مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 24 از 231 نخستنخست ... 14151617181920212223242526272829303132333474124 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 461 به 480 از 4601

موضوع: هرچه میخواهی بگو.........

  1. Top | #461

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.50
    نوشته ها
    498
    تشکـر
    670
    تشکر شده 646 بار در 303 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    منم دارم دیوونه میشم یه وقتایی میشینم به خودم میگم مگه خدا کاراش از روی حکمت نبوده؟؟؟ پس خلقت منم یه حکمتی داشته بعدش یه حس خوبی تو وجودم حس میکنم اما کمی بعدش باز احساس ناامید در ذهنمو میزنه و بدون اجازه وارد میشه پیش خودم میگم چرا ادم تو این دنیا این همه زحمت بکشه و اخرش بره جهنم یه بار هم دست به خودکشی زدم وسیعت نامه هم نوشتم اما قرصایی که خورده بودم منو نکشت فقط حالمو بد کرد دوست دارم بمیرم اما میترسم از خودکشی نه اینکه از عذابش بترسم از این میترسم که وقتی بقیه بفهمن خودکشی کردم ابرو خانوادم بره چون همه چیز برای من محیا شده چیزی کم ندارم اما تنها چیزی که کم دارم یه همدرده یه هم زبون یکی که بشه بهش تکیه کرد یکی که بشه راحت همه چیزو بهش گفت یکی که وقتی مشکلاتمو بهش گفتم نگه درست میشه بگه با هم درستش میکنیم اگه یه روزی این شخصو پیدا کردم دیگه هیچ اروی دیگه ای ندارم اون وقته که میتونم از ته دل بخندم نه اینکه تظاهر به خنده کنم ای خدااااا این فرد رو بهم عطا کن به شدت بهش نیاز دارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    گذشتم از گذشته هااااااااااام

  2. 5 کاربران زیر از صدف جون بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #462

    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.26
    نوشته ها
    271
    تشکـر
    737
    تشکر شده 206 بار در 120 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    سلام
    یه عالمه حرف و بغض تو دلم دارم ولی وقتی میخوام بنویسم ذهنم خالی میشه

    از زندگی مشترک میترسم از آینده میترسم
    از سختیا میترسم که نکنه از پسشون برنیام
    برام دعا کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. 5 کاربران زیر از m:gh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #463

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.31
    نوشته ها
    374
    تشکـر
    1,518
    تشکر شده 566 بار در 230 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Delvapas

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    چقد زندگی پستی بلندی داره
    هر چی پیش میرم فک میکنم دیگه پست تر از این امکان نداره ولی باز به یه چیزی برمیخورم که میفهمم اشتباه میکردم
    همش به خودم میگم میتونم بجنگم با زندگی
    همش خودمو این در اون در میزنم راه بهتری پیدا کنم
    تلاش میکنم نا امید نشم
    ولی گاهی انقد خسته میشم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم
    فرداش که میشه دوباره لبخند میزنم میگم باید بتونم
    مغزم پوکید انقد فکر کردم
    هنوزم ناامید نیستم ولی از لبخند زدنای زورکیم خسته شدم که ادای ادمای بیخیالو در میارم
    دارم یاد میگیرم محکم باشم
    خدایا راضیم به رضای تو
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر میخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد
    باور محال بودنش را عوض کن


  6. 6 کاربران زیر از naz gol بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #464

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    546
    تشکـر
    885
    تشکر شده 616 بار در 308 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    خدایا کمکم کن
    خسته شدم از این همه هیچی
    درس میخونم بعد با خودم میگم خوب که چی؟ اخرش قرار چی بشه؟ میرسم سرکار دوباره همون حرف رو میزنم
    خیلی زندگیم روتین شده . اگرم اتفاقی بیافته فقط بد بد و بد
    دلم می خواد واسه خودم زندگی کنم. برم یه جای دور که هیچ کس منو نشناسه و واسه خودم زندگی کنم
    اخه بی انصافیه من فقط 31 سالمه اونوقت خاله م رفته پیش دعانویس تا بختم باز شه- عمم میگه وقتی خواستگار اومد سوره نمی دونم چی چی رو بخون پوف کن تو صورت طرف -همسایه مون واسم خواستگار میفرسته- مامان بابا خیلی نگران من هستن وقتی یک خواستگار غریبه میاد قبول نمیکنن چون میترسن و نمیشناسنش
    این وسط فقط من موندم احساس دلقک بودن و عروسک خیمه شب بازی رو دارم
    جالب اینجاست من اصلا تو فکر ازدواج نیستم. قبول دارم دختر ترشیده فامیل هستم ولی خوب اصلا دوست ندارم
    دیگران هم اینو قبول نمیکنن
    درس میخونم و کار میکنم همه میگن تفلی داره خودشو سرگرم میکنه
    اهل تفریح و گردشم و دوست و رفیق هم نیستم
    فقط خدا رو دارم که اونم هرچی صداش میزنم نمیدونم یا میشنوه و صبر کرده هی چی به صلاحمه خودش درست بشه یا بخاطر گناهام بهم محل نمیذاره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    Who looses today, won’t find tomorrow, There is nothing important as today

  8. 5 کاربران زیر از بهشت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #465

    دلنوشته کاربر
    هرجاکه توباشی بودن آنجاکافیست/آرزوهای دگراوج بی انصافیست
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.45
    نوشته ها
    461
    تشکـر
    370
    تشکر شده 500 بار در 226 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    وقت دیدارتوزیرنورماهه......
    باتوتاخوبشختی راهمون کوتاهه........
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    هرروزخوشبخترین انسان روی زمین ازخواب برمیخیزم

  10. 3 کاربران زیر از ziziorton بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #466

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.83
    نوشته ها
    5,255
    تشکـر
    6,023
    تشکر شده 6,162 بار در 2,942 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    رفیقم میگفت
    رفتم سوپری دیدم جلومغازه نوشته اینجا مجهز به دوربین مدار بسته است
    گفتم:این دوربین مدار بسته کجاس؟
    اشاره به قاب بالای سرش کردکه دیدم نوشته الله
    و گفت:این بهترین دوربین مدار بسته دنیاست
    خیلی حرفش تاثیرگذاربود
    همینجوری که اشک میریختم چند تا چیپس دزدیدم😆😆
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. 4 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #467

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.56
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,408
    تشکر شده 9,678 بار در 3,335 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........




    قبل از اینکه برم به جایی خیلی دور
    حس می کنم باید احساساتم رو بهت بگم
    امروز به پایان می رسه
    با هم می خندیم ولی قلب من پر از درده
    شب که باد بهاری میورزه ، فکر می کنم که از اینجا نرم
    و اینجا با تو بمونم
    ولی به دلایلی نمی تونم بگم
    ما داریم خودمونو برای خداحافظی آماده می کنیم که می گیم " تا بعد
    زیر درخت توی پیاده رو جای که تنها قدم می زنم
    بعد از اون خوابی که ناگهانی دیدم
    گُل های که می اُفتن با لرزش پَر پَر میشن
    همشون به درون قلبم میره
    می خوام صادق باشم
    اَگه این همه درد دوباره بیاد ، و دوباره قلبم رو زخمی کنه
    من میرم و
    اونطرف در های بسته رو خواهم دید


    یه شعر ژاپنی گوش میدادم گفتم براتون بنویسم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 4 کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #468

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    517
    تشکر شده 74 بار در 44 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    خدایش تا حالا نمیدونستم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #469

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    سلام
    من در تهران و دور از خانوادم زندگی میکنم. مادر و خواهرم در همدانن.و پدرم در یکی از شهرستان های همدان که اخر هفته میاد پیش مادر و خواهرم. دلیلشم بخاطر کارشه. مشکل من اینه که شدیدا تحت تاثیر کنترل مادرم هستم. نه اینکه خیلی کنترل کنه. اما وقتی با موضوعی مخالفه من خیلی اذیت میشم و نمیتونم بگم این کار منه، زندگیه منه و خودم تصمیم میگیرم. برای مثال کافیه یه شب من پیش دوستم باشم و مادرم پیام بده که باز خونه نیستی!! تا من فرداش کلا استرس داشته باشم. درواقع مامانم میدونه اگه با کاری مخالف باشه من خیلی سختم میشه انجامش. نمیدونم چظور این احساسات رواز خودم دور کنم. در حالی که خیلی وقتا مطمئنم که مادرم متوجه نیست. هم رشد یافتگیه شخصیتیه کمتر از من داره هم تحصیلات و امثالهم. اما باز نمیتونم وقتی مخالفه ، مقابله کنم.پیشاپیش ممنون بابت راهنماییتون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #470

    دلنوشته کاربر
    چیزی ز ماه بودن تو کم نمیشود ...... گیرم که برکه ای نفسی عاشقت شده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    62
    تشکر شده 96 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    به گذشته م فکر میکنم، سیر زندگی مو از سال 83 مدام مرور میکنم .... تو تنهایی هام....
    خواستم عاشق شم، یه عشق داغ.... یهویی طی یک اتفاق بسیار معمولی ، شدم
    خواستم بزرگ شم ، پخته تر ، عاقل تر ..... یه اتفاقایی افتاد که مجبور شدم اینایی رو که میخواستم بشم
    خواستم موفق باشم، تک باشم، الگو باشم.... با زحمتایی که کشیدم شدم
    خواستم آزاد باشم......... شدم
    الان 10 سال میگذره ، به هر چی خواستم........ رسیدم
    میدونید! وقتی نگاه میکنم ، میبینم خدا هیچ وقت دست رد به سینه من نزده
    همیشه نگاش به من بوده ، همیشه حالمو پرسیده، همیشه هر وقت یه چیزی خواستم ازش، بهم داده
    یه وقتایی واسه خواسته هام خیلی پافشاری میکردم،
    اما حالا.....
    وقتی به نتایج خواسته هایی که تابحال خواستم و بهش رسیدم ، فکرمیکنم
    میترسم...
    میترسم ازینکه یه چیز دیگه رو با زور و اصرار از خدا بخوام
    خوب بهم نشون داده، چقدر سطحی نگر و خودخواهم
    آره، با براورده کردن خیلی از آرزوهام ، اینو بهم نشون داده ....
    میدونید! پیش خیلی ها بزرگم و قابل احترام
    اما واس خودم شکستم
    تو خودم میدونم چقدر آدم............... هستم
    خدایا ! چقدر بزرگی تو
    چقدر خدایی!!!
    دیگه نمیخوام بدون رضایت تو به خواسته ای برسم
    خدای نازنینم! هر چی خودت صلاح میدونی، واسه این بنده سر به هوا و سطحی نگرت مقدر کن
    ویرایش توسط New folder : 04-18-2015 در ساعت 01:04 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    گل در گلدان شکسته هم میشکفد

  18. 4 کاربران زیر از New folder بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #471

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    43
    تشکـر
    182
    تشکر شده 65 بار در 28 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    ❤شادروان دکتر حسابی

    یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟
    روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم، چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم، در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. 5 کاربران زیر از آباجی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #472

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    43
    تشکـر
    182
    تشکر شده 65 بار در 28 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط New folder نمایش پست ها
    به گذشته م فکر میکنم، سیر زندگی مو از سال 83 مدام مرور میکنم .... تو تنهایی هام....
    خواستم عاشق شم، یه عشق داغ.... یهویی طی یک اتفاق بسیار معمولی ، شدم
    خواستم بزرگ شم ، پخته تر ، عاقل تر ..... یه اتفاقایی افتاد که مجبور شدم اینایی رو که میخواستم بشم
    خواستم موفق باشم، تک باشم، الگو باشم.... با زحمتایی که کشیدم شدم
    خواستم آزاد باشم......... شدم
    الان 10 سال میگذره ، به هر چی خواستم........ رسیدم
    میدونید! وقتی نگاه میکنم ، میبینم خدا هیچ وقت دست رد به سینه من نزده
    همیشه نگاش به من بوده ، همیشه حالمو پرسیده، همیشه هر وقت یه چیزی خواستم ازش، بهم داده
    یه وقتایی واسه خواسته هام خیلی پافشاری میکردم،
    اما حالا.....
    وقتی به نتایج خواسته هایی که تابحال خواستم و بهش رسیدم ، فکرمیکنم
    میترسم...
    میترسم ازینکه یه چیز دیگه رو با زور و اصرار از خدا بخوام
    خوب بهم نشون داده، چقدر سطحی نگر و خودخواهم
    آره، با براورده کردن خیلی از آرزوهام ، اینو بهم نشون داده ....
    میدونید! پیش خیلی ها بزرگم و قابل احترام
    اما واس خودم شکستم
    تو خودم میدونم چقدر آدم............... هستم
    خدایا ! چقدر بزرگی تو
    چقدر خدایی!!!
    دیگه نمیخوام بدون رضایت تو به خواسته ای برسم
    خدای نازنینم! هر چی خودت صلاح میدونی، واسه این بنده سر به هوا و سطحی نگرت مقدر کن
    خیلی خیلی واسم جالب بود
    همیشه خدا رو شاکر باش بابت چیزی ک هستی
    هر چیزی قبلا پیش اومده مهم نیست از این ب بعد مهمه

    من بالعکس شما همیشه ترسیدن چیزی رو از خدا با اصرار بخوام ک شاید نباید بخوامش
    پس همیشه از خدا خواستم هرچه ب صلاحمه بهم عطا کنه
    همیشه راضی بودم ب رضای خودش
    تنها چیزی ک از خدا واقعا خواستم این بود م طعم مادر بودن رو بچشم
    چون برام بهترین حس دنیا بود
    خدا هم بهم بچه ای بهشتی عطا کرد و با همون بزرگترین امتحان زندگیم تا حالا رو ازم گرفت
    بله من مادر بچه ای فوق العاده شدم ک از نظر مغزی مشکل داره
    دختر کوچولوم ۷سالشه ولی هنوز دارم پر میزنم واسه شنیدن مامان,بابا از دهن کوچولوش

    سخته اینطوری مادر باشی ولی عوضش همیشه قدر کوچکترین کار فرزندتو میدونی
    واسه تک تک یادگیریاش هزار بار خدا رو شکر میکنی
    خدایا شکرت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. 6 کاربران زیر از آباجی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #473

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.83
    نوشته ها
    5,255
    تشکـر
    6,023
    تشکر شده 6,162 بار در 2,942 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط آباجی نمایش پست ها
    خیلی خیلی واسم جالب بود
    همیشه خدا رو شاکر باش بابت چیزی ک هستی
    هر چیزی قبلا پیش اومده مهم نیست از این ب بعد مهمه

    من بالعکس شما همیشه ترسیدن چیزی رو از خدا با اصرار بخوام ک شاید نباید بخوامش
    پس همیشه از خدا خواستم هرچه ب صلاحمه بهم عطا کنه
    همیشه راضی بودم ب رضای خودش
    تنها چیزی ک از خدا واقعا خواستم این بود م طعم مادر بودن رو بچشم
    چون برام بهترین حس دنیا بود
    خدا هم بهم بچه ای بهشتی عطا کرد و با همون بزرگترین امتحان زندگیم تا حالا رو ازم گرفت
    بله من مادر بچه ای فوق العاده شدم ک از نظر مغزی مشکل داره
    دختر کوچولوم ۷سالشه ولی هنوز دارم پر میزنم واسه شنیدن مامان,بابا از دهن کوچولوش

    سخته اینطوری مادر باشی ولی عوضش همیشه قدر کوچکترین کار فرزندتو میدونی
    واسه تک تک یادگیریاش هزار بار خدا رو شکر میکنی
    خدایا شکرت
    ان شاالله دختر نازت هرچه زودتر حرف زدن را یاد میگیره و ی روزی یکی از افتخارآفرینان ایران میشه
    باخوندن متن شما گریه ام گرفت خدا بخاطره عشقتون و بزرگی قلبتون خوب خوبش کنه ان شاالله
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. 5 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #474

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    من اشتباه بزرگی رو انجام دادم به کسی که خیلی بهم محبت کرد دروغ گفتم اونم یه عالمه دروغ های بزرگ الان که همه چی رو فهمیده از خودم متنفرم عذاب میکشم که این کارو کردم یا این که این قدر کشش دادم و دروغارو روز به روز بزرگ تر کردم من آدم بدیم....یعنی میشه خدا ببخشه...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. 2 کاربران زیر از ...! بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. Top | #475

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    43
    تشکـر
    182
    تشکر شده 65 بار در 28 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    ان شاالله دختر نازت هرچه زودتر حرف زدن را یاد میگیره و ی روزی یکی از افتخارآفرینان ایران میشه
    باخوندن متن شما گریه ام گرفت خدا بخاطره عشقتون و بزرگی قلبتون خوب خوبش کنه ان شاالله
    ممنون فاطمه جان
    برات آرزوی بهترینها رو دارم


    نقل قول نوشته اصلی توسط ...! نمایش پست ها
    من اشتباه بزرگی رو انجام دادم به کسی که خیلی بهم محبت کرد دروغ گفتم اونم یه عالمه دروغ های بزرگ الان که همه چی رو فهمیده از خودم متنفرم عذاب میکشم که این کارو کردم یا این که این قدر کشش دادم و دروغارو روز به روز بزرگ تر کردم من آدم بدیم....یعنی میشه خدا ببخشه...

    همه آدمها اشتباه میکنن مهم اینه بعد اشتباهامون تکرارشون نکنیم
    فرصت واسه جبران هست همینکه ناراحتی از دروغایی ک گفتی مطمعن باش هم خدا اونقدر مهربونه که ببخشه هم ایشالا اون آدم میبخشتت
    گذشته رو پشت سر بگذار و ب روزای پیش روت فکر کن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  28. 5 کاربران زیر از آباجی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. Top | #476

    دلنوشته کاربر
    دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقد دورم از تو که دنیا فراموشم شده
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.95
    نوشته ها
    1,129
    تشکـر
    5,298
    تشکر شده 3,313 بار در 981 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    تو چشای تو یه جادوی خاصی هست
    تو نگاه تو انگار یه احساسی هست
    غم دنیا رو فراموش میکنم وقتی
    به تو نگاه میکنم
    تو همه ی عمر مثلِ تو رو ندیدم
    یه جورایی خاطرت عزیزِ عزیزم
    از دیدن تو سیر نمیشه چشم من
    به تو نگاه میکنم..

    وقتی که نزدیکم به تو انگار
    دلم میلرزه هر دفعه صد بار
    واسه ی حسی که به تو دارم
    به تو نگاه میکنم
    عزیزِ جونم نامهربونم
    گوشه ی چشمی به این دلِ خونم
    واسه ی حسی که به تو دارم
    به تو نگاه میکنم
    آرومِ جونم بدون تو دیگه نمیتونم
    بخدا خستس این دل خونم
    بدون تو دیگه نمیتونم ، نمیتونم

    ♫♫♫
    به هوای تو تازه میشه حال من
    وقتی که هستی خوب میشه احوالِ من
    تو رو دوس دارم تا ابد کنارم باش
    به تو نگاه میکنم..
    تو همه ی عمر مثلِ تو رو ندیدم
    یه جورایی خاطرت عزیزِ عزیزم
    از دیدنِ تو سیر نمیشه چشمِ من
    به تو نگاه میکنم..
    آرومِ جونم بدون تو دیگه نمیتونم
    بخدا خستس این دل خونم
    بدون تو دیگه نمیتونم ، نمیتونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  30. 6 کاربران زیر از sr1494 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  31. Top | #477

    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    7
    تشکر شده 15 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    وقتی کتاب میخونم همون لحظه خیلی روم تاثیر میذاه ولی وقتی کتابو میبندم انگار نه انگار من همچین کتابی خوندم : |
    مثلا کتاب موفقیت نا محدود آنتونی رابینزو بر میدارم میخونم ... وقتی دارم میخوندم کوله باری از هیجانو امید میشم ...
    ولی به محض این که کتابو میبندم انگار نه انگار من همچین جمله های تاثیر گذاری خوندم دوباره میرم تو همون فازه غمه خودم ...
    مثل لب تاپی ام که بدونه باطری به شارژ وصل میشه بعده این که از برق میکشیش لب تاپ خاموش میشه ... نمیدونم شاید باطریم خرابه ...
    یه دلیلش فکنم این باشه که من تو کله روز غمگینم و نباید انتظار داشته باشم که با یک ساعت خوندنه این طول کتابا تاثیره خارق العاده ای روم بذاره ...
    نمیدونم چرا شاید خود آزاری دارم که فازه غمو انتخاب کردم ...
    همش سرزنش به خاطر اشتباهات گذشتم ... در حالی که همین الان میتونم همشو جبران کنم ... ولی میگم اووووو بابا سنم رفته بالا ... حالا اصلا بهش برسم تهش که چی ...
    آهنگم خیلی خوب ذهنه آدمو برنامه ریزی میکنه ... همین جمله هایه غم انگیزی که تو آهنگا میگن حاله آدمو کلا غم انگیز میکنه ... ولی نمیدونم چرا بازم گوش میدم ...
    مثلا آهنگ گوشی میدم همش این به اون خیانت کرده این به اون دروغ گفته در حالی که نه خودم به کسی خیانت کردم نه کسی به من !
    همین که این آهنگو گوش میدم فکنم ذهنم خودشو تو اون شرایط قرار میده بعد فکر میکنه عه به منم خیانت شده پس باید غم انگیز باشم !
    تو یه روزم ممکن نیست که سرچی در مورد خودکشی نکنم ... وقتی اینساگرامو باز میکنم اولین کاری که میکنم #suicide خب همه شبکه های اجتماعی اینطور عکسارو فیلتر میکنن کلا حرف در مورد خودکشی رم معمولا فیلتر میکنن ... ولی چون همون لحظه گذاشته شده هنوز فیلتر نشدن ...
    نمیدونم چرا همش در مورد وزنه خودکشیا !!
    یا طرف چاقه میخواد خودکشی کنه یا طرف خیلی لاغره ! منم خیلی لاغرم ولی دلیله خودکشیم این نیست ... در صورتی که آماری که تو ویکی پدیا زده بود ۷۰ درصد به خاطر افسردگیه خودکشیا ...
    البته یه شبکه اجتماعی نمیتونه ملاکه خوبی باشه ... یکی نیست بگه به بقیه چیکار داری تو خودت اگه عرضه داری خودتو راحت کن !
    در واقع دلیله خاصی برای خودکشی ندارم فقط از زندگی کردن لذت نمیبرم ... زندگی کردن !!! ببخشید اشتباه شد زنده بودن ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  32. 3 کاربران زیر از Omid.71 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  33. Top | #478

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.97
    نوشته ها
    1,135
    تشکـر
    6,697
    تشکر شده 1,279 بار در 639 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط reza1 نمایش پست ها


    قبل از اینکه برم به جایی خیلی دور
    حس می کنم باید احساساتم رو بهت بگم
    امروز به پایان می رسه
    با هم می خندیم ولی قلب من پر از درده
    شب که باد بهاری میورزه ، فکر می کنم که از اینجا نرم
    و اینجا با تو بمونم
    ولی به دلایلی نمی تونم بگم
    ما داریم خودمونو برای خداحافظی آماده می کنیم که می گیم " تا بعد
    زیر درخت توی پیاده رو جای که تنها قدم می زنم
    بعد از اون خوابی که ناگهانی دیدم
    گُل های که می اُفتن با لرزش پَر پَر میشن
    همشون به درون قلبم میره
    می خوام صادق باشم
    اَگه این همه درد دوباره بیاد ، و دوباره قلبم رو زخمی کنه
    من میرم و
    اونطرف در های بسته رو خواهم دید


    یه شعر ژاپنی گوش میدادم گفتم براتون بنویسم
    هرگاه به تو مینگرم تمام دنیا راسفر کردم انگار همه ی دنیا در تو خلاصه شده است . سعی کردم فراموشش کنم ولی نمیش رفتم یکی دیگه جاش بیارم بدتر شد حالا من موندمو این دنیا ی لعنتی ک همش پر از استرسو تنهایی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  34. 4 کاربران زیر از satare بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  35. Top | #479

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    546
    تشکـر
    885
    تشکر شده 616 بار در 308 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    امروز خیلی داغونم
    وقتی اینجوری میشم ذهنم برمیگرده به عقب. جز افسوس و انرژی منفی چیزی گیرم نمیاد ولی خوب چکار کنم
    به این زندگی عادت کردم و هرکاری میکنم نیتونم تغییر بدم. همه حسرت من از سربه زیر بودن و حرف گوش کن بودنه
    همیشه به اکثر حرفای مامان بابام و خواهر برادرم «چشم» گفتم الان که بهشون نیاز دارم و از تنهایی دارم دیونه میشم دیگه براشون بی اهمیت شدم
    تا زمانی که کاری براشون انجام دادم دور و برم بودن ولی الان ....
    دارم تو تنهایی خودم خفه میشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    Who looses today, won’t find tomorrow, There is nothing important as today

  36. 4 کاربران زیر از بهشت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  37. Top | #480

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.83
    نوشته ها
    5,255
    تشکـر
    6,023
    تشکر شده 6,162 بار در 2,942 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    تعداد نوشته های من توی این انجمن الان با این نوشته میشه 1394
    خخخخخخ سال من تازه نو شد
    حالا دیگه دستم نمیره به نوشتن
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ..
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ...
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    خیلی خوب بابا اینقد دنبالم نیاین بازم جواب میدم
    من متعلق به همه شما هستم
    چقد فداکارم من اوووووف


    شادی کلید خوشبختی است شک نکن فقط بخند
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  38. 5 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 6 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 5 مهمان ها)

  1. دنیا *

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

عکس نوشته سکوتعکس دلنوشتهhttp:forum.moshaver.cof123هرچه-میخواهی-بگو-7329-newنوشته سکوتعكسنوشته سرزنش خودعکس نوشته خدایامشاورهپروفایل درموردسکوتتصویر نوشته سکوتهر چه میخواهی بگودلی که توتنهاخداشیعکسنوشته سکوت....عکسنوشته چ روزایی گ دلت جلو چشماش میشکست هرچه تبر زدی مراعکس نوشته درموردسکوتعکس نوشته مواظبم نبودیعکس نوشته سکوت میکنمعکسنوشته سکوت میکنمعکس دلنوشته دلی ک توتنهاخداشی تحمل نداره نباشیعکس نوشته خدایا توروخداکمک کندلتنگ که عکسودلنوشته خدایا کمکم کندل نوشته عاشقانهعکس نوشته سکوتی میکنمسادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرمعکس دل نوشتهمی نوشم برای اینکه خدا هم نجاتمان ندادامشب چه میفرماییمشاورهرچه می خواهی بگوعکس نوشته شکست عشقی برا دختر جدید 96.97عکس نوشته بچه های طلاقمشاوره روانشناسیعکس نوشته عصبانیت فریباعکس جالب خنده دار جدید

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
هرچه باداباد,  هرچه آید به سرم,  هرچه تبر زدی مرا,  هرچه بگندد نمکش میزنند,  هرچه بجز خیال او,  هرچه برای خود میپسندی,  هرچه که بیند دیده,  هرچه خدا بخواهد,  هرچه کویت دورتر,  هرچه بادا بادا,  هرچه میخواهی ببر,  هرچه میخواهی بگو,  هرچه میخواهی ببار ای آسمان,  هرچه میخواهی ببر اما,  هرچه میخواهی از خدا بخواه,  هرچه میخواهی دل تنگت بگو,  هرچه میخواهی دل تنگم بگو,  هرچه میخواهی بنویس,  هرچه میخواهی طلب کن,  هرچه میخواهیم باشیم,  پست بانک,  پست پیشتاز,  پست dhl,  پست پيشتاز,  پست های خنده دار,  پست های عاشقانه,  پست غمگین,  پست یافته,  پست های باحال,  پست عاشقانه,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید