نقل قول نوشته اصلی توسط ghoghnos نمایش پست ها
عزیزم اگه واقعا مادر شوهرت اینجوریه و از تو بدش میاد اگه میخوای با همسرت زندگی کنی باید خیلی قویتر از اینا باشی چون بعد از ازدواج مشکلات بیشتر خواهد شد.
چند تا نکته رو که خودم تو زندگیم نجربه کردم بهت میگم:
اول اینکه هر چه قدر خانواده همسرت باعث دلخوریت میشن جلوی همسرت ازشون بد نگو چون باعث میشه همسرت جبهه بگیره و بخواد از خوانوادش دفاع کنه که در هر صورت بازنده این بازی تو هستی
خونسردتو حفظ کن و به خانوادت اجازه نده دخالت کنن و بخوان با حرفاشون تو رو تحریک کنن این زندگی تو و مطمئنا ارزشش بیشتر از اینه که بخوای بخاطر امدن مادر شوهرت قبل از عروسی خرابش کنی .

به حرفا بی توجه باش لازم نیست به همه حرفا جواب بدی یا به خودت بگیری و ناراحت بشی هیجوقت خودتو بین همسزتو خانوادش قرار نده سعی کن با سیاست کاره خودتو پیش ببری شاید هیچ وقت مادر شوهرت از تو خوشش نیاد پس باید این وضع و اداره کنی .
زمان همه چیز و تغییر میده مطمئنم روزی همسرت متوجه اشتباهات خانوادش میشه و بیشتر به سمت تو جذب میشه از تو دفاع میکنه.
واسه نگه داشتن زندگیم همه چی و دارم تحمل میکنم و دم نمیزنم از طد

دو طرف تحت فشار قرار گرفتم مادر و خواهر خودم درکم نمیکنند که واس زندگیمه تا یه چیزی میشه سریع میخوان با جنگ دعوا به همسرم بگند این کار و نکنه و هروقت گفتم این زندگی منه بذار خودم حلش کنم گفت نه تو زبون نداری من بزرگترتم باید بگم و کار خودشو کرده و گفتنش همانا اختلاف بیشتر همانا
واقعا موندم با مادرشوهر و مادر خواهر خودم چه کنم...