مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 17

موضوع: آبروریزی شوهر

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضويت
    2717
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    94
    تشکـر
    32
    تشکر شده 37 بار در 24 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    آبروریزی شوهر

    سلام شوهر من اخلاق خیلی بدی داره و اونم اینه که سر هر اختلاف کوچیکی آبرو ریزی راه میندازه و میره خونه پدرم سرو صدا راه میندازه همین چند روز پیش من عصبانی بودم و به شوهرم گفتم باید از خونه پدرش بریم یه جای دیگه خونه اجاره کنیم و وقتی دیدم همسرم توجهی به حرفم نمیکنه از خونه رفتم بیرون تاآروم شم و بچه یک ماهم خونه پیش شوهرم بود و گریه میکرد اونم بچه رو گذاشته بود پیش مادرش و رفته بود چنتا از شیشه های خونه بابامو شکسته بود و شیشه ماشین داداشمم رو هم شکسته بود در حالیکه خانوادم اصلا در جریان جروبحث ما نبودن و من اصلا اونجا نرفته بودم . و این کاری که شوهرم کرد فقط به دلیل عقده ی شخصیش از خانوادم بود چون به برادرم حسادت میکنه و چندبار مادرمو تهدید کرده که چرا واسه پسرتون ماشین خریدین واسه زن منم باید بخرین !!!! حتی دل نداره واسه برادرم خونه بخرن درحالیکه پدر شوهرم خونه ای که توش با اونا زندگی میکنیم رو به اسم شوهرم زده البته خونه دوطبقس ما بالا زندگی میکنیم . شوهرم چشم دیدن برادرمو نداره خواهر ۱۲ سالمو هی اذیت میکنه و حتی تهدید کرده خواهرم حق نداره به بچم دست بزنه میگه خواهرت بی دست و پاست منم گفتم باشه دست نمیزنه ولی اونقدر خواهرمو همه جا اذیت میکنه و بهش بد دهنی میکنه و تهدید به کشتن میکنه که خواهرم استرس پیدا کرده . حتی پدر مادر منم از دستش در امان نیستن با اینکه اینهمه بهش محبت کرده بودن ولی هر چی به دهنش میاد پشت سر و رودر رو بهشون میگه ولی اونا همیشه بهش احترام میزارن چون فرهنگی و معلم هستن. دیگه سر این دعوا همه همسایه ها و آشناها خبردار شدن از کاراش و تک تک از خانوادم میپرسن قضیه رو چون حتی شوهرم با وقاحت تمام زنگ زد ۱۱۰ اومد و گفت زنم بچه رو دزدیده آورده اینجا درحالیکه وقتی من برگشتم خونه تا بچه رو ببرم تو اتاق بود و خواهرش بهش گفتن اومده بچه رو ببره اونجا هیچی نگفت گذاشت برم خونه بابام تا بیاد اونجا آبرو ریزی کنه و تهدید کرد خونه پدرمو آتیش میزنه که همون موقع پدر شوهرم اومد پا درمیانی کرد من برگردم ولی من فقط بخاطر بی پناهی برگشتم چون پدر مادرم قبلا بهم گفته بودن اگه طلاق بگیرم شوهرم یه بلایی سر اونا میاره ازش میترسن و ترجیح میدن من و بچم توی خونه این شوهر بمیریم تا اونا و پسرشون یه بلایی سرشون بیاد پسر پرست هستن و هیچ حمایتی از من نمیکنن کاش یه پدر داشتم که میگفت دخترم من پشتتم مگه من مردم تا تو اذیت بشی مگه تو بی کسی ولی ..... برگشتم خونم و منتظرم تا دعوای بعدی چی سر زندگیم بیاد دلم واسه دختر یک ماهم میسوزه کاش جایی داشتم تا بهش پناه ببرم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 2 کاربران زیر از seyaneh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    شماره عضويت
    28563
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.19
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    8
    تشکر شده 28 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط seyaneh نمایش پست ها
    سلام شوهر من اخلاق خیلی بدی داره و اونم اینه که سر هر اختلاف کوچیکی آبرو ریزی راه میندازه و میره خونه پدرم سرو صدا راه میندازه همین چند روز پیش من عصبانی بودم و به شوهرم گفتم باید از خونه پدرش بریم یه جای دیگه خونه اجاره کنیم و وقتی دیدم همسرم توجهی به حرفم نمیکنه از خونه رفتم بیرون تاآروم شم و بچه یک ماهم خونه پیش شوهرم بود و گریه میکرد اونم بچه رو گذاشته بود پیش مادرش و رفته بود چنتا از شیشه های خونه بابامو شکسته بود و شیشه ماشین داداشمم رو هم شکسته بود در حالیکه خانوادم اصلا در جریان جروبحث ما نبودن و من اصلا اونجا نرفته بودم . و این کاری که شوهرم کرد فقط به دلیل عقده ی شخصیش از خانوادم بود چون به برادرم حسادت میکنه و چندبار مادرمو تهدید کرده که چرا واسه پسرتون ماشین خریدین واسه زن منم باید بخرین !!!! حتی دل نداره واسه برادرم خونه بخرن درحالیکه پدر شوهرم خونه ای که توش با اونا زندگی میکنیم رو به اسم شوهرم زده البته خونه دوطبقس ما بالا زندگی میکنیم . شوهرم چشم دیدن برادرمو نداره خواهر ۱۲ سالمو هی اذیت میکنه و حتی تهدید کرده خواهرم حق نداره به بچم دست بزنه میگه خواهرت بی دست و پاست منم گفتم باشه دست نمیزنه ولی اونقدر خواهرمو همه جا اذیت میکنه و بهش بد دهنی میکنه و تهدید به کشتن میکنه که خواهرم استرس پیدا کرده . حتی پدر مادر منم از دستش در امان نیستن با اینکه اینهمه بهش محبت کرده بودن ولی هر چی به دهنش میاد پشت سر و رودر رو بهشون میگه ولی اونا همیشه بهش احترام میزارن چون فرهنگی و معلم هستن. دیگه سر این دعوا همه همسایه ها و آشناها خبردار شدن از کاراش و تک تک از خانوادم میپرسن قضیه رو چون حتی شوهرم با وقاحت تمام زنگ زد ۱۱۰ اومد و گفت زنم بچه رو دزدیده آورده اینجا درحالیکه وقتی من برگشتم خونه تا بچه رو ببرم تو اتاق بود و خواهرش بهش گفتن اومده بچه رو ببره اونجا هیچی نگفت گذاشت برم خونه بابام تا بیاد اونجا آبرو ریزی کنه و تهدید کرد خونه پدرمو آتیش میزنه که همون موقع پدر شوهرم اومد پا درمیانی کرد من برگردم ولی من فقط بخاطر بی پناهی برگشتم چون پدر مادرم قبلا بهم گفته بودن اگه طلاق بگیرم شوهرم یه بلایی سر اونا میاره ازش میترسن و ترجیح میدن من و بچم توی خونه این شوهر بمیریم تا اونا و پسرشون یه بلایی سرشون بیاد پسر پرست هستن و هیچ حمایتی از من نمیکنن کاش یه پدر داشتم که میگفت دخترم من پشتتم مگه من مردم تا تو اذیت بشی مگه تو بی کسی ولی ..... برگشتم خونم و منتظرم تا دعوای بعدی چی سر زندگیم بیاد دلم واسه دختر یک ماهم میسوزه کاش جایی داشتم تا بهش پناه ببرم
    موقعی که ازدواج میکردی چرا تحقیق نکردی در مورد شوهرت؟
    اینطوری که شما گفتین انگار با لات محلتون ازدواج کردی که اعصاب درستی هم نداره
    و حتما باید پیش روان پزشک
    چون روانش مشکل داره البته خیلیا مشکل دارند ولی نمیرند
    درهر صورت اینطوری که شما میگی ادامه زندگی باهاش اشتباه محضه چون که زندگیت تلخه
    ادم زندگی میکنه که لذت ببره از زندگیش نه اینکه مجبور باشی تحمل کنی
    به نظرم باید در مورد طلاقت فکرتو بکنی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضويت
    2717
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    94
    تشکـر
    32
    تشکر شده 37 بار در 24 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    ازدواج من سنتی بود اتفاقا موقع ازدواج گفته بودن پسر خوبیه و با پدرش فرق داره چون پدرش آدم عصبی و دعوایی و حروم خوریه منم نمی‌خواستم باهاش ازدواج کنم چون گفته بودن پدرش این اخلاقا رو داره ولی مادرم قرآن و شیخ و خدا رو وسط آورد و استخاره کرد و گفت پدرش هرکاری کرده به این ربطی نداره من راضی نبودم حتی شب خواستگاری نشستم کلی گریه کردم ولی انگار نون خور اضافه بودم و پدر مادرم میترسیدن رو دستشون باد کنم زود شوهرم دادن با اینکه همون موقع ها یه خبرایی شده بود که یکی دیگه میخواد بیاد خواستگاری اونا تحمل نداشتن میترسیدن من رو دستشون بمونم خواستن زودتر از شرم خلاص شن آخه دختر که جزو اولاد نیست فقط پسر بچه آدمه جرم من اینه دختر بودم .. همش ۲۱ سالم بود !!! الان دخترا ۳۵ سالشون میشه هنوزم میگن بچه ایم واسه ازدواج زوده .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    شماره عضويت
    28563
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.19
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    8
    تشکر شده 28 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط seyaneh نمایش پست ها
    ازدواج من سنتی بود اتفاقا موقع ازدواج گفته بودن پسر خوبیه و با پدرش فرق داره چون پدرش آدم عصبی و دعوایی و حروم خوریه منم نمی‌خواستم باهاش ازدواج کنم چون گفته بودن پدرش این اخلاقا رو داره ولی مادرم قرآن و شیخ و خدا رو وسط آورد و استخاره کرد و گفت پدرش هرکاری کرده به این ربطی نداره من راضی نبودم حتی شب خواستگاری نشستم کلی گریه کردم ولی انگار نون خور اضافه بودم و پدر مادرم میترسیدن رو دستشون باد کنم زود شوهرم دادن با اینکه همون موقع ها یه خبرایی شده بود که یکی دیگه میخواد بیاد خواستگاری اونا تحمل نداشتن میترسیدن من رو دستشون بمونم خواستن زودتر از شرم خلاص شن آخه دختر که جزو اولاد نیست فقط پسر بچه آدمه جرم من اینه دختر بودم .. همش ۲۱ سالم بود !!! الان دخترا ۳۵ سالشون میشه هنوزم میگن بچه ایم واسه ازدواج زوده .
    خودتو ناراحت نکن
    من درکت میکنم زندگی با یه ادم روانی خیلی خیلی سخته
    و به نظرم اگه طلاق بگیری بهتره
    چون که این زندگی توام با سختی و مشقت خواهد بود
    و این جور ادمها اخلاقشون روز به روز بدتر هم میشه
    هرچی هم که خوبی کنی بدتر میشه
    طلاق رو واسه همین موارد گذاشتند
    ولی ای کاش قبل ازدواج حداقل یکمی حرف میزدین اخلاقش دستت می اومد
    متاسفم واسه پدر و مادرهایی که اجازه نمیدند بچشون یکمی اشنابشه ببینه کنار این فرد خوشبخت میشه یا نمیشه
    واقعا ماها یا از اینور بوم می افتیم یا از اونورش
    یا کلا سنتی سنتی
    یا طرف با پسره چند سال دوست میشه و رابطه جنسی اخرش هم هیچی
    واقعا ....
    در هر صورت اگه همسرت بره پیش روان پزشک و بهتر بشه که هیچی
    وگرنه خودتو تلف نکن
    تو نباید این زندگی با یه روانی رو تحمل کنی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضويت
    2717
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    94
    تشکـر
    32
    تشکر شده 37 بار در 24 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط rezzaaa نمایش پست ها
    خودتو ناراحت نکن
    من درکت میکنم زندگی با یه ادم روانی خیلی خیلی سخته
    و به نظرم اگه طلاق بگیری بهتره
    چون که این زندگی توام با سختی و مشقت خواهد بود
    و این جور ادمها اخلاقشون روز به روز بدتر هم میشه
    هرچی هم که خوبی کنی بدتر میشه
    طلاق رو واسه همین موارد گذاشتند
    ولی ای کاش قبل ازدواج حداقل یکمی حرف میزدین اخلاقش دستت می اومد
    متاسفم واسه پدر و مادرهایی که اجازه نمیدند بچشون یکمی اشنابشه ببینه کنار این فرد خوشبخت میشه یا نمیشه
    واقعا ماها یا از اینور بوم می افتیم یا از اونورش
    یا کلا سنتی سنتی
    یا طرف با پسره چند سال دوست میشه و رابطه جنسی اخرش هم هیچی
    واقعا ....
    در هر صورت اگه همسرت بره پیش روان پزشک و بهتر بشه که هیچی
    وگرنه خودتو تلف نکن
    تو نباید این زندگی با یه روانی رو تحمل کنی
    منم دلم میخواد طلاق بگیرم ولی چجوری !!! پدرم باید ازم حمایت کنه تا برگردم خونش و اونجا اقدام به طلاق کنم وگرنه نمیتونم بشینم خونه شوهرم و برم دادگاه بگم من طلاق میخوام خب اینجوری که میزنه منو میکشه تو خونه خودش مشکلم اینه جایی ندارم برم و فکر نکنم کسی به زنی درشرایط من که درحال طلاقه خونه اجاره بده تا اونجا زندگی کنم و اقدام به طلاق کنم بعد بچم چی میشه طفلی هنوز یه ماهشه اگه ازم بگیرنش یا پدرش ازم بگیره مثل خودش تربیت کنه چی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    3964
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    76
    تشکـر
    49
    تشکر شده 59 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    سلام برای وضعیتت واقعا ناراحت شدم
    طلاق راه خوبی برای آزاد شدن از شر همسر نامناسبه، اما بهترین راه نیست. با این خانواده ای که توصیف کردی و خطری که ممکنه بعد از طلاق از سمت شوهرت تهدیدت کنه بنظر خودت طلاق کمکی میکنه؟فکر میکنی زندگی بعدش خیلی شیرین میشه؟همین طوری هم قبولت نمیکردن بعد اگه یه دختر دیگه هم اضافه بشه چی میشه؟همیشه از بین بد و بدتر بد رو انتخاب کن .
    اگر شوهرت واقعا دیوانه نیست و مشکلش روحی و روانیه بخاطر حسادت و بی منطقی اینطوره امیدی هست، مطمعنا همچین مردی حاضر نمیشه پیش مشاور بره شما خودت برو و شرایط رو توضیح بده ببین بت چی میگن؟ببین چطور باید رفتار کنی که به مرور وارد ذهن شوهرت بشی و درستش کنی! خیلی سخته اما اگر میخوای شرایط رو عوض کنی باید تلاش کنی،بچه هم کارتو سخت کرده ،تازه هم اونو به دنیا اوردی در نظر بگیر که زن بعد از زایمان چقدر فکر و روانش خسته ست ،یه کم تحمل و صبرتو بیشتر کن و با منطق و جدیت پیگیر تغییر اوضاع باش
    اینم بدون شوهرت علی رغم مشکل روانی حتما بت حساسه و دوست داشته که از رفتنت بهم ریخته،مردی که زنش رو نخواد بخاطرش یه متر هم جابجا نمیشه،ناامید نباش و به جای قیچی کردن به فکر ترفندهای دیگه باش
    خودت شوهرتو میشناسی ببین باید از چه راهی وارد شی معمولا اینجور آدما به محبت و مراعات و احترام تشنه هستن،توجه کن این یکی چی نیاز داره چی میخواد چی کم داره به چی فکر میکنه که همچین رفتاری نشون میده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از حکیمی پرسیدند:
    چرا از کسی که اذیتت میکند انتقام نمی گیری؟
    با خنده جواب داد:
    آیا حکیمانه است سگی که گازت گرفته گاز بگیری؟!

  8. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضويت
    2717
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    94
    تشکـر
    32
    تشکر شده 37 بار در 24 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    امروز بهش گفتم بریم پیش مشاور قبول نمیکنه میگه من مشکل ندارم و فقط چون تو بچه رو تنها گذاشتی اینجوری کردم گفتم آخه پدرمادرشان من این وسط چیکار کرده بودن تو با من اگه مشکل داری با خودم حل کن قبول نمیکنه حسادت داره ولی من خودم میفهمم رفتن من بهانه بود که عقده هایی که چند وقت تو دلش بود بیرون بریزه حتی بهش گفتم چرا وقتی داشتم می رفتم دعوا نکردی و همونجا سر خودم خالی نکردی و نگفتی نرو ، گفت خودم گذاشتم بری تا بیام اونجا خونه بابات باهات دعوا کنم !!!!!! هر آدمی باشه میفهمه که دنبال بهونه بوده تا اونجا دعوا راه بندازه وگرنه آدم متعادل اول مشکلشو با زنش حل میکنه بعد که دید مشکل حل نمیشه میره پیش خانوادش منطقی صحبت میکنه تا اونا پا درمیانی کنن نه که مثل وحشیا چماق بزاره پشت ماشینش بره شیشه های خانواده زنشو بیاره پایین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    دیوانه بمانید اما عاقلانه رفتار کنید خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید...
    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضويت
    27442
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.52
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    2,156
    تشکر شده 2,205 بار در 1,055 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Konjkav
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    شوهر شما به احتمال نود درصد بیماری روانی حاد داره
    یه مدت بذارید برید و وقتی اومدن دنبالتون بگید در صورتی برمیگردم که قرص بخوره با خانواده ی شوهرتون اتمام حجت کنید
    اگر خونه پدریتونم نخواستید برید خونه ی یکی از فامیلاتون یا آشنا هاتون که آدم بزرگی باشه و شوهرتون ازش حساب ببره یکی و پیدا کنید هر جوری شده حمایتتون کنه هرچی بگذره بدتر میشه و زندگی شما جهنم تر طلاق راه خوبی نیست اما بد نیست اگر اظهار نامه بدی بترسونیش نگران هم نباش به پدر مادرت بگو به هیچ وجه خونشون راهش ندند و تا دیدنش به پلیس زنگ بزنن بمون و حتی شده با زور شوهرتو مجبور کن خوب بشه اگر تونستی کاری که گفتمو عملی کنی قبل از اینکه برگردی ازش تعهد نامه ی رسمی بگیر
    یه مطلب دیگه خانواده ی شوهرت و به سمت خودت بکشون تا جایی که حق و به تو بدن
    ویرایش توسط miss eli vrn : 06-05-2016 در ساعت 08:18 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    Don't GIVE UP
    if you wait for the perfect time you will never get anything done

  10. کاربران زیر از miss eli vrn بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضويت
    2717
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    94
    تشکـر
    32
    تشکر شده 37 بار در 24 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط miss eli vrn نمایش پست ها
    شوهر شما به احتمال نود درصد بیماری روانی حاد داره
    یه مدت بذارید برید و وقتی اومدن دنبالتون بگید در صورتی برمیگردم که قرص بخوره با خانواده ی شوهرتون اتمام حجت کنید
    اگر خونه پدریتونم نخواستید برید خونه ی یکی از فامیلاتون یا آشنا هاتون که آدم بزرگی باشه و شوهرتون ازش حساب ببره یکی و پیدا کنید هر جوری شده حمایتتون کنه هرچی بگذره بدتر میشه و زندگی شما جهنم تر طلاق راه خوبی نیست اما بد نیست اگر اظهار نامه بدی بترسونیش نگران هم نباش به پدر مادرت بگو به هیچ وجه خونشون راهش ندند و تا دیدنش به پلیس زنگ بزنن بمون و حتی شده با زور شوهرتو مجبور کن خوب بشه اگر تونستی کاری که گفتمو عملی کنی قبل از اینکه برگردی ازش تعهد نامه ی رسمی بگیر
    یه مطلب دیگه خانواده ی شوهرت و به سمت خودت بکشون تا جایی که حق و به تو بدن
    اصلا به هیچ وجه قبول نمیکنه پیش روان پزشک و یا مشاور بره ولی راضیش کردم از این خونه ها بریم خونه سازمانی که سازمان بهشون میده نمیدونم تاثیر داره یا نه ولی اگه آزار پدرش نباشه شاید اوضاع بهتر شه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    شماره عضويت
    28563
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.19
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    8
    تشکر شده 28 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : آبروریزی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط seyaneh نمایش پست ها
    منم دلم میخواد طلاق بگیرم ولی چجوری !!! پدرم باید ازم حمایت کنه تا برگردم خونش و اونجا اقدام به طلاق کنم وگرنه نمیتونم بشینم خونه شوهرم و برم دادگاه بگم من طلاق میخوام خب اینجوری که میزنه منو میکشه تو خونه خودش مشکلم اینه جایی ندارم برم و فکر نکنم کسی به زنی درشرایط من که درحال طلاقه خونه اجاره بده تا اونجا زندگی کنم و اقدام به طلاق کنم بعد بچم چی میشه طفلی هنوز یه ماهشه اگه ازم بگیرنش یا پدرش ازم بگیره مثل خودش تربیت کنه چی
    واقعا ادم ناراحت میشه
    مگه الان عصر حجره که مرد رو زن دست بلند کنه؟
    ایشون روانی و دیونه هستند خب برند پیش روان پزشکی دیونه خونه ای چیزی
    شما هم شاغل نیستی نه؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خون ریزی بلافاصله بعد از دخول اتفاق میفته؟
    توسط samaaaa در انجمن پرده بکارت
    پاسخ: 67
    آخرين نوشته: 08-24-2015, 02:58 PM
  2. برنامه ریزی خوب
    توسط ملیحه رضایی در انجمن مشاوره تحصیلی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 05-10-2015, 10:53 AM
  3. آبروریزی خواهرم
    توسط hmohammadi927 در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 01:28 PM
  4. خونریزی بدون دلیل
    توسط ارام ا در انجمن مشاوره پزشکی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 08-02-2014, 01:55 PM
  5. چه چیزی مینای دندان ها را حساس میکند؟
    توسط m@ede در انجمن سلامت دهان و دندان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-05-2014, 01:04 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

شوهرم نظامیه

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

آبروریزی,  آبروریزی پرسپولیس در آسیا,  آبروریزی استقلال در آسیا,  آبروریزی های استقلال,  آبروریزی آسیایی,  آبروریزی روحانی,  آبروریزی جدید گلشیفته فراهانی,  آبروریزی گلشیفته فراهانی,  آبروریزی استقلال مقابل العین,  آبروریزی منصوریان,  من ما كنتي تكوني,  من سكت سلم,  من و تو,  من فضلك,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  ماحبتش,  ماحبتش رامى صبرى,  محبتنيش,  محبت,  محبتنيش عشان ازعل عليك,  محبتين,  محبت شاعری,  محبتك,  محبتي لمخلوقات الله,  محبتهاش,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید