مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 14

موضوع: بد رفتاری های خانواده شوهرم

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5263
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    19
    تشکـر
    4
    تشکر شده 7 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    بد رفتاری های خانواده شوهرم

    دوستان سلام
    من 30 سالمه و دو ساله همسرمو از دست دادم 8 سال با هم زندگی کردیم با همسرم مشکلی نداشتم ولی با خانواده اش همیشه مشکل داشتم یه جور خاصی بودن همیشه می خواستن همه چیز زیر نظر خودشون باشه راجع به همه چیز تو زندگیمون نظر میدادن و ما رو مجبور میکردن که انجام بدیم و ما مدام در حال پنهون کاری بودیم خداییش هیچ وقت بهشون بی احترامی نکردم و همیشه چون از همشون کوچیک تر بودم به معنای واقعی کلمه کوچیکی شونو کردم تا اینکه دو سال پیش این اتفاق افتاد از اون روز رفتار هاشون با من و خونواده ام عوض شد و این در حالی بود که هیچ کس دلیل این همه بی احترامی رو نمی دونست مدام تو همون حال بد ازم می پرسیدن که حالا می خوای چی کار کنی ؟ کجا زندگی کنی ؟ من با وجودی که اصلا تو حال خودم نبودم ولی دلداریشون میدادم . تا اینکه بعد از چند روز سر یه موضوع بی اهمیت سر حرفو باز کردن و هر دلخوری ای که از روز اول عقدمون پیش اومده رو به رخم کشیدن و بهم گفتن تو به زودی همه چیز یادت میره و ... آخرش هم به این ختم شد که بچه رو ازت میگیریم پسرم 5 سالش بود اون موقع . خلاصه من با ناراحتی و هزار فکر و خیال به خونه پدرم برگشتم . باورم نمی شد که تو این شرایط اینجوری باهام رفتار میکنن خلاصه اینکه توی مراسم های بعدی هم رفتار هاشون ادامه داشت تا اینکه من تصمیم گرفتم برای همیشه ترکشون کنم البته خیالم هم راحت شده بود که از لحاظ قانونی کاری نمی تونن بکنن اتفاقا چون خودشون هم اینو فهمیدن حرفشونو عوض کردن و زدن زیر همه چیز . حالا مشکلم اینه که با همه بدی هایی که کردن پیش مردم اینقدر خودشونو مهربون جلوه میدن که همه رو تحت تاثیر قرار میدن مدام میگن منو دوست دارن و می خوان با من رابطه داشته باشن ولی من بیخودی ترکشون کردم! و چون علی الظاهر هم همه چیز به نفع اوناست من همیشه محکومم حتی پیش فامیل هام . و این در حالیه که من می دونم دوست داشتنی در کار نیست صرفا می خوان بدونن که الان چه جوری دارم زندگی می کنم و با پولهام چه کار می کنم ولی هیچ کس حال منو نمی فهمه ....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4653
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    66
    تشکـر
    27
    تشکر شده 29 بار در 20 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    من شما رو خوب درک میکنم خانواده شوهر من دقیقا همین رفتار رو نسبت به من دارند اولای ازدواجمون خیلی زجر میکشیدک که باید جواب همه رو بدم وباید به همه بفهمونم که مقصر خودشونند متاسفانه بعضی افراد که خودشون مشکل دارند دنبال حساسیتهای افراد دیگر میگردند و برای اینکه خودشون رو خوب جلوه دهند یکی دیگر رو خراب میکنند ولی بعد از یک مدت به خودم گفتم نظر مثبت یا منفی دیگران چه نقشی در خوشبختی من دارد بگذار همه فکر کنند من بدم انها خوب بالاخره حقیقت افراد یک روزی مشخص میشه من هیچ احتیاجی به نظر ویا خود دیگران ندارم من میتوانم روی پای خودم بایستم و حالا خیلی راحت تر زندگی میکنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5263
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    19
    تشکـر
    4
    تشکر شده 7 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    برام مهم نیست که دیگران چی میگن این موضوع وقتی برام مهم میشه که مامانم هم احساساتی میشه و نظرش بر این میشه که رابطه قطع نشه اینجاست که شک می کنم به کاری که کردم از طرفی عقلم می گه که من با این جماعت نمی تونم زندگی کنم ولی مامانم می گه باید در دهن مردمو بست ولی آخه به چه قیمتی؟ در ضمن نظر مامانم خیلی زود روی همه خانواده اثر می کنه من نمی دونم کارم درسته یا غلط نمی دونم باید همچنان پافشاری کنم بر تصمیمم یا به پیشنهاد مامانم فکر کنم لطفا راهنماییم کنید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5263
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    19
    تشکـر
    4
    تشکر شده 7 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    لطفا بهم بگید با آدمهای دو رو چطور باید رفتار کنم ؟ آدمهایی که هر کاری که بخوان انجام میدن و بعد به اسم دست داشتن و مهربونی می خوان که همه چیزو تموم کنن و دوباره به کار هاشون ادامه بدن خواهش می کنم کمک کنید از این حال خلاص شم .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5400
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    689
    تشکـر
    99
    تشکر شده 642 بار در 370 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیلا نمایش پست ها
    لطفا بهم بگید با آدمهای دو رو چطور باید رفتار کنم ؟ آدمهایی که هر کاری که بخوان انجام میدن و بعد به اسم دست داشتن و مهربونی می خوان که همه چیزو تموم کنن و دوباره به کار هاشون ادامه بدن خواهش می کنم کمک کنید از این حال خلاص شم .
    با ادم دورو و دورغگو باید طوری رفتار کنی که اصلا" متوجه نشه که شما از کارش سردرآوردی ...

    مثلا" وقتی کسی دروغ بهتون میگه اگه به روش بیارید بعد از اون دیگه چیزی برای ازدست دادن نداره

    و تمام تلاششو میکنه تا شمارو شکست بده ...

    در این موردم اگه حرفی بزنن و شما بخوای بشینی از این واسشون بگی که من خیلی واسشون کار کردم ..

    و یا اینکه خیلی هواشونو داشتم کسی به حرفت گش نمیده و فقط اعصابتو خراب میکنی ...

    در این مواقع بیخیال بودن و دفع کردن حرفای این افراد با شوخی و طنزه که حسابی میتونه طرف رو ادب کنه ...

    ویرایش توسط Bita moein : 08-15-2014 در ساعت 02:30 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از Bita moein بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.09
    نوشته ها
    8,254
    تشکـر
    4,006
    تشکر شده 9,383 بار در 4,622 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    خب دوست عزیز خیلی سخته که در اون شرایط این رفتارو کرده باشن ...

    ولی خب بعضی از واقعیت ها رو باید پذیرفت ... اینکه چرا مردم این رفتارو از خودشون بروز میدن امر طبیعیه

    اونا از سالهای خیلی قبل منتظر این بودن که ازتون گله و شکایت بکنن و حالا که دیگه کسی هم نبود که دفاع کنه ...

    تمام تلاش خودشونو کردن تا تلافی دربیارن ... در این مواقع باید صبور بود چون زمان حلال خوبیه واسه مشکلات
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  8. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.14
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیلا نمایش پست ها
    دوستان سلام
    من 30 سالمه و دو ساله همسرمو از دست دادم 8 سال با هم زندگی کردیم با همسرم مشکلی نداشتم ولی با خانواده اش همیشه مشکل داشتم یه جور خاصی بودن همیشه می خواستن همه چیز زیر نظر خودشون باشه راجع به همه چیز تو زندگیمون نظر میدادن و ما رو مجبور میکردن که انجام بدیم و ما مدام در حال پنهون کاری بودیم خداییش هیچ وقت بهشون بی احترامی نکردم و همیشه چون از همشون کوچیک تر بودم به معنای واقعی کلمه کوچیکی شونو کردم تا اینکه دو سال پیش این اتفاق افتاد از اون روز رفتار هاشون با من و خونواده ام عوض شد و این در حالی بود که هیچ کس دلیل این همه بی احترامی رو نمی دونست مدام تو همون حال بد ازم می پرسیدن که حالا می خوای چی کار کنی ؟ کجا زندگی کنی ؟ من با وجودی که اصلا تو حال خودم نبودم ولی دلداریشون میدادم . تا اینکه بعد از چند روز سر یه موضوع بی اهمیت سر حرفو باز کردن و هر دلخوری ای که از روز اول عقدمون پیش اومده رو به رخم کشیدن و بهم گفتن تو به زودی همه چیز یادت میره و ... آخرش هم به این ختم شد که بچه رو ازت میگیریم پسرم 5 سالش بود اون موقع . خلاصه من با ناراحتی و هزار فکر و خیال به خونه پدرم برگشتم . باورم نمی شد که تو این شرایط اینجوری باهام رفتار میکنن خلاصه اینکه توی مراسم های بعدی هم رفتار هاشون ادامه داشت تا اینکه من تصمیم گرفتم برای همیشه ترکشون کنم البته خیالم هم راحت شده بود که از لحاظ قانونی کاری نمی تونن بکنن اتفاقا چون خودشون هم اینو فهمیدن حرفشونو عوض کردن و زدن زیر همه چیز . حالا مشکلم اینه که با همه بدی هایی که کردن پیش مردم اینقدر خودشونو مهربون جلوه میدن که همه رو تحت تاثیر قرار میدن مدام میگن منو دوست دارن و می خوان با من رابطه داشته باشن ولی من بیخودی ترکشون کردم! و چون علی الظاهر هم همه چیز به نفع اوناست من همیشه محکومم حتی پیش فامیل هام . و این در حالیه که من می دونم دوست داشتنی در کار نیست صرفا می خوان بدونن که الان چه جوری دارم زندگی می کنم و با پولهام چه کار می کنم ولی هیچ کس حال منو نمی فهمه ....
    اصلا اهميت نده به كوچولوت فكركن به آينده اش بذار هر كي هرچي دلش ميخاد فكر كنه اصلا برات مهم نباشه اتفاقيه كه افتاده خدا بيامرزتش ولي به فرزندت فكر كن و گوشتو به اين حرفا نده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5263
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    19
    تشکـر
    4
    تشکر شده 7 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    من می خوام که بی اهمیت باشم به رفتار هاشون ولی وقتی با دورویی شون علی الظاهر اینقدر محبت می کنن که همه رو تحت تاثیر قرار میدن دیگه نمی شه بی خیالشون شد به این فکر می کنم که جواب پسرمو چی باید بدم ؟ اون فقط اینو می بینه که اونا دارن محبت می کنن و من دارم اونا رو از خودم دور می کنم می دونم که محبتشون دروغیه ولی هیشکی اینو نمی فهمه . ترسم از اینه که این همه سختی تو این دنیا کشیدم که بی خیال حرف مردم همه رو تحمل کنم که خدا داره می بینه ولی بعدا ببینم که اون دنیا هم گیرم و محکوم به اینکه باید جواب محبت هاشونو میدادم . ولی به همون خدا قسم که دیگه تحملشونو ندارم خیلی رفتار هاشون غیر عادیه دیگه نمی کشم .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.09
    نوشته ها
    8,254
    تشکـر
    4,006
    تشکر شده 9,383 بار در 4,622 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    گاهی برای اینکه بدونی فن طرفت چیه باید طبق قانون خودش بازی کنی ...

    خب پس اول باید خودتو از دورن برای این کار اماده کنی ...

    و باهاشون مثل خودشون رفتار کنی ...

    این مثل همون داستان پیامبره که فردی وارد شد و سلام رو طوری گفت که معنی مرگ داشه

    پیامبرم همون رو در جواب گفتن ... هم جواب طرف رو دادن و هم با زبان خودش بهش جواب داده بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  13. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4653
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    66
    تشکـر
    27
    تشکر شده 29 بار در 20 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : من باید چه کار کنم ؟

    سلام مشکلی توی زندگیم داشتم که سالها چشمام رو روش بستم و سعی کردم باهاش کنار بیام اما این چند وقتها تحملم سر اومده ازتون خواهش میکنم راهنمائیم کنید همسرم به دلایلی که خیلی وقتها من نمیدونم چیند از دست من ناراحت میشه و ناراحتیش رو فقط با سکوت و قهر وبیمحلی به من نشون میده مثلا اگه رفتیم با هم جایی و از اونجا خوشش نیومد هیچی نمیکه فقط یک روز طولانی با من حرف نمیزند اینقدر اعصابم بهم میریزد که نمیدانم چکار کنم چونکه به خاطر فرزندم مجبورم بخندم وبروی خودم نیاورم اگه ازش بپرسم چی شده نه ها میگه نه نه ایشون کلا اصلا با من حرف نمیزنه و اگر حرفی هم بزند مسائل خیلی مهم که مجبور به سوال است مثلا برای خرید چیزی نیاز نداری در ضمن اگه من حدود یک ساعت هم باهاش حرف بزنم دقیقا مثل دیوار سکوت میکنه این اواخر بهش اعتراض کردم ولی ایشون بازم نا ها میگه نه اینکه نه دارم داغون میشم یک بار ازش خواستم بیا با هم بریم مشاوره ایشون حتی قبول ندارند که باید برای بهتر شدن رابطمون تلاش کنیم یک جورایی حس میکنم داره کنترلم میکنه و ازش بیشتر دلخور میشم نگران اینده فرزندم هستم به خاطر اون سعی میکنم روابطم رو زیاد کنم و توی جامعه باشم اما متاسفانه اخم وتخم ایشون داره از پا درم میاره به نظر شما با مرد متعصبی که حتی حاضر نیست علت عصبیتش را بگوید و به طریقی انتقام میگیرد که هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشی چه کار باید کرد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

جور کردن کس زیر 10 سال برای شوهرم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

بد رفتاری,  بد رفتاری با حیوانات,  بد رفتاری با کودکان,  بد رفتاری با مادر,  بد رفتاری زن با شوهر,  بد رفتاری پدر با فرزند,  بد رفتاری والدین,  بد رفتاری با زن,  بد رفتاری زن,  بد رفتاری سازمانی,  متنفر بودن از خانواده همسر,  

کلمات کلیدی این موضوع

متنفر بودن از خانواده همسر، متنفر بودن از خانواده زن، متنفر بودن از خانواده شوهر، چگونه رفتار کردن با خانواد ه همسر، چگونه رفتار کردن با خانواده شوهر، چگونگی رفتار با خانواده همسر، چگونگی رفتار با خانواده زن، چگونگی رفتار با خانواده شوهر، نحوه برخورد با خانواده همسر، نحوه برخورد با خانواده زن، نحوه برخورد با خانواده شوهر، نحوه رفتار با خانواده همسر، نحوه رفتار با خانواده زن، نحوه رفتار با خانواده شوهر، برخورد با خانواده همسر، برخورد با خانواده زن، برخورد با خانواده شوهر، خانواده همسر، خانواده همسرم، خانواده زن، خانواده شوهر، خانواده شوهرم، دخالت های خانواده همسر، دخالت های خانواده همسر در زندگی، دخالت های خانواده زن، دخالت های خانواده زن در زندگی، دخالت های خانواده شوهر، دخالت های خانواده شوهر در زندگی، دخالت خانواده همسر، دخالت خانواده همسر در زندگی، دخالت خانواده زن، دخالت خانواده زن در زندگی، دخالت خانواده شوهر، دخالت خانواده شوهر در زندگی، رفتار با خانواده همسر از دور، رفتار با خانواده زن در دور، رفتار با خانواده شوهر بد، رفتار با خانواده شوهر در دور، رفتار درست با خانواده همسر، رفتار درست با خانواده زن، رفتار درست با خانواده شوهر، رفتار صحیح با خانواده همسر، رفتار صحیح با خانواده زن، رفتار صحیح با خانواده شوهر، روش برخورد با خانواده همسر، روش برخورد با خانواده شوهر، سیاست رفتار با خانواده زن، سیاست رفتار با خانواده شوهر، طرز برخورد با خانواده همسر، طرز برخورد با خانواده شوهر

نمایش برچسب‌ها

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید