مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 21 به 27 از 27

موضوع: سردمزاجی روانی شوهر

  1. Top | #21

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.67
    نوشته ها
    8,704
    تشکـر
    4,084
    تشکر شده 9,716 بار در 4,795 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    سلام من خانومی 39 ساله هستم. مشکلم اینه که شش ساله ازدواج کردم و در طی این شش سال رابطه جنسیم سیر قهقرایی داشته. یعنی اوایل فقط کمی از ناحیه کلوریتال تحریک میشدم و بعد بدنم همان جا استپ میکرد و یک قدم از مرحله برانگیختگی و خیس شدن جلوتر نمیرفتم....حالا چه رابطه نیم ساعت طول میکشید با پیش نوازی، یا سریع بود، فرقی به حالم نداشت یا تغییر پوزیشن و...
    خیلی متخصص زنان رفتم......بیهوده!
    اخیرا تست هورمونی دادم که همه چیز عادی بود و به ************ولوژیست مراجعه کردم که بعد از دو جلسه مشاوره به ناکجاآباد رسیدیم...هیچ! فقط قرص ویاگرا تجویز کردن/


    حالا بعد از این همه مشاوره و دکتر و....5ماهه دارم با همسرم میجنگم تا ویاگرا خریده بشه....تا ببینیم آیا تاثیر داره آیا نداره... و الان 3هفته است که ویاگرا خریداری شده و رابطه ای صورت نگرفته! تو این 5ماه دو رابطه ی دردناک و سطحی داشتیم.... و ایشون طوری مرا مریض و خودشونو سالم فرض میکنن و غیر مسئول که حالم ازش به هم میخوره.

    تو ذهنشون حک شده رابطه پیرشون میکنه و نه مشاور میاد نه در صدد اصلاحه....همه چیزم گردن من میندازه، به یک رابطه دو هفته یک بار یا با فاصله بیشتر رضایت داره....منم درد داشته باشم یا لذت واسش فرقی نمی کنه چون معتقدند مشکل از خودمه و با دکتر و مشاوره هم حل نشده، پس کاری نباید کرد دیگه! آن قدر کم و بی کیفیت و دورادور رابطه داشتیم که کلا بدن من خشک شده و بی حس!
    تازه عدم واکنش بدن من و بی حسی آم در ************ باعث میشه بیشتر بخوام تا کمیت بالا کیفیت کارمو بالا ببرده....به قول ************ولوژیست کار نیکو کردن از پر کردن است....اما ایشون بااینکه جسما سرد نیست و بدن خوبی داره روحا سرده و وقتی رابطه بیشتری میخوام میگه تو که واست اتفاقی نمی افته من کلی انرژی ازم میره!! و بی رودربایستی پسم می زنه!

    من میدونم این رابطه نقش چسب رو بین زوجها داره....نقش مسکن....نقش آرامبخش و نقش وسیله ای برای تحمل کمبودها....نقش شارژری برای کسب انرژی و نو کردن عشق.....و من هیچ کدام از اینها را ندارم.....شدم یک غده نفرت...یک آدم حساس و زودرنج، و کلی دردهای استحوانی کمر و زانو واسم روی داده که در هردو مورد متخصصین شدت دردها را به عصبی بودن تشخیص دادند و خودم می دونم ناشی از همین مسئله ست. راستی من بعد از چهارماه زندگی مشترک باردار شدم و یک دختر 5ساله هم داریم..... که به زوجهای جوان توصیه می کم اگر تو رابطه مشکل دارید اول اونو حل کنید بعد بارداری...چون دیگه بعد از بارداری و شیردهی وضع اسفناک تر میشه....پس اول مشکلو حل کنید

    ممنونم که خوندید..........





    1- عوامل ژنتیکی و ارثی در این عامل تمام اعضای خانواده آستانه تحریک جنسی بالایی داشته و عبارت دیگر زود تحریکی ندارند.

    2- عوامل تربیتی : وقتی پدر و مادر خود روابط عاطفی مناسبی ندارند اعضای خانواده هم دچار خشکی و سردی در روابط عاطفی با همسران خود خواهند بود حتی برخی از روان شناسان معتقدند افرادی که مادرانی بسیار دلسوز یا بسیار خشمگین و عصبانی دارند دچار مشکلات جنسی با هسرانشان هستند.

    3- استرس شغلی و فشار کار

    4- افسردگی و سایر اختلالات روانی مانند بدبینی ها و...

    5- تغییرات هورمونی و نبود ویتامین ها

    6- تغییرات در وضعیت احساس و عواطف به دلیل برآورده نشدن انتظارات و خواسته ها از طرف همسر، مرد ممکن است خودانگیخته وارد روابط جنسی نشود.

    7- مصرف سیگار و...

    8- وجود محرک های جذاب تر از همسر در محیط

    9- به دلیل احساسی تصمیم گرفتن در ازدواج و کاهش طبیعی احساسات فرد به طور کلی از ازدواج با همسر خود پشیمان شده است.

    10- نبود مهارت های شوهر داری در زن

    هریک از این عوامل فوق درمان خاص خودش را دارد.


    وظیفه زن در این موقعیت:
    زن باید با خویشتن داری و خود کنترلی تا زمان بهبودی همسر به راهکارهای زیر عمل کند:

    1- ورزش و تحرکات بدنی

    2- برنامه ریزی دقیق روزانه و پرهیز از وقت گذارانی

    3- کاهش مصرف غذاهای پر کالری و پر انرژی

    4- حذف محرک های برانگیزاننده جنسی تصاویر و افکار

    5- شرکت در مجالس مذهبی و معنوی

    6- کشف کردن محرک هایی که می تواند همسرش را تحریک کند .



    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  2. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.36
    نوشته ها
    1,531
    تشکـر
    72
    تشکر شده 1,187 بار در 671 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    سلام من خانومی 39 ساله هستم. مشکلم اینه که شش ساله ازدواج کردم و در طی این شش سال رابطه جنسیم سیر قهقرایی داشته. یعنی اوایل فقط کمی از ناحیه کلوریتال تحریک میشدم و بعد بدنم همان جا استپ میکرد و یک قدم از مرحله برانگیختگی و خیس شدن جلوتر نمیرفتم....حالا چه رابطه نیم ساعت طول میکشید با پیش نوازی، یا سریع بود، فرقی به حالم نداشت یا تغییر پوزیشن و...
    خیلی متخصص زنان رفتم......بیهوده!
    اخیرا تست هورمونی دادم که همه چیز عادی بود و به ************ولوژیست مراجعه کردم که بعد از دو جلسه مشاوره به ناکجاآباد رسیدیم...هیچ! فقط قرص ویاگرا تجویز کردن/


    حالا بعد از این همه مشاوره و دکتر و....5ماهه دارم با همسرم میجنگم تا ویاگرا خریده بشه....تا ببینیم آیا تاثیر داره آیا نداره... و الان 3هفته است که ویاگرا خریداری شده و رابطه ای صورت نگرفته! تو این 5ماه دو رابطه ی دردناک و سطحی داشتیم.... و ایشون طوری مرا مریض و خودشونو سالم فرض میکنن و غیر مسئول که حالم ازش به هم میخوره.

    تو ذهنشون حک شده رابطه پیرشون میکنه و نه مشاور میاد نه در صدد اصلاحه....همه چیزم گردن من میندازه، به یک رابطه دو هفته یک بار یا با فاصله بیشتر رضایت داره....منم درد داشته باشم یا لذت واسش فرقی نمی کنه چون معتقدند مشکل از خودمه و با دکتر و مشاوره هم حل نشده، پس کاری نباید کرد دیگه! آن قدر کم و بی کیفیت و دورادور رابطه داشتیم که کلا بدن من خشک شده و بی حس!
    تازه عدم واکنش بدن من و بی حسی آم در ************ باعث میشه بیشتر بخوام تا کمیت بالا کیفیت کارمو بالا ببرده....به قول ************ولوژیست کار نیکو کردن از پر کردن است....اما ایشون بااینکه جسما سرد نیست و بدن خوبی داره روحا سرده و وقتی رابطه بیشتری میخوام میگه تو که واست اتفاقی نمی افته من کلی انرژی ازم میره!! و بی رودربایستی پسم می زنه!


    من میدونم این رابطه نقش چسب رو بین زوجها داره....نقش مسکن....نقش آرامبخش و نقش وسیله ای برای تحمل کمبودها....نقش شارژری برای کسب انرژی و نو کردن عشق.....و من هیچ کدام از اینها را ندارم.....شدم یک غده نفرت...یک آدم حساس و زودرنج، و کلی دردهای استحوانی کمر و زانو واسم روی داده که در هردو مورد متخصصین شدت دردها را به عصبی بودن تشخیص دادند و خودم می دونم ناشی از همین مسئله ست. راستی من بعد از چهارماه زندگی مشترک باردار شدم و یک دختر 5ساله هم داریم..... که به زوجهای جوان توصیه می کم اگر تو رابطه مشکل دارید اول اونو حل کنید بعد بارداری...چون دیگه بعد از بارداری و شیردهی وضع اسفناک تر میشه....پس اول مشکلو حل کنید

    ممنونم که خوندید..........
    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    من همون طور که گفتم سیر قهقرایی داشتم. اولا بگم تو این شش سال ازدواج یک بار هم ارگاسم رو تجربه نکردم. در حالی که قبل این ازدواج میدونستم ارگاسم چیه و به خاطر طلاق و روابطم در ازدواج کوتاه اولم تجربه شیرینی داشتم. در اون زمان که به هفت هشت سال پیش بر می گرده و البته قبلش، من کلوریتال ارگاسم رو تجربه کرده بودم بدون دخول. ولی تو این شش سال نه.

    در مورد سوال شما؛ نوازشها را حس می کنم اما در واقع آماده نمی شم....از روانساز هم استفاده می کنم باز بی فایده ست و دردناکه رابطه و این یعنی با ارگاسم خیلیییی حالا راهه و من تو پله ی اول موندم. منتها اوایل آماده هم می شدم اما تو همون حس می موندم و بدنم با ادامه ی رابطه پیش تر نمی رفت. دکتر ************ولوژیست برای بررسی بیشتر پیشنهاد خودارضایی و تمرکز روی خودم و لذتم رو داد بهم....که در اون هم موفق نبودم......آلت تناسلیم سنسورهای کاربردیشو از دست داده
    !!!!!!!؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    ببخشید پزشک هم اینجا پاسخگو هست؟ یا روانشناس و مشاور؟ یا خودمون با خودمونیم؟

    ممنون میشم قدیمی ترها جواب بدن.
    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    به هرحال تو این شش سال همه جور و توی همه مودی بودیم. این نیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    به هرحال هرکس مشگلات خودش بزرگه واسش.....منم 33سالگی ازدوج کردم و اون طور که فکر می کنید دنبالش نبودم برای درمان و.... دعوا مرافعه ها و سردی زندگیم و دردهای عصبیم که از ناحیه ی جدیدا از دست دادن مامانمم هست اونقدر محاصرم کرده که بازم دوستان واطرافیانم این دکتر ************ولوژیستو واسم پیدا کردند و مجبورم کردند برم و گرنه من خود شش سالو مشکل دارم و داشتم و دارید میبینید کجام!


    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    ممنون از درکتون.....من آرزوم اینه کاش مجرد بودم....فقط دردم تنهایی بود، نه اینکه بدونم رابطه و همسری و عشق سرابه


    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    حتما حسنی دیده که ازدواج کرده و بارها خواستم برم و نگذاشته

    مستندسازه....البته مدیر تولید نه کارگردان. 41سالشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    اینم بگم من از اول دوسش نداشتم و اون بیشتر به من کشش عاطفی داشت
    الانم همین طوره
    خودخواهی هاش و دیگر مشکلاتش بازم بیشتر از لحاظ عاطفی منو بهش سردتر کرده!!!!!؟؟؟


    علت ازدواجمم تشابه علایق، تشابه آرمانها، لذت بردن از حرف زدن و مصاحبت یاهاش بود
    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    نه نداشتم.....مشکل من خیلی پیچیده ست.....در واقع مشکلم مستقیما به همسرم برمی گرده که سردیش روانی و آگاهانه ست نه جسمی و آگاهانه، یا جسمی و نا آگاهانه. اصلا یه وضعیه!!! باید روانکاوی بشه!

    ی جوری به آلت نرینه اش احترام میزاره که یک ظرف شکستنی مال عهد مادهاست! اصلا شخصیت واسش قائله. چیزی نیست که زیاد بیاریش وسط و بخوای ازش استفاده کنی زیاد....اصلا هرچه کمتر بهتر! بعد مثلا اون اوایل که به آغوشش احتیاج داشتم و زیاد بغلش می کردم، نه برای ************ که برای محبتم و عاطفه و زیادتر شدن عاطفه ای که فکر می کردم کمه و سرده، ....یه روند سرکوبگرانه پیش گرفت که کلا دیگه سمتش نرم . وقتی آغوشش می گرفتم تند تند میزد پشتم و می گفت مرسی مرسی! و پایین تنشم تا حد امکان عقب نگه می داشت، منم قصدی نداشتم جز آغوش و از این حرکت حس تهمت، حس توهین و تحقیر می کردم. واسه همین کلا آغوششم بخشیدم به خودش!!!!!!؟؟؟
    سلام

    عزیز مطالب شما رو خواندم و متاسفم از آنچه که خواندم.

    و صد البته در تعجب از پیشنهادات و روشهایی که همکاران خوب ما ارائه داده اند بعد از آزمایشها و معاینات بالینی.

    ببینید گلم مشکل شما دو زوج ممکنه کمی ناشی از ناآگاهی و یا بی آگاهی و کم آگاهی از مسائل جنسی و نوع هم آغوشی باشه ولی بیشتر از پس زمینه های روحی و روانی و احساسی و عشقیه!؟

    شما در سن 33 سالگی ازدواج کردید و ایشون در سن 35 سالگی . شما یک ازدواج ناموفق داشتید و ایشون رو نمیدانم! هر دو با آگاهی و شناخت کم ازدواج کرده اید! بعد فورا بچه دار شدید(که البته با توجه به سن و سال هر دو میتوان تا حدودی توجیه کرد) ولی کار درستی نبوده.

    حالا نیز با این خشم و عصبانیت و حالت طلبکارانه شما و حالتهای وسواس گونه ایشون توقع دارید که به ارگاسم هم برسید عزیز!!!؟؟؟

    شما قراره به عنوان یک زن در روابط جنسی کسی رو به درون خود راه بدید و ایشون به عنوان یک مرد بیرون ریز و به عبارتی به درون شما راه پیدا کنند!!!؟؟ چه توقعی دارید که هر دو موفق شوید بدون عشق و

    محبتی و فقط با روابط فیزیکی!!!؟؟ نه عزیز مشکل خیلی عمیق تر از اینهاست!؟

    کوتاه سخن :
    توصیه من به هر دوی شما مراجعه هر دو با هم به یکی از مشاوران خوب و حاذق ما در شهر خودتونه تا بتونه این لایه های تاریک افق ذهن هر دوی شما رو پاک کنه و افق تازه ای رو نشونتون بده گلم.


    با آرزوی بهترینها

    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  4. 2 کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    10
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    سلام.....خیلی خیلی ممنونم از هردو عزیز و خصوصا دکتر که متوجه شدند من اول راه آسیب شناسی و مداوا نیستم و دو جلسه ی یک ساعته پیش دکتر عفت مرقاتی خویی در بیمارستان امام خمینی رفتم. فقط ضمن تأیید حرفاتون جناب دکتر، باید بگم من به جهت خود درمانی و به جهت انگیزه ی صد درصد داشتن برای بهبود، هنگام رابطه می روم درون حبابی خالی از گذشته و متمرکز روی جنبه های جسمی و جنسی این ارتباط و خاطرات خوب....ضمن اینکه باید اذعان کنم ما ازون زوجها نیستیم که قهرها را با این رابطه به هم می دوزند، ما باید از نظر عاطفی فول باشیم تا رابطه بگیریم....حالا بد یا خوب این جوری هستیم، پس نتیجه می گیریم؛ وقتی رابطه داریم، خوبیم باهم و هیچ کدوم مشکلی نداریم.

    ضمن اینکه همسرم راضی به مشاوره اومدن نیستند...
    من مترجمم و تو خونه کار می کنم و هوای مرد دیگری هم تو سرم نیست.
    ایشونم از نظر اخلاقی بسیار پایبند و وفاداره

    برای اثبات انگیزه هام باز باید بگم که با توجه به هر سختی و مشکلاتی که داریم، فهمیدم که اگر روابطمون خوب باشه و از این سردی بیاد بیرون، همه چی قابل تحمل تر میشه، پس به خاطر خودمم که شده، به خاطر زندگیم، به خاطر کاهش دردهای دیگم....می خوام و سعی می کنم اصلاح کنم رابطه رو.


    بازم ممنونم
    ویرایش توسط samajooon : 08-10-2016 در ساعت 01:25 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #24

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.36
    نوشته ها
    1,531
    تشکـر
    72
    تشکر شده 1,187 بار در 671 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    !!!!!!!؟؟؟[/b]





    [/b]


    [/b]






    سلام

    عزیز مطالب شما رو خواندم و متاسفم از آنچه که خواندم.

    و صد البته در تعجب از پیشنهادات و روشهایی که همکاران خوب ما ارائه داده اند بعد از آزمایشها و معاینات بالینی.

    ببینید گلم مشکل شما دو زوج ممکنه کمی ناشی از ناآگاهی و یا بی آگاهی و کم آگاهی از مسائل جنسی و نوع هم آغوشی باشه ولی بیشتر از پس زمینه های روحی و روانی و احساسی و عشقیه!؟

    شما در سن 33 سالگی ازدواج کردید و ایشون در سن 35 سالگی . شما یک ازدواج ناموفق داشتید و ایشون رو نمیدانم! هر دو با آگاهی و شناخت کم ازدواج کرده اید! بعد فورا بچه دار شدید(که البته با توجه به سن و سال هر دو میتوان تا حدودی توجیه کرد) ولی کار درستی نبوده.

    حالا نیز با این خشم و عصبانیت و حالت طلبکارانه شما و حالتهای وسواس گونه ایشون توقع دارید که به ارگاسم هم برسید عزیز!!!؟؟؟

    شما قراره به عنوان یک زن در روابط جنسی کسی رو به درون خود راه بدید و ایشون به عنوان یک مرد بیرون ریز و به عبارتی به درون شما راه پیدا کنند!!!؟؟ چه توقعی دارید که هر دو موفق شوید بدون عشق و

    محبتی و فقط با روابط فیزیکی!!!؟؟ نه عزیز مشکل خیلی عمیق تر از اینهاست!؟

    کوتاه سخن :
    توصیه من به هر دوی شما مراجعه هر دو با هم به یکی از مشاوران خوب و حاذق ما در شهر خودتونه تا بتونه این لایه های تاریک افق ذهن هر دوی شما رو پاک کنه و افق تازه ای رو نشونتون بده گلم.


    با آرزوی بهترینها

    دکتر
    نقل قول نوشته اصلی توسط samajooon نمایش پست ها
    سلام.....خیلی خیلی ممنونم از هردو عزیز و خصوصا دکتر که متوجه شدند من اول راه آسیب شناسی و مداوا نیستم و دو جلسه ی یک ساعته پیش دکتر عفت مرقاتی خویی در بیمارستان امام خمینی رفتم. فقط ضمن تأیید حرفاتون جناب دکتر، باید بگم من به جهت خود درمانی و به جهت انگیزه ی صد درصد داشتن برای بهبود، هنگام رابطه می روم درون حبابی خالی از گذشته و متمرکز روی جنبه های جسمی و جنسی این ارتباط و خاطرات خوب....ضمن اینکه باید اذعان کنم ما ازون زوجها نیستیم که قهرها را با این رابطه به هم می دوزند، ما باید از نظر عاطفی فول باشیم تا رابطه بگیریم....حالا بد یا خوب این جوری هستیم، پس نتیجه می گیریم؛ وقتی رابطه داریم، خوبیم باهم و هیچ کدوم مشکلی نداریم.

    ضمن اینکه همسرم راضی به مشاوره اومدن نیستند....حتی مشاور گفته بود باهم بخوابید هم قبول نکردند و این 5سال که دخترمون به دنیا اومده، یا جدا از من و دخترم می خوابند یا سه تایی بچه وسطمونه و می خوابیم....و حتی موفق نشدم با هر ترفندی بلد بودم...که برای یک زن مدرن سخت نیست، موفق به حتی هم بالینی و باهم خوابیدن نشدم.....تازه خروپف شدید می کنند....بواسطه ی سیگار دهان خوشبویی هم ندارند، البته به خودشون تا به حال اینارو نگفتم، ولی به شما خواستم بگم که یعنی.... ببینید تو چه شرایطی هستم.
    توجیه شونم از عدم باهم خوابیدن ینه که بچه گناه داره و می ترسه و گفتم حتی آغوششم بگیرم چیکار می کنه....

    من مترجمم و تو خونه کار می کنم و هوای مرد دیگری هم تو سرم نیست.
    ایشونم از نظر اخلاقی بسیار پایبند و وفاداره....حتی بیشتر از من به دخترمون و به علت اینکه پدرشون سر مادرشون هوو آوردند، ایشون از روابط بعد از ازدواج و فضاهای این چنینی شدیدا متنفرند و اصلا چنین چیزی در میان نیست.

    برای اثبات انگیزه هام باز باید بگم که با توجه به هر سختی و مشکلاتی که داریم، فهمیدم که اگر روابطمون خوب باشه و از این سردی بیاد بیرون، همه چی قابل تحمل تر میشه، پس به خاطر خودمم که شده، به خاطر زندگیم، به خاطر کاهش دردهای دیگم....می خوام و سعی می کنم اصلاح کنم رابطه رو.


    بازم ممنونم
    نه عزیز روابط انسانی به این سادگی که شما میفرمائید نیست و مسئله پیچیده تر از اینهاست.

    اگر ایشان نیامدند خود به تنهایی رجوع کنید و اجازه بدین همکار خوب ما از ایشان دعوت به عمل آورند


    موفق باشید

    سپاس

    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  7. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    411
    تشکر شده 494 بار در 287 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط خوب نیستم نمایش پست ها
    من پسرم 27 سالمه نتونستم ازدواج کنم انقد که شما از نداشتن رابطه جنسی خوب رنج میبرید من از نداشتن همسر رنج نمیبرم
    یه ذره ظرفیت داشته باشید
    این حرفها چیه میزنی چرا تو همه تایپیکا داری چالش درست میکنی ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از صابیر بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.60
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    411
    تشکر شده 494 بار در 287 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط خوب نیستم نمایش پست ها
    شما گفتید 6 ساله ازدواج کردین
    ینی تو سن 33 سالگی
    فکر نمیکنید این سن ازدواج برای دختر خیلی خیلی بالاس
    دلیل دیر ازدواج کردنتون چی بوده؟
    شوهرتون چه حسنی در شما دیده که باهاتون ازدواج کرده؟

    اصلا ایشون چند سالشه کارش چیه؟
    چه ارتباطی به تو داره این سوالا اخه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از صابیر بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #27

    دلنوشته کاربر
    عشق فقط یک کلام حسین (ع)
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    52
    تشکـر
    24
    تشکر شده 45 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردمزاجی روانی شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط خوب نیستم نمایش پست ها
    خخخخ ترجیح میدم نخورم چون مجبورم خودارضایی کنم

    برای ترک خود ارضایی یکی از مهم ترین کارهایی که باید انجام بدی اینه که هرچی پل پشت سرت دای و باید خراب کنی حتی اگه یک دونه پل باقی بمونه همون باعث میشه که نتونی از نهال ایمان مراقبت کنی و ترک کنی

    هرچی پل پشت سرت هست خراب کن داداش گلم ...

    هر پلی هم خراب می کنی سعی کن بهترش و بسازی

    مثلاً اگه قبلا با جنس مخالفت رابطه داشتی سعی کن این رابطه رو قطع کنی ( این یعنی خراب کردن پل ) و بعد سعی کن بهترش و بسازی ( ازدواج کنی )

    انشاا... که منظورم و گرفته باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

سرد مزاجی همسرم بخاطر مشغله کاری

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
سردمزاجی چیست,  سردمزاجی در مردان,  سردمزاجی اقایان,  سردمزاجی خانم ها,  سردمزاجی و گرم مزاجی,  سردمزاجی بعد از زایمان,  سردمزاجی وگرم مزاجی چیست,  سردمزاجی همسر,  سردمزاجی همسرم,  سرد مزاجی مرد,  سردمزاجی روانی,  سردمزاجی همسرم,  سردمزاجی اقایان,  سردمزاجی در اقایان,  درمان سردمزاجی اقایان,  علت سردمزاجی اقایان,  علل سردمزاجی اقایان,  علایم سردمزاجی اقایان,  دلایل سردمزاجی اقایان,  دلیل سردمزاجی اقایان,  داروی سردمزاجی اقایان,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید