مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 11 از 11
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.54
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    دلزدگی از شوهر
    باسلام و خسته نباشید خانمی 29 ساله هستم شوهرم 37 ساله من در سن 17 سالگی ازدواج کردم و از همان دوران نامزدی یکسری اتفاقات باعث شد که بحثهایی بین مادر و شوهرم و حتی خانواده ها پیش بیاد و برخلاف میل من و خانوادم بعد از ازدواج به خانه پدری شوهرم رفتیم و مدت 4 سال با مشکلات کنار اومدم و همیشه سنگ زیر شدم هربار به هر بهانه با خانوادم قطع رابطه میکرد و هر بار من فقط التماس میکردم این اخلاقش را کنار بگذاره ولی... الان 10 ساله باهم زیر یه سقف هستیم و جوری جلوی همه وانمود کردم که همه حسرت زندگی منو دارن ولی نمیدونن تو دل من چی میگذره اینم بگم که علت سنگ زیر بودن من وابستگی زیاد من به شوهرم بود و علاقه هردومون به هم ولی همیشه تو دل من کینه شد این اشتباهات همسرم و جون به هیچکس ابراز نمیکردم چون نمیخاستم خرابش کنم.خدا به ما بچه نداد و الان یکسالی میشه که خیلی نسبت به شوهرم سرد شدم و یه بار هم به خودم این جرات را دادم که به خانوادم راز دلم را بگم و بخام جدا بشم ولی اصرار شوهرم را که دیدم دلم سوخت و برگشتم در ضمن من عاشق کسی دیگه شدم کسی که شده همه زندگیم و نمیخام بیشتر از این به شوهرم خیانت کنم ازتون راهنمایی میخام توروخدا کمکم کنید کار من همش شده گریه و ماتم و افسردگی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.73
    نوشته ها
    8,611
    تشکـر
    4,074
    تشکر شده 9,694 بار در 4,782 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    دلزدگی از شوهر:

    خودتون متوجه شدید دنبال چی هستید ؟ یا شما همسرتون رو دوست دارید و بخاطر همه سختیارو تحمل میکنید

    اگر با خانواده مطرح کردید و به نتیجه رسیدید و باز برگشتید کسی رو جز خودتون ملامت نکنید

    الان هم بجای حل مشکل اصلی گره دیگه ای به گره کور زندگی زدید و باز مشکلات بعدی

    بهتره در این مورد بهتر و عاقلانه تر فکر کنید







    درباره احساسات و عواطف واقعی تان با همسرتان صادق باشید: زمانی که درباره احساسات و عواطف درونی خود صداقت نداشته باشیم،

    روابط ما دستخوش ناملایمات روحی و اخلاقی می شود. فیلم بازی کردن، تظاهرکردن، پنهانکاری ها و حتی دروغ گفتن ها نشانه های عدم صداقت در یک زندگی زناشویی است.

    از نظر عاطفی ـ احساسی سخاوتمند باشید و هرگز خساست به خرج ندهید: سخاوت احساسی ـ عاطفی به این معناست که شما بدون هیچ گونه قید و شرطی آزادانه عشق،

    محبت و قدردانی و تشکر خود را به همسرتان ابراز کنید. البته منظور این نیست که هر پنج دقیقه یکبار قربان صدقه او بروید، بلکه باید سنجیده و مناسب سخاوت خود را نشان دهید.

    به همسرتان تعهد روحی ـ قلبی داشته باشید، البته این تعهد باید دوجانبه باشد: به خاطر داشته باشید مراسم ازدواج باشکوه، حلقه الماس،

    شیک ترین لباس عروسی​ یا دامادی هیچ کدام نمی تواند به شما در داشتن یک ازدواج موفق و شاد کمک کند و تنها تعهد احساسی ـ عاطفی است

    که زندگی مشترکتان را تا پایان عمر ضمانت می کند.

    همسرتان را دوستدار تفکر و ذهنیت خود کنید: جذاب ترین بخش از وجود زنان و مردان را فکر و ذهنیت آنها تشکیل می دهد. پس سعی کنید

    همسرتان را عاشق تفکر و ذهنیت خود کنید و هر گز از ظاهر و اندام خود برای شیفته کردن وی استفاده نکنید؛

    چراکه این امر، واهی و زودگذر است و با گذشت زمان و پیر شدن از جذابیت ها و زیبایی هایتان کم می شود.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  3. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.54
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    مشکل اینجاست که من هیچوقت خودم نبودم یه دختر 17 ساله که بخاطر ترس از ابروش از اول سکوت کرد که مبادا بگن خوشبخت نیست و مبادا صداشون رو کسی بشنوه سکوت کرد و تو خودش ریخت روزا کارش شده بود گریه سال اول ازدواجم یکسال من را از دیدن خانوادم محروم کرد که بعد با وساطت اقوام رابطه ها درست شد باز سر یه موضوع دیگه همه چیز به هم میریخت و من بودم که داغون شدم در کنار این رفتارها مشکل بچه دار نشدنمون هم بود و نمیدونستم دیگه اینو چجوری تحمل کنم همیشه شوهرم میگفت بچه نمیخام ولی من مسر بودم بریم دکتر کلی دارو و دوا مصرف کردم و به نتیجه ای نرسیدیم و روزبه روز من داغونتر شدم و اواخر متوجه شدیم که شوهرم هم مشکل داره الان در کنار همه این موارد میگم تا کی باید ادم تحمل کنه جوونیم رفت هیچی نفهمیدم خواست خدا هم بود بچه دار نشیم و الان همه اون خاطرات ورفتارها شده کینه و کدورت تو دل من که هر روز داره از محبت و علاقم کم میکنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.80
    نوشته ها
    689
    تشکـر
    668
    تشکر شده 671 بار در 406 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    سلام
    وقتی که همسرتان وقتش آزاد هست و آماده گوش کردن به حرفهایتان هست با شوهرتان صحبت کنید حرف دلتان را بزنید متاسفانه شما همیشه ناراحتی خودت را پنهان کردید واقعا بدون تهاجم فقط با همسرتان درددل کنیداز مشکلاتتان بگویید از ناراحتیهایتان بگویید خوب شما احساساتتان را بیان کنید سعی کنید که با هم راهی برای حل مسائل فیمابین پیدا کنید ناراحتیها را به جای تلمبار کردن باید به تدریج تخلیه میکردید شما با انباشت بغضها و دلخوریها باعث انفجار شدید. هنوز دیر نشده بی پرده مشکلاتتان را با شوهرتان در میان بگذارید و با کمک هم راه حل مشکل را پیدا کنید اصلا برای فرار از مشکلات زندگیتان به دامان شخص دیگر نروید این عشق دروعین هست فقط راهیست برای فرار از مشکلات نه حل مشکلات. پس به جای پاک کردن صورت مسئله به حل مسائل و مشکلاتتان فکر کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.54
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    وقتی که همسرتان وقتش آزاد هست و آماده گوش کردن به حرفهایتان هست با شوهرتان صحبت کنید حرف دلتان را بزنید متاسفانه شما همیشه ناراحتی خودت را پنهان کردید واقعا بدون تهاجم فقط با همسرتان درددل کنیداز مشکلاتتان بگویید از ناراحتیهایتان بگویید خوب شما احساساتتان را بیان کنید سعی کنید که با هم راهی برای حل مسائل فیمابین پیدا کنید ناراحتیها را به جای تلمبار کردن باید به تدریج تخلیه میکردید شما با انباشت بغضها و دلخوریها باعث انفجار شدید. هنوز دیر نشده بی پرده مشکلاتتان را با شوهرتان در میان بگذارید و با کمک هم راه حل مشکل را پیدا کنید اصلا برای فرار از مشکلات زندگیتان به دامان شخص دیگر نروید این عشق دروعین هست فقط راهیست برای فرار از مشکلات نه حل مشکلات. پس به جای پاک کردن صورت مسئله به حل مسائل و مشکلاتتان فکر کنید
    خیلی با ایشون صحبت کردم همیشه برام شرط گذاشت اگه مثلا مادر من یه بار میومد خونمون میگفت چرا مادر من نیاد و روز بعد حتما باید مادرش میومد اگه هم حرفی میزدم قهر میکرد که خدا به دادم برسه باید اینقدر ناز میکشیدم بعد کلی حرف بار کردن بهم اشتی میکرد یکی از خصلتهای بد شوهر من قهر کردن هست که خیلی منو داغون میکرد این رفتارش هیچوقتم سر مسایل خودمون نبود همش بخاطر این واون بود که بهترین روزهای زندگیمون به جهنم تبدیل میشد هیچوقت نتونستم این عادتش رو ترک بدم الانم سر یه اشتباه کاری که انجام داد به قول خودش ناخاسته بود در محیط کاریش ولی برای من خیلی سخت تموم شد و هنوزم باورم نمیشه همچین کاری کرده باشه کل خانواده ها فهمیدن و من دشمن شاد خیلیا شدم سری قبلم که برگشتم خونه و تنهاش نزاشتم بخاطر این موضوع بود که نمیخاستم تنها کنار این موضوع داغون بشه ولی خودم را به زور ظاهر حفظ میکنم ولی نمیتونم فراموش کنم این کاررو منی که شوهرم را به عرش برده بودم بخاطر یه اشتباه جلو همه کوچیک و حقیرمون کرد من دردهای زیادی توی دلم هست که شاید برای خیلیا و حتی شوهرم ممکنه موضوع کوچیک بوده باشه ولی برای من نه خودم داغون شدم خیلیییییییی واقعا منی که همیشه صبروحوصلم زیاد بود دیگه کم اوردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6

    دلنوشته کاربر
    دلم از دنیا گرفته ... غم من مهتاب نداره
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.09
    نوشته ها
    631
    تشکـر
    883
    تشکر شده 577 بار در 387 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sarbezir
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.ah نمایش پست ها
    مشکل اینجاست که من هیچوقت خودم نبودم یه دختر 17 ساله که بخاطر ترس از ابروش از اول سکوت کرد که مبادا بگن خوشبخت نیست و مبادا صداشون رو کسی بشنوه سکوت کرد و تو خودش ریخت روزا کارش شده بود گریه سال اول ازدواجم یکسال من را از دیدن خانوادم محروم کرد که بعد با وساطت اقوام رابطه ها درست شد باز سر یه موضوع دیگه همه چیز به هم میریخت و من بودم که داغون شدم در کنار این رفتارها مشکل بچه دار نشدنمون هم بود و نمیدونستم دیگه اینو چجوری تحمل کنم همیشه شوهرم میگفت بچه نمیخام ولی من مسر بودم بریم دکتر کلی دارو و دوا مصرف کردم و به نتیجه ای نرسیدیم و روزبه روز من داغونتر شدم و اواخر متوجه شدیم که شوهرم هم مشکل داره الان در کنار همه این موارد میگم تا کی باید ادم تحمل کنه جوونیم رفت هیچی نفهمیدم خواست خدا هم بود بچه دار نشیم و الان همه اون خاطرات ورفتارها شده کینه و کدورت تو دل من که هر روز داره از محبت و علاقم کم میکنه
    این نشون میده نظر و حرف بقیه توی زندگی شما خیلی براتون اهمیت داشته و همین شما رو نابود کرده
    تجربه نشون میده که مردم فقط 1 درصد به شما فکر می کنن
    اگه ادم بخواد زندگیشو برای مردم بسازه واقعا نابود میشه واقعاااا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    قدر دان دانشته هایتان باشید نمیتوانید باور کنید که چه بسیار ادم هایی که به داشتن آنها ارزو مندند


  8. Top | #7

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.74
    نوشته ها
    1,541
    تشکـر
    2,337
    تشکر شده 2,309 بار در 1,167 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    دلیل مخافت همسرتون با رفت و امد و دیدن خانواده چی بود؟!تعصب بیجا؟خودخواهی؟دیکتاتوری؟
    کسی که هنوز به درک درستی از عشق نرسیده همون بهتر که کنارش نمونید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.54
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط Tarah نمایش پست ها
    این نشون میده نظر و حرف بقیه توی زندگی شما خیلی براتون اهمیت داشته و همین شما رو نابود کرده
    تجربه نشون میده که مردم فقط 1 درصد به شما فکر می کنن
    اگه ادم بخواد زندگیشو برای مردم بسازه واقعا نابود میشه واقعاااا
    مگه میشه حرف دیگرون مهم نباشه اونم منی که از اول کلی دشمن داشتم و نشستن ببینن یه روز رابطه من و همسرم به اینجا ختم بشه ما تو محیط کوچیکی زندگی میکنیم که همه همدیگه رو میشناسن و واقعا احساس میکنم نگاهشون به ما بخاطر اون موضوع بد شده یا من دارم اشتباه میکنم و حساس شدم ولی بدجور فکرم را درگیر کرده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.54
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    دلیل مخافت همسرتون با رفت و امد و دیدن خانواده چی بود؟!تعصب بیجا؟خودخواهی؟دیکتاتوری؟
    کسی که هنوز به درک درستی از عشق نرسیده همون بهتر که کنارش نمونید.
    همسرم بسیار حساس هستن نسبت به رفتارهای دیگرون علی الخصوص خانوادم خودش اینجوری میگه که چون من به همه احترام میزارم انتظار احترام هم دارم من تا الان خانوادم از اقا کمتر بهش نگفتن ولی اگه یکی حرفی زد تو جمع سریع به خودش میگیره و یه مدت قهر میکنه واین منم داغون میشم وکم میارم جلو خانوادم الان بعد از اون قهری که رفتم و برگشتم دامادمون که باهاش همکار و دوست هستن بهش گفته مادر خانمت این حرفا رو پشتت گفت فلانی اینو گفت خلاصه اینم که حساس همین رو بهونه کرده و الان چهار ماهی میشه که هرکس هم دعوتمون کرده گفته نمیام و نرفتیم
    اوایل زندگیمون که خونه پدریش ساکن بودیم هرشب مهمون داشتیم اگه به یه طریقی احساس نارضایتی میکردم همون را شر میکرد که تو پاتو کج گذاشتی واینجوری نگاه کردی و....به خانوادم برخورد الان بعد از چند سال زندگی دیگه عادی شده برام حتی ابراز ناراحتی نمیکنم چون اخلاقش را میدونم و حوصله بحث ندارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.54
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    من کم وبیش مشکلاتم را گفتم ولی در کل شوهرم بسیار روابط اجتماعی بالایی داره و اخلاق بسیار خوب که واقعا تو دید همه بسیار مرد خوب و خانواده دار و همسردوست و... محاسن زیادی داره همسر من که خیلی اقایون ندارن اون محاسن رو ولی تموم این اخلاقها و مواردی که گفتم نمیدونم چرا باهام کاری کرده که هرچی با خودم کلنجار میرم خوبیاش به چشم نمیاد چرااااااا
    هرچی میخام مهلت بدم که همه چیز حل بشه نمیتونم میگم چقدر فرصت بدم 10 سال زندگی کم نیست به نظر خودم دیگه هیچ حریمی بین ما نیست من نمیخام بیشتر از این حریمها بشکنه من تصمیم به جدایی گرفتم و دیشب هم نامه نوشتم و کل چیزهایی که من رو داغون کرده رو برگه اوردم و ازش خواستم احساسات رو بزاره کنار و قشنگ فکر کنه و تصمیم نهایی خودم هم بهش گفتم که من نمیخام بیشتر از این بهت دروغ بگم و ظاهرسازی کنم که دوستت دارم چون کاسه صبرم لبریز شده نمیدونم ولی هربار که بهش میگم جدا بشیم مخالفت میکنه و وقتی بغضش را میبینم دلم میسوزه
    با خودم صادقانه گفتم حسم به شوهرم چیه دیدم فقط حس دلسوزی و مسئولیتی که یک زن در برابر شوهرش داره و متاسفانه حس دوست داشتن خیلی کمرنگ شده بخاطر همین عذاب وجدانم زیاد میشه که من دارم خیانت میکنم به شوهرم پس بهتره تموم بشه
    ازتون کمک میخام واقعا خودمم نمیدونم باید چیکار کنم چه کاری درسته چه کاری اشتباه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #11

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.74
    نوشته ها
    1,541
    تشکـر
    2,337
    تشکر شده 2,309 بار در 1,167 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : دلزدگی از شوهر
    نقل قول نوشته اصلی توسط s.ah نمایش پست ها
    همسرم بسیار حساس هستن نسبت به رفتارهای دیگرون علی الخصوص خانوادم خودش اینجوری میگه که چون من به همه احترام میزارم انتظار احترام هم دارم من تا الان خانوادم از اقا کمتر بهش نگفتن ولی اگه یکی حرفی زد تو جمع سریع به خودش میگیره و یه مدت قهر میکنه واین منم داغون میشم وکم میارم جلو خانوادم الان بعد از اون قهری که رفتم و برگشتم دامادمون که باهاش همکار و دوست هستن بهش گفته مادر خانمت این حرفا رو پشتت گفت فلانی اینو گفت خلاصه اینم که حساس همین رو بهونه کرده و الان چهار ماهی میشه که هرکس هم دعوتمون کرده گفته نمیام و نرفتیم
    اوایل زندگیمون که خونه پدریش ساکن بودیم هرشب مهمون داشتیم اگه به یه طریقی احساس نارضایتی میکردم همون را شر میکرد که تو پاتو کج گذاشتی واینجوری نگاه کردی و....به خانوادم برخورد الان بعد از چند سال زندگی دیگه عادی شده برام حتی ابراز ناراحتی نمیکنم چون اخلاقش را میدونم و حوصله بحث ندارم
    درسته ولی به این نمیگن حساسیت چون حساسیت تا یه حدی طبیعیه اگر به بدبینی برسه میشه پارانویا حتما به یه مشاور خوب بصورت حضوری مراجعه کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

دلزدگی زناشویی,  دلزدگی از شوهر,  دلزدگی از زندگی,  دلزدگی زناشویی+pdf,  دلزدگی از همسر,  دلزدگی از عشق,  دلزدگی به انگلیسی,  دلزدگی زناشویی چیست,  دلزدگی چیست,  دلزدگی زناشویی پاینز,  دلزدگی از شوهر,  دلزدگی از زندگی,  دلزدگی از همسر,  دلزدگی از عشق,  دلزدگی از کار,  دلزدگی از درس,  دلزدگی از نقش,  دلزدگی از دنیا,  دلزدگی از نامزد,  دلزدگی از زندگی مشترک,  دلزدگی از شوهر,  برخورد با شوهر لوس,  خواهر شوهر لوس,  مادر شوهر لوس,  لوس بازی برای شوهر,  لوس شدن برا شوهر,  لوس شدن شوهر,  لوس كردن براى شوهر,  لوس شدن برای شوهر,  شوهر لوس,  شوهر لوس من,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید