مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: ارتباط باخانواده همسر اول

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    25389
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    ارتباط باخانواده همسر اول

    خدمت مشاورین ودوستان عزیز سلام عرض می کنم.


    حدود 8 سال پیش همسرم رابراثر بیماری ازدست دادم.باایشان 6 ماه هم زندگی نکردم اما 3 سال مریض داری کردم .و رنجهای زیادی کشیدم.دوسال بعد ازفوت ایشان دوباره ازدواج کردم بادختری که ازدواج نکرده بود و بسیار مظلوم و آرام است .ازخانواده ای سرشناس و تحصیل کرده .اما خانواده ام مرابسیار تشویق کردند تا باخانواده همسر اولم رفت و آمد کرده و به آنها احترام بگذارم که من هم اینکار را کردم.اما خانواده ی من رفت و آمدشان راخیلی زیاد کردند و خیلی باهم مسافرت هم رفتند . ازسفر کربلا گرفته تا کیش و قم و مشهد و ..... . درتمام مراسمشان شرکت کردند . خانه ی نو کاد وبدهند ... برای تولد بچه شان کادو بدهند و حتما بروند . مهمانی و عروسی و عزا و سفره و بالاخر ه خیلی زیاد رفت و آمد کردند. جالبه دایم اسم همسرمن را اشتباها به نام همسر مرحومم صدا می کنند.ودایم از بیماری او و خوابهایی که ازاو می بینند برای همسرم گفتند. درمراسم و مهمانی های مشترک با همسر و خانواده دومم دایم خانواده همسر اولم راهم دعوت کردند....وبسیاری دیگر. یکبار خانواده همسرم با خانواده ی من تماس گرفتندو گفتند در انظار و جامعه دایم سوالهایی ازاین رفت و آمد هامیشود و ماچندان مایل و راضی نیستیم.خانواده من گفتند اگر عروس خودتان بمیرد هم راضی به این رفتار هستید؟!!

    متاسفانه همسرمن بسیاربه این قضیه حساس شده و بعد ازچند اتفاق بسیار ناجور دراین رابطه (به او گفتند تورا پررو کرده ایم و ازهمان اول نباید پنهان می کردیم و عادتت می دادیم . البته این حرف راداماد خانواده زده متاسفانه که باایشان قطع رابطه کردم.)درزندگی ماناآرامی حاکم شده که البته من جانب همسرم راگرفتم وتوانستم زندگی ام راکنترل کنم. باخانواده ام درگیر شده و گفتم شما ازاندازه گذرانده اید و باید به سالی دوبار رفت و آمد اکتفا می کردید نه اینقدر. اکثرا را قانع کردم . البته با غوغا و تهدید !! متاسفانه داماد ماکه دیگر به طور مستقل بااین خانواده رفت و آمد زیاد پیدا کرده دست بردارنیست و ظاهرا حالا دیگرآنهاازما برایشان مهمترشده اند.بالاخره هرچند یک بار اتفاقی ازاین دست می افتد و مارا ناراحت می کند. خانواده ام می گوبند زنت حساس است . من خودم فکر نمی کنم . و می گویم شما می توانستید این حساسیت راایجاد نکنید.اما واقعا مانده ام چه کنم . دارم تصمیم می گیرم بروم ازخانواده همسراولم تقاضا کنم که لااقل آنها دست بردارند.(البته باتوضیح مواردپیش آمده و احترام فراوان). شاید اینطوری به این رابطه فیصله دهم .

    لطفا مرادراین مورد راهنمایی فرمایید.
    ویرایش توسط رضوی : 12-27-2015 در ساعت 11:39 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    4.81
    نوشته ها
    3,473
    تشکـر
    3,326
    تشکر شده 6,542 بار در 2,595 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : ارتباط باخانواده همسر اول

    سلام
    به نظرم همسرتون حق دارند حساس باشن چون احساس می کنن شما در این رفت وامدها یاد همسر گذشته تون براتون تداعی بشه واین یاد وخاطره زندگی ایشون رو تحت تاثیر قرار بده .
    معمولا در مواردی که شخص از همسر یک فرزند داره این رفت وامد ها صورت میگیرد .
    به هر حال اون ها میتونن با هم رفت وامد کنند ولی شما رو نمیتونن به این کار وا دارند .
    شما سعی کنید تو مهمونی هایی که خانواده همسر سابقتون شرکت دارند حضور نداشته باشید .
    شما هم خوب عمل کردی و از همسرتون جانبداری کردید .
    ببینید ایشون هیچ نقشی در سرنوشت و بیماری ویا فوت همسرتون نداشتن ولی خواه ناخواه خانواده همسر سابقتون با دیدن شما وهمسرتون وهمچنین فرزند یا فرزندانتون احساس ناخوشایندی ممکنه داشته باشن ومثلا فکر کنند اگر دخترشون زنده بود الان بچه اش تو بغلش بود ویا ده ها مورد دیگه
    ممکنه تو این برخورد ها جمله ای یا جملاتی استفاده کنند که هر چند ناخواسته وبدون منظور باشه ولی همسر شما ناراحت میشه .
    خانم ها روحیه حساسی دارند حتی به همسر فوت شده هم ممکنه حسادت کنند .
    پس خودتون که دیگه لزومی نمی بینم رفت وامد داشته باشید ولی خانواده تون هم با همون شرایط بالا میتونن رفت وامد کنند .
    خوش بخت باشید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  3. 3 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    25389
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ارتباط باخانواده همسر اول

    متشکرم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.29
    نوشته ها
    8,071
    تشکـر
    3,949
    تشکر شده 9,254 بار در 4,553 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : ارتباط باخانواده همسر اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوی نمایش پست ها
    خدمت مشاورین ودوستان عزیز سلام عرض می کنم.


    حدود 8 سال پیش همسرم رابراثر بیماری ازدست دادم.باایشان 6 ماه هم زندگی نکردم اما 3 سال مریض داری کردم .و رنجهای زیادی کشیدم.دوسال بعد ازفوت ایشان دوباره ازدواج کردم بادختری که ازدواج نکرده بود و بسیار مظلوم و آرام است .ازخانواده ای سرشناس و تحصیل کرده .اما خانواده ام مرابسیار تشویق کردند تا باخانواده همسر اولم رفت و آمد کرده و به آنها احترام بگذارم که من هم اینکار را کردم.اما خانواده ی من رفت و آمدشان راخیلی زیاد کردند و خیلی باهم مسافرت هم رفتند . ازسفر کربلا گرفته تا کیش و قم و مشهد و ..... . درتمام مراسمشان شرکت کردند . خانه ی نو کاد وبدهند ... برای تولد بچه شان کادو بدهند و حتما بروند . مهمانی و عروسی و عزا و سفره و بالاخر ه خیلی زیاد رفت و آمد کردند. جالبه دایم اسم همسرمن را اشتباها به نام همسر مرحومم صدا می کنند.ودایم از بیماری او و خوابهایی که ازاو می بینند برای همسرم گفتند. درمراسم و مهمانی های مشترک با همسر و خانواده دومم دایم خانواده همسر اولم راهم دعوت کردند....وبسیاری دیگر. یکبار خانواده همسرم با خانواده ی من تماس گرفتندو گفتند در انظار و جامعه دایم سوالهایی ازاین رفت و آمد هامیشود و ماچندان مایل و راضی نیستیم.خانواده من گفتند اگر عروس خودتان بمیرد هم راضی به این رفتار هستید؟!!

    متاسفانه همسرمن بسیاربه این قضیه حساس شده و بعد ازچند اتفاق بسیار ناجور دراین رابطه (به او گفتند تورا پررو کرده ایم و ازهمان اول نباید پنهان می کردیم و عادتت می دادیم . البته این حرف راداماد خانواده زده متاسفانه که باایشان قطع رابطه کردم.)درزندگی ماناآرامی حاکم شده که البته من جانب همسرم راگرفتم وتوانستم زندگی ام راکنترل کنم. باخانواده ام درگیر شده و گفتم شما ازاندازه گذرانده اید و باید به سالی دوبار رفت و آمد اکتفا می کردید نه اینقدر. اکثرا را قانع کردم . البته با غوغا و تهدید !! متاسفانه داماد ماکه دیگر به طور مستقل بااین خانواده رفت و آمد زیاد پیدا کرده دست بردارنیست و ظاهرا حالا دیگرآنهاازما برایشان مهمترشده اند.بالاخره هرچند یک بار اتفاقی ازاین دست می افتد و مارا ناراحت می کند. خانواده ام می گوبند زنت حساس است . من خودم فکر نمی کنم . و می گویم شما می توانستید این حساسیت راایجاد نکنید.اما واقعا مانده ام چه کنم . دارم تصمیم می گیرم بروم ازخانواده همسراولم تقاضا کنم که لااقل آنها دست بردارند.(البته باتوضیح مواردپیش آمده و احترام فراوان). شاید اینطوری به این رابطه فیصله دهم .

    لطفا مرادراین مورد راهنمایی فرمایید.
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282
    021-88422495
    021-88472864
    021-22689558
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

http:forum.moshaver.cof136ارتباط-باخانواده-همسر-اول-26971-new

همسراولم مظلومشوهرم رادامادکردم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

ارتباطات,  ارتباط,  ارتباط تشعبي,  ارتباط الجينات,  ارتباط بالانجليزي,  ارتباط تشعبي في الوورد,  ارتباط شرطي,  ارتباك فطحل,  ارتباط جنين,  ارتباطات بالانجليزي,  ارتباط باخانواده همسر,  ارتباط باخانواده,  ارتباط باخانواده دربرزخ,  چگونگی ارتباط باخانواده شوهر,  مهارت ارتباط باخانواده همسر,  قطع ارتباط باخانواده شوهر,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید