مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 12 از 12

موضوع: شوهر بی مسئولیت

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    شوهر بی مسئولیت

    سلام من 26 سالمه 2ماه هست که عقد کردم همسرم 27 سالشونه ما 4سال با هم دوست بودیم و دوستی خوبی داشتیم.آخرای دوستی من از بلاتکلیفی توی رابطه خسته شده بودم و خواستگار داشتم که با همسرم مصحبت کردم تا زودتر تکلیف رابطه رو مشخص کنند که ایشون ابتدا فرمودن من قصد ازدواج ندارم.من پیش مشاور رفتم و حتی باهم مشاوره رفتیم که نظر مشاور هم این بود که زودتر تکلیف رابطه مشخص بشه.ایشون با خانواده صحبت کردن و ما 1سال نامزد و 2ماه هست عقد کردیم ولی من رفتارهایی از همسرم میبینم که خیلی ناامید شدم از زندگی...الان که ما درگیر خرید جهاز هستیم و مثلا به ایشون میگم یک سری وسایل با شماست میگه من که نمیخواستم ازدواج کنم من ذوقی نداشتم تو دلت میخواست ازدواج کنی خودت هم همه چیز رو بخر خیلی موقع ها هم که بی محبتی ازش میبینم حرفش رو تکرار میکنه و میگه من دوست نداشتم ازدواج کنم..جدیدا هم چندبار بحثمون شد خیلی حرفای بدی بهم زد و فحش داد بهم.البته وقت هایی که اخلاقش خوبه خیلی خوبه و منو دوست داره به حرفام گوش میده قربون صدقه میره ولی بعضی وقتا که عصبانی میشه سریع میگه من نمیخواستم ازدواج کنم تو منو زور کردی با اینکه اگر خودش منو نمیخواست چرا رفت با خانواده اش حرف زد چرا اومد جلو..وقتی ازش این حرفارو میشنوم داغون میشم.. در اکثر مواقع سکوت میکنم در برابر این حرفاش.ولی خیلی دلم میشکنه.ازتون راهنمایی میخوام با این رفتارا چیکار کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    645
    تشکـر
    162
    تشکر شده 267 بار در 191 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    سلام

    بالاخره شما ایشونو دوست دارید یا نه؟؟

    چون گفتید "تکلیف این رابطه رو مشخص کن و من خواستگار دارم"
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    بله دوسشون دارم که ازشون خواستم تصمیم بگیرن برای ادامه رابطه و جدی شدن..اون زمان که گفتم خواستگار دارم چون پدرم در جریان دوستی ما نبودن و اصرار به اومدن این خواستگار داشتن ولی من تمایلی نداشتم و از همسرم خواستم که با این شرایط جدی فکر کنه به رابطه وگرنه من خیلی دوسش دارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    645
    تشکـر
    162
    تشکر شده 267 بار در 191 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط mah1234 نمایش پست ها
    بله دوسشون دارم که ازشون خواستم تصمیم بگیرن برای ادامه رابطه و جدی شدن..اون زمان که گفتم خواستگار دارم چون پدرم در جریان دوستی ما نبودن و اصرار به اومدن این خواستگار داشتن ولی من تمایلی نداشتم و از همسرم خواستم که با این شرایط جدی فکر کنه به رابطه وگرنه من خیلی دوسش دارم
    ایشون چرا گفتن که قصد ازدواج ندارن پس؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    چون از ازدواج میترسید و ما با هم مشاور هم که رفتیم توی جلسات گفت با اینکه منو دوست داره ولی آمادگی ازدواج نداره و میترسن. که طی جلسات مشاور بهتر شدن و خودش به این نتیجه رسید که رابطه جدی بشه ولی مشکل من اینه که الان توی دعوا میگه تو میخواستی ازدواج کنیم من نمیخواستم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    645
    تشکـر
    162
    تشکر شده 267 بار در 191 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    خب یعنی چی مگه به زور ازدواج کرده که الان میگه تو خواستی؟

    دقیقا چرا از ازدواج میترسیدن؟؟

    وضعیت مالی و اشتغال ایشون چطور هست؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    نه زوری در کار نبوده چون بعد از 4سال من ازشون خواستم تکلیف رابطه مشخص بشه همیشه میگفتن تو چرا گفتی باید وایمیسادی تا من خودم حرفشو بزنم نه که تو بیای درباره ازدواج حرف بزنی.
    خودش که میگفت از مسئولیت میترسم
    وضعیت مالی و شغلی خوبی دارند و از این بابت اصلا مشکلی نیست.
    البته این حرفارو توی دوران نامزدی هم میزد ولی بعدش میگفت ببخشید ولی الان باز تو دوران عقد هم گفت..من دختر شادی هستم ولی الان چندوقته دیگه شاد نیستم خانوادم هم میگن چرا دیگه نمیخندی..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Sep 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.26
    نوشته ها
    44
    تشکـر
    16
    تشکر شده 9 بار در 9 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    سلام
    خوبین ؟
    از همین حالا که عقد هستین بهتره فکری به حال این رباطه بکنین چون مردی که توی عقد برا خرید 4 تا وسایل بگه من که نمیخاستم ازدواج کنم تو منو زور کردی
    پس فردا که رفتین سر خونه زندگی کوچترین مشکلی پیش بیاد شما رو با مشکل تنها میزاره و میره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : نیاز به راهنمایی

    آخه وقت هایی که خوبه خودش دنبال خرید کردن وسایل هست و مشتاقه وقتایی که عصبانی میشه اینجوری میگه.خودمم نمیدونم چیکار کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.00
    نوشته ها
    9,665
    تشکـر
    4,201
    تشکر شده 10,156 بار در 5,091 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : شوهر بی مسئولیت

    نقل قول نوشته اصلی توسط mah1234 نمایش پست ها
    سلام من 26 سالمه 2ماه هست که عقد کردم همسرم 27 سالشونه ما 4سال با هم دوست بودیم و دوستی خوبی داشتیم.آخرای دوستی من از بلاتکلیفی توی رابطه خسته شده بودم و خواستگار داشتم که با همسرم مصحبت کردم تا زودتر تکلیف رابطه رو مشخص کنند که ایشون ابتدا فرمودن من قصد ازدواج ندارم.من پیش مشاور رفتم و حتی باهم مشاوره رفتیم که نظر مشاور هم این بود که زودتر تکلیف رابطه مشخص بشه.ایشون با خانواده صحبت کردن و ما 1سال نامزد و 2ماه هست عقد کردیم ولی من رفتارهایی از همسرم میبینم که خیلی ناامید شدم از زندگی...الان که ما درگیر خرید جهاز هستیم و مثلا به ایشون میگم یک سری وسایل با شماست میگه من که نمیخواستم ازدواج کنم من ذوقی نداشتم تو دلت میخواست ازدواج کنی خودت هم همه چیز رو بخر خیلی موقع ها هم که بی محبتی ازش میبینم حرفش رو تکرار میکنه و میگه من دوست نداشتم ازدواج کنم..جدیدا هم چندبار بحثمون شد خیلی حرفای بدی بهم زد و فحش داد بهم.البته وقت هایی که اخلاقش خوبه خیلی خوبه و منو دوست داره به حرفام گوش میده قربون صدقه میره ولی بعضی وقتا که عصبانی میشه سریع میگه من نمیخواستم ازدواج کنم تو منو زور کردی با اینکه اگر خودش منو نمیخواست چرا رفت با خانواده اش حرف زد چرا اومد جلو..وقتی ازش این حرفارو میشنوم داغون میشم.. در اکثر مواقع سکوت میکنم در برابر این حرفاش.ولی خیلی دلم میشکنه.ازتون راهنمایی میخوام با این رفتارا چیکار کنم؟

    خب دوست عزیز بسیار جای تعجبه که شما یک سال نامزد بودید و ایشون رو نشناختید .
    امیدوارم انتخاب شما کورکورانه نبوده باشه و با شناخت کامل وارد این زندگی مشترک شده باشید .
    فعلا هم وارد زندگی مشترک نشدید بهتره در یک زمان مشخص با ایشون صحبت کنید .
    اگر ایشون قرار باشه به همین منوال ادامه بده در آینده شدیدا با تنش و مشکلات مواجه خواهید شد .
    مشکلاتی که میتونه به سادگی زندگی شما رو به سردی و جدایی بکشونه .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : شوهر بی مسئولیت

    در تامزدی و دوستی اصلا اینجوری نبود. راستش خیلی خانوادش دخالت میکنن توی زندگی ما. همسرم هم فهمیدم خیلی مطیع خانوادش هست اصلا پشت من نیست. مثلا سر مراسم عروسی سر خرید جهیزیه توی همه کار دخالت میکنند و منو همسرم مشکلی با هم نداریم ولی بعد از دخالت اونها یکهو رفتار همسرم تغییر میکنه.مثلا سر مراسم عروسی پدرشون یک تالاری رو انتخاب کرده بودن که من خوشم نمیومد و حتی خواهر همسرم و خود همسرم جلو خانوادش برگشتن گفتن اونجا خوب نیست پدر همسرم هم گفتن باشه یه جا دیگه رو انتخاب میکنم ولی 2روز بعد همسرم زنگ زد گفت همونجارو گرفتیم و دیگه ما نمیتونیم نغییر بدیم بهش گفتم یعنی نظر من مهم نبود؟ نمیتونستی به خانوادت بگی زن من اینجارو نمیخواد؟ که گفت همینه که هست ..یا مثلا برای خرید مبل و تخت جهیزیه من با خانوادم رفتیم خرید من از هرچی خوشم میومد عکس میگرفتم با توضیحات بهشون میفرستادم چون همسرم شهر دیگه کار میکنند..همسرم عکس ها رو میدید نظر میداد و با هم مشورت کردیم و خریدیم و مشکلی نداشتیم یهو شب به من زده تو به نظر من احترام نزاشتی که صبر کنی من بیام باهم بریم خرید کنیم که معلوم بود حرف خانوادشه....و هرچی خواست بهم گفت و گفت ازت متنفرم ازت بدم میاد تو به درد من نمیخوری..من توی زندگیم تاحالا کسی بهم بی احترامی نکرده ولی ایشون راحت بی احترامی میکنه و بعدش میگه ببخشید و حرفای عاشقانه میزنه ولی من دیگه دختر شاد سابق نیستم خیلی وقت ها توی اتاقم گریه میکنم که مامان بیبم میان میبینن منو و اونا هم با من گریه میکنن چون طاقت ناراحتی منو ندارن. میشه راهنماییم کنید چیکار کنم؟ نمیذونم با همچین آدمی چیکار کنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : شوهر بی مسئولیت

    نقل قول نوشته اصلی توسط mah1234 نمایش پست ها
    در تامزدی و دوستی اصلا اینجوری نبود. راستش خیلی خانوادش دخالت میکنن توی زندگی ما. همسرم هم فهمیدم خیلی مطیع خانوادش هست اصلا پشت من نیست. مثلا سر مراسم عروسی سر خرید جهیزیه توی همه کار دخالت میکنند و منو همسرم مشکلی با هم نداریم ولی بعد از دخالت اونها یکهو رفتار همسرم تغییر میکنه.مثلا سر مراسم عروسی پدرشون یک تالاری رو انتخاب کرده بودن که من خوشم نمیومد و حتی خواهر همسرم و خود همسرم جلو خانوادش برگشتن گفتن اونجا خوب نیست پدر همسرم هم گفتن باشه یه جا دیگه رو انتخاب میکنم ولی 2روز بعد همسرم زنگ زد گفت همونجارو گرفتیم و دیگه ما نمیتونیم نغییر بدیم بهش گفتم یعنی نظر من مهم نبود؟ نمیتونستی به خانوادت بگی زن من اینجارو نمیخواد؟ که گفت همینه که هست ..یا مثلا برای خرید مبل و تخت جهیزیه من با خانوادم رفتیم خرید من از هرچی خوشم میومد عکس میگرفتم با توضیحات بهشون میفرستادم چون همسرم شهر دیگه کار میکنند..همسرم عکس ها رو میدید نظر میداد و با هم مشورت کردیم و خریدیم و مشکلی نداشتیم یهو شب به من زده تو به نظر من احترام نزاشتی که صبر کنی من بیام باهم بریم خرید کنیم که معلوم بود حرف خانوادشه....و هرچی خواست بهم گفت و گفت ازت متنفرم ازت بدم میاد تو به درد من نمیخوری..من توی زندگیم تاحالا کسی بهم بی احترامی نکرده ولی ایشون راحت بی احترامی میکنه و بعدش میگه ببخشید و حرفای عاشقانه میزنه ولی من دیگه دختر شاد سابق نیستم خیلی وقت ها توی اتاقم گریه میکنم که مامان بیبم میان میبینن منو و اونا هم با من گریه میکنن چون طاقت ناراحتی منو ندارن. میشه راهنماییم کنید چیکار کنم؟ نمیذونم با همچین آدمی چیکار کنم.
    دوست عزیز دوران عقد و نامزدی رو گذاشتن واسه همین کار .. واسه شناخت بیشتر و بهتر طرف مقابل. به نظر من شما حتما خودت تنها پیش یه مشاور خیلی خووب برو ببین بهت چی میگن. ولی این آدمی که شما میگی به نظر درست بشو نمیاد. چون حتی اگه خودش هم بخاد خونوادش نمیزارن..خونواده ای که از همین الان تو مسائل به این کوچکی دخالت میکنن پس فردا تو زندگی باعث عذابت میشن..اصلا نمیخام پیشنهاد جدایی بدم ولی من اگر بودم اصلا با همچین آدمی زیر یه سقف نمیرفتم..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رژیم غذایی طلایی برای زیبایی پوست و مو
    توسط javaheri69 در انجمن زیبایی پوست و مو
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-06-2017, 09:59 PM
  2. پسرهایی که خواستگاری رفتن راهنمایی کنند
    توسط خوش اخلاق در انجمن خواستگاری
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 10-23-2015, 11:18 AM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-27-2015, 04:05 PM
  4. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 10:56 AM
  5. معجزه ماسک کدو حلوایی در زیبایی پوست!
    توسط Artin در انجمن زیبایی پوست و مو
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-19-2013, 01:03 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
شوهر بیتا سحرخیز,  شوهر بیخیال,  شوهر بی پول,  شوهر بی نماز,  شوهر بی عرضه,  شوهر بیکار,  شوهر بی عاطفه,  شوهر بی معرفت,  شوهر بیتا فرهی,  شوهر بی منطق,  قصد ازدواج دارم,  قصد ازدواج ندارم,  قصد ازدواج,  قصد ازدواج ندارم یعنی چه,  قصد ازدواج داشتن به انگلیسی,  قصد ازدواج داشتن,  قصد ازدواج ندارم به انگلیسی,  قصد ازدواج ندارد,  قصد ازدواج دختر,  من قصد ازدواج دارم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید