مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: پدرشوهر دخالت گر

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32037
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پدرشوهر دخالت گر

    دوران عقد یک ماه و نیمه داشتیم و بعد از اون عروسی و سه سال بعد بچه دار شدم. از دوران عقد پدر شوهرم با پیغام دادن سر اینکه چرا مبل نخریدین و باید مبل بخرین شروع کرد به دخالت و پیغام رسوندن. از نظر فرهنگی سطح بالاتری نسبت به خانواده همسرم دارم همسرم شهرستانی هست و اینکه من اصلا لهجه ندارم مقدمه کوچیکی بر تفاوت فرهنگیه. اصلا برام مهم نیست که سواد خانوادش چقدره یا خودش چقدر سواد داره و اینکه کارش آزاده و کارگری هم میکنه، مهم سلامت و اخلاقه. اینو بهشون نشون دادم اما پس زمینه تمام حرفاشون اینه که ما کم و بی فرهنگیم چرا بابات تو رو به ما داده؟ اینکه سهل و آسون گرفتیم ازدواج رو ما رو برده زیر سوال. طی 4 سال زندگی مشترک نبوده ماهی که توش این عبارت(چرا انقدر زود عروسی گرفتیم) نباشه. دخالت های پدر شوهرم از نوع خاله زنکیه. توی خونه توی اتاق هام سرک میکشه ببینه مرتبه یا نه. توی آشپزخونه و سینک سرک میکشه، و زیاد دهن به دهن من میذاره، موقعیت سنی خودش رو درک نمیکنه، وقتی حسابی حرصمو دراورد و بدنم به رعشه افتاد میگه تو بی تربیتی. فقط منتظرن من کوچکترین رفتاری کنم که بگن باباش اینجوری بود اونجوری بود ولی دخترش بی ادبه، بابام هرگز خودشو توی این مسائل دخالت نمیده، میگه زندگی کلا سازشه، باید با هم بسازید، به هر بهانه ای شوهرم رو میگیرن به حرف که بگو تو خونت چه مشکلی داری، به خاطر فشار کار چند ماه شوهرم اعصابش بهم ریخته بود و زود از کوره در میرفت، انقدر پرسیدن تو خونه چه مشکلی داری که آدم شک میکرد به صلح و صفای خونه، به حدی که بقال سر کوچه تا تمام فامیلا زنگ زدن خونه بابام و از من جدا پرسیدن که تو خونه چه مشکلی دارید، مادرشوهرم، عمه و خاله و خواهر شوهرم، دختر دایی و دایی شوهرم، همه اینا که نام بردم به حدی اعصابشون ضعیفه که تحت دارو درمانی هستن، برای هر رفتار کوچیک شوهرم منو متهم میکنن، پشت سرم بد میگن، و پدر شوهرم با گوشه و کنایه حرف میزنه، و آخرشم ازدواجمون رو بعد از چهار سال زیر سوال میبره، من با شوهرم هیچ آشنایی نداشتیم، نه دوست بودیم نه هیچی، فامیل دورمون بودن. حالا بچه رو کردن بهانه. چرا نمیاری، چرا پیش ما نمیذاری، بسیار مظلوم نما هستن. مادرشوهرم وضع روانش خیلی پریشانه برای حفظ آبروی خودم ازش اجتناب میکنم و کاملا موفقیت آمیز بوده. اما پدر شوهرم عین یه گدای سمج پاشو میکنه توی زندگیمون، به زور شوهرمو وادار میکنه نسبت به زندگی ایراد جو بشه، هیچ وقت کارهای بد شوهرمو به تربیت افتضاح و پیشینه روان پریشی کل خاندانشون نسبت نمیدن، به من نسبت میدن، و من میبینم شوهرم تو خونه عالیه، پیش من عالیه ولی با کوچکترین برخوردی با اونا وضعش افتضاح میشه، میدونم روحیه شوهرم ضعیفه ولی نمیتونم بهش بگم نرو پیش خانوادت. من میتونم خودم نرم، میتونم نهایتا بچمو با کنترل و مدت کوتاه برای دیدنشون ببرم. ولی حقی درباره کنترل شوهرم ندارم اونا هم والدین هستن. اما از این رفتار پدر شوهرم بیزارم، وقتی حد و حدودم رو براش مشخص کردم فردا از تمام عالم و آدم شنیدم که چه عروس بی تربیتی، به من میگه در بزن بیا تو خونم، به من میگه حد و حدود منو رعایت کن. به خدا واگذار کردم و تاحالا هرچی سرم آوردن سر دخترشون اومد یا سر خودشون اومد. آرامشمو میگیرن. با اجتناب راحتیم اما سیخونک میزنه بهمون. دنبال مشکل تو خونمون میگرده.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.89
    نوشته ها
    8,406
    تشکـر
    4,044
    تشکر شده 9,528 بار در 4,696 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : پدرشوهر دخالت گر

    اندازه نگه دار!
    ساده ترین راه برای کم کردن میزان دخالت ها تنظیم روابط به اندازه معقول است. اگر می بینید میزان دخالت ها بسیار زیاد است و از سویی امکانش را دارید، میزان زمان حضور در خانه آنان را کاهش دهید، البته نه این که دفعات را کم کنید، بلکه فقط می توانید زمان هر بار حضور را کاهش دهید. مثلاً در عوض این که از ظهر تا شب در خانه آنان به سر ببرید، فقط یک یا دو ساعت آن جا بمانید. از طرفی سعی کنید زمانی که آنان نیز به خانه شما می آیند برنامه هایی برای شان ترتیب دهید تا مشغول باشند، مثلاً می توانید سی دی فیلم یا سریالی را بخرید و با آن ها تماشا کنید. با این راهکارهای ساده می توانید تا حدی از میزان دخالت ها کم کنید اما قطعاً این روش ها کافی نخواهد بود.


    از خودتان شروع کنید
    گاهی اوقات، شاید احساس نکنیم اما زمانی که خود به خانه والدین مان می رویم، در مورد چیدمان خانه آن ها، برنامه های زندگی شان یا دیگر موضوعات نظر می دهیم و البته اسم این کار خود را دخالت نیز نمی گذاریم. اگر شما نیز اهل مشاوره دادن اجباری به خانواده خود هستید، بهتر است این کار را ترک کنید، چون در غیر این صورت باید منتظر مشاوره های اجباری آنان باشید. به صورت کلی هم بد نیست قبل از اظهار نظر درباره موضوعات مرتبط با والدین خود یا همسرتان اول با خود فکر کنید که اگر آن ها درباره موضوعات این چنینی در زندگی شما نظر بدهند از این کار استقبال خواهید کرد یا خیر.


    صحبت اضافه ممنوع
    این عادت را بسیاری از افراد دارند، زمانی که حرف برای گفتن کم می آورند شروع به صحبت از هر دری می کنند و در نتیجه ممکن است برنامه ریزی های آینده شان را نیز مطرح کنند یا آرزوهای شان را نیز با دیگران در میان بگذارند. این کار می تواند در طرف مقابل این طور تفسیر شود که شما به دنبال مشورت گرفتن هستید. در جمع های دوستانه این عادت شاید چندان عارضه ای نداشته باشد،اما در مقابل بستگان همسر احتمالاً می تواند مشکلاتی را ایجاد کند، چرا که ما به صحبت های اقوام همسرمان به صورتی متفاوت از دوستان مان گوش می کنیم و ممکن است بسیار زود صحبت های آنان را به عنوان دخالت در نظر بگیریم. شاید بهتر این باشد تا زمانی که تصمیم قطعی در موضوعی نگرفته ایم کمتر درباره آن صحبت کنیم. .


    گفت وگو با خانواده
    اگر دخالت های خانواده همسر شما ادامه پیدا کرده و به شدت باعث آزار شما شده است و راهکارهایی که تا به حال نیز انجام داده اید مثمر ثمر نبوده احتمالاً بهترین گزینه صحبت کردن همسرتان با خانواده اش در این باره است. اگر شما یا همسرتان می خواهید با خانواده خود در چنین موردی صحبت کنید بهتر است به چند نکته در این زمینه توجه داشته باشید. اول این که در زمان عصبانیت این کار را انجام ندهید. در زمان صحبت حتماً به ویژگی های مثبت آنان اشاره کنید و نشان دهید قدردان زحمات شان هستید. توضیح دهید برخی برخوردهای آنان به رغم نیت خوب شان موجب سوء تفاهم شده است. این موارد را به صورت مشخص و با تعیین مواردی که به نظر شما دخالت بوده است؛ توضیح دهید. در زمان صحبت به هیچ عنوان آنان را تهدید به قطع رابطه یا برخوردهای دیگر نکنید و البته در هر شرایطی احترام شان را نگه دارید و در آخر، هیچ وقت از قول همسرتان و این که او ناراحت شده است با والدین خود صحبت نکنید بلکه موضوع را به عنوان مسئله ای مشترک بین شما و همسرتان مطرح و از ضمایر جمع مانند «ما» استفاده کنید.

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  3. 4 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32037
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدرشوهر دخالت گر

    خیلی ممنون از راهنماییتون. بند اخر خیلی به کارم میاد. چون اصلا اهل نظر دادن و اینا نیستم. حضورم توی خونشون خیلی کوتاهه و اگه طولانی باشه حتما اجباری پشتش هست. و حضور اونها توی خونه ما هم کوتاهه. مشکل میل به دخالته که از همسرم در غیاب من سوال میپرسن و همسرم سعی میکنه طفره بره اما وقتی یه سوال مدام تکرار بشه دیگه آدم بهش فکر میکنه، در مورد ما از بس پرسیدن ازش مشکلت توی خونه چیه همسرم گشته چند تا مشکل بی اهمیت رو حسابی بزرگ کرده. همسرم کارش رو با اصرار خودش و البته ناراحتی شدید پدرش از کار پدرش سوا کرده که دخالت ها کمتر بشه. اما به هر حال کارشون خیلی به هم وابسته هست. همسرم پیمانکاره و پدرش نقاش ساختمان! این تعاملات کاری وادارش میکنه که در غیاب من پدرش رو ببینه و به نظر من این رفتار پدرش بی شرمانه هست. حتی من کاملا واضح خواهش کردم بدون اینکه در رو براشون باز کنیم وارد خونه نشن اما اصلا همچین فرهنگی ندارن با همه اینا کنار اومدم و در رو قفل میکنم. اما میل شدید به دخالت کردنش رو نمیتونم درک کنم. نه فقط توی زندگی پسرش، بلکه توی زندگی خواهر زن و دخترش هم همین طوره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    26207
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.19
    نوشته ها
    712
    تشکـر
    1,293
    تشکر شده 662 بار در 414 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : پدرشوهر دخالت گر

    دخالت والدین در روابط همسران

    به اعتقاد روانشناسان، خانواده اولین ومهم ترین پایه گذار شخصیتی و معیارهای فکری فرزندان است و نقش حیاتی در تعیین سرنوشت، سبک و خط مشی زندگی آتی آنان دارد. فرزندان نیز برای رشد و تعالی روانی خود نیازمند هدایت و راهنمایی والدین و مربیان هستند و در پدران و مادران نیز ظرفیت و قابلیتی نهفته است که موجب حرکت رو به جلوی فرزندان می شود.چنانچه این قابلیت در تمام مراحل زندگی فرزندان حتی زمانی که آنها زندگی جدیدی را انتخاب می کنند به مرحله اجرا درآید و بی حد ومرز بوده و حریم زندگی جدید فرزند رعایت نشود ، مسلما موجبات دخالت و ناسازگاری را به وجود خواهد آورد.برخی از والدین همچنان معتقدند از آنجایی که خود یک عمر سردی و گرمی روزگار را چشیده و صاحب تجربه هستند، فرزندانشان نیز باید از هر طریق ممکن و به هر نحوی که شده، از تجارب آنها بهره مند شوند. لذا این حق را برای خود کاملاً قائلند که در زندگی فرزندان خود دخالت کنند.البته ما منکر نیاز همیشگی فرزند به تجربه و راهنکایی والدین خود نیستیم اما این رفتار اگر از حد تعادل خارج شود دیگر مناسب و راهگشا نیست.در حالی که این دخالت ها مانع رشد و شکوفایی آنها می شود ، والدین نمی دانند که زوج های جوان گاهی باید اشتباه کنند تا بر تجاربشان افزوده شود. در مقابل نیز زوج های جوان چه پسر و چه دختر باید بدانند که وقتی زندگی جدید را انتخاب می کنند، دیگر تنها نیستند و فرد دومی نیز در این میان وجود دارد که او را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده اند. لذا گوش دادن و توجه کردن صرف به حرف ها و نظرلت والدین دیگر جایز نیست. البته این بدان معنا نیست که والدین کنار گذاشته شوند بلکه توجه به آنها و مشورت با آنها و انتخاب کردن نصایح و پندهایی که راهگشاست، ضروری است. ولی نه بدان حد که موجب دخالت در زندگی زناشویی فرزندان و به هم ریختن کانون گرم خانواده و از بین رفتن آرامش آنها شود.
    مردان جوان باید بدانند جایگاه پدر و مادر و همسرشان را به گونه ای حفظ کنند که هیچکدام دلخور نشوند.
    والدین باید بدانند که خانواده مجموعه ای است شامل زن، شوهر و فرزندان. این خانواده زمانی موفق خواهد بود که در آن هماهنگی وجود داشته و همه اعضا در زیر یک سقف با صمیمیت و شادی زندگی کنند. بنابراین والدین بر این نکته دقت داشته باشند، چنانچه نصیحت ها و اظهارنظرهای آنها جنبه دخالت و در نتیجه موجب به وجود آمدن جنگ و جدال در خانه فرزندانشان شود ، باید از آن دوری کنند و در عوض در جهت رفع بحران های زندی مشترک فرزندان خود به مانند یار و یاور عمل کنند و از ابراز محبت نسبت به عروس و داماد خود دریغ نورزند. ابراز محبت آنان، علاقه و نشاط و طراوت را در زندگی فرزندانشان به وجود می آورد.
    همه ما بخوبی می دانیم که عزیزترین موجودات روی زمین پدر و مادر هستند. وقتی می شنویم سر یکی از آنها درد می کند، ما هم با آنها سردرد می گیریم. حاضریم خودمان مریض شویم، ولی آنها سالم باشند و سلامت. وقتی صدای آنها را در آن سوی تلفن، غمگین و ناراحت می شنویم، انگار دنیایی از غم و اندوه بر شانه های ما سنگینی می کند. وقتی آنها را شاد می بینیم، احساس می کنیم دیگر غمی در این دنیا نداریم. همین اندازه که آنها برای ما عزیزند و دوست داشتنی، همسر و زندگی زناشویی ما هم عزیز است و قابل احترام. فراموش نکنیم که نباید همسر و زندگی شخصی خود را فدای پدر ومادر کنیم. همین طور که شایسته نیست پدر و مادر را فدای همسر و زندگی خود کنیم. هر کدام از اینها منزلت و ارزش خود را دارند. والدین در جای خود همسر در جای خود. همان گونه که باید به خواست های پدر ومادر اهمیت داد، خواست ها و نیازهای همسر را نیز نباید فراموش کرد. وقتی والدین مشاهده می کنند فرزندانشان رعایت تعادل را برگزیده اند، مسلما خوشحال تر و راضی ترند.
    خانم جوان باید به گونه ای عمل کند که خانوده اش احساس کنند او به تنهایی تونایی اداره ی زندگی مشترکشان را دارد و نیازی نیست در تمام امور بر کار او نظارت داشته باشند .در ضمن خانم ها باید مراقب نوع رابطه همسرشان با خانواده ی خود بوده تا حریم ها شکسته نشود.
    والدین نیز باید بدانند که انعطاف پذیری، یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد سازگاری بیشتر در جهت حفظ و پیشبرد سلامت روانی است. بنابراین با چشم پوشی و نرمش نسبت به برخی رفتارهای فرزندان نه تنها می توان از تنش های بی دلیل پیشگیری کرد؛ بلکه گامی محکم و اساسی در راستای تحکیم بنیان های خانوادگی فرزندان خود بردارند.این موضوع راجع به خانم ها هم صدق می کند و آن ها باید بدانند که بعد از ازدواج دیگر وظایف و نقش های جدیدی در زندگی شان وجود دارد و باید وابستگی خود را به خانواده کم تر کنند و با دیدن کوچک ترین مشکل در رفتار همسر یا خانواده اش ،آن را برای مادر خود باز گو نکنند بلکه مانند یک انسان بالغ خود در رفع مشکل بکوشند.همانطور که در آموزه های دینی مان هم آمده ،حفظ احترام والدین در هر شرایطی واجب است غیر از مواقعی که بر خلاف حکم خدا باشد اما گاهی خواسته ی آن ها به گونه ای است که با تصمیم مان در زندگی زناشویی در تضاد است ،آنوقت باید با سیاست و محبت ضمن دلجویی از آنان ، به گونه ای ای رفتار کنیم که هم استقلال زندگی مشترکمان حفظ شود و هم آن بزرگواران رنجیده نشوند.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

پدرشوهرم توی زندگیمون دخالت میکنه

پدرشوهرخسیس

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

پدرشوهر مهناز افشار کیست,  پدرشوهرمهناز افشار,  پدرشوهر ستایش,  پدرشوهر به انگلیسی,  پدرشوهر بدجنس,  پدرشوهر خسیس,  پدر شوهرم منو كرد,  پدرشوهر و عروس,  دخالت های پدرشوهر,  دخالت پدرشوهر,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من سكت سلم,  من فضلك,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  منتديات الجلفة,  مهمل,  مهمة صعبة,  مهما يقولون,  مهمة السكند,  مهما الليالي,  مهمة خاصة,  مهما يحاولو يطفو الشمس,  مهما صار ومهما صرنا,  مهموم رعد وميثاق,  مهمان امشب خندوانه,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید