مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 61

موضوع: شوهر شکاک

  1. Top | #21



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.80
    نوشته ها
    5,069
    تشکـر
    7,551
    تشکر شده 7,569 بار در 3,353 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : شوهر شکاک

    خب دختر خوب همون دوران عقد باید میرفتی پزشکی قانونی

    مگه دیگران میخواستن زندگی کنن که به حرفشون گوش دادی؟؟؟

    این اسمش سوختن و ساختنه؟؟؟؟ کجاش ساختنه؟؟؟ تو فقط داری میسوزی....

    به نظر من هم و به قول فاطمه خودت داری شل میگیری و اجازه میدی دیگران به راحتی برات تصمیم بگیرن

    حتی الان که گذاشتت خونه بابات میتونی بری دادگاه و شکایت کنی...چون اگه تو این کارو نکنی ممکن هس اون بره دادگاه و برگه عدم تمکین بگیره و بگه که همسرم ولم کرده رفته...

    دختر خوب حواست هست داری به خاطر حرف مردم چیکار با زندگیت میکنی؟؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  2. 3 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31362
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    33
    تشکـر
    17
    تشکر شده 9 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : شوهر شکاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خب دختر خوب همون دوران عقد باید میرفتی پزشکی قانونی

    مگه دیگران میخواستن زندگی کنن که به حرفشون گوش دادی؟؟؟

    این اسمش سوختن و ساختنه؟؟؟؟ کجاش ساختنه؟؟؟ تو فقط داری میسوزی....

    به نظر من هم و به قول فاطمه خودت داری شل میگیری و اجازه میدی دیگران به راحتی برات تصمیم بگیرن

    حتی الان که گذاشتت خونه بابات میتونی بری دادگاه و شکایت کنی...چون اگه تو این کارو نکنی ممکن هس اون بره دادگاه و برگه عدم تمکین بگیره و بگه که همسرم ولم کرده رفته...

    دختر خوب حواست هست داری به خاطر حرف مردم چیکار با زندگیت میکنی؟؟؟
    بی کسی بد دردیه
    با ی ادم غیر منطقی هم زندگی کنی هم همینطور
    وقتی کسی حرفتو باور نکنه چیکار باید کنی
    وقتی داداشت بهت بگه اگه طلاق میگیری آبرو ما میره من خودمومیکشم یا بلایی سر اون میارم میفتم زندان دیگه گناه زن و بچه ام میفته گردن تو
    وقتی شوهرت بگه حاضرم توی جمعیت آتیشت بزنم ولی طلاقت نمیدم یکاری میکنم توی این شهر نتونی زندگی کنی
    وقتی تو روی مردم ایقد باهات خوبه که همه دارن حسرت تو و زندگیتو میخورن و به شوهراشون میگن یاد بگیر تو وقتی بگی مشکل دارم کسی باور نمیکنه چون مردم چیزی رو که میبینن بیشتر قبول دارن
    هیچوقت نمیشه راه رفتن کسی رو قضاوت کرد مگه اینکه با کفشش راه بری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #23



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9968
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    5.07
    نوشته ها
    5,108
    تشکـر
    5,948
    تشکر شده 6,091 بار در 2,890 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنیان72 نمایش پست ها
    میدونی چیه
    من یبار دوران عقد قهر کردم اومدم خونه بابام چون چندبار قبلش منو کتک زده اون موقع به جایی که کسی ازم حمایت کنه همه گفتن که زن نباید قهر کنه دعوا بین همه هست تو اگه طلاق بگیری آبرو ما میره عروسی بگیری درست میشه برو سر خونه زندگیت هیچکس هم حرف منو باور نمیکرد چون اون به همه گفته بود من دروغ میگم
    وقتی خودت جایی رو نداشته باشی ازت حمایت کنن چیکار میکنی ؟؟؟
    یا باید بسوزی و بسازی یا خودکشی که من راه اول رو انتخاب کردم
    من روز اول هم نمیخواستم باهاش ازدواج کنم ولی مجبورم کردن چون اینقده خودشو تو روی مردم خوب نشون میده و خوب حرف میزنه که همه عاشقش میشن و فکر میکنن که چه ادم خوبیه
    یعنی کبودی بدنت هم ببینن باز هم این حرف را میزنن
    یا مثلا اون دفعه ک میلنگیدین اگه میگفتین راستش را بازم همین عقیده را داشتن؟!

    فرستاده شده از LG-D855ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. 2 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #24



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31362
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    33
    تشکـر
    17
    تشکر شده 9 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    یعنی کبودی بدنت هم ببینن باز هم این حرف را میزنن
    یا مثلا اون دفعه ک میلنگیدین اگه میگفتین راستش را بازم همین عقیده را داشتن؟!

    فرستاده شده از LG-D855ِ من با Tapatalk
    اونجوری که همسرم نقش بازی میکنه همه حرفشو قبول میکنند
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #25



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31362
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    33
    تشکـر
    17
    تشکر شده 9 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : کمک فوری

    دیشب باباش اومده بود خونمون و من جریان رو کامل واسش توضیح دادم بعد با مامانش رفته بودن خونه خودم پیش همسرم که بحثشون شده بود
    سرشب دوباره بابا و مامانش اومدن پیش ما که همسرم بهشون گفته باید من این چند روز باهاش حداقل یک تماس میگرفتم، گفته زندگیمون رو دوست داره نمیخواد منو ازدست بده فقط میخواد تنبیهم کنه، منم گفتم من که قهر نکردم بیام اون منو آورده اینجا خودش باید باهام تماس میگرفته، بهشون گفتم که تصمیم جدی واسه طلاق گرفتم
    با اینکه همسرم خیلی مغروره ولی بازم با این وجود امشب تماس گرفت و بهم گفت سلام اماده شو دارم میام دنبالت گفتم کجا بریم گفت خونه منم گفتم نمیام گفت چرا گفتم چون این زندگی رو نمیخوام گفت باشه و بعد خداحافظی کرد و گوشی رو قطع کرد
    فکر کنم خانواده اش بهش گفتن که تصمیم واسه جدایی گرفتم که تماس گرفته
    از اون موقع که تماس گرفته تمام بدنم داره میلرزه دارم میترسم دارم دیونه میشم نمیدونم باید چیکار کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #26



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.80
    نوشته ها
    5,069
    تشکـر
    7,551
    تشکر شده 7,569 بار در 3,353 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنیان72 نمایش پست ها
    دیشب باباش اومده بود خونمون و من جریان رو کامل واسش توضیح دادم بعد با مامانش رفته بودن خونه خودم پیش همسرم که بحثشون شده بود
    سرشب دوباره بابا و مامانش اومدن پیش ما که همسرم بهشون گفته باید من این چند روز باهاش حداقل یک تماس میگرفتم، گفته زندگیمون رو دوست داره نمیخواد منو ازدست بده فقط میخواد تنبیهم کنه، منم گفتم من که قهر نکردم بیام اون منو آورده اینجا خودش باید باهام تماس میگرفته، بهشون گفتم که تصمیم جدی واسه طلاق گرفتم
    با اینکه همسرم خیلی مغروره ولی بازم با این وجود امشب تماس گرفت و بهم گفت سلام اماده شو دارم میام دنبالت گفتم کجا بریم گفت خونه منم گفتم نمیام گفت چرا گفتم چون این زندگی رو نمیخوام گفت باشه و بعد خداحافظی کرد و گوشی رو قطع کرد
    فکر کنم خانواده اش بهش گفتن که تصمیم واسه جدایی گرفتم که تماس گرفته
    از اون موقع که تماس گرفته تمام بدنم داره میلرزه دارم میترسم دارم دیونه میشم نمیدونم باید چیکار کنم
    خوب شد حداقل حرف دلت رو زدی

    اینجوری میفهمی که باید یه تغییری بکنه

    نمیشه که تا ابد با همین وضع ادامه داد

    خیلی خوب شد که حرفاتو گفتی...از چیزی نترس...فقط سعی کن باهاش بحث و جنجال نکنی

    قاطعانه و با آرامش حرفاتو بزن...تو روش هم واینسا و بهش بددهنی نکن

    حرفت رو بزن اما حرمت رو نشکن...

    اینجوری میفهمه که تو فقط میخوای اون به خودش بیاد

    بالاخره باید یه تغییری ایجاد بشه...ان شاءالله ختم به خیر میشه...

    در مورد اون پستت هم که برام نوشتی داداشت گفته که اونو میکشم و این حرفا...خب تو مسئول بی منطقی و رفتار نادرست داداشت که نیستی

    نمیشه که بخاطر اینکه اونا بی منطقن تو بسوزی و دم نزنی

    من اگه به جات بودم که داداشم همچین حرفی بهم میزد...

    اینا رو بهش میگفتم:" به جای اینکه پشتم باشی میخوای پشتمو خالی کنی؟؟؟ اینکه تو میخوای رفتار ناشایست داشته باشی تقصیر خودته که عاقلانه فکر نمیکنی وگرنه من اولی نیستم که بخواد طلاق بگیره و آخری هم نیستم...پس بهتره به خاطر من خودتو تو دردسر نندازی چون مقصر رفتار تو من نیستم و بیشتر از دعوا به حمایتت احتیاج دارم...چون دعوا فقط استرسم رو بیشتر میکنه در حالیکه من آرامش میخوام."

    ولی حالا که حرفت رو زدی...رو حرفت بمون تا بالاخره نتیجه بده...

    بازم میگم بهش بی احترامی نکن، به خانوادش هم همینطور

    فقط انقدر خوب با خانوادت حرف بزن که کاملا پشتت درآن...و منطقی هم رفتار کنن

    باور کن همه چی دست خودته...نوع حرف زدنت هم میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه

    پس با آرامش اما قاطعانه حرفاتو بزن

    خوشحال میشیم که بیای اینجا و بهمون بگی چیکار کردی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  9. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #27



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضويت
    31362
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    33
    تشکـر
    17
    تشکر شده 9 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خوب شد حداقل حرف دلت رو زدی

    اینجوری میفهمی که باید یه تغییری بکنه

    نمیشه که تا ابد با همین وضع ادامه داد

    خیلی خوب شد که حرفاتو گفتی...از چیزی نترس...فقط سعی کن باهاش بحث و جنجال نکنی

    قاطعانه و با آرامش حرفاتو بزن...تو روش هم واینسا و بهش بددهنی نکن

    حرفت رو بزن اما حرمت رو نشکن...

    اینجوری میفهمه که تو فقط میخوای اون به خودش بیاد

    بالاخره باید یه تغییری ایجاد بشه...ان شاءالله ختم به خیر میشه...

    در مورد اون پستت هم که برام نوشتی داداشت گفته که اونو میکشم و این حرفا...خب تو مسئول بی منطقی و رفتار نادرست داداشت که نیستی

    نمیشه که بخاطر اینکه اونا بی منطقن تو بسوزی و دم نزنی

    من اگه به جات بودم که داداشم همچین حرفی بهم میزد...

    اینا رو بهش میگفتم:" به جای اینکه پشتم باشی میخوای پشتمو خالی کنی؟؟؟ اینکه تو میخوای رفتار ناشایست داشته باشی تقصیر خودته که عاقلانه فکر نمیکنی وگرنه من اولی نیستم که بخواد طلاق بگیره و آخری هم نیستم...پس بهتره به خاطر من خودتو تو دردسر نندازی چون مقصر رفتار تو من نیستم و بیشتر از دعوا به حمایتت احتیاج دارم...چون دعوا فقط استرسم رو بیشتر میکنه در حالیکه من آرامش میخوام."

    ولی حالا که حرفت رو زدی...رو حرفت بمون تا بالاخره نتیجه بده...

    بازم میگم بهش بی احترامی نکن، به خانوادش هم همینطور

    فقط انقدر خوب با خانوادت حرف بزن که کاملا پشتت درآن...و منطقی هم رفتار کنن

    باور کن همه چی دست خودته...نوع حرف زدنت هم میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه

    پس با آرامش اما قاطعانه حرفاتو بزن

    خوشحال میشیم که بیای اینجا و بهمون بگی چیکار کردی
    ممنونم
    صبحی اومد درخونه دنبالم، حتی با اینکه مادرم هم اصرار کرد داخل خونه هم نیومد، بهش گفتم قول میدی رفتارتو عوض کنی دیگه کتکم نزنی گفت اون حرفارو بیخیال لباساتو بپوش بیا وگرنه هرچی دیدی خودت خواستی، دیگه هم نمیتونی به کسی بگی نیومدم دنبالت
    اول رفتم لباسامو عوض کردم گفتم میرم خونه نهایتش اگه کتکم هم زد مدرک دارم برم پیش پزشک قانونی ولی بازم ترسیدم، رفتم دم در بهش گفتم بیا داخل خونه حرفامون رو بزنیم گفت نمیام بپوش بریم منم گفتم نمیام گفت نمیای گفتم نه گفته باشه و خداحافظی کرد ورفت
    دارم از ترس میمیرم نمیدونم باید چیکار کنم
    بخدا شبا خواب ندارم دارم دیونه میشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #28



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9968
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    5.07
    نوشته ها
    5,108
    تشکـر
    5,948
    تشکر شده 6,091 بار در 2,890 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنیان72 نمایش پست ها
    دیشب باباش اومده بود خونمون و من جریان رو کامل واسش توضیح دادم بعد با مامانش رفته بودن خونه خودم پیش همسرم که بحثشون شده بود
    سرشب دوباره بابا و مامانش اومدن پیش ما که همسرم بهشون گفته باید من این چند روز باهاش حداقل یک تماس میگرفتم، گفته زندگیمون رو دوست داره نمیخواد منو ازدست بده فقط میخواد تنبیهم کنه، منم گفتم من که قهر نکردم بیام اون منو آورده اینجا خودش باید باهام تماس میگرفته، بهشون گفتم که تصمیم جدی واسه طلاق گرفتم
    با اینکه همسرم خیلی مغروره ولی بازم با این وجود امشب تماس گرفت و بهم گفت سلام اماده شو دارم میام دنبالت گفتم کجا بریم گفت خونه منم گفتم نمیام گفت چرا گفتم چون این زندگی رو نمیخوام گفت باشه و بعد خداحافظی کرد و گوشی رو قطع کرد
    فکر کنم خانواده اش بهش گفتن که تصمیم واسه جدایی گرفتم که تماس گرفته
    از اون موقع که تماس گرفته تمام بدنم داره میلرزه دارم میترسم دارم دیونه میشم نمیدونم باید چیکار کنم
    عالی پیش رفتی
    فقط کاش بهش اینطور میگفتی ک
    دیگه از اون وضع خسته شدم و میخوام زندگی خوبی داشته باشم و تا باهم مشاوره نریم و مشکلمون را حل نکنیم من به اون خونه برنمیگردم.
    با کتک و بدرفتاری نمیشه زندگی کرد من ی زندگی پراز عشق و محبت و اعتماد و امنیت میخوام
    اگه مردش هسی بسم الله...

    فرستاده شده از LG-D855ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #29



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9968
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    5.07
    نوشته ها
    5,108
    تشکـر
    5,948
    تشکر شده 6,091 بار در 2,890 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنیان72 نمایش پست ها
    ممنونم
    صبحی اومد درخونه دنبالم، حتی با اینکه مادرم هم اصرار کرد داخل خونه هم نیومد، بهش گفتم قول میدی رفتارتو عوض کنی دیگه کتکم نزنی گفت اون حرفارو بیخیال لباساتو بپوش بیا وگرنه هرچی دیدی خودت خواستی، دیگه هم نمیتونی به کسی بگی نیومدم دنبالت
    اول رفتم لباسامو عوض کردم گفتم میرم خونه نهایتش اگه کتکم هم زد مدرک دارم برم پیش پزشک قانونی ولی بازم ترسیدم، رفتم دم در بهش گفتم بیا داخل خونه حرفامون رو بزنیم گفت نمیام بپوش بریم منم گفتم نمیام گفت نمیای گفتم نه گفته باشه و خداحافظی کرد ورفت
    دارم از ترس میمیرم نمیدونم باید چیکار کنم
    بخدا شبا خواب ندارم دارم دیونه میشم
    اینجوری اون میتونه به عنوان عدم تمیکین ازت شکایت کنه.

    حالا هم اشکال نداره اگه همچین کاری را کرد بگو من میرم تو دادگاه میگم امنیت ندارم و کتکم میزنی و رای عدم امنیت میگیرم.

    ان شاالله ک باز خودش میاد دنبالت
    این بار نگو حرف بزنیم بگو باید بریم مشاوره
    چون اگه حرفی هم بزنیم به قول گفته های قبلتون بعد دو روز فراموش میکنه و میشه همون ادم سابق.

    فرستاده شده از LG-D855ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #30



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.80
    نوشته ها
    5,069
    تشکـر
    7,551
    تشکر شده 7,569 بار در 3,353 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : کمک فوری

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنیان72 نمایش پست ها
    ممنونم
    صبحی اومد درخونه دنبالم، حتی با اینکه مادرم هم اصرار کرد داخل خونه هم نیومد، بهش گفتم قول میدی رفتارتو عوض کنی دیگه کتکم نزنی گفت اون حرفارو بیخیال لباساتو بپوش بیا وگرنه هرچی دیدی خودت خواستی، دیگه هم نمیتونی به کسی بگی نیومدم دنبالت
    اول رفتم لباسامو عوض کردم گفتم میرم خونه نهایتش اگه کتکم هم زد مدرک دارم برم پیش پزشک قانونی ولی بازم ترسیدم، رفتم دم در بهش گفتم بیا داخل خونه حرفامون رو بزنیم گفت نمیام بپوش بریم منم گفتم نمیام گفت نمیای گفتم نه گفته باشه و خداحافظی کرد ورفت
    دارم از ترس میمیرم نمیدونم باید چیکار کنم
    بخدا شبا خواب ندارم دارم دیونه میشم
    از چی میترسی؟؟؟ دقیقا بهم بگو چی میترسونتت؟؟؟

    یعنی چی میری خونه کتکت هم زد میری پزشک قانونی؟؟؟

    یه لحظه فک کن اگه از دستش بره بزنه تو چشمت خدایی نکرده یا بزنه تو شکمت و مشکل برات پیش بیاد؟؟؟؟

    از چیزی نترس...

    فاطمه درست میگه باید بهش میگفتی میخوام زندگی رو درست کنم بعد برگردم نمیخوام با ترس و لرز باشم...باید بریم مشاوره..اینجوری نمیشه.

    دختر خوب نترس...اگه بترسی نمیتونی خوب فکر کنی...باید عاقلانه تصمیم بگیری...با ترس نمیشه!

    کاری نمیتونه بکنه...چون تو دادگاه همش میشه به نفع تو!

    تو هم سفت رو حرفت وایسا و بگو یا تعهد میدی که دیگه این رفتارا رو نداشته باشی و کاملا بذاری کنار...یا اینجوری نمیشه ادامه داد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

a ivi,  شوهر شکاک,  شوهر شکاک نی نی سایت,  شوهر شکاک و بدبین,  شوهر شکاک من,  رفتار با شوهر شکاک,  برخورد با شوهر شکاک,  داستان شوهر شکاک,  دعا برای شوهر شکاک,  درمان شوهر شکاک,  رمان شوهر شکاک,  فوری,  فوریت های پزشکی,  فوزیه زن شاه,  فوریه ماه چندم میلادی,  فوریه چندمین ماه میلادی,  فوریو چت,  فوریه چه ماهی است,  فوریه به شمسی,  فوری چت,  فوری قهوه,  لباس,  لباس داخلي,  لباس مغربي,  لباس من خمس حروف,  لباس الحجاج,  لباس ريال مدريد 2018,  لباس البحر,  لباس شرعي,  لباس ريال مدريد 2017,  لباس ريال مدريد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید