مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 52

موضوع: مدیریت رابطه در خانواده

  1. Top | #21



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.23
    نوشته ها
    1,125
    تشکـر
    906
    تشکر شده 1,331 بار در 753 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    سلام

    همین مطلبی که پست کردید

    راستش یه تاپیکی هم قبل شما خوندم که یه خانمی میگفت نمیخواد خواهرشوهرش بیاد خونش مگر اینکه قبلش بهش زنگ بزنه

    با خوندم تاپیک شما و اون خانم خیلی تعجب کردم ولی دیدم کاربرا راهنمایی گذاشتن و این بیشتر متعجبم کرد..چون برا کاربرا هم گویا عادی باشه

    نمیتونم درک کنم راستش

    خیلی برام عجیبه

    شاید چون ازدواج نکردم درکی ندارم

    ولی میشه برام توضیح بدید که این احساس خانمتون چرا ایجاد شده؟؟ اصن چرا؟؟ چطوری میشه؟؟؟ نمیتونم بفهممش

    ببخشید شاید مربوط نباشه، اگه دوست داشتید جواب ندید یا برای اینکه تاپیکتون خراب نشه تو خوش و بش جواب بدید.



    با توجه به استنباطهایی که از رفتار همسرم دارم و مواردی که دوستان گفتند فکر میکنم چند علت داره
    یکی حس اولویت چون همسرم همیشه اولویت من بوده الان میخوان اون اولویت سر جای خودش باشه
    دوم دوست داشتن و از خودگذشتگی که ایشون در زندگی داشتن و دارن
    سوم اینکه خانمم همیشه دختر ناز عروسکی خواستنی برای من بوده به خانمم میگفتم عروسک یا همچین حرفهایی
    الان شاید یه دختر ناز کوچولو داره خودنمایی میکنه بک جورایی حس میکنه توجهم کم شده.
    ولی توجهم کم نشده رفتارم تغییری نکرده شاید از حرفهایی که میزنم خیلی قربون صدقه دخترم میرم
    مثال میگه بابایی میگم جانم جان دلم یا میگم درد و بلایت توی سرم و دردت توی قلبم. این جملات رو میگم خانمم واکنش نشان میده میگه خدا نکنه بس کن دیگه .... یا حرفهای این شکلی.
    چهارم اینکه دقیق نمیدانم چرا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  2. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32451
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.51
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    125
    تشکر شده 86 بار در 45 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام به دوستان
    قبل از نوشتن تشکر میکنم از عزیزانی که وقت میگذارند مطلب بنده رو میخوانند و زحمت میکشند راهنمایی میکنند

    موردی که ذهنم رو درگیر کرده طریقه رفتار من با همسرم و دخترم هستش. دخترم 10 ساله است و خیلی ناز و بابایی.
    میدانید که دخترها به پدرها وابسته هستند و بالعکس.
    دخترم همینطور به خانمم خیلی وابسته است و ایشون هم هیچوقت برای بچه ها کم نگذاشتند خیلی بیش از حد و توانشون هم برای بچه ها مایه گذاشتند و از نظر من نمونه بارز یک مادر دلسوز و فداکارند و این خصوصیتشون رو بارها گفتم و همه جوره ازش تشکر کردم.

    این رو هم بگم خانمم ذاتا" فوق العاده مهربان،خوش برخورد و فداکارند و اگر الان شما به عنوان دوست یا فامیل از ایشون کمک بخواهید کاری که از دستش بربیاید انجام میدن کلا" خصوصیاتشون به این شکل هست.

    الان موضوع این هست حس میکنم همسرم به توجه کردن من نسبت به دخترمون حساسیت نشان میدن.
    مثال میزنم:
    چند ماه پیش بک گوشی برای خانمم گرفتم به انتخاب خودشون بود.چند وقت پیش دخترم گوشی لازم داشت با دخترم برای خرید گوشی رفتیم خوب مدل های بهتری میاد توی بازار. دخترم یه گوشی بهتر برداشت.
    توی خانه همسرم گوشی دخترم رو دید با یک حالت ناراحت رفتش توی اتاق و در رو بست.پرسیدم از چیزی ناراحتی؟ جواب نداد. منم گفتم اگر فکز میکنی گوشیت رو دوست نداری بریم یکی دیگه بردار.گفتش نه نیازی نیست.

    اضافه کنم خرج خانه همیشه دست خانمم هستش یعنی من از اون دسته مردهایی نیستم که پول توجیبی به زن بدهم کلا" درآمدم رو حالا اقساط و خرج و مخارج های سر ماه رو از آن کم میکنیم باقی پول پیش خانمم هست و پس اندازی هم باشه ایشون انجام میدن. یعنی از نظر خرج کردن منعی ندارند

    یا یک روز قرار بود خانه رو تغییر دکور بدیم وسایل رو جابجا کنیم.از چندروز قبل دخترم میگفت راکت میخواهد راکتش گم شده بود.صبح رفتیم با دخترم راکتش رو گرفتیم.به خانمم گفتم همراهمان بیاد گفت کار داره و نمیتونه بیاد. ظهر که برگشتیم خانمم گفتش قرار بود به من کمک بدی وسایل رو جابجا کنیم از صبح پاشدی رفتی دنبال راکت تنیس.
    حالا من فقط همان روز فرصت داشتم که بتونم برای دخترم راکتش رو بگیرم و توی ذهنم بود برگشتم با خانمم دکور رو تغییر بدیم.خلاصه کمک همسرم دادم و وسایل رو جابجا کردیم.

    دخترم به خوراکی ها خیلی علاقه داره.مرنب میگه من رو بفرستید کلاس میخوام شیرینی یادبگیرم.گاهی اوقات که قهوه یا یه چیزهایی رو درست میکنه تعریف میکنم بهش میگم خوشمزه اس.خانمم هم میگن خوشمزه است بعد رو به من میگه ولی به خوشمزگی که من درست میکنم نیست مگه نه؟
    یا دخترم مثلا" اومده توی بغلم خوابیده خانمم می بیننند به یک بهانه ای میفرستتش دنبال یه کاری.

    من توی هیچ موردی واسه همسرم کم نمیگذارم و همیشه در صدر کارها و توجه من هست.حتی سرکار باشم ولی حساسیتشون زیاده.یعنی از اول این حساسیت رو داشتند و من چون با اخلاقشون آشنایی داشتم رعایت میکردم.

    دوست ندارم خانمم فکرکنه من دارم به اون کم توجهی میکنم و به دخترمون بیش از اون بها میدم و دلخور بشه و از طرفی دخترم هم نیازهای خودش رو داره نیاز به تائید و دیده شدن از سمت من که پدرش هستم رو داره. در سنی هست که ممکنه کم توجهی من یا اینکه متوجه بشه مامانش نسبت به اون حساس شده ممکنه توی روحیه اش تاثیر بد بگذاره.

    میخواهم این موضوع رو مدیریت کنم ولی نمیدونم چطوری!!؟؟
    خواهشا" دوستانی که تجربه دارند یا در این مورد میتوانند راهتمایی کنند ممنون میشم.
    سلام.

    محسنم.

    اعتراض دارم (به سبک سیاوش مفیدی تو خنده بازار بخونید تو دادگاه)

    پسره رو میزنی دختره رو بغل می کنی پسر چقدر مظلومه

    ولی جدا پدر بودن هم جوگیری میخوادا مثل مادرا... آدم باید تو حسش باشه.
    ویرایش توسط کاربر انجمن : 12-01-2016 در ساعت 11:58 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از کاربر انجمن بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #23



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.23
    نوشته ها
    1,125
    تشکـر
    906
    تشکر شده 1,331 بار در 753 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط کاربر انجمن نمایش پست ها
    سلام.

    محسنم.

    اعتراض دارم (به سبک سیاوش مفیدی تو خنده بازار بخون تو دادگاه)

    پسره رو میزنی دختره رو بغل می کنی پسر چقدر مظلومه خوبه من خواهر ندارم...



    سلام بههههههه آقا محسن گل

    پسرم رو هم کلی بغلش کردم بابا. دیگه درس نمیخواند اعصاب خورد کن شده بود
    بچه که بیاد حسه هم میاد حالا جو میگیرتت یا هر چی
    من بچه دوست هستم دوست داشتم باز هم بچه داشتم دو تا کمه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  6. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #24



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.18
    نوشته ها
    1,201
    تشکـر
    1,337
    تشکر شده 775 بار در 547 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام به دوستان
    قبل از نوشتن تشکر میکنم از عزیزانی که وقت میگذارند مطلب بنده رو میخوانند و زحمت میکشند راهنمایی میکنند


    موردی که ذهنم رو درگیر کرده طریقه رفتار من با همسرم و دخترم هستش. دخترم 10 ساله است و خیلی ناز و بابایی.
    میدانید که دخترها به پدرها وابسته هستند و بالعکس.
    دخترم همینطور به خانمم خیلی وابسته است و ایشون هم هیچوقت برای بچه ها کم نگذاشتند خیلی بیش از حد و توانشون هم برای بچه ها مایه گذاشتند و از نظر من نمونه بارز یک مادر دلسوز و فداکارند و این خصوصیتشون رو بارها گفتم و همه جوره ازش تشکر کردم.


    این رو هم بگم خانمم ذاتا" فوق العاده مهربان،خوش برخورد و فداکارند و اگر الان شما به عنوان دوست یا فامیل از ایشون کمک بخواهید کاری که از دستش بربیاید انجام میدن کلا" خصوصیاتشون به این شکل هست.


    الان موضوع این هست حس میکنم همسرم به توجه کردن من نسبت به دخترمون حساسیت نشان میدن.
    مثال میزنم:
    چند ماه پیش بک گوشی برای خانمم گرفتم به انتخاب خودشون بود.چند وقت پیش دخترم گوشی لازم داشت با دخترم برای خرید گوشی رفتیم خوب مدل های بهتری میاد توی بازار. دخترم یه گوشی بهتر برداشت.
    توی خانه همسرم گوشی دخترم رو دید با یک حالت ناراحت رفتش توی اتاق و در رو بست.پرسیدم از چیزی ناراحتی؟ جواب نداد. منم گفتم اگر فکز میکنی گوشیت رو دوست نداری بریم یکی دیگه بردار.گفتش نه نیازی نیست.


    اضافه کنم خرج خانه همیشه دست خانمم هستش یعنی من از اون دسته مردهایی نیستم که پول توجیبی به زن بدهم کلا" درآمدم رو حالا اقساط و خرج و مخارج های سر ماه رو از آن کم میکنیم باقی پول پیش خانمم هست و پس اندازی هم باشه ایشون انجام میدن. یعنی از نظر خرج کردن منعی ندارند


    یا یک روز قرار بود خانه رو تغییر دکور بدیم وسایل رو جابجا کنیم.از چندروز قبل دخترم میگفت راکت میخواهد راکتش گم شده بود.صبح رفتیم با دخترم راکتش رو گرفتیم.به خانمم گفتم همراهمان بیاد گفت کار داره و نمیتونه بیاد. ظهر که برگشتیم خانمم گفتش قرار بود به من کمک بدی وسایل رو جابجا کنیم از صبح پاشدی رفتی دنبال راکت تنیس.
    حالا من فقط همان روز فرصت داشتم که بتونم برای دخترم راکتش رو بگیرم و توی ذهنم بود برگشتم با خانمم دکور رو تغییر بدیم.خلاصه کمک همسرم دادم و وسایل رو جابجا کردیم.


    دخترم به خوراکی ها خیلی علاقه داره.مرنب میگه من رو بفرستید کلاس میخوام شیرینی یادبگیرم.گاهی اوقات که قهوه یا یه چیزهایی رو درست میکنه تعریف میکنم بهش میگم خوشمزه اس.خانمم هم میگن خوشمزه است بعد رو به من میگه ولی به خوشمزگی که من درست میکنم نیست مگه نه؟
    یا دخترم مثلا" اومده توی بغلم خوابیده خانمم می بیننند به یک بهانه ای میفرستتش دنبال یه کاری.


    من توی هیچ موردی واسه همسرم کم نمیگذارم و همیشه در صدر کارها و توجه من هست.حتی سرکار باشم ولی حساسیتشون زیاده.یعنی از اول این حساسیت رو داشتند و من چون با اخلاقشون آشنایی داشتم رعایت میکردم.


    دوست ندارم خانمم فکرکنه من دارم به اون کم توجهی میکنم و به دخترمون بیش از اون بها میدم و دلخور بشه و از طرفی دخترم هم نیازهای خودش رو داره نیاز به تائید و دیده شدن از سمت من که پدرش هستم رو داره. در سنی هست که ممکنه کم توجهی من یا اینکه متوجه بشه مامانش نسبت به اون حساس شده ممکنه توی روحیه اش تاثیر بد بگذاره.


    میخواهم این موضوع رو مدیریت کنم ولی نمیدونم چطوری!!؟؟
    خواهشا" دوستانی که تجربه دارند یا در این مورد میتوانند راهتمایی کنند ممنون میشم.



    سلام به شما
    خیلی خوبه که دارین سعی میکنین همه چی رو درست مدیریت کنین، امیدوارم این مورد رو هم بتونین به خوبی حل کنین
    به نظر من چند تا نکته هستش اینجا
    از اونجایی که گفتین همسرتون خیلی مهربونن معلومه حساسن و کلا احساسی هستن آدم های مهربون و این باعث میشه گاهی از ارطرافیانشون انتظاراتی داشته باشن که اگه مورد به درستی مورد توجه قرار نگیره باعث ناراحتیشون میشه
    از طرفی دیگه هم دخترتون تو سن حساسی هستن و نیازمند توجه والدین هم مادر و هم پدر
    و خب اشاره کردین که دخترا بابایی هستن و همچنین دختر شما
    اصولا دختر دوس داره با پدرش رابطه صمیمی داشته باشه و بتونه همیشه بهش تکیه کنه و خودشو برای پدرش لوس کنه
    متقابلا دوس داره مورد توجه مادر هم باشه و مثل دوستش بتونه بهش اعتماد کنه و ازش کمک بخواد
    به نظر من چند تا راهکار برای این موضوع وجود داره:
    یکی اینکه سعی کنین ارتباط ها رو طوری مدیریت کنین که دخترتون و همسرتون در مقابل هم قرار نگیرن که از محبت و توجه شما علیه دیگری ناراحت نشن
    سعی کنین تو یک مسیر باشن
    همون نکته ای که دوستمون فرمودن
    مثلا وقتی دخترتون قهوه درست میکنه میخواید تعریفشو کنین بگید آفرین معلومه مامانت استاد خوبی بوده برات و خودتم خوب یادگرفتی
    من وقتی بابام این مواقع تعریفمو میکنه میگم استادم خوب بوده که من شاگرد خوبی شدم مادرمم میخنده و کسی هم دلخور نمیشه
    یه مورد دیگه اینکه سعی کنین وقتی میخواید برای دخترتون خرید کنید همسرتون رو هم مجاب کنین باهاتون بیان که بدونن نظرشون برای شما و دخترتون مهمه
    و یه نکته دیگه هم اینکه همونطور که پیش همسرتون به دخترتون ابراز محبت میکنین متقابلا این کار رو برای همسرتون هم انجام بدین
    یعنی پیش دخترتون هم از همسرتون تعریف کنین بهش ابراز احساسات کنین در چارچوب
    وکلا طوری مدیریت کنین رفتارها رو که دخترتون درک کنه شما مادرش رو هم خیلی دوس دارین و براتون باارزشن
    ان شاالله حل میشه.
    موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #25



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27944
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.89
    نوشته ها
    1,367
    تشکـر
    2,310
    تشکر شده 1,052 بار در 660 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    ... مثال میگه بابایی میگم جانم جان دلم یا میگم درد و بلایت توی سرم و دردت توی قلبم. این جملات رو میگم خانمم واکنش نشان میده میگه خدا نکنه بس کن دیگه .... یا حرفهای این شکلی ...
    خوب اینکه کاملاً واضحه چون از نظر خانمتون هیچوقت درد و بلایی نخواهد بود که به سر کسی بخوره و میخوان که از جملات منفی به این شکل استفاده نکنید و بجاش جملات مثبت بکار ببرید.

    اینجور موارد حتی میتونید ازشون بپرسید: « به نظر شما چی بگم خوبه؟ »
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از تجربه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #26



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8192
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.80
    نوشته ها
    4,915
    تشکـر
    7,434
    تشکر شده 7,465 بار در 3,279 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    با توجه به استنباطهایی که از رفتار همسرم دارم و مواردی که دوستان گفتند فکر میکنم چند علت داره
    یکی حس اولویت چون همسرم همیشه اولویت من بوده الان میخوان اون اولویت سر جای خودش باشه
    دوم دوست داشتن و از خودگذشتگی که ایشون در زندگی داشتن و دارن
    سوم اینکه خانمم همیشه دختر ناز عروسکی خواستنی برای من بوده به خانمم میگفتم عروسک یا همچین حرفهایی
    الان شاید یه دختر ناز کوچولو داره خودنمایی میکنه بک جورایی حس میکنه توجهم کم شده.
    ولی توجهم کم نشده رفتارم تغییری نکرده شاید از حرفهایی که میزنم خیلی قربون صدقه دخترم میرم
    مثال میگه بابایی میگم جانم جان دلم یا میگم درد و بلایت توی سرم و دردت توی قلبم. این جملات رو میگم خانمم واکنش نشان میده میگه خدا نکنه بس کن دیگه .... یا حرفهای این شکلی.
    چهارم اینکه دقیق نمیدانم چرا
    ببخشید من براتون مطالبی رو نوشتم ولی حذف کردم

    آخه ترسیدم حرفام درست نباشه و سوتعبیر شده باشه برام

    فقط با خودم فکر میکنم حس خانمتون درست نیست...دختر شما فقط دختر شما نیست دختر ایشون هم هست

    پس نباید براشون ناراحت کننده باشه... هیچ درکی از این احساس خانمتون ندارم و اصلا قابل باور نیست برام، خیلی گیج شدم پس هیچی نگم بهتره.

    ان شاءالله به خوبی حل میشه این مسئله.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #27



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.18
    نوشته ها
    1,201
    تشکـر
    1,337
    تشکر شده 775 بار در 547 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام به دوستان
    قبل از نوشتن تشکر میکنم از عزیزانی که وقت میگذارند مطلب بنده رو میخوانند و زحمت میکشند راهنمایی میکنند

    موردی که ذهنم رو درگیر کرده طریقه رفتار من با همسرم و دخترم هستش. دخترم 10 ساله است و خیلی ناز و بابایی.
    میدانید که دخترها به پدرها وابسته هستند و بالعکس.
    دخترم همینطور به خانمم خیلی وابسته است و ایشون هم هیچوقت برای بچه ها کم نگذاشتند خیلی بیش از حد و توانشون هم برای بچه ها مایه گذاشتند و از نظر من نمونه بارز یک مادر دلسوز و فداکارند و این خصوصیتشون رو بارها گفتم و همه جوره ازش تشکر کردم.

    این رو هم بگم خانمم ذاتا" فوق العاده مهربان،خوش برخورد و فداکارند و اگر الان شما به عنوان دوست یا فامیل از ایشون کمک بخواهید کاری که از دستش بربیاید انجام میدن کلا" خصوصیاتشون به این شکل هست.

    الان موضوع این هست حس میکنم همسرم به توجه کردن من نسبت به دخترمون حساسیت نشان میدن.
    مثال میزنم:
    چند ماه پیش بک گوشی برای خانمم گرفتم به انتخاب خودشون بود.چند وقت پیش دخترم گوشی لازم داشت با دخترم برای خرید گوشی رفتیم خوب مدل های بهتری میاد توی بازار. دخترم یه گوشی بهتر برداشت.
    توی خانه همسرم گوشی دخترم رو دید با یک حالت ناراحت رفتش توی اتاق و در رو بست.پرسیدم از چیزی ناراحتی؟ جواب نداد. منم گفتم اگر فکز میکنی گوشیت رو دوست نداری بریم یکی دیگه بردار.گفتش نه نیازی نیست.

    اضافه کنم خرج خانه همیشه دست خانمم هستش یعنی من از اون دسته مردهایی نیستم که پول توجیبی به زن بدهم کلا" درآمدم رو حالا اقساط و خرج و مخارج های سر ماه رو از آن کم میکنیم باقی پول پیش خانمم هست و پس اندازی هم باشه ایشون انجام میدن. یعنی از نظر خرج کردن منعی ندارند

    یا یک روز قرار بود خانه رو تغییر دکور بدیم وسایل رو جابجا کنیم.از چندروز قبل دخترم میگفت راکت میخواهد راکتش گم شده بود.صبح رفتیم با دخترم راکتش رو گرفتیم.به خانمم گفتم همراهمان بیاد گفت کار داره و نمیتونه بیاد. ظهر که برگشتیم خانمم گفتش قرار بود به من کمک بدی وسایل رو جابجا کنیم از صبح پاشدی رفتی دنبال راکت تنیس.
    حالا من فقط همان روز فرصت داشتم که بتونم برای دخترم راکتش رو بگیرم و توی ذهنم بود برگشتم با خانمم دکور رو تغییر بدیم.خلاصه کمک همسرم دادم و وسایل رو جابجا کردیم.

    دخترم به خوراکی ها خیلی علاقه داره.مرنب میگه من رو بفرستید کلاس میخوام شیرینی یادبگیرم.گاهی اوقات که قهوه یا یه چیزهایی رو درست میکنه تعریف میکنم بهش میگم خوشمزه اس.خانمم هم میگن خوشمزه است بعد رو به من میگه ولی به خوشمزگی که من درست میکنم نیست مگه نه؟
    یا دخترم مثلا" اومده توی بغلم خوابیده خانمم می بیننند به یک بهانه ای میفرستتش دنبال یه کاری.

    من توی هیچ موردی واسه همسرم کم نمیگذارم و همیشه در صدر کارها و توجه من هست.حتی سرکار باشم ولی حساسیتشون زیاده.یعنی از اول این حساسیت رو داشتند و من چون با اخلاقشون آشنایی داشتم رعایت میکردم.

    دوست ندارم خانمم فکرکنه من دارم به اون کم توجهی میکنم و به دخترمون بیش از اون بها میدم و دلخور بشه و از طرفی دخترم هم نیازهای خودش رو داره نیاز به تائید و دیده شدن از سمت من که پدرش هستم رو داره. در سنی هست که ممکنه کم توجهی من یا اینکه متوجه بشه مامانش نسبت به اون حساس شده ممکنه توی روحیه اش تاثیر بد بگذاره.

    میخواهم این موضوع رو مدیریت کنم ولی نمیدونم چطوری!!؟؟
    خواهشا" دوستانی که تجربه دارند یا در این مورد میتوانند راهتمایی کنند ممنون میشم.

    سلام به شما
    خیلی خوبه که دارین سعی میکنین همه چی رو درست مدیریت کنین، امیدوارم این مورد رو هم بتونین به خوبی حل کنین
    به نظر من چند تا نکته هستش اینجا
    از اونجایی که گفتین همسرتون خیلی مهربونن معلومه حساسن و کلا احساسی هستن آدم های مهربون و این باعث میشه گاهی از ارطرافیانشون انتظاراتی داشته باشن که اگه مورد به درستی مورد توجه قرار نگیره باعث ناراحتیشون میشه
    از طرفی دیگه هم دخترتون تو سن حساسی هستن و نیازمند توجه والدین هم مادر و هم پدر
    و خب اشاره کردین که دخترا بابایی هستن و همچنین دختر شما
    اصولا دختر دوس داره با پدرش رابطه صمیمی داشته باشه و بتونه همیشه بهش تکیه کنه و خودشو برای پدرش لوس کنه
    متقابلا دوس داره مورد توجه مادر هم باشه و مثل دوستش بتونه بهش اعتماد کنه و ازش کمک بخواد
    به نظر من چند تا راهکار برای این موضوع وجود داره:
    یکی اینکه سعی کنین ارتباط ها رو طوری مدیریت کنین که دخترتون و همسرتون در مقابل هم قرار نگیرن که از محبت و توجه شما علیه دیگری ناراحت نشن
    سعی کنین تو یک مسیر باشن
    همون نکته ای که دوستمون فرمودن
    مثلا وقتی دخترتون قهوه درست میکنه میخواید تعریفشو کنین بگید آفرین معلومه مامانت استاد خوبی بوده برات و خودتم خوب یادگرفتی
    من وقتی بابام این مواقع تعریفمو میکنه میگم استادم خوب بوده که من شاگرد خوبی شدم مادرمم میخنده و کسی هم دلخور نمیشه
    یه مورد دیگه اینکه سعی کنین وقتی میخواید برای دخترتون خرید کنید همسرتون رو هم مجاب کنین باهاتون بیان که بدونن نظرشون برای شما و دخترتون مهمه
    و یه نکته دیگه هم اینکه همونطور که پیش همسرتون به دخترتون ابراز محبت میکنین متقابلا این کار رو برای همسرتون هم انجام بدین
    یعنی پیش دخترتون هم از همسرتون تعریف کنین بهش ابراز احساسات کنین در چارچوب
    وکلا طوری مدیریت کنین رفتارها رو که دخترتون درک کنه شما مادرش رو هم خیلی دوس دارین و براتون باارزشن
    ان شاالله حل میشه.
    موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #28



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.23
    نوشته ها
    1,125
    تشکـر
    906
    تشکر شده 1,331 بار در 753 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام به شما
    خیلی خوبه که دارین سعی میکنین همه چی رو درست مدیریت کنین، امیدوارم این مورد رو هم بتونین به خوبی حل کنین
    به نظر من چند تا نکته هستش اینجا
    از اونجایی که گفتین همسرتون خیلی مهربونن معلومه حساسن و کلا احساسی هستن آدم های مهربون و این باعث میشه گاهی از ارطرافیانشون انتظاراتی داشته باشن که اگه مورد به درستی مورد توجه قرار نگیره باعث ناراحتیشون میشه
    از طرفی دیگه هم دخترتون تو سن حساسی هستن و نیازمند توجه والدین هم مادر و هم پدر
    و خب اشاره کردین که دخترا بابایی هستن و همچنین دختر شما
    اصولا دختر دوس داره با پدرش رابطه صمیمی داشته باشه و بتونه همیشه بهش تکیه کنه و خودشو برای پدرش لوس کنه
    متقابلا دوس داره مورد توجه مادر هم باشه و مثل دوستش بتونه بهش اعتماد کنه و ازش کمک بخواد
    به نظر من چند تا راهکار برای این موضوع وجود داره:
    یکی اینکه سعی کنین ارتباط ها رو طوری مدیریت کنین که دخترتون و همسرتون در مقابل هم قرار نگیرن که از محبت و توجه شما علیه دیگری ناراحت نشن
    سعی کنین تو یک مسیر باشن
    همون نکته ای که دوستمون فرمودن
    مثلا وقتی دخترتون قهوه درست میکنه میخواید تعریفشو کنین بگید آفرین معلومه مامانت استاد خوبی بوده برات و خودتم خوب یادگرفتی
    من وقتی بابام این مواقع تعریفمو میکنه میگم استادم خوب بوده که من شاگرد خوبی شدم مادرمم میخنده و کسی هم دلخور نمیشه
    یه مورد دیگه اینکه سعی کنین وقتی میخواید برای دخترتون خرید کنید همسرتون رو هم مجاب کنین باهاتون بیان که بدونن نظرشون برای شما و دخترتون مهمه
    و یه نکته دیگه هم اینکه همونطور که پیش همسرتون به دخترتون ابراز محبت میکنین متقابلا این کار رو برای همسرتون هم انجام بدین
    یعنی پیش دخترتون هم از همسرتون تعریف کنین بهش ابراز احساسات کنین در چارچوب
    وکلا طوری مدیریت کنین رفتارها رو که دخترتون درک کنه شما مادرش رو هم خیلی دوس دارین و براتون باارزشن
    ان شاالله حل میشه.
    موفق باشین.



    سلام. فکر میکنم این موضوع بین مادرها و دخترها کمی عادی باشه درسته؟
    البته احتمالا" بسته به میزان علاقه ای که مادر نسبت به پدر داره متفاوته
    پیش بچه هایم به مامانشون محیت میکنم حتی بیرون از خانه میام صورت یا پیشانی اش رو میبوسم.اگر خانه بیام همسرم در اتاقی جایی باشه و همان لحظه متوجه نباشه دخترم ببینه میگه مامان بیا بابا اومده. یا اینکه یک مرتبه من خانه اومدم خانمم یه وسیله رو با پسرم درست میکردن پسرم گفته بود این رو بده به من برو بغل شوهرت اومده.خانمم کلی میخندید.
    این موضوع که باید حتما" وقتی دخترم کاری رو انجام میده در کنارش از خانمم هم تعریف کنم دارم تمرین میکنم
    خانم ها خیلی حساس و پیچیده هستن
    هر سالی که از زندگیت میگذره فکر میکنی نمیشناسی خانمت رو و باید از اول روی یک سری مسائل کار کنی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  16. Top | #29



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.23
    نوشته ها
    1,125
    تشکـر
    906
    تشکر شده 1,331 بار در 753 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    خوب اینکه کاملاً واضحه چون از نظر خانمتون هیچوقت درد و بلایی نخواهد بود که به سر کسی بخوره و میخوان که از جملات منفی به این شکل استفاده نکنید و بجاش جملات مثبت بکار ببرید.

    اینجور موارد حتی میتونید ازشون بپرسید: « به نظر شما چی بگم خوبه؟ »



    راستش دست خودم نیست یکدفعه میگم پدر بشی منظورم رو متوجه میشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  17. Top | #30



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30886
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    3.23
    نوشته ها
    1,125
    تشکـر
    906
    تشکر شده 1,331 بار در 753 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مدیریت رابطه در خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    ببخشید من براتون مطالبی رو نوشتم ولی حذف کردم

    آخه ترسیدم حرفام درست نباشه و سوتعبیر شده باشه برام

    فقط با خودم فکر میکنم حس خانمتون درست نیست...دختر شما فقط دختر شما نیست دختر ایشون هم هست

    پس نباید براشون ناراحت کننده باشه... هیچ درکی از این احساس خانمتون ندارم و اصلا قابل باور نیست برام، خیلی گیج شدم پس هیچی نگم بهتره.

    ان شاءالله به خوبی حل میشه این مسئله.




    ممنون. همسرم به دخترم خیلی علاقه داره و خیلی بیشتر از من برای اون زحمت کشیده .اگر بیشتر از من دخترمون رو دوست نداشته باشه کمتر هم دوست نداره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تشخیص 64 بیت یا 32 بیت بودن ویندوز
    توسط CÆSAR در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-09-2015, 11:36 PM
  2. داشته هایت را مدیون نداشته هایت هستی
    توسط مرسانا 19 در انجمن مشاوره آنلاین
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-13-2015, 04:11 PM
  3. مدیریت رمز گذاری وامنیت همه جانبه گوشی
    توسط Dr . Security در انجمن موبایل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 05-15-2015, 08:41 PM
  4. وایبر با قابلیت ارسال ویدئو با کیفیت بالا
    توسط Dr . Security در انجمن موبایل
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-24-2015, 10:36 AM
  5. نظارت و مدیریت فعالیت های فرزندان HomeGuard Activity Monitor
    توسط Dr . Security در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 03-16-2015, 05:40 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

رابطه زناشویی مادر و پدر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مدیریت,  مدیریت حساب رایتل,  مدیریت صنعتی,  مدیریت بازرگانی,  مدیریت مالی,  مدیریت زمان,  مدیریت منابع انسانی,  مدیریت دانش,  مدیریت استراتژیک,  مدیریت بحران,  مدیریت رابطه,  مدیریت رابطه عاطفی,  مدیریت رابطه با مشتری,  مدیریت رابطه عاشقانه,  مدیریت رابطه مدار,  مدیریت رابطه دختر و پسر,  مدیریت رابطه زناشویی,  مدیریت رابطه دوستی,  مدیریت رابطه با خانواده همسر,  مدیریت رابطه در دوران نامزدی,  من ما كنتي تكوني,  من سكت سلم,  من و تو,  من فضلك,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  موضوع,  موضوع تعبير,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع تعبير عن الام,  موضوع تعبير عن الرياضة,  موضوع تعبير عن الربيع,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع للنقاش,  موضوع تعبير عن القراءة,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید