مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 16

موضوع: ارتباط با خانواده همسر

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7728
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    ارتباط با خانواده همسر

    سلام به همگی


    من 2ساله که عقد کردم و خداروشکر با همسرم مشکلی ندارم!مشکلات ما فقط و تنها سر خانواده ها بوده!


    خانواده من متعصب ترهستند و سر برخی مسائل مذهبی دخالت هایی میکنن و خانواده ایشون کاملا برعکس و روابط ازاد تر دارند و انها هم برای مسائل مذهبی ما اظهار نظر میکنند


    در صورتی که ما هر دو از نظر اعتقادی متوسط هستیم و تقریبا با هم به طور کامل تفاهم داریم


    مشکل بعدی ما خواهر همسرم هست که بسییییار مورد توجه پدر و مادرشون هست!و ایشون هم ازین مساله سو استفاده کرده و در تمامی مسائل ما از نحوه لباس پوشیدن تااااا مسائل مالی و ....دخالت میکند


    این اواخر من و همسرم تصمیم گرفتیم به کسی اجازه دخالت ندیم و همینطور هم شد!اما بعد از اون مساله که ما به پدر مادر ها گفتیم و به هیچ کس دیگر نگفتیم اسشون از ما ناراحت شد و مادرش هم حق رو مثل همیشه به ایشون داد!در صورتی که ما گفتیم ایا شما یا دخترتون همه مسائل رو به همه خبر میدین؟


    پارسال تولد بچه ی خواهرشون بود که ایشون باز شروع به دخالت کردن و دعوا شد!البته ایشون با گریه و گفتن از سختی های زندگیش و ....دل همه رو به رحم میاره!پارسال چند بار توی اون تولد سر من داد کشید و بعد که بهش گفتم کلی عذر خواهی و اصرار که به کسی نگو !اما چند وقت بعدش خودش رفته بود همه چیز رو به نفع خودش و به دروغ به مادر شوهرم گفته بود!!!!


    ومن هرچقدر سعی کردم ثابت کنم دروغ گفته(چون صدای خواهرش رو ضبط کرده بودم)نتونستم چون هر بار مادرشوهر بنده میگفت دخترش راست گفته و نمیخوا د گوش بده!!!!!!


    حالا بعد از یک سال دوباره برای بچش تولد گرفته!توی این یک سال هم نه تنها جبران نکرده بلکه زمانی که ما خونه خانواده همسرم بودیم اونجا نمیومد!!!


    حالا من موندم با این همه کار هایی که کرده ایا برم تولد؟ایا ببخشمش؟ایا ادامه بدم رابطه مون رو؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7701
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    سلام شادي جان
    به نظر من بهتره شما كينه و كدورت هارو ادامه ندي و گذشته رو فراموش كني هرچند شايد كار سختي باشه ولي ادامه دادن اين شيوه برخورد جز اينكه باعث آزار خودتون و شوهرتون و خونواده همسرتون بشه اثر ديگه اي نداره اين اتفاقا كاملا طبيعيه و ممكنه تو هر خونواده اي پيش بياد به اين فكر كن كه شما بايد ساليان سال باهاشون برخورد داشته باشين و نمي تونين تا آخر همينطور رفتار كنين دير يا زود كدورت ها برطرف ميشه پس هرچي زودتر تموم شه بهتره،به نظر من بهتره شما خوب رفتار كنين با روي گشاده هم به مهموني برين شما خوب بودن خودتونو به ديگران نشون بدين با برخورداي ديگران هم كاري نداشته باشين خودتون خوب باشين تا باعث آرامش خودتون و همسرتون بشين...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.53
    نوشته ها
    7,887
    تشکـر
    3,916
    تشکر شده 9,077 بار در 4,454 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    خب دوست عزیز در این مورد که بخوایت دوباره در مراسم شرکت کنید یا خیر به خودتون و تصمیم نهایی

    که با شوهرتون میگیرید ، ربط داره ... ولی با شوهرتون صحبت کنید و اگه میخوایت تصمیمی بگیرید ...

    تصمیمی قاطع باشه تا همه به شما احترام بذارن ...

    چون وقتی حرفی بزنید و پای اون نباشید کسی شمارو جدی نخواهد گرفت ...

    پس بهتره قبل از هر تصمیمی خوب و منطقی با شوهرتون صحبت کنید ...

    به هرحال هرچه که باشه خانواده همسر شما هستند ...

    از طرفی اگه بتونن خواهرشو حضورا" به مشاور ببرن خیلی میتونه مفید باشه

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7728
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    قبول دارم تموم شه بهتره اما من از این ناراحتم که ما کوتاه میایم و تموم میکنیم و اونا دوباره شروع میکنن !!!
    چند وقت پیش که بچه اش مریض بود مادر شوهرم و پدر شوهرم دستوردادن زنگ بزن حالش رو بپرس در صورتی که شوهرم تو رخت خواب مریض بود و کسی حالش رو نپرسید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7728
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    دائم واسمون تعیین تکلیف میکنن
    خواهرش هروقت کار داره یاد ما میوفته!!!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7728
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    همش انتظار دارن ما خودمون رو کوچیک کنیم
    خواهرش میگهچون من بزگترم بیشتر میفهمم !!شوهر خواهرش هم مثه خواهرشه دقیقا!!!تو زندگی همه دخالت میکنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    در این دنیا که حتی ابر هم نمیگرید برای ما / همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7108
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    80
    تشکـر
    21
    تشکر شده 111 بار در 46 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Narahat
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    سلام
    عزیزم بهتره ناراحتی ها رو کنار بزاری با دل خوش به مهمونی بری و تو مهمونی هم اصلا به روی خودت نیاری چه اتفاقی سال قبل افتاده حتی اگه حرفی شد به در نشنیدن بزار شما حساسیت نشون میدی اون خانوم هم چون نقطه ضعف شمارو میدونه اذیت میکنه
    اگه شما بی تفاوت باشی اونم بلخره خسته میشه و کوتاه میاد و از رفتار زشتش دست بر میداره
    بزار از تچجربه زندگی خودمم برات بگم
    من خودم خواهرشوهرام و مادر شوهرم از اول اینجوری بودن
    ولی من نه بهشون بی احترامی کردم نه اصلا به حرفاشون توجه کردم اونا اوایل دخالت میکردن ولی من نه میگفتم باشه نه مخالفت میکردم فقط گوش میدادم و لبخند میزدم ولی ناراحتی هامو به شوهرم میگفتم که از فلان برخورد ناراحت شدم برای شوهرم هم از اول روشن کردم دوسندارم طرف منو بگیری و بخاطر من به خانوادت بی احترامی کنی من فقط میخوام باهات دردودل کنم که کاراشون تو دلم عقده نشه همین اونم تمام اون روزا نه به من حرفی میزد نه به خانوادش بی احترامی میکرد البته شوهرم هم اصلا نمیزاره کسی تو زندگیمون دخالت کنه
    بعد یه مدتی اونا هم دیدن هیچکدوم اهمیت نمیدیم از رفتارشون کوتاه اومدن
    تا الانم بینمونم نه حرفی شد نه حدیثی نه بی احترامی الانم همه حد خودمونو میدونیم خیلی هم راحت با هم کنار میایم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7728
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    منم هیچوقت بی احترامی نکردم !فقط خواستم زندگیمون واسه خودمون باشه!همسرم هم قبول داره!
    خانوادش اصلا انگار یادشون رفته مابزرگ شدیم!زندگی مشترک ازنظراونا فقط زیر یه سقف بودنه!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    در این دنیا که حتی ابر هم نمیگرید برای ما / همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7108
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    80
    تشکـر
    21
    تشکر شده 111 بار در 46 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Narahat
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط shadi-pouria نمایش پست ها
    قبول دارم تموم شه بهتره اما من از این ناراحتم که ما کوتاه میایم و تموم میکنیم و اونا دوباره شروع میکنن !!!
    چند وقت پیش که بچش مریض بود مادر شوهرم و پدر شوهرم دستوردادن زنگ بزن حالش رو بپرس در صورتی که شوهرم تو رخت خواب مریض بود و کسی حالش رو نپرسید
    عیادت از مریض وظیفه همه ماست ولی از طرف دیگه نباید توقع داشته باشیم در زمان بیماری دیگران حتما به ملاقات ما بیان و روش حساس بشیمو خودمونو سر این قضیه ناراحت کنیم
    بلخره هرکسی یجوری شخصیتشو نشون میده
    شما در جواب مادرشوهرت میگفتی اخی بچش مریضه من نمیدونستم باشه مامان حتما بهش سر میزنیم میخواین بیایم دنبالتون با هم بریم؟

    هر چقدر شما بیشتر احترام بزارید فروتنی کنید اونا هم کم کم نرم میشن و دست از دخالت بر میدارن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    در این دنیا که حتی ابر هم نمیگرید برای ما / همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7108
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    80
    تشکـر
    21
    تشکر شده 111 بار در 46 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Narahat
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ارتباط با خانواده همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط shadi-pouria نمایش پست ها
    منم هیچوقت بی احترامی نکردم !فقط خواستم زندگیمون واسه خودمون باشه!همسرم هم قبول داره!
    خانوادش اصلا انگار یادشون رفته مابزرگ شدیم!زندگی مشترک ازنظراونا فقط زیر یه سقف بودنه!!!

    میدونم عزیزم درک میکنم چی میگی
    مادرشوهر منم هنوز فکر میکنه پسرش بچه ست هنوز بعضی وقتا برامون غذا میفرسته یا مثلا تو کارا بهم تذکر میده اینجوری انجام بده اونکارو بکن
    خوب چه اشکالی داره اونم مثل مادرمه , وقتی خوب فکر میکنم میبینم مادر منم گاهی وقتا سر بعضی چیزا بهم تذکر میده اموزش میده وقتی حرفای مادرخودم شیرینه برام خوب حرفای مادرشوهرم هم باید شیرین باشه خوب اونم یه مادره دیگه خواهر هم دقیقا همینجوری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

ارتباطات,  ارتباط,  ارتباط العناصر,  ارتباط تشعبي,  ارتباط الجينات,  ارتباط بيرسون,  ارتباط الدولار بالذهب,  ارتباط الجينات والعبور,  ارتباط بالانجليزي,  ارتباط الريال بالدولار,  ارتباط بالانجليزي,  ارتباط با خدا,  ارتباط با جن,  ارتباط با ارواح,  ارتباط با دختر,  ارتباط با همسر,  ارتباط با ریاست جمهوری,  ارتباط با فرشتگان,  ارتباط با اجنه,  ارتباط با رهبر,  متعصبنيش,  متعصب,  متعصبة,  متعصب in english,  متعصب لقومه,  متعصب في رايه,  متعصب لوطنه,  متعصب بالانجليزي,  متعصبنيش الرجل الابيض المتوسط,  معصبه,  مسائل,  مسائل رياضيات,  مسائل الغرام,  مسائل فقهية,  مسائل رياضية,  مسائل في المواريث,  مسائل فيزياء,  مسائل حسابية,  مسائل وردود,  مسائل الرياضيات,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید