مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 16

موضوع: سرد برخورد کردن با همسر

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خدایا یه نگاهی هم به زندگی ما بکن
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    10962
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    6
    تشکر شده 2 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    0

    Unhappy سرد برخورد کردن با همسر

    سلام
    من 24 سالمه،یه دختر خیلی تنوع طلب و خیلی هم دوست پسر داشتم تو دوران مجردیم
    ولی هیچوقت علاقه ای به ازدواج با هیچکدومشون نداشتم،همشه دوست داشتم عشق بعد ازدواج بوجود بیاد،دوست داشتنهای قبل ازدواج و خیلی مضخرف میدونستم
    2سال پیش پسرعمو بهم پیشنهاد ازدواج داد ولی رد کردم تا اینکه 7 ماه پیش به این نتیجه رسیدم اون از همه نظر برای من مناسبتره،و اینکه ما 2 تا خواهر هستیم گفتم دوماد خوبی هم برای بابا مامانم میشه
    من و اون 7 ماهه باهم عقد کردیم،نمیگم رابطمون خیلی بد بود نه،جلوی بقیه خیلی حفظ ابرو میکنیم،راستش از بابام و عموم خیلی میترسم،ولی من اون عشقی که بعد ازدواج میخواستم و هنوز ندیدم،دلم میخواد عاشق شوهرم باشم،اون زیاد زبون باز نیست
    تو این 7 ماه دارم حسرت اینو میخورم اصلا چرا ازدواج کردم،کاش با یکی از همون دوست پسرام که دوسشون داشتم ازدواج میکردم
    توروخدا کمکم کنین،خیلی درموندم،همیشه باهاش بد برخورد میکنم و باهاش سردم،تو رابطه جنسی خیلی خودم سرد نشون میدم
    3 ماه دیگه هم عروسی میکنیم و میریم سر خونه زندگیمون


    ببخشید پر حرفی کردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    انتخاب با توست
    میتوانی بگویی صبح به خیر خدا جان
    یا بگوییخدا به خیر کنه صبح شده
    (وین دایر)


  2. 2 کاربران زیر از پریسا خانوم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    درست همونی بهت میگه نفهم که تورو نفهمیده ...
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8203
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    2,006
    تشکـر
    1,985
    تشکر شده 5,245 بار در 1,557 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    سلام
    به نظر من شما در گذشته زندگی میکنی و هنوز قبول نکردی که ازدواج کردی
    شایدم دوست نداری خودت و از لذت های دوران مجردی جدا کنی
    نمیدوم
    خلاصه تو یه دنیایی دیگه هستی
    واقعیت اینکه این 2 تا دنیا خوبی و بدی های خودش و داره
    حتی همون دوران مجردی و دوست پسر بازی و غیره هم بدی های خاص خودش و داره
    دوران تاهل و ازدواج هم خوبی های خودش و داره که شما چشات و روش بستی
    در واقع هنوز در گذشته زندگی میکنی
    باید شرایط قبول کنی همه خوب و بدش و و سعی کنی نقاط ضعف این رابطه رو پیدا و از بین ببری
    و نقاط قوت (مثل اشتراکاتت با همسرت ) و پیدا و تقویت کنی
    این تصمیمیه که خودت گرفتی پس پاش وایستا و تا آخرش ادامه بده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مهمترین امتحان خداست ..
    فرزندان آدم و حوا چندهزار سال است که عشق را حل میکنند
    اما فقط کسانی قبول می شوند که عشق را زیبا بکِشند
    بقیه فقط عشق را می کِشند و می کُشند(ReePaa)





  4. 3 کاربران زیر از Reepaa بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.19
    نوشته ها
    8,162
    تشکـر
    3,962
    تشکر شده 9,306 بار در 4,584 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریسا خانوم نمایش پست ها
    سلام
    من 24 سالمه،یه دختر خیلی تنوع طلب و خیلی هم دوست پسر داشتم تو دوران مجردیم
    ولی هیچوقت علاقه ای به ازدواج با هیچکدومشون نداشتم،همشه دوست داشتم عشق بعد ازدواج بوجود بیاد،دوست داشتنهای قبل ازدواج و خیلی مضخرف میدونستم2سال پیش پسرعمو بهم پیشنهاد ازدواج داد ولی رد کردم تا اینکه 7 ماه پیش به این نتیجه رسیدم اون از همه نظر برای من مناسبتره،و اینکه ما 2 تا خواهر هستیم گفتم دوماد خوبی هم برای بابا مامانم میشهمن و اون 7 ماهه باهم عقد کردیم،نمیگم رابطمون خیلی بد بود نه،جلوی بقیه خیلی حفظ ابرو میکنیم،راستش از بابام و عموم خیلی میترسم،ولی من اون عشقی که بعد ازدواج میخواستم و هنوز ندیدم،دلم میخواد عاشق شوهرم باشم،اون زیاد زبون باز نیستتو این 7 ماه دارم حسرت اینو میخورم اصلا چرا ازدواج کردم،کاش با یکی از همون دوست پسرام که دوسشون داشتم ازدواج میکردم توروخدا کمکم کنین،خیلی درموندم،همیشه باهاش بد برخورد میکنم و باهاش سردم،تو رابطه جنسی خیلی خودم سرد نشون میدم 3 ماه دیگه هم عروسی میکنیم و میریم سر خونه زندگیمونببخشید پر حرفی کردم
    دوست عزیز اگر فرد تنوع طلبی بودید که اگر با هر کسی دیگه ازدواج میکردید همین حس رو داشتید

    ولی چون خودتون در اولین برخورد حس کردید که پسرعموت میتونه شریک خوبی برای زندگیت باشه

    پس میشه گفت که از این نظر به دلتون نشسته ....

    ولی اگر مشکلی وجود داره باید و باید با گفتگو با همسرت به نتیجه برسید

    اگر نیاز به مشاور هم دارید باید دو نفری و حضوری مراجعه کنید


    آدرس روانشناس و روانپزشک
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  6. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.43
    نوشته ها
    1,368
    تشکـر
    64
    تشکر شده 1,069 بار در 600 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریسا خانوم نمایش پست ها
    سلام
    من 24 سالمه،یه دختر خیلی تنوع طلب و خیلی هم دوست پسر داشتم تو دوران مجردیم
    ولی هیچوقت علاقه ای به ازدواج با هیچکدومشون نداشتم،همشه دوست داشتم عشق بعد ازدواج بوجود بیاد،دوست داشتنهای قبل ازدواج و خیلی مضخرف میدونستم
    2سال پیش پسرعمو بهم پیشنهاد ازدواج داد ولی رد کردم تا اینکه 7 ماه پیش به این نتیجه رسیدم اون از همه نظر برای من مناسبتره،و اینکه ما 2 تا خواهر هستیم گفتم دوماد خوبی هم برای بابا مامانم میشه
    من و اون 7 ماهه باهم عقد کردیم،نمیگم رابطمون خیلی بد بود نه،جلوی بقیه خیلی حفظ ابرو میکنیم،راستش از بابام و عموم خیلی میترسم،ولی من اون عشقی که بعد ازدواج میخواستم و هنوز ندیدم،دلم میخواد عاشق شوهرم باشم،اون زیاد زبون باز نیست
    تو این 7 ماه دارم حسرت اینو میخورم اصلا چرا ازدواج کردم،کاش با یکی از همون دوست پسرام که دوسشون داشتم ازدواج میکردم
    توروخدا کمکم کنین،خیلی درموندم،همیشه باهاش بد برخورد میکنم و باهاش سردم،تو رابطه جنسی خیلی خودم سرد نشون میدم
    3 ماه دیگه هم عروسی میکنیم و میریم سر خونه زندگیمون


    ببخشید پر حرفی کردم
    سلام

    شما اصلا به درد ازدواج نمیخوری!!!!!!!!

    نه با ایشون ونه هیچ کس دیگه.!

    عزیز خیلی خیلی راجب انسان و عشق کم میدانی. بهتره بیشتر بخوانی و بدانی در ازدواج عجله نکن اصلا. موفق باشی

    دکترا در روانشناسی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. 2 کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    10779
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    186
    تشکـر
    314
    تشکر شده 360 بار در 123 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    به نظر من اخلاقتو درست کن.

    از حس وحال تنوع طلبی بیا بیرون که یه دفعه خودتو خونوادتو با تنوعت بیچاره می کنی.

    اگه زبون باز نیست خوب شماهم خیلی چیزا براش کم گزاشتید.

    البته مراقب رابطه جنسی در دوران عقد باشید.

    یادتون باشه اگه به کسی محبت وهمربانی می کنید اون شخص خیلی،بیشتر نیازمنده.

    تمام تلاشتو برای خوب بودن وخوب،شدن انجام بده.

    بعد اگه به نتیجه نرسید کمک می خواید.

    اگرم نخواید و راضی نباشید، تلاش نکنید فایده نداره وبهتره

    به حرف اقا شهرام گوش کنید.
    (موفق باشید)
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    . وقتی به کسی،به طور کامل
    وبدون هیچ شک وتردیدی
    اعتماد
    می کنید درنهایت دونتیجه کلی خواهد داشت. :
    یا شخصیبرای زندگی
    یادرسیبرای زندگی

  10. کاربران زیر از n@jmeh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خدایا یه نگاهی هم به زندگی ما بکن
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    10962
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    6
    تشکر شده 2 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    ممنون از راهنماییتون
    ولی اینکه میگین من به درد ازدواج نمیخورم درست نیست
    شما جای اینکه طرف و دلخوش زندگی کنین خیلی راحت میگین دل بکنبن
    من نمیخوام زندگیم خراب بشه
    یه سری راه حل بیان کنین که بیشتر دوسش داشته باشم
    اخلاقم خشن نباشه وقتی باهاش روبرو میشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    انتخاب با توست
    میتوانی بگویی صبح به خیر خدا جان
    یا بگوییخدا به خیر کنه صبح شده
    (وین دایر)


  12. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خدایا یه نگاهی هم به زندگی ما بکن
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    10962
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    6
    تشکر شده 2 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    من خودم هم از عشق میفهمم هم از زندگی،چون خیلی مشاور خوبی بودم تو دوران دانشجویی برای دوستام
    ولی نوبت زندگی خودم شد کم اوردم
    من فقط میخوام کمکم کنین از خودم شروع کنم و خودم تلاش کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    انتخاب با توست
    میتوانی بگویی صبح به خیر خدا جان
    یا بگوییخدا به خیر کنه صبح شده
    (وین دایر)


  13. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.43
    نوشته ها
    1,368
    تشکـر
    64
    تشکر شده 1,069 بار در 600 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریسا خانوم نمایش پست ها
    ممنون از راهنماییتون
    ولی اینکه میگین من به درد ازدواج نمیخورم درست نیست
    شما جای اینکه طرف و دلخوش زندگی کنین خیلی راحت میگین دل بکنبن
    من نمیخوام زندگیم خراب بشه
    یه سری راه حل بیان کنین که بیشتر دوسش داشته باشم
    اخلاقم خشن نباشه وقتی باهاش روبرو میشم
    عزیز

    شما از یک دکتر طب زمانی که تشخیص داد شخصی سرطان داره توقع دارید که به اون شخص نگه سرطان داری و چند مدت وقت داری و بهش دلخوشی بده و بگه حتما خوب میشی نگران نباش!!!!؟؟

    من شما رو که نمیشناسم غرض شخصی هم ندارم ولی خوب وظیفه و تعهد تخصصی ایجاب میکنه که حقایق رو عنوان کنم و پیشنهاد بدم.

    ببین گلم نگفتم جدا شو . گفتم عجله نکن .حتما هر دو یک مشاوره ازدواج بدین. و حتما از کتابهای خود شناسی در ضمینه انسان و عشق و ازدواج بیشتر بخوان و بدان. ازدواج خوبه ولی ازدواج از روی عشق و عقل و احساس و نیاز و شور و شعور والا ازدواج غلط حتما بده و بدتر از اون طلاق غلط. موفق باشی

    دکترا-روانشناس
    ویرایش توسط شهرام2014 : 01-15-2015 در ساعت 11:01 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 2 کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    درست همونی بهت میگه نفهم که تورو نفهمیده ...
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8203
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.07
    نوشته ها
    2,006
    تشکـر
    1,985
    تشکر شده 5,245 بار در 1,557 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    سلام
    من راه حل بهتون دادم
    از دنیای مجردی خودتون و جدا کنید تا شیرینی ازدوواج و بچشید
    تو این دنیا نمیشه هم خرو خواست هم خرمارو
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مهمترین امتحان خداست ..
    فرزندان آدم و حوا چندهزار سال است که عشق را حل میکنند
    اما فقط کسانی قبول می شوند که عشق را زیبا بکِشند
    بقیه فقط عشق را می کِشند و می کُشند(ReePaa)





  16. 2 کاربران زیر از Reepaa بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14413
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    1
    تشکر شده 6 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگران زندگی زناشوییم هستم

    عزیزم دوستان راست میگن مجردیتو فراموش کن و به زندگی متاهلید بیشتر اهمیت بده
    دوست پسرات در دوران مجردی در حد دوس بودن ولی پسرعموت جراتش بیشتر از اونا بود واسه خوشبخت کردنت.پس خوشبختش کن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

سرد برخورد کردن

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

تلخی برخوردهای سرد را,  برخورد سرد,  برخورد سرد همسر,  برخورد با مردان سرد مزاج,  برخورد با زنان سرد مزاج,  برخورد با همسر سرد,  برخورد با مردان سرد,  شعر برخورد سرد,  معنی برخوردهای سرد را,  پیامک برخورد سرد,  همسر فداکار,  همسر فداکارم,  همسر فداکار پیامبر,  داستان همسر فداکار,  داستان کوتاه همسر فداکار,  فداکاری همسر,  فداکاری های خدیجه همسر پیامبر,  فداکارترین همسر دنیا,  ایمان و فداکاری همسر فرعون,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید