مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 21

موضوع: دخالت های مادر شوهر اوایل ازدواج

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    دخالت های مادر شوهر اوایل ازدواج

    چرا کسی جواب منو نمیده؟
    من چیکار کنم با همسرم و خانواده ام؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

  2. کاربران زیر از mahsan بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3685
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    0
    تشکر شده 13 بار در 8 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    مشکل چیه ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خودت باش ........ مهم نیست دیگران چه فکری میکنند.

  4. کاربران زیر از maeisa بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    نقل قول نوشته اصلی توسط maeisa نمایش پست ها
    مشکل چیه ؟
    مشکل من و شوهرم بی محبتی خانواده اش نسبت به منه
    یک ساله که عقد کردیم تو این مدت مادرش بیشتر از همه ازار و اذیت میکنه چرا چون مخالف ازدواج ما بوده و هر چی هم بهش محبت میکنم نمیبینه و همسرم هم اعتراضی به رفتار مادرش نداره میگه تحمل کن تحمل کن
    دو ماه مونده به مراسم عروسیمون اما همراه دخترش و پسرا و عروساش میاد خونه که هنوز عروس پا توش نذاشته هر چی به همسرم میگم ما هنوز عروسی نکردیم و مهمون دادند تو خونمون درست نیست گوش نمیده از طرفی هم از طرف خانواده خودم تحت فشارم که چرا میذاری قبل عروسی بیان تو خونت
    واقعا از این شرایط خسته شدم نمیدونم چیکار کنم….
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

  6. کاربران زیر از mahsan بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.09
    نوشته ها
    8,245
    تشکـر
    4,005
    تشکر شده 9,376 بار در 4,620 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : جواب میخوام

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsan نمایش پست ها
    مشکل من و شوهرم بی محبتی خانواده اش نسبت به منه
    یک ساله که عقد کردیم تو این مدت مادرش بیشتر از همه ازار و اذیت میکنه چرا چون مخالف ازدواج ما بوده و هر چی هم بهش محبت میکنم نمیبینه و همسرم هم اعتراضی به رفتار مادرش نداره میگه تحمل کن تحمل کن
    دو ماه مونده به مراسم عروسیمون اما همراه دخترش و پسرا و عروساش میاد خونه که هنوز عروس پا توش نذاشته هر چی به همسرم میگم ما هنوز عروسی نکردیم و مهمون دادند تو خونمون درست نیست گوش نمیده از طرفی هم از طرف خانواده خودم تحت فشارم که چرا میذاری قبل عروسی بیان تو خونت
    واقعا از این شرایط خسته شدم نمیدونم چیکار کنم….
    خب چرا اینقدر به این مسایل و خرافات اهمیت میدی...

    همینکه این همه حساسیت نشون میدی باعث میشه که اونا نسبت به تو حریص بشن ...

    پس بهتره خیلی آروم ریلکس باشی و بزنی به بی خیالی ...

    به هرحال بعد از مدتی قلق مادرشوهر دستت میاد و میتونی در موردش رفتار خوبی رو پیش بگیری...

    به هرحال شوهرت مثل یه سفیر می مونه و باید از شما تو خونواده اش دفاع کنه ...

    پس بهتره در مورد حساسیتات باهاش حرف بزنی و بخوای که در این مورد کارهایی رو انجام بده

    ولی بهش بگو که نمیخوای کاری کنی که خونواده اش ناراحت بشن ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  8. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.08
    نوشته ها
    1,253
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,171 بار در 688 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : جواب میخوام

    خب راستشو بخوای خیلی سخته که بخوای با مادر شوهر در روزای اول کنار بیای ...

    چون اون اخلاق خاص خودشو داره و شاید کارهایکه میکنه از روی عمد نباشه ...

    اون حتی اگه اینکارو از روی عمد انجام بده ف میخواد حرص تورو در بیاره و اینجوری دلش رو خنک کنه ...

    پس بهترین پادزهرش اینه که بی خیال باشی و کاراشو با خنده و لبخند رد کنی ...

    از قدیم گفتن زبان خوش مارو از سوراخ بیرون میکشه ...

    پس دختر جون یه خورده از این حرفای بی خود که توخونه نباید مهمون بیاد تا عروسی بشه رو دور بنداز

    به فکر این باش که بتونی در اینده چیکار کنی و چطور از پس مشکلات بربیای ...

    صبور باشی همه چی به روال عادی برمیگرده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا آن حس زيباييست كه در تاريكي صحرا
    زمانيكه هراس مرگ ميدزدد سكوتت را
    يكي همچون نسيم دشت مي گويد
    كنارت هستم اي تنها...


  10. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    خب چرا اینقدر به این مسایل و خرافات اهمیت میدی...

    همینکه این همه حساسیت نشون میدی باعث میشه که اونا نسبت به تو حریص بشن ...

    پس بهتره خیلی آروم ریلکس باشی و بزنی به بی خیالی ...

    به هرحال بعد از مدتی قلق مادرشوهر دستت میاد و میتونی در موردش رفتار خوبی رو پیش بگیری...

    به هرحال شوهرت مثل یه سفیر می مونه و باید از شما تو خونواده اش دفاع کنه ...

    پس بهتره در مورد حساسیتات باهاش حرف بزنی و بخوای که در این مورد کارهایی رو انجام بده

    ولی بهش بگو که نمیخوای کاری کنی که خونواده اش ناراحت بشن ...
    خوب عزیزم شوهر من اصلا گوش نمیده به اینکه من رو چی حساسم و بیشتر طرف خانواده اش میگیره
    از طرفی وقتی میان خونمون خانواده من هزار تا زعنه کنایه میزندد که تو هنوز پا تو خونت نذاشتی پا میشند میان چرا میان
    دیگه نمیدونم جواب خانواده ام و چی بدم هر چی هم میگند میگند شوهرتو بما ترجیح میدی...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

  11. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    خب چرا اینقدر به این مسایل و خرافات اهمیت میدی...

    همینکه این همه حساسیت نشون میدی باعث میشه که اونا نسبت به تو حریص بشن ...

    پس بهتره خیلی آروم ریلکس باشی و بزنی به بی خیالی ...

    به هرحال بعد از مدتی قلق مادرشوهر دستت میاد و میتونی در موردش رفتار خوبی رو پیش بگیری...

    به هرحال شوهرت مثل یه سفیر می مونه و باید از شما تو خونواده اش دفاع کنه ...

    پس بهتره در مورد حساسیتات باهاش حرف بزنی و بخوای که در این مورد کارهایی رو انجام بده

    ولی بهش بگو که نمیخوای کاری کنی که خونواده اش ناراحت بشن ...
    خوب عزیزم شوهر من اصلا گوش نمیده به اینکه من رو چی حساسم و بیشتر طرف خانواده اش میگیره
    از طرفی وقتی میان خونمون خانواده من هزار تا زعنه کنایه میزندد که تو هنوز پا تو خونت نذاشتی پا میشند میان چرا میان
    دیگه نمیدونم جواب خانواده ام و چی بدم هر چی هم میگند میگند شوهرتو بما ترجیح میدی...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

  12. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa42 نمایش پست ها
    خب راستشو بخوای خیلی سخته که بخوای با مادر شوهر در روزای اول کنار بیای ...

    چون اون اخلاق خاص خودشو داره و شاید کارهایکه میکنه از روی عمد نباشه ...

    اون حتی اگه اینکارو از روی عمد انجام بده ف میخواد حرص تورو در بیاره و اینجوری دلش رو خنک کنه ...

    پس بهترین پادزهرش اینه که بی خیال باشی و کاراشو با خنده و لبخند رد کنی ...

    از قدیم گفتن زبان خوش مارو از سوراخ بیرون میکشه ...

    پس دختر جون یه خورده از این حرفای بی خود که توخونه نباید مهمون بیاد تا عروسی بشه رو دور بنداز

    به فکر این باش که بتونی در اینده چیکار کنی و چطور از پس مشکلات بربیای ...

    صبور باشی همه چی به روال عادی برمیگرده
    عزیزم واس من اهمیت نداره بیان اما خانواده ام تحت فشارم میذارند که چرا جهاز و به کسی نشون نداده میان وسایلتو خراب میکنند و اینا هر چی من میگم اشکال نداره میگند نه تو شوهرت مهمتر از خانوادت هست اون و بما ترجیح میدی
    از طرفی به شوهرم میگم بگو تا عروسی صبر کنند اونم لج میکنه و میگه نه بیان
    من وسط موندم نمیدونم دیگه چیکار کنم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

  13. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4711
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    2
    تشکر شده 4 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    سلام من زیاد مشکلت رو نخوندم اما وقتی به مادر شوهر رسیم فهمیدم و فکر میکنم همه ی مشکلات از اونه پس سعی کن اول دل مادر شوهرت رو بدست بیاری همه چی خوب میشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : جواب میخوام

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hossein 3H نمایش پست ها
    سلام من زیاد مشکلت رو نخوندم اما وقتی به مادر شوهر رسیم فهمیدم و فکر میکنم همه ی مشکلات از اونه پس سعی کن اول دل مادر شوهرت رو بدست بیاری همه چی خوب میشه
    عزیزم اون از من بدش میاد چون که بخاطر من پسرش توروش وایساده و گفتم یا مهسا یا هیچ کس چون که بخاطر من از شهرستان اومده تهران کلا فک میکنه من زن زندگی برای پسرش نمیشم و هر وقت منو میبینه تیکه و طعنه میندازه
    و هی میخواد بیاد تهران تو خونه که من تازه جهازم هم نچیندم بمونه
    دیگه نمیدونم چطور باهاش سرکنم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

قلق مادرشوهر

چطوری تیکه ها و کنایه ها مادرشوهر رو تحمل کنیم

تیکه های مادر شوهر

دخلت مادر شوهر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

دخلت,  دخالت در زندگی دیگران,  دخالت مادرشوهر,  دخالت خانواده شوهر,  دخالت مادر زن,  دخالت در امور پزشکی,  دخالت دولت در اقتصاد,  دخالت خانواده زن,  دخالت ایران در یمن,  دخالت روسیه در سوریه,  دخالت های مادر شوهر,  دخالت های خانواده شوهر,  دخالت های مادر زن,  دخالت های خانواده همسر,  دخالت های آمریکا در ایران,  دخالت های انگلیس در ایران,  دخالت های خواهر زن,  دخالت های پدر زن,  دخالت های دیگران,  دخالت های ایران در منطقه,  مادر شوهر,  مادر شوهر بدجنس,  مادر شوهر مهناز افشار,  مادر شوهرم اذیتم میکنه,  مادر شوهر حسود,  مادر شوهر بد,  مادر شوهرم لختم کرد,  مادر شوهر به انگلیسی,  مادر شوهر و خواهر شوهر,  عروس و مادرشوهر,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید