مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 40 از 52

موضوع: مدیریت رابطه در خانواده

  1. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    سلام

    همین مطلبی که پست کردید

    راستش یه تاپیکی هم قبل شما خوندم که یه خانمی میگفت نمیخواد خواهرشوهرش بیاد خونش مگر اینکه قبلش بهش زنگ بزنه

    با خوندم تاپیک شما و اون خانم خیلی تعجب کردم ولی دیدم کاربرا راهنمایی گذاشتن و این بیشتر متعجبم کرد..چون برا کاربرا هم گویا عادی باشه

    نمیتونم درک کنم راستش

    خیلی برام عجیبه

    شاید چون ازدواج نکردم درکی ندارم

    ولی میشه برام توضیح بدید که این احساس خانمتون چرا ایجاد شده؟؟ اصن چرا؟؟ چطوری میشه؟؟؟ نمیتونم بفهممش

    ببخشید شاید مربوط نباشه، اگه دوست داشتید جواب ندید یا برای اینکه تاپیکتون خراب نشه تو خوش و بش جواب بدید.



    با توجه به استنباطهایی که از رفتار همسرم دارم و مواردی که دوستان گفتند فکر میکنم چند علت داره
    یکی حس اولویت چون همسرم همیشه اولویت من بوده الان میخوان اون اولویت سر جای خودش باشه
    دوم دوست داشتن و از خودگذشتگی که ایشون در زندگی داشتن و دارن
    سوم اینکه خانمم همیشه دختر ناز عروسکی خواستنی برای من بوده به خانمم میگفتم عروسک یا همچین حرفهایی
    الان شاید یه دختر ناز کوچولو داره خودنمایی میکنه بک جورایی حس میکنه توجهم کم شده.
    ولی توجهم کم نشده رفتارم تغییری نکرده شاید از حرفهایی که میزنم خیلی قربون صدقه دخترم میرم
    مثال میگه بابایی میگم جانم جان دلم یا میگم درد و بلایت توی سرم و دردت توی قلبم. این جملات رو میگم خانمم واکنش نشان میده میگه خدا نکنه بس کن دیگه .... یا حرفهای این شکلی.
    چهارم اینکه دقیق نمیدانم چرا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  2. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام به دوستان
    قبل از نوشتن تشکر میکنم از عزیزانی که وقت میگذارند مطلب بنده رو میخوانند و زحمت میکشند راهنمایی میکنند

    موردی که ذهنم رو درگیر کرده طریقه رفتار من با همسرم و دخترم هستش. دخترم 10 ساله است و خیلی ناز و بابایی.
    میدانید که دخترها به پدرها وابسته هستند و بالعکس.
    دخترم همینطور به خانمم خیلی وابسته است و ایشون هم هیچوقت برای بچه ها کم نگذاشتند خیلی بیش از حد و توانشون هم برای بچه ها مایه گذاشتند و از نظر من نمونه بارز یک مادر دلسوز و فداکارند و این خصوصیتشون رو بارها گفتم و همه جوره ازش تشکر کردم.

    این رو هم بگم خانمم ذاتا" فوق العاده مهربان،خوش برخورد و فداکارند و اگر الان شما به عنوان دوست یا فامیل از ایشون کمک بخواهید کاری که از دستش بربیاید انجام میدن کلا" خصوصیاتشون به این شکل هست.

    الان موضوع این هست حس میکنم همسرم به توجه کردن من نسبت به دخترمون حساسیت نشان میدن.
    مثال میزنم:
    چند ماه پیش بک گوشی برای خانمم گرفتم به انتخاب خودشون بود.چند وقت پیش دخترم گوشی لازم داشت با دخترم برای خرید گوشی رفتیم خوب مدل های بهتری میاد توی بازار. دخترم یه گوشی بهتر برداشت.
    توی خانه همسرم گوشی دخترم رو دید با یک حالت ناراحت رفتش توی اتاق و در رو بست.پرسیدم از چیزی ناراحتی؟ جواب نداد. منم گفتم اگر فکز میکنی گوشیت رو دوست نداری بریم یکی دیگه بردار.گفتش نه نیازی نیست.

    اضافه کنم خرج خانه همیشه دست خانمم هستش یعنی من از اون دسته مردهایی نیستم که پول توجیبی به زن بدهم کلا" درآمدم رو حالا اقساط و خرج و مخارج های سر ماه رو از آن کم میکنیم باقی پول پیش خانمم هست و پس اندازی هم باشه ایشون انجام میدن. یعنی از نظر خرج کردن منعی ندارند

    یا یک روز قرار بود خانه رو تغییر دکور بدیم وسایل رو جابجا کنیم.از چندروز قبل دخترم میگفت راکت میخواهد راکتش گم شده بود.صبح رفتیم با دخترم راکتش رو گرفتیم.به خانمم گفتم همراهمان بیاد گفت کار داره و نمیتونه بیاد. ظهر که برگشتیم خانمم گفتش قرار بود به من کمک بدی وسایل رو جابجا کنیم از صبح پاشدی رفتی دنبال راکت تنیس.
    حالا من فقط همان روز فرصت داشتم که بتونم برای دخترم راکتش رو بگیرم و توی ذهنم بود برگشتم با خانمم دکور رو تغییر بدیم.خلاصه کمک همسرم دادم و وسایل رو جابجا کردیم.

    دخترم به خوراکی ها خیلی علاقه داره.مرنب میگه من رو بفرستید کلاس میخوام شیرینی یادبگیرم.گاهی اوقات که قهوه یا یه چیزهایی رو درست میکنه تعریف میکنم بهش میگم خوشمزه اس.خانمم هم میگن خوشمزه است بعد رو به من میگه ولی به خوشمزگی که من درست میکنم نیست مگه نه؟
    یا دخترم مثلا" اومده توی بغلم خوابیده خانمم می بیننند به یک بهانه ای میفرستتش دنبال یه کاری.

    من توی هیچ موردی واسه همسرم کم نمیگذارم و همیشه در صدر کارها و توجه من هست.حتی سرکار باشم ولی حساسیتشون زیاده.یعنی از اول این حساسیت رو داشتند و من چون با اخلاقشون آشنایی داشتم رعایت میکردم.

    دوست ندارم خانمم فکرکنه من دارم به اون کم توجهی میکنم و به دخترمون بیش از اون بها میدم و دلخور بشه و از طرفی دخترم هم نیازهای خودش رو داره نیاز به تائید و دیده شدن از سمت من که پدرش هستم رو داره. در سنی هست که ممکنه کم توجهی من یا اینکه متوجه بشه مامانش نسبت به اون حساس شده ممکنه توی روحیه اش تاثیر بد بگذاره.

    میخواهم این موضوع رو مدیریت کنم ولی نمیدونم چطوری!!؟؟
    خواهشا" دوستانی که تجربه دارند یا در این مورد میتوانند راهتمایی کنند ممنون میشم.
    سلام.

    محسنم.

    اعتراض دارم (به سبک سیاوش مفیدی تو خنده بازار بخونید تو دادگاه)

    پسره رو میزنی دختره رو بغل می کنی پسر چقدر مظلومه

    ولی جدا پدر بودن هم جوگیری میخوادا مثل مادرا... آدم باید تو حسش باشه.
    ویرایش توسط کاربر انجمن : 12-02-2016 در ساعت 12:58 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    سلام.

    محسنم.

    اعتراض دارم (به سبک سیاوش مفیدی تو خنده بازار بخون تو دادگاه)

    پسره رو میزنی دختره رو بغل می کنی پسر چقدر مظلومه خوبه من خواهر ندارم...



    سلام بههههههه آقا محسن گل

    پسرم رو هم کلی بغلش کردم بابا. دیگه درس نمیخواند اعصاب خورد کن شده بود
    بچه که بیاد حسه هم میاد حالا جو میگیرتت یا هر چی
    من بچه دوست هستم دوست داشتم باز هم بچه داشتم دو تا کمه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  6. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.35
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام به دوستان
    قبل از نوشتن تشکر میکنم از عزیزانی که وقت میگذارند مطلب بنده رو میخوانند و زحمت میکشند راهنمایی میکنند


    موردی که ذهنم رو درگیر کرده طریقه رفتار من با همسرم و دخترم هستش. دخترم 10 ساله است و خیلی ناز و بابایی.
    میدانید که دخترها به پدرها وابسته هستند و بالعکس.
    دخترم همینطور به خانمم خیلی وابسته است و ایشون هم هیچوقت برای بچه ها کم نگذاشتند خیلی بیش از حد و توانشون هم برای بچه ها مایه گذاشتند و از نظر من نمونه بارز یک مادر دلسوز و فداکارند و این خصوصیتشون رو بارها گفتم و همه جوره ازش تشکر کردم.


    این رو هم بگم خانمم ذاتا" فوق العاده مهربان،خوش برخورد و فداکارند و اگر الان شما به عنوان دوست یا فامیل از ایشون کمک بخواهید کاری که از دستش بربیاید انجام میدن کلا" خصوصیاتشون به این شکل هست.


    الان موضوع این هست حس میکنم همسرم به توجه کردن من نسبت به دخترمون حساسیت نشان میدن.
    مثال میزنم:
    چند ماه پیش بک گوشی برای خانمم گرفتم به انتخاب خودشون بود.چند وقت پیش دخترم گوشی لازم داشت با دخترم برای خرید گوشی رفتیم خوب مدل های بهتری میاد توی بازار. دخترم یه گوشی بهتر برداشت.
    توی خانه همسرم گوشی دخترم رو دید با یک حالت ناراحت رفتش توی اتاق و در رو بست.پرسیدم از چیزی ناراحتی؟ جواب نداد. منم گفتم اگر فکز میکنی گوشیت رو دوست نداری بریم یکی دیگه بردار.گفتش نه نیازی نیست.


    اضافه کنم خرج خانه همیشه دست خانمم هستش یعنی من از اون دسته مردهایی نیستم که پول توجیبی به زن بدهم کلا" درآمدم رو حالا اقساط و خرج و مخارج های سر ماه رو از آن کم میکنیم باقی پول پیش خانمم هست و پس اندازی هم باشه ایشون انجام میدن. یعنی از نظر خرج کردن منعی ندارند


    یا یک روز قرار بود خانه رو تغییر دکور بدیم وسایل رو جابجا کنیم.از چندروز قبل دخترم میگفت راکت میخواهد راکتش گم شده بود.صبح رفتیم با دخترم راکتش رو گرفتیم.به خانمم گفتم همراهمان بیاد گفت کار داره و نمیتونه بیاد. ظهر که برگشتیم خانمم گفتش قرار بود به من کمک بدی وسایل رو جابجا کنیم از صبح پاشدی رفتی دنبال راکت تنیس.
    حالا من فقط همان روز فرصت داشتم که بتونم برای دخترم راکتش رو بگیرم و توی ذهنم بود برگشتم با خانمم دکور رو تغییر بدیم.خلاصه کمک همسرم دادم و وسایل رو جابجا کردیم.


    دخترم به خوراکی ها خیلی علاقه داره.مرنب میگه من رو بفرستید کلاس میخوام شیرینی یادبگیرم.گاهی اوقات که قهوه یا یه چیزهایی رو درست میکنه تعریف میکنم بهش میگم خوشمزه اس.خانمم هم میگن خوشمزه است بعد رو به من میگه ولی به خوشمزگی که من درست میکنم نیست مگه نه؟
    یا دخترم مثلا" اومده توی بغلم خوابیده خانمم می بیننند به یک بهانه ای میفرستتش دنبال یه کاری.


    من توی هیچ موردی واسه همسرم کم نمیگذارم و همیشه در صدر کارها و توجه من هست.حتی سرکار باشم ولی حساسیتشون زیاده.یعنی از اول این حساسیت رو داشتند و من چون با اخلاقشون آشنایی داشتم رعایت میکردم.


    دوست ندارم خانمم فکرکنه من دارم به اون کم توجهی میکنم و به دخترمون بیش از اون بها میدم و دلخور بشه و از طرفی دخترم هم نیازهای خودش رو داره نیاز به تائید و دیده شدن از سمت من که پدرش هستم رو داره. در سنی هست که ممکنه کم توجهی من یا اینکه متوجه بشه مامانش نسبت به اون حساس شده ممکنه توی روحیه اش تاثیر بد بگذاره.


    میخواهم این موضوع رو مدیریت کنم ولی نمیدونم چطوری!!؟؟
    خواهشا" دوستانی که تجربه دارند یا در این مورد میتوانند راهتمایی کنند ممنون میشم.



    سلام به شما
    خیلی خوبه که دارین سعی میکنین همه چی رو درست مدیریت کنین، امیدوارم این مورد رو هم بتونین به خوبی حل کنین
    به نظر من چند تا نکته هستش اینجا
    از اونجایی که گفتین همسرتون خیلی مهربونن معلومه حساسن و کلا احساسی هستن آدم های مهربون و این باعث میشه گاهی از ارطرافیانشون انتظاراتی داشته باشن که اگه مورد به درستی مورد توجه قرار نگیره باعث ناراحتیشون میشه
    از طرفی دیگه هم دخترتون تو سن حساسی هستن و نیازمند توجه والدین هم مادر و هم پدر
    و خب اشاره کردین که دخترا بابایی هستن و همچنین دختر شما
    اصولا دختر دوس داره با پدرش رابطه صمیمی داشته باشه و بتونه همیشه بهش تکیه کنه و خودشو برای پدرش لوس کنه
    متقابلا دوس داره مورد توجه مادر هم باشه و مثل دوستش بتونه بهش اعتماد کنه و ازش کمک بخواد
    به نظر من چند تا راهکار برای این موضوع وجود داره:
    یکی اینکه سعی کنین ارتباط ها رو طوری مدیریت کنین که دخترتون و همسرتون در مقابل هم قرار نگیرن که از محبت و توجه شما علیه دیگری ناراحت نشن
    سعی کنین تو یک مسیر باشن
    همون نکته ای که دوستمون فرمودن
    مثلا وقتی دخترتون قهوه درست میکنه میخواید تعریفشو کنین بگید آفرین معلومه مامانت استاد خوبی بوده برات و خودتم خوب یادگرفتی
    من وقتی بابام این مواقع تعریفمو میکنه میگم استادم خوب بوده که من شاگرد خوبی شدم مادرمم میخنده و کسی هم دلخور نمیشه
    یه مورد دیگه اینکه سعی کنین وقتی میخواید برای دخترتون خرید کنید همسرتون رو هم مجاب کنین باهاتون بیان که بدونن نظرشون برای شما و دخترتون مهمه
    و یه نکته دیگه هم اینکه همونطور که پیش همسرتون به دخترتون ابراز محبت میکنین متقابلا این کار رو برای همسرتون هم انجام بدین
    یعنی پیش دخترتون هم از همسرتون تعریف کنین بهش ابراز احساسات کنین در چارچوب
    وکلا طوری مدیریت کنین رفتارها رو که دخترتون درک کنه شما مادرش رو هم خیلی دوس دارین و براتون باارزشن
    ان شاالله حل میشه.
    موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #25

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.34
    نوشته ها
    1,375
    تشکـر
    2,314
    تشکر شده 1,054 بار در 662 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    ... مثال میگه بابایی میگم جانم جان دلم یا میگم درد و بلایت توی سرم و دردت توی قلبم. این جملات رو میگم خانمم واکنش نشان میده میگه خدا نکنه بس کن دیگه .... یا حرفهای این شکلی ...
    خوب اینکه کاملاً واضحه چون از نظر خانمتون هیچوقت درد و بلایی نخواهد بود که به سر کسی بخوره و میخوان که از جملات منفی به این شکل استفاده نکنید و بجاش جملات مثبت بکار ببرید.

    اینجور موارد حتی میتونید ازشون بپرسید: « به نظر شما چی بگم خوبه؟ »
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از تجربه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.57
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    با توجه به استنباطهایی که از رفتار همسرم دارم و مواردی که دوستان گفتند فکر میکنم چند علت داره
    یکی حس اولویت چون همسرم همیشه اولویت من بوده الان میخوان اون اولویت سر جای خودش باشه
    دوم دوست داشتن و از خودگذشتگی که ایشون در زندگی داشتن و دارن
    سوم اینکه خانمم همیشه دختر ناز عروسکی خواستنی برای من بوده به خانمم میگفتم عروسک یا همچین حرفهایی
    الان شاید یه دختر ناز کوچولو داره خودنمایی میکنه بک جورایی حس میکنه توجهم کم شده.
    ولی توجهم کم نشده رفتارم تغییری نکرده شاید از حرفهایی که میزنم خیلی قربون صدقه دخترم میرم
    مثال میگه بابایی میگم جانم جان دلم یا میگم درد و بلایت توی سرم و دردت توی قلبم. این جملات رو میگم خانمم واکنش نشان میده میگه خدا نکنه بس کن دیگه .... یا حرفهای این شکلی.
    چهارم اینکه دقیق نمیدانم چرا
    ببخشید من براتون مطالبی رو نوشتم ولی حذف کردم

    آخه ترسیدم حرفام درست نباشه و سوتعبیر شده باشه برام

    فقط با خودم فکر میکنم حس خانمتون درست نیست...دختر شما فقط دختر شما نیست دختر ایشون هم هست

    پس نباید براشون ناراحت کننده باشه... هیچ درکی از این احساس خانمتون ندارم و اصلا قابل باور نیست برام، خیلی گیج شدم پس هیچی نگم بهتره.

    ان شاءالله به خوبی حل میشه این مسئله.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  12. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.35
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام به دوستان
    قبل از نوشتن تشکر میکنم از عزیزانی که وقت میگذارند مطلب بنده رو میخوانند و زحمت میکشند راهنمایی میکنند

    موردی که ذهنم رو درگیر کرده طریقه رفتار من با همسرم و دخترم هستش. دخترم 10 ساله است و خیلی ناز و بابایی.
    میدانید که دخترها به پدرها وابسته هستند و بالعکس.
    دخترم همینطور به خانمم خیلی وابسته است و ایشون هم هیچوقت برای بچه ها کم نگذاشتند خیلی بیش از حد و توانشون هم برای بچه ها مایه گذاشتند و از نظر من نمونه بارز یک مادر دلسوز و فداکارند و این خصوصیتشون رو بارها گفتم و همه جوره ازش تشکر کردم.

    این رو هم بگم خانمم ذاتا" فوق العاده مهربان،خوش برخورد و فداکارند و اگر الان شما به عنوان دوست یا فامیل از ایشون کمک بخواهید کاری که از دستش بربیاید انجام میدن کلا" خصوصیاتشون به این شکل هست.

    الان موضوع این هست حس میکنم همسرم به توجه کردن من نسبت به دخترمون حساسیت نشان میدن.
    مثال میزنم:
    چند ماه پیش بک گوشی برای خانمم گرفتم به انتخاب خودشون بود.چند وقت پیش دخترم گوشی لازم داشت با دخترم برای خرید گوشی رفتیم خوب مدل های بهتری میاد توی بازار. دخترم یه گوشی بهتر برداشت.
    توی خانه همسرم گوشی دخترم رو دید با یک حالت ناراحت رفتش توی اتاق و در رو بست.پرسیدم از چیزی ناراحتی؟ جواب نداد. منم گفتم اگر فکز میکنی گوشیت رو دوست نداری بریم یکی دیگه بردار.گفتش نه نیازی نیست.

    اضافه کنم خرج خانه همیشه دست خانمم هستش یعنی من از اون دسته مردهایی نیستم که پول توجیبی به زن بدهم کلا" درآمدم رو حالا اقساط و خرج و مخارج های سر ماه رو از آن کم میکنیم باقی پول پیش خانمم هست و پس اندازی هم باشه ایشون انجام میدن. یعنی از نظر خرج کردن منعی ندارند

    یا یک روز قرار بود خانه رو تغییر دکور بدیم وسایل رو جابجا کنیم.از چندروز قبل دخترم میگفت راکت میخواهد راکتش گم شده بود.صبح رفتیم با دخترم راکتش رو گرفتیم.به خانمم گفتم همراهمان بیاد گفت کار داره و نمیتونه بیاد. ظهر که برگشتیم خانمم گفتش قرار بود به من کمک بدی وسایل رو جابجا کنیم از صبح پاشدی رفتی دنبال راکت تنیس.
    حالا من فقط همان روز فرصت داشتم که بتونم برای دخترم راکتش رو بگیرم و توی ذهنم بود برگشتم با خانمم دکور رو تغییر بدیم.خلاصه کمک همسرم دادم و وسایل رو جابجا کردیم.

    دخترم به خوراکی ها خیلی علاقه داره.مرنب میگه من رو بفرستید کلاس میخوام شیرینی یادبگیرم.گاهی اوقات که قهوه یا یه چیزهایی رو درست میکنه تعریف میکنم بهش میگم خوشمزه اس.خانمم هم میگن خوشمزه است بعد رو به من میگه ولی به خوشمزگی که من درست میکنم نیست مگه نه؟
    یا دخترم مثلا" اومده توی بغلم خوابیده خانمم می بیننند به یک بهانه ای میفرستتش دنبال یه کاری.

    من توی هیچ موردی واسه همسرم کم نمیگذارم و همیشه در صدر کارها و توجه من هست.حتی سرکار باشم ولی حساسیتشون زیاده.یعنی از اول این حساسیت رو داشتند و من چون با اخلاقشون آشنایی داشتم رعایت میکردم.

    دوست ندارم خانمم فکرکنه من دارم به اون کم توجهی میکنم و به دخترمون بیش از اون بها میدم و دلخور بشه و از طرفی دخترم هم نیازهای خودش رو داره نیاز به تائید و دیده شدن از سمت من که پدرش هستم رو داره. در سنی هست که ممکنه کم توجهی من یا اینکه متوجه بشه مامانش نسبت به اون حساس شده ممکنه توی روحیه اش تاثیر بد بگذاره.

    میخواهم این موضوع رو مدیریت کنم ولی نمیدونم چطوری!!؟؟
    خواهشا" دوستانی که تجربه دارند یا در این مورد میتوانند راهتمایی کنند ممنون میشم.

    سلام به شما
    خیلی خوبه که دارین سعی میکنین همه چی رو درست مدیریت کنین، امیدوارم این مورد رو هم بتونین به خوبی حل کنین
    به نظر من چند تا نکته هستش اینجا
    از اونجایی که گفتین همسرتون خیلی مهربونن معلومه حساسن و کلا احساسی هستن آدم های مهربون و این باعث میشه گاهی از ارطرافیانشون انتظاراتی داشته باشن که اگه مورد به درستی مورد توجه قرار نگیره باعث ناراحتیشون میشه
    از طرفی دیگه هم دخترتون تو سن حساسی هستن و نیازمند توجه والدین هم مادر و هم پدر
    و خب اشاره کردین که دخترا بابایی هستن و همچنین دختر شما
    اصولا دختر دوس داره با پدرش رابطه صمیمی داشته باشه و بتونه همیشه بهش تکیه کنه و خودشو برای پدرش لوس کنه
    متقابلا دوس داره مورد توجه مادر هم باشه و مثل دوستش بتونه بهش اعتماد کنه و ازش کمک بخواد
    به نظر من چند تا راهکار برای این موضوع وجود داره:
    یکی اینکه سعی کنین ارتباط ها رو طوری مدیریت کنین که دخترتون و همسرتون در مقابل هم قرار نگیرن که از محبت و توجه شما علیه دیگری ناراحت نشن
    سعی کنین تو یک مسیر باشن
    همون نکته ای که دوستمون فرمودن
    مثلا وقتی دخترتون قهوه درست میکنه میخواید تعریفشو کنین بگید آفرین معلومه مامانت استاد خوبی بوده برات و خودتم خوب یادگرفتی
    من وقتی بابام این مواقع تعریفمو میکنه میگم استادم خوب بوده که من شاگرد خوبی شدم مادرمم میخنده و کسی هم دلخور نمیشه
    یه مورد دیگه اینکه سعی کنین وقتی میخواید برای دخترتون خرید کنید همسرتون رو هم مجاب کنین باهاتون بیان که بدونن نظرشون برای شما و دخترتون مهمه
    و یه نکته دیگه هم اینکه همونطور که پیش همسرتون به دخترتون ابراز محبت میکنین متقابلا این کار رو برای همسرتون هم انجام بدین
    یعنی پیش دخترتون هم از همسرتون تعریف کنین بهش ابراز احساسات کنین در چارچوب
    وکلا طوری مدیریت کنین رفتارها رو که دخترتون درک کنه شما مادرش رو هم خیلی دوس دارین و براتون باارزشن
    ان شاالله حل میشه.
    موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام به شما
    خیلی خوبه که دارین سعی میکنین همه چی رو درست مدیریت کنین، امیدوارم این مورد رو هم بتونین به خوبی حل کنین
    به نظر من چند تا نکته هستش اینجا
    از اونجایی که گفتین همسرتون خیلی مهربونن معلومه حساسن و کلا احساسی هستن آدم های مهربون و این باعث میشه گاهی از ارطرافیانشون انتظاراتی داشته باشن که اگه مورد به درستی مورد توجه قرار نگیره باعث ناراحتیشون میشه
    از طرفی دیگه هم دخترتون تو سن حساسی هستن و نیازمند توجه والدین هم مادر و هم پدر
    و خب اشاره کردین که دخترا بابایی هستن و همچنین دختر شما
    اصولا دختر دوس داره با پدرش رابطه صمیمی داشته باشه و بتونه همیشه بهش تکیه کنه و خودشو برای پدرش لوس کنه
    متقابلا دوس داره مورد توجه مادر هم باشه و مثل دوستش بتونه بهش اعتماد کنه و ازش کمک بخواد
    به نظر من چند تا راهکار برای این موضوع وجود داره:
    یکی اینکه سعی کنین ارتباط ها رو طوری مدیریت کنین که دخترتون و همسرتون در مقابل هم قرار نگیرن که از محبت و توجه شما علیه دیگری ناراحت نشن
    سعی کنین تو یک مسیر باشن
    همون نکته ای که دوستمون فرمودن
    مثلا وقتی دخترتون قهوه درست میکنه میخواید تعریفشو کنین بگید آفرین معلومه مامانت استاد خوبی بوده برات و خودتم خوب یادگرفتی
    من وقتی بابام این مواقع تعریفمو میکنه میگم استادم خوب بوده که من شاگرد خوبی شدم مادرمم میخنده و کسی هم دلخور نمیشه
    یه مورد دیگه اینکه سعی کنین وقتی میخواید برای دخترتون خرید کنید همسرتون رو هم مجاب کنین باهاتون بیان که بدونن نظرشون برای شما و دخترتون مهمه
    و یه نکته دیگه هم اینکه همونطور که پیش همسرتون به دخترتون ابراز محبت میکنین متقابلا این کار رو برای همسرتون هم انجام بدین
    یعنی پیش دخترتون هم از همسرتون تعریف کنین بهش ابراز احساسات کنین در چارچوب
    وکلا طوری مدیریت کنین رفتارها رو که دخترتون درک کنه شما مادرش رو هم خیلی دوس دارین و براتون باارزشن
    ان شاالله حل میشه.
    موفق باشین.



    سلام. فکر میکنم این موضوع بین مادرها و دخترها کمی عادی باشه درسته؟
    البته احتمالا" بسته به میزان علاقه ای که مادر نسبت به پدر داره متفاوته
    پیش بچه هایم به مامانشون محیت میکنم حتی بیرون از خانه میام صورت یا پیشانی اش رو میبوسم.اگر خانه بیام همسرم در اتاقی جایی باشه و همان لحظه متوجه نباشه دخترم ببینه میگه مامان بیا بابا اومده. یا اینکه یک مرتبه من خانه اومدم خانمم یه وسیله رو با پسرم درست میکردن پسرم گفته بود این رو بده به من برو بغل شوهرت اومده.خانمم کلی میخندید.
    این موضوع که باید حتما" وقتی دخترم کاری رو انجام میده در کنارش از خانمم هم تعریف کنم دارم تمرین میکنم
    خانم ها خیلی حساس و پیچیده هستن
    هر سالی که از زندگیت میگذره فکر میکنی نمیشناسی خانمت رو و باید از اول روی یک سری مسائل کار کنی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  16. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    خوب اینکه کاملاً واضحه چون از نظر خانمتون هیچوقت درد و بلایی نخواهد بود که به سر کسی بخوره و میخوان که از جملات منفی به این شکل استفاده نکنید و بجاش جملات مثبت بکار ببرید.

    اینجور موارد حتی میتونید ازشون بپرسید: « به نظر شما چی بگم خوبه؟ »



    راستش دست خودم نیست یکدفعه میگم پدر بشی منظورم رو متوجه میشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  17. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    ببخشید من براتون مطالبی رو نوشتم ولی حذف کردم

    آخه ترسیدم حرفام درست نباشه و سوتعبیر شده باشه برام

    فقط با خودم فکر میکنم حس خانمتون درست نیست...دختر شما فقط دختر شما نیست دختر ایشون هم هست

    پس نباید براشون ناراحت کننده باشه... هیچ درکی از این احساس خانمتون ندارم و اصلا قابل باور نیست برام، خیلی گیج شدم پس هیچی نگم بهتره.

    ان شاءالله به خوبی حل میشه این مسئله.




    ممنون. همسرم به دخترم خیلی علاقه داره و خیلی بیشتر از من برای اون زحمت کشیده .اگر بیشتر از من دخترمون رو دوست نداشته باشه کمتر هم دوست نداره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  18. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط حناء نمایش پست ها

    من مادرم مثل همسر شماست به من حسودی میکنه حالا شما درک میکنید و مراقبید همسرتون فکر نکنه شما دخترتو بیشتر از ایشون دوست دارید
    وی پدر من اصلا رعایت نمیکنه از بیرون که میاد اسم منو صدا میکنه بقلم میکنه و اصلا سراغ مامانم نمیگیره..
    هرچی من بهش میم رعایت کن دوروز رعایت میکنه بعد یادش میره
    بنده خدا مامانم



    خوب رفتار پدرتون باید با مادرتون بهتر باشه.همیشه از بیرون میام اول سراغ خانمم رو میگیرم معمولا" پیش رویم هست ولی اگر نبینمش اسمش رو صدا میزنم یا از بچه ها میپرسم مامانت کجاست.
    من بخواهم کاری که بابای شما میکنه رو انجام بدم باس برم جایم رو توی خیابون پهن کنم
    ویرایش توسط siavash_en : 12-02-2016 در ساعت 02:02 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  19. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام بههههههه آقا محسن گل

    پسرم رو هم کلی بغلش کردم بابا. دیگه درس نمیخواند اعصاب خورد کن شده بود
    بچه که بیاد حسه هم میاد حالا جو میگیرتت یا هر چی
    من بچه دوست هستم دوست داشتم باز هم بچه داشتم دو تا کمه
    خخخخخخخخ

    من نی نی دوست هستم... مخصوصا تپل... لپاشو انقدر می کشم مخصوصا اگه تنها باشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    خخخخخخخخ

    من نی نی دوست هستم... مخصوصا تپل... لپاشو انقدر می کشم مخصوصا اگه تنها باشه



    نوزاد خیلی خوبه بچه خودت باشه

    مخصوصا" اینکه بوی شیر بده بچه ت رو بو میکشی زنده میشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  23. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    32
    تشکـر
    14
    تشکر شده 23 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    آقاسیاوش تای پیک شمابرای من جالب انگیز بود آیا امکان پذیره اگ ازدواج کنم وخدا خواست و دختر دار شدم به دخترم حسادت کنم.

    پس از پرسش از چندنفر و گشت و گذار در مقالات خانواده ومشاوره مطالبی را دیدم بعضی هایش را رونوشت می گذارم امیدوارم مشکل شما برطرف شود

    اگر فرزند شما در آغوش شماست و آن لحظه مادر یا پدر میخواهد در کنارتان باشد آغوش خود را برای همسر بازکنید

    هیچوقت بودن با همسر را بخاطر فرزند به بعد موکول نکنید

    مسئولیت شما قبل از فرزند پروری همسر داری است

    هنگام غذا خوردن همسر باید بر روی صندلی در کنار شما قرار بگیرد و فرزندان در اطراف پدر و مادر قرار بگیرند

    گاهی برای همسرتان عروسک یا گیره سر خریداری کنید تا به او بفهمانید مثل روزهای اول او را دوست دارید و آمدن دخترتان خللی درعشق شما نسبت به همسر ایجاد نکرده است

    شما وقتی به خانه می روید با شیرین زبانی های دخترتان همسر شما به یکباره در اولویت دوم قرار گرفته است.وقت شما صرف دخترکی میشود که اتفاقا او هم بسیار دوستش دارد اما نگران جایگاه خود در قلب شما و خانه مشترکتان است.

    کافی است با او در این مورد صحبت کنید.به او بگویید که فرزندتان هرقدر هم عزیز باشد نمیتواند جای مادرش را بگیرد و او همچنان اولویت اول زندگی تان است.

    اما مجبورید وقت بیشتری را صرف فرزند مشترکتان کنید.

    با تمام مشغله ای که دارید رسیدگی به ظاهر ،برنامه ریزی برای رابطه زناشویی و ابراز علاقه به همسرتان را فراموش نکنید.

    بگذارید او احساس امنیت کند تا با قوای بیشتری در کنار شما باشد

    گاهی باید به زن زندگیتان فرصت دهید تا آن احساس مادرانه را کشف کند و آن را در کنار احساس زن بودن ،مدیریت کرده و شکل جدید خانواده را بپذیرد.

    این مطالب برای احساس حسادت پدران نسبت پسران نیز صدق میکند.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  25. کاربران زیر از فروزنده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.35
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    [QUOTE=siavash_en;220673]سلام. فکر میکنم این موضوع بین مادرها و دخترها کمی عادی باشه درسته؟
    البته احتمالا" بسته به میزان علاقه ای که مادر نسبت به پدر داره متفاوته
    پیش بچه هایم به مامانشون محیت میکنم حتی بیرون از خانه میام صورت یا پیشانی اش رو میبوسم.اگر خانه بیام همسرم در اتاقی جایی باشه و همان لحظه متوجه نباشه دخترم ببینه میگه مامان بیا بابا اومده. یا اینکه یک مرتبه من خانه اومدم خانمم یه وسیله رو با پسرم درست میکردن پسرم گفته بود این رو بده به من برو بغل شوهرت اومده.خانمم کلی میخندید.
    این موضوع که باید حتما" وقتی دخترم کاری رو انجام میده در کنارش از خانمم هم تعریف کنم دارم تمرین میکنم
    خانم ها خیلی حساس و پیچیده هستن
    هر سالی که از زندگیت میگذره فکر میکنی نمیشناسی خانمت رو و باید از اول روی یک سری مسائل کار کنی.[/QUOT


    اگه دختر سنش کمتر باشه تا حدودی میشه گفت عادیه و بستگی هم داره که صمیمیت دختر و مادر در چه حد باشه که اون حس حسادت بیشنون پیش نیاد و رفیق باشن با همدیگه
    باید طوری مدیریت کرد که این تبدیل به مسئله ی مهمی نشه و مادر و دختر رو از زاویه دید دختر مقابل هم قرار نده
    خیلی خوبه که به فکر هستین
    وقتی حرفاتونو در مورد خانومتون خوندم دیدم خیلی اخلاقشون شبیه من هست
    من هم تا حدودی کمالگرا هستم

    مثلا این اخلاقای همسر شما در مورد شما رو من نسبت به خونواده ام دارم به خصوص داداش کوچیکم یه وقتایی که تو جاده باشه یا جایی بره بهش نکات مهم رو یادآوری میکنم ، البته سعی می کنم زیاد نشه که باعث ناراحتیش بشه یا مثلا وقتی خونه باشه میگم امروز بهم کم محبت کردی زود باش بگو دوستت دارم! طفلی یه بار هم حرف میزدیم گفتم دوست داشتن که به حرف نیست فقط به عمله روز بعدش گفت بریم بیرون بعدش برام گل خرید با خط خودشم روشو نوشت شاید باورش سخت باشه ولی همون یه شاخه گل برام اندازه یه دنیا ارزشمنده هر روزش نگاهش می کنم و خیلی دوسش دارم یا کلا هدیه هایی که برام میخره به اندازه جونم دوسشون دارم...
    با اینکه 25 سالمه ولی گاهی روی بعضی مسائل ریز میشم و برام حساس میشن
    مثلا چند روز پیش من و مادرم خونه بودیم و من توی اتاق بودم چند دقیقه قبلش که پیش مادرم بودم میدونستم میخواد بره بیرون یه خرید کوچیک داشت
    بعدش من اومدم تو اتاق صدای در رو شنیدم که مادرم از خونه رفت بیرون منم یه لحظه ناراحت شدم که چرا به من نگفت
    بعد به خودم تشر زدم تو این سن و سال دیگه لوس بازی بسه...
    ولی واقعا چند دقیقه حواسم پرت شد که چرا بهم نگفت
    بعد که زود برگشت داشتم خفه میشدم رفتم زودی بهش گفتم متوجه شدم بیرون رفتی تعجب کردم بهم نگفتی چون همیشه هر جایی بره بهم میگه
    مادرمم گفت همین روبروی خونه خرید کردم کردم زودی اومدم ببخشید که بهت نگفتم چیزی لازم داشتی؟ منم گفتم نه فقط تعجب کردم چرا بی خبر رفتی!
    بنده خدا تعجب کرد کلا
    میدونین زیادی احساسی بودن و کمالگرا بودن خیلی وقت ها برای خود شخص سردرگمی و ابهام و اذیت شدن رو به دنبال داره
    باید سعی کرد توقعات از دیگران رو خیلی خیلی کم کرد که باعث نشه آدم اذیت بشه
    معمولا آدم های کمالگرا و احساسی بعضی وقتا پیچیده میشن چون توی موقعیت های مختلف توقعاتشون باید مورد توجه قرار بگیره
    یه نکته هم که یادم رفت بگم این بود که حالا واجب بود گوشی دختر ده سالتون از گوشی مادرش گرون تر باشه؟
    به نظرم آدم تا حدودی ناراحت میشه نه از حس حسادت به دخترش از اینکه حس کنی همسرت بیشتر از تو به دخترت توجه میکنه و براش هزینه میکنه
    شاید بهتر بود گوشی دخترتون ارزون تر و پایین تر بودش.
    البته ببخشید من نظرم رو رک گفتم امیدوارم ناراحت نشین.
    ببخشید حرفام طولانی شد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  27. 2 کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    32
    تشکـر
    14
    تشکر شده 23 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    [quote=یلدا 25;220747][quote=siavash_en;2206





    یه نکته هم که یادم رفت بگم این بود که حالا واجب بود گوشی دختر ده سالتون از گوشی مادرش گرون تر باشه؟
    به نظرم آدم تا حدودی ناراحت میشه نه از حس حسادت به دخترش از اینکه حس کنی همسرت بیشتر از تو به دخترت توجه میکنه و براش هزینه میکنه
    شاید بهتر بود گوشی دخترتون ارزون تر و پایین تر بودش.
    البته ببخشید من نظرم رو رک گفتم امیدوارم ناراحت نشین.
    ببخشید حرفام طولانی شد.[/quote]



    مورد خوبی را اشاره کردند منم آقا سیاوش اگ روزی شوورم گوشی بهتر از من برای بچم بگیره ناراحت میشم شاید حتا باهاش برخورد کنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. کاربران زیر از فروزنده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #37

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    نوزاد خیلی خوبه بچه خودت باشه

    مخصوصا" اینکه بوی شیر بده بچه ت رو بو میکشی زنده میشی
    خخخخخخخخخ

    بچه مگه بوی شیر میده؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  31. کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.57
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    ممنون. همسرم به دخترم خیلی علاقه داره و خیلی بیشتر از من برای اون زحمت کشیده .اگر بیشتر از من دخترمون رو دوست نداشته باشه کمتر هم دوست نداره.
    بله حتما همینطوره که شما میگید و اتفاقا همین هم برای من باعث سوال شد

    چون تو تاپیک های مختلف و در ابتدای همین تاپیک هم کاملا بارز ومشخص هس که چقدر خانمتون به خانوادش علاقه داره!

    که اگه نداشت شما انقدر عاشقانه در موردشون حرف نمیزدید

    منم گفتم که احتمالا چون مجردم این احساسات رو درکی ندارم ازشون و اینکه گفتم چرا براشون ناراحت کننده صرفا یه حدیث نفس بود با خودم

    که بخوام تجزیه تحلیلش کنم و به جواب برسم

    قصد ناراحت کردنتون رو نداشتم، عذرخواهی میکنم ازتون اگه ناراحت شدید!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  33. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  34. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.57
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط حناء نمایش پست ها

    رزمریم گلی اگه الان خانومشون اومده بود واسه مشاوره ما بهشون میگفتیم که این حس درست نیست بچه میوه عشقه و حتما شوهرتون عاشق شماست
    که اینجور عاشقانه بچتونم دوست داره ولی چون الان شوهرشون راهنمایی میخان باید به ایشون راه کار بدیم
    درست یا غلط خیلی از مادرها به بچشون حسودی میکنن حالا اقا سیاوش که رعایت میکنن پدر من واقعا شورش در اورده واقعا هیچ اهمیتی به مادرم نمیده
    و تمام حواسش به منه فقط


    میدونی تو زندگی مشترک وقتی دو نفر عاشق هم میشن سعی میکنن کوتاه بیان و رعایت کنن مثلا الان اقا سیاوش بجا رعایت کردن بره دعوا کنه با خانومش بگه حست درست نیست
    اصلا خوشایند نیست و این کاری که دارن الان میکنن یعنی عاشقانه دوسشون دارن
    مثلا من زمانی که نامزد داشتم همسرم خیلی خیلی لجباز بود من سعی نمیکردم بهش بگم تو لجبازی کارت اشتباست سعی میکردم تحریکش نکنم که لجبازی نکنه این اسمش عشقه
    ما نمیتونیم تمام نکات منفی طرفمون مثبت کنیم ولی اگر عاشق باشیم میتونیم رعایت حالشو بکنیم
    و این بنظر من خیلی قشنگه
    عزیزم من که نگفتم ایشون عاشق همسرش نیست یا رفتار ایشون بده

    من اصلا قصد بی ادبی و بی احترامی نداشتم

    یا حتی این جسارت رو نکردم که بگم این نکته ی منفی هست در زندگیشون

    فقط گفتم این یه حس عجیبه که من درکش نمیتونم کنم

    و حتی از آقا سیاوش هم خواستم اگه دوس دارن جوابمو ندن

    و خودم هم این درک رو دارم که اصولا در پست های زناشویی نظری نمیذارم، چون واردش نشدم و نمیتونم نظر مساعد بدم

    تو این تاپیک هم هیچ نظر و مشاوره ای ندادم

    فقط گفتم دلیل این حس و رفتار چی میتونه باشه؟! و چرا تو خانما ایجاد میشه...

    همین.

    ان شاءالله که مشکل ایشون هم حل میشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  35. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  36. Top | #40

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.87
    نوشته ها
    1,325
    تشکـر
    1,034
    تشکر شده 1,520 بار در 871 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط فروزنده نمایش پست ها
    آقاسیاوش تای پیک شمابرای من جالب انگیز بود آیا امکان پذیره اگ ازدواج کنم وخدا خواست و دختر دار شدم به دخترم حسادت کنم.

    پس از پرسش از چندنفر و گشت و گذار در مقالات خانواده ومشاوره مطالبی را دیدم بعضی هایش را رونوشت می گذارم امیدوارم مشکل شما برطرف شود

    اگر فرزند شما در آغوش شماست و آن لحظه مادر یا پدر میخواهد در کنارتان باشد آغوش خود را برای همسر بازکنید

    هیچوقت بودن با همسر را بخاطر فرزند به بعد موکول نکنید

    مسئولیت شما قبل از فرزند پروری همسر داری است

    هنگام غذا خوردن همسر باید بر روی صندلی در کنار شما قرار بگیرد و فرزندان در اطراف پدر و مادر قرار بگیرند

    گاهی برای همسرتان عروسک یا گیره سر خریداری کنید تا به او بفهمانید مثل روزهای اول او را دوست دارید و آمدن دخترتان خللی درعشق شما نسبت به همسر ایجاد نکرده است

    شما وقتی به خانه می روید با شیرین زبانی های دخترتان همسر شما به یکباره در اولویت دوم قرار گرفته است.وقت شما صرف دخترکی میشود که اتفاقا او هم بسیار دوستش دارد اما نگران جایگاه خود در قلب شما و خانه مشترکتان است.

    کافی است با او در این مورد صحبت کنید.به او بگویید که فرزندتان هرقدر هم عزیز باشد نمیتواند جای مادرش را بگیرد و او همچنان اولویت اول زندگی تان است.

    اما مجبورید وقت بیشتری را صرف فرزند مشترکتان کنید.

    با تمام مشغله ای که دارید رسیدگی به ظاهر ،برنامه ریزی برای رابطه زناشویی و ابراز علاقه به همسرتان را فراموش نکنید.

    بگذارید او احساس امنیت کند تا با قوای بیشتری در کنار شما باشد

    گاهی باید به زن زندگیتان فرصت دهید تا آن احساس مادرانه را کشف کند و آن را در کنار احساس زن بودن ،مدیریت کرده و شکل جدید خانواده را بپذیرد.

    این مطالب برای احساس حسادت پدران نسبت پسران نیز صدق میکند.


    سلام
    ممنون واسه توضیحاتتون.قابل تامل بودن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    نیست نشان زندگی
    تا نرسد نشان تو


  37. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تشخیص 64 بیت یا 32 بیت بودن ویندوز
    توسط CÆSAR در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-10-2015, 12:36 AM
  2. داشته هایت را مدیون نداشته هایت هستی
    توسط مرسانا 19 در انجمن روانشناسی فردی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-13-2015, 05:11 PM
  3. مدیریت رمز گذاری وامنیت همه جانبه گوشی
    توسط Dr . Security در انجمن موبایل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 05-15-2015, 09:41 PM
  4. وایبر با قابلیت ارسال ویدئو با کیفیت بالا
    توسط Dr . Security در انجمن موبایل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-24-2015, 11:36 AM
  5. نظارت و مدیریت فعالیت های فرزندان HomeGuard Activity Monitor
    توسط Dr . Security در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 03-16-2015, 06:40 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

رابطه زناشویی مادر و پدر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
مدیریت,  مدیریت بازرگانی,  مدیریت صنعتی,  مدیریت حساب رایتل,  مدیریت منابع انسانی,  مدیریت مالی,  مدیریت زمان,  مدیریت استراتژیک,  مدیریت بحران,  مدیریت دانش,  مدیریت رابطه,  مدیریت روابط عاطفی,  مدیریت رابطه زناشویی,  مدیریت روابط عاشقانه,  مدیریت رابطه عاطفی,  مدیریت رابطه با مشتری,  مدیریت رابطه مدار,  مدیریت رابطه دختر و پسر,  مدیریت رابطه دوستی,  مدیریت رابطه با خانواده همسر,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من أنت؟,  من تغير عليك,  منتديات الجلفة,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  موضوع,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع تعبير,  موضوع تعبير عن العمل,  موضوع تعبير عن النظافة,  موضوع تعبير عن نهر النيل,  موضوع تعبير عن حرب اكتوبر,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع عن الام,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید