مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 14 از 14

موضوع: رفتن به خانه مادرشوهر

  1. Top | #1
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.52
    نوشته ها
    417
    تشکـر
    132
    تشکر شده 350 بار در 205 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    رفتن به خانه مادرشوهر

    دوستان سلام
    همون طور که کم و بیش میدونید خانواده همسرم از بعد از عقد باما قهرن و خیلی سرسنگین رفتار میکنن و همسرم بهشون سر میزنه.
    این چند روز یک مراسمی دارند. من خیلی دوست دارم برم نه بخاطر مراسمش. بیشتر بخاطر اینکه دلم میخواد این کینه تموم بشه. تا هردومون راحت بشیم و منم انقدر بخاطر همسرم ناراحت نباشم. به همسرم گفتم بیا باهم بریم. بالاخره کسی باید این ناراحتیو تمام کنه. همسرم به پدرش گفته بود که چرا هیچ وقت همسر منو دعوت نمیکنید؟ خلاصه قرار شد من فردا برم برای مراسمشون. لطفا کمکم کنید که چکار کنم چه برخوردی کنم؟ آیا اصلا برم؟ از لحاظی بسیار نگرانم میترسم بهم بی احترامی کنن (گرچه میدونم آدم جلوی روت حرف زدن نیستن. همیشه پشت سر حرف میزنن.) و از لحاظی می ترسم اگر باهامون آشتی کنن. دخالت هاشون توی زندگی ما شروع بشه یا دلشون بخواد که اذیت کنند و زندگی مارو از بپاشن.
    لطفا کمکم کنید، باورم نمیشه که همیشه زمان کمک به خودم که می رسه مغزم کار نمیکنه. در حال حاضر قلبم داره سریع میزنه و خیلی بهم ریختم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.40
    نوشته ها
    5,340
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,043 بار در 1,703 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    سلام برید به مراسم
    باهاشون خیلی عادی ارتباط بگیرید نه خیلی صمیمی باشید که فک کنن هول برتون داشته نه جوری باشید که بعدا بگن محل نذاشت و بیشتر بشه این کینه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  4. Top | #3

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.74
    نوشته ها
    1,156
    تشکـر
    1,390
    تشکر شده 1,356 بار در 738 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    دوستان سلام
    همون طور که کم و بیش میدونید خانواده همسرم از بعد از عقد باما قهرن و خیلی سرسنگین رفتار میکنن و همسرم بهشون سر میزنه.
    این چند روز یک مراسمی دارند. من خیلی دوست دارم برم نه بخاطر مراسمش. بیشتر بخاطر اینکه دلم میخواد این کینه تموم بشه. تا هردومون راحت بشیم و منم انقدر بخاطر همسرم ناراحت نباشم. به همسرم گفتم بیا باهم بریم. بالاخره کسی باید این ناراحتیو تمام کنه. همسرم به پدرش گفته بود که چرا هیچ وقت همسر منو دعوت نمیکنید؟ خلاصه قرار شد من فردا برم برای مراسمشون. لطفا کمکم کنید که چکار کنم چه برخوردی کنم؟ آیا اصلا برم؟ از لحاظی بسیار نگرانم میترسم بهم بی احترامی کنن (گرچه میدونم آدم جلوی روت حرف زدن نیستن. همیشه پشت سر حرف میزنن.) و از لحاظی می ترسم اگر باهامون آشتی کنن. دخالت هاشون توی زندگی ما شروع بشه یا دلشون بخواد که اذیت کنند و زندگی مارو از بپاشن.
    لطفا کمکم کنید، باورم نمیشه که همیشه زمان کمک به خودم که می رسه مغزم کار نمیکنه. در حال حاضر قلبم داره سریع میزنه و خیلی بهم ریختم.
    سلام عزیزم.

    میدونی به نظر من توی این کشمکشهایی که خیلیا با خونواده همسرشون دارن یه چیزی رو حتما باید در نظر داشته باشن٬

    اونم اینه که هیچوقت هیچکسی نمیتونه برای همیشه خونوادشو بزاره کنار و ازشون دست بکشه!

    قهر و دوری هر چقدم طولانی بشه بالاخره یک روزی احساس نیاز به خونواده و افرادی که تنها هم خونهای آدم توی تمام دنیا هستن سر و کله ش پیدا میشه !

    هیچوقت نباید اینجوری فک کنی که چون همسرت از خونوادش ناراحته ٬ واسه همیشه کنارشون میزاره و میره و پشت سرشم نگاه نمیکنه؛

    واسه همینم سعی کن پلهای پشت سرتو برای ایجاد یک رابطه سالم با خونواده همسرت خراب نکنی.

    اینجور که مشخصه همسرت کاملا حمایتت میکنه و پشتته٬ این عالیه!

    اگر هم رفتار حساب شده ای در برابر خونواده همسرت داشته باشی دیگه تقریبا مشکلی نیست؛

    هم میتونی احتمال ایجاد دخالتها رو خیلی کم کنی هم اگر دخالتی ایجاد شد با کمک همسرت و برخورد صحیح میتونین جلوی اثرگذاریش رو توی زندگیتون بگیرید!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    582
    تشکـر
    132
    تشکر شده 232 بار در 172 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    دوستان سلام
    همون طور که کم و بیش میدونید خانواده همسرم از بعد از عقد باما قهرن و خیلی سرسنگین رفتار میکنن و همسرم بهشون سر میزنه.
    این چند روز یک مراسمی دارند. من خیلی دوست دارم برم نه بخاطر مراسمش. بیشتر بخاطر اینکه دلم میخواد این کینه تموم بشه. تا هردومون راحت بشیم و منم انقدر بخاطر همسرم ناراحت نباشم. به همسرم گفتم بیا باهم بریم. بالاخره کسی باید این ناراحتیو تمام کنه. همسرم به پدرش گفته بود که چرا هیچ وقت همسر منو دعوت نمیکنید؟ خلاصه قرار شد من فردا برم برای مراسمشون. لطفا کمکم کنید که چکار کنم چه برخوردی کنم؟ آیا اصلا برم؟ از لحاظی بسیار نگرانم میترسم بهم بی احترامی کنن (گرچه میدونم آدم جلوی روت حرف زدن نیستن. همیشه پشت سر حرف میزنن.) و از لحاظی می ترسم اگر باهامون آشتی کنن. دخالت هاشون توی زندگی ما شروع بشه یا دلشون بخواد که اذیت کنند و زندگی مارو از بپاشن.
    لطفا کمکم کنید، باورم نمیشه که همیشه زمان کمک به خودم که می رسه مغزم کار نمیکنه. در حال حاضر قلبم داره سریع میزنه و خیلی بهم ریختم.
    سلام

    بنظرم شما که قصد مهاجرت دارید زیاد نباید نگران آینده و دخالت های آتی باشید...در مراسم هم شرکت کنید و خیلی آرام و منطقی برخورد کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از shahriar بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  8. Top | #5
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.52
    نوشته ها
    417
    تشکـر
    132
    تشکر شده 350 بار در 205 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    سلام عزیزم.

    میدونی به نظر من توی این کشمکشهایی که خیلیا با خونواده همسرشون دارن یه چیزی رو حتما باید در نظر داشته باشن٬

    اونم اینه که هیچوقت هیچکسی نمیتونه برای همیشه خونوادشو بزاره کنار و ازشون دست بکشه!

    قهر و دوری هر چقدم طولانی بشه بالاخره یک روزی احساس نیاز به خونواده و افرادی که تنها هم خونهای آدم توی تمام دنیا هستن سر و کله ش پیدا میشه !

    هیچوقت نباید اینجوری فک کنی که چون همسرت از خونوادش ناراحته ٬ واسه همیشه کنارشون میزاره و میره و پشت سرشم نگاه نمیکنه؛

    واسه همینم سعی کن پلهای پشت سرتو برای ایجاد یک رابطه سالم با خونواده همسرت خراب نکنی.

    اینجور که مشخصه همسرت کاملا حمایتت میکنه و پشتته٬ این عالیه!

    اگر هم رفتار حساب شده ای در برابر خونواده همسرت داشته باشی دیگه تقریبا مشکلی نیست؛

    هم میتونی احتمال ایجاد دخالتها رو خیلی کم کنی هم اگر دخالتی ایجاد شد با کمک همسرت و برخورد صحیح میتونین جلوی اثرگذاریش رو توی زندگیتون بگیرید!
    خیلی ممنون دوستان از کمک هاتون.اما متاسفانه مثل اینکه اونا قصد کوتاه اومدن ندارن.به همسرم گفتن بیا تا حرف بزنیم اما تا همسرم رفته باهاش قهر بودن و حرفم نزدن.
    همسرمم وقتی اومد گفت اینا همچنان قصد دارن بی محلیو بی احترامی کنن.لازم نیست بیای. منم باور کن راموناجان از خدامه اشتی کنیم اما خوب خودشون اصلا تمایلی به اشتی ندارند بنظرم فقط با شکست خوردن زندگی ما راضی میشن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از ghm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #6

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.74
    نوشته ها
    1,156
    تشکـر
    1,390
    تشکر شده 1,356 بار در 738 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    خیلی ممنون دوستان از کمک هاتون.اما متاسفانه مثل اینکه اونا قصد کوتاه اومدن ندارن.به همسرم گفتن بیا تا حرف بزنیم اما تا همسرم رفته باهاش قهر بودن و حرفم نزدن.
    همسرمم وقتی اومد گفت اینا همچنان قصد دارن بی محلیو بی احترامی کنن.لازم نیست بیای. منم باور کن راموناجان از خدامه اشتی کنیم اما خوب خودشون اصلا تمایلی به اشتی ندارند بنظرم فقط با شکست خوردن زندگی ما راضی میشن.
    خواهش میکنم عزیزم؛

    واقعا چقدر حیف!

    ای کاش بیشتر قدر این کنار هم بودنا رو میدونستن؛

    خانواده همسرت هر چقدرم از تو ناراحت باشن باید بپذیرن که همسر پسرشون هستی و به خاطر ایشونم که شده کوتاه بیان.

    به هر حال همینکه قصد کردی تا دوباره روابطو آغاز کنی نشون دهنده حُسن نیتت هست .

    شما تلاشتو کردی اما حاضر نشدن تغییری در شکل برخوردشون بدن.

    به نظرم با این اوصاف وقتی نخوان قلبا پذیرای شما باشن بهتره ازشون فاصله بگیرین تا شاید گذر زمان اوضاعو تغییر بده!

    البته اگر تا اون موقع خدا شانس فرصت دوباره رو ازشون نگیره...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  12. Top | #7

    دلنوشته کاربر
    تمرکز کن رو کاری که دوست داری
    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.21
    نوشته ها
    270
    تشکـر
    127
    تشکر شده 157 بار در 115 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    خیلی ممنون دوستان از کمک هاتون.اما متاسفانه مثل اینکه اونا قصد کوتاه اومدن ندارن.به همسرم گفتن بیا تا حرف بزنیم اما تا همسرم رفته باهاش قهر بودن و حرفم نزدن.
    همسرمم وقتی اومد گفت اینا همچنان قصد دارن بی محلیو بی احترامی کنن.لازم نیست بیای. منم باور کن راموناجان از خدامه اشتی کنیم اما خوب خودشون اصلا تمایلی به اشتی ندارند بنظرم فقط با شکست خوردن زندگی ما راضی میشن.

    سلام ،تنها راه چاره همسرتون هستن،فعلا به خونه پدری ايشون نريد و فقط اجازه بدین همسرتون تنهایی برن ،تنهایی برن و کم کم احساس والدينشون رو نسبت به شما بدونن. مطمئنا فکرايي از قبیل اینکه منو دوست ندارن و نمیدونم قلبا کینه دارن غلطه .

    همسر شما اینجا نقش اصلی هست ،وقتی کم کم دلیل واقعی ناراحتی رو بدونن میشه مشکل رو حلش کرد .



    فعلا تنهایی برن پیش مادر پدرشون و تنهایی حرف بزنن از طرف شما تا مشکلات حل بشه .



    غرور نباید بیخودی خرد بشه اونم با کارای نسنجيده و اینکه ممکنه به خاطر لج طرف دیگه قضیه هم به شما توهین کنه ،پس احساسی بودن رو بذارين کنار و از همسرتون کمک بگیرین ،مثلا از همسرتون بخوايد با مادر پدرشون قرار بذارن بريد رستوران. ببينين هر چه قدر بیشتر تو دید باشین براتون بهتره ،مهربان و عادي باشین .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #8

    دلنوشته کاربر
    تمرکز کن رو کاری که دوست داری
    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.21
    نوشته ها
    270
    تشکـر
    127
    تشکر شده 157 بار در 115 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    هر چه قدر زمان بگذره اگه احساس بدی باشه حتی اگه کم باشه با مرور زمان و بودن تو اون حالت بیشتر میشه .

    پس همسرتون رو بفرستید با مادر پدرشون حرف بزنن این تنها راهکاره مطمئن باشین نتیجه میگیرين


    یادتون باشه بدترین کار اینه که ازشون فاصله بگیرید! مطمئنا خودتون هم میدونين اگه این کار رو بکنین اوضاع پیچیده میشه اونوقت ....

    بذارين بعده اونوقت رو که میخواستم بگم اینطوری بگم ،از متن يه کتاب یادم اومد بگم .


    اونوقت باید یه فداکاری این وسط صورت بگیره تا مشکل حل بشه ،یه نفر باید این وسط خودش رو فدا کنه تا مشکل حل بشه .

    ایراد اینجاست که قضیه رو تلاش نمیکنيم همون اول حل کنیم و بعدش با کارامون مجبور میشیم فداکاری کنیم تا مشکل حل بشه.

    امیدوارم مشکلتون رو با چیزایی که گفتم زود حل کنین تا دیر نشده


    ام
    ویرایش توسط ss75 : 02-02-2018 در ساعت 10:47 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. کاربران زیر از ss75 بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  15. Top | #9
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.52
    نوشته ها
    417
    تشکـر
    132
    تشکر شده 350 بار در 205 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط ss75 نمایش پست ها
    هر چه قدر زمان بگذره اگه احساس بدی باشه حتی اگه کم باشه با مرور زمان و بودن تو اون حالت بیشتر میشه .

    پس همسرتون رو بفرستید با مادر پدرشون حرف بزنن این تنها راهکاره مطمئن باشین نتیجه میگیرين


    یادتون باشه بدترین کار اینه که ازشون فاصله بگیرید! مطمئنا خودتون هم میدونين اگه این کار رو بکنین اوضاع پیچیده میشه اونوقت ....

    بذارين بعده اونوقت رو که میخواستم بگم اینطوری بگم ،از متن يه کتاب یادم اومد بگم .


    اونوقت باید یه فداکاری این وسط صورت بگیره تا مشکل حل بشه ،یه نفر باید این وسط خودش رو فدا کنه تا مشکل حل بشه .

    ایراد اینجاست که قضیه رو تلاش نمیکنيم همون اول حل کنیم و بعدش با کارامون مجبور میشیم فداکاری کنیم تا مشکل حل بشه.

    امیدوارم مشکلتون رو با چیزایی که گفتم زود حل کنین تا دیر نشده


    ام
    سلام پسرگلم.
    نه عزیزم مشکل ما از ابن چیزا به رده.اونا با ازدواج ما مخالف بودن و مادرشون شده با یکی چند سالم قهر بوده.و حرفشون اینه که نباید با من ازدواج میکرده.
    ما داریم از ایران میریم. دلمون میخواست با دلخوشی بریم اما وقتی کسی تمایل نداره که اشتی کنه.اینکه خودتو تو موضع ضعف قرار بدی باعث میشه که طرفت احساس قدرت و غرور بیشتری کنه.اینم از اون کاراس ک باید زمان حلش کنه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #10

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.94
    نوشته ها
    1,220
    تشکـر
    1,595
    تشکر شده 1,251 بار در 723 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    سلام
    شما با روی باز در مهمانی شرکت کن تا بزرگی خودت را ثابت کنی اصلا بحث اینکه آنها چه برخوردی کنند فعلا دردی از شما دوا نمی کند شاید خیلی هم خوب رفتار کنند در هر صورت شما بهترین عمل را انجام دادید مطمأنا لااقل به همسرتان نهایت بزرگواری و خیرخواهی شما بهش ثابت می شود و عشق همسرتان به شما دو چندان خواهد شد.
    و در نهایت این خوبی باعث می شود تا نفعش به شما باز گردد. در پایان معذرت می خواهم که بدون دعوت شما نظرم را بیان کردم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  18. Top | #11
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.52
    نوشته ها
    417
    تشکـر
    132
    تشکر شده 350 بار در 205 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    شما با روی باز در مهمانی شرکت کن تا بزرگی خودت را ثابت کنی اصلا بحث اینکه آنها چه برخوردی کنند فعلا دردی از شما دوا نمی کند شاید خیلی هم خوب رفتار کنند در هر صورت شما بهترین عمل را انجام دادید مطمأنا لااقل به همسرتان نهایت بزرگواری و خیرخواهی شما بهش ثابت می شود و عشق همسرتان به شما دو چندان خواهد شد.
    و در نهایت این خوبی باعث می شود تا نفعش به شما باز گردد. در پایان معذرت می خواهم که بدون دعوت شما نظرم را بیان کردم.
    ممنون از پاسختون.
    ببخشید من یکی دوتا خانم ها رو دعوت کردم چون حدس میزدم این مشکلو بیشتر خانم ها درک کنند و قطعا هرکسی حق داره نظرات خوبشو بگه
    نه متاسفانه اگر پست بعدیمو خونده باشید گفتم نرفتم و اوناذهمچنان قصد دارند سفت و سخت قهر بمونن و همسرمن اجازه نداد با این شرایط برم و روز دوم خودشم نرفت جالب اینکه اونا همیشه زنگ میزدن و میگفتن بیا امسال که همسرم بهشون گفت چرا همسرمو دعوت نمیکنید؟ به خودشم زنگ نزدن چون احساس کردن ما بهشون احتیاج پیدا کردیم و دارن سعی میکنن بیشتر اذیت کنن. نمیدونم چرا انقدر از من متنفرن!کادر شوهرم از بعد از عقد یک بارم بامن حرف نزده که بخواد منو بشناسه.قبل از عقدم شاید در کل 6کلمه هم ح نزدیم ولی خوب همه اعضای خانواده به خاطر عقد باهامون قهرن و ناراحتن چرا همسرم مطابق میل اونا ازدواج نکرده.شرایطمون دقیقا مثل توی فیلماست.؛((
    ویرایش توسط ghm : 02-02-2018 در ساعت 11:59 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. کاربران زیر از ghm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #12
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.52
    نوشته ها
    417
    تشکـر
    132
    تشکر شده 350 بار در 205 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    سلام بچه ها امشب توی دلم کلی غصه هستش و کلی گریه کردم. دیروز چون روز مادر بود به همسرم گفتم یه پیام بده به مادرت بریم شب که رسیدیم تهران دیدنشون.گفت نه. من خودم گوشیشو برداشتم و پیام دادم که ما میایم. با اینکه خسته بودم دیشب گفتم بریم ولی دیگه دیروقت بود.امشب اول شب رفتیم یه کادوی خ گرون با یک جعبه شیرینی بزرگم بردیم.مادر شوهرم ک بهم محلم نذاشت ولی پدر شوهر یکم مهربون تر بود.اخرم هرچی گفتم برای جهیزیه بیاین مادرش گفت نه.منم زدم زیر گریه اونم گریه کرد ولی بازم گفت نمیایم.
    نمیدونم چرا انقد ازم متنفره.دیگه کم کم دارم ب جادو ایمان میارم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. کاربران زیر از ghm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #13

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.94
    نوشته ها
    1,220
    تشکـر
    1,595
    تشکر شده 1,251 بار در 723 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    سلام
    کار خیلی خوبی کردید همین که مادر شوهرتان گریه کرده یعنی دلش برایتان سوخته ولی برای اینکه از حرفش پایین نیاد گفته نیایید.
    خوب مادرشوهرتان دلش شکسته از پسرش.
    شما کار خودتان را کردید لااقل شما کینه به دلتان راه ندید کینه دل را سیاه می کند و نمی گذارد آدم لذت بخشش را بچشد. با تمام وجود مادرشوهرتان ببخشید.
    ذهن حودتان را از دلخوری ها پاک کنید.
    با دل پاکی که شما دارید حتما خدا به شما در برابر این عملتان پاداش خواهد داد.
    خدا شما را همیشه شاد و خرم نگه دارد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  24. Top | #14
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.52
    نوشته ها
    417
    تشکـر
    132
    تشکر شده 350 بار در 205 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : رفتن به خانه مادرشوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    کار خیلی خوبی کردید همین که مادر شوهرتان گریه کرده یعنی دلش برایتان سوخته ولی برای اینکه از حرفش پایین نیاد گفته نیایید.
    خوب مادرشوهرتان دلش شکسته از پسرش.
    شما کار خودتان را کردید لااقل شما کینه به دلتان راه ندید کینه دل را سیاه می کند و نمی گذارد آدم لذت بخشش را بچشد. با تمام وجود مادرشوهرتان ببخشید.
    ذهن حودتان را از دلخوری ها پاک کنید.
    با دل پاکی که شما دارید حتما خدا به شما در برابر این عملتان پاداش خواهد داد.
    خدا شما را همیشه شاد و خرم نگه دارد
    نه متاسفانه دلشون برام نسوخته. صورتشونم از من برگردونده بود. کادو رو هم باز نکرد دستشم نزد. پدر شوهرم بازش کرد و تشکر کرد. انگار که مسبب مشکلاتشون منم. خیلی غصه دارم. با این که حرف مردم برام مهم نیست. اما مدام فامیل میگن عروسی میگیری؟ فلان میکنی؟
    من با این که دیشب باهام اینطوری کردن. به همسرم گفتم بیا اقلا دو هفته یک بار بریم تا باهامون خوب بشند.
    نمیدونم کار درستیه یا نه...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

رفتن به خانه مادرشوهرایا در زمان عقد باید به خانه مادرشوهر دعوت بشیم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
رفتن,  رفتن به ایمیل,  رفتن که بهانه نمیخواهد,  رفتن عشق,  رفتن به جیمیل,  رفتن شعر,  رفتن آب در گوش,  رفتن به تنظیمات مودم,  زفتنا,  رافتنج,  رفتن به ایمیل,  رفتن به کانادا,  رفتن به جیمیل,  رفتن به کربلا,  رفتن به تنظیمات مودم,  رفتن به جمیل,  رفتن به حالت safe mode,  رفتن به مکه تعبیر خواب,  رفتن به کربلا تعبیر خواب,  رفتن به المان قاچاقی,  چکار کنیم حامله نشویم,  چکار کنم پولدار بشم,  چکار کنم,  چکار کنیم چاق شویم,  چکار کنیم لاغر شویم,  خدایا چیکار کنم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید