مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 11

موضوع: ترس از مادرشوهر

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    22811
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    ترس از مادرشوهر

    سلام دوستان خواهش میکنم راهنماییم کنید

    من حدود یه ساله ازدواج کردم از اولش مادرشوهرم خیلی بهم سخت میگرفت طوری که همیشه همه چیز رو باید بهش میگفتی خیلی بحث ها بین ما پیش اومد و همیشه باعث ناراحتی شده بود تا اینکه من نسبت به ایشون ترس خاصی پیدا کردم من یه عروسک داشتم که از روز عروسیمون تو صندوق گذاشته بودم کسی خیلی اونو ندیده بود چند روز پیش رفتم عروسک رو بیارم مادرشوهرم پرسید این مال کیه من متاسفانه نتونستم بگم مال منه و همین باعث شد شوهرم به خاطر من بگه این عروسک رو سال گذشته برای تولدم خریده و به کسی نگفته مادرشوهرم هم عروسک رو گرفت گفت به موقعش روز تولدش براش ببر حالا ترسی وجودم رو گرفته میترسم این موضوع باعث دردسر من بشه چکار کنم؟؟؟؟/
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14456
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.71
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 568 بار در 297 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسمان زندگی نمایش پست ها
    سلام دوستان خواهش میکنم راهنماییم کنید

    من حدود یه ساله ازدواج کردم از اولش مادرشوهرم خیلی بهم سخت میگرفت طوری که همیشه همه چیز رو باید بهش میگفتی خیلی بحث ها بین ما پیش اومد و همیشه باعث ناراحتی شده بود تا اینکه من نسبت به ایشون ترس خاصی پیدا کردم من یه عروسک داشتم که از روز عروسیمون تو صندوق گذاشته بودم کسی خیلی اونو ندیده بود چند روز پیش رفتم عروسک رو بیارم مادرشوهرم پرسید این مال کیه من متاسفانه نتونستم بگم مال منه و همین باعث شد شوهرم به خاطر من بگه این عروسک رو سال گذشته برای تولدم خریده و به کسی نگفته مادرشوهرم هم عروسک رو گرفت گفت به موقعش روز تولدش براش ببر حالا ترسی وجودم رو گرفته میترسم این موضوع باعث دردسر من بشه چکار کنم؟؟؟؟/

    باعث چه دردسری بشه مثلا؟

    تنها توصیه م بهتون اینه که نذارین ترس بهتون غلبه کنه. کاملا درکتون میکنم چون منم خیلی با مادرشوهرم مشکل دارم و بااینکه همسرم کاملا حواسش بهم هست و هوامو داره بازم گاهی از مادرش میترسم چون پرخاشگر و عصبیه.
    واسه همین میگم جلوی ترستون رو بگیرین چون اینجور ادما اگه بفهمن ترسیدین بدتر باهاتون رفتار میکنن. فقط اینو در نظر بگیرین که اگه کار اشتباهی نکردین، دلیلی برای ترسیدن وجود نداره. نذارین زورگویی براش عادت بشه تا اوایل زندگیتونه حریم تونو مشخص کنین. اشتباه منو تکرار نکنین که خجالت های بی موردم رو به احترام گذاشتن تعبیر کردم و زیادی رو دادم به مادرشوهرم. و خیلی سخت و طولانی بود پس گرفتن اعتبار و شخصیتم.
    تا دیر نشده جلوی دخالتهای بی مورد مادرشوهرتون یا هرکسی دیگه ای رو بگیرین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    22811
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    از این نظر میگم باعث دردسر بشه که بعدا بفهمه این عروسک مال من بوده ومن بهش نگفتم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.20
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    به نظر چیز مهمی نیست که بخاید بترسید اخه ترس نداره اصلا مال شما بوده و نمیخاستید کسی بتونه
    شما از مادر شوهر تون غول ساختید
    راحت باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    12.79
    نوشته ها
    12,747
    تشکـر
    10,033
    تشکر شده 12,844 بار در 6,511 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    چند سالتونه؟؟ چرا یه چیز به این کوچیکی رو انقدر بزرگ میکنید اصلا هم که بفهمه ربطی به ایشون نداره مهم. این بین خودت و شوهرت باشه

    اگه هم گفت میگی این عروسک از بچگی داشتمش دوستش داشتم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    22811
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    من 25 سالمه ولی شدم یه ادم ناراحت و رنجور از خیلی چیزا دلخورم انگار از رور اول من با دو نفر ازدواج کردم شوهرم و مادرشوهرم ...از اولش تو کارامون دخالت میکرد اخه ما با هم زندگی میکردیم بعد هم مثلا که جدا شدیم همه کارامون با همه ..غذا خوردنمون و بیرون رفتنمون و... ارزو خیلی چیزا مونده به دلم ...همیشه حسرت میخورم..شوهرم هم مثل اوایل بهم توجه نمبکنه و محل گریه هام نمیده انگاری اونم خسته شده ..خیلی ناراحتم خیلی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26338
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.67
    نوشته ها
    1,285
    تشکـر
    2,425
    تشکر شده 2,122 بار در 1,068 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسمان زندگی نمایش پست ها
    من 25 سالمه ولی شدم یه ادم ناراحت و رنجور از خیلی چیزا دلخورم انگار از رور اول من با دو نفر ازدواج کردم شوهرم و مادرشوهرم ...از اولش تو کارامون دخالت میکرد اخه ما با هم زندگی میکردیم بعد هم مثلا که جدا شدیم همه کارامون با همه ..غذا خوردنمون و بیرون رفتنمون و... ارزو خیلی چیزا مونده به دلم ...همیشه حسرت میخورم..شوهرم هم مثل اوایل بهم توجه نمبکنه و محل گریه هام نمیده انگاری اونم خسته شده ..خیلی ناراحتم خیلی
    به مادر شوهرت احترام بگذار ولی رو نده، استقلال شخصیت خودت را حفظ کن و نگذار بجز خودت و شوهرت کسی برای زندگیت تصمیم بگیره مشورت خوبه ولی تصمیم باید با خودتون باشه. محبتت را به همسرت بیشتر کن و کاری کن که آتیش این محبت و عشق با هیچ آبی خاموش نشه، سعی کن بخودت یاد بدی که هر چیز بی اهمیت و کوچکی را توی زندگیت بیخودی بزرگ نکنی ازش غول نسازی، عروسک که این اینقدر مساله حادی نیست که بزرگش کردی اگه راستش را میگفتی آسمون به زمین نمیومد حالا هم که دروغ گفتی زمین به آسمون نرفته مهم نیست و دیگه گذشته. توی زندگی هزارتا مشکل و گرفتاری بزرگتر پیش میاد تو این شرایط زن باید گرمابخش زندگی و پشتیبان روحی شوهرش باشه، با این روحیه حساست اینجوری نمیشه. باید اعتماد بنفست را تقویت کنی و افکار منفی که باعث میشه از مادر شوهر یا هر چیز دیگه ای توی ذهنت غول بسازی دور بریزی.
    ویرایش توسط Mohammad313 : 04-23-2016 در ساعت 09:48 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از Mohammad313 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    22811
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    ممنون از شما محمد جان.باروتون نمیشه هر روز دارم حسرت میخورم که چرا حرفم رو نزدم خیلی پشیمونم خیلی ...نمیدونم چکار کنم از خودم خسته شدم خیلی دنبال جبران هستم ولی نمیدونم چطوری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از اسمان زندگی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26338
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.67
    نوشته ها
    1,285
    تشکـر
    2,425
    تشکر شده 2,122 بار در 1,068 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط اسمان زندگی نمایش پست ها
    ممنون از شما محمد جان.باروتون نمیشه هر روز دارم حسرت میخورم که چرا حرفم رو نزدم خیلی پشیمونم خیلی ...نمیدونم چکار کنم از خودم خسته شدم خیلی دنبال جبران هستم ولی نمیدونم چطوری
    خواهش میکنم، دقیقا حرف من این بود که نباید هر روز حسرت بخورید، حرفتون را محترمانه بزنید اما حاضر جوابی نکنید چون نتیجه عکس میده، خیلی وقتا هم آدم حسرت میخوره که چرا تو اون لحظه خاص فلان حرف را زدم و کاش اصلا هیچی نمی گفتم. سعی کنید با رفتارتون جبران کنید رفتار آدم توی ذهن افراد نقش میبنده و بیانگر شخصیت شماست شما با رفتارتون میتونید استقلال شخصیتتون را نشون بدید، دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
    ویرایش توسط Mohammad313 : 04-25-2016 در ساعت 01:15 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30811
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس از مادرشوهر

    سلام . من یه محقق اجتماعی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی)هستم خودم خیلی با مادرشوهرم مشکل داشته و دارم و به همین خاطر برای کمک به خودم و افرادیکه مثل من اند، دارم در رابطه با روابط مادر شوهر عروس کار میکنم. برای انجام تحقیقم به کمک شما نیاز دارم اگه لطف کنید آدرس ایمیلتان را برایم ایمیل کنید تا یک پرسشنامه در این رابطه برای پرکردن برایتان بفرستم . من هم بعدا نتیجه تحقیقم را برایتان ایمیل می کنم در پرسشنامه هم اصلا نیازی نیست شما خودتان را معرفی کنید. بامید روزهای خوش. این آدرس ایمیلم است h1390@yahoo.com
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

ترس از مادرشوهر

ترس از مادر شوهر

از ترس مادرشوهرم چیزی نمیگیرم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

ترس از مرگ,  ترس از آمپول,  ترس از ازدواج,  ترس از رانندگی,  ترس از خدا,  ترس از بیماری,  ترس از ارتفاع,  ترس از شب اول زفاف,  ترس از شکست,  ترس از آینده,  موضوع,  موضوع تعبير عن الام,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع تعبير,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع تعبير عن الربيع,  موضوع تعبير عن الرياضة,  موضوع عن عيد الام,  موضوع تعبير عن العلم,  چکار کنیم صورتمان سفید شود,  چکار کنیم زودتر پریود شویم,  چکار کنیم بچه پسر شود,  چکار کنیم دیر ارضا شویم,  چکار کنیم دختر شهوتی بشه,  چکار کنیم فرزندمان پسر شود,  چکار کنیم قدمان بلند شود,  چکار کنیم تا لاغر شویم,  چکار کنیم لاغر شویم,  چکار کنیم پولدار شویم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید