مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: مادر همسرم و رابطه ما

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17104
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    مادر همسرم و رابطه ما

    سلام و خسته نباشید خدمت شما
    حدود یک ماهی هست که ازدواج کردم به دلایل اقتصادی مجبور شدم با مادرشوهرم در یه خونه زندگی کنم البته تا چند ماه دیگه قراره بریم طبقه بالاشون زندگی کنیم...مادرشوهرم خیلی تو کارای ما دخالت میکنه...یکسره بمن میگه این بپوش..این کاررو بکن...و اونکارو نکن..نمیذاره اختیار زندگیمون دست خودمون باشه...شوهرم هم همیشه به من حق میده...و فقط میگه تو خودتو ناراحت نکن..صبور باش..بعضی وقتا خیلی خسته میشم..رابطم با مادرشوهرم نسبت به دوران عقدم باهاش سرد شده خیلی کم با هم حرف میزنیم..حس میکنم اصلا محبتی بهم نداریم حالا به نظرتون چکار کنم؟فعلا که مجبوریم فقط همو تحمل کنیم....من اصلا نمیتونم با شوهرم راحت باشم...بخاییم بریم مهمونی بیرون و...همیشه همراه ما هست..تو خونه هم همینطور..یه کلمه حرف نمیتونیم با هم بزنیم....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5400
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    689
    تشکـر
    99
    تشکر شده 642 بار در 370 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مادر همسرم و رابطه ما

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلی نمایش پست ها
    سلام و خسته نباشید خدمت شما
    حدود یک ماهی هست که ازدواج کردم به دلایل اقتصادی مجبور شدم با مادرشوهرم در یه خونه زندگی کنم البته تا چند ماه دیگه قراره بریم طبقه بالاشون زندگی کنیم...مادرشوهرم خیلی تو کارای ما دخالت میکنه...یکسره بمن میگه این بپوش..این کاررو بکن...و اونکارو نکن..نمیذاره اختیار زندگیمون دست خودمون باشه...شوهرم هم همیشه به من حق میده...و فقط میگه تو خودتو ناراحت نکن..صبور باش..بعضی وقتا خیلی خسته میشم..رابطم با مادرشوهرم نسبت به دوران عقدم باهاش سرد شده خیلی کم با هم حرف میزنیم..حس میکنم اصلا محبتی بهم نداریم حالا به نظرتون چکار کنم؟فعلا که مجبوریم فقط همو تحمل کنیم....من اصلا نمیتونم با شوهرم راحت باشم...بخاییم بریم مهمونی بیرون و...همیشه همراه ما هست..تو خونه هم همینطور..یه کلمه حرف نمیتونیم با هم بزنیم....
    عزیزم بهتره صبور باشید و تا میتونید به مادرشوهرتون محبت کنید و نظرش رو در مورد بعضی مسایل بپرسید

    اینطوری بهش نزدیک میشید و میتونید اعتمادش رو جلب کنید ..

    وقتی بتونید به این مرحله برسید ایشون در واقع خیالش از اینکه پسرش همسری داره که میتونه از فرزند و زندگیش حفاظت کنه راحت شده

    و بعد از مدتی دیگه در کارهای شما دخالت نخواهد کرد پس صبور باشید تا این نگرانی از بین بره

    در ضمن از مادرشوهرتون به شوهرتون شکایت نکنید چون تاثیری نداره و رابطه شمارو هم بدتر خواهد کرد

    درسته راه سختی به نظر میاد ولی تاثیر فوق العاده ای داره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. 2 کاربران زیر از Bita moein بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6252
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    290
    تشکـر
    217
    تشکر شده 190 بار در 126 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مادر همسرم و رابطه ما

    میدونم که خیلی سخته اما تمام تلاشت رو بکن که صبور باشی. بهشون محبت کن تا بالاخره اول بری طبقه بالا و بعد به امید خدا کاملا مستقل بشی. مثل مادر خودت ببینش.

    باهاش راه بیا تا به مرور دخالت های خودش کم کم از بین بره. شوهرت رو هم زیاد ناراحت نکن و قاطی مسائل خودتو مادرش نکن تا ازت سرد نشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از sepideh.t بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مادريت انك اناني,  مادريت,  مادر,  مادري,  مادارا,  مادرنا والو,  مادريتا,  مادري وين انطي الوجه,  مادريد,  مادرم,  چگونه مادر همسرم نباشم,  چگونه مادر همسرمان نباشیم,  چگونه برای همسرمان مادر نباشیم,  مادر همسرمان نباشیم,  مادر همسرم,  مادر و همسرمرتضی پاشایی,  مادريت انك اناني,  مادريت,  مادر,  مادري,  مادارا,  مادرنا والو,  مادريتا,  مادري وين انطي الوجه,  مادريد,  مادرم,  ناراحتم,  ناراحت,  ناراحت نباش,  ناراحتی معده,  ناراحتی یعنی,  ناراحتي معده,  ناراحتی قلبی,  ناراحتی اعصاب,  ناراحتی روده,  ناراحتی کبد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید