مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 24

موضوع: چطوری خودمو کنترل کنم...

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32451
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.74
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    چطوری خودمو کنترل کنم...

    سلام. دوستان خواهشا و لطفا هر کی کمکی از دستش برمیاد انجام بده. یکم امروز از خودم نا امید شدم که من مرد پیشرفت نیستم. مثل اینکه زندگی نمیخواد من پیشرفت کنم یا خودم. پیشرفت که می کنم. این پیشرفت ادامه داشته باشه. نمی دونم به اتفاق امروز مثبت نگاه کنم یا منفی. منفی نگاه کردن بسه... نابودم میکنه. شاید سر کنکور هم همچین اتفاقی بیفته اما باید مواظب باشم. این خصلت من مربوط به همین یکی دو سال نیست. همین عصبانیتم نسبت به این چیزا. کلا اینطوری ام. البته از اون طرف بگم آدم مهربونی ام فقط در موارد خاصی که توضیح دادم عصبانی میشم. خیلی حق گرا خدا رو شکر. کلا از زور گفتن و ... بدم میاد. همین آمریکا به ما زور میگه عصبیم می کنه. یا مثلا تو استقلال افرادی هستن که دارن آبروی تیم رو می برن و به فکر هوادار تیم نیستن عصبیم می کنه. اینا همه مثاله و ولی قضیه یه چیز دیگس...

    خیلی دوستای زیادی هم دارم حیلی هم با جنبه ام... خیلی کم خیلی کم دیده شده بچه ها منو بدون لبخند یا عصبی ببینن. اما میدونن عصبی بشم... بد عصبی میشم. ینی عصبی نمیشم و نمیشم یهو بد عصبی میشم اگه بشم. که این در مورد چیزی که توضیح میدم نیست. چیزی که توضیح میدم و عصبانیتش فرق داره. مثال میزنم.

    در موارد خاصی نسبت به چیزای خاصی عصبانی میشم.

    (توضیح یه اصطلاح که در این تاپیک استفاده کردم و گفتم شاید تو استان های دیگه زیاد رواج نداشته باشه. غدبازی: غد بازی و آدم غد در اصطلاح کسیه که تو خالیه اما ادعای زور و شاخ و شونه و ... می کنه و با لحن بدی صحبت می کنه...
    از غدغد کردن میاد. میگن یارو واسم غدغد کرد... یا غدغد نکن بینیم و ...) مرغ غدغد میکنه

    بچه ها من محسنم. پردیس پزشکی که پارسال قبول شده بودم ثبت نام کردم و مرخصی گرفتم تا امسال دوباره کنکور بدم و دولتی قبول بشم.

    امسال چهارتا آزمون دادم تا الآن تو قلمچی (امروز پنجمیش بود) همشون خوب بود (به نظر خودم خوب بود ولی به نظر دیگران عالی بود) و میانگین ترازم 7100 و میانگین رتبم 500 الی 800 منطقه. ینی با این رتبه اگه ادامه داشته باشه به راحتی میتونم همون دانشگاهی که پردیسشو قبول شدم دولتیشو قبول بشم.

    بهتر از اینا هم می تونم بیارم و آزمون به آزمون دارم کار می کنم.

    اما الآن که دارم این تاپیک رو می نویسم باید در حال آزمون دادن بودم نه تاپیک نوشتن. آزمون امروز... آزمونی که آماده هم بودم.

    ولا سر عمومیا که بودم (آخرای دروس عمومی) یه مراقب که نمیشناسم کی بود اومده بود سوالای اختصاصی رو پخش کنه واسم غد بازی در آورد اعصابم به هم ریخت.

    قضیه از این قراره که هر آزمون قلم چی اول بهت یه نظر سنجی میدن صبح قبل آزمون و اونا رو پر می کنیم. فایده زیادی نداره... منم الکی الکی اکثر اوقات همه رو گزینه یک می زنم. فقط واسه این پر میکنم که مدادم سرش مناسب بشه واسه پر کردن.

    آزمون امروز هم همینکارو کردم. سر دینی که بودم یکی از مسئولین قلم چی دید که من این کارو کردم و آخر پاسخنامم نظرسنجی ها همه گزینه یکه، خیلی مهربون اومد بهم توضیح داد که اینطور بزنی نظرسنجی ها رو به این دلیل به این دلیل اینطوری میشه دفه ی بعد اینطور نزن بهتر بزنه... باشه... منم گفتم باشه...

    بعد ادامه دادم آزمونو... سر زبان که بودم یه یارو یه چند سال شاید از من بزرگتر اومد اختصاصیا رو پخش کنه... با یه حالت غدی اومد برگه منو نگاه کرد و بهم گفت این جا چرا اینجوری کردی... درست کن ببینم وگرنه بهت اختصاصی نمی دم و دفترچه اختصاصی رو از کنار صندلیم برداشت.... همین لحن غدش اعصاب منو به هم ریخت. آخه پشیزی هم نبود داشت شاخ و شونه می کشید.

    من آدم مهربونی هستم و شما هم اخلاق منو میدونید اما با کسی که غد بازی کنه و ... خیلی غدم. یا کسی که قانونی رو زیر پا بذاره... تو مدرسه با مدیر دعوا داشتم سر قضیه اینکه الکی پول می گیره از بچه ها و کاری واسمون انحام نمیده... بی درایتیش و ...(پارسال) همیشه اعصابمو به هم میزنه این چیزا... این غد بازی اون طرف هم اعصابمو به هم ریخت و کنترل آزمون از دستم در رفت و دیگه چیزی یادم نمیومد خیلی زور زدم که ادامه بدم ولی نشد.

    بلند شدم وسایلمو جمع کردم خواستم بیام بیرون مسئول قلم چی شهرمون و ... با من صحبت کرد اومد چایی داد بهم هر کار کرد من نتونستم خودمو کنترل کنم... اخر هم عصبانیتم فرو ریخت دیگه چیزی یادم نمیومد که جواب بدم اختصاصیا رو.

    پارسال هم سر یکی از آزمونا هی پامو میزدم زمین و صدا میومد و خودم حواسم نبود. بعد پسره از پشت هل داد و با لحن بدی گفت ول کن دیگه دهن ما رو سرویس کردی و ... بلند و با حالت غدی. اون موقع هم بهم برخورده بود و میخواستم بلند شم بزنمش. چون من از غد بازی بدم میاد و خودم در مقابل افراد غد ... غد هستم... این که یکی واسه من شاخ و شونه بکشه عصبیم می کنه... میره تو مخم... اما اون آزمون خودمو کنترل کرده بودم و عصبانیتم هم کمتر از این آزمون بود چون پسره حق داشت و اونم عصبی شده بود. من پامو میزدم به زمین.

    اما این آزمون رفت تو مخم. هر کار می کردم بهش فک نکنم مثل اینکه هی بهش بیشتر گیر میدادم و نمیشد.

    کلا خواستم بگم این مشکل همیشه تو من بوده که نمی تونم در اینجور اوقات خودمو کنترل کنم (اوقاتی که یکی غد بازی در میاره یا دعوا میفته و بد رفتار می کنه) اونم سر آزمون که خیلی مهمه عصبانیتتو کنترل کنی چون یکی دو سوال از دستت بپره سیستم یه دانش آموز خوب رو به هم میزنه. کسی که واسه پیشرفت اومده و تک تک سوالا واسش ارزش داره.

    خلاصه اینکه نمی دونم چی کار کنم... خودم نباید این قضیه و اتفاق امروز رو جدی بگیرم تا یادم نمونه و یه گذشته تلخ واسم نباشه که همیشه یادم بمونه و سیستممو به هم بریزه. بلکه باید درس بگیرم از اتفاق امروز و ادامه بدم. به کمکتون احتیاج دارم. سر آزمون به خودم میگفتم بلند بشی بدتر میشه این قضیه میره تو مختو تا ابد تو ذهنت هست و کنترل سر آزمون به هم میریزه.

    هر کی هر نظری داره و ... بگه کمکم کنه مدیون میشم. اگه نیاز به صحبته و چته بهم تو خصوصی یه زمانی بدین بیام چت باکس با هم صحبت کنیم.

    تو اینجور مواقع باید یارو و حرفشو بی ارزش حساب کنم اما چطوری؟ آمپرم نزنه بالا....

    الآن که فک می کنم می بینم که بی اهمیتی به این جور حرفا و غدبازی ها و ... شاید از جواب غد بازی با غد بازی.
    ویرایش توسط کاربر انجمن : 01-13-2017 در ساعت 11:19 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31648
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.20
    نوشته ها
    267
    تشکـر
    48
    تشکر شده 115 بار در 91 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    سلام. دوستان خواهشا و لطفا هر کی کمکی از دستش برمیاد انجام بده. یکم امروز از خودم نا امید شدم که من مرد پیشرفت نیستم. مثل اینکه زندگی نمیخواد من پیشرفت کنم یا خودم. پیشرفت که می کنم. این پیشرفت ادامه داشته باشه. نمی دونم به اتفاق امروز مثبت نگاه کنم یا منفی. منفی نگاه کردن بسه... نابودم میکنه. شاید سر کنکور هم همچین اتفاقی بیفته اما باید مواظب باشم. این خصلت من مربوط به همین یکی دو سال نیست. همین عصبانیتم نسبت به این چیزا. کلا اینطوری ام. البته از اون طرف بگم آدم مهربونی ام فقط در موارد خاصی که توضیح دادم عصبانی میشم. خیلی حق گرا خدا رو شکر. کلا از زور گفتن و ... بدم میاد. همین آمریکا به ما زور میگه عصبیم می کنه. یا مثلا تو استقلال افرادی هستن که دارن آبروی تیم رو می برن و به فکر هوادار تیم نیستن عصبیم می کنه. اینا همه مثاله و ولی قضیه یه چیز دیگس...

    خیلی دوستای زیادی هم دارم حیلی هم با جنبه ام... خیلی کم خیلی کم دیده شده بچه ها منو بدون لبخند یا عصبی ببینن. اما میدونن عصبی بشم... بد عصبی میشم. ینی عصبی نمیشم و نمیشم یهو بد عصبی میشم اگه بشم. که این در مورد چیزی که توضیح میدم نیست. چیزی که توضیح میدم و عصبانیتش فرق داره. مثال میزنم.

    در موارد خاصی نسبت به چیزای خاصی عصبانی میشم.

    (توضیح یه اصطلاح که در این تاپیک استفاده کردم و گفتم شاید تو استان های دیگه زیاد رواج نداشته باشه. غدبازی: غد بازی و آدم غد در اصطلاح کسیه که تو خالیه اما ادعای زور و شاخ و شونه و ... می کنه و با لحن بدی صحبت می کنه...
    از غدغد کردن میاد. میگن یارو واسم غدغد کرد... یا غدغد نکن بینیم و ...) مرغ غدغد میکنه

    بچه ها من محسنم. پردیس پزشکی که پارسال قبول شده بودم ثبت نام کردم و مرخصی گرفتم تا امسال دوباره کنکور بدم و دولتی قبول بشم.

    امسال چهارتا آزمون دادم تا الآن تو قلمچی (امروز پنجمیش بود) همشون خوب بود (به نظر خودم خوب بود ولی به نظر دیگران عالی بود) و میانگین ترازم 7100 و میانگین رتبم 500 الی 800 منطقه. ینی با این رتبه اگه ادامه داشته باشه به راحتی میتونم همون دانشگاهی که پردیسشو قبول شدم دولتیشو قبول بشم.

    بهتر از اینا هم می تونم بیارم و آزمون به آزمون دارم کار می کنم.

    اما الآن که دارم این تاپیک رو می نویسم باید در حال آزمون دادن بودم نه تاپیک نوشتن. آزمون امروز... آزمونی که آماده هم بودم.

    ولا سر عمومیا که بودم (آخرای دروس عمومی) یه مراقب که نمیشناسم کی بود اومده بود سوالای اختصاصی رو پخش کنه واسم غد بازی در آورد اعصابم به هم ریخت.

    قضیه از این قراره که هر آزمون قلم چی اول بهت یه نظر سنجی میدن صبح قبل آزمون و اونا رو پر می کنیم. فایده زیادی نداره... منم الکی الکی اکثر اوقات همه رو گزینه یک می زنم. فقط واسه این پر میکنم که مدادم سرش مناسب بشه واسه پر کردن.

    آزمون امروز هم همینکارو کردم. سر دینی که بودم یکی از مسئولین قلم چی دید که من این کارو کردم و آخر پاسخنامم نظرسنجی ها همه گزینه یکه، خیلی مهربون اومد بهم توضیح داد که اینطور بزنی نظرسنجی ها رو به این دلیل به این دلیل اینطوری میشه دفه ی بعد اینطور نزن بهتر بزنه... باشه... منم گفتم باشه...

    بعد ادامه دادم آزمونو... سر زبان که بودم یه یارو یه چند سال شاید از من بزرگتر اومد اختصاصیا رو پخش کنه... با یه حالت غدی اومد برگه منو نگاه کرد و بهم گفت این جا چرا اینجوری کردی... درست کن ببینم وگرنه بهت اختصاصی نمی دم و دفترچه اختصاصی رو از کنار صندلیم برداشت.... همین لحن غدش اعصاب منو به هم ریخت. آخه پشیزی هم نبود داشت شاخ و شونه می کشید.

    من آدم مهربونی هستم و شما هم اخلاق منو میدونید اما با کسی که غد بازی کنه و ... خیلی غدم. یا کسی که قانونی رو زیر پا بذاره... تو مدرسه با مدیر دعوا داشتم سر قضیه اینکه الکی پول می گیره از بچه ها و کاری واسمون انحام نمیده... بی درایتیش و ...(پارسال) همیشه اعصابمو به هم میزنه این چیزا... این غد بازی اون طرف هم اعصابمو به هم ریخت و کنترل آزمون از دستم در رفت و دیگه چیزی یادم نمیومد خیلی زور زدم که ادامه بدم ولی نشد.

    بلند شدم وسایلمو جمع کردم خواستم بیام بیرون مسئول قلم چی شهرمون و ... با من صحبت کرد اومد چایی داد بهم هر کار کرد من نتونستم خودمو کنترل کنم... اخر هم عصبانیتم فرو ریخت دیگه چیزی یادم نمیومد که جواب بدم اختصاصیا رو.

    پارسال هم سر یکی از آزمونا هی پامو میزدم زمین و صدا میومد و خودم حواسم نبود. بعد پسره از پشت هل داد و با لحن بدی گفت ول کن دیگه دهن ما رو سرویس کردی و ... بلند و با حالت غدی. اون موقع هم بهم برخورده بود و میخواستم بلند شم بزنمش. چون من از غد بازی بدم میاد و خودم در مقابل افراد غد ... غد هستم... این که یکی واسه من شاخ و شونه بکشه عصبیم می کنه... میره تو مخم... اما اون آزمون خودمو کنترل کرده بودم و عصبانیتم هم کمتر از این آزمون بود چون پسره حق داشت و اونم عصبی شده بود. من پامو میزدم به زمین.

    اما این آزمون رفت تو مخم. هر کار می کردم بهش فک نکنم مثل اینکه هی بهش بیشتر گیر میدادم و نمیشد.

    کلا خواستم بگم این مشکل همیشه تو من بوده که نمی تونم در اینجور اوقات خودمو کنترل کنم (اوقاتی که یکی غد بازی در میاره یا دعوا میفته و بد رفتار می کنه) اونم سر آزمون که خیلی مهمه عصبانیتتو کنترل کنی چون یکی دو سوال از دستت بپره سیستم یه دانش آموز خوب رو به هم میزنه. کسی که واسه پیشرفت اومده و تک تک سوالا واسش ارزش داره.

    خلاصه اینکه نمی دونم چی کار کنم... خودم نباید این قضیه و اتفاق امروز رو جدی بگیرم تا یادم نمونه و یه گذشته تلخ واسم نباشه که همیشه یادم بمونه و سیستممو به هم بریزه. بلکه باید درس بگیرم از اتفاق امروز و ادامه بدم. به کمکتون احتیاج دارم. سر آزمون به خودم میگفتم بلند بشی بدتر میشه این قضیه میره تو مختو تا ابد تو ذهنت هست و کنترل سر آزمون به هم میریزه.

    هر کی هر نظری داره و ... بگه کمکم کنه مدیون میشم. اگه نیاز به صحبته و چته بهم تو خصوصی یه زمانی بدین بیام چت باکس با هم صحبت کنیم.

    تو اینجور مواقع باید یارو و حرفشو بی ارزش حساب کنم اما چطوری؟ آمپرم نزنه بالا....

    الآن که فک می کنم می بینم که بی اهمیتی به این جور حرفا و غدبازی ها و ... شاید از جواب غد بازی با غد بازی.
    منم همینطورم... راه حل پیدا کردی به منم بگو
    من خیلی وقتا هم ضرر دیدم ازینکه نمیتونم عصبانیت و خشممو کنترل کنم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32451
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.74
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط توسکا2016 نمایش پست ها
    منم همینطورم... راه حل پیدا کردی به منم بگو
    من خیلی وقتا هم ضرر دیدم ازینکه نمیتونم عصبانیت و خشممو کنترل کنم...

    اما من میتونم. من هر چیزی خواستم تونستم. الآن هم میخوام و میتونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.25
    نوشته ها
    850
    تشکـر
    727
    تشکر شده 1,066 بار در 592 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    سلام محسن جان
    یک مقداری از این هیجان اقتضای سن شماست واینکه در هرصورت هرکسی دوست نداره از دیگران حرف بی ربط بشنوه و به شخصیتش توهین بشه.منم دوست ندارم حرف زور بشنوم هیچکس دوست نداره.با وجود اینکه صبور و سازگارم و از یک سری مسائل میگذرم اما وقتی که واقعا عصبانی باشم تصمیم های طوفانی میگیرم
    اما بایست بتونیم این هیجانات رو کنترل کنیم
    حرف زدن دربارش راحته عمل کردن هست که مشکله.وقتی عصبانی میشی دو تا کار رو حتما انجام بده اول تا آنجایی که میتونی اون لحظه واکنش نشان نده
    قبل از اینکه حرفی بزنی یک دقیقه سکوت کن و اگر میتونی یک لیوان آب بنوش و سه تا نفس عمیق بکش
    همیشه این رو در نظر بگیرید اشخاصی که واقعا حرفی واسه گفتن دارند بحث و دعوا راه نمی اندازند بطور مثال شما یک رزمی کار حرفه ای رو هیچوقت نمی بینید در خیابان دعوا یا بحث داشته باشه در حالیکه به تنهایی چند نفر رو حریف هست.
    درخت هرچه پربارتر باشه افتاده تر هست.. اجازه نده حقت رو ضایع کنند ولی با بحث یا دعوا هم نمیتونی هیچوقت حقت رو بگیری.
    یک مورد دیگه وقتی ما استرس داشته باشیم ناخودآگاه استرس رو به اطرافیان هم منتقل میکنیم و باعث پیشداوری و جبهه گیری دیگران میشیم تا جایی که میتونید آروم باشید تا این استرس به دیگران سرایت نکنه.
    این کار رو فقط با تمرین میتونی انجام بدی باس تمرین کنی تا بر روی عصبانیتت کار کنی و کنترلش کنی.
    یک سری تمرین ها هست میتونید انجام بدید و نتیجه اش کمی زمان بر هست ولی ارزشش رو داره
    ویرایش توسط siavash_en : 01-13-2017 در ساعت 01:50 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    منطق سلاح سرد آدمهاییست

    که دلشان بی دفاع شده است


  7. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    آزادی به این معنا نیست که هر کاری که دلت خواست انجام دهی، بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی که دلت نمی خواهد …!
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27925
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.30
    نوشته ها
    1,283
    تشکـر
    2,053
    تشکر شده 2,080 بار در 1,031 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    من خودمم نمیتونم خیلی وقتا که کسی بخواد بهم زور بگه خشمم رو کنترل کنم.اما یه رفتاری میکنم که بعدا طرف پشیمون بشه مثلا با طرف دیگه مثل سابق برخورد نمیکنم و سرد و بی محل میشم .یا به موقعش تلافی میکنم نه همون موقع.به نظرم سعی کن برای ادمای به قول خودت غد تره خورد نکنی و حسابشون نکنی چون زورگویی و قلدر بازی منشا در این داره که طرف ادم کمبود داری بوده و با قلدر گری میخواد جبران کنه و عاقل نیست پس به چشم ترحم بهشون نگاه کن که چقدر کمبود داشتن که اینجوری شدن نه به چشم یه ادم سالم.اکثر اینایی که توی مدارسن همین جورن ما یه ناظم داشتیم همین جور بود خیلی زورمیگفت یه ابروشم همیشه بالاتر بود من هنوزم اداشو درمیارم همیشه به منو دختر عموم گیرای بیخودی میداد.خودش خیلی سبزه بود بعد به دخترای سفید گیر میداد یه بار به من جلوی بچه ها تو صف گفت چرا سفید شدی امروزمنم بهش گفتم ببخشید غلط کردم دیگه تکرار نمیشه کل بچه ها رفتن رو هوا خودشم خندش گرفت یا یه بار بهش گفتم باید روز معلم براتون یه کرم بخریم با بچه ها .دیگه به ما گیر نمیداد.
    یا با شوخی میتونی حرفتو به دیگران بفهمونی یا با یه برخورد به جا و مناسب لازم نیست همش داد و بیداد یا خشم باشه که البته به نظرم اینام به موقعش میتونه مفید باشه اما نه برای مسائل پیش پا افتاده. اگر ویژگی بد یکیو با حر ف و شوخی بازگو کنی خیلی بیشتر اوضاع تغییر میکنه تا با داد و بیداد حتی خود طرف به رفتارش فکر میکنه.اطراف ما به خصوص توی مراکز اموزشی این ادما زیادن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از saba95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.74
    نوشته ها
    4,450
    تشکـر
    7,053
    تشکر شده 7,095 بار در 3,036 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    اون لحظه باید به یه چیز فکر میکردی فقط...

    آیا این آقا، یا هرکس دیگه، یا هرچیز دیگه ای....ارزششو داره بخاطرش من آزمونم رو که انقد آماده ام خراب کنم؟؟ مسلما ارزششو نداشت.

    و تو باید اولویت بندی میکردی! که اول آزمونت رو بدی بعد حساب اون طرف رو برسی...مطمئن تا وقتی آزمونت رو هم میدادی عصبانیتت فروکش میکرد و حتی دیگه به اون شخص فکر هم نمیکردی!

    اون شخص یه آدم گذرا و بی تاثیر و حتی بی ارزش تو زندگی تو بود ( خدایی نکرده منظورم این نیست که توهین کنم، منظورم اینکه اون شخص کاره ای نیست تو زندگی تو )

    ولی تو با افکارت بهش اجازه دادی تو زندگیت اثر بذاره...اونم اثر منفی!!!

    این تو هستی که تصمیم میگیری که کی تاثیرگذار باشه کی نباشه!

    منم سر جلسه یه خانمه با خودش میخوند سوالاتو و جلوی منم نشسته بود و هرچی بهش میگفتم توجه نمیکرد

    از اون طرفم همه باهم حرف میزدن، انگار نه انگار سرجلسه اس، صبر کردم وقتی ناظر اصلی اومد بهش گفتم این جلسه اصلا نظم نداره!

    اونم به مراقبا تذکر داد...وقتی که رفت مراقبه عصبانی شد گفت کی به ایشون گفته بود جلسه نظم نداره ؟؟!! منم هیچی نگفتم سرم به کار خودم بود که همون خانمه که بهش تذکر داده بودم گفت نفر پشتی من بهش گفته!!!

    بعد اومد بهم گفت چرا گفتی نظم نداره، گفتم هم این خانمی که جلومه بلند بلند میخونه، هم اینکه همه با هم حرف میزنن

    اون نفر جلوییمو بلند کرد به همه هم تذکر داد که ساکت باشید...

    من از خانمه عصبانی شدم که چرا گفت نفر پشتی من گفته!!!

    ولی همون لحظه تو دلم بهش گفتم اصلا حوصله و وقت ندارم که به تو اختصاص بدم...یه کمم آب خوردم به آزمونم ادامه دادم!

    وقتی هم به مراقبه گفتم بلندش کرد و واقعا راحتم کرد

    پس تو هم باید تو ذهنت اولویت بندی کنی...ببینی اون لحظه چیه که از همه مهمتره.

    اگه نتونی اولویت بدی اینجوری به هرکس و هرچیزی فرصت میدی تا بهمت بریزه که من مطمئنم تو اینو نمیخوای.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    This is not democracy
    The man tell policy
    .And whom he does not protest

    Democracy is
    A woman tells of love
    !And who does not look awry

    saad_sabah



  11. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32451
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.74
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام محسن جان
    یک مقداری از این هیجان اقتضای سن شماست واینکه در هرصورت هرکسی دوست نداره از دیگران حرف بی ربط بشنوه و به شخصیتش توهین بشه.منم دوست ندارم حرف زور بشنوم هیچکس دوست نداره.با وجود اینکه صبور و سازگارم و از یک سری مسائل میگذرم اما وقتی که واقعا عصبانی باشم تصمیم های طوفانی میگیرم
    اما بایست بتونیم این هیجانات رو کنترل کنیم
    حرف زدن دربارش راحته عمل کردن هست که مشکله.وقتی عصبانی میشی دو تا کار رو حتما انجام بده اول تا آنجایی که میتونی اون لحظه واکنش نشان نده
    قبل از اینکه حرفی بزنی یک دقیقه سکوت کن و اگر میتونی یک لیوان آب بنوش و سه تا نفس عمیق بکش
    همیشه این رو در نظر بگیرید اشخاصی که واقعا حرفی واسه گفتن دارند بحث و دعوا راه نمی اندازند بطور مثال شما یک رزمی کار حرفه ای رو هیچوقت نمی بینید در خیابان دعوا یا بحث داشته باشه در حالیکه به تنهایی چند نفر رو حریف هست.
    درخت هرچه پربارتر باشه افتاده تر هست.. اجازه نده حقت رو ضایع کنند ولی با بحث یا دعوا هم نمیتونی هیچوقت حقت رو بگیری.
    یک مورد دیگه وقتی ما استرس داشته باشیم ناخودآگاه استرس رو به اطرافیان هم منتقل میکنیم و باعث پیشداوری و جبهه گیری دیگران میشیم تا جایی که میتونید آروم باشید تا این استرس به دیگران سرایت نکنه.
    این کار رو فقط با تمرین میتونی انجام بدی باس تمرین کنی تا بر روی عصبانیتت کار کنی و کنترلش کنی.
    یک سری تمرین ها هست میتونید انجام بدید و نتیجه اش کمی زمان بر هست ولی ارزشش رو داره
    ممنون. سر آزمون وقتی رفت تو مخم اول سعی کردم بیرونش کنم ولی بعد نشد... بعد هر چقدر بیشتر سعی می کردم نمیشد... بعد کم کم یه حسی بهم می گفت محسن آزمونو خراب کردی دیگه این همه وقتت رفت برو... در حالی که خیلی وقت بود.

    چون اومدم خونه عصبی بودم بعد اینکه تاپیک رو نوشتم دوباره عزمم رو جزم کردم رفتم سر اختصاصیا... فقط ده سوال اختصاصی رو به صورت پراکنده زده بودم اما از دو ساعت و چل و پنج دقیقه وقت واسه اختصاصی چهل دقیقیشو از خودم کم کردم و ازمون دادم و تو دو ساعت و پنج دقیقه تونستم تقریبا اختصاصی ها رو تموم کنم. یه ربع از اون چهل دقیقه به خاطر پر کردن بود که وقت کم کردم یه بیست دقیقه هم واسه اون ده تا سوال هرچند ده تا سوال شاید ده دقیقه وقت می گرفت. این نشون میده من میتونم سرعت کارمو بالا ببرم حتی اگه ده دقیقه زمانم سر اختصاصی هدر بره. البته اگه خوب خونده باشم.

    هییییییییییی. الآن هم حال و حوصله تصحیح کردن ازمونو ندارم. رفتم قلم چی شهرمون بسته بود و به رییس زنگ زدم گفتم واسه منو تصحیح کن تو دستگاه و بفرست تهران تو که منو میشناسی دانش آموز خوبی ام و اهل تقلب و ... نیستم و اختصاصیا رو خونه رو صندلی از خودم آزمون گرفتم با چهل دقیقه وقت کمتر و ... عمومی ها رو هم که زده بودم سر آزمون. فقط میخوام ببینم جمع بندی پیش یکم چطور بود. هی الکی میگفت نمیشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    من خودمم نمیتونم خیلی وقتا که کسی بخواد بهم زور بگه خشمم رو کنترل کنم.اما یه رفتاری میکنم که بعدا طرف پشیمون بشه مثلا با طرف دیگه مثل سابق برخورد نمیکنم و سرد و بی محل میشم .یا به موقعش تلافی میکنم نه همون موقع.به نظرم سعی کن برای ادمای به قول خودت غد تره خورد نکنی و حسابشون نکنی چون زورگویی و قلدر بازی منشا در این داره که طرف ادم کمبود داری بوده و با قلدر گری میخواد جبران کنه و عاقل نیست پس به چشم ترحم بهشون نگاه کن که چقدر کمبود داشتن که اینجوری شدن نه به چشم یه ادم سالم.اکثر اینایی که توی مدارسن همین جورن ما یه ناظم داشتیم همین جور بود خیلی زورمیگفت یه ابروشم همیشه بالاتر بود من هنوزم اداشو درمیارم همیشه به منو دختر عموم گیرای بیخودی میداد.خودش خیلی سبزه بود بعد به دخترای سفید گیر میداد یه بار به من جلوی بچه ها تو صف گفت چرا سفید شدی امروزمنم بهش گفتم ببخشید غلط کردم دیگه تکرار نمیشه کل بچه ها رفتن رو هوا خودشم خندش گرفت یا یه بار بهش گفتم باید روز معلم براتون یه کرم بخریم با بچه ها .دیگه به ما گیر نمیداد.
    یا با شوخی میتونی حرفتو به دیگران بفهمونی یا با یه برخورد به جا و مناسب لازم نیست همش داد و بیداد یا خشم باشه که البته به نظرم اینام به موقعش میتونه مفید باشه اما نه برای مسائل پیش پا افتاده. اگر ویژگی بد یکیو با حر ف و شوخی بازگو کنی خیلی بیشتر اوضاع تغییر میکنه تا با داد و بیداد حتی خود طرف به رفتارش فکر میکنه.اطراف ما به خصوص توی مراکز اموزشی این ادما زیادن.
    ممنون

    سر آزمون اگه یه چیزی عصبیت کنه از اون طرف یه حس منفی میاد که نکنه این عصبانیت آزمونتو خراب کنه و ... ازین حسای چرت و پرت مخصوص خودم. کلا همه چیز خر تو خر میشه و ...

    سر آزمون اگه بگی بعدا حسابشو میرسم بدتر میشه... من خودم تجربه کردم... باید گذشت کرد... اما چطور ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    اون لحظه باید به یه چیز فکر میکردی فقط...

    آیا این آقا، یا هرکس دیگه، یا هرچیز دیگه ای....ارزششو داره بخاطرش من آزمونم رو که انقد آماده ام خراب کنم؟؟ مسلما ارزششو نداشت.

    و تو باید اولویت بندی میکردی! که اول آزمونت رو بدی بعد حساب اون طرف رو برسی...مطمئن تا وقتی آزمونت رو هم میدادی عصبانیتت فروکش میکرد و حتی دیگه به اون شخص فکر هم نمیکردی!

    اون شخص یه آدم گذرا و بی تاثیر و حتی بی ارزش تو زندگی تو بود ( خدایی نکرده منظورم این نیست که توهین کنم، منظورم اینکه اون شخص کاره ای نیست تو زندگی تو )

    ولی تو با افکارت بهش اجازه دادی تو زندگیت اثر بذاره...اونم اثر منفی!!!

    این تو هستی که تصمیم میگیری که کی تاثیرگذار باشه کی نباشه!

    منم سر جلسه یه خانمه با خودش میخوند سوالاتو و جلوی منم نشسته بود و هرچی بهش میگفتم توجه نمیکرد

    از اون طرفم همه باهم حرف میزدن، انگار نه انگار سرجلسه اس، صبر کردم وقتی ناظر اصلی اومد بهش گفتم این جلسه اصلا نظم نداره!

    اونم به مراقبا تذکر داد...وقتی که رفت مراقبه عصبانی شد گفت کی به ایشون گفته بود جلسه نظم نداره ؟؟!! منم هیچی نگفتم سرم به کار خودم بود که همون خانمه که بهش تذکر داده بودم گفت نفر پشتی من بهش گفته!!!

    بعد اومد بهم گفت چرا گفتی نظم نداره، گفتم هم این خانمی که جلومه بلند بلند میخونه، هم اینکه همه با هم حرف میزنن

    اون نفر جلوییمو بلند کرد به همه هم تذکر داد که ساکت باشید...

    من از خانمه عصبانی شدم که چرا گفت نفر پشتی من گفته!!!

    ولی همون لحظه تو دلم بهش گفتم اصلا حوصله و وقت ندارم که به تو اختصاص بدم...یه کمم آب خوردم به آزمونم ادامه دادم!

    وقتی هم به مراقبه گفتم بلندش کرد و واقعا راحتم کرد

    پس تو هم باید تو ذهنت اولویت بندی کنی...ببینی اون لحظه چیه که از همه مهمتره.

    اگه نتونی اولویت بدی اینجوری به هرکس و هرچیزی فرصت میدی تا بهمت بریزه که من مطمئنم تو اینو نمیخوای.
    نه نه نه به این فک می کردم که بعد آزمون برم یقشو بگیرم و ... همین فکرا حواسمو پرت می کرد و منو عصبی تر میکرد.

    باید تمرین کنم که کلا در هر صورت مقابل افرادی که غد غد می کنن عصبی نشم...

    الآن به نظرت چطور باید رفتار کنم؟

    آزمون بعدی اون یارو رو دیدم چطور رفتار کنم باهاش؟

    قضیه خیلی خر تو خر شده دوس ندارم گنده بشه چون واسه خودم بده. ینی همه بدونن و بگن و یادم بمونه... دوس دارم فراموشش کنم...

    مرسی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    میان پرواز تا پرتاب... تفاوت از زمین تا آسمان است. پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی! پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند، پس پرواز را بیاموز...
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    8050
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.56
    نوشته ها
    1,470
    تشکـر
    3,820
    تشکر شده 3,277 بار در 1,139 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    کنترل کردن خشم خودش یه هنره شما تو اون لحظه عصبانیت سعی کن خودتو کنترل کنی اون لحظه سکوت کن هیچی نگو ویه لبخند بزن و ازش رد شو سریع بحث و عوض کن و حتی یه عذر خواهی ساده بکن البته مواقعی که خودت مقصری مثل پاکوبیدن به زمین
    کم کم رو خودت کار کن چون با غد بازی و عوا خودت ضرر میکنی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 2 کاربران زیر از رهگذر زندگی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.25
    نوشته ها
    850
    تشکـر
    727
    تشکر شده 1,066 بار در 592 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    ممنون. سر آزمون وقتی رفت تو مخم اول سعی کردم بیرونش کنم ولی بعد نشد... بعد هر چقدر بیشتر سعی می کردم نمیشد... بعد کم کم یه حسی بهم می گفت محسن آزمونو خراب کردی دیگه این همه وقتت رفت برو... در حالی که خیلی وقت بود.

    چون اومدم خونه عصبی بودم بعد اینکه تاپیک رو نوشتم دوباره عزمم رو جزم کردم رفتم سر اختصاصیا... فقط ده سوال اختصاصی رو به صورت پراکنده زده بودم اما از دو ساعت و چل و پنج دقیقه وقت واسه اختصاصی چهل دقیقیشو از خودم کم کردم و ازمون دادم و تو دو ساعت و پنج دقیقه تونستم تقریبا اختصاصی ها رو تموم کنم. یه ربع از اون چهل دقیقه به خاطر پر کردن بود که وقت کم کردم یه بیست دقیقه هم واسه اون ده تا سوال هرچند ده تا سوال شاید ده دقیقه وقت می گرفت. این نشون میده من میتونم سرعت کارمو بالا ببرم حتی اگه ده دقیقه زمانم سر اختصاصی هدر بره. البته اگه خوب خونده باشم.

    هییییییییییی. الآن هم حال و حوصله تصحیح کردن ازمونو ندارم. رفتم قلم چی شهرمون بسته بود و به رییس زنگ زدم گفتم واسه منو تصحیح کن تو دستگاه و بفرست تهران تو که منو میشناسی دانش آموز خوبی ام و اهل تقلب و ... نیستم و اختصاصیا رو خونه رو صندلی از خودم آزمون گرفتم با چهل دقیقه وقت کمتر و ... عمومی ها رو هم که زده بودم سر آزمون. فقط میخوام ببینم جمع بندی پیش یکم چطور بود. هی الکی میگفت نمیشه.

    موضوعی رو که تا حدودی متوجه شدم محسن جان به فرعیات خیلی بیش از اصلیات یک جریان اهمیت میدی.انرژی که بر روی فرعیات میگذاری اجازه پرداختن به اصل رو نمیده و شما رو از هدفت دور میکنه.
    ذهنتون رو از حاشیه ها بردارید و فقط هدف رو بچسبید.هدف الان آزمون و موفقیت شماست مراقب و پنجره و داوطلب کناری یا پشت سر یا حتی نوع تغذیه ای که پخش میکنند و گرما و سرما و.... اینها همه حاشیه اس فرعیاته.
    شما فکرکن روی هرکدام از این ها دو دقیقه پنج دقیقه هم زمان بگذاری نیم ساعت رو داری با درونت کلنجار میری معلومه دیگه انرژی و مغز باقی نمی مونه بر روی آزمون کارکنی و تازه نمره خوب هم بگیری.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    منطق سلاح سرد آدمهاییست

    که دلشان بی دفاع شده است


  16. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    آزادی به این معنا نیست که هر کاری که دلت خواست انجام دهی، بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی که دلت نمی خواهد …!
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27925
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.30
    نوشته ها
    1,283
    تشکـر
    2,053
    تشکر شده 2,080 بار در 1,031 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : چطوری خودمو کنترل کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها



    ممنون

    سر آزمون اگه یه چیزی عصبیت کنه از اون طرف یه حس منفی میاد که نکنه این عصبانیت آزمونتو خراب کنه و ... ازین حسای چرت و پرت مخصوص خودم. کلا همه چیز خر تو خر میشه و ...

    سر آزمون اگه بگی بعدا حسابشو میرسم بدتر میشه... من خودم تجربه کردم... باید گذشت کرد... اما چطور ...


    همون جور که گفتم دیگه بزار پای حساب کمبودایی که در گذشته داشتن و باعث شده اینجوری بشن.به چشم ترحم نگاهشون کن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. کاربران زیر از saba95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

هیجانات رو نمیتونم کنترل کنم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

چطوری,  چطوری بفهمم باردارم,  چطوری دیوونه,  چطوری بکنیم,  چطوری بچه دار شویم,  چطوری ایمیل بسازم,  چطوری چاق شویم,  چطوری استوری بذاریم,  چطوری به انگلیسی,  چطوری حامله شویم,  چطوری خودمو ارضا کنم,  چطوری خودمو بکشم,  چطوری خودمو آرایش کنم,  چطوری خودمو لاغر کنم,  چطوری خودمون موهامونو رنگ کنیم,  چطوری خودمون موهامونو کوتاه کنیم,  چطوری خودمو بیمه کنم,  چطوری خودمو دوست داشته باشم,  چطوری خودمونو ارضا کنیم,  چطوری خودمو پیدا کنم,  قلم چی,  قلم چی تخمین رتبه,  قلم چی کارنامه,  قلم چی دریافت کارنامه,  قلم چی صفحه شخصی,  قلم چی نفرات برتر,  قلم چی کانون کارنامه,  قلم چی انتخاب رشته,  قلم چی دفتر برنامه ریزی,  قلم چی سایت کانون,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید