مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 23

موضوع: مشکل من با همسر و خانواده ام

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    25480
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    4
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    مشکل من با همسر و خانواده ام

    من و همسرم هر دو تحصیلات و شغل خوب داریم. 7 ساله ازدواج کردیم و بچه نداریم. از دوتا شهر متفاوتیم که حدود یک ساعت فاصله بینشونه ولی کلی تفاوت فرهنگی دارن. از همون ابتدا تفاوتهای فرهنگی توی دو تا خانواده رو سعی میکردیم مدیریتشون کنیم و اجازه ندیم رابطه ما رو به هم بزنن. همه چیز ظاهرا خوب بود تا اینکه اتفاقی برای پدرشوهرم افتاد که مدتی خانه نشین شد و نتونست کار کنه و خانواده همسرم به دلیل اینکه همسرم سرباز بود و توانایی مالی برای ازدواج نداشت شروع کردن به بهانه جویی و چون همسرم حاضر نشد با خواسته ها و بهانه های اونا کنار بیاد باهاش قهر کردن. ما نزدیک 3 سال با خانواده همسرم قهر بودیم. تو این مدت خانواده من یه جش خیلی ساده برامون گرفتن و با پول جهیزیه خونه کرایه کردیم و با هزاران سختی زندگیمون رو تو تهران و به دور از دو تا خانواده شروع کردیم. کار کردیم، درس خوندیم و به سختی اما با علاقه زندگی کردیم.
    بعد از مدتی با پیغام پسغامهای خانواده هسمرم و عذرخواهی شون (البته با مشورت با پدر من) با اونها آشتی کردیم و خیلی محدود و حساب شده روابطمون رو از سر گرفتیم. اونها هم دیگه مثل سابق نبودند و سعی داشتند کارهاشون رو جبران کنند. مقدار کمی توی خرید خونه به ما کمک کردند. در این میون پدر من به دلیل توانایی مالی بیشتر کمک بیشتری به ما میکرد. این کمکها و سابقه خانواده همسرم توی رفتارهای بدی که توسخت ترین روزهای زندگی با ما داشتن تاثیر زیادی روی دیدگاه پدر و مادرم روی همسرم و خانوادش داشته. از طرفی مادرم مریضیه بدی داشت که الان خدا رو شکر بهتره. ولی کلا روحیه پدر و مادرم بسیار حساس و زودرنج و ایرادگیر شده و چون من بچه اولم و همسرم تنها داماده و دو تا خواهر کوچکترم هنوز ازدواج نکردند، انتظارات خیلی زیادی از ما دارند. همسرم آدم توداریه.. خیلی اهل تعارفات و زبون بازی نیست و این همیشه باعث میشه پدر و مادرم ازش پیش من انتقاد کنن. هر چی من توضیح می دم که اخلاقشه، قبول ندارن و میگن شوهرت بی احترامی میکنه .. انتظار دارن تو کارهاشون همش کمکشون کنیم. ولی شهر ما از شهر پدر و مادرم 11 ساعت فاصله داره ما هر دو کارمندیم و درس میخونیم و دو ماه یه بار میتونیم مرخصی بگیریم و بریم پیششون. تو همون چند روزی که میریم هزار تا حرف از کارهای ما درمیارن. مثلا چرا شوهرت صبح نرفت نون بگیره!!!! چرا ما رو میبرد بازار عصبانی رانندگی میکرد!! چرا یه روز بیشتر نمیمونین تا تو کارهای پدرت بهش کمک کنین!!! و هزارتا چرای دیگه.. دائم در حال گله گذاری ان. تا حالا از همسرم بی احترامی ندیدم.. من رو خیلی دوس داره و همیشه سعی میکنه خواسته هام روبرآورده کنه.. به خاطر ایرادگیری های پدر و مادرم دلم براش میسوزه.. نه خانواده خودش براش خانواده خوبی بودن و نه خانواده من درکمون میکنن.. همش انتظار همش توقع..
    شهریور امسال خواهرم تهران ارشد قبول شد و من به خاطر سابقه ای که از خانواده ام می شناختم و اینکه دنبال بهانه جویی هستند به اصرار ازشان خواستم که خواهرم بیاد و در خانه 50 متری با ما زندگی کند. آنها هم قبول کردند. از همان ابتدا در رفتار خواهرم هم توقع زیاد را نسبت به خودم و همسرم میدیدم. به همسرم دستور میداد و انتظار داشت که ما همواره در خدمات او باشیم و کارهای او را انجام دهیم. من یک بار در مقابل مادرم به او گفتم که رفتارهایش خوب نیست و به همسرم احترام نمی گذارد. خواهرم گفت که همسرم در حدی نیست که او بخواهد احترام بگذارد و جالب است که مادرم به نوعی از او طرفداری کردو و من رو متهم کرد که خیلی به همسرم رو می دهم. 4 ماه گذشت تا اینکه در یک سفر سه روزه که خواهرم را هم برده بودیم و در جریان بازی خواهرم و همسرم کاملا تصاوفی بهم خوردند و خواهرم افتاد و سرش به اندازه 2 سانتی متر زخم شد. همسرم سریع ایشان را به بیمارستان شهر نزدیک رساند و سرش را بخیه زند و بخیر گذشت. اما از آن روز خواهرم با من و همسرم سرسنگین شد و جواب سلام همسرم را نداد و به من گفت که رفتار شوهرت با من بی شرمانه بود و او از روی قصد به من تنه زد و معذرت خواهی نکرد. در حالی که دوستهایمان که آنجا بودند این موضوع را که همسرم تقصیری نداشت تایید می کردند. یک هفته گذشت و خواهرم وسیله هایش را جمع کردو گفت که خوابگاه گرفته و دارد می رود!
    با پدر و مادرم تماس گرفتم. آنها با من طوری حرف زدند که دنیا دور سرم چرخید. به من و همسرم لقب بی لیاقت دادند و ما را متهم به بی احترامی به خانواده و خواهرم کردند. اتفاقات گذشته و هر کاری را که برایمان کرده بودند به رخم کشیدند و با انکار تمام خوبی های من و همسرم هر چه می خواستند بارمان کردند. پدرم به من گفت اگر اتفاقی برای بچه ام می افتاد شوهرت را تکه تکه می کردم. دنیا دور سر من چرخید. فقط گفتم که قضاوت درست نمی کنید و آنها هم با تمسخر تلفن راقطع کردند. روز بعد خواهرم رفت. از آن روز سه هفته گذشته. خانواه ام با من تماسی ندارند. همسرم از من می خواهد تماس نگیرم تا آنها به اشتباهشان پی ببرند. این مسائل روی رفتار من و همسرم با هم تاثیر گذاشته و من به شدت ناراحت و افسرده کرده. تمرکز برای انجام کارهایم ندارم. واقعا نمی دانم چکار کنم. من و همسرم مشکلی با هم نداشیم و نداریم، همسمرم خیلی نجیب و مهربونه و علاقه و وابستگی زیادی به من داره.. تا حال به خانوادم هیچ نوع بی احترامی نکرده.. ولی اونها انتظارات بی پایان از ما دارند. بی منطق اند و پر توقع. رفتارهای قبلی خانواده هسمرم را فراموش نمی کنند. همسرم را زیر ذره بین گذاشته اند و مدام انتقاد می کنند. هر رفتاری را هزار بار تفسیر می کنند و برای ما شخصیت قائل نیستند. من گذشته را فراموش کرده ام ولی انها نمی کنند. کمکهایشان را ابزاری برای دخالت در زندگی ام کرده اند. از طرفی چون مادرم مریض است اگر اتفاقی بیافتد هزار جور توسری از خانواده ام دریافت خواهم کرد. دلم شکسته.. از خوبی هایی که کردم و اینطور جوابم را دادند و از بی انصافی آدمها و قضاوتهای احساسی و بی منطق خسته ام. از سنتهای مسخره و نگاههای سطحی آدمها خسته ام.. از دخالت خسته ام.. میخواهم زندگی کنم ولی نمی گذارند.. تو رو خدا کمکم کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از yalnizyakamoz بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضويت
    19924
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    71
    تشکـر
    4
    تشکر شده 24 بار در 19 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    سلام خواهر گلم شخصیت خانوادت تقریبا مثل خانواده منه.من چندبار با چند نفر راجع به توقعات بیجاشون و زیاده خواهی هرچند تو زبون فقط .صحبت کردم میگن ول کن به زندگی و خوشی و رضایت شوهرت بچسب.خواهر گلم این اخلاقا چاره نداره باید اهمیت ندی و کار و صلاح زندگیتو انجام بدی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    5.06
    نوشته ها
    3,467
    تشکـر
    3,316
    تشکر شده 6,535 بار در 2,589 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    ضمن احترام به پدر ومادرتون همچنان مثل قبل پشت وپناه همسرتان باشید .

    خواهرم کار خوبی نکردید که با توجه به سطح توقعات خانواده خواهرتون رو به منزلتون اوردید .

    ایشون در سن ازدواجه وشما هم یک زوج جوان اصلا درست نیست که ایشون منزل شما باشن .

    اینجوری توقعات خانواده وهمچنین برخورد های همسر وخواهرتون هم کمتر میشه .

    خیلی خوش حالم که کینه ای نیستید وبدی های خانواده همسرتون رو فراموش کردید .

    برای همسرتون توضیح بدید که پدر ومادرتون چون پسر نداشتند وشما داماد بزرگتر وجای پسر ایشون هستید .توقع بیشتری از شما دارن .

    از یکی از بزرگتر های منطقی در فامیل خودتون مثلا دایی یا عمو کمک بگیرید تا اوضاع مساعد بشه .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  5. 2 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    25480
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    4
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    خیلی ممنونم از راهنماییتون.. دقیقا من هم با دو نفر از دوستانم که در جریان روابط من با خانوادم بودند صحبت کردم.. اونا هم معتقد بودن که همسر من خیلی خوبه و من بهتره بی خیال حرفهای خانوادم بشم و بچسبم به زندگیم.. ولی من کلا خیلی آدم احساسی و دل نازکم و هیچ وقت نمی خوام ناراحتی خوانوادم رو ببینم بهمین خاطر تا حالا چیزی بهشون نگفتم.. قهر بودن رو دوست ندارم ولی خیلی دلم رو شکستن و واقعا الان دلم نمیاد حتی بهشون زنگ بزنم..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    25480
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    4
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    ضمن احترام به پدر ومادرتون همچنان مثل قبل پشت وپناه همسرتان باشید .

    خواهرم کار خوبی نکردید که با توجه به سطح توقعات خانواده خواهرتون رو به منزلتون اوردید .

    ایشون در سن ازدواجه وشما هم یک زوج جوان اصلا درست نیست که ایشون منزل شما باشن .

    اینجوری توقعات خانواده وهمچنین برخورد های همسر وخواهرتون هم کمتر میشه .

    خیلی خوش حالم که کینه ای نیستید وبدی های خانواده همسرتون رو فراموش کردید .

    برای همسرتون توضیح بدید که پدر ومادرتون چون پسر نداشتند وشما داماد بزرگتر وجای پسر ایشون هستید .توقع بیشتری از شما دارن .

    از یکی از بزرگتر های منطقی در فامیل خودتون مثلا دایی یا عمو کمک بگیرید تا اوضاع مساعد بشه .
    بله کاملا با حرفتون موافقم.. من اشتباه کردم.. اونم بخاطر مهربونی بیش ازحدم بود که میخواستم خواهرم نره خوابگاه و بابام اینا فکرشون راحت باشه.. ولی اشتباه کردم.. کلا وقتی بیش از حد به کسی محبت می کنید کم کم انتظارات بالا میره و فکر میکنن وظیفتون بوده.. از پیشنهادتون ممنونم ولی تو اطرافیان هم به خاطر اخلاق پر توقع پدر و مادرم فامیلهامون هم خیلی باهاشون رفت و آمد ندارن.. واقعا دنبال یه راه چاره ام..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    5.06
    نوشته ها
    3,467
    تشکـر
    3,316
    تشکر شده 6,535 بار در 2,589 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    از بزرگ خانواده مثلا پدربزرگ یا مادربزرگ کمک بگیرید .

    درسته محبت زیادی توقع رو بالا میبره .از این نظر گفتم که خواهرتون منزل شما نباشن .چون همسرتون ممکنه تو خونه دوست داره ازاد باشه .

    یه لباس راحت بپوشه .معذب میشه .از طرفی یه اپارتمان پنجاه متری معمولا یک خواب داره .همسرتون هم جوونه .ممکنه بخواد یک هفته کار کرده یک روز پایان

    هفته رو تو روابطش ازاد باشه .ولی بایک خانم جوان نمیتونه واین کم کم رابطه بین شما وهمسرت رو به چالش میکشونه .

    همین برخورد تصادفی با خواهرتون که به گفته شما وهمه دوستان همسرتون مقصر نبودن ولی خواهرتون براتون مشکل درست کرده .

    بهتره یه مدت همسرتون برخوردش رو با شما وخانوادتون کمتر کنه تا بیشتر باعث بی احترامی نشه .

    زیاد خودتون رو ناراحت نکنید .ان شاالله خانوادتون پی به اشتباهشون میبرن .

    با مادرتون در میون بزارید دخترا با مادر راحت ترن .

    در مواقعی که خانواده به همسرتون حرفی زدن که احساس کردید همسرت ناراحته .بیشتر به همسرت برس تا بدونه که شما جبهه گیری نکردید .

    همونطور که ایشون از شما در موضوع قهر خانواده جانبداری کردند شما هم اگر حق با ایشونه پشت ایشون رو خالی نکنید .

    شما بیشتر از پیش به همسرتون در حضور خانواده خودتون وهمسرتون احترام بگذارید .

    به قول معروف احترام امامزاده رو متولی امامزاده حفظ می کنه .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  9. 2 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضويت
    23156
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    353
    تشکـر
    563
    تشکر شده 384 بار در 204 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    ضمن احترام به پدر ومادرتون همچنان مثل قبل پشت وپناه همسرتان باشید .

    خواهرم کار خوبی نکردید که با توجه به سطح توقعات خانواده خواهرتون رو به منزلتون اوردید .

    ایشون در سن ازدواجه وشما هم یک زوج جوان اصلا درست نیست که ایشون منزل شما باشن .

    اینجوری توقعات خانواده وهمچنین برخورد های همسر وخواهرتون هم کمتر میشه .

    خیلی خوش حالم که کینه ای نیستید وبدی های خانواده همسرتون رو فراموش کردید .

    برای همسرتون توضیح بدید که پدر ومادرتون چون پسر نداشتند وشما داماد بزرگتر وجای پسر ایشون هستید .توقع بیشتری از شما دارن .

    از یکی از بزرگتر های منطقی در فامیل خودتون مثلا دایی یا عمو کمک بگیرید تا اوضاع مساعد بشه .
    تو مغز شما غیر از انحراف جنسی موضوع دیگه ای هم هست ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    25480
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    4
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    از بزرگ خانواده مثلا پدربزرگ یا مادربزرگ کمک بگیرید .

    درسته محبت زیادی توقع رو بالا میبره .از این نظر گفتم که خواهرتون منزل شما نباشن .چون همسرتون ممکنه تو خونه دوست داره ازاد باشه .

    یه لباس راحت بپوشه .معذب میشه .از طرفی یه اپارتمان پنجاه متری معمولا یک خواب داره .همسرتون هم جوونه .ممکنه بخواد یک هفته کار کرده یک روز پایان

    هفته رو تو روابطش ازاد باشه .ولی بایک خانم جوان نمیتونه واین کم کم رابطه بین شما وهمسرت رو به چالش میکشونه .

    همین برخورد تصادفی با خواهرتون که به گفته شما وهمه دوستان همسرتون مقصر نبودن ولی خواهرتون براتون مشکل درست کرده .

    بهتره یه مدت همسرتون برخوردش رو با شما وخانوادتون کمتر کنه تا بیشتر باعث بی احترامی نشه .

    زیاد خودتون رو ناراحت نکنید .ان شاالله خانوادتون پی به اشتباهشون میبرن .

    با مادرتون در میون بزارید دخترا با مادر راحت ترن .

    در مواقعی که خانواده به همسرتون حرفی زدن که احساس کردید همسرت ناراحته .بیشتر به همسرت برس تا بدونه که شما جبهه گیری نکردید .

    همونطور که ایشون از شما در موضوع قهر خانواده جانبداری کردند شما هم اگر حق با ایشونه پشت ایشون رو خالی نکنید .

    شما بیشتر از پیش به همسرتون در حضور خانواده خودتون وهمسرتون احترام بگذارید .

    به قول معروف احترام امامزاده رو متولی امامزاده حفظ می کنه .
    بله.. کاملا درست میفرمایید. بودن خواهرم خونه ما باعث می سد تا همسرم معذب بشه ولی بنده خدا هیچی نمی گفت.. مردای امروزی خیلی کم پیش میاد بتونن چنین چیزی رو تحمل کنن.. اونم با اخلاقایی که خواهر من داشت.. حالا که دیگه رفته خوابگاه.. ولی مشکلم اینه که بزرگای خانوادمون اونقدر پیرو و مریضن که نمیشه باهاشون درد دل کرد و ازسون انتظار پادرمیونی داشت.. به عبارتی الان من هیشکی رو ندارم که واسطه بین پدر و مادرم و مابشه
    ویرایش توسط yalnizyakamoz : 12-31-2015 در ساعت 06:16 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16357
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.69
    نوشته ها
    486
    تشکـر
    301
    تشکر شده 248 بار در 171 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    اسم تاپیک رو اشتباه انتخاب کردید
    شما با همسرتون مشکلی ندارید
    مشکل شما با خانواده هاست
    بنظر من با این اوضواع و احوال که شرح دادید فعلا تا مدتی فقط به فکر خودتون همسرتون و ساختن زندگیتون باشید و کاری به خانواده ها نداشته باشید
    به همسرتون عشق و علاقه بیشتری بدید در مواقع بیکاری و آخر هفته ها برید بیرون گردش تا کمتر احساسات تحت تاثیرتون بزاره با دوستاتون برید بگردید
    خانواده هرچقدر که کمکتون کردن عذر میخوام ولی وظیفشون رو انجام دادن و اگر چیزی بگن جز منت گذاشتن کار دیگه ای نمیخوان کنن بالاخره شما هم زندگی دارید این درست نیست که از شما و هسرتون توقعات خیلی بالایی داشته باشن. راجب خواهرتون هم با همسرتون نه صحبتی کنید نه بحثی...خواهرتون تحت تاثیر حرفای خانوادتون و غرور جوانی هست و همون بهتر که ازتون جدا شد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    5.06
    نوشته ها
    3,467
    تشکـر
    3,316
    تشکر شده 6,535 بار در 2,589 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : مشکل من با همسرم و خانوادم .. نیاز به کمک دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsan1966 نمایش پست ها
    تو مغز شما غیر از انحراف جنسی موضوع دیگه ای هم هست ؟
    به نظر من ذهن شما منحرفه که از نظرات من برداشت جنسی کردید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مشکل وقت کی دعا,  مشکل گشا,  مشکلات زندگی در کانادا,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل اتصال mtp,  مشکل زیرنویس,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکلات زناشویی,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکلات بازی gta v,  مشکل من نیست تتلو,  مشکل من و شوهرم,  مشکل منوپاد,  مشکل منصور پورحیدری,  مشکل من در gta v,  مشکل منو استارت ویندوز 10,  مشکل من نیست امیر تتلو,  مشکل من پدر غم غروره,  مشکل من چیست,  مشکل من نیس تتلو,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید