مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

موضوع: افسردگی بسیار شدید همسرم

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33970
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    افسردگی بسیار شدید همسرم

    سلام

    سابقه ازدواج من با همسرم به بیش از یک سال میرسه اما همدیگه رو از مدتها قبل میشناختیم. متاسفانه همسرم از افسردگی بسیار شدید رنج میبره. قبل از ازدواج تا حدی متوجه این موضوع شده بودم اما فکر نمیکردم انقدر حاد باشه. دائما گلایه میکنه که هیچ انگیزه ای از زندگی نداره، هیچ موفقیتی کسب نکرده، هیچ دلخوشی برای زندگی نداره، اعتماد به نفس بسیار پایینی داره و به شدت به دیگران حسادت میکند (تا حدی که هر کسی را که میبیند در فکر فرو میرود)، شدیدا به من شکاکه و به محض اینکه تنها میشه در کار من تجسس میکنه و بهانه های مختلف جور میکنه و دعوا ایجاد میکنه.

    در یک جمله زندگی رو برای من زهر کرده. در این مدت خیلی تلاش کردم که با مشکلش کنار بیایم و کمکش کنم، به حرف هاش با آرامش گوش بدم --شدیدا حرفهای دردآوری میزنه-- اما نشد. حتی دوره روانشناسی رفتم که کمکش کنم اما نشد. باهاش صحبت کردم و ازش خواستم که با هم بریم پیش مشاوره یا دکتر اما قبول نکرد و جوش آورد که دارم انگ روانی میزنم که طلاقش کنم. بهیچ وجه قبول نمیکنه که حتی با هم دکتر بریم. نمیخوام به خانواده ش زنگ بزنم چون نگران میشن و از راه دور میان و به جای کمک دردسر درست میکنن. این رو هم فهمیدم که توی خونواده همسرم افسردگی یک تابو و بیماری بد محسوب میشه.

    از طرف دیگه، از نظر شرایط کاری توی موقعیت بحرانی هستم که شدیدا نیاز به آرامش دارم. اما هر وقت که از سر کار میام خونه باید با چالش های جدید و دعوا و... روز رو به شب برسونم. صبح انگیزه برای بیدار شدن از خواب نداره و وقتی که من بیدار میشم که برم سر کار با من دعوا میکنه که چرا دارم تنهاش میزارم. خوشبختانه کارم طوری هست که هر روز یکی دو ساعت دیر میرم سر کار مشکلی بوجود نیومده. اما شدیدا کارآییم کم شده و حتی مدیرم هم متوجه موضوع شده.

    واقعا موندم که چکار کنم. از یک طرف زندگیم رو دوست دارم و نمیخوام کم بیارم. از یک طرف زندگی برام نمونده و این دعواهای بیجا تمام حرمت ها رو از بین برده. نگرانم که من رو هم با خودش توی گودال افسردگی بکشه. آیا راه حلی هست؟
    ویرایش توسط hambad : 02-15-2017 در ساعت 11:39 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.54
    نوشته ها
    7,877
    تشکـر
    3,914
    تشکر شده 9,073 بار در 4,452 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    از علائم اصلی افسردگی می توان به موارد زیر اشاره کرد
    – مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل
    – بی خوابی و یا خواب بیش از حد
    – کج خلقی
    – از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلا به آنها علاقه مند بودید
    – نا امیدی
    – فکر کردن مداوم راجع به اینکه اتفاق بدی در راه است
    – فکر کردن راجع به مرگ و یا خودکشی و یا تلاش برای انجام آن
    – توهم و هذیان گویی
    شاید با خودتان فکر کنید که افسردگی شما غیر قابل درمان است، اما بهتر است با یک روانشناس متخصص صحبت کنید و از او راه حل بخواهید. حتی برای موارد خیلی شدید افسردگی هم راه حل وجود دارد.

    تمامی افرادی که در معرض عوامل خطر قرار می گیرند خودکشی نمی کنند. علاوه بر افسردگی شدید و دیگر بیماری های روانی، عوامل خطر برای دست زدن به خودکشی می تواند موارد زیر باشد:
    – سو سابقه مصرف مواد
    – سابقه دست زدن به خودکشی
    – سابقه خودکشی در خانواده
    – سابقه خانواده در بیماری های روانی و یا سو مصرف مواد
    – وجود اسلحه در خانه
    – محبوس بودن
    – قرار گرفتن در معرض رفتار متمایل به خودکشی در دیگر افراد

    فکر کردن به خودکشی: وضعیت اورژانسی


    برای افرادی که به افسردگی مزمن مبتلا هستند، خودکشی یک تهدید اصلی محسوب می شود. بر طبق آمار اعلام شده سالانه بیش از ۳۰ هزار نفر در آمریکا دست به خودکشی می زنند و به احتمال زیاد عدد واقعی خودکشی از این عدد بیشتر است. بین افرادی که افسردگی مزمن آنها درمان نشده است، ۱۵ درصد آنها دست به خودکشی میزنند.
    اما نشانه های فکر کردن به خودکشی و یا تصمیم به آن چیست؟
    – صحبت کردن راجع به مردن و یا کشتن خودتان
    – جستجو راجع به راه های کشتن خود. به عنوان مثال جستجو در اینترنت برای یافتن سم یا داروهای خطرناک
    – صحبت کردن راجع به ناامیدی و یا عدم یافت دلیل کافی برای زندگی کردن
    – حرف زدن در مورد یک درد و ناراحتی لاعلاج که فرد افسرده گمان می کند گرفتارش شده
    – تصورات و صحبت هایی با درون مایه سربار بودن برای دیگران
    – افزایش استفاده از مواد مخدر و یا الکل
    – داشتن رفتار مضطرب و آشفته
    – خوابیدن بیشتر و یا کمتر از میزان عادی
    – احساس منزوی بودن
    – نشان دادن خشم و یا صحبت کردن راجع به انتقام
    – نوسانات خلقی شدید

    به خاطر داشته باشید که اقدام به خودکشی تصمیمی است که تنها در یک لحظه گرفته می شود. اگر فکر می کنید درگیر این بیماری و حس هستید، اسلحه، داروها و هر چیز دیگری را که فکر می کنید با آن به خودتان صدمه میزنید را از دسترس دور کنید. با دور نگه داشتن ابزار خودکشی، شما وقت را برای خودتان می خرید و شاید بتوانید در این زمان از فکر خودکشی بیرون بیایید و شاید هم بر ناراحتی خود غلبه کنید.
    از مصرف الکل و مواد مخدر خودداری کنید و یا به دنبال راه درمانی برای رهایی از اعتیاد به آنها باشید. مصرف آنها می تواند افسردگی شما را شدیدتر کنند و فکر خودکشی را در شما تقویت کنند. تحقیقات نشان می دهد که بین ۳۳ تا ۶۹ درصد افرادی که به خودکشی دست زده اند، قبل از خودکشی الکل مصرف کرده اند.
    در صورتی که خودتان، دوستان یا یکی از اعضای خانواده علائم فوق را دیده اید، بهتر است مراجعه سریع به پزشک، روانپزشک و یا روانشناس را در اولویت های کاری تان قرار دهید.


    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  3. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33970
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    از علائم اصلی افسردگی می توان به موارد زیر اشاره کرد
    – مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل
    – بی خوابی و یا خواب بیش از حد
    – کج خلقی
    – از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلا به آنها علاقه مند بودید
    – نا امیدی
    – فکر کردن مداوم راجع به اینکه اتفاق بدی در راه است
    – فکر کردن راجع به مرگ و یا خودکشی و یا تلاش برای انجام آن
    – توهم و هذیان گویی
    شاید با خودتان فکر کنید که افسردگی شما غیر قابل درمان است، اما بهتر است با یک روانشناس متخصص صحبت کنید و از او راه حل بخواهید. حتی برای موارد خیلی شدید افسردگی هم راه حل وجود دارد.

    تمامی افرادی که در معرض عوامل خطر قرار می گیرند خودکشی نمی کنند. علاوه بر افسردگی شدید و دیگر بیماری های روانی، عوامل خطر برای دست زدن به خودکشی می تواند موارد زیر باشد:
    – سو سابقه مصرف مواد
    – سابقه دست زدن به خودکشی
    – سابقه خودکشی در خانواده
    – سابقه خانواده در بیماری های روانی و یا سو مصرف مواد
    – وجود اسلحه در خانه
    – محبوس بودن
    – قرار گرفتن در معرض رفتار متمایل به خودکشی در دیگر افراد

    فکر کردن به خودکشی: وضعیت اورژانسی


    برای افرادی که به افسردگی مزمن مبتلا هستند، خودکشی یک تهدید اصلی محسوب می شود. بر طبق آمار اعلام شده سالانه بیش از ۳۰ هزار نفر در آمریکا دست به خودکشی می زنند و به احتمال زیاد عدد واقعی خودکشی از این عدد بیشتر است. بین افرادی که افسردگی مزمن آنها درمان نشده است، ۱۵ درصد آنها دست به خودکشی میزنند.
    اما نشانه های فکر کردن به خودکشی و یا تصمیم به آن چیست؟
    – صحبت کردن راجع به مردن و یا کشتن خودتان
    – جستجو راجع به راه های کشتن خود. به عنوان مثال جستجو در اینترنت برای یافتن سم یا داروهای خطرناک
    – صحبت کردن راجع به ناامیدی و یا عدم یافت دلیل کافی برای زندگی کردن
    – حرف زدن در مورد یک درد و ناراحتی لاعلاج که فرد افسرده گمان می کند گرفتارش شده
    – تصورات و صحبت هایی با درون مایه سربار بودن برای دیگران
    – افزایش استفاده از مواد مخدر و یا الکل
    – داشتن رفتار مضطرب و آشفته
    – خوابیدن بیشتر و یا کمتر از میزان عادی
    – احساس منزوی بودن
    – نشان دادن خشم و یا صحبت کردن راجع به انتقام
    – نوسانات خلقی شدید

    به خاطر داشته باشید که اقدام به خودکشی تصمیمی است که تنها در یک لحظه گرفته می شود. اگر فکر می کنید درگیر این بیماری و حس هستید، اسلحه، داروها و هر چیز دیگری را که فکر می کنید با آن به خودتان صدمه میزنید را از دسترس دور کنید. با دور نگه داشتن ابزار خودکشی، شما وقت را برای خودتان می خرید و شاید بتوانید در این زمان از فکر خودکشی بیرون بیایید و شاید هم بر ناراحتی خود غلبه کنید.
    از مصرف الکل و مواد مخدر خودداری کنید و یا به دنبال راه درمانی برای رهایی از اعتیاد به آنها باشید. مصرف آنها می تواند افسردگی شما را شدیدتر کنند و فکر خودکشی را در شما تقویت کنند. تحقیقات نشان می دهد که بین ۳۳ تا ۶۹ درصد افرادی که به خودکشی دست زده اند، قبل از خودکشی الکل مصرف کرده اند.
    در صورتی که خودتان، دوستان یا یکی از اعضای خانواده علائم فوق را دیده اید، بهتر است مراجعه سریع به پزشک، روانپزشک و یا روانشناس را در اولویت های کاری تان قرار دهید.


    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    اصلا حاضر نیست بیاد مشاوره یا دکتر. من چطور تشویقش مکنم که بیاد؟ میگه خوبه و اصلا متوجه نیست که زندگی رو داره خراب میکنه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33970
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربـه 1 نمایش پست ها
    داداش همه افسردن
    بهش امید بده
    ببرش تفریح
    شلوغ کن اطرافشو
    نزار نابود بشه
    من تک و تنهام دارم میمیرم
    اون حداقل تو رو داره کمکش کن
    خیلی تلاش کردم اما نمیشه. من تمام مشکلات زندگی با یک فرد افسرده رو به جون خریدم اما واقعا آسون نیست.

    یه مثال ساده بزنم، میبرمش دوچرخه سواری از اول تا آخرش دنبال بهانه هست تا من رو از کارم پشیمون کنه.
    از سر کار زود میام میگه میخوام تنها باشم، دیر میام میپرسه کجا بودم و چرا براش اهمیت قایل نیستم.
    کلا با هیچ کسی نمیخواد رابطه داشته باشه؛ چند بار دوستام دعوت کردن رفتیم خونه شون اما از هر کدوم یک ایرادی گرفت. توی کل اون مدت یک کلمه هم حرف نزد. هر چی من ازش تعریف کردم بعدش اومد خونه گفت مسخره ش کردم. آخرش هم به من گفت که من عاشق زن دوستم شدم و میخوام از این طریق بهش نزدیک بشم، که دیگه پیش دوستام نبردمش که روابط کاریم تحت الشعاع قرار نگیره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33970
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربـه 1 نمایش پست ها
    منم افسردم درکش میکنم
    افسرده ها دنبال بهونه هستن که هم خودشون و هم بقیه رو ناراحت کنن
    مثل بچه ای که هر چی براش بخری یه بهونه میاره میگه نه اینو نمیخوام
    البته قضیشون با بچه فرق داره
    اونا از جاهایی ضربه شدید خوردن
    افکار ارزشمندی داشتن برا خودشون که نادیده گرفته شده و تحقیر شدن
    اونو ارزشمند زیبا و با استعداد جلوه بده
    استعداداشو گوشزد کن
    بگو در کنار اینهمه مشکلات میشه لبخند زد و با لذتی حتی اندک زندگی کرد
    بهش بگو ازدواج یه نعمت بزرگه که خیلی ها ندارن پس با هم قدرشو بدونید و زندگیتونو از نو شروع کنید
    با حرفت کاملا موافقم. اگر موافق نبودم تا الآن این همه تلاش نمیکردم. اما باید بدونیم که من متخصص و مشاور و روانپزشک نیستم و توانی محدودی دارم. باید با کسی حرف بزنه که متخصص این موضوع باشه تا راه های جدیدی پیش راهمون بزاره.

    وقتی که یک انسان نخواد من نمیتونم کمکی بهش بکنم. الآن هم مشکل من اینه که اول بخواد و با هم بریم مشاوره بعد من همین تلاشم رو ادامه بدم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33957
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.18
    نوشته ها
    49
    تشکـر
    30
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hambad نمایش پست ها
    سلام

    سابقه ازدواج من با همسرم به بیش از یک سال میرسه اما همدیگه رو از مدتها قبل میشناختیم. متاسفانه همسرم از افسردگی بسیار شدید رنج میبره. قبل از ازدواج تا حدی متوجه این موضوع شده بودم اما فکر نمیکردم انقدر حاد باشه. دائما گلایه میکنه که هیچ انگیزه ای از زندگی نداره، هیچ موفقیتی کسب نکرده، هیچ دلخوشی برای زندگی نداره، اعتماد به نفس بسیار پایینی داره و به شدت به دیگران حسادت میکند (تا حدی که هر کسی را که میبیند در فکر فرو میرود)، شدیدا به من شکاکه و به محض اینکه تنها میشه در کار من تجسس میکنه و بهانه های مختلف جور میکنه و دعوا ایجاد میکنه.

    در یک جمله زندگی رو برای من زهر کرده. در این مدت خیلی تلاش کردم که با مشکلش کنار بیایم و کمکش کنم، به حرف هاش با آرامش گوش بدم --شدیدا حرفهای دردآوری میزنه-- اما نشد. حتی دوره روانشناسی رفتم که کمکش کنم اما نشد. باهاش صحبت کردم و ازش خواستم که با هم بریم پیش مشاوره یا دکتر اما قبول نکرد و جوش آورد که دارم انگ روانی میزنم که طلاقش کنم. بهیچ وجه قبول نمیکنه که حتی با هم دکتر بریم. نمیخوام به خانواده ش زنگ بزنم چون نگران میشن و از راه دور میان و به جای کمک دردسر درست میکنن. این رو هم فهمیدم که توی خونواده همسرم افسردگی یک تابو و بیماری بد محسوب میشه.

    از طرف دیگه، از نظر شرایط کاری توی موقعیت بحرانی هستم که شدیدا نیاز به آرامش دارم. اما هر وقت که از سر کار میام خونه باید با چالش های جدید و دعوا و... روز رو به شب برسونم. صبح انگیزه برای بیدار شدن از خواب نداره و وقتی که من بیدار میشم که برم سر کار با من دعوا میکنه که چرا دارم تنهاش میزارم. خوشبختانه کارم طوری هست که هر روز یکی دو ساعت دیر میرم سر کار مشکلی بوجود نیومده. اما شدیدا کارآییم کم شده و حتی مدیرم هم متوجه موضوع شده.

    واقعا موندم که چکار کنم. از یک طرف زندگیم رو دوست دارم و نمیخوام کم بیارم. از یک طرف زندگی برام نمونده و این دعواهای بیجا تمام حرمت ها رو از بین برده. نگرانم که من رو هم با خودش توی گودال افسردگی بکشه. آیا راه حلی هست؟
    چرا به شما شکاک هست؟ دلیل خاصی داره؟ همه ی چیزهایی که گفتین شبیه زندگی ما هست
    شوهر منم به من میگه افسرده
    البته مثل شما نمیخواد برای افسردگی من کاری کنه
    برای همین من قبول ندارم افسرده ام چون خودش افسردگی من رو بیشتر می کنه و کارهایی میکنه که متناقضه
    مهم نیست
    ولی این سوال رو ازتون پرسیدم که ببینین چرا همسرتون افسرده هست؟
    چرا شکاکه
    این دوتا کاملا متفاوته
    چقدر در راستای تلاشتون درکش میکنین؟
    شوهر منم میگه زیاد تلاش می کنه ( میگفت - می کرد )‌اما من وقتی بهش اعتماد میکردم و باهاش حرف میزدم و از خیانتش براش گفتم و گفتم داره ازارم میده سرم داد زد و گفت من فکر کنم تو خودت هیچ تلاشی نمیخوای بکنی و همش با حرفات میخوای من رو ازار بدی
    در صورتی که من بهش داشتم میگفتم من میخوام فراموش کنم ولی نمیتونم و گاهی به من فشار میاره و تحملم رو صفر کرده
    شوهر من قبلا از یکی از خانم های دانشگاهش که قرار بوده بهش کاربری یک سایت رو یاد بده راجب زندگیمون حرف زده بود و درد و دل میکردو اسمش رو میزاره مشاوره
    من فکر میکنم همه ی مشاوره ها مثل دوست دخترهاش هستن مثل اون روز
    شوهرم دردی که توی دلم گذاشته نمیدونه چقدره که حالا میخواهد درمان کند
    از ما که گذشت....
    شما هم بهتره اول جدا از تلاش هاتون همسرتون رو ببینین فرض کنین یه غریبه هست سعی کنید از نظر یه غریبه ببینین مشکلش چیه این بیشتر از اینکه شوهرش باشین کمک میکنه چون به نظر من اگه از جانب شوهر ببینیدش یا ترحم دارین یا حق به جانب خواهید بود البته اگه فکر میکنید همسرتون واقعا افسرده هست .
    شما اگه فکر میکردین افسرده هست از اول نباید باهاش ازدواج میکردین چون اونم بحر امیدی وارد زندگیتون شده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33957
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.18
    نوشته ها
    49
    تشکـر
    30
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hambad نمایش پست ها
    خیلی تلاش کردم اما نمیشه. من تمام مشکلات زندگی با یک فرد افسرده رو به جون خریدم اما واقعا آسون نیست.

    یه مثال ساده بزنم، میبرمش دوچرخه سواری از اول تا آخرش دنبال بهانه هست تا من رو از کارم پشیمون کنه.
    از سر کار زود میام میگه میخوام تنها باشم، دیر میام میپرسه کجا بودم و چرا براش اهمیت قایل نیستم.
    کلا با هیچ کسی نمیخواد رابطه داشته باشه؛ چند بار دوستام دعوت کردن رفتیم خونه شون اما از هر کدوم یک ایرادی گرفت. توی کل اون مدت یک کلمه هم حرف نزد. هر چی من ازش تعریف کردم بعدش اومد خونه گفت مسخره ش کردم. آخرش هم به من گفت که من عاشق زن دوستم شدم و میخوام از این طریق بهش نزدیک بشم، که دیگه پیش دوستام نبردمش که روابط کاریم تحت الشعاع قرار نگیره.
    چرا مشکلات زندگی با یک فرد افسرده رو با جون میخرین؟
    اگه دوستش دارین و این کار رو میکنین منت سرش نذارین اگه دوستش ندارین و این کار رو میکنین برای چیه؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33957
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.18
    نوشته ها
    49
    تشکـر
    30
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربـه 1 نمایش پست ها
    منم افسردم درکش میکنم
    افسرده ها دنبال بهونه هستن که هم خودشون و هم بقیه رو ناراحت کنن
    مثل بچه ای که هر چی براش بخری یه بهونه میاره میگه نه اینو نمیخوام
    البته قضیشون با بچه فرق داره
    اونا از جاهایی ضربه شدید خوردن
    افکار ارزشمندی داشتن برا خودشون که نادیده گرفته شده و تحقیر شدن
    اونو ارزشمند زیبا و با استعداد جلوه بده
    استعداداشو گوشزد کن
    بگو در کنار اینهمه مشکلات میشه لبخند زد و با لذتی حتی اندک زندگی کرد
    بهش بگو ازدواج یه نعمت بزرگه که خیلی ها ندارن پس با هم قدرشو بدونید و زندگیتونو از نو شروع کنید
    ادم ها وقتی از چیزی ناراحتن این حرفها خوبشون نمیکنه
    وقتی ادم غصه داره با کسی درد و دل نمیکنه چون فکر میکنه کسی درکش نمیکنه ولی وقتی با کسی دردو دل کنه اگه طرف مقابلش بهش بگه همه چی خوب و خوشگله اون باور نمیکنه و میفهمه باز درک نشده
    باید از نگاه اون به زندگی نگاه کنه و اگه میخواد کمکش کنه ببینه ایراد کار کجاس
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33970
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط yekdokhtar نمایش پست ها
    چرا به شما شکاک هست؟ دلیل خاصی داره؟ همه ی چیزهایی که گفتین شبیه زندگی ما هست
    شوهر منم به من میگه افسرده
    البته مثل شما نمیخواد برای افسردگی من کاری کنه
    برای همین من قبول ندارم افسرده ام چون خودش افسردگی من رو بیشتر می کنه و کارهایی میکنه که متناقضه
    مهم نیست
    ولی این سوال رو ازتون پرسیدم که ببینین چرا همسرتون افسرده هست؟
    چرا شکاکه
    این دوتا کاملا متفاوته
    چقدر در راستای تلاشتون درکش میکنین؟
    شوهر منم میگه زیاد تلاش می کنه ( میگفت - می کرد )‌اما من وقتی بهش اعتماد میکردم و باهاش حرف میزدم و از خیانتش براش گفتم و گفتم داره ازارم میده سرم داد زد و گفت من فکر کنم تو خودت هیچ تلاشی نمیخوای بکنی و همش با حرفات میخوای من رو ازار بدی
    در صورتی که من بهش داشتم میگفتم من میخوام فراموش کنم ولی نمیتونم و گاهی به من فشار میاره و تحملم رو صفر کرده
    شوهر من قبلا از یکی از خانم های دانشگاهش که قرار بوده بهش کاربری یک سایت رو یاد بده راجب زندگیمون حرف زده بود و درد و دل میکردو اسمش رو میزاره مشاوره
    من فکر میکنم همه ی مشاوره ها مثل دوست دخترهاش هستن مثل اون روز
    شوهرم دردی که توی دلم گذاشته نمیدونه چقدره که حالا میخواهد درمان کند
    از ما که گذشت....
    شما هم بهتره اول جدا از تلاش هاتون همسرتون رو ببینین فرض کنین یه غریبه هست سعی کنید از نظر یه غریبه ببینین مشکلش چیه این بیشتر از اینکه شوهرش باشین کمک میکنه چون به نظر من اگه از جانب شوهر ببینیدش یا ترحم دارین یا حق به جانب خواهید بود البته اگه فکر میکنید همسرتون واقعا افسرده هست .
    شما اگه فکر میکردین افسرده هست از اول نباید باهاش ازدواج میکردین چون اونم بحر امیدی وارد زندگیتون شده
    شاید شباهت هایی باشه البته من شرایط شما رونمیدونم. افسردگی مشکلی نیست که فقط با محبت حل بشه، بلکه گاهی نیاز به دارو و روش های درمانی دیگه داره. حتی تصوراینکه چقدر زندگی با یک انسان افسرده میتونه سخت باشه هم نمیتونید بکنید. به همین خاطر اصراردارم بریم پیش مشاور. در صورتی که من اشتباه کرده باشم هم چیزی از دست ندادیم و مشاوره رفتیم.

    من فکر نمیکردم انقدر حاد باشه و شما نمیتونید به من بگید چرا باهاش ازدواج کردم. اگر راه حلی ندارید نیازی نیست من رو سرزنش کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    شماره عضويت
    33957
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.18
    نوشته ها
    49
    تشکـر
    30
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی بسیار شدید همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hambad نمایش پست ها
    شاید شباهت هایی باشه البته من شرایط شما رونمیدونم. افسردگی مشکلی نیست که فقط با محبت حل بشه، بلکه گاهی نیاز به دارو و روش های درمانی دیگه داره. حتی تصوراینکه چقدر زندگی با یک انسان افسرده میتونه سخت باشه هم نمیتونید بکنید. به همین خاطر اصراردارم بریم پیش مشاور. در صورتی که من اشتباه کرده باشم هم چیزی از دست ندادیم و مشاوره رفتیم.

    من فکر نمیکردم انقدر حاد باشه و شما نمیتونید به من بگید چرا باهاش ازدواج کردم. اگر راه حلی ندارید نیازی نیست من رو سرزنش کنید.
    ازش پرسیدین چرا از مشاوره بدش میاد؟
    نگفتین چرا به شما شکاکه؟ دلیلی هم داره؟
    مثلا شوهر من بهم خیانت کرده و دروغ گفته راجبش
    شما این کارا رو کردین؟
    شاید فکر میکنه دارین از زندگی می اندازینش بیرون که نمیاد
    ویرایش توسط yekdokhtar : 02-15-2017 در ساعت 03:25 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

افسردگی,  افسردگی چیست,  افسردگی شدید,  افسردگی بعد از زایمان,  افسردگی در نوجوانان,  افسردگی دو قطبی,  افسردگی در بارداری,  افسردگی مزمن,  افسردگی فصلی,  افسردگی حاد,  افسردگی بسیار شدید,  درمان افسردگی بسیار شدید,  داروی افسردگی بسیار شدید,  افسردگی,  افسردگی چیست,  افسردگی شدید,  افسردگی بعد از زایمان,  افسردگی در نوجوانان,  افسردگی دو قطبی,  افسردگی در بارداری,  افسردگی مزمن,  افسردگی فصلی,  افسردگی حاد,  افسردگی فصلی,  افسردگی فصلی پاییز,  افسردگی فصلی زمستان,  افسردگی فصلی بهار,  افسردگی فصلی در زنان,  افسردگی فصلی تابستان,  افسردگی فصلی در بهار,  افسردگی فصلی ویکی,  افسردگی فصلی در کودکان,  افسردگی فصلی درمان,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید