مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 12 از 12
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    من نزدیک 3 ساله ازدواج کردم کاملا سنتی بوده و هیچ شناختی از خانواده همسرم نداشتم.مادر همسرم زنی 65 ساله ست که با وجود داشتن یه سری اخلاق خوب بدی هایی هم داره.ایشون به شدت تنبل هستن و خیلی خودشون رو برای پسراشون لوس میکنن.قبل از اینکه من عروس این خانواده بشم جاری بزرگترم به مدت ده سال صبح تا شب کنار مادرشوهرم زندگی میکرد و همه کارهای ریز و درشت ایشون رو انجام میداد و به قول معروف اجازه نمیداد که مادرشوهرم دست به سیاه و سفید بزنه و فقط برای خواب به خونه خودشون که طبقه بالای مادرشوهرم هست میرفت.بعد از ازدواج همین جاریم و برادرشوهرم واحدشون رو مجانی در اختیار ما قرار میدن و خودشون میرن جای دیگه مستاجر میشن. از وقتی که من تو این ساختمون زندگی میکنم مادرشوهرم یه جورایی افسرده شده و پشت سر هم مریض میشه. من در حد توانم به ایشون سر میزنم و به کارهای اصلیشون میرسم ولی اصلا نمیتونم تایم طولانی پیششون باشم متاسفانه با وجود داشتن مدرک فوق لیسانس بیکارم از طرفی کار همسرم شیفتیه و خیلی کم با هم هستیم همه اینها بهونه شده دست مادرشوهرم و بقیه که چرا عروس کوچیکه با وجود اینکه بچه نداره و همش تنهاست به مادرشوهرش خیلی نمیرسه.خلاصه خیلی دارم عذاب میکشم و توی این سه سال هیچ لذتی از زندگیم نبردم و دائما در حال بحث و مشاجره با همسرم هستم حتی بارها به طلاق هم فکر کردم ولی........به همسرم بارها گفتم که دنبال یه خونه باشه تا یه کم از این شرایط خارج بشیم ولی فعلا میگه صبر کن تا شرایط مالی بهتر بشه. از همه شما خواهش میکنم اگه مشکلمو خوندین یه نظری بدین چون واقعا خودم دیگه هیچی به ذهنم نمیرسه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    از مشاورین سایت خواهش میکنم در رابطه با مشکلم کمکم کنند چون واقعا هیچ آرامشی تو زندگیم ندارم همیشه یه حسی بدی همراهم هست بیشتر وقتا حس میکنم یه کسی مدام تو گوشم میگه اگه مشکلی برای این زن پیش بیاد مقصرش تو هستی یا اینکه نفرینش پشت سر تو خواهد بود. همیشه درونم یه جنگ هست که دیوانم میکنه. من واقعا نمیتونم بیشتر 3تا 4 ساعت پیش مادرشوهرم باشم و توی همون تایم خونه ش مرتب میکنم به حرفای طولانی و پراکنده ش گوش میدم ولی حقیقتش همش خودخوری میکنم و به خودم لعنت میفرستم که کاش شناخت بیشتری از خانواده همسرم داشته بودم. واقعیتش من خیلی کم حرف و درونگرا هستم و وقتی خونه مادرم هم میرم خیلی اهل حرف زدن و ... نیستم ولی تو خانواده همسرم همه چی برعکسه.تو رو به خدا قسم یه راهی جلوی پام بزارید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    من هر روز به این صفحه سر میزنم و نظراتتون رو میخونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    دلم از دنیا گرفته ... غم من مهتاب نداره
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.09
    نوشته ها
    631
    تشکـر
    883
    تشکر شده 577 بار در 387 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sarbezir
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    سلام دوست عزیز
    اینا همش به خاطر عدم تنوع توی زندگیتونه
    یکم تنوع بیاد توی زندگیتون عاشق زندگیتون میشین
    البته با توجه به شرایط شما ببینین کجای زندگی میتونین تنوعی ایجاد کنین که از این وضعیت در بیاین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    قدر دان دانشته هایتان باشید نمیتوانید باور کنید که چه بسیار ادم هایی که به داشتن آنها ارزو مندند


  5. 2 کاربران زیر از Tarah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #5

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.29
    نوشته ها
    961
    تشکـر
    1,163
    تشکر شده 1,143 بار در 619 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    سلام عزیزم.

    متوجهم که چقد شرایط سختی داری ٬ خانومای امروزه مثل قدیم نیستن که دسته جمعی زندگی کنن و کاری به جز پخت و پز نداشته باشن و تنها تفریحشون دور هم بودنشون باشه؛

    الان خانوما هیچ مشغله ای هم که نداشته باشن و همه اقوامشون اطرافشون زندگی کنن دوس دارن تایم بیشتری توی خونه و زندگی خودشون باشن و کسی کاری به کارشون نداشته باشه.

    اول اینکه طلاق با استناد به همین یک موضوع اصلا کار منطقی نیست!

    واقعا شاید جدا از این قضیه رابطه خوبی با شوهرت داشته باشی و اصلا منطقی نیست که به خاطر چنین موضوعی به طلاق فک کنی!

    ببین عزیزم شما قطعا نمیتونی مادر شوهر یا همه اطرافیانتو قانع کنی که شرایط سختی داری و باید کل این شرایطی که توش قرار داری به نفعت تغییر کنه٬ این موضوع قطعا نشدنیه؛

    چیزی که مشخصه اینه که شما فقط باید از اونجا برید تا از این شرایط خلاص بشید که این موضوع ممکنه حالا حالاها امکان پذیر نباشه .من به پیشنهاد دارم؛

    تا زمانی که اونجا هستی میتونی کاری کنی که شرایط برات قابل تحمل تر باشه ؛

    من خودم همیشه وقتی توی شرایط سختی که نمیتونم کلیت اون موضوع رو تغییر بدم قرار میگیرم سعی میکنم جزئیات اون شرایط رو به منافع خودم نزدیکتر کنم تا کمتر اذیت بشم.

    ببین مثلا اون کاری که جاری شما انجام میداده به نظرم یه خوبیایی هم براش داشته!

    از صبح میرفته خونه مادرشوهرش صبحونشو همونجا میخورده ناهارشو همونجا درست میکرده و خودش و شوهرشم همونجا غذاشونو میخوردن بازم شامشو همونجا با شوهرش و مادرشوهرش با هم بودن؛

    اینجوری همون کارایی که خونه خودشم باید انجام میداده خونه مادرشوهرش انجام میداده با این تفاوت که خونه و زندگی خودش همیشه تمیز و مرتب و دست نخورده باقی میمونده؛

    یا اگر بچه داشته بچه ش پیش خودش بوده و هیچوقت خونه ش نامرتب و کثیف نمیشده!

    اینجوری زحمت خونه خودش و خونه مادرشوهرشو یکی کرده و همزمان دل شوهرشم به دست آورده و واسه خودش توی دوست و آشنا عزت و احترام خریده!

    با مثلا اگه حوصله شنیدن حرفاشو نداری ببین دوس داره با چی سرگرم باشه٬ واسش سرگرمی که دوست داره مهیا کن تا کمتر بیاد سمتت و خودتم سرگرمیهایی که تو خونه خودت داری رو ببر اونجا مشغول باش!

    دیگه باید خودت ببینی با چه سیاستی میتونی تو خونش راحت باشی همون کارو انجام بدی.

    میدونم اینا دلخوشیهای خیلی بزرگی نیستن تا بتونن تحمل شرایط رو برات راحت تر کنن اما باید از دل همین واقعیت سخت واسه خودت دلخوشی دربیاری تا بتونی تحملش کنی تا زمانی که انشاءالله شرایطتتون طوری بشه که بتونین از اونجا برین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. 2 کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    ممنون از پاسختون.ولی با شرایط کاری همسرم که شیفتیه نمیدونم چه تنوعی باید به زندگیم بدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    رامونا جان ممنون از وقتی که گذاشتی.ولی عزیزم رفت و آمد خونه مادرشوهرم خیلی زیاده اخلاق مادرشوهرم طوریه که مهمون رو حتما برای نهار و شام نگه میداره و خب این برای من خیلی سخته.از طرفی اگرم مهمونی در کار نباشه من اونجا راحت نیستم ایشون بسیار پرحرفن و یه خاطره رو بارها برای من تعریف کرده سلیقه غذایی ایشون هم خیلی با من فرق داره چند باری که خونشون بودم غذا براشون درست کردم ولی مشخص بود که دوست ندارن در کل خیلی دوست دارن که من از هرنظر شبیه جاریم باشم ولی غیرممکنه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.45
    نوشته ها
    968
    تشکـر
    1,655
    تشکر شده 1,324 بار در 651 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    بهتر نیست یه سری کلاسای مورد علاقت ثبت نام کنی مثلا کلاس بافتنی و شیرینی پزی و ارایشگری و.ورزشی .. بری تا احساس بیهوده بودن بهت دست نده هم اینکه زندگی برات یکنواخت نشه .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    مسافرکوچکی هستم در جستجوی ستاره ای که از آن من است

    دل سپرده ام به رنگ آبی دریا

    خاطراتم را ولی همه جا با خود خواهم برد

  11. 3 کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    الی جان خودم هم تو همین فکر هستم ولی انقدر داغون و بی انگیزه هست که تا الان نتونستم اقدام به ثبت نام کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.80
    نوشته ها
    999
    تشکـر
    608
    تشکر شده 1,197 بار در 635 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    سلام گلم تو زندگی همه همچین لحظاتی سختی پیش میاد گفتی وضعیت مالیتون در حال حاضر خوب نیست پس نمیتونی کلاسهای مختلف ثبت نام کنی اگر هم بکنی حتما مادر شوهرت می خواد بگه که کلاس یا باشگاه که مهمتر از من نیست بگه عروسم باشگاه میره ولی به من نمیرسه بنابراین باید دنبال کار باشی تو مراکز کاریابی ثبت نام کن ختی اگه دررابطه با رشتت نبود موقت برو سرکار تا بهونه ای نداشته باشن
    به خدا توکل کن روزی دست خداست به طلاق فکر نکن نمیشه هرباری که مشکل پیش اومد به طلاق فکر کرد که !
    مگه زندگی کسی هست بی مشکل؟؟؟
    به شوهرت غر نزن اونم مطمن باش خوشحال نیست که تورو ناراحت میبینه صبور باش گلم سخته ولی صبور باش و توکل کن به خدا
    خدا پاداش ادمای صبورو میده.
    این وضعیت میگذره و این تو ذهن شوهرت میمونه که تو چقدر تو این دوران بجای صبوری باهاش مشاجره کردی
    پس اینجوری نکن
    میدونی که زنها وقتی وضعیت مالی خراب میشه خوده اصلیشونو نشون میدن
    مردها وقتی وضعیت مالی عالی میشه خودشون نشون میدن

    پس خودتو ثابت کن با صبوریت،سخته خیلی سخته ولی صبوری کن و توکل
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ

    حرفی که می‌زنی می‌شه بذری که
    می‌کاری توی دل آدم‌ها
    و یه روز
    درخت می‌شه

  14. کاربران زیر از حناء بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    حنا جان ممنونم از راهنماییت خیلی بهم قوت قلب دادی.
    با وجود اینکه آدم عجول و کم طاقتی هستم سعی میکنم صبر کردن را یاد بگیرم ولی کار خیلی سختیه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.51
    نوشته ها
    197
    تشکـر
    30
    تشکر شده 93 بار در 72 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Movafagh
    پاسخ : از زندگی کنار خانواده همسر خسته شدم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahla_mt نمایش پست ها
    رامونا جان ممنون از وقتی که گذاشتی.ولی عزیزم رفت و آمد خونه مادرشوهرم خیلی زیاده اخلاق مادرشوهرم طوریه که مهمون رو حتما برای نهار و شام نگه میداره و خب این برای من خیلی سخته.از طرفی اگرم مهمونی در کار نباشه من اونجا راحت نیستم ایشون بسیار پرحرفن و یه خاطره رو بارها برای من تعریف کرده سلیقه غذایی ایشون هم خیلی با من فرق داره چند باری که خونشون بودم غذا براشون درست کردم ولی مشخص بود که دوست ندارن در کل خیلی دوست دارن که من از هرنظر شبیه جاریم باشم ولی غیرممکنه.
    من با نظر رامونا موافقم. با هزینه اونا غذای مورد علاقه خودتم درست کن واسه خودتو شوهرت ببر خونه خودت بخور. موقع شام و ناهار و صبحانه کنار مادر شوهرت باشی به نظرم اتفاقی نمیوفته جز اینکه هزینه هاتون کمتر میشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا خواستن توانستن است ؟؟
    توسط ali502902700 در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 08-02-2016, 04:06 AM
  2. عشق شما از چه نوعي است؟ دلبستگی یا وابستگی؟
    توسط pari123 در انجمن روانشناسی فردی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-30-2015, 01:42 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

از زندگی خسته شدم,  از زندگی سیرم,  از زندگیم برو بیرون,  از زندگی لذت ببر,  از زندگیم راضی نیستم,  از زندگی لذت ببرید,  از زندگیت میرم,  از زندگیم راضیم,  از زندگیم برو,  از زندگیم خسته شدم,  فکرە,  فکر آخرت,  فکرخانە,  فکر برتر,  فکرشم نکن,  فکر را پر بدهید,  فکرشم نکن علیزاده,  فکر و خیال خلسه,  فکرشم نکن محمد علیزاده متن,  تفکر مثبت,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من أنت؟,  منشن الكايد,  من اللي اختار اسمك,  منتديات الجلفة,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید