مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 71 به 80 از 91

موضوع: رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

  1. Top | #71



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14030
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    5.25
    نوشته ها
    4,597
    تشکـر
    447
    تشکر شده 2,640 بار در 1,444 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    دلیلش چیه که عروس و مادر شوهر نمیتونن تا این حد صمیمی باشن؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #72



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضويت
    21182
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.00
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,195 بار در 748 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    من اینقدر دوست دارم همسر آیندم و مامانم مثل 2 تا رفیق باشن مثلا با هم گردش برن خرید برن باشگاه برن صمیمی باشن ولی به هرکی میگم میگه اینا افسانه هستش امکان نداره رابطه عروس و مادر شوهر به این صمیمیت باشه نظر شماها چیه؟
    شما که باید در انتخاب همسر خیلی خیلی دقت کنی ...چون تنها امید پدر مادرتی ...و اگر همسرت نخاله از اب در بیاد براهمتون خیلی سخت تر از شرایط بقیه میشه .


    جاری منم الان با مادرشوهر باشگا میره استخر میره هفته ای دو روز .خرید میره همشم خونشونه .اصلا هم افسانه ای نیست رابطشون ...خیلی هم خوب و عادیه .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #73



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14456
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    تو تاپیکهایی که نوشتین اکثرا تاکید کردین با محبت و سیاست میشه دل مادرشوهرو بدست اورد.
    من 6 سال از ازدواجم گذشته. اطرافیانم منو به عنوان ادمی مظلوم و مهربون میشناسن. تو این سالها اونقدر هوای مادرشوهرمو داشتم که هوا برش داشته!!!!
    بعضی ادما درست بشو نیستن. بیمارن. بیمار روحی و روانی.
    همسر من خیییییلی مهربون و باعاطفه س. اما اون هم حریف مادرش نمیشه. اونقدر سنگدل و بداخلاقه که همسرم بیشتر عمرشو خونه مادربزرگش سپری کرده و برای دانشگاه هم رفته به شهری دور که دست مادرش بهش نرسه. الانم اگه به اصرار من نباشه، همون ماهی یه بار هم دلش نمیخواد به خونواده ش سر بزنیم چون اونجا جز توهین و تحقیر تعمدی چیزی عایدمون نمیشه.
    همسرم هربار که بامادرش حرف میزنه به دعوا ختم میشه. شاید براتون قابل لمس نباشه ولی کسایی که همسر منو میشناسن میفهمن ازارش به مورچه هم نمیرسه.
    اونقدر مادرش اذیت کرده و میکنه که چندسال اول زندگیمون فقط داشتم به شوهرم ثابت میکردم صادقانه دوستش دارم نه مثل مادرش که برای هر چیزی چرتکه میندازه حتی دوست داشتن.
    مادر اون از اختلاف انداختن بین ما لذت میبره. ادم هیستیریکیه.
    وقتی رابطه عاشقانه مارو میبینه حسادت میکنه و تمام تلاشش رو میکنه مارو از هم دلسرد کنه.
    باورتون میشه؟ یه بار جلوی کل فامیل بهم حرفای زشتی زد. چون وقتی با یکی حرفش شد،من دخالت نکردم!!!!
    وقتی همسرم طرف منو گرفت و جلوشون ایستاد، مادرشوهرم شروع به تهدید کرد که اسراری از زندگی پسر خودش برملا میکنه تا من ترکش کنم!!!!!
    یا وقتی فهمید با کلی زحمت و صرفه جویی میخوایم یه خونه نقلی تو غرب تهران که محل زندگی من بود بخریم، به همه سپرد بهمون کمک نکنن و قرض ندن تا شرق تهران بمونیم و به مادر من نزدیک نشیم!!!!
    وقتی شوهرم میخواست ماشین یکی از بستگان رو بخره، با ایرادگیری بیجا رای مارو زد و از اون طرف به فروشنده پیشنهاد بالاتر داد تا ماشینو از چنگ ما در اورد!!

    بعد شما برای همه نسخه مهربونی میپیچین؟
    بعضیا اصلا ادم نیستن.
    از این موارد تو زندگی من زیاده. منم فقط تحملشون میکنم. و خداروشکر میکنم که بودن با همسرم به تمام این مسائل می ارزه. امیدوارم دختری که قراره جاری من بشه انتقام تموم این سالها رو ازشون بگیره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #74



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    25805
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.00
    نوشته ها
    585
    تشکـر
    101
    تشکر شده 323 بار در 182 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط talieh نمایش پست ها
    تو تاپیکهایی که نوشتین اکثرا تاکید کردین با محبت و سیاست میشه دل مادرشوهرو بدست اورد.
    من 6 سال از ازدواجم گذشته. اطرافیانم منو به عنوان ادمی مظلوم و مهربون میشناسن. تو این سالها اونقدر هوای مادرشوهرمو داشتم که هوا برش داشته!!!!
    بعضی ادما درست بشو نیستن. بیمارن. بیمار روحی و روانی.
    همسر من خیییییلی مهربون و باعاطفه س. اما اون هم حریف مادرش نمیشه. اونقدر سنگدل و بداخلاقه که همسرم بیشتر عمرشو خونه مادربزرگش سپری کرده و برای دانشگاه هم رفته به شهری دور که دست مادرش بهش نرسه. الانم اگه به اصرار من نباشه، همون ماهی یه بار هم دلش نمیخواد به خونواده ش سر بزنیم چون اونجا جز توهین و تحقیر تعمدی چیزی عایدمون نمیشه.
    همسرم هربار که بامادرش حرف میزنه به دعوا ختم میشه. شاید براتون قابل لمس نباشه ولی کسایی که همسر منو میشناسن میفهمن ازارش به مورچه هم نمیرسه.
    اونقدر مادرش اذیت کرده و میکنه که چندسال اول زندگیمون فقط داشتم به شوهرم ثابت میکردم صادقانه دوستش دارم نه مثل مادرش که برای هر چیزی چرتکه میندازه حتی دوست داشتن.
    مادر اون از اختلاف انداختن بین ما لذت میبره. ادم هیستیریکیه.
    وقتی رابطه عاشقانه مارو میبینه حسادت میکنه و تمام تلاشش رو میکنه مارو از هم دلسرد کنه.
    باورتون میشه؟ یه بار جلوی کل فامیل بهم حرفای زشتی زد. چون وقتی با یکی حرفش شد،من دخالت نکردم!!!!
    وقتی همسرم طرف منو گرفت و جلوشون ایستاد، مادرشوهرم شروع به تهدید کرد که اسراری از زندگی پسر خودش برملا میکنه تا من ترکش کنم!!!!!
    یا وقتی فهمید با کلی زحمت و صرفه جویی میخوایم یه خونه نقلی تو غرب تهران که محل زندگی من بود بخریم، به همه سپرد بهمون کمک نکنن و قرض ندن تا شرق تهران بمونیم و به مادر من نزدیک نشیم!!!!
    وقتی شوهرم میخواست ماشین یکی از بستگان رو بخره، با ایرادگیری بیجا رای مارو زد و از اون طرف به فروشنده پیشنهاد بالاتر داد تا ماشینو از چنگ ما در اورد!!

    بعد شما برای همه نسخه مهربونی میپیچین؟
    بعضیا اصلا ادم نیستن.
    از این موارد تو زندگی من زیاده. منم فقط تحملشون میکنم. و خداروشکر میکنم که بودن با همسرم به تمام این مسائل می ارزه. امیدوارم دختری که قراره جاری من بشه انتقام تموم این سالها رو ازشون بگیره.
    درسته استثنا هم داریم
    ولی عرض بنده این بود که در کل میشه در خیلی از موارد با محبت و احترام بیشتر
    دل طرف رو به دست اورد
    بعد با ارامش زندگی کرد
    در مواردی که دیگه نشه تحمل کرد
    بهتره که تا حایی که میتونی از خانواده پدری همسرتون دوری کنید و همسرتونو هم دور کنید
    تا اینکه خدای نکرده دعوایی رخ نده که بعدا باعث اسیب به زندگی مشترک شما بشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    فرعون باشی یا قارون یا انیشتین یا نیوتن....
    آخرت خاک است و مرگ
    دنبال چیزهایی باش که ابدی هستند...

  6. Top | #75



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11132
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.32
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,077 بار در 2,137 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط talieh نمایش پست ها
    تو تاپیکهایی که نوشتین اکثرا تاکید کردین با محبت و سیاست میشه دل مادرشوهرو بدست اورد.
    من 6 سال از ازدواجم گذشته. اطرافیانم منو به عنوان ادمی مظلوم و مهربون میشناسن. تو این سالها اونقدر هوای مادرشوهرمو داشتم که هوا برش داشته!!!!
    بعضی ادما درست بشو نیستن. بیمارن. بیمار روحی و روانی.
    همسر من خیییییلی مهربون و باعاطفه س. اما اون هم حریف مادرش نمیشه. اونقدر سنگدل و بداخلاقه که همسرم بیشتر عمرشو خونه مادربزرگش سپری کرده و برای دانشگاه هم رفته به شهری دور که دست مادرش بهش نرسه. الانم اگه به اصرار من نباشه، همون ماهی یه بار هم دلش نمیخواد به خونواده ش سر بزنیم چون اونجا جز توهین و تحقیر تعمدی چیزی عایدمون نمیشه.
    همسرم هربار که بامادرش حرف میزنه به دعوا ختم میشه. شاید براتون قابل لمس نباشه ولی کسایی که همسر منو میشناسن میفهمن ازارش به مورچه هم نمیرسه.
    اونقدر مادرش اذیت کرده و میکنه که چندسال اول زندگیمون فقط داشتم به شوهرم ثابت میکردم صادقانه دوستش دارم نه مثل مادرش که برای هر چیزی چرتکه میندازه حتی دوست داشتن.
    مادر اون از اختلاف انداختن بین ما لذت میبره. ادم هیستیریکیه.
    وقتی رابطه عاشقانه مارو میبینه حسادت میکنه و تمام تلاشش رو میکنه مارو از هم دلسرد کنه.
    باورتون میشه؟ یه بار جلوی کل فامیل بهم حرفای زشتی زد. چون وقتی با یکی حرفش شد،من دخالت نکردم!!!!
    وقتی همسرم طرف منو گرفت و جلوشون ایستاد، مادرشوهرم شروع به تهدید کرد که اسراری از زندگی پسر خودش برملا میکنه تا من ترکش کنم!!!!!
    یا وقتی فهمید با کلی زحمت و صرفه جویی میخوایم یه خونه نقلی تو غرب تهران که محل زندگی من بود بخریم، به همه سپرد بهمون کمک نکنن و قرض ندن تا شرق تهران بمونیم و به مادر من نزدیک نشیم!!!!
    وقتی شوهرم میخواست ماشین یکی از بستگان رو بخره، با ایرادگیری بیجا رای مارو زد و از اون طرف به فروشنده پیشنهاد بالاتر داد تا ماشینو از چنگ ما در اورد!!

    بعد شما برای همه نسخه مهربونی میپیچین؟
    بعضیا اصلا ادم نیستن.
    از این موارد تو زندگی من زیاده. منم فقط تحملشون میکنم. و خداروشکر میکنم که بودن با همسرم به تمام این مسائل می ارزه. امیدوارم دختری که قراره جاری من بشه انتقام تموم این سالها رو ازشون بگیره.

    ببین عزیزم به مادر شوهر باید محبت کرد ولی در حده معقول نه اینکه به قول شما هوا ورش داره ... بعدش اجازه ی دخالت هم بهش ندی ...

    مثلا با احترام باهاش رفتار کن ، ولی اگه مثلا بر خلاف میلتون گفت ناهار بمونید اینجا ، یا روز جمعه ای ناهار بیاید خونه ی ما اگه دوست نداشتی ، اگه میخواستی یه روز جمعه ای خودتو شوهرت ناهار خونه باشید ( اگه شاغلی ) بگو نه مامان جان مرسی ان شالله مزاحمتون میشیم یه سری دیگه ، وقت بسیاره ... تو هم سر حرف خودت بمون ، بگو شب میایم سر میزنیم مثلا

    درکل نباید بزاری جا تو تصمیم بگیره

    البته اشکالی هم نداره بعد ده بار یه بار بپذیری مثلا یکی از ناهارای روز جمعشو
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. 2 کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #76



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.11
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط love نمایش پست ها
    ببین عزیزم منم مثل تو بود شرایطم الان تو میگی دو ساله عروسشونم ولی رفتارش بهتر نشده ، من الان 7 ساله عروسشونم ، 4 سال اول شرایطم مثل تو بود ، منم کم حرص نخوردم از دستشون .

    ولی دوتا حرف آرومم میکرد .

    اولیش: مامانمم کم نکشیده بود از دست مادرشوهرو خواهرشوهراش ، واسه اینکه آرومم کنه میگفت اشکال نداره تحمل کن ، همه ی اینا ثوابن ... اینکه بهت بدی میکنن تو تحمل کن خدا پاداششو بهت میده .( اتفاقا یه مدت پیش بهم گفت اینکه الان دیگه همه چیز آروم شده نتیجه ی اون صبرو تحملیه که کردی ، خدا از دلت خبر داشت که چی کشیدی ولی تحمل کردی )

    دومیش : بابام میگفت یادت باشه هیچوقت در رو یه پاشنه نمیچرخه ، میگفت یه سیب تا بیفته زمین هزار چرخ میخوره ، میگفت تو از آینده خبر نداری شاید تغییر کرد همه چیز .

    حالا تو هم تحمل کن رفتاراشونو فقط تنها کاری که باید بکنی اینه که نزاری رابطه ی تو و شوهرت خراب بشه .

    منم شوهرم اوایل خیلی اذیتم میکرد ، یعنی پسرا کلا اوایل ازدواجشون خیلی خامو نپختن کم کم مرد میشن ، منم کم کم شرو کردم طرف خودم کشوندنش ، گاهی با سکوتم در برابر بدیه مامانش اینکه نیام بهش غر بزنم ، میدید ناراحتم ولی چیزی بش نمیگم ، گاهی بحثی بین خودمون میشد گذشت میکردم ، قسمت اعظمشم قربون صدقه و محبت کردن بهش .

    میدونم تو هم محبت میکنی و واسش کم نمیزاری ولی میدونی مشکلت چیه ?!?!

    مشکلت اینه که وقتی قاطی میکنی میزنی همه چیزو خراب میکنی ، میزنی محبتایی که کردی رو هم از بین میبری .

    یکم اعتدال باید داشته باشی تو رفتارت . کم کم همه چیز درست میشه .

    بیشتر خواستم اون دو موردو بگم ، با فکر کردن به اونا آرامشت بیشتر میشه .
    مرسي عزيزم حرفات واقعا آرومم كرد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #77



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.11
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط love نمایش پست ها
    ببین عزیزم به مادر شوهر باید محبت کرد ولی در حده معقول نه اینکه به قول شما هوا ورش داره ... بعدش اجازه ی دخالت هم بهش ندی ...

    مثلا با احترام باهاش رفتار کن ، ولی اگه مثلا بر خلاف میلتون گفت ناهار بمونید اینجا ، یا روز جمعه ای ناهار بیاید خونه ی ما اگه دوست نداشتی ، اگه میخواستی یه روز جمعه ای خودتو شوهرت ناهار خونه باشید ( اگه شاغلی ) بگو نه مامان جان مرسی ان شالله مزاحمتون میشیم یه سری دیگه ، وقت بسیاره ... تو هم سر حرف خودت بمون ، بگو شب میایم سر میزنیم مثلا

    درکل نباید بزاری جا تو تصمیم بگیره

    البته اشکالی هم نداره بعد ده بار یه بار بپذیری مثلا یکی از ناهارای روز جمعشو

    يه بار جاريم مهموني گرفته بود من نميخاستم برم به دلايلي
    به شوهرم دلايلم رو گفتم اون هم زياد اصرار نكرد كه بريم ولي مادرشورم انقدرگير داد نيايد نه من نه شما هي تيكه مي نداخت ميگفت برادرشوهرم كادوتونو پس ميده و ال و بل قيافه ميگرفت حرف نميزد بهش ميگفتم شب يلدا خونه مامانم نرفتم پنجشنبه جمعه ميخام اونجا باشم ميگفت اين هفته نريد تو دلم گفتم به تو چه پيرزن كه دخالت ميكني بعد نرفتيم خيلي حال داد كه به حرفش گوش نداديم از اون به بعد تو اين مسايل حرف نميزنه ميگه من هيچي نميگم
    ولي الان از سركار ميريم كه سر بزنيم هر كاري خونشون داره ميده به شوهرم كه يه جورايي لفتش بده ما بيشتر اونجا باشيم و شوهرم به خونشون برسه و من هم به شوهرم ميگم بريم خونه بريم خونه ميخام شام درست كنم از قصد ي ما رو نگه ميداره انكار ميخاد منو حرص بده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #78



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضويت
    24045
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    1,078
    تشکـر
    990
    تشکر شده 1,799 بار در 716 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدزاده نمایش پست ها
    يه بار جاريم مهموني گرفته بود من نميخاستم برم به دلايلي
    به شوهرم دلايلم رو گفتم اون هم زياد اصرار نكرد كه بريم ولي مادرشورم انقدرگير داد نيايد نه من نه شما هي تيكه مي نداخت ميگفت برادرشوهرم كادوتونو پس ميده و ال و بل قيافه ميگرفت حرف نميزد بهش ميگفتم شب يلدا خونه مامانم نرفتم پنجشنبه جمعه ميخام اونجا باشم ميگفت اين هفته نريد تو دلم گفتم به تو چه پيرزن كه دخالت ميكني بعد نرفتيم خيلي حال داد كه به حرفش گوش نداديم از اون به بعد تو اين مسايل حرف نميزنه ميگه من هيچي نميگم
    ولي الان از سركار ميريم كه سر بزنيم هر كاري خونشون داره ميده به شوهرم كه يه جورايي لفتش بده ما بيشتر اونجا باشيم و شوهرم به خونشون برسه و من هم به شوهرم ميگم بريم خونه بريم خونه ميخام شام درست كنم از قصد ي ما رو نگه ميداره انكار ميخاد منو حرص بده
    داستان عجیبیست حکایت عروسها و مادرشوهرها.......
    ولی چیزی که بمن ثابت شدس؛ امروزه ما, آینه ی رفتار دیروز ماست.. یعنی هرجوری مادرشوهرشما با مادرشوهرش رفتار کرد؛ الان نوبت اونه که جای مادرشوهر خودش قراربگیره..
    و اینده هم نوبت شماست..
    البته این. قبول دارم که مادرشوهرها عامل اصلی فتنه در خانواده زوج هستند.. ولی خب چه میشه کرد
    زندگی منم در دوران نامزذی رو به تاریکی رفته بخاطر همین دخالتهای ناثواب مادرم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. 2 کاربران زیر از orbital بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #79



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.11
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط orbital نمایش پست ها
    داستان عجیبیست حکایت عروسها و مادرشوهرها.......
    ولی چیزی که بمن ثابت شدس؛ امروزه ما, آینه ی رفتار دیروز ماست.. یعنی هرجوری مادرشوهرشما با مادرشوهرش رفتار کرد؛ الان نوبت اونه که جای مادرشوهر خودش قراربگیره..
    و اینده هم نوبت شماست..
    البته این. قبول دارم که مادرشوهرها عامل اصلی فتنه در خانواده زوج هستند.. ولی خب چه میشه کرد
    زندگی منم در دوران نامزذی رو به تاریکی رفته بخاطر همین دخالتهای ناثواب مادرم...
    درسته مادرشوهرمنم تو دوران نامزديم خيلي اذيتم كرد گاهي ميگم كاش زودتر جدا ميشدم تا كار به اينجا نكشه و حرص نميخوردم ديروز خيلي گريه كردم پيش شوهرم گفت چي شده گفتم پير شدم موهام سفيد شده واقعا هم تو اين مدت كه با هم آشنا شديم جز حرص برام چيزي نداشتن بخاطر اين موهاي جلوي سرم سفيد شده اونم نميفهمه كه من چي ميگم منظورم چيه بخاطر چي حرص ميخورم
    من معتقدم شوهر آدم پشتش باشه و حمايت كنه خانمشو و به كسي اجازه دخالت نده همه اينها قابل تحمله همه جي بستگي به شوهر آدم داره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #80



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضويت
    24045
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    1,078
    تشکـر
    990
    تشکر شده 1,799 بار در 716 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدزاده نمایش پست ها
    درسته مادرشوهرمنم تو دوران نامزديم خيلي اذيتم كرد گاهي ميگم كاش زودتر جدا ميشدم تا كار به اينجا نكشه و حرص نميخوردم ديروز خيلي گريه كردم پيش شوهرم گفت چي شده گفتم پير شدم موهام سفيد شده واقعا هم تو اين مدت كه با هم آشنا شديم جز حرص برام چيزي نداشتن بخاطر اين موهاي جلوي سرم سفيد شده اونم نميفهمه كه من چي ميگم منظورم چيه بخاطر چي حرص ميخورم
    من معتقدم شوهر آدم پشتش باشه و حمايت كنه خانمشو و به كسي اجازه دخالت نده همه اينها قابل تحمله همه جي بستگي به شوهر آدم داره
    کاملا موافقم ..
    اما شوهر زمانی میتونه اقتدارخودشو بصورت کامل نشون بده که خانمش کنارش باشه؛
    اساسا خانمها توی رفتار و تفکر مردها خیلی اثرگذارن
    شاید باورتون نشه اما یه زن خوب میتونه مرد خودخواه و مغرور و... خودشو کاملا رام کنه
    مثلا خوده من؛ نامزدم پشتمو خالی کرد؛ واسه همین نمیتونستم جلوشون(مادرم) اونجوری که لازمه وایسم
    با این حال هرچی نامزدم گفت میگفتم چشم... ولی بازم لابه لای حرفا و رفتارا ی چیزی برای بهانه تراشی پیدا میکرد..
    شما خانمها قدرت خودتونو نادیده نگیرین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. کاربران زیر از orbital بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آتش بس عروس و مادر شوهر؟
    توسط pari@ در انجمن آموزش مهارت های زندگی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 11-08-2015, 03:02 PM
  2. دفترخاطرات تازه عروس
    توسط a در انجمن سایر
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 08-28-2015, 04:29 PM
  3. کابوس خاطرات بد گذشته
    توسط Paria.Es در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 04-26-2015, 03:00 PM
  4. اختلاف سنی معکوس
    توسط azra s در انجمن سن ازدواج
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-01-2014, 09:44 AM
  5. شوهر لوس و بچه ننه........
    توسط کیانا2 در انجمن اخلاق و رفتار همسر
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: 07-14-2014, 01:47 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

اختلافات بین خواهرشوهر وعروس

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

رابطه,  رابطة العالم الاسلامي,  رابطة العدالة,  رابطة المتكممين,  رابطة الهلال,  رابطة مشجعي ريال مدريد,  رابطة ابطال اوروبا,  رابطة خريجي ذي قار,  رابطة الاسلم,  رابطة الاهلي,  رابطه صحیح دختر و پسر,  رابطه صحیح زناشوی,  رابطه صحیح با دوست پسر,  رابطه صحیح در دوران نامزدی,  رابطه صحیح با خانواده همسر,  رابطه صحیح با پسر,  رابطه صحیح با خانواده شوهر,  رابطه صحیح زناشویی,  رابطه صحیح مقعدی,  رابطه صحیح با همسر,  منفی نگری,  منفی گرایی,  منفی 18,  منفی شدن تست اعتیاد,  منفی شدن تست بارداری,  منفی 18 عکس,  منفی هجده,  منفی بافی,  منفی گرا,  منفی در مثبت,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید