مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    رفیق بازی شوهر
    با سلام همسر من 32 ساله است و من 25 ساله و9 ماهه که عقد کردیم، قبل از ازدواج اشاره ای کوتاه به تفریحاتش که در جمع دوستانش هست کرد و من گفتن که دوست ندارم این تفریحات از ساعت 9 و 10 شب به بعد باشه و ایشون پذیرفت و هیچ توضیح دیگه ای نداد... تا یکماه بعد از عقدمون من خبر نداشتم که کیفیت این تفریحات شبانه چیست و اصلا نمیدونستم هفته ای چند شبه و ... تا اینکه فهمیدم پاسور بازیه و تقریبا هفته ای 4 شب! ابتدا سعی کردم با بیان آسیبهای این جمع ها و ضرراتش او را متقاعد کنم که با اختیار خودش نرود ولی افاقه نکرد. بعدتر سعی کردم با ابراز ناراحتی خودم و بعدتر با روشهایی که او را در خانه نگه دارم و جذب کنم ولی هیچکدام جواب نداد و معتقد است که نرفتنش یعنی پذیرفتن محدودیت و خجالت در برابر دوستانش! خودش هم معترف است که آن جمع هیچ چیز برای او ندارد ولی در عمل معتاد این بازی شده است. از سوی دیگر چون شخصیتی خاله زنکی دارد در این جمع اطلاعات ردو بدل میشود و میفهمم که او دوست دارد و حتی برای من هم تعریف می کند... بعد 5 ماه که من اثر دوستانش را در کلام ورفتارش به وضوح دیدم و عادتهای غلطش را نتوانستم تحمل کنم در یک شبی که مرا در خانه خودشان به قول معروف کاشت و دنبال بازی بود و 2 ساعت بعد آمد اعتراضم شدید شد و گفتم یا من یا بازی و شب بیرون رفتن! جوری شد که سردیهایش را دیگر نتوانستم تحمل کنم، نه با هم حرف می زدیم و نه تفریحی و گردشی و نه کادو و هدیه ای... در طول 5 ماه ما فقط 4 بار بیرون رفتیم!! چون دوست نداشت و میگفت من خجالت میکشم با تو بیرون بیام! اگه دوستام ببینن... اهل محبت بیانی و یا خوشحال کردن من هم نبود، سرما که خوردم گفت نمیام دیدنت که منم مریض نشم!! دیدارهای ما فقط در جمع خانواده بود و یا در خلوت به وقت رفع نیاز او... در آخر او که نپذیرفت رفتارش را اصلاح کند و فقط می آمد خانه ما خوش و بش میکرد با بقیه و میرفت برایش مهم نبود که من ناراحتم و به هم ریخته ام! میگفت همین که میام بدون با محبتم و دوست دارم... ولی وقتی از ناراحتیام حرف میزدم میگفت خودت مشکلتو رفع کن، با من بساز... حالا من وقتی میبینم اینقدر غرور داره که نه مشکلاتو میبینه و نه برای حل آنها قدمی برمیداره و از سوی دیگه رفیق بازی اش هم اصلا برای من اعتمادی باقی نذاشته تصمیم به جدایی گرفتم... چند بار رفتیم مشاوره ولی اهل یادگرفتن نیست! حرف بزرگترها را هم گوش نمیده چون معتقده من 8 تا خوبی دارم دوتا بدی من را هم بپذیرید و بسازید!! از اینکه پاسخ میدید ممنون.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : رفیق بازی شوهر
    ظاهرا همسر شما به بلوغ فکری لازم برای اداره یک خانواده نرسیده.
    اگر واقعا 8 تا خوبی داره و دوتا بدی، و اون بدی هاشون هم در الویتهای شما برای انتخاب همسر نیست، بمونید و به زندگی تون ادامه بدین. بالاخره هیچکس کامل نیست. شمام حتما ایراداتی دارین که همسرتون ممکنه چشم پوشی کرده باشه.

    ولی اگر واقعا ادامه زندگی براتون غیر ممکنه و امیدی هم به اصلاح روابط بین تون ندارین، بهتره تا دیر نشده جدا بشین. درسته که در اینده برای ازدواج کمی محدود میشین ولی بهتر از یه عمر زندگی سخت و طاقت فرساست.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. 2 کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.77
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,199 بار در 749 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : رفیق بازی شوهر
    اولا شما هنوز هقد هستید و مسیولیت اصلی شما بر عهده پدرتون است ...ینی جایی که در حال حاضر زندگی میکنید
    پس خرده از لحاظ مسیولیت پذیری نگیرید چون هنوز در شرایطش قرار نگرفتن .

    دوما ایشون پسر بچه خام نیستن ..32 سالشونه ...و 32 سال رفیق باز بودن ...رفیق بازی مردها با زن ها قابل مقایسه نیست ..زن ها با کوچکترین بهانه میتونن قید رفیق های چندین و چند سالشون رو با تنفر تمام بزنن ...ولی مردها نه ....به رفقتشون وفادارترن و به راحتی دست نمیکشن ..


    حالا شما چه انتظاری دارین ؟؟؟انتظار دارین یک مرد 32 ساله اهل جمع های دوستانه هر شبی ؛بعد از عقدتون بخاطر یک جمله شما که این حدو حدود روابطت باشه ...یهو تغییر کنه و قید همه چی و همه کس رو بزنه ؟؟؟؟


    من کارشون رو تایید نمیکنم ...ولی شما قبلش در جریان بودید ..پس اگر براتون سخت بود نباید باهاش ازدواج میکردید حالا کردید پس به اندازه کافی بهش فرصت بدید تا به تدریج بتونه بدون دغدغه و با ارامش این عادت چندین ستله رو کنار بزاره یا کم کنه ....


    اینکه شما هر روز به رفتارش توجه کنید که امروز رفت با دوستاش ..نرفت ..کی رفت ..کی اومد ...چرا من براش مهم نیستم ..چرا بدقولی کرد ...فقط خودتون رو داغون میکنین ...



    اگر خصوصیات اخلاقی بد دیگه ای ندارن ...در این مورد بهشون فرصت بدین و سر ابن مساله زیاد باهاش نجنگید ..
    حرف خودتون رو در کمال ارامش بهش بزنید و بدون خط و نشون کردن راه روبهسش نشون بدبد ..

    ازش تعریف و تمجید کنین ... بهش با تعاریفتون قدرت بدین ...احساس مسیولیت و تکیه گاه بودن رو شما در اون بوجود بیاربید .


    همسرتون وقتی از دوستاش دست میکشن که ببیننن موجود عزیز تر و مهربانتر و دوست داشتنی تری بهشون نیاز داره و بهشون لذت و ارامش و خوشبختی میده که قابل مقایسه با لذتی که در کنار دوستاشون میبرن نیست !!!!


    نه با همسری که با اومدن به زندگیش ممیخوادکل رویه شخصیتی و اخلاقیش رو عوض کنه ..



    امیدوارم به حرفام خوب فکر کنی و بهترین کار رو انجام بدین .موفق باسید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    درست همونی بهت میگه نفهم که تورو نفهمیده ...
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.80
    نوشته ها
    2,004
    تشکـر
    1,985
    تشکر شده 5,247 بار در 1,556 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    پاسخ : رفیق بازی شوهر
    سلام
    دوست من متاسفم که این حرف و میزنم اما مسیر زندگی شما خورده به بن بست

    به قول دوستمون که حرف شو بنده تایید نمیکنم اون 8 تا خوبی و 2 تا بدی دارم اصلا حرف منطقی نیست
    چون نیاز به توجه و حمایت عاطفی و تامین نیاز های شما جز اصولی ترین قوانین ازدواج شرعی و قانونیه که همسر شما متعهد میشن تا آخر عمر تامین کنن

    شما بهشون بگید
    اگر به هر دلیلی نمیتونن نیاز های شما رو برآورده کنن راهی غیر از طلاق نمیمونه

    دیر یا زود به این نتیجه میرسید اگر اوضاع بهخ این طریق جلو بره .....

    (البته فرق زیادی داره که توی سن 40 سالگی با 2 تا بچه به این نتیجه برسید یا توی اول جووونی )


    نیازی به مشاجره نیست منطقی صحبت کنید و سعی کنید با روشی که خودش صحبت میکنه باهاشون ارتیاط برقرار کنید
    مثلا بگید این 2 تا بدی تو جز مهمترین وظایف تو که اگر نتونی درستشون کنی مندن ما پیش هم غیرممکنه

    اگر زندگی رو یک طناب بدونیم هر شاخه این طناب وقتی که قطع بشه فشار روی شاخه هاو رشته های دیگش زیادتر میشه تا اینکه تمام رشته ها پاره پاره بشن
    امروز 8 به 2 هست
    اما این گردونه بی شک روزی برعکس خواهد شد ....و حتی بدتر ....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مهمترین امتحان خداست ..
    فرزندان آدم و حوا چندهزار سال است که عشق را حل میکنند
    اما فقط کسانی قبول می شوند که عشق را زیبا بکِشند
    بقیه فقط عشق را می کِشند و می کُشند(ReePaa)





  7. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    پاسخ : رفیق بازی شوهر
    سلام شوهر منم دقیقا مثل شوهر شماست منم عقدمو برام خیلی سخته تحمل این رفتار و واقعا نمیدونم چیکار کنم کاش یکی بود که یک راه درست جلو پامون میذاشت مردی که ازدواج کرده و رفیق بازه که منظق نمیشناسه که با منطق باهاش حرف بزنیم جدایی هم که یعنی قبول شکست یعنی هیچ راه یا روشی وجود نداره برای برخورد با این مردا؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    52
    تشکـر
    7
    تشکر شده 31 بار در 20 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : رفیق بازی شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط fd1433 نمایش پست ها
    با سلام همسر من 32 ساله است و من 25 ساله و9 ماهه که عقد کردیم، قبل از ازدواج اشاره ای کوتاه به تفریحاتش که در جمع دوستانش هست کرد و من گفتن که دوست ندارم این تفریحات از ساعت 9 و 10 شب به بعد باشه و ایشون پذیرفت و هیچ توضیح دیگه ای نداد... تا یکماه بعد از عقدمون من خبر نداشتم که کیفیت این تفریحات شبانه چیست و اصلا نمیدونستم هفته ای چند شبه و ... تا اینکه فهمیدم پاسور بازیه و تقریبا هفته ای 4 شب! ابتدا سعی کردم با بیان آسیبهای این جمع ها و ضرراتش او را متقاعد کنم که با اختیار خودش نرود ولی افاقه نکرد. بعدتر سعی کردم با ابراز ناراحتی خودم و بعدتر با روشهایی که او را در خانه نگه دارم و جذب کنم ولی هیچکدام جواب نداد و معتقد است که نرفتنش یعنی پذیرفتن محدودیت و خجالت در برابر دوستانش! خودش هم معترف است که آن جمع هیچ چیز برای او ندارد ولی در عمل معتاد این بازی شده است. از سوی دیگر چون شخصیتی خاله زنکی دارد در این جمع اطلاعات ردو بدل میشود و میفهمم که او دوست دارد و حتی برای من هم تعریف می کند... بعد 5 ماه که من اثر دوستانش را در کلام ورفتارش به وضوح دیدم و عادتهای غلطش را نتوانستم تحمل کنم در یک شبی که مرا در خانه خودشان به قول معروف کاشت و دنبال بازی بود و 2 ساعت بعد آمد اعتراضم شدید شد و گفتم یا من یا بازی و شب بیرون رفتن! جوری شد که سردیهایش را دیگر نتوانستم تحمل کنم، نه با هم حرف می زدیم و نه تفریحی و گردشی و نه کادو و هدیه ای... در طول 5 ماه ما فقط 4 بار بیرون رفتیم!! چون دوست نداشت و میگفت من خجالت میکشم با تو بیرون بیام! اگه دوستام ببینن... اهل محبت بیانی و یا خوشحال کردن من هم نبود، سرما که خوردم گفت نمیام دیدنت که منم مریض نشم!! دیدارهای ما فقط در جمع خانواده بود و یا در خلوت به وقت رفع نیاز او... در آخر او که نپذیرفت رفتارش را اصلاح کند و فقط می آمد خانه ما خوش و بش میکرد با بقیه و میرفت برایش مهم نبود که من ناراحتم و به هم ریخته ام! میگفت همین که میام بدون با محبتم و دوست دارم... ولی وقتی از ناراحتیام حرف میزدم میگفت خودت مشکلتو رفع کن، با من بساز... حالا من وقتی میبینم اینقدر غرور داره که نه مشکلاتو میبینه و نه برای حل آنها قدمی برمیداره و از سوی دیگه رفیق بازی اش هم اصلا برای من اعتمادی باقی نذاشته تصمیم به جدایی گرفتم... چند بار رفتیم مشاوره ولی اهل یادگرفتن نیست! حرف بزرگترها را هم گوش نمیده چون معتقده من 8 تا خوبی دارم دوتا بدی من را هم بپذیرید و بسازید!! از اینکه پاسخ میدید ممنون.
    سلام،من یه سوالی دارم ،اینکه باهاتون سرده ،آیا بعد اعتراضات شدیدتون به رفیق بازی ایشون سرد شدند یا ربطی نداشته و مدلشون اصلا همینه ،ببینید اگر باهاتون حرف نمیزنه ،به فکراحساستون نیست ،یعنی براش مهم نیست کلا،وهمین چیزایی که گفتین که البته من خوب درک میکنم حرفاتونو ،اینا خیلی نکته های مهمی هستن ،و اصلا چیز کم و پیش پا افتاده ای نیستن حالا شما بگین جوابو تا منم بتونم چیزی بگم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #7

    دلنوشته کاربر
    درست همونی بهت میگه نفهم که تورو نفهمیده ...
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.80
    نوشته ها
    2,004
    تشکـر
    1,985
    تشکر شده 5,247 بار در 1,556 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    پاسخ : رفیق بازی شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط mhrzaei نمایش پست ها
    سلام شوهر منم دقیقا مثل شوهر شماست منم عقدمو برام خیلی سخته تحمل این رفتار و واقعا نمیدونم چیکار کنم کاش یکی بود که یک راه درست جلو پامون میذاشت مردی که ازدواج کرده و رفیق بازه که منظق نمیشناسه که با منطق باهاش حرف بزنیم جدایی هم که یعنی قبول شکست یعنی هیچ راه یا روشی وجود نداره برای برخورد با این مردا؟

    سلام
    اگر اهل مطالعه باشید بخصوص کتب روانشناسی به راحتی میشه نسبت به الگوی رفتاری شخص مقابل تغییراتی رو هرچند جزئی در رفتارش ایجاد کنید
    و از اون جایی که تو ایران ما روانشناسی اهمیتی بین مردم نداره درنتیجه باید حتما پیش روشناس ببریدشون (که اونم با وجود عقاید عجیب سنتی به همین راحتی ها نیست )

    وگرنه اگر توی ی کشور مطالعه (اللخوصوص کتب روانشناسی ) زیاد باشه هیچ نیاز به مشاور نیست و مردم همدیگرو عوض میکنن و اشتباهات همدیگه رو جبران میکنن و پشت همدذیگه وایمیستن ...


    پس بهتره توی ازدواج و حتی دوستی دختر و پسر به اخلاقیات خوب و مفید (مطالعه و خوش اخلاقی و محبت و...) بیشتر اهمیت بدن دخترا و تقریبا افراد بد اخلاق رو ول کنن و مد نظر قرار ندن اینجوری توی جامعه به طور ناخئدآگاه اشخاص برای ترد نشدن در پی اصلاح خودشون قدم برمیدارن و افراد خوض اخلاق الگوی سایر افراد قرار میگیرن و زودتر از دیگران پیشرفت میکنن (درزمینه ازدواج و شغل و...)


    دزضمن مردی که منطقی نیست نباید از اولش ازدواج میکردید( این یعنی شکست رو قبول کردید)
    وگرنه طلاق به معنی شکست نیست (بلکه ی پیشگیری از مصیبت ها و مشکلات بزرگتره و صدالبته یه شروع دوباره )
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مهمترین امتحان خداست ..
    فرزندان آدم و حوا چندهزار سال است که عشق را حل میکنند
    اما فقط کسانی قبول می شوند که عشق را زیبا بکِشند
    بقیه فقط عشق را می کِشند و می کُشند(ReePaa)





اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. لجبازی های شوهر
    توسط tanha7 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-25-2015, 11:41 AM
  2. سخنان ماندگار فامیل دور در کلاه قرمزی
    توسط رهگذر زندگی در انجمن سرگرمی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 05-03-2015, 12:33 PM
  3. سخنان ماندگار فامیل دور در کلاه قرمزی
    توسط رهگذر زندگی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 05-03-2015, 12:33 PM
  4. بازی ایرانی «عملیات روباه»
    توسط Dr . Security در انجمن موبایل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-13-2015, 01:14 PM
  5. ارجحیت عروسک بازی نسبت به ماشین بازی برای پسرها!
    توسط Artin در انجمن روانشناسی کودک و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-02-2014, 09:06 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

رفیق,  رفیقم کجایی,  رفیق نامرد,  رفیق خوب,  رفیق حریری,  رفیق آیت الله,  رفیق المعتمرین,  رفیق الحرمین اردو,  رفیق چالاک,  رفیق الحرمین pdf,  رفیق بازی,  رفیق بازی تعطیل,  رفیق بازی همسر,  رفیق بازی زنان,  رفیق بازی شوهرم,  رفیق بازی همسرم,  رفیق بازی به انگلیسی,  رفیق بازی مرد,  رفیق بازی بعد از ازدواج,  رفیق بازی در نوجوانی,  قبل از ازدواج,  قبل از ازدواج چه بايد كرد,  قبل از ازدواج چه سوالاتی بپرسیم؟,  قبل از ازدواج مشاوره,  قبل از ازدواج رابطه,  سوالات قبل از ازدواج,  آزمایشات قبل از ازدواج,  آزمایش های قبل از ازدواج,  دانستنی های قبل از ازدواج,  صحبت های قبل از ازدواج,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من أنت؟,  منشن الكايد,  من اللي اختار اسمك,  منتديات الجلفة,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید