختر جدید 96.97عکس نوشته بچه های طلاقمشاوره روانشناسیعکس نوشته عصبانیت فریباعکس جالب خنده دار جدید

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
هرچه باداباد,  هرچه تبر زدی مرا,  هرچه هست از قامت,  هرچه آید به سرم,  هرچه بگندد نمکش میزنند,  هرچه کویت دورتر,  هرچه بجز خیال او,  هرچه برای خود میپسندی,  هرچه که بیند دیده,  هرچه بادا بادا,  هرچه میخواهی ببر,  هرچه میخواهی بگو,  هرچه میخواهی ببار ای آسمان,  هرچه میخواهی از خدا بخواه,  هرچه میخواهی دل تنگت بگو,  هرچه میخواهی دل تنگم بگو,  هرچه میخواهی بنویس,  هرچه میخواهی طلب کن,  هرچه میخواهیم باشیم,  هرچه میخواهی بیار,  پست بانک,  پست پیشتاز,  پست ایران,  پست بانک اینترنتی,  پست بانك,  پست dhl تهران,  پست های خنده دار,  پست های عاشقانه,  پست غمگین,  پست یافته,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید