مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 22

موضوع: شوهر بی ملاحظه

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    انکه میگفت منم بهر تو غمخوارترین..چه دل ازارترین شد چه دل ازارترین
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضويت
    30434
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.53
    نوشته ها
    223
    تشکـر
    99
    تشکر شده 209 بار در 111 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    سلام عزیزم
    بنظرم شوهرشما و خانواده شون میخوان شما توشهرغریب احساس تنهایی نکنین و اینجوری دورتوو شلوغ میکنن این از محبتشونه
    کاری نکنی نظرشون نسبت بهت عوض بشه ولی باهمسرت صحبت کن بگو قبل از اینکه بخوای کسیو دعوت کنی منو درجریان بذار و غذای رستوران رو خودمونم میتونیم اماده کنیم و به صرفه ترهم هست
    کم کم که بچه داربشین این رفت و امدا کمترمیشه
    زیادسخت نگیرین این کارشونو بذارین پای محبت و دوس داشتنشون
    موفق باشین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم

    که مبادا کسی آ ن را بدزدد و عاشقمان کند....

    غافل از اینکه برای عاشق کردنمان..عقلمان را میدزدند

    و ما می مانیم با قلبی که اندیشیدن بلد نیست"

  2. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33275
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 7 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    ...
    ویرایش توسط et0d : 01-07-2017 در ساعت 03:20 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33275
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 7 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    ببینید

    به نظرم مسئله حادی نیست

    شما میتونید به همسرتون بگید با ملایمت وقتی میخوای مهمون دعوت کنی منم در جریان بزار و باهام مشورت کن به این دلیل که وقت داشته باشم ازشون پذیرایی مناسبی بکنم

    بابت رستوران هم میتونید به همسرتون بگید تو خونه خودمون دعوتشون کن رستوران چون چند بار رفتیم بی مزه شده

    و اینکه اونا به شما احترام میزارن که دعوتتون میکنن میتونستن مثل خیلی از خانواده ها بگن فقط پسرشون بره (نمونه تایپیک هاش تو انجمن هست) پس جواب این احترام را بدید

    ممنون م سما جان از راهنمایی هات
    شاید حق با شما هست و خیلی هم مسئله حاد نباشه
    و دلیل اصلی همه ی این بی قراری های من دلتنگی خونواده ام هست و این ها باعث شده هر حرکت و کار مادر شوهر و شوهر رو بزارم به پای خود خواهی و نه چیز دیگه ای ...
    امیدوارم خدا کمکم کنه و هرچه زودتر بساط رفتن از این شهر رو جور کنه

    دعا کنید برام
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33275
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 7 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر زندگی نمایش پست ها
    دوست عزیز مردها معمولا لجباز هستن و شما نباید یه کاری کنی که ایشون گارد بگیرن نسبت بهتون بعدشم نباید مستقیم و با بدو بیراه گفتن جوابشونو میدادی و از خانوادش بد میگفتید هرچی باشه خانوادش هستن بعدشم این مهمونی ها دو طرفس یا نه فقط خونه شما میان
    اسیاست داشته اش و با زبون نرم همسرتو متقاعد کن مردها وقتی ببین زنشون باهاش دهن به دهن میزار بدتر میکنن.
    ممنون اره میدونم ولی واقعا دیگه برام قابل تحمل نیست و اینکه سکوت کنم خیلی کار سختی شده برام .ماکه باید هر هفته بریم خونشون و شده وظیفه اگه به هر دلیلی نخوام برم یا نتونم برم شوهرم حسابی روزمون رو بهم میریزه ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33275
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 7 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر زندگی نمایش پست ها
    میدونم وقتی آدم از خانوادش دوره بیشتر احساس دلتنگی میکنه و شاید بهانه گیرتر هم بشه ولی شما که تنها هستید چه اشکالی داره برید سربزنید بهشون و با روی گشاده برید و بزارید بقیه فک نکنن زوری میرید تو خونتی سرتو گرم کن با کارهای مختلف گاهی میری اونجا یه دسری چیزی درست کن ببر بزار لذت ببری از این رفت و آمد نه اینکه عذاب بکشی ببین هرکاری کنی نمیتونی نری چون اون خانواده همسرتن وقتی شوهرت ببینه تو هم مشتاقی بیشتر سمت تو کشیده میشه و اونجا حرفت برو داره و یه وقتایی هم حوصله نداشته باشی میتونی با زبون خوش بهش بگی ولی وقتی با دادو بیداد بخای نری اونم حساس میشه پس تو حساسیتشو از بین ببر.
    ممنونم رهگذر جان
    کمی آروم تر شدم و با اصل حرفاتون موافقم
    ولی باید خیلی روخودم کار کنم
    ممنونم از شما
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33275
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 7 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33275
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 7 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamideh banoo نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    بنظرم شوهرشما و خانواده شون میخوان شما توشهرغریب احساس تنهایی نکنین و اینجوری دورتوو شلوغ میکنن این از محبتشونه
    کاری نکنی نظرشون نسبت بهت عوض بشه ولی باهمسرت صحبت کن بگو قبل از اینکه بخوای کسیو دعوت کنی منو درجریان بذار و غذای رستوران رو خودمونم میتونیم اماده کنیم و به صرفه ترهم هست
    کم کم که بچه داربشین این رفت و امدا کمترمیشه
    زیادسخت نگیرین این کارشونو بذارین پای محبت و دوس داشتنشون
    موفق باشین
    سلام .ممنونم حمیده بانو جان
    نمیدونید چقدر با بعضی حرف ها ادم آروم تر میشه.ممنونم ازتون.شاید واقعا این موضوع اونقدر هم حاد نبوده و قسمتی از این دلخوری های من دلیلش دوری از خونوادهمه .راستش وقتی خونواده خودم رو ماه به ماه یا حتی بیشتر نمیبنم نمیخوام خونواده ی شوهرم رو هم اینقدر زود به زود ببینم .. .فقط دلم میخواد شوهرم یه جوری متوجه این قضیه بشه که حالا که من از نعمت نزدیکی راه و مسیر محرومم اوشون اینقدر بساط مهمونی و خوش گذرونی راه نندازه به بهانه سرگرم کردن من ...چون با این کار بیشتر از من حالگیری میکنه تا به من حال بده ....و خودش هم دیگه متوجه این حالگیری شده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضويت
    33284
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    3
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خودم کردم که ...............

    نقل قول نوشته اصلی توسط et0d نمایش پست ها
    سلام .من و شوهرم هم استانی نیستسم و قبل از ازدواجمون قرار شد که اوشون بیان استان ما و از طرفی چون شرایط کاریش مناسب نبود بعد از ازدواج خودم گفتم موردی نداره تا دوسال میمونم استان شما و بعد برمیگردیم .شوهرمم موافقت کرد و قول داد و تقریبا همیشه سر قولش میمونه و میشه روش حساب کرد .حالا تو این مدتی که من دارم دوری از خونواده ام رو تحمل می کنم و حداکثر دوماهی یک بار میبنمشون اوشون هر هفته(خونه ما تا خونه باباش اینا 60 کیلومتر راهه) باید برن خونه مامانشون اینا و مامانشون اینا هم تشریف بیارن خونه ی ما
    اینقدر که من همیشه احترامشونم میزارم و دیگه خسته شدم از دستشون .مثلا برای افطاری ماه رمضون دعوتشون کردیم رستوران همیشه هم مادر بزرگاشون سر دسته ی مهمونیان (مامانش و باباش و داداشو زن داداش محترمشو و مادر زن داداش محترم تر و مادر بزرگای گرامیشون).حالا دیگه این مهمونی دادن ها شده وظیفه من و جالبه اینه که منی که کاسه داغتر تر از آش بودم نسبت به پسر خودشون حالا برعکس شده و پسرشون بدون اینکه نظر من براش مهم باشه دعوتشون میکنه این هفته که دیگه نوبر بود و واقعا سه چهار روزه اعصابم بهم ریخته است و با شوهرم قهر کردم و کلی نق نق کردم و بد و بیراه گفتم این بود که دیروز در کمال تعجب جلوی روی من زنگ برادر گرامی و مادر محترمشون زدن که تو این هفته هر موقه خواستید بیاید خونه ما دعوت من بریم رستوران ...............................خییلی از این بابت ناراحتم .شوهر من این جوری نبود از اول و من باعث این همه احترام شدم و الان از حد احترام گذشته و به جایی رسده که شوهرم به قیمت ناراحت شدن من و حتی مهم ندونستن نظر من کار خودش رو میکنه .اون هم منی که از خونواده ام دورم .آیا به نظر شما شوهر من و حداقل خانواده اش که میشه گفت تا این اندازه بی ملاحظه هستن نباید به این موضوع فکر کنند که این دختر تو شهر غریبی که ماه ها خونوادش رو نمیبینه رفتار ما شایسته و درست نیست .؟؟؟؟ لطفا راهنماییم کنین
    منم مشکل شما رو دارم هم جای غریبم هم اخلاق شوهرم و خانواده اش..خانواده اش به کنار اخلاق خودش رو نمیشه تحمل کرد....
    ویرایش توسط Setareh12345 : 01-09-2017 در ساعت 08:13 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.79
    نوشته ها
    8,471
    تشکـر
    4,050
    تشکر شده 9,605 بار در 4,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : شوهر بی ملاحظه

    آدم‌های غیرمنطقی را به دسته‌هایی تقسیم می‌کنم:
    – آنهایی که نمی‌شود گفتگوی منطقی با آنها داست، آنها استاد پیچاندن و منحرف کردن موضوع گفتگو هستند، دست آخر هم به شما می‌گویند که خود شما مشکل دارید و توانایی ارتباطی و بحثتان پایین است!
    – آنهایی که برداشت‌های اشتباه از حرف‌های شما می‌کنند.
    – آنهایی که به هیچ حد و مرزی احترام نمی‌گذارند و از راه رفتن روی اعصاب شما لذت می‌برند.
    – آنهایی که هیچگاه خودشان را جای شما نمی‌گذارند و از زاویه دید شما به قضایا نگاه نمی‌کنند. مثلا وقتی در مورد مشکلات کاری و مسئولیت‌هایتان با آنها صحبت می‌کنید یا در مورد محدودیت‌هایتان می‌گویید، هیچگاه شما را درک نمی‌کنند.



    – آنهایی که به صورت زبانی یا احساسی از شما سوء‌استفاده می‌کنند.
    – آنهایی که حقایق را دستکاری‌شده ابراز می‌کنند و آنهایی که دروغگو هستند.
    – آنهایی که بعد از گفتگو به آنها همیشه متوجه جنبه‌های منفی زندگی‌تان یا ناکامی‌هایتان می‌شوید و پس از اتمام صحبت با آنها، افسرده می‌شوید و حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید.



    – آنهایی که با سکوت، نیشخند، یک جمله کنایه‌آمیز یا با استدلال‌های خیرمنطقی، دیوانه‌تان می‌کنند.
    – آنهایی که ظاهر معصوم و پاکی به خود می‌گیرند، اما همیشه به صورت مخفی نقشه‌ها و مقاصدشان را به آهستگی دنبال می‌کنند و به شما ضربه می‌زنند.

    در اینجا ۶ ترفند ساده برای مدیریت و برخورد با این آدم‌ها را می‌آورم.
    ۱- تا جایی که ممکن است، کمتر با این افراد برخورد داشته باشید: این راه حل البته پاک کردن صورت مسئله است، اما به شدت کارا است! هیچ وقت در قابل این افراد مسیح پذیرای رنج نباشید، کاری برای خودتان بتراشید، حتی با کمی بی‌ادبی یا بی‌اعتنایی سر صحبت را با دیگری باز کنید.
    ۲- حمله زیرکانه متقابل: اگر نمی‌توانید از شر شخص آزاردهنده راحت شوید و او بی‌و‌قفه در حال حمله کردن به شماست، کاری کنید که حواسش پرت شود و به فکر رود. اشتباه‌‌آمیزترین کار در قابل این افراد این است که بخواهید با گزاره‌های منطقی آنها را قانع کنید، زرنگ باشید و مثلا با یادآوری یک خاطره ناخوشایند یا موفقیت حرفه‌ای رقیب اصلی او یا یادآوری اینکه او می‌خواسته چه بشود و در عمل چیزی نشده، به کلی او را گیج کنید. البته باید هنرمند باشید و این کار را با خونسردی و در لفافه انجام بدهید، طوری که حتی خود شخص فکر کند، شما به صورت تصادفی موضوع را پیش کشیده‌اید و منظوری نداشته‌اید.
    ۳– بعضی از آدم‌ها ذاتا بدذات نیستند، اما سیستم فکری‌شان قابل اصلاح نیست، پس هنگام گفتگو با آنها می‌توانید بحث را از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنید، مثلا وقتی نمی‌توانید به کارمند زیردست خودتان بفهمانید که از یک کار پرهیز کند و او حاضر به قبول اشتباه او نیست، بگویید که او چقدر آدم پاک‌نیتی است و اگر کاری که شما می‌خواهید، انجام ندهد، رقبای کاری او به سرعت از پیشی خواهند گرفت و آخر کار او و خانواده‌اش متضرر خواهند شد. در اینجا به جای اینکه به صورت مستقیم اشتباه بودن کار و یا تضاد آن با یک قانون مسلم کاری، به کارمند زیردست گوشزد شود، به ملایمت عواقب کارش به او نشان داده می‌شود. مهم نیست که او منطق شما را قبول نمی‌کند، مهم این است که شما به هدف خودتان رسیده‌اید.
    ۴– زیاد و با حرارت صحبت نکنید، انرژی بی‌خود مصرف نکنید. کم و گزیده سخن بگویید. این کار ضمن اینکه باعث می‌شود انرژی شما حفظ شود، باعث می‌شود به شدت برای فرد غیرمنطقی، جذابیت کمتری پیدا کنید و دیگر هدف و سیبل او نباشید.



    ۵– اشتباه نکنید! شما نمی‌توانید با همه تلاشتان شخص غیرمنطقی را به جاده منطق بیاورید، شما نمی‌توانید او را با زاویه دید خود آشنا کنید. پس آب در هاون نکوبید و شیوه دیگری انتخاب کنید.
    ۶– شخص مورد نظر را در جمع گیر بیندازید! هنگام مکالمه دو نفره، شخص غیرمنطقی می‌تواند با استدلال‌های غیرمنطقی‌اش به شدت شما را آزار دهد، اما همین حرف‌های غیرمنطقی در جمع، مبدل به نقظه ضعف او می‌شوند و وقتی از هر سو شما مورد حمایت قرار بگیرید و شخص غیرمنطقی مورد حمله و استهزاء قرار بگیرد، دیگر جرأت هدف قرار دادن شما را پیدا نخواهد کرد.

    شش موردی که گفتم ابزاری حمله و دفاع مناسبی برای شما در قابل افراد غیرمنطقی هستند، تجربه کاری چندساله‌ام کارایی این موارد را تأیید می‌کنند.



    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  10. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضويت
    32935
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.16
    نوشته ها
    48
    تشکـر
    32
    تشکر شده 24 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : شوهر بی ملاحظه

    با سلام
    شما سعی کنین به جنبه ی مثبت قضیه نگاه کنین.

    ميهمان، روزى خود را مى آورد و گناهان اهل خانه را مى برد.
    هر خانه اى كه ميهمان بر آن وارد نشود، فرشتگان واردش نمى شوند.
    [روزى] امام على عليه السلام غمگين ديده شد علت را از ايشان جويا شدند. فرمودند: چون هفت روز است كه ميهمانى بر ما وارد نشده است.
    کسي که مهمان دعوت نمي‌کند (مهماني نمي‌کند) خير و اميدي در وجود او نيست.

    البته این خانواده شوهر شما بقولی زیاده روی کردن ولی تا جای ممکن راه بیایین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

a ivi,  شوهر بی مسئولیت,  شوهر بی تفاوت,  شوهر بی عرضه,  شوهر بی توجه,  شوهر بی پول,  شوهر بی احساس من,  شوهر بی وفا,  شوهر بی غیرت,  شوهر بی غیرت من,  شوهر بی عاطفه,  فکر,  فکر آخرت,  فکرخانە,  فکر برتر,  فکرشم نکن,  فکر را پر بدهید,  فکرشم نکن علیزاده,  فکر و خیال خلسه,  فکرشم نکن محمد علیزاده متن,  تفکر مثبت,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید